May 23, 2022 – 6:12 pm | Comments Off on جمهوری اسلامی ایران و پیامدهای روابط ترکیه و عربستان  

پرهام پوررمضان 
پژوهشگر حوزه روابط بین الملل 
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

رابطه ی ترکیه و عربستان به عنوان دو کشور تاثیر گذار در روند تحولات خاورمیانه از اهمیت فزاینده ای برخوردار گردیده است که هم …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » اوراسیا, روسیه, گفتگو

انقلاب های عربی و تقویت فرایندهای هویت یابی در مسلمانان روسیه گفتگو با دکتر سیده مطهره حسینی استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و کارشناس مسلمانان روسیه

نگارش در May 11, 2013 – 2:40 am
انقلاب های عربی و تقویت فرایندهای هویت یابی در مسلمانان روسیه گفتگو با دکتر سیده مطهره حسینی استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و کارشناس مسلمانان روسیه
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

 تعداد مسلمانان در روسیه بالغ بر 20 میلیون نفر است و بعضی مفتی‌ها و اسلام‌شناسان  از ارقام 25، 35 و حتی 45 … میلیون نیز سخن گفته اند. جدا از منطقه اورال بخش شمالی منطقه مسلمان نشین قفقاز که به قفقاز شمالی معروف و شامل جمهوری های خودمختار جمهوری های خودمختار چچن، داغستان، اینگوشتیا، آدیغیه، کاراچای – چرکسیا، کاباردینو – بالکاریا، اوستیای شمالی – آلانیا، سرزمین کراسنودار و سرزمین استاوروپول است نیز مسلمان نشین هستند. در این حال برای واکاوی تاثیرات دو ساله رخدادهای جهان عرب بر این بخش از جامعه روسیه و تاثیر و تاثر آن با خاورمیانه گفتگویی با دکتر سیده مطهره حسینی، استادیار پژوهشگاه علوم انسانی جهاد دانشگاهی و مولف کتاب «مسلمانان روسیه» داشته ایم:

واژگان کلیدی: مسلمانان روسیه و انقلاب های عربی، مسلمانان روسیه و انقلاب های عربی، تاثیر انقلابهای بهار عربی بر مسلمانان روسیه، نقش عربستان و ترکیه در  بین  مسلمانان روسیه، رویکرد های خاورمیانه ای مسکو در بحران سوریه، تقویت فرایندهای هویت یابی در مسلمانان روسیه

 

 مرکز بین المللی مطالعات صلح:آیا می توان گفت رخدادهای جهان عرب و انقلابهای بهار عربی بر مسلمانان روسیه تاثیری گذاشته است؟

 به صورتی که مد نظر شما است تاثیری نداشته است. زیرا ساختار حضور مسلمانان در روسیه، تشکیلاتی نیست. یعنی مسلمانان به صورت گروه های قومی و جمعیتی جدا جدا و کاملا تحت تاثیر فرهنگ روسی در روسیه زندگی می کنند و مسلمان بودن به خودی خود برای آنها، ساختار هویتی تعریف نکرده است. بنابراین مسلمانان روسیه به صورت مستقیم و ساختاری تحت تاثیر این انقلاب ها قرار نمی گیرند چون نه هویت منسجم، یکپارچه و جدایی خواه دارند و نه در ساختار دولت شریک هستند. انقلاب های عربی، انقلاب هایی با هویت یکپارچه و خواست سیاسی از دستگاه دولت بود و هیچیک از این ویژگی ها شامل حال مسلمانان روسیه نمی شود.

اما انقلاب ها به صورت غیر مستقیم بر مسلمانان روسیه – همانند سایر نقاط جهان اسلام- تاثیر می گذارند و این تاثیر در جهت ساخت مبانی هویتی آنها است. به این صورت که نهادهای مسلمانان روسیه که بیشترین ارتباطات را با کشورهای مصر و ترکیه داشتند اکنون از منابع قوی تری سیراب می شوند. بیشترین نوع رابطه مسلمانان روسیه با جهان اسلام، آموزش دانشجویان علوم دینی در دو کشور فوق است. همچنین انقلاب ها خواست هویت یابی را بویژه در مسلمانان قفقازی روسیه تقویت می کنند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: نوع کنترل دولت روسیه بر مناطق و بخشها و جمهوریهای مسلمان نشین تا چه حدی است و آیا در این جمهوری ها نیروهای گریز از مرکز و استقلال طلب در حال رشد هستند؟

مسلمانان روسیه دو رابطه متفاوت با دولت روسیه دارند. بیشترین تعداد جمعیت، مسلمانان تاتار و باشقیر هستند که در منطقه (رود) ولگا- (کوه) اورال زندگی می کنند. حدود 6 میلیون از جمعیت حدودا 20 میلیونی مسلمانان روسیه را تشکیل می دهند. اینها متعلق به سرزمین روسیه و بومی هستند و با روسها از پیش از ورود اسلام زیسته اند. تعداد زیادی از بازرگانان، اندیشمندان و دولتیان روسیه تاتار هستند و باشقیرها عموما در عرصه اندیشه و ادبیات مطرح شده اند. بیشترین تعداد مسلمانان مسکو و سن پطرز بورگ تاتار هستند. تاتارها از نظر ظاهری و فرهنگی با روس- اسلاوها فرقی ندارند و در دولت نیز حضور دارند. این اکثریت با دولت روسیه مشکلی ندارند. در غازان مرکز تاتارستان برگزاری آیین های تاتاری مرسوم است، ولی هویت تاتاری با هویت روسی مناقشه جدی ندارد و همزیست هستند.

بقیه مسلمانان روسیه، شامل تعدادی بومی در نواحی چون سیبری و … هستند.. در میان قفقازی ها هم داغستانی ها با بیش از یک میلیون نفر جمعیت و چچن ها با کمتر از این میزان دو قوم پرجمعیت تر هستند و بقیه کم شمار اند. بیشترین تعداد مهاجران تاجیک ها و آذری ها هر یک با حدود دو میلیون نفر هستند. بنابراین ما سه دسته مسلمانان بومی (تاتار و باشقیر)، مسلمانان غیر روس تبار ولی با تابعیت روسی ( قفقاز شمالی به ویژه داغستان، چچن و اینگوش) و مسلمانان مهاجر (تاجیک، آذری، قزاق…) را در روسیه می بینیم. همانطور که گفتم بومی ها دنبال زندگی مسالمت آمیز هستند و در ساختار سیاسی اقتصادی حضور دارند. مهاجران نیز اولا بنا به ویژگی مهاجر بودن که برای کار به روسیه آمده اند، انگیزه و امکان مخالفت در برابر دولت را ندارند و نیز از اقوام آرام و صلح جوی تاجیک و آذری هستند که معمولا گرایش های دینی بنیادگرا ندارند. قزاق ها نیز اصلا بنیادگرا و تندرو و ضد دولت نیستند (اصلا 60 درصد جمعیت قزاقستان نامسلمان و عموما مسیحی اند). بنابراین فقط قفقازی ها که در میان آنها به ویژه چچنی ها با دولت روسیه مشکل دارند. این مشکل نیز بیشتر جغرافیایی، اقتصادی، تاریخی، سیاسی و فرهنگی است و بنیادگرایی اسلامی ، جرقه این شکاف ها است. یعنی چچن ها از نظر جغرافیایی دور از پایتخت، از نظر اقتصادی فقیر و فراموش شده، از نظر تاریخی متنفر از بیگانگان و با سابقه جنگ های چند صد ساله علیه روسها و از نظر فرهنگی سنت گرا و عاشق فرهنگ بومی خود هستند. آنها از نظر روحی نیز کوه نشین، آزاد، رها، مغرور، کم سواد و کشاورزند. این ویژگی ها زمانی به شکاف تبدیل شدند که در دوره یلتسین، چچن قربانی رقابت های سیاسی قدرت در مسکو شد. داغستانی ها نیز شرایط مشابهی دارند.

از آنجا که انقلاب های عربی با ماهیت دمکراتیک انجام شد و عملا در برابر اندیشه های تندرو قرار می گیرد، قاعدتا بایستی به مردمسالاری در میان مسلمانان دین گرا و هویت جوی روسیه کمک کند نه به تندروی در داغستان و چچن (قفقاز شمالی). همچنین روسیه مناطق داخلی خود را به خوبی در کنترل دارد و مناطق جنوب غربی (قفقاز شمالی) به وسیله ارتش و چچن به وسیله دولت رمضان قدیرف (نیروهای موسوم به قدیرفسکی) به خوبی کنترل می شود.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در گذشته ، احزاب و گروههای اسلامی متعددی در روسیه بوجود آمده اند که مدعی دفاع از حقوق مسلمانان هستند. ازجمله این گروهها می توان به « شورای مفتیان روسیه » ، «اداره دینی مرکزی مسلمانان» و « مرکز هماهنگی مسلمانان شمال قفقاز » اشاره کرد . این گروهها همچنان رو به افزایش است و دو گروه « جنبش اسلامی الحق » و « جنبش میراث اسلامی » نیز تاسیس شده اند. در این حال نقش و نفوذ قدرت های اسلامی در این گروهها و  احزاب تا چه میزانی است؟

سه سازمان اولی که گفتید از زمان شوروی وجود داشتند. اداره دینی مرکزی مسلمانان (دایره معنوی مسلمانان روسیه)1 از زمان تزارها وجود داشت و ریشه سازمانی آنها به دوره کاترین دوم (کبیر) بازمی گردد. ولایت آنها بر مسلمانان روسیه نیز ادعایی و صوری نیست بلکه تشکیلاتی و ماهوی است. به طوری که در کنفرانس علمای اسلامی نیز از روسیه روسای این سازمان ها که در راس آنها مفتی طلعت تاج الدین (رئیس دایره معنوی مسلمانان) و مفتی راویل عین الدین (رئیس شورای مفتیان) به ایران دعوت شدند.

البته شیعیان و سایر مهاجران تشکیلات خود را دارند، ولی در زیر مجموعه همین سه سازمان بزرگ فعالیت می کنند. جنبش اسلامی حق، جنبش میراث اسلامی، میراث تصوف، سازمان شیعیان آذری، موسسه اهل البیت (شیعیان و آذری های ایرانی) و … (بیش از چند هزار سازمان اسلامی دیگر) شعبه های فرعی و جزئی گروه های اسلامی روسیه هستند که از نظر تشکیلاتی و اداری موظفند در زیر مجموعه سه سازمان بالا مجوز فعالیت بگیرند.

اگر منظور از قدرت های اسلامی، کشورهای اسلامی است عموما نقش و نفوذ آنها فرهنگی و به ویژه آموزش دانشجویان علوم دینی در کشورهای ترکیه و مصر است. کشورهای عربستان، سودان، ایران، حاشیه جنوبی خلیج فارس نیز بورس هایی به مسلمانان روسیه می دهند. عربستانی ها و اماراتی در روسیه مسجد زیادی ساخته اند و نهادهای فرهنگی در میان آنها زیاد شکل گرفته است. آذربایجانی ها گروه های خود را دارند و کمتر رویکرد دینی دارند. زیرا سرگروه های آنها گاه یهودیان آذری هستند که به دنبال فعالیت اقتصادی در روسیه به سر می برند. ایرانی ها نیز فعالیت دینی معمول و ممتازی دارند و بیشتر به بسط فرهنگ ایرانی و پارسی همت می گمارند. به نظر می رسد با توجه به فضای فرهنگ سکولار روسی، گرایش به کشورهای معتدل مانند ترکیه و مصر در میان مسلمانان روسیه قوی تر است. همچنین ترکیه نزدیک ترین و نیرومندترین کشور سنی منطقه است. عربستان نیز به خاطر رایزنی های بین المللی خوب و پولی که خرج می کند (البته نه به آن شکل افسانه وار که در خبرگزاری ها می نویسند) تاثیر خوبی به ویژه در تشکیلات راویل عین الدین دارد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در گذشته همکاری روسیه و امریکا علیه مسلمانان تندور در روسیه وجود داشته است. در این حال با در نظرداشت اختلافهای امروزین امریکا و روسیه تا چه میزانی ممکن است امریکا از اهرم تندروهای اسلامی و سلفی بر ضد مسکو در  فدراسیون روسیه بهره گیرد؟

امریکا درباره روسیه چنین قصدی ندارد. تجربه طالبان نشان داد که استفاده از تندروها می تواند به گسترش آن منجر شود. امریکا بیشتر به دنبال آن است که با همکاری روسیه، مسلمانان سین کیانگ چین را هویت جو و به اصطلاح بیدار کند. برعکس روسیه و به ویژه پوتین هر جا که می رود مسئله تندروی مسلمانان قفقاز را در بوق و کرنا می کند (رسانه های ما هم عینا ترجمه اش می کنند) تا از این بی کفایتی دولت روسیه به عنوان امتیازی بین المللی بهره برند و روسیه به خاطر مبارزه با تندروی اسلامی (یا چنانچه کلیسای ارتدوکس می گوید: قرار گرفتن در مرز اسلام و مسیحیت) امتیازهای بین المللی بگیرد. امریکا و غرب نیز با توسل به نقض حقوق  بشر از سوی روسیه، به این امتیازخواهی ها و باج خواهی های روسیه وقعی نمی نهند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با در نظرداشت روابطه تباری زبانی و پیوندهای فرهنگی و  مذهبی بین ترکیه و  اقلیت مسلمانان  روسیه ( بویژه گروه های آورال آلتایی) نقش و جایگاه کنونی ترکیه در  بین  مسلمانان روسیه چگونه است و در چه صورتی این نقش رویکردی ضد کرملینی به خود خواهد گرفت ؟

ترکیه از نظر اقتصادی بیشتر نفوذ سیستمیک در روسیه دارد. یکی از مقاصد سرمایه های روسی، ترکیه و از آن طریق آلمان است. ترکها سرمایه گذاری های خوبی در روسیه و به ویژه مناطق مسلمان انجام داده اند. بیشترین تعداد دانشجویان مسلمان روسیه جذب دانشگاه های ترکیه می شوند. گروه فرهنگی- دینی- تجاری فتح الله گولن و اندیشه عرفانی نورجولار (پیروان سعید نورسی استاد گولن) هم بیشترین نفوذ را در روسیه به ویژه تاتارستان دارد.   با این حال ترکیه هیچگاه در جناح ضد کرملین بازی نخواهد کرد. زیرا با وجود قوت گرفتن اندیشه نوعثمانی گری، ترک ها نمی خواهند اشتباهات دوران امپراتوری را تکرار کنند و با مسیحیان در دو جبهه اروپا و روسیه بجنگند. ترکها به دنبال سرمایه گذاری های اقتصادی و فرهنگی موفق و ریشه دار هستند. و هیچگاه با حساس کردن ادعاهای سرزمینی مثلا بر جزایر کریمه یا خیزش هویتی گروه های آلتای- اورال آن را به خطر نمی اندازند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در دو سال گذشته خبرها و گزارشهایی از حضور شهروندان روسیه (چچن و..) در سوریه وجود داشته است. در این حال رویکرد های  خاورمیانه ای مسکو بویژه در  بحران روسیه تاثیری در رابطه مسکو با مسلمانان روسیه داشته است ؟

عموما اسلام گرایان، تندروها و تجزیه طلبان روسیه (که عموما چچنی، داغستانی و اینگوش هستند) گرایش های خارج از روسیه و خارج از قفقاز ندارند. یعنی از نظر اهداف اسلام گرایی متوجه سرزمین خود در قفقاز هستند و تنها می خواهند مستقل از دولت روسیه زندگی کنند و از نظر جغرافیایی هم خیلی در رفت و آمد با سرزمین های دیگر نیستند. مگر اینکه شمار اندکی از آنها از طریق شبکه القاعده از سرزمین های دیگر سردرآورده باشند.

همانطور که در بالا گفتم مسلمانان بومی تاتار و باشقیر و… (اکثریت مسلمانان روسیه) با دولت همسو هستند. مهاجران نیز نقش چندانی در ساختار دولتی، سیاسی و اقتصادی روسیه ندارند. علایق و سواد آنها نیز عمدتا در حیطه کسب و کار آنها است. مسلمانان قفقازی نیز در قفقاز و دور از مراکز عمده روسیه قرار دارند و اصولا از نظر فرهنگی با همه اصول غیر قفقازی مخالف هستند از جمله سیاست های روسیه. ولی نقش و تاثیر عمده ای در سیاست گذاری دولت مرکزی روسیه ندارند.

دولت روسیه از زمان دوره اول پوتین با عضویت سازمان همکاری اسلامی (به عنوان ناظر) به مسلمانان روس نشان داد که برای آنها اهمیت تشکیلاتی و نهادی قائل است. (در شرایطی که حتی برخی کشورهای مسلمان نیز عضو سازمان همکاری اسلامی نیستند). همچنین پوتین با تشکیل شورای مذاهب اسلامی و تخصیص بودجه به اقلیت ها از جمله مسلمانان عملا از سه سازمان «شورای مفتیان روسیه» ، «اداره دینی مرکزی مسلمانان» و « مرکز هماهنگی مسلمانان شمال قفقاز» از آنان در برابر کلیسا و ثروت سرمایه اجتماعی آن حمایت کرد. او همچنین از افراد برجسته ای چون روایل عین الدین به عنوان مشاور امور مسلمانان استفاده می کند. نتیجه اینکه بیشتر مسلمانان روسیه از سیاست های دولت حمایت می کنند و اقلیتی به آن معترض هستند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در چه صورتی ممکن است کشورهایی همانند قطر و عربستان به شکل گسترده ای از سلفیان و بنیادگرایان سلفی و تندرو در فدراسیون روسیه بر علیه منافع کرملین حمایت مالی و نظامی گسترده ای کنند؟

در صورتی که امریکا تایید جدی از این امر کند که امکانش نیست. فقط رابطه کژدار و مریزی میان مسلمانان بنیادگرای روسیه و القاعده وجود دارد که به همین صورت نیز باقی خواهد ماند. قطر و کشورهای خلیج فارسی آنقدر قوی نیستند که به تنهایی در این  عرصه بازی کنند. عربستان نیز قواعد داخلی و بین المللی خود را برای بازی در روسیه دارد که از آن جمله تایید امریکا و جنبش های درونی القاعده است که زیاد در حیطه تصمیمات سعودی ها نیست و بیشتر از مصر آب می خورد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آینده پیامدهای رخدادهای جهان عرب و انقلابهای بهار عربی بر مسلمانان روسیه به چه  متغیرهایی وابسته است؟

به نظر من در رابطه روسیه و میان مسلمانان آنها در آینده اتفاق خیلی خاصی نمی افتد. اتفاقاتی که روی می دهند جزئی هستند. مثلا اینکه در چچن یا قفقاز جنگ شود و این بستگی به بازی روسیه- امریکا دارد نه کشورهای عربی. یا اینکه گرایش به اسلام و تشیع همچنان در میان اقوام بومی و غیر بومی روس وجود خواهد داشت. ولی خیلی خطرناک نیست. عموما زنان به خاطر وضعیت نابسامان حقوق زنان مسلمان می شوند. دیگر اینکه هویت های بومی مسلمانان بومی (تاتار و…) و غیر بومی (قفقازی و …) تقویت می شود که این هم در فضای جهانی فعلی امری محتمل و بطئی است. اینکه نوزایی اسلامی و گرایش به هویت بومی در میان مسلمانان اهمیت بیشتری می یابد. به همان سان مراجعه به کلیسا و فعال شدن کلیسا در میان ارتدوکس ها نیز در حال افزایش است.

تاثر بهار عربی بر جهان اسلامی روسی و غیر روسی در دو حیطه است: یکی تقویت فرایندهای هویت یابی و دیگری گرایش به نسخه های مردمسالارتر اسلام. با توجه به ساختار اجتماعی – فرهگنی روسیه و فعالیت تشکیلاتی روس های مسلمان، بهار عربی موجب تقویت سیستماتیک فرایند هویت یابی بومی مسلمانان، هویت گزینی اسلامی و نیز قوت گرفتن نسخه های دمکراتیک اسلام روسی خواهد شد. در این امر مسائلی چون سیاست های دولت مرکزی، رقابت رهبران و مفتیان مسلمان، میزان سرمایه گذاری آموزشی و اقتصادی کشورهای مسلمان دخیل هستند. ولی مسئله اصلی  و تعیین کننده، بازی امریکا- روسیه است که ممکن است به جنگ در قفقاز بینجامد و فضای زندگی مسلمانان روسیه را به شدت خشونت آمیز نماید. هرچند با توجه به سیاست های امتیاز خواهی و امتیاز دهی پوتینی، چنین پیشامدی در آینده نزدیک محتمل نیست. 

 

1 تفاوت ترجمه ها

گفتگو از فرزاد رمضانی بونش

 

 

Share