January 30, 2023 – 7:45 am | Comments Off on جایگاه جهانی و سیاست خارجی عمان

فاطمه خادم شیرازی
پژوهشگر و مدرس دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

عمان از دهه 1970 به دلیل  موقعیتژئوپلیتیکی در منطقه حساس خاورمیانه ، یک سیاست خارجی متفاوتی با کشورهای دیگر در عرصه بین المللی و منطقه ای …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای جنوبی, گزیده ها, مقالات, هند

قدرت نرم هند

نگارش در December 3, 2022 – 3:08 am
Share

دکتر گلناز سعیدی

عضو هیئت علمی دانشگاه

مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

 

چکیده

با توجه به اینکه هند کشوری است که رشد اقتصادی فوق‌العاده‌ای را تجربه می‌کند، جاه‌طلبی‌های سیاسی بسیاری دارد. این کشور سعی دارد با استفاده از منابع و ابزارهای قدرت نرم، قدرت جهانی خود را افزایش دهد. هند با فرهنگ غنی خود و بازگشت به سنت های گذشته خود، این هنر را از نو یاد می گیرد و با تنوع مذهبی و دموکراسی که ابزار قدرتمند دیگری در زرادخانه دولت می باشد می تواند قدرت نرم خود را پیش ببرد. در سیاست خارجی نیز جهت گیری مجدد صورت گرفته است که بر حمایت از توسعه اقتصادی دولت از طریق جستجو و حفظ روابط خوب با کشورهای خارجی متمرکز شده است.

هند دارای «قدرت نرم» غنی است. بنیان قدرت نرم هند کثرت گرایی، تساهل، سکولاریسم، میراث فرهنگی بی نظیر موسیقی، رقص درام، یوگا، آیورودا و سنت تفکر مطلق است. این سنت تفکر انتزاعی برتری بی نظیری به دنیای معاصر داده است. این سنت تفکر انتزاعی است که هند را در مرکز فناوری اطلاعات قرار داده است. سنت طولانی یادگیری، هند را قادر ساخت تا بر علم و فناوری مدرن غربی تسلط یابد. دیپلمات‌های هندی مانند ساشی ثارور اخیراً استدلال کرده‌اند که اگر هند اکنون به عنوان یک ابرقدرت تلقی می‌شود، این فقط از طریق تجارت و سیاست نیست، بلکه از طریق توانایی آن در به اشتراک گذاشتن فرهنگ خود با جهان از طریق غذا، موسیقی، فناوری و بالیوود بوده است. این مقاله به بررسی قدرت نرم هندوستان از طریق ابزارها،منابع و فرهنگ می پردازد.

کلید واژه: هند, قدرت نرم,ابزار, قدرت نرم, قدرت جهانی,فرهنگ,تنوع مذهبی

مقدمه

هند به عنوان بزرگترین دموکراسی جهان که بیشترین تعداد افراد فقیر جهان را نیز در خود جای داده است، به شکل های مختلف به عنوان مدلی از قدرت نرم توصیف می شود. برخی منتقدان بیان می دارند فرهنگ غنی و دموکراسی هند در تضاد با دیگر قدرت‌های بزرگ اقتدارگرا و تجدیدنظرطلب است، اما برخی از رهبران هند دیدگاه مثبتی نسبت به پتانسیل قدرت نرم کشور دارند. با این وجود، هند هنوز به اندازه بسیاری از کشورها از آگاهی بین المللی، انجمن های مثبت یا سرمایه گذاری در دیپلماسی فرهنگی بهره نمی برد.  در واقع با آنکه هند از نظر عناصر جذابیت ملی، وضعیت ضعیفی دارد و به دلیل فساد، فقر بومی و خصومت با تجارت شهرت گسترده (و اغلب موجه) دارد و  با آنکه گزارش‌های رسانه‌های بین‌المللی در مورد آلودگی در مناطق شهری، کودکان کار و خشونت علیه زنان، مهاجران، گردشگران، بازرگانان و سایر بازدیدکنندگان را نیز آزار داده است، اما انجمن‌های هند در ربع قرن گذشته از سرزمین فقر و مادر ترزا به منبعی از برنامه‌نویسان نرم‌افزار و متخصصان فناوری تغییر کرده‌اند.

با این حال، علی‌رغم این روندهای متضاد، دلایل متعددی وجود دارد که می‌تواند توضیح دهد که چرا هند در معیارهای عینی قدرت نرم از آنچه که باید بهتر عمل می‌کند. اولاً، هر معیاری از قدرت نرم که کشورها را بر اساس سرانه آن مقایسه می‌کند، دولت های توسعه یافته را بر کشورهای در حال توسعه مانند هند ترجیح می دهند.

هند ممکن است بیش از هر کشور دیگری به جز ایالات متحده و چین بیشتر از تک شاخ برتر (استارت آپ های میلیارد دلاری) باشد، اما نفوذ دیجیتال آن کم است و میلیون ها نفر هنوز به برق دسترسی ندارند، چه رسد به فناوری های دیجیتال پایه. به طور مشابه، هند دارای مکان‌های میراث جهانی یونسکو به جز پنج کشور دیگر و اتاق‌های فکر سیاست عمومی بیشتر از هر کشوری خارج از ایالات متحده، چین و بریتانیا است، اما همچنان از نظر گردشگری و آموزش بر اساس سرانه وضعیت ضعیفی دارد.

ثانیاً، هند با وجود آنکه در هر معیاری از اشاعه فرهنگی دولت محور به جای تلاش های بخش خصوصی ارگانیک و طبیعی و تلاش های شهروندی، امتیاز بدی می گیرد. به عنوان مثال، خطوط هوایی ملی هند – ایر ایندیا – در چنین وضعیت اسفناکی قرار دارد که دولت برای یافتن خریداران یا سرمایه گذاران تلاش می کند. اما چهار تا از سریع‌ترین شرکت‌های هواپیمایی در جهان با سفارش هواپیما(ایندیه گو،اسپایس جت،گوایرو ایرویز) (Indigo,SpiceJet, GoAir and Airways )هندی هستند که همگی مالکیت خصوصی دارند و اداره می‌شوند. در واقع، بیشتر اشاعه فرهنگی هند به مخاطبان خارج از کشور – از یوگا تا بالیوود – بدون دخالت دولت هند رخ داده است. در همین راستا، دولت هند به دلیل تنوع زبانی آن در داخل، تلاش‌های اندکی برای ترویج مطالعه زبان هندی در خارج از کشور انجام داده است. 

سوم، کمک های هندی وجود دارد که لزوماً با کشور مرتبط نیستند. صادرات بزرگ ترین خودروساز هند تاتا موتورز جگوار لندرور است که عمدتاً در بریتانیا تولید می شود. مثال دیگر می توان بودیسم را بیان داشت که صدها میلیون طرفدار در سرتاسر جهان دارد، اما تعداد بسیار کمی در زادگاهشان در هند می باشند. بسیاری از بودیسم ها در مکان هایی مانند ژاپن، تایلند، سریلانکا و مغولستان زندگی می کنند که بومی شده اند، هند اخیراً تلاش هایی را برای جذب این کشورها به عنوان منبع بودیسم، از طریق تسهیل سفرهای زیارتی و حمایت مالی از بازسازی های مذهبی در چین و میانمار انجام داده است.

در نهایت، در بسیاری از موارد، هند برای دیگران در جهان در حال توسعه بیشتر از بازارها جذاب و با ارزش است. برای مثال، علیرغم بسیاری از کاستی‌های آشکار، دانشگاه‌های هند همچنان به جذب تعداد زیادی دانشجو از سراسر جهان در حال توسعه، از جمله نپال، افغانستان و آفریقا ادامه می‌دهند. غذاهای هندی در سرتاسر جهان محبوب هستند، اما اغلب به عنوان یک غذای ارزان به نظر می رسند تا اینکه شایسته یک تجربه ناهار خوری با ستاره میشلن باشند. فیلم‌های محبوب هندی ممکن است در جوایز اسکار یا جشنواره کن جایزه نگیرند، اما طرفداران زیادی در چین، آسیای مرکزی و خاورمیانه دارند. اخیراً نشانه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد فرهنگ هندی ممکن است زنجیره ارزش را بالا ببرد: تأسیس هتل‌های مجلل تاج در بوستون، سانفرانسیسکو و لندن، یا تأسیس رستوران‌های خوب دهلی نو، Indian Accent که شعبه‌ای را در شهر نیویورک در سال 2016 افتتاح کرد. 

علیرغم کاستی‌های مشهود – هم از نظر قدرت نرم واقعی و هم از نظر روش‌هایی که معیارها توانایی‌های قدرت نرم هند را نشان می‌دهندهند سابقه نسبتاً خوبی در استفاده از فرهنگ، ارزش‌های سیاسی و سیاست خارجی خود برای اهداف ملی دارد. در دهه 1950، هند از کمک های قابل توجهی از سوی ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی بهره مند شد. دموکرات‌ها در کنگره ایالات متحده، هند را عزیز جهان در حال توسعه می‌دانستند، حتی زمانی که رهبران شوروی این کشور را به‌عنوان پایه‌ای برای تعامل خود در خارج از بلوک کمونیستی می‌دانستند. هند به طور واقعی از این انجمن ها و روابط سود برد، که نتیجه آن تأسیس مؤسسه فناوری هند بود که ستون فقرات شکوفایی نرم افزار هند را در دهه 1990 تشکیل داد، و انقلاب سبز در دهه 1960 به خودکفایی این کشور از نظر کشاورزی کمک کرد. 

همچنین یک رگه اخلاقی قوی در تعامل خارجی هند در طول جنگ سرد وجود داشت که تا حدی به دلیل درک خود به عنوان یک دموکراسی متکثر اما پسااستعماری کمک کرد. در سال 1959، دالایی لاما به هند پناه برد و حضور رهبر معنوی تبت و پیروانش در هند همچنان باعث جذب بازدیدکنندگان و حامیان از سراسر جهان شد.

به طور مشابه، تحریم اصولی هند در آفریقای جنوبی به دلیل سیاست‌های نژادپرستانه آپارتاید، موجب احترام آن از سوی کشورهای پسااستعماری در سراسر آفریقا شد. در سال 1971، علیرغم مخالفت شدید ایالات متحده و سازمان ملل، هند با توجه به اخلاقی بودن اقدامات خود، مقبولیت بین المللی را برای مداخله خود در پاکستان شرقی (که منجر به ایجاد کشور مستقل بنگلادش شد) ایجاد کرد. جذابیت فرهنگ هند در میان افرادی مانند جورج هریسون، عضو سابق بیتلز، که کنسرتی را برای بنگلادش در مدیسون اسکوئر گاردن نیویورک با حضور اریک کلاپتون و باب دیلن ترتیب داد، به مقبولیت مداخله نظامی هند و ایجاد یک کشور مستقل کمک کرد.

جذابیت قدرت نرم هند حتی پس از پایان جنگ سرد خود را نشان داد. در دهه 1990، هند توسط انجمن کشورهای جنوب شرق آسیا (آسه آن) به نهادهای آسیایی وارد شد، که جذابیت اقتصاد رو به رشد و ارزش‌های دموکراتیک خود را دید.

به طور مشابه، در دهه 2000، ایالات متحده تلاش کرد تا هند را از تحریم‌های هسته‌ای معاف کند و عملاً آن را به عنوان یک کشور دارای سلاح هسته‌ای بالفعل به رسمیت بشناسد، فرآیندی که توسط انجمن‌های عمدتاً مثبت هند به عنوان دموکراسی، بازار رو به رشد و سرپرست مسئول سلاح‌های هسته‌ای امکان‌پذیر ساخت.  حتی اخیراً، دولت ها و ناراضیان در کشورهای همسایه هند – از بنگلادش و نپال گرفته تا مالدیو و افغانستان – برای کمک به برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه، تدوین قانون اساسی خود و توسعه طرح های رفاهی به هند روی می آورند.

بهره برداری هند از قدرت نرم

همانطور که این مثال‌ها نشان می‌دهند، معیارهای قدرت نرم – به‌ویژه آن‌هایی که تلاش‌های دولتی، صادرات فرهنگی پیشرفته یا قابلیت‌های سرانه را نشان می‌دهند – ممکن است سابقه هند را در استفاده از قدرت نرم خود برای اهداف ملی کم‌رنگ کند. هند قدرت نرم را عنصری ضروری اما ناکافی در تعامل خود با جهان یافته است. به عنوان یک دموکراسی با فرهنگ غنی و اصول اندکی در تعامل بین المللی خود، اغلب به شیوه های واقعی و ملموس از قدرت نرم خود بهره برده است. با این حال، واضح است که کارش در ارائه بهتر فرهنگ و ارزش های خود به مخاطبان بین المللی است. از آنجایی که هند بر روی طیف وسیعی از تلاش‌های سیاسی و دیپلماتیک است – از بهبود رتبه‌بندی سهولت کسب‌وکار، رونمایی از کمپین گردشگری شگفت‌انگیز هند، به رسمیت شناختن روز جهانی یوگا توسط سازمان ملل یا سرمایه‌گذاری در دیپلماسی بودایی – می‌توانیم انتظار داشته باشیم که قدرت نرم این کشور به تدریج رشد کنند.

استفاده های نوآورانه تر از قدرت نرم

قدرت نرم به اشکال مختلف توسط دولت های جانشین در هند گسترش یافته است. دولت نارندرا مودی در حال حاضر با آمیختن عناصر معاصر قدرت نرم، روندهای نوآورانه ای را در حوزه دیپلماسی هند ایجاد کرده است. امروزه، دولت از دارایی های خاص قدرت نرم هند مانند دیاسپورا، یوگا، بودیسم و ​​حمایت اقتصادی برای دستیابی به پیروزی های دیپلماتیک و پیشبرد منافع ملی کشور استفاده کرده است.

وزارت امور خارجه هند (MEA  ) مصمم به ترویج «ماتریس قدرت نرم» برای سنجش اثربخشی گسترش قدرت نرم کشور است. هدف MEA ابتکاراتی مانند «مقصد هند» و «هند را بشناس» است. مراکز فرهنگی مانند شورای هند برای روابط فرهنگی (ICCR) حتی برای اولین بار در سال 2019 کنوانسیون ملی “مقصد هند” را سازماندهی کردند که معتقد است که هند می تواند به سرعت پیشرفت کند تا رهبر جامعه دانش جهانی باشد. «دیپلماسی Namaste  » و «دیپلماسی پزشکی» امروز هند به بحث پس از کووید-19 تبدیل شده است.

برتری هند در سیاست و فناوری فضایی یک ابزار قدرت نرم با چشم اندازهای بی پایان است. دیپلماسی منطقه‌ای هند با پرتاب GSAT-9 خود که به عنوان ماهواره آسیای جنوبی نیز شناخته می‌شود، به فضا رسیده است و هدف آن ارائه خدمات مجهز به فضا به کشورهای جنوب آسیا است. به عنوان یک تمدن باستانی، هند دارای یک دموکراسی تپنده، بزرگترین در جهان، روحیه سکولار و بازاری به سرعت در حال توسعه است که با پشت سر گذاشتن بریتانیا و فرانسه به پنجمین اقتصاد پررونق در سال 2019 تبدیل شد. هند برای تقویت ارتباطات، گردشگری، فرهنگ و قدرت نرم خود، به طور کلی، باید با تقویت سیاست خارجی و دیپلماسی خود، همکاری های چندجانبه و دوجانبه با کشورهای مختلف ایجاد کند.

با توجه به جذابیت فرهنگ، ارزش‌های اجتماعی و سیاست‌های خارجی هند، علاوه بر قدرت اقتصادی و نظامی این کشور، هند در موقعیت بهتری برای پیوستن به رده قدرت‌های بزرگ آسیا قرار خواهد گرفت. هند، که انتظار می رود تا سال 2025 به یک ابرقدرت تبدیل شود، در مقایسه با سیستم جنگ طلب کمونیستی چین، دارای مزیت قدرت نرم با داشتن یک سیستم دموکراتیک است. از ده سال گذشته، هند نیز منابع ضروری خود را در دیپلماسی عمومی با استفاده از کانال های سنتی و نوآورانه برای ایجاد و تقویت قدرت نرم خود افزایش داده است.

محدودیت های قدرت نرم هند

هند به عنوان کشوری غنی از منابع قدرت نرم، فاقد اکوسیستم نهادی برای مهار قدرت نرم و پیشبرد منافع ملی خود در حوزه بین المللی است. به دلیل مشکلات عمده ای مانند فساد، فقر و خشونت علیه زنان، خصومت با تجارت، آلودگی در مناطق شهری، تبعیض طبقاتی و نابرابری جنسیتی که هند را در عناصر جذابیت ملی ضعیف کرده است، لکه هایی وجود داشته است. همچنین، عوامل متعددی وجود دارد که باعث می‌شود در شاخص Soft Power 30 عملکرد ضعیفی در هند وجود داشته باشد، مانند تعصب غربی که هند را در موقعیت نسبتاً مضری قرار می‌دهد، زیرا کشورهای با اقتصاد پیشرفته پیشتاز هستند.

منابع قدرت نرم:

سیاست خارجی هند بلافاصله پس از کسب استقلال، در یک پیشرفت طبیعی، استراتژی قدرت نرم مبتنی بر ارزش ها و همزیستی مسالمت آمیز را اتخاذ کرد. در مواجهه با رویارویی نوپای جنگ سرد، دولت به هیچ یک از بلوک های متخاصم نپیوست و شروع به ترویج «راه سوم» در روابط بین الملل و سیاست عدم تعهد کرد. “پنج اصل” پانچا شیلا (همزیستی مسالمت آمیز) که در کنفرانس باندونگ در سال 1955 ایجاد شد، پایه و اساس جنبش عدم تعهد شد که چندین دولت به آن پیوستند. هند به صدای جهان سوم تبدیل شد – سخنگویی برای استعمار زدایی، خلع سلاح جهانی، حل مسالمت آمیز اختلافات، متعهد به مبارزه با مظاهر نژادپرستی و امپریالیسم غربی (دیکسیت، 2003). آنچه به نفع هند از جمله مولفه قدرت نرم در سیاست خارجی آنها صحبت می کند، فقدان سنت های تسخیر این کشور در روابط خود با سرزمین های خارج از شبه قاره هند است (Zajączkowski، 2008). در عمل سیاسی، این به تأکید بر این نکته خلاصه می شود که استراتژی دهلی همیشه سیاست عدم شرکت در یک جنگ ناعادلانه بوده است (Zajączkowski، 2009). به همین دلیل است که حمایت مداوم از عملیات حفظ صلح سازمان ملل برای مشروعیت بخشیدن و افزایش اعتبار سیاست های هند بسیار مهم بود. هند نیروهای خود را به عنوان بخشی از مأموریت های سازمان ملل به خارج از کشور می فرستاد. این شکل فعال حمایت از ابزار اصلی سازمان ملل در حوزه امنیت بین‌الملل نیز به بخشی از استراتژی هند تبدیل شده است، به ویژه زمانی که دولت تلاش می‌کرد تا یک کرسی دائمی در شورای امنیت سازمان ملل کسب کند. وظیفه مهم دیپلماسی هند ترویج تصویر هند به عنوان یک “قدرت مسئول” و شریک معتبر غرب بود.

از این رو بلافاصله پس از آزمایش های تسلیحات هسته ای در ماه مه 1998، هند یک مهلت قانونی داوطلبانه آزمایش های بیشتر را اعلام کرد، درگیر گفتگوی شدید با ایالات متحده در مورد برنامه هسته ای شد، و در سال 1999 یک دکترین دولتی را تصویب کرد که از جمله اعلام کرد که آنها ابتدا به سلاح های هسته ای متوسل نخواهند شد. سیاست منطقه‌ای هند در دهه 1990 با تمرکز بیشتر بر استراتژی‌های قدرت نرم مشخص شد. نمونه ای از استفاده از ابزارهای قدرت نرم، اجرای دکترین گوجرال (دیکسی، 1989) بود که بر پایه مفهوم رشد قدرت هند است، اما نه به قیمت تضعیف همکاری با کشورهای همسایه (Zjaczkowski، 2008).

در نتیجه، هند درگیر فعالیت‌های متنوعی در منطقه شد – همکاری با انجمن همکاری‌های منطقه‌ای آسیای جنوبی (SAARC ) را آغاز کرد و از ایده ایجاد یک منطقه تجاری ترجیحی حمایت کرد. در نتیجه فعالیت های دیپلماتیک مشترک در منطقه، منطقه تجاری ترجیحی جنوب آسیا (SAPTA ) در سال 1995 ایجاد شد و در سال 2004 اعضا توافق نامه ای را برای ایجاد منطقه آزاد تجاری جنوب آسیا (SAFTA ) امضا کردند. در سال 2000 هند با روسیه و چین شراکت استراتژیک برقرار کرد. در قراردادی در سال 2005، هند به عنوان ناظر در سازمان همکاری شانگهای دست یافت. با توجه به توسعه پویای همکاری ها و افزایش تجارت بین دو کشور، اصطلاح چیندیا( ۲۰۱۵، Nay ) برای توصیف روابط بین هند و چین ابداع شد. البته هنوز مبادله شدید اقتصادی علیرغم مسائل مناقشه برانگیز حل نشده و نگرانی های متقابل که هنوز در روابط هند و چین وجود دارد ادامه دارد (Zajaczkowski، 2011).

روابط هند با ایالات متحده آمریکا، تحت تأثیر روابط واشنگتن با پاکستان، مسیر مشابهی را دنبال کرد. تفاهم ایالات متحده و پاکستان برای هند نامطلوب بود. هند به دلیل مدیریت آرام خود با اوضاع و تلاش برای پایان دادن به مناقشه با روش های دیپلماتیک به رسمیت شناخته شده است. (ایوانک، بوراکوفسکی، 2013). نمونه ای از رویکرد سیاست خارجی که به طور موثر قدرت نرم هند را تقویت کرده است، روابط آن با افغانستان است. از زمان فروپاشی قدرت طالبان در این کشور، هند بر کمک های بشردوستانه، حمایت از ساخت زیرساخت ها و ارائه بورسیه تحصیلی به دانشجویان افغان متمرکز شده است. حمایت ارائه شده از فلسطین توسط هند تحت چارچوب سازمان ملل متحد نیز برای تصویر آن مفید بود. این اقدام هند را در میان کشورهای عربی به رسمیت شناخت و – مهمتر از آن – روابط هند و اسرائیل نیز بدتر نشد. هند در حالی که تلاش می کرد در آسیای مرکزی فعال باشد، از همکاری در آن منطقه، به ویژه با قزاقستان و ازبکستان، کشورهای خلیج فارس، استرالیا و ژاپن حمایت کرد (کوگیل، 2014). علیرغم این واقعیت که هند در توزیع مجدد کمک های تحت ODA (کمک رسمی توسعه) صندوق OECD (سازمان همکاری اقتصادی و توسعه)، شرکت نمی کند، این کشور در تلاش است تا کمک های خود را به کشورهای فقیر به ویژه در آفریقا افزایش دهد. میزان هزینه کمک هند حدود 1.3 میلیارد دلار در سال است. این کمک ها بدون اعمال بسیاری از محدودیت ها اعطا می شود و صرفاً بشردوستانه است، که به طور قابل توجهی تأثیر قدرت نرم هند را افزایش می دهد (کوگیل، 2012). 

ابزارهای قدرت نرم:

دیپلماسی عمومی یکی از ابزارهای اصلی قدرت نرم مدرن است که مکمل کلیدی سیاست خارجی است. در سال 2006، یک اداره ویژه دیپلماسی عمومی (DPD ) در وزارت امور خارجه هند ایجاد شد. هدف آن تکمیل فعالیت های تبلیغاتی انجام شده توسط سفارتخانه های هند و اداره اطلاعات خارجی بود. DPD عمدتاً بر روابط با خبرنگاران خارجی و سازماندهی بازدیدهای مهمانان مهم متمرکز بود. در راهبرد جدید، توجه بیشتری به شکل‌دهی افکار عمومی در جهان و مشارکت در ساخت وجهه و برند مثبت از کشور شد. نوآوری ها در اجرای دیپلماسی عمومی عمدتاً شامل استفاده از فناوری های مدرن و رسانه های اجتماعی برای دستیابی به مخاطبان جدید بود (هال، 2012). در سال 2010، DPD کانال توییتر، صفحه فیس بوک، وبلاگ خود و کانال یوتیوب خود را راه اندازی کرد تا دستاوردهای هند در زمینه های اقتصادی، فرهنگی، ادبی و دفاعی را به شیوه ای تعاملی عمومی کند. در سال 2014، ادارات دیپلماسی عمومی و اطلاعات خارجی در یک واحد ادغام شدند. دیپلماسی عمومی از پتانسیل جامعه مدنی و بخش خصوصی استفاده بیشتری کرده است و به آنها امکان می دهد در طیف وسیعی از فعالیت ها به نیروها بپیوندند. در سال 2006، وزارت تجارت و صنعت به همراه کنفدراسیون صنایع هند (CII) یک مشارکت عمومی – خصوصی – بنیاد برند و سهام هند (IBEF ) ایجاد کردند که شروع به تبلیغ جهانی برند هند و جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی کرد.

وزارت گردشگری به همراه شرکت های خصوصی کمپین تبلیغاتی موفق Incredible India را از سال 2007 انجام داده است. همان نهادها به طور مشترک کمپین India Everywhere را در مجمع اقتصادی داووس در سال 2006 و در سال بعد برنامه India@60 را در کشورهای اروپای غربی اجرا کردند. دولت با سازماندهی سمینارها، کنفرانس‌ها، حمایت از نشریات و تلاش‌های تحقیقاتی مشترک با اتاق‌های فکر (مانند شورای امور جهانی هند، بنیاد تحقیقات ناظر) در توسعه ارتباطات بین‌المللی و ارائه دیدگاه هند در امور بین‌الملل همکاری می‌کند. هندیان خارج از کشور در توسعه دیپلماسی عمومی و قدرت نرم اهمیت زیادی دارند، چون آنها منبع مهمی از سرمایه مالی هستند، اما ظرفیت‌های لابی سیاسی آنها برای کاربردهای قدرت نرم مهم‌تر است (ولپرت، 2010). در بسیاری از کشورها، مردم هندی الاصل دارای وظایف سیاسی و اداری مهمی هستند (ساهو، کادکار، 2012). مقامات هندی از فرصت هایی که می تواند توسط افراد هندی تبار ایجاد شود آگاه هستند. امکان دریافت کارت شخص هندی تبار (PIO ) توسط شهروندان ایالتی دیگر که خود یا اجدادشان تا نسل پنجم در کشور کنونی هند زندگی می کردند در سال 1998 معرفی شد. دارندگان چنین کارت هایی می توانند بدون ویزا به هند سفر کنند. و امتیازات اقتصادی مختلفی مانند حق خرید ملک به آنها اعطا می شود. در سال 2004، وزارت امور هند در خارج از کشور (MOIA ) به منظور ارائه اطلاعات، مشارکت و تسهیلات برای کلیه امور مربوط به افراد هندی الاصل و هندی های غیر مقیم در کشورهای اصلی مهاجرت با هدف استفاده از پتانسیل کامل آنها برای کمک به توسعه سریع هند پس از تغییر قدرت در دهلی در ماه مه 2014، وزارت امور خارجه به وزارت امور خارجه ادغام شد، اما حوزه وظایف و استقلال خود را حفظ کرد، از جمله پست جداگانه ای برای معاون وزیر خارج از کشور (ایوانک، بوراکوفسکی، 2013).

نتیجه

تلاش‌های دولت هند در دهه گذشته به ترویج تصویری جدید و مدرن از هند در خارج از کشور کمک کرده است. افزایش سرمایه‌گذاری‌های مستقیم خارجی در سال‌های مالی 07-2006 (بیش از 13 میلیارد دلار) در مقایسه با 16.5 میلیارد دلار در کل دهه 1990  ممکن است تا حدودی به دلیل کمپین‌های تبلیغاتی باشد که ظرفیت‌های قدرت نرم هند را ارتقا داد. 

هند پس از آزادسازی به تدریج به عنوان یک مرکز تولید برای شرکت های بین المللی که در حال انجام سرمایه گذاری های مولد بلندمدت در این کشور هستند، دیده می شود. تصادفاً، به طور همزمان بسیاری از جنبه های فرهنگ هند مانند موسیقی، غذا، سبک و مذاهب در بسیاری از نقاط جهان مد شده اند. با این حال، از آنجایی که هند تا همین اواخر هیچ برنامه دیپلماسی عمومی معنی‌داری نداشت، هنوز به عنوان یک الگوی سیاسی و اجتماعی در سایر کشورها تلقی نمی‌شود. هند مدت هاست که از ظرفیت های غیرمستقیم قدرت نرم خود راضی بوده است. دیپلماسی عمومی هند در مقایسه با «حمله افسونگری» که به خوبی سازماندهی شده و به طور متمرکز دستور داده شده است، هنوز در حال شکل گیری است.

هند برای افزایش نفوذ بین المللی خود، به ویژه در رقابت فزاینده با چین که قدرت «داستان بهتر» را بیان می کند، باید از قدرت نرم خود به شیوه ای سیستماتیک و برنامه ریزی شده استفاده کند. این روند به احتمال زیاد زمان بر خواهد بود، زیرا مستلزم یک بحث داخلی در مورد چگونگی تعادل بین منافع ملی و ارزش ها و هنجارهای سیاسی است. حل این مناظره مشخص خواهد کرد که چگونه هند ترکیب مناسبی بین قدرت نرم و سخت به منظور دستیابی به نفوذ واقعی پیدا می کند، یا آنچه (Nay) نای و بسیاری در دولت اوباما، به ویژه هیلاری کلینتون، «قدرت هوشمند» نامیده اند.

برای اینکه هند همچنان یک قدرت جذاب باشد و مهمتر از همه برای ارائه مدل توسعه قانع‌کننده‌تر از چین، همچنین باید به بهبود عملکرد اقتصادی داخلی خود ادامه دهد. علاوه بر این، از آنجایی که قدرت نرم دارای ارزش نوسانی است، اگر هند بخواهد لبه قدرت نرم خود را حفظ کند، باید فقدان برابری اجتماعی و اقتصادی خود را برطرف کند. یکی از عوامل مهم در افزایش سود هند، رشد اقتصادی چشمگیر آن از اوایل دهه 1990 بوده است. ناگهان هند به یک مدل اقتصادی جذاب تبدیل شد، مدلی که گزینه ای متفاوت از مدل متمرکز و اقتدارگرای چین ارائه می کرد. اما حفظ این تصویر مثبت بین المللی مستلزم آن است که هند به طور همزمان به یک جامعه عادلانه تر و کارآمدتر، یک قدرت اقتصادی جهانی و اقتصادی تبدیل شود که سهم عمده ای از ثروت جهانی، به ویژه از طریق تجارت و سرمایه گذاری جهانی را در اختیار دارد.

کاهش سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در دو سال گذشته را نمی‌توان صرفاً با بحران اقتصادی جهانی توضیح داد. فقدان زیرساخت های فیزیکی مناسب هند، مقررات محدود فدرال، ساختارهای بزرگ و ناکارآمد بوروکراتیک و درک فساد گسترده، همگی سرمایه گذاران بزرگ را منصرف کرده اند.

در واقع، بسیج مردمی پشت جنگجوی صلیبی ضد فساد، آنا هازاره و ناآرامی‌های مدنی مرتبط با آن، نشان می‌دهد که هند هنوز راهی برای اجرای اصلاحات کلان اقتصادی و ساختاری دارد که به آن امکان می‌دهد به مرجع اقتصادی فراگیر و موفق تبدیل شود، و با آن، به یک ابرقدرت قدرت نرم تبدیل شود. در پایان، هند برای احیا وجهه ملی خود، نقاط قوت خود را کشف کرده. منطق و معنویت باستانی آن کشورهای دیگر را تشویق کرده که بپذیرند هند می تواند نقش رهبری بزرگی در جهان داشته باشد.

توانایی هند برای گفتن یک «داستان بهتر» به ویژه در ارائه نتایج مطلوب چندان مؤثر نبوده است. پتانسیل قدرت نرم این کشور در صورت اجرا، قطعاً موقعیت عالی تر هند را افزایش می دهد و آن را به خوبی در جهان شکوفا می کند. در نظم جهانی چندقطبی رو به رشد، هند قطعا پتانسیل و فرصت‌های بسیار زیادی برای ارتقای جایگاه خود به‌عنوان «قدرت نرم جهانی در حال رشد» دارد که می‌تواند راه را برای تبدیل شدن این کشور به یک «قدرت-ابرقدرت نرم» قرن بیست و یکم هموار کند.

منابع:

-Apanowicz, M. (2020). Metodologia nauk. Toruń: Wydawnictwo Naukowe UMK

-Arundhati, R. (2022). Indie rozdarte. Warszawa: Wydawnictwo Wielka Litera. 

-Bachrach, P. Baratz, M. (1962). Two Faces of Power. The American Political Science Review, 56(4), 947–952. 

-Bending, A.H. (2012). The Making of Foreign Policy. Baltimore: Johns Hopkins University Press. 

-Boulding, K. (2014). Three Faces of Power. London: SAGE. 

-Cieślarczyk, M. (2019). Teoretyczne i metodologiczne podstawy badania problemów bezpieczeństwai obronności państw. Siedlce: Akademia Podlaska. 

-Cooper, R.N. (2020). Pękanie granic. Porządek i chaos w XXI wieku. Poznań: Media Rodzina. 

-Dahl, R.A. (2012). Who Governs: Demokracy and Power in an American City. New Haven: Yale University Press.

-Dixit, J.N. (2012). India’s Foreign Policy: 1947–2000. New Delhi: Picus Books. 

-Ferguson, N. (2015). Colossus. The Rise and Fall of the American Empire. London: Penguin Random House. 

-Fontana, B. (2019). Hegemony and Power: on the Relation Between Gramsci and Machiavelli. London: Prison Notebooks. 

-Global Fire Power. (2017). Retrieved from: https://www.globalfirepower.com

-Hall, I. (2012). India’s New Public Diplomacy: Soft Power and the Limits of Government Action. Asian Survey, 52(6), 21–34. 

-Herman, A.L. (2014). A Brief Introduction to Hinduism. San Francisko: Kindle Edition. Retrieved from: http://esa.un.org/unpd/wpp/Download/Standard/Population/

-Ikenberry, J.G. (2016). After Victory. Institutions, Strategic Restraint and the Rebuilding of Order after Major Wars. London: Paperback. 

-Iwanek, K., Burakowski, A. (2013). Indie. Od kolonii do mocarstwa 1857–2013. Warszawa: Wydawnictwo PWN. 

-Kagan, R. (2019). Powrót historii i koniec marzeń. Poznań: Wydawnictwo REBIS. 

-Kagan, R. (2017). Potęga i raj. Ameryka i Europa w nowym porządku świata. Warszawa: Wydawnictwo Studio EMKA. Kugiel, P. (2017). Na drodze ku potędze: polityka zagraniczna Indii. Polski Przegląd Międzynarodowy, 6, 224–253. 

-Kugiel, P. (2014). Soft power w indyjskiej polityce zagranicznej. Sprawy Międzynarodowe, 3, 122–145. Kuźniar, R. (2014). Polityka i siła. Studia strategiczne. Zarys problematyki. Warszawa: Wydawnictwo Naukowe Scholar. 

-Lipka-Chudzik, K. (2009). Bollywood dla początkujących. Warszawa: Wydawnictwo Prószyński i S-ka. Lukes, S. (2012). Power and the Battle for Hearts and Minds: On the Bluntness of Soft power. In: F. Berenskoetter, M.J. Williams (eds.). Power in World Politics (p. 76–98). London: Paperback. 

-Lukes, S. (2012). The Power to Lead. New York: University Press. 

-Lukes, S. (2010). Power, A Radical View. London: Paperback. 

-Łoś, R. (2017). Soft power we współczesnych stosunkach międzynarodowych. Łódź: Wydawnictwo Uniwersytetu Łódzkiego. 

-Michalski, T. (1994). Statystyka. Warszawa: Wydawnictwa Szkolne i Pedagogiczne. 

-Morgenthau, H. (1948). Politics Among Nations. The Struggle for Power and Peace. NewYork: Brief Edition. 

-Mroz-Jagiełło, A. Wolanin, A. (2012). Współzależność obszarów badań nauki o bezpieczeństwie i nauki obronności. Obronność – Zeszyty Naukowe Wydziału Zarządzania i Dowodzenia Akademii Obrony Narodowej, 2, 75–88. 

-Nowak, S. (1985). Metodologia nauk społecznych. Warszawa: Wydawnictwo PWN. 

-Nye, J.S. (2006). Think Again: Soft Power. Foreign Policy, 3, 23–37. 

-Nye, J.S. (2007). Soft Power. Jak osiągnąć sukces w polityce światowej. Warszawa: Wydawnictwo Akademickie i Profesjonalne. 

, J.S. (1991). Bound to Lead. The Changing Nature of American Power. New York: University Press. 

-Nye, J.S. (2011). The Future of Power. New York: Public Affairs. 

-Ociepka, B. (2002). Komunikowanie międzynarodowe. Wrocław: Wydawnictwo Astrum. 

-Pietraś, M. (2006). Pozimnowojenny ład międzynarodowy. In: M. Pietraś (ed.). Międzynarodowe stosunki polityczne (p. 290–310). Lublin: Wydawnictwo UMCS. 

-Pietrzak, J. (2016). Najpopularniejsza kinematografia świata. Skąd się bierze potęga Bollwood. Retrieved from: www.ecriture.com.pl/articles/80/80.pdf

Sahoo, A.K., Kadekar, L.N. (2012). Global Indian Diaspora. History, Culture, Identity. New Delhi: Rawat Publications. 

-Sienkiewicz, P. (2010). Metodologia badań bezpieczeństwa narodowego: „Bezpieczeństwo 2010”. Warszawa: Wydawnictwo UW. 

-Skobrtal, M. (2009). Różnorodność językowa a federalizm w Indiach. In: A. Potyrała, M. Skobrtala (eds.). Indie w XXI wieku. Wybrane problemy. Poznań: Wydawnictwo UAM. 

-Varma, P.K. (2010). Culture as an Instrument of Diplomacy. In: A. Sinha, M. Mohta (eds.). Indian Foreign Policy: Challenges and Opportunities (p. 34–56). New Delhi: Rawat Publications. 

-Wiśniewski, J., Żodź-Kuźnia, K. (2008). Mocarstwa współczesnego świata. Problem przywództwa światowego. Poznań: Wydawnictwo Naukowe UAM. 

-Wolpert, S. (2010). Nowa historia Indii. Warszawa: Książka i Wiedza. 

-Wójcik, A. (2010). Dylemat potęgi: praktyczna teoria stosunków międzynarodowych. Warszawa: Wydawnictwo UW. 

-Zajączkowski, J. (2009). Strategia Międzynarodowa Indii wobec Chin i Rosji na początku XXI wieku. In: T. Kapuśniak (ed.). Strategiczny trójkąt Rosja-Chiny-Indie. Szanse i wyzwania w XXI wieku (p. 45–64). Lublin: Wydawnictwo UMCS. 

Share