June 28, 2022 – 4:16 am | Comments Off on بررسی وضعیت و آینده بحران در اوکراین، اهداف روسیه و سناریوهای پیش رو

معصومه محمدی
پژوهشگر روابط بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc
حمله نظامی روسیه در اوکراین، یک رویداد تاریخی و جهانی است که نشان‌دهنده آخرین اقدام مدعی هژمون جهانی پس از جنگ سرد و آغازگر دورانی جدید در …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

طرح دوباره ابوموسی: ابعاد و چراییها

نگارش در May 3, 2012 – 7:48 pm
طرح دوباره ابوموسی: ابعاد و چراییها
Share

 سعید شکوهی
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

مقدمه:

سفر اخیر رئیس جمهور ایران به جزیره ابوموسی بهانه ای شد برای طرح مجدد ادعاهای امارات درباره جزایر سه گانه. زخم کهنه ای که یادگار دوران استعمار بریتانیا بر پیشانی منطقه است. صرف نظر از ادعاهای مطرح شده از جانب کشورهای عربی و غربی در طرفداری از ادعاهای واهی و خیال پردازانه امارات متحده، آنچه که در این بین خودنمایی می کند ظرف زمانی وقوع ماجراست که پرمهم جلوه می نماید. با وجود اینکه رسانه های غربی و عربی سعی بر این داشتند که سفر آقای احمدی نژاد را دارای مصرف داخلی و تبلیغاتی بخوانند اما فارغ از این ادعاها باید مولفه هایی که باعث شده اند در این شرایط زمانی موضوع ابوموسی به نقطه تمرکز غرب و حکومت های دست نشانده آنها چون امارات شود بازشناخت. در این یادداشت سعی می شود که به چند مورد مهم از این موارد به طور مختصر پرداخته شود.

1-    ایران بازیگر چالشگر در نظام بین الملل:

واقعیت انکار ناپذیر این است که آمریکا در حال حاضر قدرت برتر در نظام بین الملل است. هر چند این قدرت در حال افول هست اما در هر حال فعلاً در رأس سلسله مراتب قدرت در نظام بین الملل قرار دارد و نظم و نظام جاری در شرایط کنونی ساخته و پرداخته این کشور هست و ادامه این شرایط منافع  آن را تأمین می کند. بر اساس دیدگاه خیلی از صاحبنظران، آمریکا هژمون منطقه ای در نیمکره غربی است و بنابراین برای تداوم این شرایط باید از ظهور یک بازیگر چالشگر در مناطق دیگر جلوگیری کند. ایران نیز در منطقه خاورمیانه دارای ویژگی های یک قدرت چالشگر برای آمریکا است .بنابراین آمریکا باید تمام توان خود را برای تحلیل بردن قدرت و نفوذ این بازیگر چالشگر به کار گیرد. مطرح کردن و دامن زدن به مسأله ابوموسی از جانب آمریکا و همراهان این کشور در دنیای عرب و غرب در این چارچوب قابل تحلیل است.

2-    مسأله هسته‌ ای ایران و مذاکرات بغداد:

به دنبال مذاکرات استانبول، طرف ایرانی و گروه 1+5 توافق کردند که مذاکرات در بغداد ادامه پیدا کند. در حالی که چند روزی بیشتر به این مذاکرات باقی نمانده و امیدواری زیادی برای رسیدن به راه حلی برای ادامه گفتگوها و کاستن از اختلافات وجود دارد برجسته تر شدن موضوع ابوموسی می تواند حاوی پیامی برای این مذاکرات باشد.

به نظر می رسد با نزدیک شدن به موعد مذاکرات بغداد، آمریکا سیاست چماق و هویج خود را تشدید کرده است. از یک طرف چماق خود را بیشتر نشان می دهد و تحریم مخابراتی و تکنولوژی ارتباطاتی علیه ایران وضع می کند و از طرف دیگر به ایران تلویحاً می فهماند که حاضر است حق غنی سازی اورانیوم توسط ایران با درصد غنای پایین را به رسمیت بشناسد. به نظر می رسد موضوع پیش آمدن اختلاف بر سر جزیره ابوموسی نیز در این راستا قابل تحلیل است و  این کشور چماق خود را بر سر ایران نگه داشته تا نشان دهد که ایران باید مذاکرات بغداد را جدی بگیرد.

3-    تهدید ایران به بستن تنگه هرمز:

با مطرح شدن تحریم های نفتی ایران و تهدید ایران به بستن تنگه هرمز، موضوع امنیت انرژی غرب به چالش دیگری برای سیاست گذاران غربی و آمریکایی مبدل شد. امنیت انرژی یکی از مهمترین دغدغه های تصمیم سازان این کشورهای در سالهای اخیر بوده است و به همین دلیل هم تلاش های زیادی برای متنوع سازی مبادی واردات خود انجام داده اند. اما بی گمان تنگه هرمز را می توان شاهرگ اقتصادی کشورهای وارد کننده و صادر کننده انرژی خواند چرا که روزانه قسمت عمده ای از صادرات و واردات انرژی جهان از این تنگه میسر می شود. بنابراین امنیت این تنگه و عبور آزادانه کشتی ها و نفت کش ها از این تنگه برای اقتصاد غرب از اهمیت حیاتی برخوردار است. تهدید ایران برای بستن تنگه هرمز در پاسخ به تهدید ها و تحریم های فزاینده غرب باعث شد دغدغه ذهنی دیگری برای این کشورها فراهم آید و بنابراین در پی آن باشند که از این رویداد جلوگیری کنند. تهدیدات متقابل نظامی و اقتصادی علیه ایران پاسخ غرب بوده برای اینکه ایران را تهدید کنند دست به این اقدام نزند. مطرح شدن موضوع ابوموسی در این برهه زمانی را می توان گامی دیگر برای تضعیف قدرت منطقه ای ایران و مشغول ساختن آن در جبهه دیگر دید.

4-    سیاست ایران در قبال تحولات داخلی بحرین:

وقوع انقلاب مردمی در کشورهای عرب منطقه باعث شد تحرکات دیگر کشورها برای اعمال نفوذ و قدرت و سوق دادن این جریان‌ها در راستای منافع ملی خود تشدید شود. ایران نیز از بازیگرانی بوده که در این امر نقش مهمی ایفا کرده است. سرکوب مردم مسلمان و عمدتاً شیعه بحرین توسط حکومت این کشور باعث شد ایران  سیاست های سرکوبگرانه حکومت این کشور همراه با دخالت های عربستان و آمریکا را محکوم کرده و اقدامات سرکوبگرانه آنها را پوشش داده و در مقابل دیدگان جهانیان قرار دهد. این اقدام باعث خشم کشورهایی همچون بحرین، عربستان، آمریکا و … شد. همین امر هم باعث شد اقدامات ایذایی آنها علیه ایران تشدید شود و یکی از این موارد را می توان برجسته کردن اختلاف ایران و امارات بر سر جزایر سه گانه و حمایت از ادعاهای امارات دانست.

5-    سیاست ایران در قبال تحولات داخلی سوریه:

سوریه از متحدان استراتژیک ایران در منطقه بوده و در جبهه پایداری منطقه مخصوصاً در مقابل اسرائیل قرار دارد. بحران به وجود آمده در داخل این کشور باعث شد کشورهای دیگری همچون ترکیه، اغلب کشورهای عربی و غربی از ناراضیان سوری حمایت کرده و حتی سلاح هم در اختیار آنها قرار دهند به این امید که حکومت بشار اسد از هم فرو بپاشد و گامی دیگر در راستای تضعیف منطقه ای ایران برداشته شود. طبیعی است که در این میان ایران هم باید برای مقابله با این اقدامات، تلاش خود را همراه با دیگر کشورهای همراه چون روسیه و عراق برای حفظ قدرت اسد در سوریه به کار گیرد که تاکنون هم نتیجه داده است. بنابراین ایجاد جبهه دیگری در جنوب برای مشغول ساختن ایران می تواند از توان و تمرکز آن در سوریه بکاهد و راه را برای سقوط بشار اسد باز کند.

6-    روابط ایران و عراق

با روی کار آمدن نوری المالکی در عراق، این کشور به متحد منطقه ای ایران تبدیل شده و حوزه نفوذ ایران گسترده تر شده است. همراهی نوری المالکی با ایران از نظر آمریکا و دیگر کشورهای عربی آنقدر حائز اهمیت بوده که این امر را یکی از عمده ترین دلیل شکست آمریکا و غرب در عراق و خروج از این کشور بدانند. چرا که از منظر آنها ایران دارای اهرم‌های نفوذ قدرتمندی در داخل عراق هست و به واسطه همین اهرم ها زمینه شکست غربی ها را فراهم آورده است. علاوه بر این، ایران در ماه های اخیر همکاری های سیاسی و اقتصادی خود را با عراق تشدید کرده و در جریان سفر اخیر نوری المالکی به ایران این همکاری ها تشدید شده است. تغییر مکان مذاکرات ایران با گروه 1+5  از استانبول به بغداد باعث پررنگ تر شدن نقش منطقه عراق شد. افزایش همکاری های ایران و عراق باعث بدبینی دیگر کشورهای عرب منطقه ای نسبت به آینده روابط خود با عراق شده که ادامه حکومت شیعیان در عراق و قدرت یابی منطقه ای آن را بر خلاف منافع خود می بینند. این بدبینی نسبت به حکومت نوری المالکی را می توان در عدم استقبال کشورهای عربی از میزبانی این کشور برای نشست اتحادیه عرب دید. بنابراین پررنگ شدن همکاری های ایران و عراق مطلوب دیگر کشورهای عرب منطقه نیست و موضوع جزایر یکی از معدود مواردی است که کشورهای حاشیه خلیج فارس می توانند حول آن گردهم آمده و فشار خود را بر ایران مضاعف سازند.

7-    امکان تنش زدایی ایران و غرب:

به دنبال شکل گرفتن فضای مساعد در مذاکرات استانبول برای حل و فصل اختلافات و ادامه گفتگوها، این پیش بینی ها شکل گرفت که احتمال حل و فصل مسالمت آمیز مسأله هسته ای ایران وجود دارد. احتمال تنش زدایی ایران و غرب مسأله ای است که به هیچ وجه مطلوب کشورهای عربی منطقه و رقبای ایران نیست. چرا که این امر باعث می شود توازن قدرت منطقه ای به شدت به نفع ایران دچار تغییر شود. بنابراین دامن زدن به اختلاف دیگر می تواند از این قدرت گیری کاسته و علاوه بر این جبهه دیگری را برای دامن زدن به اختلافات ایران با دیگر کشورها همواره باز نگه دارد.

8-    به دام انداختن ایران:

مسأله فریب دادن ایران یکی از مهمترین مسائلی است که در ارتباط با مسأله اخیر می توان به آن اشاره کرد. افزایش فشارها به ایران در ارتباط با جزایر می تواند به رفتاری منجر  شود که مطلوب طرف های مقابل است. واداشتن ایران به توسل به اقدام نظامی و یا هر اقدام عجولانه دیگر یکی از این دام ها است که می تواند به بهترین وجه مقصود رقبا را برآورده کرده و راه را برای اقدام نظامی دسته جمعی علیه ایران باز کند. نتیجه دیگر آن می تواند این امر باشد که با توسل به فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد ایران را ناقض صلح و امنیت بین المللی دانسته و با بکارگیری ابزارهای حقوقی، سیاسی  و نظامی خود مسأله ابوموسی را آنگونه حل و فصل کنند که مطلوب نظر خودشان است. اقدامات تحریک آمیز آمریکا در منطقه مانند استقرار جنگنده های اف-22 در امارات را می توان در این راستا تبیین نمود.

نتیجه گیری

آنچه که مطرح شد برخی از مهمترین دلایل مربوط به مطرح شدن مجدد ادعاهای امارات در خصوص جزایر سه گانه مخصوصاً جزیره ابوموسی در مقطع کنونی بود. از مجموع آنچه که گفته شد می توان چنین نتیجه گیری کرد که ایران در رویارویی با این چالش باید بسیار عاقلانه رفتار کرده و از هرگونه رفتار احساسی و مقطعی پرهیز نماید. چرا که هر عکس العمل احساسی نتیجه نامطلوبی داشته و باعث خواهد شد نقطه تمرکز مذاکرات در بغداد از مسأله فعالیت های هسته ای به موارد دیگری کشیده شده و راه برای به شکست کشاندن این مذاکرات و در نتیجه اعمال فشارهای مضاعف جدید بر ایران فراهم آید. بهترین راه برای حل و فصل این اختلاف، تلاش برای تنش زدایی گفتمانی و مذاکره با امارات برای رفع سوء تفاهم ها همراه با تأکید بر حاکمیت ایران بر این جزایر است.

Share