January 30, 2023 – 7:45 am | Comments Off on جایگاه جهانی و سیاست خارجی عمان

فاطمه خادم شیرازی
پژوهشگر و مدرس دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

عمان از دهه 1970 به دلیل  موقعیتژئوپلیتیکی در منطقه حساس خاورمیانه ، یک سیاست خارجی متفاوتی با کشورهای دیگر در عرصه بین المللی و منطقه ای …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای جنوبی, پاکستان, سر تیتر, گزیده ها, مقالات

پاکستان: تاریخ تحولات سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی در سده معاصر

نگارش در October 9, 2022 – 7:56 pm
پاکستان: تاریخ تحولات سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی در سده معاصر
Share

سید سلمان صفوی

مرکز بین المللی مطالعات صلح

چکیده

پاکستان یکی از قدرت های اصلی نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جهان اسلام است. علامه محمد اقبال لاهوری و محمدعلی جناح معماران استقلال پاکستان از هند هستند. ارتش ستون فقرات ساختار قدرت است. جمهوری اسلامی پاکستان شبکه بزرگی از روابط دیپلماتیک در سراسر جهان دارد.

پاکستان(پس از اندونزی)  دومین کشور با اکثریت مسلمان از نظر جمعیت است و تنها کشور مسلمان است که سلاح هسته ای در اختیار دارد. این کشور دارای اقتصادی مختلط از بخش دولتی و خصوصی است. براساس گزارش بانک جهانی، پاکستان از زمان استقلال خود نرخ رشد سالانه پایدار و نسبتاً ثابتی داشته است. نرخ تورم در سال های ۲۰۰۰-۲۰۲۱ بین 3 تا ۱۱ درصد بوده است.

اسلام فرهنگ غالب بر جامعه پاکستان است. فرهنگ پاکستان متأثر از فرهنگ های آسیای جنوبی است. بنابراین دارای شباهت های فرهنگ منطقه ای است که فراتر از مرزهای ملی گسترش می یابد. روش‌ها و منش های فرهنگی شبیه بخش‌های وسیعی از ایران، افغانستان و شمال هند است. ۹۷ درصد از جمعیت این کشور مسلمان هستند (۷۷ درصد سنی و ۲۰ درصد شیعه). پاکستان پس از ایران، دومین کشور از نظر جمعیت شیعه در جهان است.

کلید واژگان: پاکستان، سیاست، جهان اسلام.

مقدمه

پاکستان یکی از قدرت های اصلی نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جهان اسلام است. این تحقیق حاصل مطالعات میدانی، گفتگو با دیپلمات ها و دانشجویان پاکستانی در لندن، برخی نویسندگان انگلیسی و مطالعات کتابخانه ای است. در این نوشتار تحولات سیاسی نظامی، اقتصادی و فرهنگی پاکستان در سده معاصر با روش تحلیل گفتمان و رویکرد موضوعی بررسی می شود. 

علامه محمد اقبال لاهوری (۱۸۷۷- ۱۹۳۸) پدر فکری و محمدعلی جناح (۱۸۷۶ –۱۹۴۸) رهبر و معمار سیاسی استقلال پاکستان است. پاکستان از نظر فرهنگی، قومیتی، سیاسی و امنیتی جامعه ای پبچیده است.[1] پاکستان در سال ۱۹۴۷ در زمان تجزیه هند توسط بریتانیا، در پاسخ به خواست ملی گرایان اسلامی به وجود آمد. پاکستان یک کشور پرجمعیت چند قومیتی در جنوب آسیا، از نظر تاریخی و فرهنگی با همسایگان خود ایران، افغانستان و هند مرتبط است.

از زمان استقلال پاکستان و هند در سال 1947، پاکستان از همسایه بزرگ تر جنوب شرقی خود به دلیل جمعیت غالب مسلمانش متمایز شده است. (بر خلاف غلبه هندوها در هند) این کشور در طول حیات خود برای دستیابی به ثبات سیاسی و توسعه اجتماعی پایدار تلاش کرده است. پایتخت آن اسلام آباد، در دامنه های هیمالیا در قسمت شمالی کشور است و بزرگ ترین شهر آن کراچی در جنوب در ساحل دریای عرب واقع شده است. پاکستان از غرب به ایران، از شمال غرب و شمال به افغانستان، از شمال شرق به چین و از شرق و جنوب شرق به هند محدود می شود. ساحل دریای عرب مرز جنوبی آن را تشکیل می دهد. به گزارش بانک جهانی، در سال ۲۰۲۱ جمعیت پاکستان حدود ۲۲۵ میلیون نفر بوده است.[2] پاکستان پس از اندونزی دومین کشور پرجمعیت جهان اسلام است.

در زمان تقسیم دو کشور در سال 1947، بیش از 10 میلیون پناهنده مسلمان از خانه های خود در هند گریختند و به پاکستان پناه بردند.(حدود 8 میلیون نفر در پاکستان غربی) تقریباً تعداد مساوی از هندوها و سیک ها نیز از سرزمین و محیط آشنای خود در پاکستان بیرون رانده شدند و به هند گریختند. برخلاف مهاجرت‌های قبلی که قرن‌ها به درازا کشید، این مهاجرت‌ها در کمتر از یک سال صورت گرفت. تأثیر حاصل از این مهاجرت ها همچنان بر زندگی مردمان شبه قاره و رقابت‌های دو کشور مشهود است. پاکستان و هند چهار جنگ داشته اند که سه جنگ (1948-49، 1965 و 1999) بر سر کشمیر بوده است. از سال 1998 که هر دو کشور به تسلیحات هسته‌ای مجهز شده‌اند، تنش‌ ها شدت یافته است.

از سال 1947 منطقه کشمیر در امتداد هیمالیای غربی مورد مناقشه بوده است. پاکستان، هند و چین هر یک بخش هایی از این قلمرو را کنترل می کنند. بخشی از قلمرو تحت کنترل پاکستان، منطقه موسوم به «کشمیر آزاد»  است که پاکستان آن را کشوری مستقل به پایتختی مظفرآباد می داند. بقیه قلمرو کشمیر تحت مدیریت پاکستان، شامل «گیلگیت» و «بلتستان» است که در مجموع پس از سال 2009 به نام «گیلگیت – بالتستان» (مناطق شمالی سابق) شناخته می‌شوند.

پاکستان به عنوان کشوری با دموکراسی پارلمانی که از ایده‌های سکولار حمایت می‌کرد، کودتاهای نظامی مکرر را تجربه کرده و مذهب ( به معنای پایبندی به ارزش‌های اسلام سنی) به طور فزاینده‌ای به معیاری برای سنجش رهبران سیاسی تبدیل شده است. بخش‌هایی از شمال پاکستان (به‌ویژه مناطق خیبر پختونخوا که قبلاً به عنوان مناطق قبیله‌ای تحت اداره فدرال (FATA) شناخته می‌شد) از زمان تهاجم آمریکا به افغانستان در سال 2001 به پناهگاهی برای گروههای افراطی اسلام‌گرای شبه ‌نظامی از جمله طالبان در همسایگی افغانستان تبدیل شده است. در بخش‌های مختلف کشور هر از گاهی مواردی از درگیری‌های قومی، مذهبی و اجتماعی شعله‌ور می شود، به طوری که آن مناطق را غالباً غیر قابل کنترل (توسط مقامات مرکزی) می‌ سازد. اعمال خشونت‌آمیز علیه اقلیت‌های مذهبی نیز افزایش یافته است.

پاکستان دارای تنوعی غنی از مناظر است که از شمال غربی، از پامیر سر به فلک کشیده و رشته کوه قراقورام آغاز می شود و مجموعه ای از دره ها و فلات ها تا سطح کاملاً یکنواخت دشت حاصلخیز رود سند که به سمت جنوب به دریای عرب می ریزد را شامل می شود.  بخشی از جاده ابریشم باستانی و گذرگاه خیبر گذرگاه معروفی است که تأثیراتی خارجی به این شبه قاره منزوی وارد کرده است. قله های رفیع مانند (K2) و (Nanga Parbat) در منطقه تحت کنترل کشمیر پاکستان برای کوهنوردان جذاب اند. در امتداد رودخانه سند (شریان کشور) سایت باستانی «موهنجودارو» یکی از مهدهای تمدن قرار دارد.

تاریخ تحولات سیاسی

در این بخش به بررسی تاریخ پاکستان از زمان تجزیه هند توسط بریتانیا (1947) تا امروز می پردازیم. برای بحث در مورد تاریخ قبلی منطقه، به تاریخ هند مراجعه شود.

پس زمینه استقلال پاکستان

علامه محمد اقبال لاهوری پدر معنوی استقلال پاکستان

علامه محمد اقبال لاهوری پدر معنوی استقلال پاکستان  است. درخواست ایجاد یک دولت اسلامی مستقل در شبه قاره هند در سخنرانی سال 1930 این شاعر و فیلسوف مطرح شد. در آن زمان او رئیس اتحادیه مسلمانان سراسر هند (پس از استقلال پاکستان) بود. استدلال اقبال این بود که چهار استان و منطقه شمال غربی هند بریتانیا – یعنی سند (سند)، بلوچستان، پنجاب و استان مرزی شمال غربی (خیبر پختونخوا فعلی) باید به یک منطقه مسلمان آزاد و مستقل ملحق شوند. حالت محدود بودن این پیشنهاد را می‌توان براساس ابعاد جغرافیایی (نـه جمعیتی) قضاوت کرد.

پاکستان اقبال تنها شامل مسلمانانی می‌شد که در مناطقی با اکثریت مسلمان در ربع شمال غربی شبه قاره زندگی می‌کردند و میلیون‌ها مسلمان دیگر را که در سراسر شبه قاره زندگی می‌کردند نادیده می گرفت و شامل اکثریت مسلمان بنگال در شرق نمی شد. دیدگاه اقبال منعکس کننده منافع دیگران (خارج از مسلم لیگ) نبود که به دنبال رهایی از حکومت استعماری بودند و با ایده های منعکس شده در عبارات اسلامی (یک جامعه (امت) یا مردم (قوم) واحد مسلمان) مطابقت نداشت. به همین دلیل بسیاری از رهبران مسلمان دیگر مانند ابوالکلام آزاد، عبدالغفار خان و بعداً خزر حیات خان تیوانا[3] از پیشنهاد اقبال خشنود نبودند.

در آن زمان نامی برای توصیف چنین کشوری که مسلمانان در آن بر سرنوشت خود مسلط شوند، در جنوب آسیا وجود نداشت. این وظیفه بر عهده چودری رحمت علی دانشجوی مسلمان جوانی قرار گرفت که در دانشگاه کمبریج در انگلستان تحصیل می کرد. اشتیاق این شاعر سیاستمدار به بهترین وجه در یک کلمه «پاکستان» را به تصویر کشید. رحمت علی و سه تن از همکارانش در سال 1933 در دانشگاه کمبریج در جزوه‌ای با عنوان «اکنون یا هرگز» نام «پاکستان» را به عنوان مخفف پنجاب، افغانستان (استان مرزی شمال غربی)، کشمیر و ایندوسند، همراه با پسوند «ستان» از بلوچستان ابداع کردند. بعداً اشاره شد واژه پاکستان در ترجمه از اردو، به معنای «سرزمین پاکان» است.

مسلم لیگ و محمدعلی جناح

مدت‌ها قبل از حمله بریتانیا و به دست گرفتن کنترل شبه قاره، ارتش‌های مسلمان جمعیت‌ های مستقر در زمین‌ های هموار از دامنه ‌های هندوکش تا دهلی و دشت هندو – گنگتیک از شرق تا بنگال را تحت کنترل داشتند. مغولان آخرین و موفق ترین فاتحانی بودند که قدرت خود را تقریباً بر کل شبه قاره گسترش دادند. برتری بریتانیا مصادف با افول مغولان و پس از دوره ای از موفقیت های اروپایی و شکست مغولان در میدان نبرد بود که به قدرت مغولان پایان داد. آخرین امپراتور مغول در پی شورش شکست خورده هند در سال های 1857-1858 تبعید شد.

کمتر از سه دهه پس از آن شورش، کنگره ملی هند برای ارائه نمایندگی سیاسی به بومیان هند تحت سلطه بریتانیا تشکیل شد. اگرچه عضویت در کنگره برای همه آزاد بود، شرکت کنندگان هندو بر اعضای مسلمان غلبه کردند. اتحادیه مسلمانان سراسر هند که در سال 1906 سازماندهی شد، با هدف رساندن صدای مسلمانان برای مقابله نفوذ فزاینده هندوهای تحت حاکمیت بریتانیا صورت گرفت.

محمدعلی جناح رهبر «مسلم لیگ» معتقد به حکومت قانون آنگلوساکسون و از نزدیکان علامه اقبال لاهوری، امنیت اقلیت مسلمان در هند تحت سلطه هندوها را زیر سؤال برد. جناح و «مسلم لیگ» با اعلام این که اسلام و مسلمانان منطقه شبه قاره هند به دلیل احیای هندوئیسم سیاسی به خطر افتاده اند، «نظریه دو ملت» را مطرح کردند که بر اساس آن مسلمانان هندی حق دارند (و ضروری است) یک دولت مستقل و خودگردان در شبه قاره بازسازی شده داشته باشند.

قصد بریتانیا برای اعطای حکومت خودگردان به هند در راستای دموکراسی پارلمانی بریتانیا، در قانون دولت هند در سال 1935 مشهود است. تا آن زمان مسئله اشتراک هندوها و مسلمانان در حکومت هند به طور کلی قابل قبول بود، اگرچه هندوها بیش از مسلمانان خود را با آداب و رسوم بریتانیا و شیوه اداره استعماری تطبیق داده بودند. علاوه بر این پس از شورش ناموفق هند، هندوها بیشتر مشتاق پیروی از سیاست های بریتانیا بودند.

امپراتوری مغول به طور رسمی در سال 1858 منحل شد و آخرین حاکم آن از شبه قاره تبعید شد. جمعیت مسلمان هند که معتقد بودند برای مجازات انتخاب شده اند، تمایلی به اتخاذ روش های بریتانیا یا استفاده از فرصت های آموزشی آنها نداشتند. در نتیجه هنگامی که بریتانیا امکانات خدمات دولتی را به روی جمعیت بومی گشود، هندوهای تحت سلطه بریتانیا عملاً همه پست‌ها را در انحصار خود درآوردند. اگرچه مسلمانان با نفوذ نظیر سید احمدخان با توجه به عدم توازن قدرت فزاینده هندوها، مسلمانان را تشویق می کردند در پی تحصیلات اروپایی و ورود به خدمات دولتی استعماری باشند، اما آشکار بود رسیدن به موقعیت هندوها در نظام هند تحت سلطه بریتانیا غیرممکن است. بدین ترتیب در ساختار تشکیلاتی حکومت بریتانیا در هند، هندوها موقعیت برتری نسبت به مسلمانان داشتند، زیرا با آنها هماهنگ بودند.

تولد دولت جدید

محمدعلی جناح(۱۸۷۶-۱۹۴۸) رهبر استقلال هند که سیاست های او به استقلال پاکستان از هند تحت سلطه بریتانیا انجامید، به خاطر فعالیت هایش لقب «قائد اعظم» گرفت. پاکستان مانند هند در آگوست 1947 به عنوان یکی از کشورهای مشترک المنافع به استقلال رسید. با این حال رهبران «مسلم لیگ» لرد مونت باتن آخرین نایب السلطنه بریتانیا در هند را به عنوان اولین فرماندار یا رئیس دولت پاکستان نپذیرفتند، برخلاف هند که او را رئیس اجرایی هند نمود. 

محمد علی جناح فرماندار کل پاکستان شد و لیاقت علی خان معاون او در «حزب مسلم لیگ» نخست وزیر شد. دولت اول پاکستان کار دشواری در پیش داشت. برخلاف دیدگاه قبلی علامه اقبال برای پاکستان، این کشور از دو منطقه ای که مسلمانان در آن اکثریت داشتند، شکل گرفت. (بخش شمال غربی که اقبال از آن حمایت کرده بود و سرزمین ها و منطقه شرقی استان بنگال که بین هند و پاکستان تقسیم شده بود.) بدین ترتیب دو بال پاکستان با حدود 1600 کیلومتر از قلمرو مستقل هند، بدون هیچ راه ارتباطی ساده، از هم جدا شد. آنچه کار دولت جدید پاکستان را پیچیده تر کرد، اختصاص ثروت و منابع هند تحت سلطه بریتانیا، به هند بود که پاکستان را درگیر فقر منابع و صنایع نمود. از بین تمام استان‌هایِ هند تحت سلطه که به خوبی سامان یافته بود، مناطق نسبتاً کمتر توسعه‌یافته سند، بلوچستان و استان مرزی شمال غربی به پاکستان رسید. استان‌ های پنجاب و بنگال توسعه‌یافته‌ تر تقسیم شد و پاکستان از بنگال جز مناطق پرجمعیت روستایی فقیر، ‌سهمی دریافت نکرد.

بحران کشمیر بر معضل دولت جدید پاکستان افزود و بلافاصله پس از استقلال، سبب بروز جنگ بین دو کشور همسایه شد. پاکستان و هند در نظر داشتند کشمیر را جزو اتحادیه های وابسته به خود قرار دهند. لذا کشمیر به سرعت به قلمرو مورد مناقشه تبدیل شد. هند و پاکستان هر کدام بخش هایی از آن را گرفتند که به نقطه اشتعال درگیری های آینده بدل شد.

وضعیت پاکستان از نظر اقتصادی ناامیدکننده بود. ورود مواد از کارخانه های هند به پاکستان قطع شد و صنعت، تجارت و کشاورزی ناچیز، شرایط کشور جدید را مختل کرد. ویژگی تقسیم و پیامدهای آن موجب فرار میلیون ها پناهنده از دو طرف شکاف و کشتارهای وحشتناک شده بود. مهاجرت در چنین ابعادی از مردمی ناامید، مستلزم یک واکنش فوری بود که هیچ­یک از این دو کشورها و به ویژه پاکستان آمادگی مدیریت آن را نداشتند. در نتیجۀ جنگ بی سرانجام کشمیر و خونریزی های جمعی در خیابان های دو کشور، هر یک دیگری را دشمن آنی خود می دید. پاکستان پیش بینی کرده بود دارایی های مادی، مالی و نظامی هند تحت سلطه تقسیم شود، اما دهلی نو قصدی برای تقسیم دارایی های با دشمن اصلی خود نداشت. در نتیجه تعادلی بین دو کشور برقرار نشد.

موقعیت برتر ژئوپلیتیکی هند و مهم تر از آن کنترل هند بر رودخانه‌های حیاتی که به پاکستان می ریخت بدین معنی بود که منابع آب این کشور مسلمان در اختیار همسایه بزرگ تر و متخاصم آن قرار دارد. وضعیت پاکستان پس از استقلال به حدی مخاطره آمیز بود که بسیاری از ناظران بر این باور بودند که این کشور به سختی می تواند شش ماه دوام بیاورد و هدف هند برای ایجاد یک شبه قاره یک پارچه همچنان محتمل است.

جمهوری اولیه پاکستان

محمدعلی جناح قائد اعظم پاکستان در سپتامبر 1948، تنها 13 ماه پس از استقلال پاکستان درگذشت. شخصیت پویای جناح کشور را در آن ماههای سخت حفظ کرده بود. جناح با قبول مسئولیت به عنوان رئیس، عملاً تنها تصمیم گیرنده کشور بود. مشکل این بود که حضور مقتدر و کاریزماتیک جناح بر حکومت گسترده بود و سایر اعضای حکومت کاملاً تابع خواسته های او بودند. بنابراین اگرچه پاکستان موجودیت مستقل خود را به عنوان یک نهاد دموکراتیک با سیستم پارلمانی آغاز کرد، اما جنبه های نمایندگی نظام سیاسی با نقش قائد اعظم خاموش ماند. در واقع در جمهوری اول پاکستان، پارلمان و اعضای کابینه حکومتی نقشی فرعی داشتند و جناح همه کاره بود.

محمدعلی جناح به اسلام به مثابه یک فرهنگ دلبستگی داشت و اتحاد مسلمانان هند یکی از مؤلفه‌های استقلال‌خواهی او بود. او اسلام را دین فردی نمی‌دانست و با توجه به ابعاد انسانی واجتماعی آن، در پی تشکیل حکومت اسلامی بود. جناح همه مسلمانان را به وحدت و تشکیل امت اسلامی فراخواند. او از مسلمانان مصر، اندونزی، عربستان، ایران و افغانستان دعوت کرد برای همکاری و مساعدت با هم تلاش کنند. جناح بر اتحاد همه مسلمانان اصرار داشت و همواره بر این امر تأکید می‌کرد. او قدرت جهان اسلام را منوط به همبستگی دولت ها و ملت ‌های اسلامی می ‌دانست.

لیاقت علی خان

لیاقت علی خان(۱۸۹۵ –۱۹۵۱)

اولین نخست وزیر پاکستان(۱۹۴۷-۱۹۵۱)

 با درگذشت محمدعلی جناح، خلاء قدرتی ایجاد شد که جانشینان او در «حزب مسلم لیگ» با مشکلات بسیار آن را پر کردند. خواجه ناظم الدین وزیر ارشد بنگال شرقی برای تصدی پست فرمانداری فراخوانده شد. لیاقت علی خان نخست وزیر فاقد حوزه انتخابیه لازم در همه مناطق  پاکستان بود و قدرت شخصیت جناح را نیز نداشت. بنابراین برای او کنار آمدن با منافع ریشه‌دار و اختصاصی به‌ ویژه در مناطقی که رهبران محلی بر آن تسلط داشتند، سخت بود. جناح سخت تلاش کرده بود رهبران استانی رقیب و جاه طلب را آرام کند، اما لیاقت علی خان که خود مهاجری از هند بود، در موقعیتی نبود که در این مورد راه جناح را ادامه دهد.

لیاقت علی خان متعهد شد قانون اساسی جدیدی برای کشور وضع کند، اما این تعهد به دلیل اختلاف نظرها، به ویژه در مورد توزیع اختیارات استانی و نمایندگی ها به تعویق افتاد. اگرچه بنگال شرقی (پاکستان شرقی) اکثریت جمعیت پاکستان را در خود داشت، پنجاب خود را مهم‌تر از سایر استان‌های پاکستان می‌دانست. پنجابی ها استدلال می کردند بنگال شرقی شامل تعداد قابل توجهی هندو است که وفاداری آنها به یک کشور مسلمان مورد تردید است. بنابراین هر تلاشی برای ارائه نمایندگی متناسب با جمعیت بنگال شرقی توسط پنجاب به چالش کشیده می شد. اگرچه جناح اعلام کرده بود مسلمانان، هندوها، مسیحیان و سایر فرقه‌های مذهبی شهروندان برابر کشور جدید پاکستان هستند، اما لیاقت نتوانست این مناقشه و مسئله نمایندگی استانی را حل کند.

لیاقت علی خان مجبور شد دیدگاه خود را مستقیماً با مردم مطرح کند. او در تعدادی سخنرانی عمومی شرکت کرد و در 16 اکتبر 1951 در حال سخنرانی در جمع 100 هزار نفری در راولپندی، با اصابت دو گلوله کشته شد و «شهید ملت» نام گرفت. او در مزار قائداعظم، مقبره ای که برای محمدعلیجناح در کراچی ساخته شده، به خاک سپرده شد.

افول سیاسی و برتری بوروکراسی

ناظم الدین پس از مرگ لیاقت علی خان نخست وزیری را بر عهده گرفت و غلام محمد به عنوان فرماندار کل انتخاب شد. غلام محمد پنجابی منتخب جناح به عنوان اولین وزیر دارایی پاکستان و یک کارمند قدیمی و موفق دولتی بود. تصدی پست نخست وزیری توسط ناظم الدین بدین معنی بود که کشور یک رئیس دولت ضعیف و با غلام محمد به عنوان والی کل، یک رئیس دولت قوی خواهد داشت.

در سال 1953 ظاهراً به دلیل درخواست گروههای مسلمان ستیزه جو مبنی بر غیرمسلمان اعلام شدن فرقه احمدیه و اخراج کلیه اعضای این فرقه از مناصب دولتی، شورش هایی در پنجاب به وقوع پیوست. ناظم الدین مسئول این نابسامانی و به ویژه ناتوانی در فرونشاندن آن شناخته شد. غلام محمد نیز با استفاده از فرصت، نخست وزیر و دولت را برکنار کرد. اگرچه بنگالی دیگری به نام محمد علی بوگرا جایگزین ناظم الدین شد، اما نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که سنت نایب السلطنه همچنان بر زندگی سیاسی پاکستان تسلط داشت.

در بنگال شرقی (پاکستان شرقی) نیز مخالفت های قابل توجهی علیه «حزب مسلم لیگ» که از زمان استقلال این استان را مدیریت می کرد، شکل گرفت. این تنش در سال 1952 با یک سری شورش‌ که حاصل تلاش ‌های اتحادیه مسلمانان برای انتخاب اردو به عنوان تنها زبان ملی پاکستان بود، پایان یافت. هرچند بنگالی (زبان غالب بخش شرقی) زبان بخش بیشتری از جمعیت پاکستان بود. شورش‌های زبانی، بنگالی‌ها را برانگیخت تا از احزاب بومی‌تر خود حمایت کنند، با این استدلال که تلاش پاکستان غربی، به ‌ویژه پنجاب را برای تبدیل بنگال شرقی به یک «مستعمره» دوردست خنثی کنند.

در مارس 1954 در شرایطی که نخبگان بوروکراتیک پنجابی کنترل قوی بر دولت مرکزی داشتند، آخرین انتخابات استانی در بنگال شرقی برگزار شد. این رقابت بین دولت «مسلم لیگ» و یک «جبهه متحد» از سایراحزاب به رهبری حزب کریشاک سرامیک فضل الحق (فضل الحق) و اتحادیه عوامی حسین شهید سهروردی، مجیب الرحمن و مولانا بهشانی بود. «حزب مسلم لیگ » در این انتخابات شکست خورد و عملاً به عنوان یک نیروی سیاسی قابل دوام در استان حذف شد. به فضل الحق فرصت داده شد دولت استانی جدیدی در بنگال شرقی تشکیل دهد، اما قبل از تشکیل کابینه شورش هایی در کارخانه های جنوب داکا پایتخت بنگال شرقی آغاز شد. این بی‌ثباتی به دولت مرکزی فرصت داد «حکومت فرماندار» را در استان برقرار کند و پیروزی انتخاباتی «جبهه متحد» را لغو کند.

اسکندر میرزا کارمند دولت، وزیر دفاع پیشین و وزیر دولت مرکزی به حکومت در بنگال گمارده شد تا زمانی که ثبات حاصل شود. اسکندر میرزا قصدی برای اجرای نتایج انتخابات و تشکیل دولت جدید «مسلم لیگ» در بنگال شرقی نداشت. مجلس مؤسسان تصمیم گرفت اختیارات معاونت غلام محمد را محدود کند. پاسخ فرماندار کل به تلاش پارلمان برای تضعیف اختیاراتش انحلال آن نهاد و سازماندهی مجدد دولت مرکزی بود. دادگاه عالی کشور با استناد به اختیارات فوق‌العاده رئیس اجرایی، حکم به لغو این اقدام داد، اما تأکید کرد مجلس مؤسسان دیگری سازماندهی شود و تنظیم قانون اساسی تعطیل نشود. غلام محمد از شخصیت های بزرگی مانند اسکندر میرزا، ژنرال محمد ایوب خان (رئیس ستاد ارتش) و سهروردی (آخرین وزیر ارشد بنگال تقسیم نشده و تنها بنگالی با اعتبار ملی) «کابینه استعدادها» را تشکیل داد.

در سال 1955 بوروکرات ها با کنترل آنچه از «مسلم لیگ» باقی مانده بود، با استدلال برابری پاکستان غربی و بنگال شرقی (پاکستان شرقی) در پارلمان ملی آینده، چهار استان پاکستان غربی را در یک واحد اداری ترکیب کردند. غلام محمد به اجبار استعفا داد و اسکندر میرزا به مقام فرمانداری رسید. مجلس مؤسسان جدید نیز تشکیل شد. این مجلس در سال 1956 تحت رهبری جدید همچنان تابع قدرت بوروکراسی و ارتش، ظاهراً با استفاده از فرمول برابری هر دو جناح کشور، قانون اساسی پاکستان را تکمیل کرد.

قانون اساسی 1956 به اهدافی که در سال 1950 در گزارش اصول اساسی در رابطه با دین و سیاست انتشار یافته بود، تجسم می بخشید. یکی از این موارد اعلام «جمهوری اسلامی» بود. پارلمان ملی از مجلسی با 300 نماینده تشکیل می شد که به طور مساوی پاکستان شرقی و غربی را نمایندگی می کردند. ده صندلی اضافه نیز برای زنان در نظر گرفته شده که به طور مساوی به دو منطقه اختصاص داشت. طبق قانون اساسی، نخست وزیر و کابینه موظف بودند براساس خواست مجلس حکومت کنند و رئیس جمهور صرفاً مسئول اِعمال اختیارات باقی مانده بود. اما اسکندر میرزا اولین رئیس‌جمهور پاکستان و آخرین فرماندار کل به خواسته‌های پارلمان عمل نکرد.

اسکندر میرزا همراه دکتر خان صاحب نخست وزیر سابق ایالت مرزی شمال غرب «حزب جمهوری خواه» را تشکیل داد و خان ​​صاحب را به عنوان وزیر ارشد استان جدید پاکستان غربی معرفی کرد. «حزب جمهوری خواه» برای نمایندگی منافع زمینی در غرب پاکستان (منبع اصلی قدرت سیاسی) تشکیل شده بود.  این حزب بدون سازمان و ایدئولوژی یا پلتفرم بود و صرفاً در خدمت منافع فئودالی در پاکستان غربی بود.

اسکندر میرزا بین «حزب جمهوری خواه» و «اتحادیه عوامی پاکستان شرقی» ائتلاف کرد و سهروردی به نخست وزیری رسید. با وجود اتحاد دو حزب، خصلت به «شدت آرمان گرایانه، غیر واقعی و غیر عملی» آنها[4]  و فاصله بین شخصیت‌های اصلی تنها ارتباطی کوتاه مدت ایجاد کرد. سهروردی نیز به سرنوشت اسلاف خود دچار شد و بدون رأی اعتماد، توسط اسکندر میرزا از سمت خود برکنار شد. دولت مرکزی که قادر به حفظ اتحاد یا حکومت بر طبق قانون اساسی نبود، هرج و مرج در استان ها را منعکس کرد. این امر به ویژه در پاکستان شرقی که در غیاب «مسلم لیگ»، احزاب مختلف استانی اتفاق نظر نداشتند، صادق بود. پاکستان به شرایط غیرقابل کنترلی نزدیک شده بود. اوضاع به حدی وخیم بود که خان صاحب اعلام کرد وقت آن رسیده که دست از کارزار سیاسی بردارند و تمام قدرت را به یک دیکتاتور بدهند.

حکومت نظامی

ژنرال محمد ایوب خان

با تشدید اغتشاشات و افزایش شعار جدایی در مناطق مختلف کشور (به ویژه در شرق پاکستان و استان مرزی شمال غربی)، میرزا در 7 اکتبر 1958 با لغو قانون اساسی 1956 و تعطیلی مجامع ملی و استانی و ممنوعیت فعالیت احزاب سیاسی اعلام کرد کشور تحت حکومت نظامی و ژنرال محمد ایوب خان رئیس حکومت نظامی است. او ادعا کرد قصد دارد حکومت نظامی را هر چه زودتر لغو کند و قانون اساسی جدیدی تدوین شود.

اسکندر میرزا در 27 اکتبر۱۹۵۶ در کابینه جدید سوگند یاد کرد و ژنرال ایوب خان را به عنوان نخست وزیر معرفی کرد. به سه ژنرال نیز پست های وزارت داده شد. هشت عضو غیرنظامی کابینه شامل بازرگانان و وکلا بودند که یکی از آنها ذوالفقار علی بوتو مالک جوان و  قدرتمندی از استان سند بود. تلاش های رئیس جمهور برای پایان دادن به حکومت نظامی شکست خورد. بدیهی است کشور نمی توانست همزمان دو حاکم داشته باشد. ژنرال ایوب خان تصمیم به برکناری میرزا گرفت. در شامگاه 27 اکتبر، ژنرال های ارشد ایوب خان به میرزا اولتیماتوم مبنی بر تبعید دائمی یا محاکمه توسط دادگاه نظامی دادند. اسکندر میرزا بلافاصله عازم لندن شد و دیگر به پاکستان بازنگشت. اندکی بعد ایوب خان با درجه فیلد مارشال تصدی ریاست جمهوری را اعلام کرد.

حکومت نظامی 44 ماه به طول کشید. در این دوره تعدادی از افسران ارتش پست های حیاتی را تصاحب کردند. براساس فرمان هیئت های انتخاباتی (رد صلاحیت) بسیاری از سیاستمداران از زندگی عمومی کنار گذاشته شدند. پاکسازی مشابهی بین کارمندان دولت صورت گرفت. با این وجود ژنرال ایوب خان استدلال کرد پاکستان برای آزمون دموکراسی پارلمانی آماده نیست و کشور به یک دوره قیمومیت و حکومت صادقانه قبل از ایجاد یک سیستم قانون اساسی جدید نیاز دارد.

ژنرال ایوب خان طرحی برای «دموکراسی های پایه»[5] متشکل از شوراهای روستایی و شهری با انتخاب مستقیم مردم برای برنامه های توسعه مردمی ارائه کرد. انتخابات در ژانویه 1960 برگزار شد و از «دموکرات‌های پایه»، خواسته شد ریاست جمهوری ایوب خان را تأیید کنند. اکثر قریب به اتفاق 80  هزار دموکرات پایه ژنرال ایوب خان را تأیید کردند. دموکراسی‌های پایه یک سیستم لایه‌بندی بود که به ‌طور جدایی ناپذیری با بوروکراسی مرتبط بود. دموکرات‌های پایه پایین ‌ترین پله نردبانی را که به زیرمجموعه‌های اداری کشور، نواحی و بخش‌ها متصل بود، اشغال کردند.

در کوتاه مدت مشخص شد قدرت واقعی سیستم در اختیار بوروکرات هایی است که از زمان استعمار بریتانیا بر تصمیم گیری ها مسلط بودند. با این وجود سیستم دموکراسی های پایه با یک برنامه عمومی مرتبط بود که توسط آمریکا حمایت می شد. هدف از این تلاش مشترک، واگذاری مسئولیت توسعه روستا و شهرداری به مردم محلی بود. «خود اتکایی» کلیدواژه برنامه کلی بود. ژنرال ایوب خان و مشاورانش و کشورهای کمک کننده اصلی بر این باور بودند که این ترتیب مزایای مادی به همراه خواهد داشت و احتمالاً مردم را در معرض تجربیات خودگردانی قرار می دهد.

ژنرال ایوب خان برای مشاوره در مورد شکلی از حکومت که با فرهنگ سیاسی کشور تناسب بیشتری داشته باشد، «کمیسیون قانون اساسی» را تأسیس کرد و اصلاحاتی انجام داد که مهم‌ترین آنها قانون خانواده مسلمانان در سال 1961 و محدودیت تعدد زوجات بود که حقوق و حمایت بیشتری برای زنان فراهم می‌نمود. او همچنین با هدف مقابله با معضل جمعیت رو به رشد پاکستان، مجوز توسعه برنامه های تنظیم خانواده را صادر کرد. چنین اقداماتی با خشم اعضای محافظه کارتر و مذهبی تر جامعه مواجه شد و بر تعداد مخالفانش افزود. در نهایت برنامه تنظیم خانواده تحت فشار محافطه کاران سنت اسلامی لغو شد.

رشد سریع اقتصادی از ویژگی های مهم رژیم ژنرال ایوب خان بود. در مرحله اولیه استقلال، نرخ رشد سالانه کمتر از 3 درصد و به ندرت از نرخ رشد جمعیت جلوتر بود. قبل از کودتای نظامی نرخ رشد کمتر بود. در دوران ایوب خان با کمک منابع خارجی و به ویژه آمریکا، رشد اقتصادی کشور شتاب گرفت و تا سال 1965 به بیش از 6 درصد در سال رسید. توسعه به ویژه در بخش تولید سریع بود. کشاورزی نیز مورد توجه قرار گرفت. کمک های آمریکا به ویژه در مبارزه با مشکلات قطع آب و شوری آب برجسته بود. علاوه بر این با طرح «انقلاب سبز» به کاشت گونه های ترکیبی جدید از  گندم و برنج با هدف افزایش عملکرد توجه شد.

علیرغم تحولات مثبت اقتصادی، بیشترین سرمایه گذاری در غرب پاکستان بود. در این دوره اختلافات بین شرق و غرب افزایش یافت. ژنرال ایوب خان سعی کرد به ترس بنگالی ها مبنی بر تبدیل شدن به شهروند درجه دو پاسخ دهد و در جریان ساخت پایتخت جدید پاکستان در اسلام آباد اعلام کرد قصد دارد پایتخت دوم یا قانون گذاری را در نزدیکی داکا در شرق پاکستان احدث کند. لیکن آغاز فعالیت های ساختمانی در دومین پایتخت جدید نیز بنگالی های خشمگین از لغو قانون اساسی 1956 توسط ایوب خان، عدم برگزاری انتخابات ملی و تداوم حکومت نظامی را آرام نکرد.

نارضایتی پاکستانی‌های شرقی ‌های گسترده بود. آنها باور نداشتند تحت حکومت نظامی ایوب خان، اهداف و نگرانی‌ها مرتفع شود. تحولات بعدی این باورها را تقویت کرد. قراردادهای حقوق آب که با هند امضا شد و پروژه های برق آبی در امتداد رود سند و توافقات نظامی با آمریکا، به نفع پاکستان غربی بود. افسران پاکستانی عمدتاً از غرب پاکستان بودند و کلیه تأسیسات کلیدی ارتش و هوایی نیز در غرب مستقر بود. بندرکراچی نیز پایگاه عملیاتی بسیار قدرتمندتر از چیتاگونگ در شرق پاکستان بود.

در سال 1962 ایوب خان قانون اساسی دیگری با تمرکز بر سیستم ریاست جمهوری و نه پارلمانی مبتنی بر انتخاب غیرمستقیم رئیس جمهور و یک سیستم سیاسی متمرکز پیشنهاد کرد. اگرچه پیش بینی ژنرال، استقرار نظام سیاسی جدیدی بدون احزاب سیاسی بود، اما پس از تشکیل مجلس ملی و لغو حکومت نظامی، آشکار شد احزاب سیاسی مجدداً فعال خواهند شد. ایوب خان «حزب کنوانسیون مسلم لیگ» را تشکیل داد، اما زندگی سیاسی کشور و مشکلات آن با روزهای قبل از حکومت نظامی تفاوت چندانی نداشت.

در ژانویه 1965 ژنرال ایوب خان در انتخاباتی که در آن تنها دموکرات های پایه رأی دادند، برای یک دوره دیگر رئیس جمهور پاکستان شد. با مخالفت فاطمه جناح خواهر محمدعلی جناح و نماینده احزاب ترکیبی اپوزیسیون، رقابت نزدیک تر از حد انتظار بود. در طول مبارزات انتخاباتی ذوالفقار علی بوتو که ظاهراً به عنوان وزیر خارجه از اعضای وفادار کابینه ایوب خان بود، در یک سخنرانی عمومی قول داد درگیری در مورد کشمیر، در دوره ریاست جمهوری ژنرال حل شود. بوتو تأکید کرد کشمیر با مذاکره با نیروی مسلح، از اشغال هند آزاد خواهد شد. سخنرانی وزیر امور خارجه علاوه بر ایجاد آرامشی در طرفداران کشمیر در غرب پاکستان، چراغ سبزی برای ارتش پاکستان برای شروع برنامه ریزی برای کارزار در منطقه مورد مناقشه بود.

دیری نپایید که جنگ جدید بر سر کشمیر آغاز شد. در تابستان 1965 درگیری‌ بین نیروهای هندی و پاکستانی در خط کنترل بین دو بخش منطقه افزایش یافت و تا سپتامبر خصومت‌ دو همسایه تشدید شد. استراتژی هند برنامه‌های پاکستان را مخدوش کرد، زیرا دهلی نو با صدور دستور حمله  در طول مرز هند و پاکستان غربی و همچنین حملات هوایی علیه پاکستان شرقی، تهدید کرد به شرق پاکستان حمله خواهد کرد. تجهیزات نظامی پاکستان به سرعت به پایان رسید. وضعیتی که با تحریم تسلیحاتی تحمیلی آمریکا بر هر دو ایالت شدت یافت و پاکستان را بسیار بیش از هند تحت تأثیر قرار داد. ایوب خان در اندیشه توقف خصومت ها بود.

در نهایت ژنرال ایوب خان مجبور شد آتش بس تحت حمایت سازمان ملل را بپذیرد و از تلاش پاکستان برای حل مشکل کشمیر از طریق نظامی دست بکشد. ایوب خان که خجالت زده و تحقیر شده بود، تلاش‌های خویش برای ساختن پاکستان جدید با یک سرمایه‌گذاری بی محاسبه واقع بینانه شکست خورد و مجبور شد در یک کنفرانس صلح با لعل بهادر شاستری نخست‌وزیر هند، در تاشکند در ازبکستان شوروی شرکت کند. دو رهبر به توافق رضایت‌بخشی نرسیدند، اما با اجبار میزبانان پیش‌نویس دیکته شده ای را امضا کردند.

در آن مقطع ذوالفقار علی بوتو که ژنرال ایوب خان را در کنفرانس همراهی کرده بود، نشان داد تمایل دارد از مربی خود جدا شود. محبوبیت ایوب خان به پایین ترین حد خود رسیده بود و بوتو در بازی سیاسی پاکستان با حاصل جمع صفر انتظار داشت آنچه را رئیس جمهور از دست داده، به دست آورد. بوتو تحت فشار ایوب خان، استعفای خود را متوقف کرد، اما بلافاصله پس از آن از رئیس جمهور جدا شد و هم­صدا با مخالفان، «حزب مردم پاکستان» (PPP) را سازمان داد.

ژنرال ایوب خان پس از امضای «قرارداد تاشکند» در مواجهه با مخالفت های فزاینده ای که توسط بوتو در غرب پاکستان و مجیب الرحمن در شرق پاکستان رهبری می شد، با دستگیری هر دو مرد مقابله کرد. سپس در کنفرانسی با حضور رهبران مخالف، وضعیت اضطراری را که پاکستان از سال 1965 تحت آن اداره می شد، لغو کرد، اما این امتیازات نتوانست مخالفان را آشتی دهد. در فوریه 1969 ایوب خان اعلام کرد در انتخابات بعدی ریاست جمهوری در سال 1970 شرکت نخواهد کرد. نارضایتی های غیر قابل کنترل در شرق پاکستان، به استان غربی نیز سرایت کرد و همه تلاش ها برای بازگرداندن آرامش بی نتیجه ماند. ژنرال ایوب خان برای مدت طولانی در قدرت باقی مانده بود و زمان رفتنش فرا رسیده بود. او در ماه مارس 1969 بازنشستگی خود را اعلام کرد و ژنرال آقا محمد یحیی خان را به عنوان جانشین خود به عنوان رئیس جمهور معرفی کرد.

ژنرال آقا محمد یحیی خان

بار دیگر کشور تحت حکومت نظامی قرار گرفت. ژنرال محمد یحیی خان به عنوان فرمانده حکومت نظامی، با پذیرش مسئولیت رهبری کشور اعلام کرد تنها تا انتخابات ملی در سال 1970 بر پاکستان حکومت خواهد کرد. یحیی خان سیستم دموکراسی اساسی ایوب خان و قانون اساسی 1962 را لغو کرد و چارچوبی قانونی (LFO) صادر کرد که بر اساس آن پاکستان غربی را به چهار استان اصلی پنجاب، سند، استان مرزی شمال غربی و بلوچستان تجزیه کرد. بدین ترتیب انتخابات 1970 نه تنها به بازگرداندن حکومت پارلمانی به کشور، بلکه به استقرار مجدد نظام های سیاسی استانی انجامید. معضل عمده  (LFO)شکستن سیستم یک واحدی و توزیع کرسی های شورای ملی بین استان ها براساس جمعیت بود. بدین ترتیب پاکستان شرقی با جمعیت بیشتر کرسی های بیشتری از مجموع تمام استان های پاکستان غربی به خود اختصاص می داد.

از تفرقه تا عصر ژنرال ضیاءالحق

جنگ داخلی

اولین انتخابات ملی پاکستان نوش دارویی موقت بیش نبود. پس از مبارزات انتخاباتی برای خودمختاری پاکستان شرقی در ۷ دسامبر ۱۹۷۰ «حزب عوامی لیگ» مستقر در شرق پاکستان در انتخابات عمومی برنده شد. اما یحیی خان حاضر به واگذاری قدرت نشد. با بروز اغتشاشات در شرق، جنگ داخلی آغاز شد. مجیب الرحمان تقریباً تمام کرسی های مجلس ملی اختصاص یافته به جناح شرقی تحت رهبری (LFO) را به دست آورد. شیخ مجیب (همان طور که بین مردم شهرت داشت) اکنون رهبر اصلی پاکستان شرقی بود و چون حزب او اکثریت 300 کرسی مجلس ملی را به دست آورد، حق تشکیل دولت ملی را داشت. با این حال بوتو که حزبش  (PPP)  اکثریت قاطع را در غرب پاکستان به دست آورده بود، تشکیلات نظامی حکومتی که آینده کشور احتمالاً یک جانبه توسط شرق تعیین شود را رد کرد. بوتو با این استدلال که شیخ مجیب حتی یک کرسی در استان های غربی ندارد و او تنها نماینده جدی جناح غربی است، اصرار داشت از فرمول دیگری برای سازماندهی دولت غیرنظامی استفاده شود.

ژنرال یحیی خان برای میانجی گری بین شیخ مجیب و بوتو فراخوانده شد. احزاب مربوطه نیز در تلاش یافتن راه حلی برای مصالحه برآمدند. شیخ مجیب که با وعده دستیابی به خودمختاری در پاکستان شرقی انتخاب شده بود، حاضر به سازش در برنامه شش ماده ای خود برای شرق برای برخورداری از خودمختاری بیشتر نشد. بوتو و همکارانش این برنامه را پایانی برای فدراسیون می‌دانستند. سرانجام بوتو ژنرال یحیی خان ​​را متقاعد کرد تشکیل مجلس ملی را به تعویق بیندازد.

شیخ مجیب اعلام کرد مردم بنگال بار دیگر مورد خیانت قدرت در غرب پاکستان قرار گرفته اند. او به تحریک عناصر رادیکال تر «حزب عوامی لیگ»، با تظاهرات خیابانی، اعتصابات و اعتراضات خشونت آمیز همراه شد و خواستار تحریم و اعتصاب عمومی در سراسر پاکستان شرقی شد. در اواسط ماه مارس ژنرال یحیی خان و بوتو بار دیگر در داکا مذاکرات را دنبال کردند. همزمان ارتش نیز برای خنثی کردن شورش نوپا و نجات اتحاد پاکستان آماده می شد.

در شب 25 مارس 1971 ارتش به «حزب عوامی لیگ» و حامیان آن حمله کرد. مجیب دستگیر و مخفیانه به زندانی در غرب پاکستان منتقل شد. سایر اعضای اصلی حزب نیز به همین ترتیب دستگیر یا مخفی شدند. در جریان تیراندازی در دانشگاه داکا، تعداد زیادی از دانشجویان و روشنفکران بنگالی دستگیر شدند و جمعی از آنها در مکان دورافتاده ای خارج  از شهر اعدام شدند. مقاومت مسلحانه بنگالی «نیروی آزادی»   (Mukhti Bhiniمتشکل از بنگالی‌های ناراضی ارتش پاکستان و جمعی دیگر برای جنگ با  ارتش بیگانه بود. با اعلام دولت مستقل بنگلادش، دولت در تبعید بنگلادش در هند، در آن سوی مرز پاکستان شرقی شکل گرفت.

تشدید خشونت ها سبب برانگیخته شدن جنبش توده ای و پناه بردن عده زیادی به هند شد. ارتش پاکستان نتوانست درگیری ها را سرکوب کند. نیروهای هندی از حنبش بنگالی «نیروی آزادی»  حمایت کردند. در دسامبر 1971 ارتش هند به شرق پاکستان حمله کرد و طی چند روز پادگان 93 هزار نفری پاکستان غربی را تسلیم کرد. پاکستان که قادر به تأمین نیروهای خود در شرق نبود، ترجیح داد جنگ در غرب را گسترش ندهد.

آمریکا در جلسه شورای امنیت سازمان ملل با حمایت از پاکستان، اعلام کرد اتحاد آمریکا با پاکستان، آنها را متعهد به جانبداری در یک جنگ داخلی نمی کند، حتی جنگی که با تهاجم هند به پاکستان شرقی بین المللی شده است. هند به وضوح، به نحو غیرقابل برگشتی پاکستان را تجزیه کرد و این کشور مسلمان شکلی متفاوت با آنچه محمدعلی جناح و «حزب مسلم لیگ» ساختند، به خود گرفت.

ذوالفقار علی بوتو

ژنرال یحیی خان در 20 دسامبر 1971 از ریاست جمهوری استعفا داد. او برخلاف سلف خود ژنرال ایوب خان در موقعیتی نبود که بتواند مقام را به ژنرال دیگری واگذار کند. ارتش پاکستان ضربه سختی خورده بود و در آن زمان به بازنشستگی از سیاست و بازسازی نیروهای خود راضی بود.

ذوالفقار علی بوتو سیاستمدار برجسته در آنچه از پاکستان باقی مانده بود، ریاست جمهوری را بر عهده گرفت. بوتو تحت فشار برای بازگرداندن تعادل به پاکستان جدید، به قانون اساسی جدید و نظم عمومی جدید متعهد شد و چشم‌اندازی برای پاکستان ترسیم کرد که با گرد هم آوردن عناصر مختلف، نوید زندگی جدیدی را برای این کشور می‌داد. اما به هم پیوستن دست ها دیری نپایید. شیوه، ژست و عملکرد بوتو بیشتر مختص اشراف بود تا «رهبر مردم» / «قائد عوام»، عنوانی که او برای خودش قائل بود. در سال 1973 قانون اساسی جدیدی که توسط بوتو و همکارانش تدوین شده بود، به تصویب رسید و دولت پارلمانی احیا شد. بوتو از ریاست جمهوری که در نظام جدید قانون اساسی تشریفاتی تلقی می شد کناره گیری کرد و پست پویاتر نخست وزیری را بر عهده گرفت.

بوتو در مقام نخست وزیر چیزی کمتر از قدرت مطلق نمی خواست. او با بدگمانی فزاینده ای نسبت به اطرافیانش، نیروی امنیتی فدرال (FSF) را تشکیل داد که وظیفه اصلی آن حفاظت شخصی او بود. با گذشت زمان(FSF)  به عنوان یک سازمان شبه نظامی ظهور کرد و تقاضای بوتو برای افزایش امنیت شخصی، سژالاتی را در مورد سبک حکومتی او ایجاد کرد و شکاف هایی در (PPP) ایجاد شد. دیری نپایید که بوتو مشکوک دستور سکوت و زندانی کردن نزدیک ترین یارانش را داد. نسل جوان که بوتو را در طول به قدرت رسیدن او «بت» خود می دانستند نیز هدف سرکوب پلیس و (FSF) قرار گرفتند.

بوتو ریاست اعلام قانون اساسی 1973 را برعهده داشت، اما اتفاقات بسیاری رخ داد. ناخوشایندی های بیشتری در راه بود. بوتو به این نتیجه رسید که نظم سیاسی جدید می تواند پاکستان را از تکرار اشتباهات گذشته نجات دهد. بوتو در سال 1977 دومین انتخابات ملی کشور را برنامه ریزی کرد. با توجه به این که (PPP) تنها حزب ملی موفق در کشور بود، 9 حزب مخالف با تشکیل  «اتحاد ملی پاکستان» (PNA) موافقت کردند به عنوان یک بلوک واحد شرکت کنند. بوتو و همکارانش از ترس قدرت احتمالی  (PNA) استراتژی انتخاباتی طراحی کردند که شامل آزاد کردن (FSF) برای ایجاد وحشت در مخالفان بود. با این وجود اعضای (PNA) بدون هراس حملات خود را بر بوتو و (PPP) متمرکز کردند و در یک پلتفرم مذهبی خاص آن را اجرا کردند. با این استدلال که بوتو به اعمال اسلامی خیانت کرده است. (PNA)خواستار پاک سازی بدنه سیاست و بازگشت به اصول اساسی عملکرد اسلامی شد.

(PNA) در انتخابات شکست خورد، اما رای گیری بدون حادثه نبود. بلافاصله شکایت هایی مبنی بر تقلب در انتخابات مطرح شد و نارضایتی رأی دهندگان به تظاهرات خشن خیابانی منجر شد. بوتو و حزبش با قاطعیت پیروز شدند، اما آشکار شد یک پیروزی توخالی بوده است. با آغاز شورش ها در مناطق بزرگ شهری، ارتش که به نحو فزاینده ای از بوتو ناراضی شده بود، مجدداً در سیاست پاکستان مداخله کرد. ارتش بدون توجه به نتایج انتخابات، بوتو را دستگیر و دولت او را منحل کرد. نخست وزیر در حبس خانگی قرار گرفت.

در تاریخ 5 ژوئیه 1977 ژنرال محمد ضیاءالحق «انتخاب شخصی بوتو برای ریاست ارتش پاکستان»، زمام حکومت را به دست گرفت. ضیاءالحق اعلام کرد قصد دارد دور جدیدی از انتخابات را برگزار کند که عادلانه تر و شفاف تر باشد. با این حال به زودی آشکار شد ارتش قصد ندارد به بوتو اجازه دهد به قدرت بازگردد. دستگیری بعدی بوتو به اتهام دستور ترور یک رقیب سیاسی و اصرار ژنرال ضیاءالحق برای محاکمه او به خاطر این جنایت ادعایی، پایانی بر دوران بوتو و آغاز رژیم ضیاءالحق بود.

ژنرال ضیاءالحق

ژنرال ضیاءالحق در سال ۱۹۷۶ به فرماندهی نظامی ارتش پاکستان گماشته شد و با کودتا در ۵ ژوئیه ۱۹۷۷ ذوالفقار علی بوتو نخست‌وزیر وقت را سرنگون کرد. کودتای او تقریباً بدون خونریزی بود. او دو هدف را دنبال می‌کرد: ساختن بمب اتمی و برقراری آنچه «نظام راستین اسلامی» می‌خواند.

اظهارات اولیه ژنرال ضیاءالحق مبنی بر بازگرداندن دولت به دست غیرنظامیان، با رفتار او مغایرت داشت. تغییر مسیر بعدی او نشان داد قدرت هایی در پشت صحنه مصمم به حذف بوتو به عنوان یک بازیکن فعال بوده اند. ضیاءالحق با تغییر مسیر کامل، پس از تصمیم برای عدم برگزاری انتخابات جدید، دستگیری و محاکمه بوتو،  درخواست دولت های دیگر کشورها در نجات جان بوتو را نادیده گرفت. بوتو مجرم شناخته شد و به اعدام محکوم شد. ذوالفقار علی بوتو در 4 آوریل 1979 به دار آویخته شد.

پس از مرگ بوتو، از سال 1978 ژنرال ضیاء الحق به عنوان رئیس جمهور، به طراحی مجدد یک سیستم سیاسی برای پاکستان رضایت داد. ضیاءالحق معتقد بود سنت مذهبی باید نهادهای پاکستان را در تمام جنبه های زندگی روزمره هدایت کند. تهاجم اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان مسلمان در دسامبر 1979، این باور ژنرال را تقویت کرد که مسلمانان ساکن پاکستان و افغانستان تنها با استفاده از شیوه های اسلامی می توانند در مبارزه خود برای مقاومت در برابر حمله یک همسایه بیگانه و متجاوز زمینه مشترک پیدا کنند. بنابراین اسلامی‌سازی به اصل راهنما در طرح ضیاءالحق برای اصلاح پاکستان، اطمینان از وحدت کشور و تقویت آن برای مقابله با عموم تهدیدات اعم از خارجی و داخلی تبدیل شد. بدیهی است برنامه اسلامی سازی برای تقویت حکومت ژنرال ضیاءالحق و تثبیت مشروعیت او بود.

وضعیت پاکستان به عنوان یک «دولت خط مقدم» پس از حمله شوروی به افغانستان، مستلزم حضور نظامی بود. ضیاءالحق نقش مهمی در کمک به مقاومت افغانستان (مجاهدین) داشت. این کشور درهای خود را به روی هجوم چند میلیون پناهجوی افغان گشود و اکثر آنها در کمپ هایی نه چندان دور از مرز اسکان داده شدند. رهبران اصلی مقاومت افغانستان نیز ستادهای خود را در شهر شمالی پیشاور و اطراف آن ایجاد کردند. با این حال پاکستان منابع محدودی برای کمک به پناهجویان یا مجاهدین افغان داشت و از دیگر کشورهای مسلمان به ویژه عربستان سعودی درخواست کمک کرد.

پس از پاسخ مثبت رونالد ریگان رئیس جمهور آمریکا  درخواست کمک پاکستان در سال 1981، این کشور سومین دریافت کننده بزرگ کمک های نظامی ایالات متحده شد که تا پایان دوره دوم ریاست جمهوری ریگان به چند میلیارد دلار رسید. ریگان همچنین از کلیه محدودیت های تجاری در کمک به پاکستان چشم پوشی کرد که شامل برنامه تهاجمی پاکستان برای تولید سلاح های هسته ای بود. بدین ترتیب علیرغم تنش در روابط دو کشور، واشنگتن و اسلام آباد با درگیری شوروی و افغانستان، اشتراکات بیشتری یافتند. سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا از همتایان پاکستانی خود به ویژه نیروهایی که در ریاست اطلاعات بین‌ سرویس بودند، به خاطر همکاری نزدیک با رادیکال‌ترین جنبش‌های مذهبی در افغانستان، دلسرد نشدند.

انقلاب 1979 در ایران که به سلطنت پهلوی پایان داد، با تحولات پاکستان همراه شد. ژنرال ضیاءالحق با احساس رنسانس اسلامی که اکثریت ملل اسلامی را فرا خواهد گرفت، هیچ تردیدی در ترویج یک نظام سیاسی بر اساس اصول و سنت های دینی نداشت. او خواستار مجازات های کیفری با رعایت قوانین اسلامی شد و بر رویه‌های بانکی و فعالیت‌های اقتصادی مبتنی بر تجربه اسلامی تأکید کرد. ضیاءالحق برنامه اسلامی سازی خود را در سال 1984 به همه پرسی مردم گذاشت و آن را با رأی اعتماد به ریاست جمهوری خود همراه کرد، که نتیجه مطلوب آن پنج سال دیگر در مقام ریاست جمهوری برای او بود. او مورد تایید قاطع قرار گرفت، اگرچه تنها نیمی از واجدین شرایط در آن شرکت کردند و مخالفان اصرار داشتند در رأی گیری تقلب شده است. با این حال او رای اعتماد گرفته بود و برنامه اسلامی سازی او به عنوان سیاست مرکزی دولت او ادامه یافت.

در فوریه 1985 ژنرال ضیاءالحق اجازه برگزاری انتخابات مجامع ملی و استانی را بدون مشارکت احزاب سیاسی صادر کرد. مخالفان او را به تاکتیک های دیکتاتوری متهم کردند که تنها به حذف مخالفانش می اندیشد. آنها استدلال کردند نظام اسلامی ضیاءالحق، بیش از ترفندی با هدف کسب قدرت گسترده تر است. اگرچه اپوزیسیون از رأی دهندگان خواست انتخابات را تحریم کنند، اما این خواست تا حد زیادی نادیده گرفته شد و تعداد قابل توجهی در انتخاب قوای مقننه جدید شرکت کردند . ژنرال ضیاءالحق با استفاده از تشکیل مجلس ملی، محمدخان جونجو سیاستمدار و مالک زمین سندی را به عنوان نخست وزیر جدید کشور انتخاب کرد.

حکومت نظامی رسماً در دسامبر 1985 لغو شد و احزاب سیاسی با احیای مجدد خود به دنبال استفاده از شرایط جدید برآمدند. جونجو در ژانویه 1986 اعلام کرد قصد دارد «حزب مسلم لیگ» پاکستان را احیا و رهبری کند. این حزب به عنوان «مسلم لیگ» (J) شناخته می شود تا از سایر جناح هایی که تلاش می کنند به میراث حزب دسترسی یابند، متمایز شود. بی نظیر بوتو دختر ذوالفقار علی بوتو و رئیس «حزب مردم پاکستان» از یک تبعید دو ساله به خارج از کشور بازگشت و مورد استقبال جمعی از هوادارانی قرار گرفت که مشتاق بودند وجهه حزب خود را بازیابند. احزاب سیاسی دیگر نیز در این دوره ظهور کردند، اما واضح بود که در رقابت برای قدرت سیاسی ملی، رقبای کلیدی مسلم لیگ (J) و (PPP) بوتو خواهند بود.

لغو حکومت نظامی با تشدید درگیری بین جوامع قومی مختلف کشور، به ویژه در شهر بندری تجاری کراچی همزمان شد. تنش بین بومیان سندی و مهاجران مسلمان از هند (مهاجران) معضلی همیشگی بود. تشکیل جنبش مهاجر قومی (MQM) در اواسط دهه 1980 علت و پیامد خشونتی علیه جامعه مهاجر شد. شکایت سند مبنی بر برخورداری مهاجران از انحصار قدرت سیاسی و اقتصادی در کراچی بدون ‌توجه نماند. درگیری‌های خشونت ‌آمیز بین سندی ‌ها و مهاجران نتیجه اجتناب ‌ناپذیر شکست ترویج جامعه مدنی بود، چه رسد به تشویق ادغام عمیق ‌تر  گروه‌ های قومی پاکستان. حرکت مهاجران پشتون (به ویژه پشتون های افغان) از منطقه مرزی به جانب کراچی، موجب چالش دیگری برای جوامع سندی و همچنین مهاجران شد و خشونت ها افزایش یافت.

تجارت مواد مخدر و اسلحه مشکل دیگر که ریشه در استان مرزی شمال غربی دشت. تا سال 1986، خشونت ها در کراچی به سطحی رسیده بود که از زمان تقسیم دو کشور و درگیری ها سابقه نداشت. این خشونت ها محدود به کراچی نشد، در کویته و حیدرآباد نیز ناآرامی هایی روی داد و دولت از ارتش خواست نظم و قانون را برقرار کند.

ژنرال ضیاءالحق در ماه می 1988 با انحلال مجالس ملی و استانی، دولت جونجو را برکنار کرد. رئیس جمهور مدعی شد از دولت جونجو بوی فساد به مشام می‌ رسد و نخست‌ وزیر ضعیف ‌تر از آن است که سیاستمداران ولخرج را کنترل کند. او مخالفان سیاسی را تشویق کرده تا با تضعیف دولت، رئیس جمهور را تضعیف کنند.  ضیاءالحق وعده انتخابات ملی دیگری را داد که به گفته او دولت پاک را بازگرداند و در ژوئن خود را رئیس دولت موقت جدید خواند. اگرچه کشور در آشفتگی قابل توجهی قرار داشت، ضیاءالحق وانمود می کرد همه امور تحت کنترل است.

ژنرال ضیاءالحق در 17 آگوست 1988 در اثر انفجار هواپیما در پرواز از بهاولپور کشته شد. علت سقوط هواپیما که حامل سفیر آمریکا در پاکستان و چند ژنرال عالی رتبه پاکستانی بود، مشخص نشد. آمریکا، هند، افغانستان، شوروی و اسرائیل متهم به دست داشتن در این توطئه اند. علاوه بر این رقبای ضیاءالحق در داخل پاکستان نیز به دست داشتن در این توطئه متهم می‌شوند. در سال ۲۰۰۵ جان گونتر دین سفیر سابق آمریکا در هند، موساد را به عنوان عامل سقوط این هواپیما متهم کرد. از نظر او موساد برای انتقام از رهبر تنها کشور اسلامی مجهز به سلاح هسته‌ای و پایان دادن به تأثیر گذاری بر سیاست‌های خارجی آمریکا توسط پاکستان، این انفجار را انجام داد.[6]

گسست سیاسی و اجتماعی

اولین دولت بی نظیر بوتو

پس از مرگ ژنرال ضیاءالحق، بر اساس قانون جانشینی حاکم، غلام اسحاق خان رئیس مجلس سنا و کارمند قدیمی دولت، سرپرست ریاست جمهوری شد. اولین اقدام رسمی او اعلام برگزاری انتخابات بود. نتایج انتخابات نشان داد حزب مردمی بی نظیر بوتو کمتر از نیمی از کرسی های مجلس را به دست آورده است. یک چهارم به «ائتلاف دموکراتیک اسلامی» (مدعی نمایندگی سیاست‌های ژنرال ضیاءالحق) و کرسی‌های باقی‌مانده به احزاب مستقل و برخی احزاب کوچک رسید. حزب بوتو در سند و استان مرزی شمال غربی عملکرد خوبی داشت، تا جایی که توانست دولت های استانی تشکیل دهد. با این حال پنجاب توسط «اتحاد دموکراتیک اسلامی» (جمهوری اتحاد»  (IJI) به رهبری نواز شریف تاجر پنجابی پیروز شد و او وزیر ارشد استان شد.

حزب بی نظیر بوتو بیش از نزدیک ترین رقیب خود در مجلس ملی کرسی داشت. لذا اسحاق خان او را برای سازماندهی اولین اداره غیرنظامی پاکستان از زمان انحلال دولت پدرش در سال 1977 انتخاب کرد. اسحاق خان در دسامبر به طور رسمی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و بی نظیر بوتو اولین نخست وزیر زن پاکستان شد. او نخستین زنی بود که رئیس یک کشور مسلمان شد.

نخست وزیر جدید از یک جهت خوش شانس بود. پس از به قدرت رسیدن او، اتحاد جماهیر شوروی آخرین نیروهای خود را از افغانستان خارج کرد. اما رژیم کمونیستی افغانستان هنوز در قدرت بود و بیش از سه میلیون مهاجر افغان در پاکستان باقی مانده بودند.

بی نظیر بوتو در تلاش برای حفظ رابطه خوب با ارتش که عمیقاً به حضور در افغانستان متعهد بود، به ارتش پاکستان (تحت فرماندهی ژنرال میرزا اسلم بیگ) اجازه داد به نبرد نیابتی خود علیه رژیم کمونیستی در کابل ادامه دهد. او همچنین مجبور شد درکمپین نظم و قانون در کراچی از ارتش استفاده کند، جایی که ناآرامی های قومی بی وقفه ادامه داشت. بی نظیر بوتو با موفقیت در هر دو عملیات، از یک سو استراتژی ارتش را به چالش کشید و از سوی دیگر مورد توجه عموم مردم پاکستان قرار گرفت. با لاینحل باقی ماندن تحولات سند، بی نظیر بوتو پایگاه حامیان خود را در آنجا تشدید کرد.

بی نظیر بوتو به جای تشکیل یک دولت ائتلافی با ( (IJI تلاش کرد نواز شریف را مجبور کند از وزارت ارشد پنجاب کناره گیری کند. نواز شریف به مقابله پرداخت و بی نظیر بوتو با دشمنانی بیش از آنچه که قابل مدیریت باشند، مواجه شد. دولت بی نظیر بوتو که قادر به تصویب قوانین اساسی نبود، با اتهامات بی کفایتی و فساد مواجه شد و سراسر کشور خواهان برکناری او شدند. در آگوست 1990 رئیس جمهور اعلام کرد دولت «حزب مردم» اعتماد ملت را از دست داده است. دولت بی نظیر بوتو برکنار شد و دور دیگری از انتخابات برای ماه اکتبر برنامه ریزی شد. «حزب مردم» در این رقابت شکست خورد و بی نظیر بوتو استدلال کرد در انتخابات علیه او تقلب شده است. نواز شریف دشمن پنجابی بی نظیر بوتو جانشین او شد. اسحاق خان براساس قانون اساسی اصلاح شده 1973 (توسط ضیاءالحق) از قدرت فوق العاده برخوردار بود.

اولین دولت نواز شریف

نواز شریف با موجی از احساسات ضد (PPP) به قدرت رسید. بدین ترتیب (IJI) که هسته مرکزی آن از حزب احیا شده مسلمانان پنجاب بود، حزب مسلط بر سیاست استان مرزی شمال غربی و بلوچستان شد. نوار شریف با پذیرش برنامه اسلامی سازی ژنرال ضیاءالحق به عنوان برنامه خود، ائتلاف با احزاب مذهبی را تقویت کرد. مجلس شورای ملی نیز لایحه شریعت را با ارجاعات ویژه به قرآن کریم و شریعت به عنوان قانون کشور تصویب نمود. نواز شریف نیز مانند ژنرال ضیاءالحق از حمایت مسلمانان ارتدوکس برخوردار شد و بیعت آنها را اصل حکومت خود قرار داد. در حالی که نوار شریف آماده احترام به اعضای مذهبی تر جامعه مذهبی بود، نمی توانست وابستگی خود را به پاکستانی ها در دنیای تجاری و بانکی نادیده بگیرد. در نهایت نخست وزیر نتوانست انتظارات حوزه های مختلف انتخاباتی خود را برآورده کند و ائتلاف او شکست خورد. نافرمانی مدنی مستمر، اعمال قانون شکنی و سیاست های اقتصادی شکست خورده، موجب بروز نارضایتی شد.

علیرغم فروپاشی رژیم کمونیستی در کابل در سال 1992، شرایط در افغانستان ناپایدار بود. ارتش پاکستان با حمایت از یک رژیم مذهبی فوق محافظه کار (طالبان) که بر اکثر افغانستانِ درگیر جنگ مسلط شد، در صدد بازگرداندن نظم بود. روابط بین نخست وزیر، رئیس جمهور و ارتش همچنان مشکل ساز بود. نواز شریف در سال 1991 ژنرال آصف نواز را جایگزین رئیس ستاد ارتش (ژنرال اسلم بیگ) نمود. اما وقتی ژنرال آصف نواز به طور ناگهانی و تا حدودی مرموز دو سال بعد درگذشت، اسحاق خان رئیس جمهور بدون مشورت با نخست وزیر، ژنرال عبدالوحید کاکر را جانشین او کرد. درگیری نواز شریف و اسحاق خان اوج گرفت و شریف خواهان حذف اختیارات معاونت رئیس جمهور شد.

در آوریل 1993 قبل از هر گونه اقدام توسط نواز شریف، اسحاق خان رئیس جمهور با استفاده از اختیارات خود در قانون اساسی، دولت نواز شریف را برکنار کرد و مجدداً مجلس شورای ملی را منحل نمود. نوار شریف به دادگاه عالی اعتراض کرد و مدعی شد رئیس جمهور خودسرانه و برخلاف اصل قانون اساسی عمل کرده است. دادگاه به طور غیرمنتظره با دادخواست نواز شریف موافقت کرد و حکم بر اعاده نخست وزیر داد. ارتش که با اقدام بی‌سابقه دادگاه به چالش کشیده شد، اعلام کرد نوار شریف و اسحاق خان (هر دو ) اعتبار خود را از دست داده‌اند. با مداخله ارتش هر دو در ماه ژوئیه استعفا دادند. با خالی بودن پست ریاست جمهوری و نخست وزیری، ارتش انتقال آرام به یک دولت موقت دیگر را تضمین کرد. وسیم سجاد رئیس سنا، ریاست جمهوری را بر عهده گرفت و معین قریشی از مقامات سابق بانک جهانی که در شهر نیویورک زندگی می کرد، پذیرفت به عنوان نخست وزیر موقت ایفای نقش کند.

دولت موقت معین قریشی

دولت معین قریشی، تجربه ای منحصر به فرد در تاریخ پاکستان بود. نخست وزیر موقت با حمایت کامل نیروهای مسلح، به سرعت برای اجرای اصلاحاتی از جمله کاهش ارزش روپیه پاکستان (پول ملی)، افشای اعمال فساد در داخل و خارج از دولت و تقاضای پرداخت فوری پول های بدهکار به دولت اقدام کرد. قریشی با اعطای زمین های عمومی به سیاستمداران، عدم پرداخت قبوض آب و برق و متخلفان وام که هزاران نفر تخمین زده می شد، برخورد کرد. اقدام دولت در اصرار بر اقدامات ریاضتی و درخواست از ملت که در حد توان خود زندگی کنند، در محیطی که به اسراف و ناکارآمدی معروف بود. نخست وزیر با وضع مالیات موقت بر کشاورزی، به اعیان زمین دار ضربه ای وارد کرد و قصد خود را برای ضربه زدن به مالکان بزرگ و منابع ثروت پنهان آنها مخفی نکرد.

تاکتیک‌های قریشی گرچه وجوه جدیدی را وارد خزانه‌داری پاکستان کرد، اما این مبلغ  به سختی برای پرداخت بدهی ها کافی بود. او خواهان مقابله با اربابان مواد مخدر و اصلاح پلیس شد تا مجریان قانون به طور مؤثری با مشکل عمیق ملی اعتیاد به مواد مخدر مقابله کنند. اصلاحات قریشی با مشکلاتی مواجه شد. کاهش ارزش روپیه و محدودیت های اعمال شده بر زندگی تجاری کشور، موجب افزایش بهای بنزین، گاز طبیعی، برق، کالاهای اساسی و مواد غذایی شد. البته انتقادات علیه سیاست‌های نخست‌وزیر موقت توسط سیاستمداران حاشیه‌ای بود که خود را خیرخواه طبقات فقیرتر کشور می خواندند.

دولت دوم بی نظیر بوتو

انتخابات ملی مجدداً در اکتبر 1993 برگزار شد. در یک رقابت نزدیک، حزب بوتو (PPP) تعداد زیادی کرسی در مجلس ملی (نه اکثریت) را به دست آورد و «حزب مسلمان لیگ جدید پاکستان» (N) (PML-N) نواز شریف در رتبه دوم قرار گرفت. حزب بوتو  (PPP) در اتحاد با حزب مسلم لیگ پاکستان (J) (PML-J) به رهبری جونجو، دولت غیرنظامی جدید را تشکیل داد و پس از سه سال حضور در اپوزیسیون، بی نظیر بوتو به نخست وزیری بازگشت.

 (PML-J)  به (PPP) کمک کرد تا کنترل پنجاب را در دست بگیرد، هدفی که بی نظیر بوتو در دولت پیشین خود نتوانست به آن دست یابد. حزب نواز شریف نیز در بلوچستان و استان مرزی شمال غرب، دولت های استانی ائتلافی را تشکیل داد، اما قدرت در دست بی نظیر بوتو بود و او مسیر کشور را مشخص می کرد. بی نظیر بوتو مورد علاقه آمریکا بود، اما به خاطر منافع مردم پاکستان روابط خود را با آنها کاهش داد. پاکستان در زمان بی نظیر بوتو برای توقف برنامه هسته ای خود و دستیابی به توافق بر سر کشمیر، تحت فشار آمریکا قرار گرفت. در سال 1993 آمریکا (به اصرار دهلی نو) پاکستان را به عنوان یک دولت حامی تروریسم در فهرست «Watch List» قرار داد. هند مدعی حمایت اسلام‌آباد از جنبش‌های جهادی فعال در کشمیر بود. ملت و نهادهای نظامی پاکستان، از مدت‌ها قبل توسعه گروههای مقاومت در «کشمیر اشغالی» را تشویق و حمایت می کردند و فشار آمریکا توسط پاکستانی ها محکوم شد.

در این دوره بحران‌های سیاسی بزرگ و جزیی به وفور رخ داد و بی نظیر بوتو با سرایت یک دعوای خانوادگی بزرگ به رسانه‌ها مواجه شد. مرتضی بوتو برادر نخست‌وزیر، آصف علی زرداری همسر او را را به فساد متهم کرد. این حادثه سریعاً از کنترل دولت خارج شد و مادر بوتو، از مرتضی جانبداری کرد. نواز شریف نیز اسنادی حاکی از افراط و تفریط های شخصی بی نظیر بوتو منتشر کرد. بدین ترتیب نخست وزیر درگیر یک رسوایی بانکی شد که تقریباً دفاع معتبر از آن ناممکن بود. لغاری رئیس جمهور  نیز مورد انتقاد قرار گرفت که گفته می شد در معامله یک زمین مرتبط با انجمن های (PPP) سود برده است.

بی نظیر بوتو نیز مانند نواز شریف نخست وزیر سابق، درگیر پاسخ به اتهامات فساد و اخاذی شد. هرج و مرج در سراسر کشور حاکم شد. در سند دور دیگری از درگیری‌های فرقه‌ای آغاز شد. نزاع بین مسلمانان سنی و شیعه به این آشوب ها کمک کرد. در استان مرزی شمال غرب، رهبران قبایل متهم شدند در قاچاق اسلحه و مواد مخدر دست دارند. هر چند ارتش متعهد شده بود در زمینه مسائل سیاسی، سیاست عدم مداخله اتخاذ کند، اما به خاطر وخامت شرایط داخلی در این وعده تجدیدنظر کرد. در اکتبر 1995 حدود 40 افسر ارتش به اتهام توطئه برای سرنگونی دولت و کشتن رئیس جمهور و نخست وزیر دستگیر شدند.

با توجه به تشدید اوضاع، بی نظیر بوتو شدیداً مخالف رئیس‌جمهور شده بود. هنگامی که لغاری توصیه‌ های او را در برخورد با فرماندهی عالی ارتش و تغییرات در دادگاه عالی نادیده گرفت، رابطه آنها به نقطه شکست رسید. لغاری که از دسیسه های مداوم ناراحت بود، آماده اقدام مستقیم علیه بی نظیر بوتو و همسرش بود. لحظه اقدام در سپتامبر 1996 فرا رسید؛ زمانی که مرتضی بوتو برادر بی نظیر در تیراندازی پلیس کشته شد و آصف علی زرداری به همدستی در قتل او متهم شد. لغاری در نوامبر 1996 با برکناری دولت بی نظیر بوتو، دولت موقت تشکیل شد.

هدف دولت موقت معراج خالد نگه داشتن پاکستان بر روی ریل بود، نـه اصلاح مشکلات چند بُعدی کشور. بوروکرات ها به اتهام تبانی با (PPP) پاک سازی شدند، اقتصاد ملی مورد بررسی دقیق اقتصاددانان قرار گرفت و تلاش جدی برای بازگرداندن نظم و قانون صورت گرفت. سیاستمداران برای بازگشت به سیاست غیر نظامی رسمی تر فریاد می زدند. بی نظیر بوتو، در رأس همه لغاری را متهم می کرد که از پشت به او ضربه زده است.

دولت موقت با نادیده گرفتن حملات سیاستمداران، روند ایجاد شورای دفاع و امنیت ملی (CDNS)  شامل رئیس جمهور، نخست وزیر، وزیر دفاع، وزیر کشور، رئیس و اعضای ستاد مشترک ارتش را آغاز کرد. اگرچه افسران بلندپایه نظامی نسبت به تشکیل (CDNS)تمایل داشتند، اما بسیاری از سیاستمداران محتاط از آن حمایت نکردند.

دولت دوم نواز شریف

اعتراض بی نظیر بوتو به دیوان عالی مبنی بر انحلال دولت او براساس قانون اساسی رد شد و انتخابات 1997 که طبق برنامه پیش رفت، علیرغم ادعای تقلب توسط  (PPP)، منصفانه ارزیابی شد. از بیش از 200 کرسی مورد رقابت در مجلس ملی، (PPP) کمتر از 20 کرسی به دست آورد. برنده بزرگ (PML-N) نواز شریف بود که اداره تمام استان ها را به طور مستقیم یا از طریق ائتلاف با احزاب استانی در اختیار گرفت، هر چند تنها یک سوم رأی دهندگان واجد شرایط رأی داده بودند. در حالی که نیروهای مسلح و رئیس جمهور همچنان اختیارات فوق العاده داشتند، نواز شریف دولت دیگری تشکیل داد.

نواز شریف با هدف محدود کردن اختیارات رئیس جمهور، موافقت پارلمان با ا­صلاحیه 13 قانون اساسی را به دست آورد که اختیار رئیس جمهور برای برکناری دولت به صلاحدید خود سلب می شد. اصلاحیه 14 که اعضای حزب را از نقض نظم و انضباط حزبی منع می کرد، توسط دادگاه عالی لغو شد، اقدامی که زمینه رویارویی نخست وزیر و دادگاه عالی را فراهم ساخت. نواز شریف تلاش کرد تعداد اعضای دیوان عالی کشور را از 17 نفر به 12 نفر کاهش دهد. تلاش نخست وزیر برای دخالت در قوه قضائیه، وکلای مجلس را وارد معارضه نمود و آنها به عنوان نمایندگان مجلس خواستار رد صلاحیت نواز شریف شدند. نخست وزیر تسلیم شد، اما تا دسامبر 1997 با کمک مجلس اختیارات خود را به حدی افزایش داد که حتی رئیس جمهور مجبور به استعفا شد. نوار شریف همچنین قدرت کافی برای برکناری رئیس دادگاه عالی به دست آورد.

چالش های ادامه دار: درگیری، بن بست اقتصادی و آزمایش های هسته ای

نواز شریف در توقف درگیری قومی پایدار در کراچی و سند (خونریزی فرقه‌ای در استان مرزی شمال غرب) موفق نبود. این درگیری ها در دوران نخست وزیری او تشدید شد. دولت رادیکال‌ها و دیگران را که به اتهام به تداوم بی‌نظمی عمومی دستگیر می کرد، اما قادر به پایان دادن درگیری‌های داخلی نبود و نمی‌توانست بدون کمک ارتش عمل کند. نواز شریف در مواجهه با اقتصادی آشفته، برای بازپرداخت بدهی های خارجی به فروش دارایی های عمومی (مانند نیروگاه ها، مخابرات، خطوط هوایی، بانک ها و راه آهن) روی آورد.  

با وجود این شکست‌ها، نواز شریف تا سال 1998 بیش از هر دولت غیرنظامی منتخب قبلی در پاکستان قدرت کسب کرد، اما کشور تا دستیابی به رشد واقعی فاصله زیادی داشت. عدم اجازه به وجود یک اپوزیسیون وفادار، اهداف دموکراتیک رژیم را به سخره می گرفت. رهبر (PML-N) از نفوذ خود برای اجرای «برنامه 2010» استفاده کرد که شامل توجه به اصلاحات آموزشی، راه‌اندازی کمیته‌های خدمات عمومی و گشودن فرصت‌های شغلی جدید بود. با چند انفجار هسته ای در می 1998، در اثر انصراف کشورهایی که قرار بود بودجه سرمایه گذاری های مختلف را تأمین کنند، برنامه اقتصادی نخست وزیر به نتیجه نرسید.

اخبار آزمایشات هسته‌ای، سیگنال‌های نگران کننده ای برای قدرت های جهانی و هند بود و با بی‌ثباتی فزاینده پاکستان و احتمال انتقال، فروش، یا افشای سلاح‌های هسته‌ای، فن آوری یا مواد هسته ای به سایر کشورها یا گروه‌ها بر نگرانی‌ها افزود. «عبدالقدیر خان» رئیس برنامه هسته‌ای پاکستان، به اشتراک فن آوری تسلیحات با چند کشور از جمله ایران، کره شمالی و لیبی در سال ۲۰۰۴ اعتراف کرد. دستیابی پاکستان به تسلیحات هسته‌ای، کمک چندانی به  کاهش ناآرامی‌های اجتماعی – سیاسی نکرد، اما این کشور را وارد باشگاه قدرت های هسته ای نمود و امنیت ملی پاکستان را در مقابل هند تقویت کرد.

افزایش ناآرامی ها، تنش با ارتش و برکناری نواز شریف

نواز شریف در مواجهه با ناآرامی های فزاینده که غالباً علیه حکومت او بود، وضعیت اضطراری اعلام کرد که به او امکان می داد با احکام خاصی بر کشور حکومت کند. او با گروه‌های اسلامی ارتدوکس (مانند مجلس اسلامی) نیز ائتلاف نزدیک‌ تری برقرار کرد. به نظر می ‌رسید گروه های مذهبی با تصویب قوانین اسلامی اضافی آرام می شوند. متمم پیشنهادی 15 قانون اساسی، که قوانین اسلامی را به عنوان مبنای حکومت‌ تعیین می‌ کرد، هرگز به طور کامل تصویب نشد، اما دادگاه فدرال شریعت پاکستان که در سال‌های حکومت ضیاءالحق تأسیس شد، در اجرای عدالت اسلامی از اختیارات بیشتری برخوردار شد.

رفتار مستبدانه نخست وزیر سبب تشدید مقاومت محلی و استانی شد. دولت مطبوعات را کاملاً کنترل و خاموش کرده بود و تقریباً کلیه محدودیت‌های قانون اساسی را نادیده گرفته بود. در حالی که درگیری‌های قومی بی‌وقفه ادامه داشت. در شرایطی که به نظر می‌رسید کشور در شرایط فروپاشی است، ژنرال جهانگیر کرامت رئیس ستاد ارتش برای مردم ناامید سخنرانی کرد. نقش ژنرال کرامت در روند سیاسی، خشم نواز شریف را برانگیخت. در اکتبر 1998 نخست وزیر فرماندهی عالی ارتش را تحت فشار قرار داد تا ژنرال کرامت را به بازنشستگی زودهنگام مجبور کند. کرامت به سرعت و بی سر و صدا با ژنرال پرویز مشرف جایگزین شد. نواز شریف معتقد بود ژنرال مشرف سازگارتر و غیرسیاسی است. نظری که بعداً مشخص شد نادرست بوده است.

رهبران نظامی بر این باور بودند که نواز شریف در تلاش سیاسی کردن ارتش در راستای اهداف خویش است، اما ارتش نگرانی های دیگری هم داشت. در اواسط سال 1999 همزمان با آغاز درگیری با نیروهای هندی در کوههای مرتفع منطقه کارگیل، درگیری بر سر منطقه کشمیر مجدداً شعله ور شد. نخست وزیر با احساس خطر سفری شتابزده به واشنگتن داشت. به نظر می رسید نواز شریف تسلیم رئیس جمهور آمریکا شده است.

بیل کلینتون پیشنهاد کرد نیروهای پاکستانی از منطقه مورد مناقشه عقب نشینی کنند. ژنرال های پاکستان با استراتژی عقب نشینی مخالفت کردند. ژنرال مشرف نیز به شدت از نظر افسران دفاع کرد و در مقابل این تصمیم نخست وزیر ایستاد. این تصور به وجود آمد که ژنرال ها قصد دارند قدرت نواز شریف را به چالش بکشند. نواز شریف طرحی برای جایگزینی مشرف با ژنرال دیگری به اجرا گذاشت، اما ژنرال مشرف که از حمایت افسران ارتش برخوردار بود و بر خلاف کرامت، قصد تسلیم نداشت.

در 12 اکتبر 1999 نواز شریف تلاش کرد ژنرال مشرف را (که خارج از کشور بود) برکنار کند. سایر ژنرال ها با خنثی کردن این توطئه، نواز شریف را دستگیر کردند. ژنرال مشرف با بازگشت به پاکستان، همان روز انحلال دولت نواز شریف و تعلیق قانون اساسی را اعلام کرد. این اقدام به وضوح یک کودتا بود، لیکن ژنرال مشرف حکومت نظامی اعلام نکرد و  بر حفظ حقوق اساسی تضمین شده توسط قانون اساسی و اجرای تمام قوانین در آن شرایط تأکید کرد، اما اعلام وضعیت اضطراری نمود.

ژنرال مشرف در 14 اکتبر اعلام کرد رئیس جمهور (محمد رفیق تارر) در سمت خود باقی خواهد ماند و مجالس قانون گذاری ملی و ایالتی به حالت تعلیق در خواهند آمد. دادگاه‌های کشور با این محدودیت به فعالیت خود ادامه می‌دهند که قضات در هیچ دستوری که از سوی رئیس اجرایی صادر می‌شود، مداخله نکنند.

دولت ژنرال پرویز مشرف

ژنرال پرویز مشرف به عنوان رئیس اجرایی کشور، قدرت کامل را به خود اختصاص داد  و با اشاره به آشفتگی اساسی اعلام کرد اقتصاد کشور تقریباً در حال فروپاشی است و اقدامات اصولی برای بهبود وضعیت ملی باید آغاز شود. ژنرال مشرف با این باور که نجات همزمان کشور و قانون اساسی ممکن نیست و تصمیم گرفت اجرای قانون اساسی را فدای نجات کشور کند. با این وجود قانون اساسی ملغی نشد  و تنها به حال «تعلیق» درآمد تا در زمان مناسب امکان احیای آن فراهم شود. او تأکید کرد حکومت نظامی وضع نشده، اما ادامه سیاست های قدیمی ممکن نیست.

در روزهای پایانی 1999 دبیرخانه موقت رئیس اجرایی به سرعت تشکیل شد و در اواسط سال 2000 به منظور اعطای اختیارات اداری بیشتر به رژیم جدید، دستخوش تغییر ساختاری شد. مهم ترین پست ها در دولت به افسران نظامی واگذار شد و همه اعضای غیرنظامی دبیرخانه توسط افسران ارتش مورد بازرسی قرار گرفتند. حضور گسترده افسران نظامی در دبیرخانه با هدف ارائه ساختار فرماندهی و انضباط مشابه در ارتش پاکستان بود. معضل اصلی حاکمان جدید پاکستان، عدم تجربه آنها در امور مدنی بود. نواز شریف نخست وزیر سابق، محاکمه و به حبس طولانی مدت محکوم شد، اما تحت فشارهای بین المللی آزاد شد و برای مدت 10 سال به عربستان سعودی تبعید شد.

روابط با آمریکا، تحکیم حکومت ژنرال مشرف و سفر به هند

اقدامات ژنرال های پاکستان توسط بسیاری در جهان خارج با سردی مواجه شد. واشنگتن به سرعت رهبران کودتا را مورد انتقاد قرار داد و کلینتون با تغییر برنامه سفر خود به آسیای جنوبی در مارس 2000 به گونه ای که تنها چند ساعت را در پاکستان سپری کرد و در هند و بنگلادش برای دیدارهای طولانی تر توقف کرد، نارضایتی خود را نشان داد. با این جود تنش در روابط آمریکا و پاکستان ناشی از طیف گسترده ای از مسائل بود: بی ثباتی سیاسی پایدار پاکستان، شکست مکرر در ایجاد جامعه مدنی، موانع حل مسئله کشمیر و مهم تر از همه مسابقه تسلیحات هسته ای این کشور با هند.

هدف اعلام شده ژنرال مشرف، بازگرداندن پاکستان در اسرع وقت به حکومت غیرنظامی بود. در ژوئن 2001 ژنرال مشرف مانند ژنرال های قبل از خود تصمیم گرفت قدرت خود را با بازنشستگی رئیس جمهور رفیق طرار و علام ریاست جمهوری خود تحکیم بخشد. ژنرال مشرف عملاً رئیس دولت هم بود، زیرا پست نخست وزیری پس از برکناری نواز شریف همچنان خالی بود.

در ژوئیه  2001ژنرال مشرف به عنوان رئیس جمهور در سفر به آگرا در هند، با آتال بیهاری واجپایی نخست وزیر هند دیدار کرد تا در مورد امنیت منطقه ای و به ویژه وضعیت کشمیر گفتگو کنند. پیشرفت واقعی حاصل نشد، اما این نشست زمینه را برای نشست های بعدی مشرف و همتایان هندی اش فراهم کرد. به نظر می‌رسید رئیس‌جمهور در حال جا به جایی در نقشی است که نوید یک دوره تأمل در چگونگی بازسازی سیاست داخلی و خارجی کشور را می‌دهد، اما با حملات 11 سپتامبر به آمریکا، طی دو ماه شرایط کاملاً تغییر کرد.

تردید در طرد ستیزه جویان اسلام گرا

پس از شکست تحقیرآمیز پاکستان و از دست دادن پاکستان شرقی و تأکید بعدی ضیاءالحق بر اسلامی‌سازی، ارتش پاکستان به نحو فزاینده‌ ای تمایل داشت اهداف خود را با عبارات معنوی بازتعریف کند. ژنرال مشرف که مدت‌ها یک برنامه ‌ریز کلیدی در سلسله مراتب نظامی پاکستان بود، با این روندها مرتبط بود. اسلامی سازی، به معنای استخدام شبه نظامیان اسلام گرا برای انجام عملیات مخفی در منطقه کشمیر بود. با تهاجم شوروی به افغانستان در سال 1979 پاکستان به ویژه در مناطق قبیله ایِ تحت اداره فدرال (FATA) ( اکنون بخشی از خیبر پختونخوا) در امتداد مرز افغانستان، به پناهگاه امنی برای چنین ستیزه جویانی از اقصی نقاط جهان تبدیل شد. اداره اطلاعات  ارتش پاکستان (ISI) نیز به کانون اصلی حمایت این کشور از مبارزان مجاهد افغان در درگیری با نیروهای شوروی در افغانستان بدل شد. این کمک ها پس از عقب نشینی نیروهای مسکو در اواخر دهه 1980 همچنان ادامه یافت. (ISI) در معرفی طالبان به عنوان نیروی متقابل در برابر گروه های رقیب که آن زمان در صدد کنترل دولت افغانستان بودند، نقش مهمی داشت. استراتژی پاکستان، ایفای نقشی مسلط در افغانستان بود.

با حوادث 11 سپتامبر، چشم انداز سیاسی پاکستان به طرز چشم گیری تغییر کرد. به سرعت مشخص شد حملات به آمریکا توسط سازمان ستیزه جوی القاعده صورت گرفته که در افغانستان در نزدیکی مرز پاکستان فعالیت دارند. پاکستان با رژیم طالبان افغانستان دارای روابط دیپلماتیک بود، اما ژنرال مشرف در اعمال فشار بر طالبان برای دستگیری اسامه بن لادن رهبر القاعده تردید داشت. آمریکا خواستار کمک پاکستان در برخورد با القاعده و طالبان به عنوان یک نهاد واحد شد، زیرا این کشور مهیای عملیات نظامی علیه هر دو سازمان بود. ژنرال مشرف در کنار ائتلاف تحت رهبری آمریکا علیه طالبان قرار گرفت.

تصمیم ژنرال مشرف برای پیوستن به تلاش های آمریکا با خشم محافظه کاران اسلام گرا در پاکستان مواجه شد. هزاران داوطلب پاکستانی طرفدار طالبان از مرز عبور کردند تا در مبارزه با نیروهای آمریکایی و متحدان ائتلاف آنها در هنگام حمله این نیروها و اشغال افغانستان در پاییز 2001 شرکت کنند. در دوره پس از حملات 11 سپتامبر و تهاجم آمریکا به افغانستان، جمعیت ستیزه جویان اسلام گرا در[7](FATA)  رشد کرد، زیرا جنگجویان طالبان و القاعده در مرز پاکستان پناه گرفتند. تعداد بیشتری از نیروهای جهادی نیز از خارج به منطقه فتـا هجوم آوردند تا به درگیری ها بپیوندند.

ژنرال مشرف برای انجام اقدامات تهاجمی علیه این عوامل اسلام جنگ گرا در مناطق قبیله ای پاکستان، از سوی واشنگتن تحت فشار قرار گرفت. ارتش پاکستان کارزار بزرگی علیه ستیزه جویان به ویژه در وزیرستان کوهستانی آغاز کرد. منطقه قبیله ای پشتون از نظر تاریخی تحت سلطه حکومت مرکزی نبود. اقدام نظامی پاکستان نه تنها خودمختاری قبایل پشتون را در آن مناطق به چالش می کشید، بلکه بر جامعه پشتون که با ستیزه جویان درگیر نبودند، تأثیرگذار بود. نیروهای دولتی با مقاومت شدید پشتون ها مواجه شدند و سربازان که غالباً شبه نظامی و از گروه‌های قبیله‌ای مشابه بودند، از جنگیدن امتناع کردند و یا با سهل­انگاری جنگیدند. ژنرال مشرف تعدادی از افسران ارتش طرفدار طالبان را برکنار کرد. بسیاری از جهادگران خارجی (از جمله شبه‌ نظامیان القاعده) نیز توسط مقامات پاکستانی دستگیر و به مقامات ائتلاف تحویل داده شدند، اما آمریکا اسلام‌آباد و به‌ویژه ژنرال مشرف را متهم کرد که اقدامات کافی برای مهار تهدیدهای تروریستی انجام نمی دهند.

بازگرداندن قانون اساسی

در آوریل 2002 ژنرال مشرف با هدف رسمیت بخشیدن به موقعیت خود به عنوان رئیس دولت، همه پرسی برگزار کرد و با اکثریت قاطع برای پنج سال دیگر به عنوان رئیس جمهور ابقا شد. این همه پرسی قانون اساسی را احیا کرد، اگرچه با مفاد مندرج در سندی به نام قانون چارچوب قانونی (LFO) اصلاح شد.  علاوه بر تمدید دوره ریاست جمهوری ژنرال مشرف، اختیارات رئیس جمهوری و تعداد اعضای دو مجلس قانون گذاری افزایش یافت. انتخابات پارلمانی در اکتبر 2002 با محدودیت های تحمیل شده توسط (LFO)  دنبال شد و «حزب مسلم لیگ پاکستان» (PML-Q)، حزب سیاسی مورد قبول ژنرال مشرف بیش از سایر حزب رقیب کرسی های مجلس ملی را به خود اختصاص داد. این حزب متعاقباً یک دولت ائتلافی به ریاست میرظفرالله خان جمالی رهبر (PML-Q) و سیاستمدار کهنه کار و حامی سابق نواز شریف تشکیل داد. «حزب اپوزیسیون» (PPP) در رتبه بعد قرار گرفت.

دولت ژنرال مشرف با افراط گرایی مذهبی داخلی مبارزه کرد. فعالیت برخی گروههای ستیزه جو که مدت ها در پاکستان فعال بودند، ممنوع و صدها فعال مذهبی دستگیر شدند. البته ژنرال مشرف عموماً به خشونت اسلام گرایان در کشمیر نپرداخت. تا اواخر نوامبر 2003 که دولت پاکستان با اعلام آتش بس یک جانبه، خواهان مذاکره با دهلی نو شد، درگیری های سطح پایینی در امتداد خط کنترل وجود داشت. در ماه دسامبر دو سوء قصد به جان رئیس جمهور صورت گرفت. خشونت‌های سیاسی و مذهبی به ‌ویژه خشونت‌ بین جناح ‌های سنی و شیعه همچنان تشدید می ‌شد. در اواخر دسامبر، مجلس اکثر مفاد (LFO) را به عنوان متمم 17 قانون اساسی تصویب کرد و قدرت مشرف برای عزل نخست وزیر، انحلال مجلس ملی و تعیین رؤسای نیروهای مسلح و فرمانداران استان ها را تأیید کرد.

در آگوست ۲۰۰۴ شوکت عزیز بانکدار سابق و وزیر دارایی، عهده دار پست نخست وزیری شد، اما ژنرال مشرف همچنان به حفظ زمام قدرت ادامه داد و علیرغم وعده های مکرر برای بازگرداندن کشور به اقتدار کامل غیرنظامی، در پایان سال اعلام کرد شرایط کشور شکننده تر از آن است که بتواند به ضرب الاجل های خود عمل کند. این امر در مورد امتناع او از کناره‌گیری از سمت ریاست نیروهای مسلح (علیرغم درخواست‌های مکرر مخالفان سیاسی) نیز صدق می‌کرد.

از سوی دیگر ژنرال مشرف مجبور بود با حملات مداوم «حزب اسلام گرای پاکستان» (MMA)  که او را به تلاش برای سکولاریزه کردن پاکستان متهم می‌کرد، مقابله کند. کشور همچنان در معرض حوادث فزاینده خشونت های فرقه ای از جمله بمب گذاری های انتحاری در مساجد و سایر مکان های عمومی بود. در اکتبر 2005 زلزله ویرانگری در منطقه کشمیر روی داد که به مرگ دهها هزار تن انجامید و صدها هزار نفر بی خانمان شدند.

شکست و استعفای انتخاباتی ژنرال مشرف

ژنرال مشرف در اوایل 2007 در صدد انتخاب مجدد به ریاست جمهوری بود، اما احزاب مخالف به این دلیل که او همچنان رئیس ارتش بود و دادگاه عالی پاکستان با استناد به دلایلی در قانون اساسی، به این امر  اعتراض کردند. برکناری افتخار محمد چودری قاضی القضات در ماه مارس، موجب اعتصاب عمومی وکلای پاکستانی و بروز اعتراضات خشونت آمیز در مناطق مختلف کشور شد. دادگاه عالی در ماه ژوئیه این برکناری را لغو کرد و چودری به کار خویش بازگشت.

در ماه اکتبر یک هیئت انتخاباتی متشکل از پارلمان و چهار مجلس استانی برای یک دوره پنج ساله دیگر ریاست جمهوری به ژنرال مشرف رأی دادند، اگرچه اعضای مخالف از شرکت در این روند امتناع کردند. ژنرال مشرف در اوایل نوامبر وضعیت فوق العاده اعلام کرد. قانون اساسی بار دیگر به حالت تعلیق درآمد، اعضای دیوان عالی (از جمله چودری) برکنار شدند و فعالیت‌ سازمان ‌های رسانه‌ ای خبری مستقل محدود شد. بعداً دادگاه عالی که مجدداً از افراد منصوب ژنرال تشکیل شد، انتخاب مجدد او را تأیید کرد. متعاقباً ژنرال مشرف با استعفا از مقام نظامی خود، به عنوان یک غیرنظامی به ریاست جمهوری سوگند یاد کرد.

در پاییز 2007 نواز شریف و بی نظیر بوتو که در تبعید بودند، اجازه یافتند به پاکستان بازگردند. این دو پس از بازگشت برای انتخابات پارلمانی آتی در ژانویه 2008 کارزار انتخاباتی خود را آغاز کردند. اما در پایان دسامبر «بی نظیر بوتو» (نخست وزیر اسبق) در یک گردهمایی سیاسی در راولپندی ترور شد. این ترور پاکستانی ها را بهت زده کرد و موجب شورش های گسترده در مناطق مختلف این کشور شد. ژنرال مشرف که اخیراً وضعیت فوق العاده را لغو کرده بود، مجدداً نیروهای مسلح را به حالت آماده باش ویژه فراخواند و انتخابات را تا اواسط فوریه به تعویق انداخت.

نتیجه رأی گیری به منزله رد ژنرال مشرف و حکومت او تلقی شد. حزب (PML-Q)  پس از (PPP) ( به رهبری آصف علی زرداری همسر بوتو)، که حدود یک سوم از کرسی های پارلمان را برای انتخابات تصاحب کرده بود، در رده سوم قرار گرفت و حزب نواز شریف (PML-N) چهارم شد.  در ماه مارس (PPP) و (PML-N) یک دولت ائتلافی تشکیل دادند و یوسف رضا گیلانی از اعضای برجسته حزب مردمی خلق و رئیس سابق مجلس شورای ملی به عنوان نخست وزیر انتخاب شد.

در ماه‌های پس از تشکیل ائتلاف، اختلافاتی داخل ائتلاف دولتی به وجود آمد (به ویژه در مورد بازگرداندن قضات دیوان عالی که توسط ژنرال مشرف در اواخر سال گذشته برکنار شده بودند) و موجب بی‌ثباتی ائتلاف شد. در آگوست 2008 ائتلاف با استناد به نقض شدید قانون اساسی، استیضاح ژنرال مشرف را کلید زد. در 18 آگوست ژنرال مشرف در مواجهه با روندهای قریب الوقوع استیضاح استعفا داد.

پاکستان زیر نظر آصف علی زرداری

با خروج ژنرال مشرف، درگیری در داخل ائتلاف تشدید شد. با توجه به اختلافات مداوم از جمله اختلافات بر سر جانشینی ژنرال مشرف، او متعاقباً حزب (PML-N) را از ائتلاف دولتی خارج کرد و اعلام کرد حزب او نامزد خود را برای انتخابات ریاست جمهوری در اوایل سپتامبر معرفی خواهد کرد. با این وجود (PML-N) و (PML-Q) از حمایت کافی برای ایجاد چالش برای آصف علی زرداری نامزد (PPP) برخوردار نشدند و زرداری در 6 سپتامبر 2008 به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد.

اصطکاک بین زرداری و نواز شریف در اوایل سال 2009 تشدید شد، زمانی که دادگاه عالی به سلب صلاحیت برادر نواز شریف از سمتش به عنوان وزیر ارشد پنجاب و حمایت از ممنوعیت منع نواز شریف از تصدی مناصب سیاسی رأی داد (این ممنوعیت ناشی از محکومیت او در سال 2000 به اتهام جنایات سنگین بود. ) نواز شریف مدعی شد احکام دادگاه با انگیزه سیاسی و حمایت از زرداری بوده است. در مارس 2009 نواز شریف با آزادی از حبس خانگی، به پایتخت رفت تا تجمعی برای دفاع از بازگرداندن قضات برگزار کند. در مواجهه با این چشم انداز، دولت موافقت کرد قاضی چودری و تعدادی دیگر از قضات دیوان عالی به پست های خود  بازگردند. این اقدام به عنوان یک پیروزی سیاسی برای ژنرال مشرف و یک امتیاز قابل توجه از جانب زرداری تلقی شد، چرا که تصور می‌شد به دلیل احتمال لغو عفو زرداری در دوران ژنرال مشرف، با بازگشت چودری مخالفت کرده است. اندکی پس از آن، برادر نواز شریف نیز به سمت خود بازگردانده شد و در ماه می حکمی که نواز شریف را از تصدی پست منع می‌کرد، لغو شد.

حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا، سیل سال 2010 و تنش های مذهبی

در پس زمینه درام سیاسی سال 2008، تحولاتی در عرصه روابط خارجی پاکستان روی داد. در آن سال آمریکا کارزار حملات هدفمند خود با هواپیماهای بدون سرنشین از راه دور را در مناطق قبیله ای تحت کنترل فدرال پاکستان (بخشی از خیبر پختونخوا) گسترش داد، منطقه ای که به عنوان پناهگاه شبه نظامیان پشتون شناخته می شد که علیه نیروهای بین المللی و دولت افغانستان جنگ چریکی می کردند. حملات هواپیماهای بدون سرنشین که در سال 2004 تحت هدایت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و با تأیید خاموش دولت پاکستان آغاز شده بود، خشم عمومی را در پاکستان برانگیخت، زیرا تشدید این حملات موجب افزایش تعداد کشته ها و زخمی شدن غیرنظامیان شده بود. اگرچه رهبران پاکستان این حملات را به عنوان نقض حاکمیت پاکستان محکوم کردند، اما همچنان گزارش هایی مبنی بر همکاری مخفیانه دولت وجود داشت.

در اواخر 2004 تجارت محدود بین بخش‌های تحت کنترل پاکستان و هند در کشمیر از سر گرفته شد. این اولین تجارت از این نوع طی بیش از 60 سال گذشته و نشانه بهبود روابط دو کشور بود. در تابستان 2010 پاکستان با مخرب ترین سیلِ ثبت شده در تاریخ این کشور مواجه شد. رودخانه سند در اثر باران‌های موسمی غیرمعمول تا حدود 15 برابر وسعت طبیعی خود گسترش یافت. این رودخانه در یک فصل معمولی باران‌های موسمی تا بیش از نیم مایل (یک کیلومتر) تا رسیدن به استان‌های پنجاب و سند گسترش می یافت. تا اواسط آگوست، بیش از 1500 پاکستانی در نتیجه طغیان فوق‌العاده رودخانه جان خود را از دست دادند. حدود یک چهارم کشور تحت تأثیر سیل واقع شد و زندگی میلیون‌ها نفر به درجات مختلف تحت تأثیر قرار گرفت. فاجعه انسانی ناشی از سیل با کمبود غذا و آب آشامیدنی، تهدید بیماری های ناشی از آب، غارت و خشونت و اختلال در زیرساخت های حمل و نقل و ارتباطات همراه بود. در کشوری که در حد گسترده ای به کشاورزی متکی بود، طغیان سیل بخش‌هایی از زمین‌های زراعی را زیر آب برد و دام‌های بیشماری تلف شدند.

با ترور سلمان تاسیر فرماندار ایالت پنجاب توسط یکی از نیروهای امنیتی خود در ژانویه 2011 تنش های مذهبی مجدداً شدت گرفت. تسیر از اعضای «حزب مردم پاکستان»، متحد سیاسی آصف علی زرداری و یکی از سرسخت‌ترین منتقدان قانون توهین به مقدسات پاکستان بود که خواستار مجازات اعدام برای متهمان به بدنام کردن اسلام یا پیامبر خدا بودند. این قانون که در دهه 1980 تحت برنامه اسلامی سازی ضیاءالحق وضع شد، به هیچ گونه اعدامی به دلیل توهین به مقدسات منجر نشد، اما به محل اختلاف محافظه کاران مذهبی و سیاستمداران سکولار تبدیل شد. ترور تاسیر توسط یک کماندوی پلیس با سابقه رادیکالیسم اسلامی، موجب نگرانی در مورد آسیب پذیری سیاستمداران میانه رو در برابر ارعاب محافظه کاران مذهبی شد. واکنش عمومی به این ترور، شکاف در جامعه پاکستان را آشکارتر کرد. (PPP) و بسیاری از احزاب سیاسی دیگر این حمله را محکوم کردند، در حالی که بسیاری از رهبران مذهبی و سازمان‌ها، تسیر را به عنوان یک مرتد محکوم و قاتل او را به خاطر دفاع از اسلام تحسین کردند.

شکست پای صندوق های رای

در ماه می 2013 آصف علی زرداری و ائتلاف دولتی به رهبری (PPP) به دلیل نارضایتی گسترده از فساد و توسعه اقتصادی ضعیف، با محبوبیت پایین وارد انتخابات مجلس شدند. ذینفع اصلی، نواز شریف بود که شهرتش به عنوان یک تاجر و اصلاح‌طلب اقتصادی به حزب (PML-N) کمک کرد تا کرسی‌های بیشتری نسبت به نزدیک‌ترین رقبای خود (PPP) و حزب تحریک انصاف پاکستان  (PTI) به رهبری عمران خان کسب کند. نواز شریف برای سومین دوره نخست وزیر شد.

دولت سوم نواز شریف

سیاست داخلی و خارجی

نواز شریف سومین دوره نخست وزیری خود را به عنوان یک اصلاح طلب مردمی آغاز کرد. در این دوره با نرخ رشد بالاتر، ثبات بیشتر روپیه و تورم کمتر، اقتصاد کشور به طور قابل توجهی بهبود یافت، اما زیرساخت‌ها همچنان با موانعی رو به رو بود. برای مثال تقاضا برای برق، از عرضه پیشی گرفت و منجر به کمبود مکرر و گسترده شد.

برنامه سیاست خارجی نواز شریف در جهت آزادسازی تجارت، از جمله با همسایگان پاکستان بود. او برای برقراری روابط مسالمت آمیز با هند و افغانستان تلاش بسیار کرد. در زمان نواز شریف پاکستان به عنوان برنامه شاخص «ابتکار کمربند و جاده» چین (BRI) سرمایه قابل توجهی از چین جذب کرد. چین برای توسعه زیرساخت‌های پاکستان و ساخت کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC)  دهها میلیارد دلار به پاکستان وام داد که امکان دسترسی به مسیرهای تجاری ارزان‌تر و کارآمدتر را فراهم می کرد. یکی از بزرگ ترین پروژه های این برنامه، توسعه بندر دریایی گوادر و بزرگراهی بود که آن را به استان سین کیانگ چین متصل می کرد.

سلب صلاحیت نواز شریف

افشای اسناد مالی بین‌المللی محرمانه موسوم به «اسناد پاناما» در سال 2015، سه فرزند نواز شریف را در مورد خرید املاک و مستغلات در لندن، با شرکت‌های برون مرزی مرتبط نمود. نواز شریف و فرزندانش منکر تخلف شدند، اما تحقیقات مربوط به فساد آغاز شد. در سال 2017 دادگاه عالی نواز شریف را از تصدی پست دولتی سلب صلاحیت و او را مجبور به استعفا کرد. شهید خاقان عباسی به نخست وزیری رسید. در انتخابات بعد شهباز شریف برادر نواز شریف به رهبری حزب (PML-N) انتخاب شد.

دستگیری نواز شریف و شکست حزب (PML-N)

نواز شریف و خانواده اش تبعید شدند. در ژوئیه 2018 او و دخترش مریم نواز شریف به طور غیابی محکوم شدند. آنها در 13 ژوئیه برای گذراندن دوران محکومیت خود به لاهور بازگشتند و گفتند خود را برای مردم پاکستان در «برهه حساس» پیش از انتخابات تسلیم می کنند. آنها اندکی پس از رسیدن به لاهور دستگیر شدند.

در انتخابات اواخر جولای 2018، حزب (PTI) به رهبری عمران خان از (PML-N) پیشی گرفت. برای تضمین امنیت در انتخابات بسیار جنجالی، ارتش حداقل 350 هزار سرباز در مراکز رای گیری مستقر کرد. در مراکز رای گیری، کمیسیون انتخابات قدرت قضایی صریحی به ارتش داد. در حالی که عمران خان انتخابات را به عنوان عادلانه ترین انتخابات در تاریخ پاکستان ستایش می کرد، (PML-N)  و سایر احزاب از مداخله ارتش در انتخابات ابراز نگرانی کردند، به ویژه پس از آن که به ناظران رای گیری دستور داده شد قبل از شمارش آرا مراکز رای گیری را ترک کنند. با این وجود (PML-N) نتایج انتحابات را پذیرفت و به عمران خان اجازه داد به در پی ائتلاف باشد و نخست وزیر شود.

نخست وزیری عمران خان

عمران خان از اوان جوانی تحت تأثیر علامه اقبال لاهوری شاعر و فیلسوف و دکتر علی شریعتی نویسنده و جامعه ‌شناس ایرانی بود. او که عموماً پوپولیست توصیف شده، وعده داد با فقر و فساد در کشور مبارزه کند. در زمان عمران خان پاکستان شاهد تحولات مهمی در روابط خارجی بود. تنها چند هفته پس از نخست‌وزیری او آمریکا تصمیم گرفت 300 میلیون دلار کمک نظامی وعده داده شده را متوقف کند و گفت این کشور به اندازه کافی برای مبارزه با تروریسم فعالیت نداشته است.

پس از تلاش های موفقیت آمیز پاکستان برای تحت فشار قرار دادن طالبان در افغانستان برای مذاکره صلح، روابط با آمریکا بهبود یافت و کمک های این کشور سال بعد از سر گرفته شد. دولت مرکزی افغانستان در ابتدا از پاکستان به خاطر تلاش‌هایش تشکر کرد، اما روابط دیپلماتیک پس از اظهارات عمران خان که اقتدار دولت مرکزی را تضعیف کرد، تیره شد.

در فوریه 2019 پس از یک بمب گذاری انتحاری که منجر به کشته شدن 40 پرسنل امنیتی هند شد، تنش ها بر سر کشمیر به اوج خود رسید. یک گروه شبه نظامی (دارای فعالیت های غیرقانونی در پاکستان) مسئولیت این حمله را بر عهده گرفتند. برای نخستین بار در پنج دهه، نیروی هوایی هند چند حمله هوایی به پاکستان داشت. هند ادعا کرد یک کمپ آموزشی بزرگ متعلق به این گروه شبه نظامی را ویران کرده، اما پاکستان وجود چنین اردوگاهی را رد کرد و گفت هند به یک میدان خالی حمله کرده است. روز بعد پاکستان دو جت جنگنده هندی را سرنگون و یک خلبان را دستگیر کرد که خیلی زود به هند بازگردانده شدند. با وجود درگیری‌ به نظر می‌رسید دو کشور از تشدید بیشتر اوضاع اجتناب می‌کنند. پاکستان با آغاز سرکوب ستیزه جویان، افراد مظنون را دستگیر و با تعطیلی تعداد زیادی از مدارس دینی، قصد خود را برای به روز رسانی قوانین موجود مطابق با استانداردهای بین المللی اعلام کرد.

مقارن این ایام عمران خان با بحران بازپرداخت قروض خارجی مواجه شد. تعهدات پاکستان در طول سال‌های قبل از دوره ریاست‌جمهوری او افزایش یافته بود، به ویژه به دلیل پروژه (CPEC) که با وام‌های چین تأمین می‌ شد. اولین بازپرداخت های پاکستان قرار بود در سال 2019 آغاز شود. عمران خان بر اساس وعده های افزایش رفاه و مخالفت با مداخله صندوق بین المللی پول (IMF) که شرایط وام دهی آن اغلب مستلزم اقدامات ریاضتی بود، در مبارزات انتخاباتی پیروز شده بود.

در اکتبر 2018 پاکستان موفق نشد کمک خارجی از متحدان خود دریافت کند و  از صندوق بین المللی پول 12 میلیارد دلار وام اضطراری درخواست کرد. عمران خان به دنبال کمک های خارجی، در دسامبر ۲۰۱۸ با چین و در ژانویه 2019 با عربستان سعودی و امارات متحده عربی به توافقات سرمایه گذاری دست یافت. با ظهور همه‌گیری جهانی کووید-19 در مارس 2020 عمران خان تمایلی به اعمال قرنطینه  گسترده به خاطر اقتصاد بیمار کشور نداشت، اما با بدتر شدن همه‌گیری در سراسر کشور، در نهایت در 23 مارس قرنطینه سراسری برقرار شد.

در اواخر سال 2020 مخالفت با عمران خان و «حزب تحریک انصاف»، به اتهام فساد و نارضایتی اقتصادی شدت گرفت. در سپتامبر (PML-N)، (PPP)  و سایر احزاب مخالف ائتلافی به نام «جنبش دموکراتیک پاکستان» (PDM) تشکیل دادند که در صدد افزایش استقلال دولت غیرنظامی از تشکیلات نظامی بود. «حزب دموکراتیک خلق» نیز تظاهراتی برگزار کرد. با ادامه مخالفت‌ها در سال بعد، عمران خان در مارس 2021 در صدد رأی اعتماد برآمد.

در اواخر 2021 در بحبوحه خروج نیروهای آمریکایی، طالبان در افغانستان به قدرت بازگشتند و پاکستان موضعی تا حد زیادی خوش بینانه در مورد وضعیت اتخاذ کرد، با این  امید که وضع جدید در مرز پاکستان، ثبات به ارمغان آورد و همکاری بین کشورها را در مهار تحریک طالبان پاکستان و سایر شبه نظامیانی که تهدیدی برای امنیت پاکستان هستند، افزایش دهد. با ناتوانی رژیم جدید طالبان  نسبت به سبک حکومت داری که برای اولین بار در دهه 1990 به اجرا درآورده بود، مقامات پاکستانی با قدرت‌های خارجی لابی کردند تا طالبان را به میانه‌روی و فراگیری شیوه حکومتی تشویق کنند.

مخالفت‌های سیاسی با عمران خان، با تداوم تورم در طول دوره ریاست‌جمهوری او به افزایش ناامیدی از او منجر شد. در مارس 2022 مخالفان برای برگزاری رأی عدم اعتماد اقدام کردند. در دوره منتهی به رأی گیری، چند تن از اعضای حزب و ائتلاف عمران خان اعلام کردند در رأی گیری از او حمایت نخواهند کرد. علیرغم تلاش‌های عمران خان برای جلوگیری از برگزاری رأی‌گیری، او در 10 آوریل ۲۰۲۲ از سمت خود برکنار شد و روز بعد شهباز شریف برادر نواز شریف و رهبر PML-N)) به نخست‌وزیری انتخاب شد.[8]

سیاست خارجی

جمهوری اسلامی پاکستان دارای شبکه بزرگی از روابط دیپلماتیک در سراسر جهان است. پاکستان (پس از اندونزی) دومین کشور با اکثریت مسلمان و تنها کشور مسلمان دارای سلاح هسته ای است. پاکستان از موقعیت استراتژیک ژئوپلیتیکی برخوردار است و در کریدور مسیرهای ترانزیتی اصلی دریایی و زمینی قرار دارد که از آسیای مرکزی و خاورمیانه غنی از انرژی به مراکز جمعیتی جنوب و شرق آسیا می رسد. این کشور دارای مرزهای مشترک با نقاط حساس ژئواستراتژیکی مانند افغانستان، چین، هند و ایران است.

پاکستان به دلیل درگیری های کشمیر، روابط نزدیکی با جمهوری خلق چین، ترکیه، عربستان سعودی و کشورهای عربی خلیج فارس دارد. روابط پاکستان با آمریکا به دلیل تداخل منافع در طول جنگ سرد دارای چالش هایی بوده است. این کشور روابط پرتنشی با جمهوری هند داشته است. پاکستان یکی از اعضای سازمان همکاری شانگهای (SCO) و سازمان همکاری اسلامی (OIC) است.

مروری تاریخی بر روابط خارجی پاکستان

روابط پاکستان با کشورهای عربی، بریتانیا، اتحاد جماهیر شوروی، اتحادیه اروپا و ایران اهمِّ سر فصل های سیاست خارجی پاکستان است. در سال 1947 محمدعلی جناح بنیان گذار پاکستان، اصول و اهداف سیاست خارجی پاکستان را در پیامی (وب سایت وزارت امور خارجه پاکستان) به وضوح شرح داد: «بنیاد سیاست خارجی ما دوستی با همه ملت‌های جهان است.»

سیاست خارجی پاکستان از زمان استقلال در سال 1947 دربرگیرنده روابط دشوار با اتحاد جماهیر شوروی بود که تعامل نزدیک نظامی و ایدئولوژیکی با کشورهای همسایه مانند افغانستان (در غرب) و هند (در شرق) داشت. در اغلب سال‌های 1947-1991، اتحاد جماهیر شوروی از جمهوری هند حمایت کرد که به سه جنگ در کشمیر مبادرت ورزید. در طول دهه 1960 روابط پاکستان با افغانستان به دلیل رقابت بر سر خط دیورند بسیار دشوار بود.

روابط خارجی پاکستان با ایران، ترکیه، عربستان سعودی و چین بسیار مهم و مبتنی بر همکاری های گسترده در امنیت ملی و منافع اقتصادی در خلیج فارس و روابط دوجانبه گسترده با آمریکا و سایر کشورهای غربی است. با نفوذ فزاینده اتحاد جماهیر شوروی در منطقه، پاکستان در بیشتر دوران جنگ سرد، روابط امنیتی خود را با چین در آسیا و لهستان، بریتانیا و آلمان در اروپا تقویت کرد. در حالی که با آمریکا  «رابطه خاموش» داشت. پاکستان به ریچارد نیکسون کمک کرد به چین و سایر کشورهای شرق آسیا نزدیک شود. این کشور همواره از حامیان اصلی طالبان در افغانستان بوده است.

عمران خان نخست وزیر پاکستان در آغاز حمله روسیه به اوکراین، برای دیدار با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه، از مسکو بازدید کرد. او قبلاً از «جنگ علیه تروریسم» آمریکا انتقاد کرده بود. روابط پاکستان با روسیه در اثر خصومت‌های تلخ جنگ سرد در سال‌های اخیر و سردی روابط با آمریکا، این کشور را بیشتر به سمت روسیه و چین سوق داده است.[9]

روابط پاکستان و چین

چین نقش مهمی در توسعه، اقتصاد و امنیت پاکستان داشته است. روابط دوکشور در سال 1950 آغاز شد. پاکستان جزو نخستین کشورهایی بود که جمهوری خلق را به رسمیت شناخت. هر دو کشور اهمیت قابل توجهی برای حفظ رابطه ویژه بسیار نزدیک و حمایتی قائلند[10] و مرتباً دیدارهایی در سطوح بالا داشته اند که به توافقات مختلف منجر شده است. جمهوری خلق چین کمک های اقتصادی، نظامی و فنی به پاکستان ارائه کرده و هر دو کشور دیگری را متحد استراتژیک نزدیک خود می داند. از آغاز قرن 21 پاکستان و چین روابط خود را از طریق تجارت دوجانبه، توافق نامه های نظامی و حمایت از یکدیگر در موضوعات کلیدی تقویت کرده اند. تشدید رقابت استراتژیک آمریکا و چین، پاکستان را برای حفظ رابط با این دو کشور در موقعیت بسیار دشواری قرار داده است.[11]

روابط پاکستان و آمریکا

آمریکا نقش مهمی در تاریخ جوان پاکستان داشت و از اولین کشورهایی بود که در 14 آگوست 1947استقلال این کشور را به رسمیت شناخت. روابط دو کشور  در دوره های مختلف متفاوت بوده است. نزدیک ترین روابط در دوره جنگ سرد قوام یافت. پاکستان به عنوان یک موقعیت ژئواستراتژیک برای پایگاه های نظامی آمریکا در طول جنگ سرد عمل کرد. پس از سقوط شوروی، اهمیت پاکستان برای آمریکا مدتی کاهش یافت. در واکنش به ظرفیت هسته ای پاکستان، آمریکا در سال 1992 «متمم پرسلر» را تصویب کرد که تحریم هایی علیه پاکستان تصویب شد. اما در دهه 2000 روابط دوستانه دو کشور گسترش یافت.

 پس از حادثه سپتامبر ۲۰۰۱ با ادامه جنگ علیه تروریسم، آمریکا و پاکستان در استراتژی مبارزه با تروریسم اختلاف نظر داشتند و یکدیگر را در موارد مختلف متهم می کردند. این نوسانات پس از چند حادثه به ویژه در عملیات کشته شدن اسامه بن لادن در ابوت آباد به اوج خود رسید.[12] گرچه این حوادث به کاهش اعتماد طرفین منجر شد، روابط دو کشور همچنان ادامه یافت. دو کشور در نظرسنجی‌ها نگاه مثبتی به یکدیگر ندارند، اما دو دولت دارای روابط مهمی هستند که شامل کمک‌های متعدد به پاکستان و همکاری های نظامی است. پاکستان متحد استراتژیک آمریکا در آسیای مرکزی است.

آمریکا نگرانی هایی از جمله تروریسم منطقه ای و جهانی، ثبات افغانستان، دموکراسی سازی، حمایت از حقوق بشر، مشکلات جاری کشمیر، تنش‌های پاکستان و هند، و توسعه اقتصادی با پاکستان دارد.[13]  اخیراً آمریکا کمک نظامی به پاکستان را متوقف کرده که حدود 2 میلیارد دلار در سال بوده است.[14] احترام آمریکا به هند نشان دهنده اهمیت آن برای مقابله با نفوذ چین در آسیا است. این رابطه برای همکاری با پاکستان، سقفی تحمیل کرده که آن را به حوزه غیر استراتژیک محدود می کند.[15]

جهان اسلام

پاکستان و سازمان همکاری اسلامی، روابط پاکستان با ترکیه، عربستان سعودی و ایران

پاکستان پس از استقلال، برقراری روابط دوجانبه با سایر کشورهای مسلمان را پی گرفت[16] و برای رهبری جهان اسلام یا حداقل رهبری در دستیابی به وحدت آن تلاش کرد. ابراز همبستگی پاکستان پس از استقلال، با پیگیری جدی روابط دوجانبه با کشورهای مسلمان مانند ایران و ترکیه همراه شد. در آن زمان اغلب کشورهای عربی در حال بیداری ملی گرایانه بودند، از این رو تمایلات پان اسلامی پاکستان چندان جذابیتی نداشت. برخی از کشورهای عربی پروژه «اسلامستان» را تلاش پاکستان برای تسلط بر سایر کشورهای مسلمان می دانستند.[17]

پاکستان به شدت از حق تعیین سرنوشت مسلمانان در سراسر جهان دفاع می کند. تلاش های پاکستان برای  حمایت از جنبش های استقلال طلبانه اندونزی، لیبی، الجزایر، تونس، مصر، مراکش، سومالی، آذربایجان و اریتره چشمگیر بوده و به روابط نزدیک بین این کشورها و پاکستان منجر شده است.[18] در طول جنگ داخلی افغانستان، پاکستان طراح حمله به شهر جلال آباد برای ایجاد حکومت اسلامی بود. پاکستان آرزوی برانگیختن «انقلاب اسلامی» را دارد که از مرزهای ملی پاکستان، افغانستان و آسیای مرکزی فراتر می‌رود.[19]

روابط پاکستان با ایران در مقاطعی به دلیل تنش های فرقه ای تیره شده است. ایران و عربستان سعودی از پاکستان به عنوان میدان نبرد برای جنگ فرقه ای نیابتی خود استفاده کرده اند. در دهه 1990 حمایت پاکستان از سازمان سنی طالبان در افغانستان به مشکلی برای ایران شیعه تبدیل شد که با افغانستان تحت کنترل طالبان مخالف بود. تنش بین ایران و پاکستان در سال 1998 تشدید شد، زمانی که ایران پاکستان را به جنایات جنگی متهم کرد، زیرا هواپیماهای جنگی پاکستان آخرین پایگاه شیعیان افغانستان را در حمایت از طالبان بمباران کردند.

اتحادهای بزرگ سیاسی

انجمن همکاری های منطقه ای جنوب آسیا، سازمان همکاری اقتصادی و سازمان همکاری شانگهای

پاکستان در سال 1949 پس از کسب استقلال از بریتانیا، همچنان روابط نزدیکی با این کشور داشت. در سال 1951 لیاقت علی خان نخست وزیر در سفری تاریخی و دوستانه به آمریکا با هری ترومن رئیس جمهور و مقامات نظامی آمریکا به منظور دریافت کمک های نظامی دیدار داشت. از نظر ایدئولوژیک، نخست وزیر مخالف کمونیسم بود و دولت او با مسائل مربوط به اعتلای اقتصاد ملی و حفظ منافع امنیت ملی دست و پنجه نرم می کرد. در سال‌های 1954-1956 آمریکا و پاکستان توافقنامه کمک دفاعی متقابل امضا کردند که پیرو آن در سال‌های 1955-1956 مستشاران نظامی آمریکا  برای آموزش نظامی نیروهای مسلح پاکستان اعزام شدند.

پاکستان در سال 1955 پاکستان به اتحاد (CENTO) و (SEATO) پیوست و در سال 1971در چشم انداز اعمال سیاست خارجی مستقل، از این دو اتحاد خارج شد. در سال 1964 پیمان همکاری منطقه‌ای برای توسعه (RCD) را با ترکیه و ایران امضا کرد. در آن زمان هر سه کشور متحد آمریکا بودند و به عنوان همسایگان اتحاد جماهیر شوروی، نگران توسعه ‌طلبی شوروی بودند. پاکستان همچنان روابط نزدیکی با ترکیه دارد. (RCD) پس از انقلاب ایران منحل شد. در سال 1974 پاکستان به یک نهاد مهم در نظامی‌سازی (OIC) تبدیل شد. در سال 1985  به ابتکار پاکستان و ترکیه «سازمان همکاری های اقتصادی» (ECO) تأسیس شد. پاکستان در سال 1989 مجدداً به کشورهای مشترک المنافع پیوست. در سال 2004 پاکستان به یکی از متحدان اصلی آمریکا غیر از ناتو تبدیل شد. در نشست آستانه در 9 ژوئن 2017 هند و پاکستان به عضویت کامل سازمان همکاری شانگهای (SCO) درآمدند.

اختلافات عمده

از سال 1947 روابط پاکستان با هند بر سر مسائل منطقه ای توأم با دشواری بوده است. هند و پاکستان در طول قرن بیستم بر سر مسئله کشمیر سه جنگ متعارف داشته اند. بین دو کشور عوامل تنش متعددی وجود دارد. مسائل مربوط به تروریسم و سه موضوع ژئواستراتژیک کشمیر، آب و یخچال سیاچن عمده‌ترین مواردی است که به کاهش حجم تجارت و اعتماد فیمابین منجر شده است. ادامه مناقشه بر سر وضعیت کشمیر موجب شعله ور شدن افکار هر دو ملت و دشواری برقراری روابط دوستانه می شود.

روابط پاکستان با ایران

پس از استقلال پاکستان در آگوست 1947 ایران از نخستین کشورهایی بود که استقلال پاکستان  را به رسمیت شناخت. در دوره ۱۹۴۷- ۱۹۷۸ بین دو کشور روابط نزدیکی برقرار بود، چرا که هر دو کشور از متحدان آمریکا و مخالفین شوروی و کمونیسم بودند. پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران وضعیت تغییر کرد. در دهه 1980 به دلیل تنش‌های فرقه‌ای، روابط ایران با اکثریت شیعه و پاکستان با اکثریت سنی به شدت تیره شد. مسلمانان شیعه پاکستان ادعا می‌کردند تحت برنامه اسلامی‌ سازی سنی ‌ها که در سرتاسر پاکستان تحمیل شده، در دوره حکومت دیکتاتوری نظامی ژنرال محمد ضیاءالحق رئیس جمهور وقت مورد تبعیض قرار گرفته اند.

 پس از انقلاب اسلامی سال 1979 عربستان سعودی از پاکستان به عنوان میدان جنگ برای درگیری‌های فرقه‌ای نیابتی خود علیه ایران استفاده کرد. عربستان مدارس طالبان را در پاکستان راه اندازی کرد که ایران با آنها مشکل فکری و سیاسی داشت. پاکستان از جنبش طالبان افغانستان  حمایت می کند. طالبان در افغانستان در طول جنگ های داخلی در دهه 1990 به مشکلی برای ایران شیعه تبدیل شدند که با افغانستان تحت کنترل طالبان مخالف بود. با این وجود ایران و پاکستان در برخی زمینه های مورد علاقه متقابل مانند مبارزه با تجارت مواد مخدر در امتداد مرز دو کشور و مبارزه با شورش در منطقه بلوچستان، به همکاری های اقتصادی، سیاسی و امنیتی ادامه می دهند. ایران همچنین برای پیوستن به کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) به عنوان بخشی از طرح بزرگ تر کمربند و جاده چین ابراز علاقه کرده است.

پاکستان یکی از معدود کشورهایی است که ب اساس نظرسنجی های مرکز تحقیقاتی پیـو، نفوذ ایران در آن مورد استقبال مثبت ملت بوده است. نظرسنجی های مداوم حاکی از این بوده که نسبت بالایی از پاکستانی ها همسایه غربی خود ایران را مثبت می بینند.[20] روابط دیپلماتیک دو کشور اخیراً تحت سیاست های عمران خان نخست وزیر سابق پاکستان که در پی گسترش روابط پاکستان با ایران بود، بهبود یافته است. او پیشنهاد کرد به عنوان میانجی بین عربستان سعودی و ایران در درگیری‌های نیابتی آنها شرکت کند. با این وجود برخی از تنش ها بین دو کشور همچنان باقی مانده است.

رابطه پاکستان و ایران پس از انقلاب 1979 ایران

پاکستان یکی از اولین کشورهای جهان بود که حکومت انقلابی جدید ایران را در سال 1979 به رسمیت شناخت. در واکنش سریع به این تغییر انقلابی، آقا شاهی وزیر خارجه پاکستان بلافاصله طی یک سفر رسمی به تهران در 10 مارس 1979، با کریم سنجابی همتای ایرانی خود دیدار و گفتگو کرد. دو طرف ابراز اطمینان کردند ایران و پاکستان با هم به سوی آینده ای روشن تر حرکت کنند. روز بعد در دیدار آقا شاهی با امام خمینی، تحولات منطقه مورد بحث قرار گرفت. در 11 آوریل 1979 ژنرال ضیاءالحق رئیس جمهور پاکستان اعلام کرد: «(امام) خمینی نماد خیزش اسلامی است.»[21] در پاسخ به احساسات ضیاءالحق، امام خمینی در نامه ای خواستار اتحاد مسلمانان شدند: «ارتباطات با پاکستان مبتنی بر اسلام است.» هویت اسلامی عامل مهمی در شکل گیری روابط جدید ایران و پاکستان بود.

علیرغم فشارهای شدید آمریکا و کشورهای عربی، پاکستان از حمله عراق به ایران حمایت نکرد. گفته می شود بسیاری از استینگرهای ساخت آمریکا و  سلاح‌ ها و مهمات چینی مختلف که عمدتاً برای استفاده مجاهدین افغان علیه شوروی به پاکستان ارسال ‌شد، به ایران فروخته شد و عامل تعیین‌کننده‌ای برای ایران در جنگ نفتکش ها علیه ارتش متجاوز عراق بود.[22]

در دسامبر 1979، اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان حمله کرد تا از دولت طرفدار شوروی و کمونیستی افغانستان در برابر قیام های اسلام گرایان حمایت کند. در طول جنگ شوروی و افغانستان، پاکستان در کنار سایر قدرت‌های بزرگ مانند آمریکا و چین، حمایت پنهان خود را بر گروههای پشتون سنی (اکثریت در افغانستان) متمرکز کرد، در حالی که ایران تا حد زیادی از گروههای شیعه تاجیک حمایت کرد، هرچند همه آنها متحد بودند و به عنوان مجاهدین افغان در جنگ علیه مهاجمان شوروی می جنگیدند.

پس از خروج شوروی از افغانستان و پیروزی مجاهدین افغان، رقابت بین ایران و پاکستان تشدید شد، زیرا مجاهدین به چند دسته تقسیم شدند و نیازی به اتحاد علیه مهاجمان خارجی نداشتند. پس از سال 1989، سیاست‌های ایران و پاکستان در افغانستان هر چه بیشتر متفاوت شد، زیرا پاکستان تحت رهبری بی‌نظیر بوتو، صریحاً از نیروهای طالبان در افغانستان در طول جنگ‌های داخلی که پس از پایان جنگ شوروی و افغانستان شروع شد، حمایت می کرد. این رویکرد به یک رخنه بزرگ منجر شد و ایران به هند رقیب پاکستان نزدیک تر شد.

 حمایت تزلزل ناپذیر و مستمر پاکستان از سازمان طالبان سنی در افغانستان پس از خروج شوروی، به مشکلی برای ایران شیعه تبدیل شد که با افغانستان تحت کنترل طالبان مخالف بود. طالبان تحت حمایت پاکستان با ائتلاف شمال مورد حمایت ایران در افغانستان جنگیدند و کنترل 90 درصد کشور از جمله شهر کابل پایتخت را به دست گرفتند. طالبان با تأسیس امارت اسلامی افغانستان، حکومت فوق محافظه کارانه و رادیکال وهابی خود را بر افغانستان تحمیل کردند.

بی نظیر بوتو در زیارت حرم امام رضا(ع) در مشهد

در سال 1995 / ۱۳۷۴هـ.ش. بی نطیر بوتو نخست وزیر که مادرش ایرانی بود[23] سفری طولانی به ایران داشت که در آرام کردن روابط دو کشور بسیار مؤثر بود. بی نظیر بوتو در یک جلسه عمومی از ایران و جامعه ایران بسیار ستایش کرد و در مشهد از مرقد مطهر امام رضا(ع) زیارت کرد. بوتو تحت تاثیر مادرش که شیعه ایرانی بود، پیرو تشیع بود، اما تقیه می کرد. برخی معتقدند پدرش ذوالفقار علی بوتو هم شیعه بوده است. او نماز را به سبک شیعه می خوانده است.

بی نظیر بوتو با بازوبند «یا علی»

علاقه بی نظیر بوتو به اهل بیت(علیهم السلام) و فرهنگ ایرانی تحت تربیت مادر ایرانی او به بهبود روابط ایران و پاکستان در دوره او منجر شد. بی نظیر بوتو با آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت ایران ملاقات کرد. رسانه هاى غربى او را به همکارى با ایران در زمینه هسته ای متهم کرده اند و روابط عبدالقدیر خان در فروش دانش تسلیحات هسته اى به ایران را در همین رابطه تشریح مى کنند.

به گزارش عفو بین الملل، پس از آن که طالبان در سال 1998 با تصرف مزار شریف، هزاران مسلمان شیعه قتل عام را کردند، جدی ترین نقض روابط بین دو کشور رخ داد. ایران نیروهای حکومت طالبان را به گروگان گرفتن 11 دیپلمات ایرانی، 35 راننده کامیون ایرانی و یک روزنامه نگار ایرانی متهم کرد، که طالبان همه آنها را اعدام کرد.[24] ایران با اعزام بیش از 300 هزار سرباز به مرز ایران و افغانستان تهدید کرد برای سرنگونی طالبان به افغانستان حمله خواهد کرد. این امر روابط ایران و پاکستانِ حامی دولت طالبان را تیره کرد. در ماه می 1998 پاکستان نخستین آزمایش تسلیحات هسته‌ای خود را با نام رمز (Chagai-I) انجام داد و ایران به پاکستان تبریک گفت.

بازدیدهای دوجانبه و چندجانبه مقامات پاکستان و ایران در اواخر دهه 1990

در سال 1995 بی نظیر بوتو نخست وزیر پاکستان طی یک سفر دولتی به ایران داشت و مقدمات تنظیم توافقنامه امنیت انرژی بین دو کشور آغاز شد. سپس نواز شریف نخست وزیر وقت پاکستان برای شرکت در نشست هشتمین کنفرانس سران سازمان همکاری اسلامی (در 9 تا 11 دسامبر 1997) به تهران سفر کرد و با سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور ایران در مورد بهبود روابط دوجانبه و همچنین یافتن راه حلی برای  بحران افغانستان گفتگو کرد.  

ژنرال پرویز مشرف، رئیس اجرائی پاکستان تحت دیکتاتوری نظامی در 8 – 9 دسامبر 1999 در سفری به  تهران با سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور ایران و آیت الله خامنه ای رهبر ایران گفتگو کرد. (این اولین سفر او به ایران و سومین سفر بین المللی او پس از کودتای نظامی 12 اکتبر 1999 بود.) این دیدارها شامل بحث و گفتگو در مورد وضعیت افغانستان با هدف «هماهنگی سیاست های دو کشور برای تشویق روند صلح از طریق آشتی و گفتگو بین طرف های افغان» بود. در سال 1998 ایران، پاکستان را به ارتکاب جنایات جنگی در بامیان افغانستان متهم کرد و ادعا کرد هواپیماهای جنگی پاکستان آخرین پایگاه شیعیان افغانستان را در حمایت از دولت طالبان بمباران کرده‌اند.

در آوریل 2001 دکتر حسن روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در سفر به پاکستان، با ژنرال پرویز مشرف و اعضای کابینه دیدار کرد و در مورد برقراری حکومتی گسترده در افغانستان به توافقاتی دست یافتند. کمال خرازی وزیر امور خارجه ایران در 29 – 30 نوامبر 2001 در سفری به  اسلام آباد  با عبدالستار وزیر خارجه پاکستان و رئیس جمهور دیدار کرد. ایران و پاکستان متعهد شدند روابط خود را بهبود بخشند و به ایجاد یک دولت چند قومیتی گسترده، تحت نظارت سازمان ملل در افغانستان کمک کنند.

سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور ایران در 23 – 25 دسامبر 2002 سفر دولتی سه روزه به پاکستان داشت. این اولین سفر یک رئیس دولت ایران از سال 1992 به این کشور بود. در این سفر یک هیئت بلندپایه متشکل از معاون رئیس جمهور، برخی اعضای کابینه ایران و چند تن از نمایندگان مجلس، رئیس جمهور ایران را همراهی می کردند. هدف از این سفر، آغاز جدیدی در روابط ایران و پاکستان و بحث در مورد آینده پروژه خط لوله ایران-پاکستان-هند (IPI) بود. سید محمد خاتمی با ژنرال مشرف رئیس جمهور و ظفرالله خان جمالی نخست وزیر جدید پاکستان دیدار و گفتگو کرد.

  

 در این سفر چندین قرارداد بین ایران و پاکستان امضا شد و رئیس جمهور ایران در مؤسسه مطالعات راهبردی در باره «گفتگوی تمدن‌ها» سخنرانی کرد. هیأت ریاست جمهوری پس از اسلام آباد، به لاهور سفر کرد و سیدمحمدخاتمی با حضور بر سر مزار علامه محمد اقبال لاهوری ادای احترام کرد. در پایان این سفر، بیانیه مشترکی از سوی ایران و پاکستان صادر شد. سیدمحمد خاتمی در بازگشت به تهران، این سفر را «مثبت و پربار» ارزیابی کرد.

ظفرالله خان جمالی نخست وزیر پاکستان متقابلاً در سال 2003 طی یک سفر دولتی به ایران، با مقامات عالیرتبه کشور در باره همکاری های اقتصادی، امنیت منطقه و روابط دوجانبه بهتر پاکستان و ایران گفتگو کرد. در این سفر، جمالی توصیه‌های ارزشمندی درباره برنامه هسته‌ای این کشور «در شرایط مذاکرات» این کشور با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و اقداماتی برای تقویت روابط اقتصادی دو کشور ارائه کرد.

روابط ایران و پاکستان پس از برکناری طالبان در سال 2002  و سفر سیدمحمد خاتمی به پاکستان بهبود یافت. در سال 2005 ایران و پاکستان 500 میلیون دلار تجارت داشتند. ایران در صدد گسترش شبکه ریلی خود به سمت تفتان است. مرز زمینی تفتان مجرای تجارت برق و نفت است. در حال حاضر احداث خط لوله ایران – پاکستان – هند (IPI Pipeline) مورد بحث است، گرچه دولت هند تحت فشار آمریکا از این پروژه عقب نشینی کرد. در سال 2009 تجارت بین دو کشور به 1.4 میلیارد پوند افزایش یافت. طبق گزارش سازمان تجارت جهانی، در سال‌های 2007-2008 تجارت سالانه کالاهای پاکستان با ایران شامل 256 میلیون دلار واردات و 218.6 میلیون دلار صادرات بوده است.[25]

در سال 2012، تجارت دوجانبه از 3 میلیارد دلار فراتر رفت. ارقام رسمی بانک دولتی پاکستان برای سال مالی 12-2011، واردات 124 میلیون دلار و صادرات 131 میلیون دلار را نشان می دهد. در سال منتهی به آوریل 2015 صادرات به ایران به 36 میلیون دلار و واردات به کمتر از یک میلیون دلار کاهش یافت. در سال 2011 مبادلات تجاری ایران و پاکستان کمتر از یک میلیارد دلار بوده است. مرزهای مشترک جغرافیایی و قرابت های مذهبی از دیگر عواملی است که به افزایش سطح تجارت انگیزه می دهد. بر اساس گزارش رسانه ها، ایران دومین بازار بزرگ برنج باسماتی پاکستان است.[26]

شتاب بهبود روابط اقتصادی و سیاسی ایران و پاکستان، موجی از توافقات دوجانبه بین مقامات ایران و پاکستان ایجاد کرد. در موضوع «کارآفرینی فن آوری»[27] از سال 2016 در منطقه اکو (پاکستان-ایران-ترکیه) پروژه های مشترک بسیاری اجرا شده است. مرکز (Science Tech) نخستین مرکز مشترک کارآفرینی فنی بود که توسط کارآفرینان پاکستانی و ایرانی بر اساس توافقنامه مشترک بین (CODE Entrepreneurship Consultants Ltd) (پاکستان) و شرکت ایده‌پروران مشرق قزال (ایران) ایجاد شد. چندین رویداد تحت این پلتفرم توسط مقامات پاکستانی و ایرانی تحت عنوان (KarafarinShow) در ایران و پاکستان و ترکیه برگزار شد.[28]

سفر عمران خان نخست وزیر پاکستان به ایران در سال ۱۳۹۸

عمران خان نخست وزیر پاکستان در سفر مهمی به ایران با دکتر حسن روحانی رئیس جمهور و رهبر ایران گفتگو کرد. او مذاکرات تهران را خوب خواند و گفت: «تلاش می‌کنیم روابط دو کشور مستحکم‌تر از قبل شود و با دولت جمهوری اسلامی ایران در تماس مستمر خواهیم بود.»[29]

نیروی نظامی

پس از تجزیه هند تحت سلطه بریتانیا در سال 1947، ارتش پاکستان توسط افسران مسلمان هندی که در ارتش هند بریتانیا خدمت می کردند، تشکیل شد. پاکستان  یک قدرت نظامی هسته ای است. بر اساس رتبه بندی جهانی قدرت نظامی در سال 2022 که از سوی (Global Firepower) منتشر شده، پاکستان قدرت اول نظامی جهان اسلام و نهمین ارتش قدرتمند جهان است.[30]

ارتش پاکستان نقش گسترده و پر نفوذی در ساختار سیاسی و قدرت این کشور دارد. از زمان ژنرال ایوب خان، ارتش بازیگر اصلی صحنه سیاسی پاکستان بوده است. ارتش در بسیاری از موارد برای برقراری نظم در کشور، کنترل دولت غیرنظامی را به دست گرفته است.(ژنرال ایوب خان، ژنرال ضیاءالحق و ژنرال مشرف) تحلیل گران این امر را تحت عنوان یک دولت عمیق به نام «تأسیس» می خوانند. نیروهای مسلح پاکستان نقش تعیین کننده ای در تاریخ مدرن پاکستان ایفا داشته اند. به ویژه از زمان تأسیس پاکستان، به دلیل جنگ های بزرگ با هند در سال های 1947-1948، 1965 و 1971 ارتش نقش کلیدی در حفظ دولت، ترویج ملیت گرایی و ارائه خدمات ایثارگرانه ایفا کرده است. ارتش مورد احترام و حمایت ملت است. در پاکستان نخست وزیر، تعیین کننده اصلی سیاست خارجی کشور نیست، بلکه جهت گیری های منطقه ای و بین المللی را ارتش مشخص می کند.

براساس تخمین­ها، زرادخانه هسته ای پاکستان دارای 24 تا 48 سلاح هسته ای است و توانایی تولید بیشتر را نیز داراست. پاکستان در عملیات سازمان ملل و نیروهای حافظ صلح در هفت منطقه مشارکت داشته است.[31] بودجه دفاعی پاکستان در سال 2022 معادل ۷.۷ میلیارد دلار بوده و از این جهت رتبه ۳۱ بودجه دفاعی در سطح جهانی را داراست.[32]

قدرت نظامی هوایی پاکستان(2022)

پاکستان دارای ۱۳۸۷ فروند هواپیمای نظامی است و پس از آمریکا، روسیه، چین، هند، کره جنوبی و ژاپن در رتبه هفتم جهانی قرار دارد.[33] هواپیماهای (F-16) ستون فقرات نیروی هوایی پاکستان را تشکیل می دهند. نیروی هوایی پاکستان عمدتاً متشکل از هواپپماهای آمریکایی، فرانسوی و چینی است. نیروی هوایی پاکستان و چین متفقاً یک هواپیمای جنگی سبک وزن و چند منظوره  در مجتمع هوانوردی پاکستان (PAC) تولید کرده اند.[34] (JF-17 Thunder) جنگنده چندمنظوره سبک تک‌ موتوره نیروی هوایی پاکستان است.

JF-17 Thunder

جنگنده (JF-17 Thunder) محصول مشترک مجموعه هوافضای پاکستان و شرکت هوانوردی چنگدو چین است. این جنگنده از موتور روسی (RD 93) بهره می‌گیرد که آن را به حداکثر ۱٫۶ ماخ می‌رساند و  دارای توانایی انجام مأموریت‌های چندمنظوره و متنوع نظیر رهگیری، حمله به زمین و شناسایی هوایی و اهداف دریایی است. ((JF-17 به یک توپ مسلسل ۲۳ میلیمتری دو لول مجهز است و به انواع موشک‌ های هوا به‌ هوا و هوا به ‌سطح مسلح می شود. این جنگنده بر اساس نیازهای نیروی هوایی پاکستان ساخته شد و به عنوان مکمل هواپیمای آمریکایی (F 16) به ستون فقرات نیروی هوایی این کشور تبدیل شد. ((JF-17 برتر از جنگنده ‌های مشابه خانواده ((F 5 آمریکایی و (MIG 21) روسی است .

PNS Shah Jahan (middle) and PNS Tippu Sultan

 (front) of the Pakistan Navy

نیروی دریایی پاکستان جایگاه مهمی در ارتش پاکستان دارد. زیردریایی ها ستون فقرات نیروی دریایی هستند. پاکستان دارای ۹ زیر دریایی  و ۱۱۴ کشتی نظامی است.[35]

هند رقیب اصلی پاکستان قدرت چهارم نظامی جهان و ایران قدرت چهاردهم جهان است. نیروهای مسلح پاکستان شامل رئیس ستاد مشترک، فرمانده، نیروهای زمینی، هوایی، دریایی، استراتژیک و وزیر دفاع است. رئیس‌جمهور فرمانده نیروهای مسلح پاکستان است. اطلاعات ارتش پاکستان(ISI) بسیار قوی و با نفوذ است و در سطح بین المللی شناخته شده است. هند مهم ترین تهدید نظامی پاکستان است که مناقشات نظامی متعدد داشته اند. از زمان تجزیه هند بریتانیا در سال 1947 و متعاقب آن ایجاد قلمروهای هند و پاکستان، این دو کشور درگیر جنگ‌ها، درگیری‌ها و بن‌بست‌های نظامی متعددی بوده‌اند. مناقشه طولانی مدت بر سر کشمیر و تروریسم فرامرزی علت اصلی درگیری بین دو کشور بوده است، به استثنای جنگ هند و پاکستان در سال 1971 که در نتیجه مستقیم خصومت های ناشی از جدایی بنگلادش روی داد.

جنگ 1947 هند و پاکستان

سربازان هندی در جنگ 1947-1948

جنگ اول کشمیر در اکتبر 1947 زمانی که پاکستان نگران پیوستن مهاراجه ایالت کشمیر و جامو به هند بود، آغاز شد. پس از تجزیه، دولت‌های محلی باید پیوستن به هند یا پاکستان و یا استقلال را انتخاب می کردند. جامو و کشمیر (بزرگترین ایالت) اکثراً جمعیت مسلمان و بخش قابل توجهی هندو بود که توسط مهاراجه هاری سینگ هندو اداره می شد. پس از تجزیه، نیروهای اسلامی قبیله‌ای با پشتیبانی ارتش پاکستان با حمله به بخش‌هایی از دولت محلی هندو، آنجا را اشغال کردند. مهاراجه هندی کشمیر برای دریافت کمک‌های نظامی هند، سند الحاق دولت محلی کشمیر به قلمرو هند را امضا کرد. شورای امنیت سازمان ملل نیز در 22 آوریل 1948 قطعنامه 47 را به تصویب رساند. نیروها به تدریج در امتداد آنچه به عنوان «خط کنترل» شناخته شد، مستقر شدند. اول ژانویه 1949 آتش بس رسمی اعلام شد.  هند کنترل حدود دو سوم ایالت (دره کشمیر، جامو و لداخ) و پاکستان تقریباً یک سوم را به دست آورد. کشمیر شامل کشمیر آزاد، و گیلگیت – بالتستان است. مناطق تحت کنترل پاکستان در مجموع به عنوان «کشمیر تحت مدیریت پاکستان» شناخته می شود.

جنگ 1965 هند و پاکستان

جنگ 1965 پس از عملیات جبل الطارق پاکستان آغاز شد که برای نفوذ نیروها به جامو و کشمیر جهت تسریع شورش علیه حکومت هند طراحی شده بود. هند نیز متقابلاً حمله نظامی تمام عیاری به غرب پاکستان داشت. این جنگ 17 روزه با هزاران کشته از دو طرف، بزرگترین درگیری خودروهای زرهی و بزرگ ترین نبرد تانک از زمان جنگ جهانی دوم بود.[36] نبرد بین دو کشور پس از اعلام آتش بس، در پی مداخله دیپلماتیک اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا و صدور «اعلامیه تاشکند» به پایان رسید. هند در زمان اعلام آتش بس، در موقعیت برتر بود.

جنگ 1971 هند و پاکستان و جنگ استقلال بنگلادش

امضای سند تسلیم توسط سپهبد AAK نیازی فرمانده فرماندهی شرق پاکستان

در 16 دسامبر 1971 در داکا در حضور ژنرال جاجیت سینگ آرورا ژنرال هند

جنگ 1971 به خاطر جدایی پاکستان شرقی از پاکستان بود. هند از جدایی پاکستان شرقی از پاکستان حمایت کرد و جنگ بین دو کشور، به شکست ارتش پاکستان از ائتلاف ارتش هند و ارتش جدایی طلب پاکستان شرقی انجامید. حاصل این جنگ، تولد بنگلادش در جغرافیای سیاسی جهان بود. طی دو هفته جنگ شدید، نیروهای پاکستانی در شرق پاکستان، تسلیم فرماندهی مشترک نیروهای هندی و بنگلادشی شدند و در پی آن «جمهوری خلق بنگلادش» ایجاد شد. این جنگ بیشترین تلفات را در بیش از هر یک از درگیری های هند و پاکستان و همچنین بیشترین تعداد اسیران جنگی از زمان جنگ جهانی دوم را با تسلیم بیش از 90 هزار سرباز ارتش پاکستان داشت. به گفته یک نویسنده پاکستانی: «پاکستان در این جنگ، نیمی از نیروی دریایی، یک چهارم نیروی هوایی و یک سوم ارتش خود را از دست داد».[37]

جنگ 1999 هند و پاکستان

جنگ 1999 به عنوان «جنگ کارگیل» شناخته می شود. در اوایل سال 1999 نیروهای ارتش پاکستان با نفوذ در سراسر خط کنترل (LOC) بخشی از هند را (عمدتاً در منطقه کارگیل) اشغال کردند. هند با یک حمله نظامی و دیپلماتیک بزرگ برای بیرون راندن پاکستان به این حمله پاسخ داد. دو ماه پس از درگیری، نیروهای هندی بیشتر مناطق از دست رفته را بازپس گرفتند. جامعه بین‌الملل به رهبری آمریکا، برای جلوگیری از تشدید درگیری نظامی در مقیاس بزرگ، فشارهای دیپلماتیک بر پاکستان را برای خروج نیروهای این کشور از قلمرو هند افزایش داد.

 در مواجهه با احتمال انزوای بین‌المللی، اقتصاد شکننده پاکستان ضعیف تر شد. روحیه نیروهای ارتش پاکستان پس از عقب نشینی کاهش یافت، زیرا بسیاری از واحدهای پیاده نظام نور شمالی متحمل تلفات سنگین شدند. پاکستان ابتدا به تلفات سنگین ارتش اعتراف نکرد، اما نواز شریف بعداً گفت: «بیش از 4000 سرباز پاکستانی در این عملیات کشته شدند و پاکستان در این درگیری شکست خورد.»[38] در پایان ژوئیه 1999 درگیری ها منطقه کارگیل متوقف شد. این جنگ یک شکست بزرگ نظامی برای ارتش پاکستان بود.

در پاکستان فیلم، مینی سریال و درام های متعدد با موضوع جنگ­های هند و پاکستان ساخته شده، از جمله:  سریال درام  (Angaar Waadi) به اردو بر اساس درگیری کشمیر، به کارگردانی رئوف خالد. سریال درام (Laag) به اردو بر اساس درگیری کشمیر، به کارگردانی رئوف خالد. فیلم درام(PNS Ghazi)  به اردو بر اساس غرق شدن زیردریایی  PNS Ghazi) – (ISPR و سریال درام (Alpha Bravo Charlie) به اردو بر اساس سه جنبه مختلف از دخالت ارتش پاکستان در عمل به کارگردانی شعیب منصور و سریال درام (سپاهی مقبول حسین) به  اردو بر اساس یک اسیر جنگی در سال 1965 به کارگردانی حیدر امام رضوی.

پاکستان علیرغم درخواست سعودی، در ائتلاف نظامی عربستان علیه یمن (۲۰۱۵) مشارکت نکرد. این کشور از آوریل 2021 با 4516 نفر پرسنل مستقر در خارج از کشور، ششمین شرکت کننده بزرگ در نیروهای حافظ صلح سازمان ملل است.[39] سایر اعزام های خارجی این کشور شامل پرسنل نظامی پاکستان است که به عنوان مستشار نظامی در کشورهای مختلف آفریقایی و عربی خدمت می کنند. ارتش پاکستان در جنگ اول خلیج فارس علیه عراق به نیروهای ائتلاف تحت رهبری آمریکا کمک کرد و فعالانه در درگیری‌های سومالی و بوسنی مشارکت داشت. در حمایت از شورای همکاری خلیج فارس که در سال 1981 تشکیل شد، حدود 40000 پرسنل نیروهای مسلح پاکستان در عربستان سعودی مستقر شدند تا امنیت داخلی و خارجی منطقه را تقویت کنند.[40]

بحران خطر تروریسم در پاکستان

وضعیت سیاسی ناپایدار پاکستان برای امنیت جهانی بسیار مهم است. منطقه قبیله ای شمال غرب پاکستان به محل زندگی گروههای شورشی متعدد از جمله طالبان پاکستانی و القاعده تبدیل شده است. طالبان، القاعده و برخی گروههای شورشی از پاکستان به عنوان پایگاه عملیاتی جهانی خود استفاده می‌کنند که مورد رصد سازمان های امنیتی جهان است. فعالیت گروههای تروریستی مانند طالبان پاکستان، لشکر طیبه، سپاه صحابه و القاعده در پاکستان آینده، این کشور را از جهت امنیتی و سیاسی تهدید می کند.[41]  سیا نقش مهمی در موضوعات مربوط به رصد  تروریسم در پاکستان دارد و با سرویس اطلاعاتی نظامی پاکستان اختلاف نظر دارد.[42]

روابط نظامی پاکستان و ایران

دیدار سرلشگر باقری و ژنرال ندیم رضا

پاکستان و ایران روابط نظامی دوستانه ای دارند و مقامات نظامی دو کشور بارها با همدیگر ملاقات کرده اند. 3 اکتبر 2016 / 12 مهر 1395 رزمایش مشترک دریایی ایران و پاکستان با حضور ناوگروه 43 نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران در آب های سرزمینی پاکستان در بندرکراچی انجام شد. طی این رزمایش مشترک تمرین های متعددی از جمله تمرین تجسس و نجات، تبادل عمودی بالگرد، تمرین های مخابراتی با استفاده از پرچم، چراغ، رادیوتلگرافی و همچنین صورت بندی و ترکیب های مختلف یگان های شناور ایران و پاکستان برابر سناریوهای از پیش تعیین شده انجام شد. در این رزمایش چهار فروند یگان شناور نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران متشکل از ناو پشتیبانی رزمی لاوان، ناوهای موشک انداز فلاخن و خنجر، ناو پشتیبانی کنارک و همچنین یک فروند بالگرد ای بی شرکت داشتند. در مدت حضور ناوگروه 43 نیروی دریایی راهبردی ارتش ایران در بندر کراچی پاکستان برنامه های متعدد از جمله دیدار فرماندهان این ناوگروه با فرماندهان و مسئولان نیروی دریایی پاکستان و بازدید از یگان های شناور یکدیگر در راستای تبادل آموزشی و تعاملات دریایی برگزار شد. ناوگروه 43 نیروی دریایی ارتش از  6 مهر 1395 پس از حضور در آب های سرزمینی پاکستان در بندر کراچی این کشور پهلو گرفت.[43]

در آبان ماه ۱۳۹۸  ژنرال قمر جاوید باجوا فرمانده ارتش پاکستان در رأس یک هیأت عالیرتبه نظامی به ایران سفر کرد و با حضور در ستاد فرماندهی ارتش با امیر سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران دیدار و گفتگو کرد.[44]  ۱۹ آذر ماه ۱۳۹۸ فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران از تأسیسات نیروی دریایی و مراکز علمی و تجهیزات دفاعی پاکستان در بندر کراچی بازدید کرد. هیات نیروی دریایی ایران به دعوت نیروی دریایی پاکستان برای بازدید از مراکز نظامی و آشنایی با دستاوردهای این کشور در زمینه علوم نظامی، دفاعی و امنیت دریایی به کراچی سفر کرده بود.

فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در اسلام آباد با ظفر محمود عباسی همتای پاکستانی خود دیدار و درخصوص توسعه همکاری های مشترک  گفتگو کرد.[45] فرمانده نداجا همچنین از دانشکده مهندسی جوهر، دانشگاه نیرو دریایی، پایگاه دریایی قاسم و از کارخانه کشتی سازی کراچی بازدید کرد. امیر دریادار خانزادی با فرماندهی نیرو دریایی حوزه کراچی، فرمانده دانشگاه نیروی دریایی، فرمانده گارد ساحلی و رئیس کارخانه کشتی سازی پاکستان دیدار و درخصوص توسعه همکاری ها میان نیروهای دریایی ایران و پاکستان بحث و تبادل نظر کرد.[46] استقبال از چند ناو گروه گشت زنی پاکستان در سال ۱۳۹۹ گام مهمی در بهبود روابط نظامی فیمابین بود.

در تاریخ 8 اسفند ماه 1400 امیر سرتیپ خلبان حمید واحدی فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نهاجا) به دعوت همتای پاکستانی خود، در رأس یک هیأت نظامی‌ برای یک سفر رسمی چهار روزه وارد اسلام‌آباد شد. او در این سفر  با خانم زبیده جلال وزیر صنایع دفاعی، ژنرال ظهیر احمد بابر فرمانده نیروی هوایی و ژنرال قمر جاوید باجوا فرمانده ارتش پاکستان دیدار و گفتگو کرد. این دومین سفر یک مقام بلندپایه نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به پاکستان طی چهار سال گذشته بود.[47]

سرلشکر باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران اخیراً روابط ایران و پاکستان را رو به توسعه خوانده است. به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی ستاد کل نیروهای مسلح، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در دیدار با ندیم رضا رئیس کمیته مشترک رؤسای ستاد ارتش پاکستان گفت: در سال‌های اخیر با تلاش فرماندهان و مسئولان دو کشور روابط فی مابین توسعه خوبی یافته و این روابط باید توسعه و استمرار یابد. دو کشور از ظرفیت‌های قابل توجهی برخوردارند و در راستای تقویت همکاری های مشترک باید بیشتر تلاش شود. طی ۵ سال گذشته، تعاملات و رفت آمد های زیادی بین مسئولان نظامی ایران و پاکستان صورت گرفته است. گسترش این روند، موجب ایجاد امنیت در مرزهای دوکشور می شود. مسئله امنیت مرزهای ایران و پاکستان از مهم ترین مسائل بین دو کشور بوده است. در سال های اخیر روابط نظامی ایران و پاکستان توسعه چشمگیری داشته و سبب امنیت و اثربخشی در توسعه اقتصادی دو کشور شده است.[48]

اقتصاد

پاکستان پس از آزمون های متعدد در بازسازی اقتصادی، در حال حاضر دارای اقتصاد مختلط است که در آن شرکت های دولتی بخش بزرگی از تولید ناخالص داخلی (GDP) را تشکیل می دهند. این کشور در طول عمر خود چندین مدل اقتصادی را تجربه کرده است. اقتصاد پاکستان در آغاز عمدتاً مبتنی بر بخش خصوصی بود، اما در اوایل دهه 1970 بخش‌های مهمی از آن از جمله خدمات مالی، تولید و حمل ‌و نقل ملی شد.

تغییرات اقتصادی بیشتر در دهه 1980 تحت حکومت نظامی ژنرال ضیاءالحق ایجاد شد و به طور خاص با «اقتصاد اسلامی»، اعمال ممنوع در شریعت (قانون اسلامی) غیرقانونی شد. به عنوان مثال دریافت سود از وام‌ ها (ربا) و اعمال سنتی مذهبی مانند پرداخت زکات (عشر) و عشر (مالیات زمین) الزامی شد. اگرچه بخش‌هایی از اقتصاد اسلامی همچنان برقرار است، دولت در دهه 1990 خصوصی‌سازی بخش‌های بزرگی از اقتصاد ملی‌شده (کلی یا جزئی) را آغاز کرد.

اقتصاد که در زمان استقلال عمدتاً کشاورزی بود، به طور قابل توجهی متنوع شد. کشاورزی گرچه اکنون بزرگ ترین بخش اقتصاد نیست، تقریباً یک پنجم تولید ناخالص داخلی و تولید حدود یک ششم آن را تأمین می کند. تجارت و خدمات که مجموعاً بزرگ ترین مؤلفه اقتصاد را تشکیل می دهند، رشد قابل توجهی داشته اند. پاکستان از نظر ساختار اقتصادی خود بیشتر به کشورهای با درآمد متوسط ​​شرق و جنوب شرق آسیا شباهت دارد تا کشورهای فقیرتر شبه قاره هند. عملکرد اقتصادی این کشور در مقایسه با بسیاری از کشورهای در حال توسعه، مطلوب است. براساس گزارش بانک جهانی، پاکستان از زمان استقلال، نرخ رشد سالانه پایدار و نسبتاً ثابتی را حفظ کرده است. نرخ تورم در سال های ۲۰۰۰-۲۰۲۱ بین 3 تا ۱۱ درصد و در سال ۲۰۲۱ حدود ۱۰ درصد بوده است.[49] گزارش اجمالی بانک جهانی از اقتصاد پاکستان خوش بینانه است.[50]

با افزایش بی امان جمعیت، با وجود رشد واقعی در اقتصاد، تولید سرانه به کندی افزایش یافته است. این رشد آرام در درآمد سرانه، گرچه با بروز بالای فقر مطلق همزمان نبوده، اما در پاکستان بسیار کمتر از سایر کشورهای جنوب آسیا بوده است. با این وجود بخش قابل توجهی از جمعیت زیر خط فقر زندگی می کنند و رفاه نسبی مناطق صنعتی اطراف کراچی و لاهور به شدت با فقر مناطق بارانی پنجاب، بلوچستان نیمه خشک و خیبر پختونخوا در تضاد است.

کشاورزی، جنگلداری و ماهیگیری

تقریباً یک چهارم پاکستان را زمین های قابل کشت تشکیل می دهند، اگرچه تنها بخش کوچکی از آن زیر کشت محصولات دائمی (حدود 1 درصد) یا مراتع دائمی (6 درصد) است. تقریباً 5 درصد از کشور جنگل است. بخش عظیمی از نیروی کار و اغلب مردم از طریق کشاورزی، جنگلداری و ماهیگیری امرار معاش می‌کنند. با اجرای برنامه‌های اصلاحات ارضی در سال‌های 1959، 1972 و 1977 زمین های بسیاری از بزرگ مالکان عمده (که اغلب خارج از کشور زندگی می کردند) بین کشاورزان محلی تقسیم شد.

توجه به بخش کشاورزی در برنامه های توسعه، تغییرات اساسی در تکنیک های کشاورزی چند صد ساله ایجاد کرده است. ساخت چاه های لوله ای برای آبیاری و کنترل شوری، استفاده از کودهای شیمیایی و بذرهای انتخاب شده علمی و معرفی تدریجی ماشین آلات کشاورزی، به افزایش قابل توجه بهره وری کمک کرده است. پاکستان در اواخر دهه 1960 «انقلاب سبز» را تجربه کرد. از آنچه مازاد بود بخشی به پاکستان شرقی (بنگلادش) ارسال شد و بخشی نیز صادر شد. در 1970 خودکفایی در تولید گندم (محصول اصلی ملی) حاصل شد و با افزایش تولید پنبه، تولید داخلی منسوجات و روغن های پنبه دانه خوراکی افزایش یافت.

برنج دومین غذای اصلی و یکی از محصولات مهم صادراتی کشور است. یارانه های بزرگ داخلی شکر عامل اصلی افزایش تولید نیشکر است. سایر محصولات زراعی شامل نخود، ارزن مروارید (باجره)، ذرت، کلزا و خردل و انواع محصولات باغی از جمله پیاز، فلفل و سیب زمینی است. پاکستان از داشتن دو فصل رشد، بهاری (برداشت بهاره) و پاییزی (برداشت پاییزه) بهره می برد. کشت و حمل و نقل مواد مخدر غیرقانونی، همچنان بخش بزرگی از اقتصاد غیررسمی است. پاکستان یکی از تولیدکنندگان پیشرو تریاک (برای تولید هروئین) در جهان است و شاهدانه را (به عنوان حشیش) از افغانستان برای بازارهای محلی و صادرات مجدد به خارج از کشور تولید یا وارد می کند.

دامپروری، محصولات مهم داخلی و صادراتی  گوشتی و لبنی را فراهم می کند. دام شامل گاو، گاومیش، گوسفند، بز، شتر و طیور است. این حیوانات گوشت و محصولات لبنی را برای مصرف محلی و همچنین پشم را برای صنعت فرش و صادرات و پوست و پوست را برای صنعت چرم تهیه می کنند. سهم جنگلداری در درآمد ملی ناچیز است، اما سهم شیلات افزایش داشته است. فعالیت ماهیگیری در کراچی متمرکز است و بخشی از صید خرچنگ و سایر صدف ها صادر می شود.

در بخش های وسیعی از کشور از آب رودخانه ها برای آبیاری مناطق کشاورزی استفاده می شود. فلات بلوچستان یک روش بومی قابل توجه آبیاری به نام سیستم قنات (یا کاریز) دارد که از کانال های زیرزمینی تشکیل شده که با ذخیره آب زیرزمینی پایین تپه ها، آن را به مزارع و روستاها می رسانند. آب از کانال ها در فواصل مناسب به مزارع می رسد. با استفاده از کانال های زیرزمینی، اتلاف آب در اثر تبخیر به حداقل می رسد.

منابع و معادن:

مواد معدنی

اکتشاف ثروت معدنی پاکستان هنوز کامل نشده، اما حدود 22 نوع ماده معدنی قابل بهره برداری یافت شده است. ذخایر سنگ آهن عمدتاً از کیفیت پایینی برخوردارند. گسترده ترین ذخایر شناخته شده در منطقه کالاباغ در غرب پنجاب است. سایر ذخایر سنگ معدن کم عیار در هزاره در خیبر پختونخوا یافت شده است. ذخایر کوچکی از سنگ آهن با عیار بالا در چیترال و منطقه چیلغازی (در شمال غربی بلوچستان) و همچنین در خیبر پختونخوا شناسایی شده است. ذخایر سنگ مس معادل یا فراتر از ذخایر سنگ آهن یافت شده، اما بیشتر سایت ها بهره برداری نشده باقی مانده اند. ذخایر عظیمی از سنگ آهک که به راحتی قابل بهره برداری است اساس صنعت رو به رشد سیمان (جزء اصلی بخش تولید) را تشکیل می دهند. سایر مواد معدنی مورد بهره برداری شامل کرومیت (بیشتر برای صادرات)، باریت، سلستین (سولفات استرانسیم)، آنتیموان، آراگونیت (کربنات کلسیم)، گچ، سنگ نمک، سنگ مرمر و گرانیت است.

هیدروکربن ها و نیرو

پاکستان دارای مقادیر اندکی نفت و میادین بزرگ گاز طبیعی است. اولین کشف نفت در سال 1915 انجام شد. پاکستان در دهه 1980 جستجو برای نفت و گاز طبیعی را شدت بخشید و تعدادی میادین نفتی جدید در منطقه فلات پوتوار و در سند پاداش کشف کرد. علیرغم جستجوی مداوم برای میادین جدید و غنی‌تر (از جمله برخی اکتشافات و حفاری دریایی)، پاکستان مجبور است مقادیر فزاینده‌ای نفت از خارج وارد کند تا مصرف رو به رشدی را که این کشور را در برابر نوسانات در بازارهای جهانی نفت آسیب‌پذیر می‌کند، تأمین نماید. بیشتر واردات به شکل نفت خام است که به محصولات مختلف تصفیه می شود. ظرفیت پالایشگاه پاکستان از تولید نفت خام داخلی فراتر رفته است. بخش نفت توسط وزارت نفت و منابع طبیعی تنظیم می شود و شرکت های نفتی بین المللی با همکاری شرکت های داخلی، اجازه فعالیت دارند.

بزرگ ترین ذخایر گاز طبیعی در سوئی (در مرز بین بلوچستان و پنجاب) در سال 1953 کشف شد. یک میدان کوچک تر در ماری در شمال شرقی استان سند در سال 1957 یافت شد. تعدادی میدان کوچک تر گاز طبیعی نیز متعاقباً کشف شد. در حوزه های مختلف، شبکه ای از خطوط لوله گاز این میدان ها را با مناطق مصرف اصلی یعنی کراچی، لاهور، مولتان، فیصل آباد و اسلام آباد مرتبط می کند. اگرچه ذخایر ثابت شده زیاد است، اما با مصرف داخلی همگام نبوده است.

زغال سنگ یکی از قدیمی ترین صنایع کشور است. کیفیت زغال سنگ ضعیف است و معادن به دلیل دشواری دسترسی، کمتر از ظرفیت خود کار کرده اند. با وجود ذخایر فراوان این کشور به طور منظم زغال سنگ وارد می کند. اگرچه تولید انرژی سریعتر از کل اقتصاد رشد کرده است، اما با تقاضا همگام نبوده و در نتیجه کمبود سوخت و برق وجود دارد. بخش عمده ای از برق مورد نیاز توسط نیروگاه های حرارتی (زغال سنگ، نفت و گاز طبیعی) تأمین می شود و بیشتر آن توسط تأسیسات برق آبی تأمین می شود.

تولید، انتقال و توزیع برق کشور بر عهده اداره توسعه آب و برق پاکستان  (WAPDA)است که شرکت بخش عمومی است. در توسعه پتانسیل برق آبی رودخانه های پاکستان پیشرفت بزرگی حاصل شده است. یک نیروگاه برق آبی غول پیکر در سد منگلا بر روی رودخانه جلوم در کشمیر آزاد (بخشی از کشمیر تحت مدیریت پاکستان) در حال بهره برداری است. یکی دیگر از این منابع، سد بزرگ تاربلا بر رودخانه سند است.

پاکستان دارای سه نیروگاه هسته ای است: نیروگاه هسته ای کراچی (تکمیل در سال 1972)، نیروگاه هسته ای چشمه-1 (2000) و نیروگاه هسته ای چشمه-2 (2011). گیاهان چشمه در کوندیان پنجاب است. انرژی هسته ای تنها بخش کوچکی از کل تولید انرژی کشور را تامین می کند.

کارخانجات

آغاز تلاش اصلی برای صنعتی سازی، به توقف تجارت بین هند و پاکستان، به سال 1949 بلافاصله پس از استقلال دو کشور بازمی گردد. نیاز به کارخانه برای فرآوری مواد خام کشاورزی جهت مصرف داخلی و صادرات به ساخت کارخانه‌های نساجی پنبه‌ای منجر شد، توسعه‌ای که بخش بزرگی از کل اشتغال در صنعت را تشکیل داد. صنایع نساجی پشمی، قند، کاغذ، تنباکو و چرم مشاغل بسیاری برای نیروی کار صنعتی فراهم کرد.

کسری تجاری فزاینده در اواسط دهه 1950 دولت را به کاهش واردات واداشت. این امر به ایجاد تعدادی صنایع جایگزین واردات انجامید. این کارخانه ها ابتدا کالاهای مصرفی تولید می کردند، اما به تدریج به تولید کالاهای واسطه ای و طیف وسیعی از کالاهای سرمایه ای از جمله مواد شیمیایی، کودها و محصولات مهندسی سبک روی آوردند. با این وجود پاکستان هنوز وارده کننده بخش وسیعی از تجهیزات سرمایه ای و مواد خام مورد نیاز صنعت است. در دهه 1970 و اوایل دهه 80 پاکستان با کمک مالی و فنی اتحاد جماهیر شوروی، یک کارخانه آهن و فولاد یکپارچه در پیپری در نزدیک کراچی تأسیس کرد و بندر قاسم جهت انتقال سنگ آهن و زغال سنگ برای آسیاب کردن ساخته شد.

بندر کراچی در آغاز مرکز تلاش های صنعتی سازی پاکستان بود، اما در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 70 لاهور و شهرهای اطراف آن به سرعت صنعتی شدند. مشکلات قومی کراچی در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 90 این روند را تسریع کرد و پنجاب به طور فزاینده ای به رقیب کراچی در تولید صنعتی تبدیل شد. عمده محصولات تولیدی کشور شامل منسوجات، پنبه، سیمان، روغن گیاهی، سیگار و دوچرخه است. اگرچه اکثر وسایل نقلیه موتوری وارد می شود، برخی از شرکت های پاکستانی برای تولید خودرو، موتور سیکلت و تراکتورهای صنعتی در داخل کشور، قراردادهایی با شرکت های خارجی منعقد کرده اند.

امور مالی پاکستان

پاکستان دارای انواع بانک های دولتی، تجاری، خصوصی و بانک های خارجی است. نکته قابل توجه، گسترش بانک هایی است که در چارچوب موازین شرعی فعالیت می کنند. تعدادی از این مؤسسات در دهه 1980 تأسیس شدند. اخیراً چند بانک به سبک غربی هم تأسیس شده که بخش هایی برای ارائه خدمات بانک داری اسلامی دارند. سیستم خدمات مالی در پاکستان نسبتاً توسعه یافته است. بانک دولتی پاکستان (1948) کنترل کلی بانک داری را بر عهده دارد و به عنوان بانک دار برای دولت های مرکزی و استانی، سیاست های پولی و اعتباری رسمی از جمله کنترل های مبادله ای را اداره می کند و ذخایر طلا و ارز کشور را در اختیار دارد. تنها ارزی که حق انتشار دارد، روپیه پاکستان است.

تعدادی بانک تجاری به نام بانک های برنامه ریزی (از نظر سرمایه و ذخایر) تأسیس شده که مشمول الزامات سختگیرانه بانک های دولتی هستند و بخش عمده ای از کل سپرده ها که از طریق شبکه ای از دفاتر شعب جمع آوری شده را تشکیل می دهند. چند مؤسسه مالی تخصصی، اعتبارات میان مدت و بلندمدت برای اهداف صنعتی، کشاورزی و مسکن ارائه می کنند که شامل بانک توسعه صنعتی پاکستان (1961)، بانک توسعه کشاورزی پاکستان (1961)، و شرکت مالی ساختمان خانه (1952) بانک تجاری (PICIC) (۲۰۰۱) است. تعدادی بانک خصوصی در کراچی فعالیت دارند. حبیب بانک یکی از قدیمی ترین بانک هاست. بانک بین المللی اعتبار و تجارت (BCCI) نیز در سال 1972 تأسیس شد. که فروپاشی آن در سال 1991با رسوایی بزرگ بین المللی بانکی همراه بود.

بورس اوراق بهادار کراچی (تضمین) محدود (1947)، بورس لاهور (ضمانت) محدود (1970) و بورس اسلام آباد (تضمین) محدود (1989) بزرگ ترین مؤسسات مالی در کشورند که با سهام شرکت های ثبت شده معامله می کنند. شرکت سرمایه گذاری پاکستان (1966) و صندوق سرمایه گذاری ملی (1962) توسط دولت برای کمک به هدایت پس انداز داخلی به بازار سرمایه تأسیس شده و تا حدی خصوصی اند. به عنوان بخشی از توسعه «اقتصاد اسلامی»، شیوه های بانک داری و تأمین مالی بدون ربا در بسیاری از بانک های تخصصی ایجاد شده است.

تجارت

تجارت به یکی از بخش های اصلی اقتصاد پاکستان تبدیل شده و بخش قابل توجهی از نیروی کار را شمل می شود . اگرچه صادرات روند رو به افزایش داشته، اما با کسری تجاری مزمن سالانه، غالباً واردات از صادرات پیشی گرفته است. در طول سالیان متمادی تغییرات مهمی در ترکیب تجارت خارجی رخ داده است. در حالی که نسبت کل صادرات کالاهای اولیه از جمله پنبه خام کاهش یافته، سهم تولیدات به شدت افزایش یافته است. کالاهای پنبه ای بخش عمده ای از محصولات تولیدی صادراتی را تشکیل می دهند. سایر تولیدات صادر شده، عمدتاً صنایع مبتنی بر کشاورزی، مانند چرم، کالاهای چرمی و فرش است. صادرات برنج و فرآورده های نفتی نیز دارای اهمیت است.

تغییر به سمت صادرات محصولات کشاورزی تولیدی با ارزش افزوده بالاتری نسبت به کالاهای اولیه، توسط دولت تشویق می شود. کسری تجاری و کمبود ارز، دولت را ملزم به محدود کردن واردات و ایجاد مشوق های مالی برای توسعه تجارت صادراتی کرده است. عمده واردات شامل ماشین آلات، مواد شیمیایی و فرآورده های شیمیایی، نفت خام، نفت تصفیه شده، مواد غذایی، روغن های خوراکی و وسایل نقلیه موتوری است. مهمترین شرکای تجاری پاکستان؛ آمریکا، امارات متحده عربی، عربستان سعودی، افغانستان و چین هستند.

خدمات

دولت به طور سنتی، کارفرمای اصلی بوده و شبیه سایر کشورهای استعمار زده، با خدمات مدنی توسعه ‌یافته است. مناصب دولتی به دلیل ایجاد امنیت مالی، مورد توجهند. در ترکیب با مدیریت دولتی، دفاع، ساخت و ساز و خدمات عمومی؛ خدمات تقریباً یک چهارم تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهند و حدود یک پنجم نیروی کار را  پوشش می دهند. گردشگری به طور سنتی کمک اندکی به اقتصاد کرده، البته همواره تعدادی گردشگر جذب شده اند که در تورهای «ماجراجویی» شرکت می کنند. بزرگراه قراقورام دسترسی به کوههای مرتفع شمال و برخی قله های بلندتر را برای کوهنوردان فراهم می کند.

حواله های کارگران خارج از کشور منبع درآمد بزرگی است. (اگرچه تخمین میزان آن بسیار دشوار است.) چند میلیون پاکستانی در خارج از کشور در سراسر جهان کار می کنند. به طور رسمی درآمدی که آنها به خانه (پاکستان) می فرستند، سالانه صدها میلیون دلار است. احتمالاً بسیاری از این درآمدها از طریق کانال‌های غیررسمی (به صورت دستی یا از طریق خدمات سیستم سنتی مبادلات پولی معروف به حواله) منتقل می‌شود. در مجموع ارز ارسالی از خارج از کشور احتمالاً بسیار بیشتر از اظهارات رسمی است.

کار و مالیات

قدمت جنبش اتحادیه‌های کارگری به اواخر قرن 19 بازمی‌گردد. بخش صنعتی پاکستان (که از زمان استقلال به ارث رسید) بسیار کوچک بود و نیروی کار سازمان‌یافته به عنوان نسبتی از کل اشتغال، همچنان در اقلیت است. البته این امر مانع تبدیل آن به یک نیروی سیاسی مهم نشد. قبل از جنگ داخلی 1971 بیش از 1000 اتحادیه ثبت شده وجود داشت که اکثراً در مؤسسات فردی سازمان دهی شده بود. اتحادیه های سراسری مبتنی بر یک صنعت رایج یا یک صنعت خاص بسیار اندک بودند. اکثر اتحادیه ها با استقرار در مراکز شهری، به یکی از سه کنفدراسیون ملی کارگری وابسته بودند. پس از جنگ داخلی و ظهور بنگلادش، تعداد اتحادیه ها به چند صد اتحادیه وابسته به «فدراسیون ملی اتحادیه های کارگری پاکستان» کاهش یافت.

به دلیل نرخ نسبتاً بالای بیکاری در کشور، کارفرمایان در موقعیت قوی باقی مانده‌اند و بسیاری از آنها قراردادها و قوانین کاری را دور زده اند. تنها اتحادیه‌های صنایع بزرگ تر (مانند منسوجات پنبه‌ای) انسجام لازم برای مقابله با این امر را داشته‌اند. قوانین کار ارائه شده در سال 1972 برخی خواسته های کار سازمان یافته نظیر امنیت شغلی، رفاه اجتماعی و حقوق بازنشستگی را تأمین کرد، اما همچنان در صدد کنترل فعالیت های سیاسی کارگران صنعتی بود. فعالیت اتحادیه کارگری به شدت توسط دولت نظامی 1977-1988 محدود شد، اما متعاقباً در طول اولین دولت بی نظیر بوتو (1988-1991) احیا شد.

مالیات، منبع اصلی درآمد دولت است. دولت مالیات بر فروش، مالیات بر درآمد، عوارض گمرکی و مالیات غیرمستقیم وضع کرده است. مالیات بر فروش و درآمد بیشترین سهم از کل درآمدها را به خود اختصاص می دهد . مخارج دولت به میزان زیادی از درآمدها بیشتر است. نرخ های مالیات بر درآمد نسبتاً بالاست، اما پایه مالیاتی به حدی کم است که درآمدهای مالیات بر درآمد افراد و شرکت ها به طور قابل ملاحظه ای کمتر از مالیات غیرمستقیم، فروش و سایر مالیات های غیرمستقیم باقی است. دولت به دلیل ورود کمک های خارجی و حواله های کارگران، هزینه های سنگین عمرانی و دفاعی را حفظ کرده است.

حمل و نقل و مخابرات

در سال 1970 برنامه ای برای مقررات صنعت حمل و نقل جاده ای وضع شد.  ورود شمار کثیری اپراتور مستقل به این بخش تشویق شد و کامیون‌ها و تریلرهای کشنده تراکتور تا حد زیادی جایگزین گاری سنتی گاو برای حمل و نقل محلی محصولات به بازار شد، اما در بسیاری از مناطق روستایی قدرت حیوانات همچنان برای بقای اقتصادی بسیار مهم است. حمل و نقل هوایی بار و مسافر نیز اهمیت فزاینده ای پیدا کرده است.

شهرهای اصلی توسط بزرگراه های اصلی به هم متصل می شوند. پاکستان از طریق جاده با کشورهای همسایه از جمله چین مرتبط است. اکثر جاده ها آسفالته اند. مسیر اصلی ریلی این کشور از کراچی به پیشاور و از لاهور و راولپندی (بیش از 1600 کیلومتر) به شمال می‌رود. خط اصلی دیگر به سمت شمال غربی، از سوکور به کویته منشعب می شود.

خطوط هوایی بین المللی پاکستان  (PIA)تأسیس 1954تا اواسط دهه 1990 تنها شرکت هواپیمایی ملی داخلی بود. از آن تاریخ تعدادی خطوط هوایی کوچک منطقه ای و خدمات چارتر نیز تأسیس شده است. پروازهای بین المللی به اروپا، خاورمیانه، آفریقا، شرق آسیا و افغانستان انجام می شود. فرودگاه های اصلی در کراچی، لاهور، راولپندی، کویته و پیشاور قرار دارند.

کراچی، قاسم و گوادر شهرهای بندری اصلی کشورند. در سال 2012 مدیریت و نوسازی بندر گوادر توسط یک شرکت دولتی چینی انجام شد. از بندرهای کوچک در امتداد سواحل مکران، قایق های کوچکی بین پاکستان و کشورهای خلیج فارس تردد می کنند. در اوایل دهه 1990 محدودیت ‌های سیستم حمل ‌و نقل به‌عنوان یک محدودیت عمده در نوسازی اقتصاد، دولت را وادار کرد سرمایه مهمی به احداث بزرگراهها اختصاص دهد.کارآفرینان خصوصی بر اساس رویکرد «ساخت، عملیات، انتقال»  (BOT)که متعاقباً در سایر کشورهای در حال توسعه رایج شد، به کار دعوت شدند. در سیستم  (BOT)کارآفرینان خصوصی تأسیسات زیرساختی مانند بنادر، بزرگراهها و نیروگاهها را ایجاد و راه‌اندازی کرده، پس از آن هزینه‌های خود را با دریافت تعرفه از کاربران تأمین می‌کنند. پس از بازیابی سرمایه‌گذاران، تسهیلات ایجاد شده به دولت منتقل می‌شود.

سیستم تلفن پاکستان از سال های آغازین استقلال توسعه و گسترش یافت. از سال 1988 دولت با تشویق سرمایه گذاری در مخابرات، زمینه توسعه یک سیستم ملی کارآمد را فراهم ساخت. شرکت مخابرات پاکستان که با مسئولیت محدود در 1947 به عنوان اداره دولتی پست و تلگراف پاکستان تأسیس شد و در 1994 تا حدی خصوصی شد، بزرگ ترین شرکت مخابرات کشور است. علیرغم افزایش ظرفیت، خدمات تلفن استاندارد عموماً پراکنده است. تنها بخشی از خانواده ها خط ثابت دارند و مناطق روستایی به طور کلی فاقد خدمات استاندارد مخابراتی اند. با این وجود استفاده از تلفن همراه به طور چشمگیری افزایش یافته و شبکه های پاکستان از طریق ماهواره و خطوط فیبر نوری با جهان خارج در ارتباطند.

فرهنگ

اسلام، فرهنگ غالب بر جامعه پاکستان است. ۹۷ درصد از جمعیت پاکستان مسلمان هستند.(۷۷ درصد سنی و ۲۰ درصد شیعه) پاکستان پس از ایران، دومین کشور دارای جمعیت شیعه در جهان است. شیعیان در سراسر پاکستان پراکنده اند و بیشترین جمیعت آنها در پنجاب و سند زندگی می کنند.[51] فرهنگ پاکستان متأثر از فرهنگ های آسیای جنوبی است و دارای شباهت های فرهنگ منطقه ای است که به فراتر از مرزهای ملی گسترش می یابد. روش‌های فرهنگی در پاکستان به طور کلی شبیه روش‌های تجربه شده در بخش‌های وسیعی از ایران، افغانستان و شمال هند است. کل این منطقه عمیقاً تحت تأثیر فرهنگ فارسی است که با فاتحان مسلمان از حدود یک هزار سال پیش آغاز شد.

 فرهنگ‌های منطقه‌ای خاص پاکستان، تصویری از یک تنوع غنی ارائه می‌دهند که سخن گفتن از فرهنگ واحد پاکستانی را مشکل می‌سازد. برای مثال ساکنان خیبر پختونخوا، زندگی مشابهی با پشتون های هموطن خود در افغانستان دارند. در سایر نقاط کشور نیز مهاجران اردو زبان، ارزش‌های فرهنگی رایج در میان جمعیت هندو، سیک و مسلمان شمال هند را به ارمغان آورده اند. در بخش‌های سنتی پاکستان، سازمان‌دهی اجتماعی حول محور خویشاوندی صورت می گیرد، نه حول محور نظام کاست که در هند رایج است. برادری (نسب پدری به معنای واقعی کلمه «برادری») مهم ترین نهاد اجتماعی در این کشور است.

سبک لباس پاکستانی از بسیاری جهات شبیه لباس های هندی است. ترکیب پیراهن بلند تا روی زانو (کامیز) روی شلوارهای گشاد (شالوار) رایج ترین فرم سنتی لباس است. به عنوان یک لباس رسمی تر مردانه، کت بلندی تا زانو (شروانی) می پوشند. زنان غالباً شال سبکی به نام دوپاتا دارند. در میان جوامع محافظه‌کار مسلمان، زنان گاهی با لباسی بلند، برقع می‌پوشند. در نسل‌های قبل، کلاه فاس بین مردان مسلمان رایج بود، اما غالباً کلاه پشمی و قایق ‌شکل (کاراکول) (شبیه کلاه محمدعلی جناح) استفاده می شود. در مناطق قبیله ای مدل های دیگری از کلاه رایج است. لباس های غربی بین جوانان شهری رواج دارد و ترکیبی از سبک های غربی و پاکستانی در خیابان ها به چشم می خورد.

غذاهای پاکستانی با غذاهای هندی قرابت دارند. غذاهای کاری با انواع سبزیجات از جمله سیب زمینی، بادمجان و بامیه رایج است. هر منطقه (و اغلب هر خانواده) از مخلوط ترجیحی خود از ادویه ها استفاده می کند. چنین مخلوطی را «ماسالا» می خوانند. علاوه بر بسیاری از ادویه های مشابه با سایر کشورهای آسیای جنوبی، ماست یک ماده رایج خوراکی است. غذاهایی با مرغ، گوشت گوسفند و بره و عدس استاندارد است. انواع نان گندم، غذای اصلی کشور است. رایج ترین نان ها، چاپاتی (نان تابه‌ای) و نان (Naan) است. چای داغ به میزان زیاد نوشیده می شود. لاسی (نوعی نوشیدنی با ماست) شربت و لیموناد رایج است. شبیه اکثر کشورهای مسلمان، مشروبات الکلی از نظر فرهنگی نامناسب تلقی می شود، اما چندین کارخانه آبجوسازی و تقطیر داخلی وجود دارد.

مسلمانان پاکستانی دو عید بزرگ اسلامی؛ عید فطر (در پایان ماه رمضان)، عید قربان (نشان دهنده پایان حج) و میلاد حضرت محمد(ص) را جشن می گیرند. روز تولد محمد علی جناح (25 دسامبر) جشن بزرگی برگزار می شود. روز استقلال 14 آگوست و روز پاکستان 23 مارس است.

هنرهای پاکستان

قدمت میراث فرهنگی پاکستان به بیش از 5000 سال (دوره تمدن سند) می رسد. اما اساس هویت هنر پاکستان، تأکید بر ایدئولوژی اسلامی، هم ذات پنداری عاشقانه قوی با فرهنگ اسلامی و فارسی است. ادبیات به‌ویژه شعر، غنی‌ترین شکل هنر در پاکستان است. علامه محمد اقبال لاهوری مهم ترین شاعر پاکستان اشعار بسیاری به زبان فارسی سروده است. شعر یک هنر مردمی است و شعرخوانی عمومی که مشاعره نامیده می شود، مانند کنسرت های موسیقی سازماندهی می شود.  غزل که نوعی شعر عاشقانه است، اغلب با موسیقی همراه است. غزل خوانان پاکستانی نظیر مهدی حسن و غلامعلی طرفداران زیادی در داخل و خارج از کشور دارند.

موسیقی از دیرباز بخشی از فرهنگ پاکستان بوده است. موسیقی این کشور به شدت تحت تأثیر سنت موسیقی شمال هند است. سبک های سنتی و محلی موسیقی فراوان است. موسیقی سنتی قوالی (نوعی موسیقی آیینی و صوفیانه) در پاکستان رایج و مشهور است. نصرت فتح علی خان یکی از بزرگ ترین قوالان است که شهرت جهانی دارد. سازهای سنتی شامل سیتار، رباب (یک ساز زهی کمانچه مانند) و دهل است. موسیقی عامه پسند سبک غربی در پاکستان به کندی توسعه یافته، اگرچه در اوایل قرن 21 تعدادی خواننده به عنوان ستاره پاپ مطرح شدند. موسیقی گروه های راک (Vital Signs) و  (Junoon)از تصوف الهام گرفته است.

موسیقی و بویژه رقص مدرن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. رقص‌های سنتی رایج شامل «بانگرا» (رقص انفجاری در پنجاب) و «پله‌های ختاک» (Khatak Steps) است. «کاتاک» رقص رزمی پشتون‌های قبیله‌ای، شامل تقلید پر انرژی از حرکات رزمندگان است که قبلاً خاص پیروزی در درگیری های نظامی بود، اما اکنون در پیروزی مسابقات ورزشی اجرا می شود.

سینما

سینما محبوب ترین سرگرمی در پاکستان است. هر سال فیلم‌های بلند متعدد عمدتاً به زبان های‌ پنجابی و اردو تولید می‌شود. پاکستانی ‌ها با وجود اختلافات سیاسی دو کشور، علاقه زیادی به فیلم ‌های هندی د‌ارند. آهنگ‌ها و موسیقی‌های مورد استفاده در فیلم‌های پاکستان با ویژگی‌های متمایز، غالباً بر صفحه‌های ضبط یا دیسک‌های دیجیتال تکثیر و از رادیو نیز پخش می‌شوند.

رسانه و نشر

رادیو و تلویزیون دولتی به طور سنتی برای اهداف سیاسی و غیرسیاسی استفاده می شود. در سال 2002 سازمان تنظیم مقررات رسانه های الکترونیکی پاکستان (PEMRA) برای تنظیم و مجوز تأسیسات رادیویی، تلویزیونی و ماهواره ای خصوصی تأسیس شد. سانسور به‌ویژه در روزنامه‌ها گسترده است. پاکستانی ‌ها از طریق تلویزیون ماهواره‌ای، اینترنت، روزنامه‌ها و مجلات متعدد به رسانه‌های اطلاعاتی دسترسی دارند. روزنامه ها به ویژه آنها که به زبان های اردو، سندی و انگلیسی منتشر می شوند، خوانندگان بسیاری دارند و بسیاری از آنها در فرمت نسخه های چاپی و آنلاین در دسترس اند. مؤسسات انتشاراتی متعدد نیز کتاب هایی عمدتاً به زبان های انگلیسی و اردو منتشر می کنند.

دانشگاه

پاکستان سالانه حدود 445 هزار فارغ التحصیل دانشگاهی و 10 هزار فارغ التحصیل علوم کامپیوتر دارد.[52] کمیسیون آموزش عالی پاکستان  (HEC) مسئول رتبه‌بندی رسمی مؤسسات آموزش عالی  (HEI)در سطح ملی است. بر اساس رتبه بندی (HEC) در سال 2015 پنج دانشگاه برتر پاکستان به ترتیب نزولی عبارتند از: دانشگاه ملی علوم و فن آوری (پاکستان)، دانشگاه پنجاب (PU)، دانشگاه (Quaid-i-Azam) ، دانشگاه کشاورزی در فیصل آباد (UAF) و دانشگاه آقاخان (AKU).

در رتبه بندی دانشگاه های جهان توسط (QS) در سال ۲۰۱۶، شش دانشگاه پاکستان بین ۸۰۰ دانشگاه برتر جهان جهان بوده اند: دانشگاه ملی علوم و فن آوری در رتبه 501، دانشگاه  (Quaid-i-Azam) در رتبه 651 و  دانشگاههای علوم مدیریت لاهور، دانشگاه مهندسی و فن آوری در لاهور، دانشگاه کراچی و دانشگاه لاهور در رتبه 701.[53]  در رتبه بندی سال 2018-2019: هفت دانشگاه پاکستان بین 1000 دانشگاه برتر جهان بوده اند:

 P.I.A.S #397. N.U.S.T #417. QAU #551-560 . L.U.M.S #701-750 .C.O.M.S.A.T.S #751-800 .U.E.T Lahore #801-1000 .P.U Lahore #800-1000.

روابط فرهنگی پاکستان و ایران

اسلام و تاریخ زبان فارسی و اردو و مشترکات این دو زبان موجب پیوند عمیق دو ملت ایران و پاکستان شده است. زبان فارسی نزدیک 10 قرن در شبه قاره هند از جمله پاکستان، زبان رسمی بوده است. در قرن هجدهم میلادی با دستور دولتی بریتانیا رسمیت زبان فارسی خاتمه یافت و زبان انگلیسی جایگزین آن شد. زبان فارسی با سابق حضور هزار ساله در شبه قاره هند، همچنان در پاکستان زنده است و اقشار مختلف از محققین و اهل علم و شعر و ادب آن را می‌ آموزند.

زبان ملی و پاکستان « اردو» است. این زبان در ذات خود پیوندی ناگسستنی با زبان فارسی دارد. حدود 60 درصد لغات اردو، به فارسی است. در پیوند زبان اردو و فارسی همین بس که در سرود ملی پاکستان به استثنای یک حرف اضافه « کا » (در حکم کسره در زبان فارسی)، هیچ کلمه غیرفارسی وجود  ندارد. بسیاری از محققان، زبان فارسی را مادر زبان اردو می دانند.

زبان فارسی در دانشکده‌ها و دانشگاه‌های مختلف پاکستان تدریس می‌ شود. زبان تنها بخشی از مشترکات فرهنگی دو کشور ایران و پاکستان برای گسترش همکاری مشترک در بخش فرهنگی است. جاذبه‌های گردشگری، دین مشترک، مشاهیر عرفان و دین، مناسبت‌های مشترک مذهبی و ملی از جمله عید فطر، عید قربان، مراسم محرم، آداب نوروز و رسوم مشترک دیگر، به علاوه همسایگی دوکشور، از دیگر مشترکات فرهنگی ملت های ایران و پاکستان است. مرکز فرهنگ ایران در شهرهای بزرگ پاکستان، علاوه بر برنامه‌های فرهنگی به آموزش زبان فارسی اهتمام دارد. علامه محمد اقبال لاهوری شخصیت فرهنگی مشترک دو کشور است. اکثر کتب ابوالاعلی مودودی متفکر پاکستانی نیز به فارسی ترجمه شده است.

والسلام

شهریور ۱۴۰۱ – لندن

 

====================================================

Bibliography

Coll, Steve. Directorate S: The C.I.A. and America’s Secret Wars in Afghanistan and Pakistan, 2001–2016 , Penguin, 2019

Talbot, Ian. Pakistan: A New History, , London, C Hurst & Co Publishers Ltd; UK, edition. 2015.

Rieck, Andreas. The Shias of Pakistan: An Assertive and Beleaguered Minority. Oxford University Press, 2016.

Topich, William J. Pakistan: The Taliban, al Qaeda, and the Rise of Terrorism, (Praeger Security International) 2018.

Walsh, Declan. The Nine Lives of Pakistan: Dispatches from a Divided Nation, Bloomsbury Publishing, 2021.

==================================================

منابع اینترنتی

https://www.britannica.com/

The Encyclopedia of the Nations:

https://www.nationsencyclopedia.com/

https://www.imf.org/en/Countries

https://peace-ipsc.org/fa/

https://countryeconomy.com

http://www.ipis.ir/

http://www.iiwfs.com/

https://www.globalfirepower.com

https://www.theglobaleconomy.com

https://www.worldbank.org/en/country/

https://data.worldbank.org/country/pakistan

[1] See: Walsh, Declan. The Nine Lives of Pakistan: Dispatches from a Divided Nation, Bloomsbury Publishing, 2021.

[2] https://data.worldbank.org/country/pakistan . Retrieved 3 Sep  2022.

[3] Khizar Hayat Khan Tiwana )1942 –1947(

[4] the quixotic character.

[5] “basic democracies”

[6] Crossette, Barbara (Fall 2005), “Who Killed Zia?”, World Policy Journal XXII (3). https://read.dukeupress.edu/world-policy-journal/article-abstract/22/3/94/30840/Who-Killed-Zia. Retrieved: 1 Sep. 22.

[7] مناطق قبیله‌ای فدرال ، یک منطقه نیمه خودمختار در کشور پاکستان بود. این منطقه از شرق با ایالت خیبر پختونخوا، از جنوب با بلوچستان پاکستان و از غرب و شمال با افغانستان همسایه است. این ولایت در ماه می ۲۰۱۸ در خبیر پختون خوا ادغام شد.

[8] https://www.britannica.com/place/Pakistan/History. Visited: 25 August 2022.

[9] Sarmad Ishfaq (ed.). “The Pakistan-Russia-China Bloc: A Consequence of US Actions”www.paradigmshift.com.

[10] Masood, Salman (13 October 2008). “Pakistan President to Visit China, a Valued Ally”New York Times. Retrieved 3 Sep  2022.

[11] “Pakistan’s foreign policy reset hits a dead end”. The Australian Strategic Policy Institute. Retrieved 3 Sep  2022.

[12] “An unhappy alliance”Los Angeles Times. 7 May 2011. ISSN 0458-3035. Retrieved 3 Sep  2022.

[13] Kelly, Charles B.; Beasley, Francis V. (2009). Pakistan and U.S. RelationsNova Science Publishers, Inc. p. 1.

[14] Jamal, Umair (12 January 2018). “Trump’s decision to cut military aid to Pakistan may prove costly to both”The Straits Times. Singapore Press Holdings. Retrieved 3 Sep  2022.

[15] “Pakistan’s foreign policy reset hits a dead end”. The Australian Strategic Policy Institute. Retrieved 3 Sep  2022.

[16] Pasha, Sayed Abdul Muneem (2005). Islam in Pakistan’s foreign policy. Global Media Publications. p. 225. ISBN 9788188869152. Pakistan’s expression of solidarity was followed, after Independence, by a vigorous pursuit of bilateral relations with Muslim countries like Iran and Turkey.

[17] Roberts, Jeffery J. (2003). The Origins of Conflict in Afghanistan. Greenwood Publishing Group. p. 134. ISBN 9780275978785. The following year, Choudhry Khaliquzzaman toured the Middle East, pleading for the formation of an alliance or confederation of Muslim states. The Arab states, often citing Pakistan’s inability to solve its problems with Muslim neighbor Afghanistan, showed little enthusiasm…Some saw the effort to form ‘Islamistan’ as a Pakistani attempt to dominate other Muslim states.

[18] Pande, Aparna (2011). Explaining Pakistan’s Foreign Policy: Escaping India. Routledge. ISBN 9781136818936. The belief that the creation of Pakistan made Pakistan the true leader of Muslim causes around the world led Pakistan’s diplomats to vigorously champion the cause of self-determination for fellow Muslims at the United Nations. Pakistan’s founders, including Jinnah, supported anti-colonial movements: Our heart and soul go out in sympathy with those who are struggling for their freedom…If subjugation and exploitation are carried on, there will be no peace and there will be no end to wars. Pakistani efforts on behalf of Indonesia (1948), Algeria (1948–1949), Tunisia (1948–1949), Morocco (1948–1956) and Eritrea (1960–1991) were significant and initially led to close ties between these countries and Pakistan.

[19] Nasir, Abbas (18 August 2015). “The legacy of Pakistan’s loved and loathed Hamid Gul”Al-Jazeera. Retrieved 3 Sep  2022. His commitment to jihad – to an Islamic revolution transcending national boundaries, was such that he dreamed one day the “green Islamic flag” would flutter not just over Pakistan and Afghanistan, but also over territories represented by the (former Soviet Union) Central Asian republics. After the Soviet withdrawal from Afghanistan, as the director-general of the Pakistan’s intelligence organisation, Inter-Services Intelligence (ISI) directorate, an impatient Gul wanted to establish a government of the so-called Mujahideen on Afghan soil.

[20] Max Fisher (11 January 2013). “Iran is popular in Pakistan, overwhelmingly disliked everywhere else”The Washington Post. Retrieved 3 Sep  2022.

[21] “Pak-Iran Relations Since Islamic Revolution: Genisis of Cooperation and Competition”. Embassy of Iran, Islamabad. Archived from the original on 10 April 2013. Retrieved 3 Sep  2022.

[22] Shah, Mehtab Ali (1997). The Foreign Policy of Pakistan: Ethnic Impacts on Diplomacy, 1971–1994. London [u.a.]: Tauris. ISBN 1-86064-169-5.

[23]خانم  نصرت بوتو (زاده ۲۳ مارس ۱۹۲۹ در اصفهان – درگذشته ۲۳ اکتبر ۲۰۱۱ در دبی) زن سیاستمدار ایرانی – پاکستانی است که فعالیت سیاسی اش را در پاکستان با حزب مردم پاکستان آغاز کرد. او همسر دوم ذوالفقار علی بوتو و مادر بی نظیر بوتو است. نصرت بیگم از خانواده کلالی از مروجین مذهب شیعه در منطقه بوده و ازدواج او با ذوالفقار علی بوتو هم در سال 1321 بر اساس آیین ایرانی-شیعی انجام پذیرفته است. نصرت بوتو شیعه بود.

[24] Pant, Harsh V. (Spring 2009). “Pakistan and Iran’s Dysfunctional Relationship”. Middle East Quarterly. Retrieved 4 Sep  2022.

[25] WTO. “Iran’s Economic Partner”. World Trade Organization. Retrieved 4 Sep  2022.

[26] Staff Report (29 July 2012). “Pakistan to consider barter trade with Iran”Daily Pakistan 29 July. Retrieved 4 Sep  2022.

[27] Techno-entrepreneurship

[28] KarafarinShow. “KarafarinShow”. ScienceTech+. Retrieved 4 Sep  2022.

[29] shorturl.at/AOTVZ

[30] https://www.globalfirepower.com/country-military-strength-detail.php?country_id=pakistan. Retrieved 2 Sep  2022.

[31] https://www.nationsencyclopedia.com/Asia-and-Oceania/Pakistan-ARMED-FORCES.html. Retrieved 2 Sep  2022.

[32] https://www.globalfirepower.com/country-military-strength-detail.php?country_id=pakistan . Retrieved 2 Sep  2022.

[33] https://www.globalfirepower.com/aircraft-total.php . Retrieved 2 Sep  2022.

[34] “Pakistan Air Force Chief sets expectations for near and long-term force goals”quwa.org. Quwa Defence News & Analysis Group. 29 March 2017. Archived from the original on 7 May 2017. . Retrieved 2 Sep  2022.

[35] https://www.globalfirepower.com/country-military-strength-detail.php?country_id=pakistan . Retrieved 3 Sep  2022.

[36] David R. Higgins (2016), M48 Patton vs Centurion: Indo-Pakistan War 1965, Osprey Publishing, p. 103. Rachna Bisht (2015), 1965: Stories from the Second Indo-Pakistan War, Penguin UK, p. 60.

[37] Ali, Tariq (1997). Can Pakistan Survive? The Death of a State. Verso Books.

[38] “Over 4000 soldier’s killed in Kargil: Sharif”The Hindu. Archived from the original on 11 November 2012. Retrieved 3 Sep  2022.

[39] “Troop and Police Contributors”. Retrieved 3 Sep  2022.

[40] Shah, Mehtab Ali (1997). The Foreign Policy of Pakistan: Ethnic Impacts on Diplomacy, 1971–1994. London [u.a.]: Tauris. ISBN 1-86064-169-5.

[41] See: Topich, William J. Pakistan: The Taliban, al Qaeda, and the Rise of Terrorism (Praeger Security International) 2018.

[42] See: Coll, Steve. Directorate S: The C.I.A. and America’s Secret Wars in Afghanistan and Pakistan, 2001–2016 , Penguin, 2019

[43] https://irtag.info/ir/news/494070 . Retrieved 5 Sep  2022.

[44] tabnak.ir/003w5d . Retrieved 5 Sep  2022.

[45] https://parstoday.com/dari/news/iran-i101387

[46] https://irna.ir/xjwwpY .Retrieved 5 Sep  2022.

[47] https://islamabad.mfa.ir/portal/newsview/672100 . Retrieved 5 Sep  2022.

[48] isna.ir/xdLV4b  .Retrieved 2 Sep  2022.

[49] https://data.worldbank.org/country/pakistan . Retrieved 5 Sep  2022.

[50] https://www.worldbank.org/en/country/pakistan/overview. Retrieved 5 Sep  2022.

[51] Rieck, Andreas (2016). The Shias of Pakistan: An Assertive and Beleaguered Minority. Oxford University Press. pp. xi.

[52] InpaperMagazine, From (February 28, 2011). “Towards e-learning”. DAWN.COM.

[53] “Here’s how 6 Pakistani universities ranked worldwide”The Express Tribune. 16 September 2015“Pakistan Air Force Chief sets expectations for near and long-term force goals”quwa.org. Quwa Defence News & Analysis Group. 29 March 2017. Archived from the original on 7 May 2017. Retrieved 3 Sep  2022.

Share