دکتر سید سلمان صفوی
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC
تاریخ، گاه نه با قلم سیاستمداران، که با خون مردانی نوشته می شود که آگاهانه مرگ را برمی گزینند تا حقیقت زنده بماند.
شهادت آیت الله سید علی خامنه ای (قدس الله نفسه الزکیه)، توسط رژیم صهیونیستی و آمریکا، یک واقعه سیاسی صرف نیست؛ بلکه فصلی تراژدیک در تاریخ معاصر انسان است. لحظه ای است که قانون در برابر قدرت زخمی شد و وجدان جهان در برابر خشونت عریان به آزمون فراخوانده شد.
این رخداد، در منطق حقوق بین الملل، شکستن مرزهایی بود که برای حفظ امنیت انسان بنا شده بود؛ و در منطق تاریخ؛ بدعتی هولناک بود که عادی شدن آن، جهان را به عصر تاریک حذف و ترور بازمیگرداند؛ عصری که در آن گفتگو جای خود را به گلوله میدهد و حاکمیت ها به جای قانون، با سایه مرگ سخن میگویند. بدعتی که آتش آن – دیر یا زود – دامان برافروزندگانش را نیز فراخواهد گرفت.
ایشان میتوانست پنهان شود و در حصارهای آهنین امنیت زندگی کند. میتوانست فاصله ای بین خود و خطر بیفکند. اما نخواست. در خانه ماند، بین مردم ماند، و با صدایی آشکار اعلام کرد: «حقیقت» از مرگ نمی گریزد. این انتخاب؛ یک انتخاب سیاسی صرف نبود؛ نوعی شهادت آگاهی بود. تصمیمی بود که مرگ را از پایان به پیام تبدیل می کرد.
در این روایت؛ شهادت نه شکست، که افشاگری است. نه خاموشی؛ که فریاد است. همان سنتی است که در کربلای حسینی معنا یافت: ایستادن، حتی زیر بمباران شدید دشمن، تا ظلم برای همیشه رسوا شود.
در این معنا؛ «شهادت»، تبدیل فرد به تاریخ است؛ تبدیل انسان به حافظه ای جمعی است که هرگز فراموش نمی شود.
از این منظر؛ شهادت ایشان به رخدادی فراتر از یک زندگی شخصی بدل می شود؛ نقطه ای که احساس ملی، هویت تاریخی و اراده سیاسی یک ملت را به هم پیوند می زند. پس از چنین واقعه ای، سخن از سازش آسان نیست؛ زیرا خون، زبان دیگری دارد و تاریخ، پس از حماسه و تراژدی، با معیارهای تازه ای نوشته می شود.
ایشان در حیات، خادم ملت خوانده می شد و در شهادت؛ به نمادی بدل شد که مرز بین مرگ و حضور را درهم شکست. گویی انسان می رود، اما معنا می ماند. جسم خاموشی می گزیند، اما روایت آغاز می گردد. و این همان راز شهادت است: «ادامه زندگی در ضمیر یک ملت.»
گفتمان ایشان بر صلحی عادلانه، مقاومت در برابر ستم، و پاسداری از عزت انسان استوار بود؛ گفتمانی که می کوشد انسان را از ترس؛ و ملت را از وابستگی رهایی بخشد. چنین گفتمانی، در حافظه تاریخی جای می گیرد و با گذر از مرز زمان؛ به سرمایه ای معنوی برای نسل ها بدل می شود.
بدین سان آیت الله خامنه ای در این روایت فلسفی؛ تنها یک رهبر سیاسی باقی نمی ماند؛ بلکه به نمادی از ایستادگی بدل می شود. به نشانه ای از این باور که قدرت می تواند جسم را هدف گیرد، اما قادر به حذف معنا از تاریخ نیست.
و سرانجام تاریخ همواره به خاطر می آورد چه کسی ایستاد و چه کسی از ایستادن هراس داشت.
ایشان زنده است و تا ابد بر تارک تاریخ مبارزات ملل جهان علیه امپرالیسم و صهیونیسم می درخشد.