چشم‌انداز نقش حزب کنگره مردمی در یمن   گفتگو با جعفر قنادباشی
آذر ۲۲, ۱۳۹۶ – ۶:۱۳ ق.ظ |

مرکز بین الملی مطالعات صلح – IPSC

واژگان کلیدی: علی عبداله صالح، یمن، حزب، کنگره مردمی، انصار اله
 
حزب وابسته به علی عبدالله صالح یا حزب کنگره مردمی حداقل در سالهای گذشته نقش مهمی در یمن داشته …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, گفتگو

آیندۀ داعش در آسیای مرکزی گفتگو با دکتر سید مطهره حسینی

نگارش در آذر ۴, ۱۳۹۶ – ۸:۰۹ ق.ظ
آیندۀ داعش در آسیای مرکزی  گفتگو با دکتر سید مطهره حسینی
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

در یک سال گذشته خطر حضور داعش در آسیای میانه مورد نظر بسیاری بوده است. در این بین آینده حضور میدانی و نظامی داعش در آسیای مرکزی و عوامل مؤثر بر این امر در گفتگویی زیر مورد بررسی قرار گرفته است:

 واژگان کلیدی: آیندۀ داعش، آسیای مرکزی،  استراتژی، عراق، سوریه

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به وضعیت فعلی داعش در آسیای مرکزی، مهمترین مناطق تحدید یا مناطقی که داعش از آنجا آسیای مرکزی را مورد هدف و نفوذ قرار بدهد کجا هست؟

اکنون داعش در تاجیکستان و ازبکستان بخصوص در درۀ فرغانه بیش از دیگر مناطق جایگاه دارد ولی به صورت غیر سنتی در قرقیزستان هم جایگاه آنها عمیق شده چراکه جریان‌های تند رو از زمانی که طالبان در افغانستان سرکوب شد آنها به این سمت و سو مهاجرت کردند، و همچنین سرمایه گذاری‌های نیز برای ساختن مدارس و مساجد از سوی دولت‌های سنی تند رو در آنجا صورت گرفته، ابتدا قصد و نیت آنها گسترش تند روی نبوده اما سازه‌ها و ساخته‌‌های ایجاد شده زمینه‌ای برای استفادۀ تند روها از این امکانات فرهنگی یا ساختمانی شده است. اکنون مهمترین تهدیدی که از سوی داعش مواجه هستیم در تاجیکستان هست، در آینده به دلیل هم مرز بودن تاجیکستان با افغانستان در نقاط شمال و شمال شرق افغانستان و زیست تاجیک‌ها در این نقاط امکان تشکیل حلقۀ داعشی در آنجا نیز امکان پذیر باشد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به تهدیدات آینده از سوی داعش در آسیای مرکزی، چند دسته از عوامل داخلی، منطقه و بین المللی در آیندۀ افزایش قدرت داعش در آسیای مرکزی می‌تواند مؤثر باشد؟

از نظر بین المللی در گزارش ها گفته می‌شود که قدرت‌های بین الملل ترجیح می‌دهد که جریان‌های تندرو به آن منطقه یعنی به سمت تاجیکستان و افغانستان سوق بدهد تا از آنجا بتوانند بر روسیه و چین فشار بیاورند. اما در عین حال به نظر می‌رسد که زمینۀ طبیعی که برای جریان‌های تندور بخصوص داعش وجود دارد که جایگاه خود را در سوریه از دست داده جایی که به طور طبیعی می‌توانند به حیات خود ادامۀ بدهند مناطق بکر و بدون حکومت در افغانستان و میان کوه‌های تاجیکستان هست که آنها در منطقۀ خالی از حکومت کارهای خود را رتق و فتق بدهند. همچنین سرمایه‌های لازم که به آنها می‌رسد و نیاز به ساختار حکومتی ندارند. در واقع از نظر ساختار سرزمینی آنجا باید گفت که اقتصاد ور شکسته و عقب افتادۀ آن مناطق زمینه را به وجود می‌آورد که آنها هر طور که صلاح بدانند با به کار گیری نیروها کارها اهداف خود را پیش ببرند، از سوی دیگر مردم از آموزش، اطلاعات و سواد خوبی برخوردار نسبت به این جریان ها نیستند و به این جریان‌ها گرایش پیدا می‌کنند، در عین حال دولت‌های ساکن  در آنجا یا مثل دولت افغانستان یک دولت نسبتاً ناموفق، یک دولت نیم بند یا مثل دولت‌های آسیای مرکزی که مشروطیت داخلی آنها مثل دولت‌های تاجیکستان و قرقیزستان از مشروعیت بسیار پائینی برخورداند. هر چند دولت‌های ازبکستان و قزاقستان که تا حدودی مشروعیت دارند اما ساختار حکومت بسیار مستبدی هست و عملاً زمینه را برای تعامل و شکل گیری جامعۀ مدنی به وجود نمی‌آید. در این شرایط معمولاً جریان‌های داعشی در سرزمین‌های که جامعۀ مدنی یعنی طبقۀ متوسطۀ قوی وجود ندارد پا می‌گیرد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: موضوع بازگشت نیروهای آموزش دیدۀ داعش از سوریه و عراق به افغانستان و پاکستان و از آنجا به آسیای مرکزی تا چه حدی قادر هست در قدرت گیری آیندۀ داعش در آسیای مرکزی نقش داشته باشد؟

آیندۀ داعش به نظر می‌رسد همانگونه که در سوریه تعامل قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی وضعیت داعش را مشخص می‌کرد، در آسیای مرکزی نیز همان اتفاق رخ بدهد یعنی تعاملات جهانی که اکنون در منطقه هست یعنی آمریکا، روسیه فعال هستند، اتحادیۀ اروپا تا حدودی به نوعی قربانی هستند چون پناهندگان به آنجا می‌روند، اما به صورت خاص روسیه و آمریکا در سطح جهان و در آسیای مرکزی قدرت‌های مثل پاکستان، روسیه، ایران، چین، ترکیه، عربستان و امارات بر روی آیندۀ داعش تأثیر می‌گذارند. لذا تبادلات میان ابر قدرت‌ها و قدرت‌های منطقه‌ای آیندۀ داعش را شکل خواهد داد و این امر به عواملی چون شخص رئیس جمهور آمریکا و اهداف وی، درگیر مسائل داخلی کشورهای منطقه به خود (چون زمانی که درگیر مسائل داخلی خود هستند برای برون رفت از مسائل داخلی گرایشی به بیرون پیدا می‌‌کنند ) سعی می‌کنند که منازعات داخلی خود را در مسائل و تنش‌های منطقه‌ای حل کنند، مثل ترکیه که حزب حاکم درگیر مسائل مشروعیت داخلی شد و به همین خاطر بیرون رفت آنها به مسائل سوریه بسیار شدت یافت. من فکر می کنم که در آسیای مرکزی همین اتفاق رخ خواهد داد با توجه به جایگاهی که اقتصاد و نهادهای ترکیه‌ای یا فرهنگ ترکیه در این مناطق دارند و همچنین سیاست خارجۀ این کشور و پی گیری سیاست … در منطقه هستند به نظر می‌رسد ترک‌ها نیز در منطقه آسیای مرکزی برای کسب امتیازاتی حضور پیدا خواهد کرد. به طور خاص باید گفت که در افغانستان نوع رابطۀ دولت افغانستان با ایالات متحده و در تاجیکستان نوع رابطه دولت تاجیکستان با دولت روسیه می توانند تعیین کننده باشد. دولت افغانستان سعی می‌کند که با ایالات متحده از نظر نظامی و اقتصادی نزدیک شود، دولت تاجیکستان روابط پر فراز و نشیب که با روسیه دارد. اما در عین حال به روسیه اتکا دارد و این مورد در مسئله تعیین کننده هستند. به نظر من افغانستان قادر به امتیاز گیری از آمریکا در این ارتباط هست اما تاجیکستان برای روسیه فقط بازیچه هست و دولت روسیه تنها برای جلوگیری از نا امنی و حفظ امنیت روسیه با دولت تاجیکستان در زمینۀ مقابله با بنیادگرایی همکاری می‌کند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: سناریوهای موجود در مورد آیندۀ داعش در آسیای مرکزی چند دسته هست؟

سناریوی اصلی با توجه به گزارش‌های که در این مسئله ارائه می‌شود این هست که نیروهای داعش در مناطق بکر شمال و شمال شرقی افغانستان انتقال یافته و در پاکستان فعالیت‌های خود را شروع می‌کنند، امکان دارد که نوع فعالیشان متفاوت باشد. چنانچه که طالبان که نوع فعالیت‌ خاص خود را داشت و ما شاهد شکل گیری نوعی فعالیت اسلامی در درون داعش بودیم. اکنون در آسیای مرکزی نوع فعالیت آنها متفاوت خواهد بود. به نوعی که متناسب با آسیب‌های که تا کنون متحمل شدند باشد و در عین حال با توجه به ساخت جغرافیایی و نوع حکومت موجود در تاجیکستان این جریان‌ها به درۀ فرغانه در تاجیکستان نفوذ یابد.

در کنار این سناریوهای دیگری نیز هست مثلاً عده‌ای بر این باور هستند که داعش به کشورهای آفریقا کوچ کنند. به طور خاص به مناطق همچون لیبی، مصر و سودان مهاجرت کنند، سناریوی دیگری در منطقۀ آسیای مرکزی هست که داعش وارد منطقه شود و به یک جریان نسبتاً قابل کنترل وارد شود. یعنی وارد تعامل شود، چین،  پاکستان، ایران و افغانستان وارد تعامل شود. اما با توجه به ماهیت ذاتی داعش به نظر من امکان چنین امری تقریباً وجود ندارد، سناریوی دیگر این هست که در آن مناطق جنگ رخ بدهد که این سناریو نیز قوی هست و ما شاهد جنگ‌های بنیادگرایانه در این مناطق باشیم.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا امکان مدل سوریه و عراق برای داعش در آسیای مرکزی قابل اجرا هست؟

خیر. منطقه وضعیت پذیرش مدل سوری و داعش را ندارد. همچنین در کل داعش یک جریان اندیشمند هست، یعنی وقتی وارد سیستمی می‌شوند با توجه به مقتضیات سیستم، نیازها و تجربیات بدست آورده فعالیت جدیدی تعریف و استفاده می‌کند.

Share