اسفند ۴, ۱۳۹۸ – ۶:۳۹ ق.ظ |

دکتر محمد مهدی مظاهری
استاد دانشگاه و تحلیل گر ارشد مسائل بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

اسفند ماه همیشه برای ایرانیان ماهی پر از تکاپو و تلاش برای نو شدن بوده است، مردم ایران …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آمریکا, خاورمیانه, گزیده ها, مقالات

خاورمیانه نوین و موازنه تهدید

نگارش در بهمن ۱۴, ۱۳۹۸ – ۵:۳۱ ق.ظ
Share

علیرضا خرم روز

کارشناس ارشد مطالعات خاورمیانه و شمال آفریقا از دانشگاه علامه طباطبایی(ره)

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

وضعیت متشنج این روزهای خاورمیانه نشان از تغییر هسته قدرت در این منطقه و چالش های پیش رو در توازن قوای منطقه ای دارد. درگیری مستقیم ایران و آمریکا پس از رویارویی نیابتی در سوریه، عراق و یمن اکنون به بحرانی ترین نقطه خود رسیده است. ترور شهید سلیمانی به عنوان هسته سخت افزاری و نرم افزاری قدرت منطقه ای و بین المللی ایران، اعلام جنگ آشکاری از سوی آمریکا نسبت به فعالیت های خارج از مرزهای ایران بود. همچنین ضربه متقابلی که ایران به عین الاسد وارد کرد نیز نشان از عزم جدی برای پاسخگویی داشت.

اما روند های دیگری نیز در این زمینه تاثیر جدی دارند. بطور مثال بحث معامله قرن، جنگ عربستان و یمن، تحولات عراق و لبنان ، حضور ناتو در خلیج فارس و جایگزینی قدرت با ایالات متحده همگی نشان از تغییرات عمیق در هسته سخت قدرت منطقه خاورمیانه دارد.

تقابل ایران و آمریکا؛چالشی که عمیق تر خواهد شد

پس از حمله نیروهای مردمی عراق به سفارت آمریکا ضربات به صورت پلکانی آغاز شد. حمله به پایگاه های حشد الشعبی در مرز عراق و سوریه باعث صعود این تقابل گردید. اما قمار ترامپ در حذف نیروی اصلی ایران در نقش آفرینی منطقه ای و به یک معنا نفر دوم ایران از حیث قدرت ملی باعث شد تا شدت ضربات بالا رود و تنش به واکنش تبدیل شود. شوک منطقه ای ترور شهید سلیمانی باعث تغییر محاسبات دفاعی و تهاجمی در منطقه گردید.

این امر تا جایی پیش رفت که اسرائیل و عربستان سعی در زدایش نقش خود در این ترور داشتند. پیام های قطر و کویت در عدم دخالت و به عبارتی بیگناهی در این اتفاق همگی نشان از محاسبه واکنش ایران در سطوح عالی و بسیار کوبنده داشت. اما خویشتنداری نسبی طرفین در درگیری باعث شد تا از یک جنگ کوتاه مدت به یک نبرد فرسایشی تغییر حالت داده شود. اکنون پرسش اینجاست که چرا ایران علاقمند به نبرد فرسایشی با آمریکاست؟

نبرد فرسایشی علاوه بر طولانی مدت بودن، دست طرف درگیر را در اتخاذ استراتژی و تاکتیک باز می گذارد. همچنین ابهامی در طرف مقابل ایجاد می نماید. از سوی دیگر آمریکا علاقه ای به حضور در این حوزه ندارد و ترجیح  می دهد نیروهای نیابتی وارد درگیری با ایران شوند. اما کشتن سربازهای آمریکایی نشان می دهد که این کشور نیز مجبور است از لاک نیروهای نیابتی خارج شده و مستقیم درگیر شود. امری که هزینه تراشی ایران برای آمریکا را افزایش می دهد. از سوی دیگر این نوع نبرد می توان در حالت نامتقارن پیگیری شود و در این صورت ایران می تواند از نیروهای نیابتی منطقه ای خود برای زدن آمریکایی ها استفاده نماید . لذا صبر استراتژیک در حوزه انتقام ، وضعیت را به سمت یک جنگ فرسایشی برد. این نکته نباید فراموش شود که تشییع میلیونی سردار سلیمانی عامل بازدارنده ای بود که نشان داد تفاوت مفهوم سربازی در ایران و ایالات متحده تا چه اندازی ای تاثیر گذاراست. هرچند سرباز وطن بودن در آمریکا نمادی حماسی دارد اما اساسا این فعالیت شغل است و برای درآمد زایی اتفاق می افتد، بدین معنا که سرباز حرفه ای برای کسب درآمد به خاورمیانه می آید و علاقه ای به مردن ندارد و این مسئله برای اقتصاد نظامی آمریکا فاجعه بحساب می آید اما در ایران شهادت مفهومی است که بسیار متفاوت تفسیر می شود و هاله ای معنوی دارد. لذا تشییع میلیونی یک ژنرال نظامی در ایران برای آمریکا مقوله ای گنگ تلقی شد و به همین دلیل بازدارندگی ایجاد نمود.

وضعیت کنونی نیز روندی است که نشان از کاهش تنش ندارد. پالس های مذاکره دولت نیز مقوله ای بی تاثیر است. تحریم وزیر خارجه و رییس سازمان انرژی اتمی به معنای عبور از دولت روحانی است و همین امر نشان از تقابلات گسترده در آینده را نشان می دهد. چه بازی انتخاباتی در میان باشد و یا پرونده استیضاح، ترامپ در صورت رای آوری مجدد مشروعیتی ملی برای تقابلات گسترده تر با ایران خواهد شد. اعلام جنگ نیروهای نیابتی ایران به آمریکا و همچنین کشته های محدود در کشورهای اطراف نشان از روندی دارد که در آینده عمق درگیری ها را نشان خواهد داد.  در حقیقت طرفین در این موضع در حال محاسبه هستند و ضربات بعدی می تواند زیرساختی تر و مهلک تر باشد. عزم دولت ترامپ برای فشار حداکثری اکنون به مرحله حساس تقابل آشکار و مستقیم رسیده است. اندک تنش میان دو کشور می تواند جنگ فرسایشی مطلوب ایران را به سمت جنگ محدود و ضربه سنگین به نفع ایالات متحده تغییر دهد. روند افزایش تنش ها و تحریم هایی که نمادین هستند و درهای مذاکره را می بندد نماد عزم جدی واشنگتن در تخریب های زیرساختی وسپس تسلیم ایران دارد، سیاستی که در آن محاسبات بازوهای منطقه ای ایران را نادیده گرفته است و ممکن سیاست بین الملل را دچار معضله امنیتی جدید بنماید.

واژگان کلیدی: خاورمیانه، نوین ، موازنه، تهدید،علیرضا خرم روز

Share