بهمن ۳, ۱۳۹۷ – ۷:۵۷ ق.ظ |

فرزاد رمضانی بونش
پژوهشگر ارشد مسائل منطقه ای
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
 
چین یک قدرت روبه‌رشد است و به ژرفای منافع آن در نقاط مختلف جهان افزوده می‌شود. یکی از مناطقی که چینی‌ها با آن روابط …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » اسرائیل, خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

کمک تسلیحاتی؛ آتشی که دامن اسراییل را خواهد گرفت

نگارش در اردیبهشت ۶, ۱۳۹۲ – ۱:۳۹ ق.ظ
کمک تسلیحاتی؛ آتشی که دامن اسراییل را خواهد گرفت
Share

سیما رفسنجانی ­نژاد

مرکز بین­المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد:

منطقه خاورمیانه یکی از کانون­های اصلی فعالیت گروه­های تروریستی جهان می­باشد. بیشتر تروریست­های فعال در این نقطه استراتژیک و حساس جهان از وابستگان به تشکیلات القاعده و یا متعلق به جریان­های سلفی  افراطی هستند. این تروریست­ها تحت حمایت مالی و امنیتی کشورهای عرب منطقه بویژه سعودی­ها، اردنی­ها و قطری­ها بوده و بدون حمایت حامیان منطقه خود، این گروه­ها قادر به ادامه فعالیت­های تروریستی­شان نیستند. در سه دهه اخیر هرگاه دولت در یکی از کشورهای منطقه دچار بی­ثباتی سیاسی و امنیتی شده، زمینه برای رشد این گروه­ها و افزایش فعالیت­های تروریستی آن­ها بیشتر شده است که مثال خوب آن را در افغانستان شاهد بودیم. اما مساله این پژوهش موضوع رشد فعالیت­های تروریستها نیست بلکه به دنبال پاسخ به این مساله است که نگرانی عمده غربی­ها از ارسال تسلیحات سنگین به تروریست­های فعال در سوریه چیست؟ به نظر نگارنده عمده نگرانی غربی­ها و بویژه اسراییلی­ها از در اختیار گذاشتن تسلیحات سنگین به گروه­های معارض سوریه؛ مجهز شدن گروه­های تندرویی است که اگرچه تاکنون هیچ­گاه تهدیدی عملی برای موجودیت اسراییل نبوده­اند ولی می­شود پیش­بینی کرد که در آینده نه چندان دور این ماجراجویان، به سراغ رژیم نامشروع صهیونیستی نیز بروند. 

واژگان کلیدی: سوریه، تسلیحات پیشرفته، امنیت اسراییل، گروه­های القاعده و تروریستی

تحلیل رخداد:

بیش از دو سال از آغاز اعتراضات علیه بشار اسد می­گذرد و برخلاف پیش­بینی بسیاری از کشورهای درگیر و طرفدار براندازی رژیم سوریه که خود را برنده زود هنگام این نبرد می­دانستند، اوضاع در این کشور همچنان مبهم و نشانه‌ای از پایان درگیری‌ها دیده نمی‌شود. درگیری میان مخالفان مسلح و نیروهای دولتی در سوریه ادامه دارد و جامعه جهانی نیز نتوانسته راه حلی برای خروج از بحران بیابد. تاکنون اسناد، مدارک و شواهد مستدل و زیادی از سوی مراکز متعدد سیاسی و امنیتی چه در داخل سوریه و چه در خارج از سوریه برملا شده است، که به روشنی نشان می دهد اقدامات و عملیات های تروریستی گروه های مخالف بشار اسد، بطور مطلق از سوی کشورهای خارجی هدایت می شوند؛ که در این راستا و در قریب به اتفاق موارد کشورهای عربستان، قطر، ترکیه و همچنین آمریکا، فرانسه و انگلیس بصورت مستقیم و غیرمستقیم از حامیان مستمر و دائمی گروه­های مخالف و تروریست ها در سوریه به شمار و می­روند. کما اینکه در تقویت مالی و تسلیحاتی تروریست­ها نقش مؤثری ایفا نموده و در طراحی، سازماندهی و هدایت عملیات های تروریستی نظارت ویژه ای دارند. با همه این حمایت­ها و کمک­های تسلیحاتی که از سوی غربی­ها و هم­پیمانان منطقه­ای آن­ها صورت گرفته ولی به دلیل همبستگی ارتش با نظام حاکم بر سوریه و عدم تسلیم­پذیری راس این سیستم سیاسی، نه تنها این اقدامات نتوانسته حکومت مرکزی را نابود سازد بلکه با ادامه دار شدن این درگیری­ها رفته رفته تسلط ارتش بر شهرهای آشوب زده بیشتر می­شود و در صورتی که حمایت­های غربی و عربی افزایش پیدا نکند شاهد از هم گسستن مخالفین مسلح خواهیم بود.

اما از طرفی کارشناسان و مسئولین بلندمرتبه چند دولت از جمله آلمان و اسراییل بارها درباره خطر مسلح شدن تندروهای القاعده هشدار داده­اند. مخالفان افراطی مسلح که اکنون آشکارا خود را وابسته به جریان القاعده می­دانند، مدت هاست که با حمایت قطر و عربستان و با مماشات ترکیه و غرب برای آموزش، مسلح می­شوند و به تدریج دامن رژیم اسراییل را نیز خواهد گرفت. باید گفت که بازیگران تاثیرگذار در بحران سوریه اعم از نیروهای داخل سوریه که مشغول جنگ با دولت مرکزی شده­اند و یا دولت­های منطقه­ای و غربی که از آنها حمایت می­کنند در حال حاضر و در یک هدف با هم توافق دارند و آن از بین بردن دولت اسد است اما هیچ کس نمی­داند که آیا این وحدت ظاهری، فردای پس از سرنگونی طراحی شده از سوی آنها برای دولت سوریه، پایدار خواهد ماند یا خیر. این موضوع باعث نگرانی بسیاری از کارشناسان امنیتی غربی و بویژه اسراییلی شده است.

در طی این دو سال بارها کنفرانس­های مختلفی به نام حمایت از مخالفان اسد در کشورهای مختلف بویژه قطر و ترکیه برگزار شده است که آخرین آن در استانبول برگزار شد و نتیجه مشخص و محسوسی نیز در بر نداشت. در حالی که درخواست از جامعه بین‌المللی برای کمک تسلیحاتی به مخالفان مسلح دولت سوریه رو به افزایش است، نگرانی از اینکه این سلاح ها ممکن است در اختیار چه کسانی باشد بیشتر شده است. چند روز پیش نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در اظهار نظری مهم عنوان کرده بود که اسرائیل حق خود می داند که مانع از رسیدن سلاح به دست شبه نظامیان اسلامگرا در سوریه شود. وی همچنین گفته بود که نگرانی اسرائیل این است که چه سلاحی در دست کدام شورشیان باشد. این هشدارها را اسراییل به خوبی دریافت کرده و خوب متوجه این قضیه شده است که اقدام کشورهای غربی در مسلح کردن مخالفین ممکن است چه هزینه هنگفتی را بر این رژیم تحمیل نماید.

شبکه‌ی القاعده، در ۲۳ فوریه‌ی ۱۹۹۸، بیانیه‌ای مهم را تحت عنوان «جبهه‌ی جهانی اسلامی برای جهاد علیه یهودیان و نصرانیان» صادر کرد. در این اعلامیه، بن‌لادن به همراه سران گروه‌های اسلام‌گرایی از مصر، پاکستان و بنگلادش هم‌صدا شدند و جبهه‌ای برای جنگ علیه آمریکایی‌ها و متحدانش تشکیل دادند که طبق تلقی آن‌ها علیه خداوند، پیامبرش و مسلمانان اعلام جنگ کردند. طبق این اعلامیه، یکی از این اهدافی که آمریکا دنبال می­کرده و باید با آن مقابله کرد؛ این گونه عنوان شده است: «هدف اصلی ایالات متحده حمایت از دولت یهودی و منحرف کردن افکار عمومی از اشغال بیت‌المقدس و قتل عام مسلمانان آنجاست. بنابراین، تنها پاسخ مناسبی که مسلمانان می‌توانند به این جنایات بدهند، جهاد دفاعی است که واجب عینی بوده و وظیفه‌ی تک‌تک مسلمانان است.»

ایمن الظواهری، رهبر فعلی این سازمان نیز پس از مرگ اسامه بن لادن، هدف القاعده را استقرار حاکمیت خداوند می‌داند. از نظر وی، درگیری با اتحاد یهودی‌ـ‌آمریکایی اجتناب‌ناپذیر است و آن را سرنوشت و وظیفه‌ی خود می‌داند. از این رو، وی با وقوع برخی تحولات در خاورمیانه و روی کار آمدن عناصری جدید خواهان مقابله با صهیونیست‌ها شده است. رهبری القاعده همچنین اعلام داشته است که با رهبری الظواهری «جهاد علیه مرتدان، به رهبری آمریکا و زیردست آن اسراییل، که خاک سرزمین اسلام را مورد تجاوز قرار دادند» ادامه خواهد یافت. الظواهری در یک کنفرانس مطبوعاتی نیز ادعا کرد که سرگرم جنگ در عراق است و متعاقباً به حمله به اسراییل خواهد اندیشید. این سخنان و اهداف اعلامی باعث می­شود تا اسراییلی­ها این نگرانی را احساس کنند که اگر نیروهای القاعده و جبه النصره در سوریه که به اعتقاد کارشناسان مهم­ترین گروه مسلح در حال حاضر است که در سوریه علیه دولت مرکزی فعالیت می­کند، در این نبرد پیروز شوند هیچ بعید نخواهد بود که جبهه جنگ جدیدی را علیه اسراییل آغاز نکنند. با این تفاوت که اگر نیروهای معارض و تندرو در سوریه پیروز شوند، با قدرتی که سلاح­های وارداتی از غرب به آن­ها داده حملات جبران ناپذیری به این رژیم که همواره در وضعیت ناامنی قرار دارد انجام دهند. هر چند تاکنون اقدامی عملی از سوی القاعده علیه منافع اسراییل رخ نداده و با اینکه این گروه در اقصی نقاط جهان به ادعای خود علیه منافع غربی­ها بویژه آمریکا اقدامی را انجام داده ولی هیچ­گاه شاهد عملیاتی بر ضد رژیم صهیونیستی نبوده­ایم.

این موضوع را نیز اسراییلی­ها از نظر دور ندارند که اعضای القاعده پس از سقوط اسد از خلاء امنیتی که در سوریه بوجود می آید استفاده کرده و این کشور را تبدیل به پایگاه بین المللی فعالیت های خود کرده و حملات خود علیه اسرائیل را افزایش دهند. تحقق این سناریو با توجه به افزایش حضور القاعده در نبردهای سوریه و همچنین ضعیف شدن حکومت اسد بسیار محتمل است. ارتباط دولت ناتوان با گسترش فعالیت­های گروه های تروریستی و این دیدگاه که “تروریست ها قوی ترند، وقتی دولت ها ناتوان تر باشند” به ویژه پس از حملات 11 سپتامبر، طرفداران جدی پیدا کرد. در گزارش نهایی کمیسیون 11سپتامبر که در سال 2003 منتشر شد، به صراحت عنوان شده است “گروه های تروریستی، ناتوان ترین دولت ها و بی قانون ترین مناطق را عنوان پناهگاه و مخفیگاه خود انتخاب می کنند. مدافعان این دیدگاه بیان می کنند احتمال اینکه دولت های ناتوانی نظیر افعانستان، سومالی و یا سودان محل امن گروه های تروریستی قرار گیرند به مراتب بیشتر از کشورهایی است که دارای دولت پایدار و قوی می باشند. القاعده همیشه آماده بهره‌‌‌‌برداری از دولت‌‌‌‌های شکست‌‌‌‌خورده در مالی، لیبی و یمن بوده است. سرنگونی حکومت‌‌‌‌های استبدادی عرب و درگیری‌‌‌‌های حزبی متعاقب آن در درون ائتلاف‌‌‌‌هایی که آن حکومت‌‌‌‌ها را سرنگون کردند منجر به ایجاد خلاء‌‌‌‌های قدرتی شده که به عناصر القاعده در شمال آفریقا و یمن امکان بسط قلمروهای تحت کنترل‌‌‌‌شان را داده است. افزایش تنش‌‌‌‌های فرقه‌‌‌‌ای در سوریه نیز به القاعده و دیگر گروه‌‌‌‌های افراطی سلفی فرصت‌‌‌‌های خوبی برای توسعه و گسترش فعالیت‌‌‌‌هایشان را داده است.

دورنمای رخداد:

بسیاری از کارشناسان چه مخالف و موافق حاکمیت فعلی، با قدرت یابی روزافزون جریان تندور سلفی مسلح بیگانه نزدیک به القاعده نگرانی جدی دارند. به گفته یکی از سیاستمداران؛ کسی که آتش بیافروزد، در همان آتش خواهد سوخت. به اعتقاد این عده ممکن است گروه‌های القاعده‌ای فعال در سوریه پس از این کشور نبرد خود را به سمت اسرائیل ببرند. مهم­ترین نگرانی اسراییل، سلاح‌هایی است که در اختیار مخالفان افراطی سوریه وجود دارد، سلاح‌های زمین به هوا، سلاح‌های شیمیایی و سلاح‌های بسیار خطرناک دیگری که می­توانند قاعده بازی را عوض کنند. این سلاح‌ها می­توانند شرایط و توازن قوا را در خاورمیانه تغییر داده و تهدیدی تروریستی در ابعاد جهانی ایجاد کنند. سوال مهم محافل اسراییلی این است که اگر گروه­های افراطی و القاعده به سلاح­های سنگین و کشنده در سوریه مجهز شوند چه تضمینی وجود خواهد داشت که در آینده­ای نه چندان دور رو به سوی تل­آویو نشانه نرود. اعتراف صریح “جبهه النصره” که در خط مقدم نبرد در سوریه سنگر گرفته، مبنی بر وابستگی اش به “القاعده” و نیز اعلام ادغام “القاعده عراق” و “النصره سوریه” به منظور تشکیل بزرگترین “قلمرو تروریسم” در جهان، هراس و واهمه را دو چندان ساخته است.

Share