تیر ۲۴, ۱۳۹۷ – ۱۰:۴۶ ق.ظ |

کارشناس انرژی
مرکز بین‌المللی مطالعات صلح-IPSC
دیپلماسی انرژی، جدا از افزایش توانایی در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی زمینه لازم برای کاهش محدودیتهای بین‌المللی علیه هر کشوری را فراهم می‌سازد و به افزایش قدرت ملیکشور کمک شایانیمی‌کند. در …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, مقالات, مقالات تحلیلی

خاستگاه قدرت یهودیان آمریکا و تعهد استراتژیک و اخلاقی امریکا در حمایت از اسراییل

نگارش در مرداد ۷, ۱۳۹۱ – ۱۲:۵۴ ق.ظ
خاستگاه قدرت یهودیان آمریکا و تعهد استراتژیک و اخلاقی امریکا در حمایت از اسراییل
Share

 

احمد آدینه وند

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

از بدو تاسیس اسراییل، آمریکا تعهد دائمی خود به حفظ و حمایت از اسراییل را جزو اصول اساسی سیاست خارجی خود قرار داده است. آمریکا از اولین کشورهایی بود که موجودیت اسراییل را به رسمیت شناخت و حمایت از اسراییل را در راس برنامه های خود در منطقه خاورمیانه قرار داد. آمریکا پذیرفت که اسراییل باید قدرتمندترین کشور خاورمیانه گردد و در این راه سیل حمایت‌های خود را به شکل کمک‌های اقتصادی اعم از کمک های بلا عوض و وام ها کلان و کمک های نظامی به شکل پیشرفته‌ترین سلاح‌های متعارف و سیاسی در مجامع بین‌المللی متوجه اسراییل ساخته است.بررسی چرایی حمایت آمریکا از اسرائیل، هدف اصلی این نوشتار است.

کلیدواژه: آمریکا، اسرائیل، اعراب، فلسطین، لابی

تحلیل رویداد

ایالات متحده در طول نزاع طولانی اعراب و اسراییل همواره ثابت قدم در کنار کشور اخیر قرار گرفته است. در جنگ‌های میان اعراب و اسراییل،در سالهای 1967و 1973 آشکارا به حمایت از اسراییل برخاست.آمریکا برای حمایت خود از اسراییل در کنار دلایل استراتژیک، یک توجیه اخلاقی و انسانی قایل است که  به عنوان یک سیاست دایمی و مستمر این کشور و صرفنظر از اینکه چه کسی در آمریکا بر راس حکومت است، همواره رعایت کرده است. بر اساس این توجیه اخلاقی ، اسراییل کشوری است که میراث دار قرنها آزار و اذیت و آوارگی یهودیان بوده است. قوم یهود در اقصی نقاط عالم در طول تاریخ خود تحت فشار و ستم بوده است، که نمونه واضح آن، چنانچه صهیونیستها خود ادعا می کنند: «قتل عام یهودیان به دست آلمان نازی در کوره های آدم سوزی در جریان حادثه هولوکاست می باشد». بر این اساس، حمایت از اسراییل در واقع مرهمی بر ظلم تاریخی انجام شده علیه ملت یهود است. علاوه بر آن اسراییل اینک در منطقه خاورمیانه در منطقه ای کاملا اسلامی و عربی واقع شده است که حیات آن به شدت از سوی دولتهای این منطقه تهدید می گردد. لذا امریکا وظیفه اخلاقی دارد که کمک های خود را در اختیار اسراییل قرار دهد به گونه ای که این کشور بتواند بر همسایگان خود برتری نظامی داشته باشد تا از این طریق بتواند استمرار حیات خود را تداوم بخشد.

این امر گذشته از تعهد اخلاقی، به نقش بسیار پررنگ یهودیان و لابی‌های یهودی در سیاست خارجی آمریکا بر می‌گردد. محور سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه، تماما به سیاست داخلی این کشور و خصوصا فعالیت های لابی اسراییل وابسته است.دیگر گروههای نفوذ نیز کوشیده اند سیاست خارجی آمریکا را در راستای منافع خود شکل دهند؛ ولی هیچ لابی دیگری نتوانسته است این چنین، سیاست خارجی آمریکا را در راستای منافع خود بطور کامل سوق دهد و آمریکایی ها را متقاعد سازد که اسراییل و آمریکا اساسا، منافع مشترکی دارند.

از جمله دلایل جایگاه کنونی یهودیان در سیاست خارجی آمریکا را می‌توان ناشی از منابع قدرت یهودیان در آمریکا دانست. خاستگاه‌های قدرت یهودیان در آمریکا برگرفته از ویژگی‌های ذهنی و روان‌شناختی و قدرت فکری یهودیان و تاکتیک‌ها و سازوکارهایی است که آنها در مرحله عمل به کار می‌بندند. در یک چشم‌انداز کلی، می‌توان چهار خاستگاه قدرت را برای یهودیان آمریکا مشخص کرد که قدرت یهودی ها در پرتو این خاستگاه‌ها به منصه ظهور می‌رسد:

الف) خاستگاه اول، با ویژگی‌های جامعه یهودیان مرتبط است. سه ویژگی عمده یهود شامل انسجام، سازماندهی، سطح نخبگی و ویژگی‌های کیفی موجب گردیده‌اند که جامعه یهود برای هر اقدامی پتانسیل لازم را در اختیار داشته باشد.یهودیان عمدتا مالکان شرکت ها و موسسات بزرگ اقتصادی و تجاری در امریکا هستند و با در اختیار داشتن بنگاههای رسانه ای بزرگ فضای  افکار عمومی امریکا  را به سود اسراییل شکل می دهند

ب) دومین خاستگاه، لابی یهودیان است که توانسته است با اعمال نفوذ و تخصیص منابع مادی و معنوی لازم، اهداف یهودیان را در فرآیند تصمیم‌سازی‌های آمریکا محقق کند.هسته مرکزی این لابی از یهودیان امریکایی تشکیل شده است که در زندگی روزانه خود به شکل چشمگیری تلاش می کنند تا سیاست خارجی امریکا را به سمت و سویی گرایش دهند که به پیشبرد منافع اسراییل بیانجامد.فعالیت های آنان فراتر از رای دادن صرف به کاندیداهای طرفدار اسراییل،نامه نگاری،اعطای کمک های مالی و حمایت از سازمان های یهودی به تحت تاثیر قرار دادن مراکز تصمیم سازی و اجرایی در داخل آمریکا  به اتخاذ مواضع به سود اسراییل و در اختیار گذاشتن به طور مثال مدرن ترین تکنولوژی ها و سلاح هابه این رژیم  نیز گسترش می یابد.

ج) خاستگاه سوم، رسانه‌ها است که به عنوان بازوی قدرتمند اقناع افکار عمومی در آمریکا، در دست یهودیان قرار گرفته است. بر این اساس بسیاری از بزرگترین بنگاهای رسانه ای امریکا در برنامه های خود آشکارا موضع حمایت از اسراییل و سیاه نمایی درباره فلسطینی ها را اتخاذ می کنند و به صراحت بر رویکرد جانبدارانه خود نسبت به اسراییل صحه می گذارند.

د) خاستگاه چهارم،مربوط به قدرت تاثیر گذاری یهودیان بر نمایندگان و تصمیم سازان در قوای مقننه و مجریه آمریکا است،  بر این اساس به عنوان یکی از منابع تاثیرگذاری یهودیان در امریکا،آنان با نفوذ خود در دستگاه اجرایی و کنگره آمریکا مانع از تصویب هرگونه قوانینی می شود که منافع اسراییل را در معرض تهدید قرار دهد. علاوه بر این، اسراییل با اعمال نفوذ خود خصوصا در کنگره همواره توانسته است قوانین و تحریم هایی را علیه سرسخت ترین دشمنان خود به ویژه جمهوری اسلامی ایران وضع نماید و از این طریق این کشورها را وادار می کند هزینه مخالفتشان را با اسراییل پرداخت نمایند.

بدین ترتیب، اعمال نفوذ یهودیان آمریکا و تاثیر آنها بر سیاست‌مداران آمریکایی نقش بسیار مهمی در حمایت آمریکا از اسراییل ایفا نموده است. اسراییل با استفاده از پشتیبانی آمریکا سعی در تحمیل نظم مورد علاقه خود بر سایر کشورهای منطقه دارد. در همین راستا، این کشور در روند مذاکرات صلح که با اعراب از سال 1992 در کنفرانس مادرید آغاز شده است تاکنون موفق شده بسیاری از خواست‌های خود را در مقابل امتیازاتی اندک به اعراب بقبولاند. آمریکا در این مذاکرات به ظاهر نقش میانجی را برعهده دارد و عموماً به نفع اسراییل موضع می‌گیرد و پیشبرد اهداف این کشور را مورد توجه قرار می‌دهد.

به طور کلی دلایل استراتژیک حمایت آمریکا از اسراییل را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:

1.اسراییل به طرز موفقیت‌آمیزی جنبش‌های اسلامی رادیکال و ملی‌گرایانه عربی را در اردن، لبنان و فلسطین تضعیف کرده است.

1.آرآم

آمری

 

2. از نقطه نظر نظامی، جنگ‌های مکرر اسراییل در منطقه باعث شده است که زمینه برای آزمایش جنگ افزارهای آمریکایی  در برابر جنگ افزارهای شوروی که بیشتر ارتش‌های منطقه به تسلیحات آن مجهزند، فراهم شود.

3. اسراییل همواره سد راه و مانع بزرگ بر سر راه رژیم‌های نامطلوب از نظر آمریکا همچون ایران و سوریه بوده است.

4. سازمان اطلاعات اسراییل کمک‌های زیادی به سازمان‌های جاسوسی و اطلاعاتی آمریکا در جمع‌آوری اطلاعات و انجام عملیات‌های مختلف داده و می‌دهد.

5. اسراییل از موشک‌های دور بردی برخوردار است که حتی شوروی سابق را نیز می‌تواند مورد هدف قرار دهد. به علاوه، این کشور از یک زراد خانه هسته‌ای برخوردار است که صدها کلاهک هسته‌ای را در آن مخفی کرده است.و به مدد آن اسراییل توانسته است از سنگینی بار وابستگی خود بر دوش آمریکا بکاهد و تا حدودی به سوی یک نظام کمتر متکی به آمریکا و بیشتر خودیار در عرصه معادلات سیاسی و نظامی منطقه حرکت نماید.

مجموع این دلایل سبب خواهد شد که آمریکا همانند گذشته در آینده نیز خود را متعهد به حمایت همه جانبه از اسراییل بداند و کماکان به کمک‌های خود به این کشور ادامه دهد.

همچنین حامیان اسراییل مدعی آن هستندکه بدلایل زیر اسراییل شایستگی آن را دارد که مورد حمایت همه جانبه آمریکا قرار داشته باشد:

1-اسراییل کشور ضعیفی است که در حلقه محاصره دشمنان گرفتار آمده است این تصویر از سوی رهبران و نویسندگان حامی اسراییل ،ایجاد شده ولی تصویر متضاد آن به واقعیت نزدیکتر است.برخلاف عقیده عمومی ،صهیونیستها در دوران جنگ 1949-1947،دارای نیروهای نظامی مجهز و پیشرفته بودند و نیروهای دفاعی اسراییل،خیلی سریع و به راحتی مقابل مصر در سال 1956و در برابر مصر،اردن و سوریه در سال 1967پیروز شدند.این پیروزی ها،شواهد روشنی بر قدرت سازمانی و توانایی نظامی اسراییل است و نشان می دهد اسراییل در دوران اولیه ایجادش نیز ناتوان نبوده است.امروزه اسراییل،قوی ترین قدرت نظامی خاورمیانه است.نیروهای متعارف اسراییل برتر از همسایگانش بوده و تنها رژیم خاورمیانه است که مجهز به سلاح های هسته ای است.

2-ادعا می شود اسراییل یک دموکراسی است که در مقایسه با حکومت های دیگر،دارای شکل بهتری از حکومت است.این استدلال که اسراییل دموکراسی محصور شده دیکتاتوری های رقیب است ،نمی تواند این سطح وسیع از حمایت و کمک را توجیه نماید.علاوه براین ،دموکراسی های زیادی در دنیا وجود دارند که چنین کمک هایی را دریافت نمی کنند.امریکا در گذشته دولت های دموکراتیکی را سرنگون کرده و زمانی که منافعش ایجاب می کند ،از دیکتاتوری ها حمایت می کند و امروزه نیز روابط بسیار خوبی با شماری از دیکتاتوری  ها دارد .بنابر این ادعای دموکراتیک بودن اسراییل ،نمی تواند حمایت بی حد و حصر امریکا را توجیه و تبیین نماید.

3-ملت یهود به اقتضای آنکه قربانی جنایات گذشته می باشد ،مستحق رفتار ویژه ای است.توجیه اخلاقی دیگر برای حمایت از اسراییل ،تاریخ یهودی آزاری در غرب مسیحی و بویژه حادثه هولوکاست است.بسیاری اعتقاد دارند چون یهودیان در طول قرنهای متمادی مورد اذیت و آزار واقع شده اند و چون تنها در وطن یهودی می توانند در امان باشند ،پس رواست که امریکا با روش خاصی با اسراییل رفتار کند. این مساله شاید توجیهی اخلاقی برای حمایت از اسراییل دست و پا کند ،ولی ایجاد اسراییل،جنایات بسیار بزرگتری علیه طرف ثالث بیگناهی به همراه داشته و آن فلسطین است.

4-در مقایسه با دشمنانش، اسراییل ملاحظات اخلاقی را بیشتر رعایت می کند: توجیه اخلاقی دیگر ،اسراییل را کشوری ترسیم می کند که به دنبال صلح بوده و همیشه در مقابل تحریکات از خود خویشتنداری زیادی نشان داده است.در عوض اعراب با شرارت زیادی عمل می کنند.این روایت نیز که مدام از سوی صهیونیستها تکرار می شود ،خود افسانه ای دیگر است .با توجه به رفتارهای مشاهده شده ،از لحاظ اخلاقی،کردار اسراییل به هیچ وجه برتر از اعمال دشمنانش نیست.

دورنمای رویداد

بنابراین حمایت از اسراییل به صورت تام و بدون قید و شرط یکی از سیاست های ثابت ایالات متحده صرفنظر از حاکمیت هر کدام از دو حزب سیاسی این کشور در کاخ سفید می باشد. امریکا در مسیر انجام این تعهد خود از تمامی امکاناتش استفاده کرده و در راه حفظ برتری اسراییل در منطقه آماده اتخاذ هرگونه اقدامی است.در چشم انداز آینده نیز آمریکا همچنان راهبرد خود در خاورمیانه را بر مبنای حفظ برتری اسراییل قرار داده و به نظر می رسد این کشور با وجود تمام انتقادات عربی-اسلامی به حمایت خود از اسراییل ادامه داده و این رژیم را محور سیاست ها و متحد استراتژیک خود قرار خواهد داد.

Share