شهریور ۲۷, ۱۳۹۷ – ۴:۲۷ ب.ظ |

مریم خالقی نژاد[1]
ابراهیم اخلاصی[2]
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
در طول تاریخ روابط بین‌الملل و سیاست خارجی دو واژه” ساختارو کارگزار” بسیار مورد توجه بوده است. چرا که تغییر یکی منجر به تغییر روش دیگری …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » اسرائیل, خاورمیانه, مقالات

چند گام تا اتحاد عملی عربستان و اسرائیل

نگارش در دی ۱۷, ۱۳۹۶ – ۷:۰۶ ق.ظ
چند گام تا اتحاد عملی عربستان و اسرائیل
Share

محمدعلی هژبری

تحلیلگر مسائل خاورمیانه

مرکز بین المللی مطلعات صلح – IPSC

 

استفان والت نظریه پرداز آمریکایی نظریه ای را ساماندهی کرده که به ” موازنه تهدید” معروف است. والت بر این باور است که الزاما افزایش قدرت یک بازیگر نمیتواند منجر به برقراری موازنه قدرت شود. زمانی موازنه در دستور بازیگران دیگر قرار میگیرد که از سوی یک بازیگر مشخص، تهدیدی احساس شود. اما در این چارچوب، تهدید هم تعریف و اجزای مشخصی دارد. به گفته والت تهدید از قدرت کلی،  مجاورت جغرافیایی، قدرت تهاجمی و نهایتا نیات تجاوزکارانه تشکیل میشود.   

واژگان کلیدی: گام ، اتحاد عملی، عربستان ، اسرائیل، تل آویو

هر کدام از این مولفه ها که کم رنگ باشد،  نیازی به اعمال برقراری موازنه در مقابل آن بازیگر احساس نمیشود، اما در صورت وجود این مولفه ها در یک بازیگر،  باید موازنه علیه او ساماندهی شود تا مانع از تحقق “نیات تجاوزکارانه” او گردد. اما موازنه در مسیر اجرایی شدن،  به دو گونه محقق میشود: موازنه سازی مثبت و منفی.    

هر کدام از این دو نیز میتواند به صورت چندجانبه و یکجانبه صورت بگیرد.  موازنه سازی مثبت مبتنی بر افزایش قدرت “خود” است و موازنه سازی منفی،  تضعیف “دیگر”است.  ریاض به همراه سایر متحدین منطقه ای همانند اتحادیه اعراب، افزایش قدرت ایران بخاطر باز شدن گِره های اقتصادی و سیاسی بعد از برجام و نمایش فعالیتهای موشکی را به معنای” تقویت قدرت کلی و قدرت افندی و نیات تهاجمی تهران”، تفسیر میکند.  

توافق برجام بین ایران و قدرتهای بزرگ خصوصا باعث واگرایی در روابط ایران و عربستان شد. تصور عربستان این بود با حل مساله هسته ای، رابطه دو کشور ایران و آمریکا مسالمت آمیز خواهد شد و عربستان جایگاه و اهمیت خود را در سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه و خلیج فارس از دست خواهد داد.  

سیاستمداران عربستان برای توازن تهدید مقابل ایران با اسرائیل، ترکیه و کشورهای حوزه خلیج فارس همسو شده و در مذاکرات هسته ای ایران با آمریکا سعی در تخریب روند مذاکرات داشتند. همچنین مذاکراتی را برای دستیابی به انرژی هسته ای با آمریکا و فرانسه انجام دادند و یا کمک مالی‌ عربستان به پاکستان برای خرید کلاهک هسته ای از خارج را در این راستا میتوان تفسیر نمود‌.  

با این تفاسیر، رفتار سیاست خارجی عربستان سعودی طی یک دهه اخیر، خاصه پس از لشکر کشی امریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ بر مبنای این نظریه(موازنه تهدید/نئورئالیسم) قابل تحلیل است.  

هرچند تقابل ریاض با تهران طی این سالها با افت و خیز همراه بوده، اما این تقابل خود را به بهترین شکل در پرونده هسته ایران و بعد از ان در تفسیر متفاوت دو بازیگر از انقلابهای عربی ۲۰۰۹(بیداری اسلامی یا بهارعربی) و جنگهای نیابتی در سوریه، عراق و یمن نشان داده است. عربستان برای افزایش قدرت خود،  ضمنِ خرجِ میلیاردها دلار برای خرید تسلیحات مدرن امریکایی، با تشکیل ائتلافهای عربی- غربی – عبری،  با موازنه سازی مثبت و منفی یکجانبه و چندجانبه میخواهد بلوک خودی را تقویت و بلوک ایران موسوم به محور مقاومت را تضعیف کند.  

همچنانکه در موضوع سعد الحریری و متعاقب آن شلیک موشک یمنی به فرودگاه بین المللی ریاض دیدیم،  عربستان با اجماع‌سازی در سطح منطقه به‌خصوص متقاعد کردن اسرائیل و همراه کردن آمریکا و اتحادیه اعراب، پروژه فشار بر تهران را با قدرت و مشروعیت بیشتری دنبال کرد. حتی بن سلمان توانست مکرون رئیس جمهور فرانسه را در حمله به سیاستهای منطقه ای و فعالیتهای موشکی تهران و حتی حمله به برجام و ضرورت مذاکره برای اصلاح ان،  متقاعد کند.  

نشست اخیر اضطراری وزرای خارجه اتحادیه عرب در ۱۹ نوامبر(یکشنبه ۱۸ ابان)و متهم کردن تهران به دخالت در لبنان و فروش تسلیحات به حوثی ها و ادعای شلیک موشکهای ایرانی از یمن،  در بیانیه پایانی، نشان داد که محور عربی همچنان در موضوعات منطقه ای، فشار بر ایران را دنبال خواهند کرد.

حمایت ریاض از تجزیه طلبان ایران 

رهبران سعودی،  برای ضربه زدن به نفوذ منطقه ای ایران، از هیچ کوششی دریغ نمیکنند‌. در این راستا حمایت از گروه های مخالف نظام سیاسی ایران مانند گروهک منافقین یا مجاهدین خلق و تجزیه طلبان آذری را در دستور کار قرار داده اند.  

در سپتامبر 2016،  ملک سلمان گروهی از عناصر گروهک وابسته به باکو را که تحت پوشش تبلیغ حقوق آذری‌های ایران،  در شهرهای مختلف جهان مانند لندن،  باکو،  استانبول،  آنتالیا، لس آنجلس و. . . فعالیت میکنند و با رسانه‌ها گفتگو می‌کنند،  به بهانه دعوت به حج،  به حضور پذیرفت و آنها را به تبدیل فعالیت‌های ضدایرانی خود به «گام‌های عملی» دعوت کرد!

صالح ایلدیریم،  سرکرده گروهک موسوم به “گائیپ” GAİP یا «حزب استقلال آذربایجان جنوبی» در گفتگو با بخش آذری رادیو آمریکا اذعان کرد که در ضیافتی که شاه سعودی برای این عناصر گروهکی ترتیب داده بود،  درباره آنچه وی «اوضاع جوامع غیرفارس»در ایران خواند،  گفتگو شده است!  همچنین عربستان با توسعه مناسبات با جمهوری آذربایجان شیعی درصدد القای این موضوع به جهان اسلام است که سیاست‌های ریاض تقابلی با اصل تشیع ندارد و تنها در مقابل سیاست‌های و رویکردهای دولت و نظام سیاسی خاصی به نام جمهوری اسلامی ایران است.  

البته نکته بسیار مهم دیگر در روابط ریاض و باکو این است که عربستان سعودی به همراه یمن و پاکستان،  سه کشور مسلمانی هستند که به‌دلیل اشغال قره‌باغ به عنوان بخشی از سرزمین یک کشور اسلامی از سوی ارمنستان،  از شناسایی استقلال و برقراری ارتباط دیپلماتیک با دولت ارمنستان از سال 1991 میلادی تا کنون خودداری نموده‌اند؛ بنابراین نقش و جایگاه عربستان سعودی برای دولت باکو،  به‌لحاظ پیگیری بحران قره‌باغ و کمک به آذربایجان از طریق بسیج سازمان همکاری اسلامی و اتحادیه عرب، از اهمیت خاصی برخوردار است.  

طی دو سال اخیر،  محمد بن سلمان، در هر فرصت مناسب و نامناسبی از توطئه‌های سعودی – صهیونیستی در زمینه تحریکات قومی علیه ایران و از  «کشاندن جنگ به داخل ایران»،  سخن گفته اند. حضور شاهزاده سعودی ترکی الفیصل وزیر خارجه سابق عربستان در میتینگ منافقین و خاصه سخنرانی اختصاصی او در این جمع ضد ایرانی و تئوری تغییر رژیم در ایران گویای بسیاری از موارد هست. هرچند فیصل در حال حاضر مقام و مسئولیت رسمی ندارد،  اما همین اندیشه در کارگزاران سعودی نسبت به ایران وجود دارد.

نزدیکی ریاض و تل آویو 

سران سعودی تلاش دارند دوستان خود را به علنی کردن روابط با اسرائیل از طریق ارائه ویزا،  مبادلات تجاری،  همکاری نظامی و تسهیل اقدامات نظامی اسرائیل در منطقه ترغیب کنند اما این نوع همکاری در شکل محرمانه آن از چند دهه پیش میان برخی کشورهای عربی به اذعان دو طرف وجود داشته است.

 دیگر رهبران سعودی از آشکار شدن ارتباط پنهانی خود با اسرائیل،  نگران نیستند. برای مثال ترکی الفیصل شاهزاده سعودی و رئیس سابق سازمان اطلاعات،  در اواخر آبان ۹۴ با هاآرتص مصاحبه کرد و از دشمنی مشترک عربستان و رژیم صهیونیستی با ایران سخن گفت. چند ماه بعد او در کنفرانس امنیتی مونیخ، با موشه یعالون،  وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به گرمی خوش و بش کرد.  یک هیئت از روزنامه صهیونیستی معاریو هم در اقدامی بی سابقه در اواخر مهر ماه ۹۴ به ریاض رفت و با وزیر خارجه و برخی از مقامات عالی رتبه عربستان مصاحبه کرد. وزیر خارجه عربستان در دیدار با هیات اعزامی،  ضمن ارسال پیام دوستی به رژیم صهیونیستی از این رژیم خواست تا فرصت را برای اجرایی کردن طرح صلح عربستان که در سال ۲۰۰۲ مطرح شد،  غنیمت بشمارد.

دیدار محرمانه اخیر بن سلمان ولیعهد عربستان از تل اویو و دیدار با نخست وزیر رژیم صهیونیستی که از نظرها پنهان نماند، در راستای افزایش ارتباط با اسرائیل و به رسمیت شناختن ان صورت میگیرد. از این رو بنیامین نتانیاهو روابط با عربستان و کشورهای عربی را بی سابقه توصیف میکند.  

یک هفته پیش(۲۵ ابان)پایگاه خبری سعودی ایلاف گفتگویی با گادی آیزنکات رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی انجام داد که در نوع خود بی سابقه بود. این مصاحبه با موافقت مقامات سیاسی اسرائیل صورت گرفته است، حاوی پیامهای صریحی از جانب اسرائیل بود. ایزنکات گفت: “عربستان سعودی و اسرائیل منافع مشترکی در ضدیت با ایران دارند. توافق کاملی میان ما و عربستان سعودی وجود دارد، حتی یک روز هم میان ما دشمنی نبوده و نه آنها با ما جنگیده‌اند و نه ما با آنها جنگیده‌ایم. “

از همین رو “توماس فریدمن”روزنامه نگار سرشناس آمریکایی در نیویورک تایمز نوشت:”خاورمیانه بار دیگر ثابت کرد که اگر درست غذا بخوری،  مرتبا ورزش کنی و دخانیات استعمال نکنی،  به اندازه ای عمر خواهی کرد که هر چیزی را ببینی؛ از جمله اینکه روزی یهودیان کنترل بیت المقدس را بدست بگیرند و با سعودیهای سُنّیِ متولی مساجد اعظم مکه و مدینه،  اتحادی خاموش علیه شیعیان ایران تشکیل دهند. “

اسرائیل و عربستان سعودی با وجودی که روابط رسمی دیپلماتیک ندارند،  اما مقابله با نفوذ رو به گسترش ایران در منطقه،  مواضع و دغدغه های دو طرف را بیش از پیش به هم نزدیک کرده است.   شرایط به شدت در حال تغییر خاورمیانه و نگرانی از نفوذ روبه گسترش ایران در منطقه،  بین این دو یک درک و رابطه مبتنی بر” منافع متقابل” ایجاد کرده است. امروزه برای عربستان سعودی و اسرائیل اصل “دشمن دشمن من دوست من است” تجلی و نمود عینی یافته است.  

یوال اشتاینیتز وزیر انرژی اسرائیل در گفتگویی با رادیو ارتش اسرائیل گمانه زنی های درباره رابطه پنهانی تل آویو – ریاض را تایید کرد و گفت:” ما با بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی رابطه پنهانی داریم و این آنها هستند که علاقه مندند این رابطه پنهان بماند. رابطه تل آویو با کشورهای میانه روی عربی این امکان را به اسرائیل می دهد که ایران را مهار کند. ” در تابستان 2016 “انور عشقی” ژنرال بازنشسته سعودی در دیدارش از اسرائیل گفت:”اگر مناقشه بین فلسطین و اسرائیل حل شود، کشورهایی همچون ایران که از این مناقشه بهره می برند،  دیگر نمی توانند روی آن سرمایه گذاری کنند. “

“عاموس گیلاد” از مقامات سابق نظامی اسرائیل در این باره معتقد است:”زمینه مشترک بی سابقه ای بین تل آویو و ریاض به وجود آمده است. شاید از نظر رهبران جدید سعودی،  برقراری رابطه دیپلماتیک و رسمی با اسرائیل در شرایط کنونی منطقه ای، به سعودی ها اجازه خواهد داد به دانش و قدرت نظامی و سایبری اسرائیل برای مقابله با ایران دسترسی بیشتری داشته و بتوانند جبهه یکپارچه و قوی تری را در مواجهه با ایران تشکیل دهند. “

نگرانیهای در حال افزایش اسرائیلی ها به این مستند است که مرزهای ایران به سوریه و لبنان رسیده است، عمق استراتژی آن در سوریه و عراق افزایش یافته است.  پایگاه های نظامی ایران در سوریه، با پایگاه های امریکا در این کشور برابری میکند و تعداد سربازان ایرانی بیشتر از نیروهای امریکایی در سوریه است. همچنین با آزاد سازی عراق از وجود داعش، ارتش این کشور توانسته بخش بزرگی از توانایی خود را بازیابد.  اما از آن خطرناک تر حشد الشعبی مورد حمایت ایران از لحاظ تسلیحاتی و آموزشی است، که اکنون بیش از 150 هزار نیروی مبارز دارد و طی سه سال گذشته توانسته است تجربیات عملیاتی بزرگی را به دست آورده و تبدیل به منبع نگرانی بزرگی برای اسرائیل و متحدانش شود. تحولات کردستان و عقب نشینی بارزانی و پیشمرگه های فرقه دموکرات از کرکوک و مدیریت بحران تجزیه عراق توسط ایران به فرماندهی سردار سلیمانی، بیش از پیش عمق استراتژی تهران در خاک عراق را به عربستان و اسرائیل نشان داد. از این رو تیلرسون،  عادل الجبیر و نتانیاهو یکصدا از انحلال حشدالشعبی سخن میگویند. از همین رو در اولین اقدام، واشنگتن، گروه النجبا از گروه های ضد تروریستی حشدالشعبی را جزو گروه تروریستی اعلام کرد.  

همچنانکه ماه گذشته عادل الجبیر وزیر امور خارجه سعودی در موضعی هماهنگ و همصدا با تیلرسون و اسرائیل، در سخنانی گفت:حزب الله یک گروه تروریستی است و بدون خلع سلاح این گروه لبنان شاهد صلح و ثباتی نخواهد بود. “

ریاض نگران استقرار نظامی دائمی یا طولانی مدت تهران در سوریه است. از این رو در نظر دارد حساسیت تل اویو نسبت به این موضوع را تقویت کرده و آنها را به درگیری دیگری وارد کند. علی رغم درایت سید حسن نصرالله و حمایت میشل عون از آنها و نخست وزیر حریری،  احتمال شروع درگیری و اختلاف در داخل لبنان، سرایت ان به منطقه و ورود اسرائیل به این قضیه وجود دارد. لذا در ماه های آینده شاهد نزدیکی بیش از پیش عربستان و رژیم صهیونیستی خواهیم بود

Share