January 22, 2022 – 10:42 am | Comments Off on واقع گرایی سیاسی و دستاوردهای سفر رئیس جمهور ایران به روسیه

دکتر علی بمان اقبالی زارچ
کارشناس ارشد اورآسیا
مرکز بین المللی مطالعات صلح-  IPSC
سفرجناب اقای رئیسی به بزرگترین همسایه کشورمان به عنوان دومین دستاورد مهم سیاست خارجی دولت سیزدهم در حالی انجام شد که عرصه بین المللی …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

دیپلماسی نفتی چین و نحوه برخورد با تحریم ایران

نگارش در April 26, 2010 – 10:01 am
دیپلماسی نفتی چین و نحوه برخورد با تحریم ایران
Share

دیپلماسی نفتی چین و نحوه برخورد با تحریم ایران

محمد مودب

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

www.peace-ipsc.org

مقدمه

توسعه اقتصادی سریع چین در دو دهه اخیر، افزایش تصاعدی نیاز این کشور به انرژی و ناکافی بودن منابع انرژی داخلی، سبب شده است تا امنیت انرژی و چشم‌انداز آن برای این کشور به یک امر مهم و در عین حال نگران کننده تبدیل شود. زیرا هرگونه اخلال در جریان انرژی، بر قدرت اقتصادی چین، که سنگ بنای امنیت ملی‌ آن کشور است، تأثیرات منفی عمیقی بر جای خواهد گذاشت. به لحاظ سیاسی، چینی‌ها با به کارگیری «دیپلماسی نفتی» در پی افزایش ضریب امنیتی نفت وارداتی خود از طریق تشدید فعالیت‌های دیپلماتیک در منطقه خلیج فارس هستند. هدف دیپلماسی نفتی چین در این منطقه، در واقع اطمینان از تداوم دستیابی به نفت در منطقه‌ای است که تحت تسلط آمریکا قرار دارد. آنان بر این باورند که این دیپلماسی به ویژه در مورد آن دسته از کشورهای منطقه مانند ج.ا.ایران که از حضور آمریکا ناراضی‌اند، می‌تواند کارگر افتد. چینی‌ها در سایه گسترش تنش‌های سیاسی و افزایش فشارهای غرب علیه ایران، توانسته‌اند حضور چشمگیری در بخش نفت و بازار اقتصادی ایران داشته باشند. لذا گسترش روابط تجاری و اقتصادی در سال‌های اخیر باعث شده که مقامات چینی، تحریم ایران از سوی مجامع بین‌المللی را به‌نفع خویش ارزیابی نکنند.

با توجه به اینکه اخیرا اخباری منتشر می شود مبنی بر اینکه، ایالات متحده به منظور کاهش وابستگی چین به نفت ایران، دو کشور امارات و عربستان را تشویق کرده است صادرات نفت خود را به پکن افزایش دهند تا فرایند تحریم ایران تسهیل گردد. حال سوال اینست که نحوه برخورد چین با تحریم احتمالی ج.ا.ایران چگونه خواهد بود. در پاسخ به این پرسش مفروض اصلی نوشته حاضر بر این مبناست که چین با توجه به دلایل متعددی که در زیر به آنها اشاره خواهد شد، از تحریم نفتی ایران حمایت به عمل نخواهد آورد. چون اثبات فرضیه ما به مستندات عینی نیاز دارد لذا توضیح مقدماتی در این خصوص الزامی است.

دیپلماسی نفتی

در طول دو دهه اخیر، عدم ریسک پذیری یکی از مشخصه های بارز سیاست خارجی چین بوده، ضمن اینکه در چین حکومتی حکمفرماست که رشد اقتصادی را در مرکز مشروعیت خود قرار داده و نیاز دارد که طی پنج سال آینده رشد تولید ناخالص داخلی را در حد 8 درصد نگه دارد. برای رسیدن به این اهداف دسترسی به انرژی بسیار حیاتی است. لذا چند مشخصه بارزی را که می توان در استراتژی تامین «امنیت انرژی» کشور چین مشاهده نمود، از این قرارند:

– متفاوت بودن اقدامات چین با طرح‌های رقبای غربی خود؛ به این صورت که اغلب کشورهای تولیدکننده نفت، دولت‌های غربی را تنها به‌عنوان خریدار نفت (انرژی) تصور می‌کنند. چین با فهم این واقعیت بر آن است که اگر بتواند بسته فعالیت اقتصادی فراتر از خرید صرف نفت به کشورهای تولید کننده انرژی ارائه دهد، می‌تواند از «مزیت برتری نسبی» نسبت به رقبای غربی خود برخوردار گردد. این امر سبب می‌شود که وابستگی‌های اقتصادی این کشورها به چین گسترش یافته و در بلندمدت نیازمندی‌های انرژی چین با امنیت بیشتری تأمین خواهد شد.

– تمرکز بر کشورهایی که به احتمال زیاد دارای ذخایر عظیم نفتی بوده و میزان تولید آنها در حال افزایش است. – انعقاد ترتیبات همکاری چندجانبه برای تعاملات بلندمدت با کشورهایی که تحت نفوذ قدرت‌های غربی خصوصاً آمریکا نیستند.

– سرمایه‌گذاری برای تولید انرژی تا خرید صرف انرژی

– عدم دخالت در امور داخلی کشور میزبان

تعاملات دوجانبه چین و ایران

ویژگی مهم تعاملات انرژی چین و ایران پیوند اقتصاد و سیاست است. ایران دارای ذخایر عظیم نفت و گاز بوده و صادرات انرژی ایران به چین هم از لحاظ خشکی (مثل پیوستن به خط لوله قزاق- چین) و هم از طریق دریا امکان‌پذیر است. هرچند هم اکنون ایران پس از عربستان در جایگاه دوم صادرات نفت به چین قرار دارد ولی شواهدی دال بر افزایش این تعاملات در سالهای آینده وجود دارد که نشانگر برنامه‌ریزی استراتژیک امنیت نفتی چین در خصوص ایران است. در سال 2004 قراردادی 25 ساله بین چین و ایران در حوزه گاز مایع طبیعی(LNG) منعقد شد. یک سال بعد، قراردادی به ارزش 100 میلیارد دلار برای تأمین نفت چین از میدان نفتی یادآوران به امضاء دو طرف رسید. در ژانویه 2008 چینی‌ها قراردادی 1.75 میلیارد دلاری برای توسعه میدان نفتی آزادگان شمالی امضاء کردند و تنها چند ماه بعد قراردادی 5.2 میلیارد دلاری برای توسعه میدان گازی پارس جنوبی با ایران منعقد کردند. در ماه مه 2009 در یک کنفرانس مشترک اقتصادی در تهران، دو کشور تعدادی موافقت نامه همکاری اقتصادی امضا نمودند که در مجموع ارزش آنها بالغ بر 17 میلیارد دلار  بود. به طور کلی حجم گسترده ذخایر گاز در کنار تحریم بخش نفت و گاز ایران از سوی کشورهای غربی، منبع غیررقابتی و بکری را برای شرکت‌های چینی فراهم آورده تا به رغم ضعف تکنولوژی خود در فعالیت‌های بالادستی، بتوانند در حوزه نفت ایران فعالیت نمایند.

مطلوبیت‌های ایران در سیاست امنیت انرژی چین

– ایران از نظر استقلال سیاسی و عدم نفوذپذیری از سوی کشورهای غربی نزدیکترین منبع انرژی است که براساس اولویت‌های‌ امنیت انرژی چین، در جایگاه اول اهمیت قرار می‌گیرد. در این دسته کشورهای آفریقایی (سودان و آنگولا) و کشور ونزوئلا و روسیه نیز قرار دارند که مطلوبیت روسیه به دلیل برخی اختلافات مرزی و رقابت‌های سیاسی و بقیه به دلیل مسافت جغرافیایی، از اهمیت کمتری نسبت به ایران برخوردارند

– تحریم سرمایه‌گذاری نفتی در ایران از سوی شرکت های غربی، زمینه را برای فعالیت انحصاری شرکت‌های چینی فراهم نموده است. این شرکت‌ها عمدتا به دلیل ضعف در بخش تکنولوژی و منابع مالی و یا مشکلات سیاسی، قادر به رقابت با شرکت‌های نفتی غربی در دیگر حوزه‌های عظیم نفتی چون خاورمیانه، روسیه و حوزه دریای مازندران نیستند.

– سیاست ایران، خواسته چین را برای سرمایه‌گذاری در مراحل تولید نفت (مراحل بالادستی چون اکتشاف، حفاری و استخراج) و عدم اتکا صرف به خرید نفت فراهم می‌سازد. از نظر چینی‌ها با درگیری هرچه بیشتر شرکت‌های چینی در مراحل تولید انرژی، امنیت انرژی چین بیشتر برآورده خواهد شد.

– وابستگی متقابل میان دو کشور باعث خواهد شد تداوم واردات انرژی از ایران، به تداوم رشد صنایع نظامی و اقتصادی چین منجر شود.

– اشتراک ایران و چین در مخالفت با جهان تک‌قطبی به رهبری آمریکا، منطقاً ایجاد تعاملات اقتصادی، سیاسی و همکاری نظامی را بیشتر خواهد کرد.

– تنوع ذخایر انرژی ایران هم از نظر ذخایر گازی (دومین کشور جهان) و هم از نظر ذخایر نفتی (چهارمین کشور جهان)، مطلوبیت ایران را نسبت به کشورهایی چون عربستان (فقدان منابع مهم گازی) و کشورهای دیگر حوزه دریای مازندران (ترکمنستان) بیشتر می‌کند.

– امکان فنی صادرات زمینی و دریایی منابع انرژی ایران به چین


تدابیر امنیتی چین در زمینه انرژی

اعتماد چین به بازار انرژی با این پیش‌ذهن که این بازار تحت کنترل آمریکاست و آمریکا مترصد بهره‌برداری از ضعف نیازمندی چین به انرژی است، سلب شده است. بسیاری از مقامات چین با توجه به سلطه استراتژیک آمریکا بر خلیج فارس و کنترل نیروی دریایی آمریکا بر مسیرهای دریایی حمل و نقل انرژی، معتقدند که آمریکا بر روند تجارت نفت و نیز جریان انتقال آن تسلط دارد.  ایالات متحده که در سال 1939 دسترسی ژاپن به نفت را قطع کرد، از دید تیزبینانه تحلیل گران چینی دور نمانده است. در حالی که 80 درصد نفت وارداتی چین از تنگه مالاکا می‌گذرد، اگر جنگ بر سر تایوان ایجاد شود، چینی‌ها می‌ترسند که ایالات متحده چنین اقدامی (قطع نفت) را علیه آنها نیز به کار بندد. به نظر می‌رسد چینی‌ها از هم‌اکنون برای مقابله با چنین تحریمی، پیش‌بینی‌های لازم را اتخاذ کرده اند. تلاش‌های اخیر چین برای ساختن ذخایر استراتژیک نفت و گاز صرفاً به منظور کاهش آسیب‌پذیری چین در زمان بحران است. به علاوه اینکه تولید منابع داخلی برای تأمین نیازمندی‌های ارتش حتی در صورت تحریم کامل نفت در چین کافی خواهد بود و اگر هیچ کشور بی‌طرفی هم در نبرد احتمالی آمریکا علیه چین وجود نداشته باشد(جنگ همه علیه چین)، باز هم سیاست تحریم انرژی آمریکا علیه چین ناکارآمد خواهد بود.

علاوه بر این، چین درصدد سرمایه‌گذاری گسترده روی نیروی دریایی خود است تا بتواند با نیروی دریایی آمریکا در کنترل و نگهبانی خطوط انتقال انرژی رقابت کند. این سرمایه‌گذاری‌ها که از لحاظ ردیف بودجه، در اولویت‌های برنامه‌ریزی اقتصادی ـ نظامی چین قرار دارد به منظور مقابله با هرگونه تلاش ایالات متحده برای تحریم احتمالی انتقال انرژی علیه چین طراحی شده است تا ایالات متحده نتواند همانگونه که ژاپن را در جنگ جهانی دوم تحریم نمود، چین را محاصره اقتصادی نماید. ساخت بندر «گوادر» در جنوب غربی پاکستان و بندر دیگری در «چتاگونگ» در بنگلادش از دیگر برنامه‌های استراتژیک تامین امنیت انرژی چین است. شاید جاه‌طلبانه‌ترین پروژه چین برای مقابله با تحریم دریایی انرژی خود از سوی آمریکا، طرح ایجاد کانال Kra Isthmus در تایلند است که بدینوسیله مسیر جایگزینی نسبت به تنگه مالاکا (که تحت کنترل دریایی آمریکاست) فراهم می‌شود که این امر باعث جریان نفت و گاز خاورمیانه بدون چالش با آمریکا به‌عنوان تضمین کننده امنیت نفت و گاز مسیرهای دریایی گردد.

نتیجه گیری

انحصار اقتصادی فعالیت چینی‌ها در ایران با حضور بیش از 100 شرکت دولتی، بازپرداخت هزینه واردات خود از طریق صادرات کالاهای غیررقابتی، صادرات تسلیحات نظامی و نهایتا بازی چین با کارت ایران به منظور کسب امتیاز از آمریکا باعث شده است ایران از جذابیت اقتصادی، نظامی و سیاسی نزد چین برخوردار گردد. لذا با توجه به موقعیت برتر ایران در حوزه های مختلف و رقابت شدید چین با غرب، این کشور چین است که به استمرار روابط خویش با ایران نیازمند می باشد. اما فارغ از این واقعیت ها، چین به چند دلیل برای تحریم ایران در کنار غرب نخواهد ایستاد:

1- «تداوم توسعه اقتصادی و ثبات سیاسی»، به عنوان اصول مسلم در عرصه سیاست داخلی، نیازمند محیطی آرام در عرصه بین المللی است. بر این اساس، تحریم ایران تغییرات غیرقابل انتظاری را بر نظم بین المللی تحمیل خواهد کرد.

2- آمریکا به همراه ژاپن و اروپا، واردکنندگان مهم نفت جهان هستند که در ترکیب با یکدیگر، وضعیت سختی را برای چین ایجاد کرده اند. زیرا این کشور مجبور به مبارزه در صحنه‌ای است که ابزار مناسب (نفوذ) با آن را ندارد. در واقع، چین دیر هنگام به سوی برقراری روابط مستحکم دو جانبه با دارندگان منابع نفتی در منطقه، پیش رفته است و بدین لحاظ از نفوذ قابل توجهی در میان آنان برخوردار نیست. لذا همراهی چین با تحریم ایران، مساوی است با تقویت ائتلاف غرب و تضعیف جایگاه منطقه ای خویش

3- با اینکه عربستان به تنهایی قادر است معادل کل ظرفیت صدور نفت ایران، نفت وارد بازار کند، اما اگر این کشور به یک باره تصمیم بگیرد صدور نفت خود را به چین متوقف کند، اثرات آن بر افزایش قیمت های نفت بسیار شدید و برای اقتصاد این کشور مصیبت بار خواهد بود. لذا امنیت انرژی ایجاب می کند تا چین به تنوع منابع عرضه نفت اهمیت بدهد.

4 به رغم گسترش روابط نفتی بین چین و عربستان، این همکاریها به دو دلیل از نظر چینی‌ها نمی‌تواند به همکاریهای بلندمدت تبدیل شود: اول، قرارگیری عربستان در زمره متحدان اصلی ایالات متحده و نگرانی این کشور از تسری سطح همکاریها به همکاریهای نظامی. دوم، ضعف تکنولوژیک شرکت های چینی نسبت به شرکتهای غربی در حوزه انرژی

5- کشور عراق نیز با دارا بودن ذخایر عظیم نفتی به عنوان یک آلترناتیو، به دلیل فقدان ثبات سیاسی و از آن مهمتر، روابط حسنه چین با رژیم صدام و مخالفت آمریکا با تداوم پروژه‌های نفتی منعقده بین چین و رژیم صدام پس از حمله آمریکا و ضعف اراده ملی دولت جدید در پیگیری سیاست خارجی مستقلانه، در بهترین حالت می‌تواند نقشی همانند عربستان در استراتژی نفتی چین داشته باشد.

لازم به ذکر است که در کنار این موارد، «مطلوبیت‌های ایران نزد چین» نیز که در بالا به آنها اشاره گشت قابل استناد می باشند.

Share