مهر ۱۷, ۱۴۰۰ – ۳:۰۶ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

در طول تاریخ، تسلط بر راههای دریایی زمینه ساز توسعه نامحدود اقتصادی و تجاری بوده است. آلفرد تیر ماهان(1914-1840)، ژئواستراتژیست مطرح ایالات متحده امریکا، که نیروی …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, عراق, مقالات, مقالات تحلیلی

مطالبات سیاسی گروه ها و موانع های فراروی آقای العبادی

نگارش در مرداد ۲۹, ۱۳۹۳ – ۱:۱۶ ق.ظ
مطالبات سیاسی گروه ها و موانع های فراروی آقای العبادی
Share

دکتر جعفر حق پناه

کارشناس مسائل عراق

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

دلایل گوناگون معرفی آقای العبادی به عنوان نخست وزیر عراق

باید دلایل گوناگون معرفی آقای العبادی به عنوان نخست وزیر را از دو منظر نگاه کنیم. این که چرا فردی مانند آقای حیدر العبادی به عنوان نخست وزیر جدید منصوب شد و چگونه درمورد ایشان اجماع پدید آمد و این که چه عواملی سبب شد که وضعیت فعلی شکل بگیرد و نخست وزیر سابق امکان و اجازه ی نظارت را نداشته باشد، باید مورد بررسی قرار بگیرند.

واژگان کلیدی: مطالبات سیاسی، گروه های عراقی؛  موانع های فراروی آقای العبادی؛ العبادی؛ عراق

دلایل کنار رفتن آقای نوری مالکی از نخست وزیری، در دوران  خود وی فراهم شده بود. یعنی عملکرد ایشان به گونه ای بود که نه تنها موجبات نارضایتی گروه های اهل سنت و کردها را فراهم آورده بود، بلکه نارضایتی قابل توجهی هم در میان گروه های شیعی پدید آمده بود . در نهایت شکل گیری بحران داعش و سقوط موصل این روند را تشدید کرد. همچنین پس از انتخابات عملا بعید بود حتی گروه های دیگر از شیعیان، در مورد نخست وزیری آقای مالکی به توافق برسند. حتی اگر وی می توانست برای سومین بار نخست وزیر شود، نهایتا یک دولت ناکارآمدتر از گذشته را شکل می داد و فرقه گرایی و تنش در عراق باقی می ماند. بنابراین در این شرایط نیاز به انتخاب نخست وزیر جدید احساس می شد و تقریبا با توجه به اجماع پدید آمده در مورد رفتن آقای مالکی، مسئله این بود که چه فردی بیاید که اولا بتواند در شرایط موجود اجماع بیشتری در میان فرقه های عراقی، اعم از کرد و شیعه و سنی ایجاد کند. دوم این که بتواند شرایط بسیار آشفته و نا به سامان امنیتی- سیاسی عراق را سامان دهد و از شدت پیشروی تروریست تکفیری کم و عراق رابه  وضعیت عادی برگرداند. سوم این که اجماع بین المللی هم درمورد ایشان پدید آید و این نخست وزیر بتواند حمایت خارجی را هم برای ایجاد ثبات در عراق پدید آورد.

آقای حیدر العبادی از حزب الدعوه، سابقه مبارزه با رژیم بعثی داشته و فردی تحصیل کرده است. وی طی سال های گذشته عهده دار پست های نظارت و نمایندگی مجلس بوده و است. برخلاف برخی از چهره های سیاسی دیگر شیعه، کرد یا اهل سنت (که مشهورتر از ایشان بودند،) حاشیه سازی کمتری صورت گرفته بود. ایشان عملا جزو عناصر خوش و اتهامات (که بسیاری از کاندیداهای دیگر از جمله بحث های  فساد مالی و …. رو به رو بودند)، مواجه نبود. ضمن این که به هر حال باید توجه داشته باشیم که قطعا نخست وزیر نیروهایی که از میان گروه های شیعه انتخاب می شد و آمدن آقای العبادی بیانگر این است که بین گروه های سیاسی عمده شیعه مانند مجلس اعلا و حزب الدعوه، توافق نظری وجود دارد. چون قبلا گمانه زنی هایی که می شد، درباره افرادی بود که خارج از لیست حزب الدعوه بودند و این امر به نوبه ی خود قابل تامل است.

 

موانع و چالش های فراروی آقای العبادی

همه ی چالش هایی فراروی آقای مالکی همچنان وجود دارد، اما اکنون به گونه ای تشدید شده است. الویت بندی این چالش ها مهم است، که الان به نظر متفاوت می رسد. چالش نخستی روبروی آقای العبادی این است که بتواند در بغداد اجماع نسبی سریعی را به وجود آورد تا براساس آن اجماعی که میان گروه های شیعی، سنی و کرد به وجود آمده، دولت خود را کارآمد کند. به گونه ای که برخلاف وضعیت فعلی که فقط عملا حاکمیت دولت مرکزی فقط در حومه ی بغداد هست، مقدماتی ایجاد شود که بتواند بر مناطق وسیع تری اعمال حاکمیت کند و براساس آن بتواند با جریان های تروریستی تکفیری مقابله کند. این امر کار بسیار دشواری است، چون اکنون مطالبات کردها و اهل سنت بیشتر از گذشته است و در واقع ایجاد این اجماع کار راحتی نیست و امتیاز دادن به کردها و اهل سنت می تواند به ایجاد یک نظام فدرال جدیدی منجر شود که بر سر منافع خود بجنگند. در این حالت، چالش آقای العبادی، وجود یک حکومت ناکارآمد است که عملا قدرت چندانی ندارد. گذشته از این ایشان باید بتواند ساختار نظامی – امنیتی از هم پاشیده ی عراق را به سرعت احیا کند و به گونه ای با ایجاد انگیزه و دادن امکانات و تغییر فرماندهان و سلسله مراتب موجود، ملزومات اولیه مقابله با جریان تروریستی را فراهم آورد. چالش بعدی ایشان این است که چگونه می تواند حمایتی که از جانب کشورهای مختلف با منافع متعارض در عراق وجود دارد را مدیریت کند. اکنون از آقای العبادی ایران ،امریکا ، عربستان سعودی و هم بقیه کشورهای منطقه حمایت می کنند. حفظ این پشتوانه ی خارجی کار بسیار دشواری است. زیرا هریک از این کشورها رویکردهای متفاوت و منافع متعارضی دارند و از این جهت ایشان با دشواری های خاصی رو به رو می باشد. مسئله ی دیگر، مدیریت تعامل با کشورهای خارجی ای است که قصد مبارزه با جریان های تروریستی و تکفیری را دارند. اکنون امریکا، انگلیس و فرانسه اعلام کرده اند که حاضرند عملیات محدود و کمک های نظامی و انسان دوستانه داشته باشند. کشورهای منطقه مانند ایران هم آمادگی خود را اعلام کرده اند. اما این که چگونه این روند محقق بشود، امر بسیار دشواری است و زیرساخت ها و زمینه های لازم در عراق، در خیلی از موارد وجود ندارد. مسئله ی آوارگان به شکل عجیبی گسترده و تاسف بار است. این ها نیاز به کمک های فوری و اولیه دارند که در این شرایط برای دولت آقای العبادی رسیدگی به این همه مشکلات بسیار دشوار به نظر می رسد.

 

مهم ترین مطالبات جریان های سیاسی کرد و اهل سنت از دولت کنونی آقای العبادی

باید جریان های سیاسی کرد را به دو مرحله تقسیم کنیم. تا قبل از تهدید مناطق کردنشین توسط جریان های تروریستی و تکفیری، موضع کردها حداکثری بود و آن ها با توجه به دستاوردهای قابل توجه کوتاه مدتی که داشتند و همه ی مناطق مورد احترام و مشمول ماده ی 140، حتی تا مرز اعلام رفراندوم و جدایی .نیز پیش رفتند. اما اکنون به نظر می آید فضا تا حدی متفاوت شده است. دشمن مشترکی میان کردها و دولت مرکزی و شیعیان هست که حتی بخشی از اهل سنت هم این تهدید را احساس می کنند. درنتیجه امکان اظهار توافق و تعامل میان کردها و شیعیان بیشتر شده و دوباره همان ائتلاف تاریخی شیعی- کردی احیا می شود. البته در این بین نقش ایران بسیار بالا است که بتواند از پیوند های تاریخی- فرهنگی و سیاسی خود به خصوص با کردها استفاده کند و آن ها را در تعامل با آقای العبادی همراه کند. دسته بندی های درونی کردها هم، به خصوص بعد از آمدن آقای طالقانی و تغییر موضع ایشان، بحث قابل توجهی است و باید مورد بررسی قرار گیرد. ما نمی توانیم جریان های کردی را کاملا یکپارچه فرض کنیم. درمورد اهل سنت باید گفت که الان نوعی دوگانگی به وجود آمده است. بخشی از جریان های میانه روی اهل سنت، به خصوص آن ها که در بغداد و نزدیکی های بغداد هستند، میل بیشتری به تعامل با دولت بغداد دارند و به طور کلی خود را در کشاکش میان دولت مرکزی و جریان های تروریستی و تکفیری، قربانی می دانند. چون عملا در این شرایط گروه های میانه رو حتی از سوی جریان های تکفیری مورد حمله قرار می گیرند و اساسا از نظر آن ها ماموریتی ندارند و نماینده ی اهل سنت عراق، تلقی نمی شوند. در نتیجه این شکل رفتار رادیکالی مورد پذیرش این ها نیست و با منافع این ها همخوانی ندارد. اما این گروه اکنون احساس می کند که با توجه به پشتوانه ی خارجی و با توجه به این که رفتار آقای مالکی با اهل سنت مسبب این مشکلات اخیر تلقی می شود، بتوانند برخی از مطالبات خود را مطرح کنند. آن ها احتمالا مواردی مثل طرح فدرالیسم استانی در مناطق سنی نشین را مطرح تا در گرفتن پست های سیاسی وضعیت بهتری پیدا کنند.

 

Share