شهریور ۲۳, ۱۳۹۸ – ۵:۳۲ ب.ظ |

سیده سارا فاطمیان
پژوهشگر حوزه محیط زیست و دیپلماسی آب
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
 
مقدمه
امروزه تغییرات اقلیمی و به تبع آن خشکسالی و بحران آب از مهم‌ترین مسائلی است که به روابط بین کشورها شکل …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, بحرين, خاورمیانه, خلیج فارس, گزیده ها, مقالات

بحرین مأمور ارتباط مستقیم اعراب با اسرائیل یا بستر ساز پروژه معامله قرن

نگارش در مرداد ۲۷, ۱۳۹۸ – ۱۲:۲۵ ب.ظ
Share

محسن عزتی

 پژوهشگر مسائل خاورمیانه

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

 

دیپلماسی در دنیای امروز، تعاریف و کارکردهای نوین و مدرنی را تجربه می کند که در آن سیاستمداران و دیپلمات های چیره و صبور در سایه تدبیر، دوراندیشی و فرصت شناسی در کسب منافع ملی و امنیت دولتها و مردمان خود، دست به انتخاب ها و اتخاذ تاکتیک های خاصی می زنند.

تاریخ خاورمیانه جدید حاکی از آن است که بازدارندگی و مدیریت منازعه به لحاظ سیاسی و نظامی هنوز یک چالش اساسی است. در حالی که سایر کشورهای دنیا از دغدغه­های سنتی امنیّت فراتر رفته و دستور کار جامعی را ارائه داده­اند که توسعه و امنیت انسانی را در بر می­گیرد، خاورمیانه هنوز با این معضل اساسی دست به گریبان است.

تاریخ خاورمیانه مدرن ثابت کرده است که این منطقه گورستان بسیاری از نظریه­های روابط بین الملل است. نظریه­های مربوط به علل و خاستگاه­های جنگ، بازدارندگی، الزام و مذاکره در آزمون حوادث نیم قرن اخیر این منطقه به گِل نشسته­اند.

در حالی که سایر مناطق جهان برنامه های خود در باب امنیت را گسترش داده و تقویت کرده اند تا اموری چون حفاظت از محیط زیست و آب، حمایت از مردم و ارتقای امنیت مبتنی بر حقوق بشر را در برگیرد، خاورمیانه همچنان در مقابل استراتژی­های مربوط به جلوگیری از جنگ و مدیریّت منازعه مقاومت
می­ورزد. این در حالی است که این استراتژی ها در سایر مناطق جهان موفقیّت­هایی را به دنبال داشته است. قصه جنگ، منازعه و مداخله نیروهای خارجی در این منطقه دراز و همچنان ادامه خواهد داشت.1

منازعه اعراب- اسرائیل یا فلسطین- اسرائیل، در نیم قرن اخیر پایه ثابت یکی از مناقشات و حوادث بزرگ خاورمیانه بوده است. پذیرش یا عدم پذیرش حاکمیت این رژیم، وضعیت سرزمین­های اشغالی، تعیین تکلیف مهاجرین و تبعید شدگان فلسطینی، وضعیت بیت المقدس و … چالش های عمده ای بوده است که بسیاری از کشورهای اسلامی و عربی با آن گره خورده و عجین می باشند.

جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان یک کشور انقلابی، مسلمان و شیعه، پس از پیروزی انقلاب 1979 کلیه روابط رسمی و دیپلماتیک خود را با اسرائیل قطع و تا امروز نیز مشروعیت این رژیم را به رسمیت نشناخته است.

این مقدمه را برای ورود به بحث اصلی یادآور شدم که همچنان بر پیچیدگی روابط و تعاملات بین المللی خاورمیانه افزوده شده و با حضور پررنگ نیروها و قدرت های فرامنطقه ای، هر آن امکان بروز یک جنگ و به خطر افتادن صلح ، آرامش و امنیت مردمان این منطقه از جهان به ویژه خلیج فارس وجود دارد.

بحرین، کوچکترین کشور حوزه خلیج فارس و عضو شورای همکاری خلیج(Gcc) متشکل از 33 جزیره، در سواحل جنوبی خلیج فارس با جمعیتی حدوداً 70% شیعه، در سال های اخیر به ویژه پس از تحولات و انقلاب های 2011 کشورهای عربی، دستخوش حوادث و به نوعی شاهد بُلد شدن موقعیت و نقش آن در منطقه بوده ایم.

تا قبل از بروز ناآرامی ها و قیام معترضین عمدتاً شیعه بحرینی بر ضد حکام آل خلیفه، سبقه، تاریخ و هویت ایرانی/ شیعی بحرین، حضور نیروهای بریتانیا، حضور ستاد فرماندهی مرکزی نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا و استقرار یگان پنجم نیروی دریایی این کشور و حضور و حمایت عربستان سعودی، در صدر موضوعات روابط بین المللی و سیاست خارجی بحرین قرار داشت.

اما پس از بروز حوادث و اعتراضات مردمی و برخورد«پتک آهنین» حاکمیت با معترضان و متعاقب آن ورود نیروهای«سپر جزیره» و سرکوب شدید مخالفان، اوضاع و تحولات منامه و به تبع آن منطقه خلیج فارس نیز دستخوش تغییر و التهاب شد. مقامات منامه به دنبال قیام­های مردمی، انگشت اتهام را به سوی جمهوری اسلامی دراز کرده و پروژه ایران هراسی را کلید زدند. در این بین نقش رقیب سنتی و دیرینه ایران یعنی عربستان سعودی حائز اهمیت ویژه است.

اتفاق بزرگی که به تبع این تحولات در منطقه در حال وقوع است، نقش پررنگ و نمایندگی بحرین در ایجاد ارتباط مستقیم کشورهای عرب به ویژه شورای همکاری خلیج با رژیم اسرائیل و بستر سازی پروژه « معامله قرن» آمریکا در خاورمیانه است.

تا همین چند سال اخیر کمتر نظریه پرداز و یا پژوهشگری در حوزه خاورمیانه پیش بینی می کرد که نقش یک کشور کوچک عربی با اقتصادی ضعیف و وابسته و حاکمیتی متزلزل، تنها به دلیل دارا بودن جایگاه ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک، چنان تأثیرگذار و مهم جلوه کند.

بحرین بعد از عمان دومین کشور عرب و مسلمانی است که پس از مصر زمان انور سادات، ارتباط مستقیم و دیپلماتیک با اسرائیل برقرار کرده و مهمتر از این دو، زمینه­سازی حضور نیروهای اسرائیلی در منطقه را نیز برعهده گرفته است.

حضور پر رنگ هیئت بحرینی در اجلاس ورشو(13 و 14 فوریه 2019) و اعلام آمادگی برای عادی سازی روابط و پیشنهاد برقراری صلح با رژیم صهیونیستی توسط وزیر خارجه بحرین و اظهارات ضد ایرانی این مقام بحرینی، بسترهای برگزاری کارگاه یا کنفرانس اقتصادی منامه در روزهای 25 و 26 ژوئن(4 و 5 تیرماه) را ایجاد کرد تا پروژه « معامله قرن» که یک طرح آمریکایی، عربی و اسرائیلی است در گام اول و با بهانه سرمایه گذاری 40 میلیارد دلاری کشورهای حاضر در اراضی فلسظینی، کار خود را در حوزه امنیتی و استراتژیکی جمهوری اسلامی ایران آغاز کند.

گویا در شرایط پیچیده تحولات سیاسی و بین المللی خاورمیانه، دولت ایالات متحده آمریکا و شخص ترامپ و همکاران جنگ سالار و نئوکان اطراف وی، سر کلاف این گره بزرگ(عادی سازی روابط دیپلماتیک اسرائیل با اعراب) را در شورای همکاری خلیج و بحرین می دانند و نشانه های آن را می توان در همراهی کشورهای عربستان، عمان، امارات متحده عربی و قطر با این پیشنهاد و سبقت در ایجاد ارتباط با اسرائیل دید.

این دمینوی تابو شکنی و پذیرش رژیم صهیونیستی از سوی کشورهای عربی اخیرا با موضوع اعلام آمادگی مقامات اسرائیلی جهت حضور در ائتلاف بین المللی دریایی در خلیج فارس و بر ضد جمهوری اسلامی، رنگ و بوی خاصی به اتفاقات منطقه بخشیده که حاکی از حضور دشمن جدی ایران در حیات خلوت و حوزه امنیتی جمهوری اسلامی است و این نشانه خوبی برای حل منطقی و درست منازعات و ایجاد صلح و استقرار دموکراسی در منطقه خاورمیانه و به خصوص خلیج فارس نیست و بوی جنگ و منازعه و درگیری کشورهای ذی نفع را به مشام می رساند.

بی شک دیپلماسی فعال و تعامل محور جمهوری اسلامی و گفتمان سیال و واقع گرای دستگاه دیپلماسی ایران، می­تواند شرایط و اتفاقات را به نفع منافع ملی و منطقه­ای تغییر مسیر داده و از این تهدیدات و چالش ها، فرصت های بالندگی، عزت و احترام را کسب نماید، همچنانکه می­توان حضور دکتر جواد ظریف در قطر و صحبت با مقامات و همتای قطری را  نشانه ای در این جهت قلمداد کرد.

منابع:

  1. فاست لوییس، روابط بین المللی خاورمیانه، ترجمه احمد سلطانی نژاد، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه، 1391، صص344-343

واژگان کلیدی: بحرین، اعراب ، اسرائیل ، پروژه معامله قرن، محسن عزتی، خاورمیانه

Share