مرکز بین المللی مطالعات صلح - IPSC

انگیزه‌های ژئوپلیتیک فرانسه در حمایت از آرمان فلسطین

اشتراک

احمد رشیدی نژاد

پژوهشگر ژئوپلیتیک

در آستانه نشست مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر آینده (شهریور/ مهرماه)، نگاه‌ها به رویکرد تازه پاریس و تاثیرات آن بر روند صلح خاورمیانه دوخته شده است. چرا که در یکی از مهم‌ترین تحولات دیپلماتیک، دولت فرانسه رسماً اعلام کرده است که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، کشور فلسطین را به رسمیت خواهد شناخت. در همین راستا، مکرون رئیس جمهوری این کشور در نامه‌ای خطاب به محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، با تاکید بر اراده مردم فرانسه برای برقراری صلح در خاورمیانه، نوشت: «وظیفه ما، چه فرانسوی، چه اسرائیلی، چه فلسطینی و چه شرکای اروپایی و بین‌المللی، اثبات امکان تحقق صلح است». او با تاکید بر ضرورت آتش‌بس فوری، آزادی همه گروگان‌ها و ارسال کمک‌های بشردوستانه به مردم غزه، در عین حال خواستار خلع سلاح حماس و بازسازی غزه شده است. وی همچنین در بیانیه‌ای تأکید کرد که این تصمیم بر اساس ضرورت «پایان دادن به رنج انسانی» و «احیای راه‌حل دو دولتی» اتخاذ شده است، نه بر اساس حمایت از هیچ گروه خاصی در درون فلسطین.

این تصمیم تاریخی، هرچند ممکن است ترفندی جهت خلع سلاح حماس باشد. از آنجا حائز اهمیت است که فرانسه به عنوان تاثیرگذارترین کشور اروپایی، تنهاترین عضو شورای امنیت و تنهاترین عضو گروه هفت، برخلاف آلمان، انگلیس و ایتالیا تاکنون فلسطین را به‌عنوان یک کشور مستقل به رسمیت می‌شناسد. روندی که موجب شده است کشورهای همچون استرالیا، کانادا، فنلاند، نیوزیلند، پرتغال، آندورا، مالت، سان مارینو و لوکزامبورگ و برخی دیگر در بیانیه‌ای مشترک در این باره به ابتکار فرانسه به پیوندند. کشورهایی مانند ایسلند، ایرلند، اسپانیا، اسلوونی و نروژ که قبلاً فلسطین را به رسمیت شناخته بودند نیز حمایت خود را از این طرح اعلام کرده‌اند. وزرای این پانزده کشور اعلام کرده‌اند که به راه‌حل دو کشوری بر اساس قوانین بین‌المللی متعهد هستند و به رسمیت شناختن فلسطین را گامی اساسی در این مسیر می‌دانند. تاکنون، ۱۴۷ کشور از ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل متحد، فلسطین را به رسمیت شناخته‌اند.، که بدین ترتیب بر تعداد آنها افزوده خواهد شد.

این تصمیم جنجالی در شرایطی مطرح شده که در هفته‌های اخیر انتقادهای جهانی نسبت به سیاست‌های اسرائیل در غزه و گزارش‌هایی درباره کشته شدن صدها فلسطینی در محل‌های توزیع کمک‌های غذایی شدت یافته است. فرانسه نیز به همراه بیش از ۲۰ کشور دیگر، بیانیه مشترکی در محکومیت این اقدامات امضا کرده است. در مقابل، اسرائیل تشکیل دولت فلسطینی را در شرایط فعلی، تهدیدی علیه موجودیت خود دانسته و معتقد است این رویکرد، نه تنها راه به صلح نمی‌برد، بلکه به تقویت نیروهای افراطی منجر خواهد شد. «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا نیز تصمیم فرانسه را تصمیمی بدون ملاحظه خوانده، آن را خدمتی به پروپاگاندای حماس و یک سیلی به صورت قربانیان هفتم اکتبر (۱۵ مهرماه ۱۴۰۲) توصیف کرده است. «تمی بروس» سخنگوی وزارت خارجه دولت ترامپ نیز ، طرح پاریس را مضحک و توهین آمیز خوانده و ادعا کرده است که به رسمیت شناختن چنین کشوری «پیامی به جهان» می‌فرستد که «وحشی باشند»! ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا نیز، تصمیم فرانسه را برای به رسمیت شناختن کشور فلسطین، بی‌معنی توصیف، و با بی اهمیت خواندن آن، ادعا کرده است: «این بیانیه وزنی ندارد»! با این حال تصمیم فرانسه در به رسمیت شناختن فلسطین را نمی‌توان، صرفاً اقدامی نمادین و یا واکنشی مقطعی به بحران غزه و فشار افکار عمومی جهانی دانست.

ریشه‌های تاریخی و ژئوپلیتیک تصمیم فرانسه

  • میراث ژنرال «شارل دوگل»: سیاست خارجی فرانسه از دهه ۱۹۶۰ تحت تأثیر میراث ژنرال «شارل دوگل» شکل گرفته است. رهبر سیاسی‌ای که حتی پیش از پایان جنگ جهانی دوم، با پیش‌بینی شکل‌گیری جهان دوقطبی بعد از جنگ، بر استقلال اروپا از دو بلوک شرق و غرب تأکید داشت. سیاستی که در نهایت به شکل‌گیری اتحادیه اروپا انجامید. خروج فرانسه از فرماندهی یکپارچه ناتو در ۱۹۶۶، ایجاد نیروی هسته‌ای مستقل و اتخاذ سیاستی منتقدانه نسبت به اسرائیل پس از جنگ شش‌ روزه ۱۹۶۷، نمونه‌هایی از تلاش برای ایفای این آرمان بوده است. شناسایی فلسطین نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است: تأکید بر استقلال عمل سیاسی پاریس در برابر واشنگتن و تلاش برای ایفای نقش اروپا در قالب«ستون سوم» قدرت جهانی.

  • واکنش به سیاست «اول آمریکا»: در سال‌های اخیر، سیاست«اول آمریکا» در ایالات متحده، به‌ویژه در دوران ترامپ، بر اولویت منافع ملی آمریکا حتی به بهای تضعیف همکاری‌های بین‌المللی تأکید داشته است. خروج از توافق اقلیمی پاریس، خروج از برجام و انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم، همگی با مخالفت فرانسه روبه‌رو بوده است. لذا شناسایی فلسطین از سوی پاریس، در عمل موضعی مخالف این رویکرد یک‌جانبه‌گرایانه است و پیامی به آمریکا و جهان مخابره می‌کند که اروپا و آمریکا با وجود نقاط مشترک، می‌توانند منافع متفاوتی نیز داشته باشند.

  • نگرانی‌های ژئوپلیتیک: فرانسه علاوه بر انگیزه‌های سیاسی، دغدغه‌های امنیتی و ژئوپلیتیک نیز دارد. تجربه‌هایی مانند جنگ ۱۹۸۲ لبنان، الحاق بلندی‌های جولان و درگیری‌های مکرر در جنوب لبنان نشان داده‌اند که بحران فلسطین می‌تواند به سرعت به کشورهای همسایه سرایت کند. از طرفی گفته می‌شود که به طور سنتی کشورهای اروپایی همچنان نگاه مستعمراتی قبل از جنگ جهانی دوم خود را به مناطق جهان حفظ کرده‌اند. به طور مثال، در جنوب غرب آسیا و در عراق، تقسیم این کشور به سه حوضه نفوذ اقلیم کردستان برای آلمان، مناطق شیعه‌نشبن برای عراق و مناطق سنی‌نشین برای فرانسه. در قفقاز، آذربایجان برای انگلیس، ارمنستان تحت حمایت فرانسه و گرجستان برای آلمان نمونه‌های از این دست است. مناطقی که با استراتژی سیاست یکجانبه‌گرایی و «اول آمریکا»، ظاهراً در حال فروپاشی است. بر این اساس حضور مستقیم آمریکا در قفقاز جنوبی و در قالب کریدور زنگزور، و حمایت علنی و همه جانبه از توسعه‌طلبی ارضی اسرائیلبه عنوان پایگاه اصلی آمریکا در منطقهدر قالب دکترین اسرائیل بزرگ، نمونه‌هایی است که بیانگر این است که آمریکا حضور مستقیم خود در این مناطق را به حضور متحدان ترجیح می‌دهد. بر این اساس، فرانسه در لبنان، سوریه و کل خاورمیانه منافع فرهنگی و اقتصادی مهمی دارد؛ از شبکه مدارس و مؤسسات فرهنگی گرفته تا سرمایه‌گذاری شرکت‌هایی چون «توتال» در پروژه‌های گازی خلیج فارس و مدیترانه شرقی. لذا گسترش درگیری‌ها و نیز دکترین توسعه‌طلبانه اسرائیل مبنی بر «اسرائیل بزرگ»، که با حمایت آمریکا، پیگیری می‌شود. تهدیدی است که می‌تواند این منافع را با خطر مواجه نماید. بر این اساس شناسایی فلسطین، در نگاه پاریس، اقدامی پیشگیرانه برای گسترش این توسعه طلبی‌های یکجانبه است.

  • جلب حمایت جهان عرب: مسئله فلسطین برای جهان عرب اهمیت نمادین و سیاسی بالایی دارد. فرانسه در دهه‌های اخیر کوشیده روابط خود را با کشورهای عربی تقویت کند؛ از قراردادهای تسلیحاتی گسترده با قطر و مصر گرفته تا همکاری‌های انرژی با الجزایر، امارات و عربستان سعودی. شناسایی فلسطین می‌تواند جایگاه فرانسه و اروپا را به‌عنوان شریک مستقل و قابل اعتماد در جهان عرب ارتقا دهد و در رقابت با قدرت‌هایی بزرگ همچون آمریکا، چین و روسیه، برتری نسبی ایجاد کند.

بر این اساس اعلام رسمی امانوئل مکرون مبنی بر به رسمیت شناختن کشور فلسطین در نشست پیش‌روی مجمع عمومی سازمان ملل، نه تنها یک تحول دیپلماتیک مهم، بلکه پیامی روشن به جامعه جهانی است که پاریس و اروپا مایلند که نقش مستقل و فعال‌تری در شکل‌دهی به آینده خاورمیانه و جهان ایفا نمایند. به عبارتی پاریس بار دیگر با احیای آرمان دیرینه ژنرال «دوگل»، به دنبال این است که اروپا نه دنباله‌رو صرف آمریکا، بلکه شریکی هم وزن و گاه منتقد باشد.