آذر ۱۸, ۱۴۰۰ – ۱۲:۰۰ ق.ظ |

دکتر مریم خالقی نژاد
 تحلیلگر مسائل خاورمیانه
مرکز بین المللی مطالعات صلح ipsc

عربستان سعودی و ایران رقبای دیرینه، به دنبال حل مسائل متضاد خود و کاهش تنش از طریق گفت و گو به عنوان راه جدیدی برای …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

چشم انداز جانشینی در پادشاهی سعودی: تداوم، تغییر یا بحران

نگارش در دی ۲, ۱۳۹۱ – ۶:۵۲ ب.ظیک نظر
چشم انداز جانشینی در پادشاهی سعودی: تداوم، تغییر یا بحران
Share

کامران کرمی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

مسئله جانشینی در عربستان سعودی در چند سال اخیر به عنوان یک موضوع بسیار حیاتی در خصوص پادشاهی آل سعود، نگاه ها را متوجه خود ساخته است و بخصوص بعد از مرگ دو ولیعهد ملک عبدالله این وضعیت وارد فضای جدید و حادی گردیده است که تحلیل زوایای آن می تواند به بخشی از این مسئله پاسخگو باشد. از آنجا که سنت انتقال قدرت از برادر به برادر تنها در پادشاهی عربستان رایج است، از اینرو سیستم جانشینی و انتقال قدرت در این کشور منحصر به فرد بوده و با مکانیسم های خاص خود نیز تداوم پیدا می کند. چشم انداز جانشینی پس از ملک عبدالله بن عبدالعزیز 89 ساله امری است که در این نوشتار سعی داریم بدان بپردازیم؟ پرسش اصلی در این تحقیق این است که روند جانشینی در عربستان پس از ملک عبدالله به چه سمتی خواهد رفت؟ آیا شاهد تداوم انتقال قدرت به برادر خواهیم بود؟ یا قدرت به نوادگان عبدالعزیز که اینک بسیاری از پست های وزارتی و امارتی را تصرف نموده اند، خواهید رسید؟ دورنمای جانشینی در عربستان به چه سمتی خواهد رفت؟ آیا شاهد تغییر خواهیم بود یا انتقال سنتی قدرت در این پادشاهی بحران زا خواهد شد؟ استدلال نویسنده در این مقاله این است که با توجه به منشور عبدالعزیز و با توجه به زنده بودن تعدادی از فرزندان وی که دارای سوابق مدیریتی و تجربه کافی هستند، همچنان تا یک دهه آینده این چرخش قدرت میان برادران تداوم خواهد داشت، اما در آینده نزدیک با مرگ اکثر پسران بنیانگذار آل سعود، شاهد به قدرت رسیدن نوادگان وی خواهیم بود که این امر می تواند تغییرات محتملی را در سیستم انتقال قدرت و همچنین ماهیت تحولات آینده در سرزمین عربستان بر جای بگذارد.

کلید واژه ها: عربستان سعودی، چشم انداز جانشینی، منشور عبدالعزیز، شورای بیعت، تداوم، تغییر، بحران

تحلیل رخداد

نظام سیاسی عربستان سعودی اگرچه در طبقه بندی نظام های پادشاهی مطلقه یا بر اساس طبقه بندی ژان بلاندل جزو نظام های سیاسی سنتی غیر مساوات طلب جای می گیرد، اما تنها نظام پادشاهی می باشد که در آن قدرت از برادر به برادر انتقال پیدا می کند. هر چند در سال 1953 قدرت از ملک عبدالعزیز به پسرش سعود رسید، اما از آن تاریخ به بعد و بر اساس منشور عبدالعزیز قدرت میان برادران انتقال پیدا کرده و پس از سعود، قدرت به فیصل، خالد، فهد و عبدالله رسیده و در صورت مرگ ملک عبدالله و زنده ماندن ولیعهد کنونی، قدرت به سلمان به عنوان ششمین پادشاه خاندان سعودی خواهد رسید. اینکه پس از سلمان این روند به چه سمتی حرکت خواهد نمود مسئله ای است که در خور تحلیل است که در ادامه می بایستی با تحلیل مکانیسم های تعیین ولیعهد و پادشاه و همچنین بخت های اصلی میان فرزندان و نوادگان عبدالعزیز پاسخ روشنی بدان داد.

1- شرایط پادشاهی

سن: هر چند که آل سعود بیش از هر ویژگی به سن اهمیت می دهند و ترتیب تولد همچنان ویژگی برتر محسوب می شود، اما در دو دهه اخیر عملاً این ویژگی نقض گردیده است. بطور مثال با وجود برادران بزرگتری چون سعد، ناصر و محمد، ملک فهد، عبدالله را به عنوان ولیعهد برگزید و همچنین در سال گذشته نیز ملک عبدالله با وجود برادران بزرگتری چون مشعل، بندر و عبدالرحمن، نایف را به ولیعهدی و پس از مرگ نایف، سلمان را انتخاب نمود که این مسئله موجب دلخوری عبدالرحمن را فراهم نمود. اما استدلال فهد و عبدالله در انتخابهای خود احتمالاً در نظر گرفتن گزینه هایی چون تجربه و داشتن مادرانی سعودی بوده است.

تجربه و فراست: بسیاری از پسران ابن سعود دارای تجربه حکومتی بوده اند، ولی صلاحیت آنها متفاوت است. آن هایی که دارای پست های رسمی فعلی باشند، کم هستند. برای مثال متعب، عبدالرحمن، احمد، سلمان، سطام و مقرن از افرادی هستند که در میان برادران دارای تجربه های حکومتی می باشند.از سوی دیگر بسیاری از سعودی ها خواهان پادشاهی محتاط و ثابت قدم است و فراست بیشتر در روابط عممی پادشاهان نمود پیدا می کند.

داشتن مادران سعودی: این موضوع اشاره به این واقعیت است که بسیاری از همسران عبدالعزیز غیر عرب بوده اند و همانگونه که خودش صراحت نموده است که پادشاه نباید فرزند یک خارجی باشد. بنابراین با مستثنی کردن فرزندان ابن سعود از همسران خارجی وی، شمار پسران اصلح برای پادشاهی به طور اساسی کاهش می یابد. برای نمونه بندر، مقرن، هذلول، مشعل، متعب، طلال و نواف دارای مادرانی یمنی، مراکشی و ارمنی می باشند.

مقبولیت و محبوبیت: از آنجایی که اجماع نظر در کانون تصمیم گیری سعودی قرار دارد، توانایی حصول به آن بسیار مهم می باشد. بنابراین شخصی که نامزد پست ولیعهدی یا پادشاهی می گردد می بایستی ضمن داشتن مقبولیت میان شاهزادگان، از محبوبیت میان شاهزادگان و مردمان عادی نیز برخوردار باشد.

2- مکانیسم شورای بیعت

شورای بیعت را ملک عبد الله در سال 2006 تاسیس کرد و در رأس این شورا برادر ناتنی‌اش مشعل بن عبدالعزیز قرار دارد. این شورا 35 امیر از فرزندان و نوادگان عبد العزیز را دربرمی‌گیرد و ماموریت آن تضمین انتقال مسالمت‌آمیز قدرت از پادشاه به ولی‌عهد است. این شورا که مکانیزمی برای انتصاب ولی‌عهد و پادشاه در صورت عدم شایستگی بود، بطور غیررسمی تلاشی از سوی ملک عبدالله برای مقابله با سدیری‌های مدعی تصاحب تاج و تخت (هفت سدیری: فهد، سلطان، عبدالرحمن، نایف، سلمان، ترکی و احمد) برشمرده شد. در صورتی که یکی از اعضا به دلیل کهولت سن یا بیماری نتواند در هیئت حضور پیدا کند، یکی از فرزندان وی جانشین آن فرد می‌شود، علاوه بر این‌که یک نفر از فرزندان پادشاه و یک نفر از فرزندان ولی‌عهد نیز به اعضای فوق افزوده می‌شوند. در گذشته ولیعهد براساس معیار سن انتخاب می‌شد، اما هم اکنون یکی از مهمترین شاخصه‌های ولی‌عهد توانایی رسیدگی به کارهای اداری و سیاسی مملکت و آگاهی از اوضاع داخلی و خارجی است.

3- فرزندان عبدالعزیز: بخت های اصلی در کمند قدرت

ملک عبدالعزیز بن عبدالرحمن آل سعود از 22 همسر خود صاحب 36 فرزند شد که تا به امروز 19نفر از آنها در گذشته اند و 17 نفر مابقی هم در سمت های ولیعهدی، وزارتی، امرا و مشاوران پادشاه خدمت نموده یا در بستر بیماری بوده و یا همچون فیصل و ترکی در خارج از پادشاهی زندگی می کنند. در میان برادران زنده ملک عبدالله گزینه های زیر از شانس و بخت بیشتری برخوردار هستند:

سلمان : 76 ساله، ولیعهد، وزیر دفاع و معاون شورای وزیران

احمد : 72 ساله، وزیر کشور مستعفی و مشاور پادشاه

عبدالرحمن: 81 ساله، معاون وزارت دفاع

سطام : 69 ساله، امیر ریاض

بدر: 79 ساله، معاون گارد ملی

برادران دیگر همچون مساعد، مشعل، بندر، متعب، نواف، عبیدالله، مشهور، ممدوح، مقرن، ترکی و طلال به دلیل داشتن مادران غیر سعودی و فقدان تجربه های مدیریتی عملاً شانسی برای رسیدن به قدرت ندارند، هر چند نباید هر گونه احتمالی را از نظر دور داشت.

4- نوادگان عبدالعزیز: بخت های اصلی در کمین قدرت

انتقال جانشینی به نسل بعد شیوه ای مشخص برای یافتن پادشاهی جوان تر، سالم تر و با این حال مجرب تر است. بسیاری از این نوادگان که خود اینک در سنین بین 50 تا 70 سال قرار دارند، از سال ها تجربه در دولت برخوردار می باشند. در واقع شاهزادگان جدید عمدتا در پست امرای مناطق، معاون وزیر و مشاور وزارت خانه های گوناگون مشغول هستند که تعدادی از آنها از قدرت زیادی برخوردار بوده و در صورت ایجاد فضا و ورود به قدرت عملاً پست ولیعهدی را در دهه های آتی و متعاقب آن به پادشاهی رسیدن را تجربه خواهند نمود. نکته ای که بسیار حایز اهمیت است این است که پسران پادشاهان گذشته و همچنین برادرانی که به دلایل مختلف از اعتبار برخوردار نبوده  از اهمیت چندانی در بحث جانشینی برخوردار نیستند. از اینرو فرزندان فهد، عبدالله، سلطان، نایف و سلمان بیشترین شانس و اعتبار را در آینده دارا هستند.

مهمترین شاهزادگان نسل دوم عبارتند از:

محمد بن نایف: وزیر کشور، محمد بن فهد: امیر منطقه شرقی، عبدالعزیز بن فهد: رئیس دیوان ریاست کابینه، متعب بن عبدالله: فرمانده گارد ملی، مشعل بن عبدالله: امیر منطقه نجران، عبدالعزیز بن عبدالله: معاون وزیر خارجه، بندر بن سلطان: رئیس استخبارات، خالد بن سلطان: معاون وزیر دفاع، سعود الفیصل: وزیر امور خارجه، خالد الفیصل، امیر منطقه مکه، سلطان بن سلمان: رئیس عالی جهانگردی، فیصل بن سلمان: مسئول الشرق الاوسط و بازاریابی سعودی، فیصل بن بندر: امیر منطقه قصیم، فیصل بن خالد: امیر منطقه عسیر، فهد بن بدر: أمیر منطقه الجوف، فهد بن سلطان: امیر منطقه تبوک، عبدالعزیز بن ماجد امیر منطقه مدینه، محمد بن ناصر امیر منطقه جازان و دیگر شاهزادگانی که در پست های وزارتی و امارتی مشغول هستند.

در میان این شاهزادگان متعب بن عبدالله، محمد بن نایف، خالد بن سلطان و محمد بن فهد از نفوذ و اعتبار زیادی در میان شاهزادگان نسل دوم برخوردار می باشند که می بایستی همچنان در صف جانشینی و احتمالاً پادشاهی قرار گیرند.

5- چالش های جانشینی

5-1- فقدان نهادهای دموکراتیک و مکانیسم های مشروعیت زا

سیستم جانشینی در عربستان سعودی برای مدت ها نتوانسته فرمول قانع کننده ای را در تعیین جانشین بعدی فراهم آورد که در این رهگذر بتوان در مواقع بحرانی با رجوع بدان، هزینه های جنگ قدرت و مشروعیت زدایی را کاهش دهد. اگر چه در سیستم سنتی عربستان بر مبنای منشور عبدالعزیز و همچنین در چند سال اخیر شورای بیعت عمل می شود، اما با مرگ اکثر پسران ابن سعود، عملاً این منشور از میان خواهد رفت و می بایستی منتظر بود که آل سعود بر مبنای چه فرمولی با نوادگان خود بیعت خواهد نمود. بنابراین فقدان نهادهای دموکراتیک و پذیرفته شده همچون انتخابات یکی از مسائلی است که سیستم سیاسی عربستان با آن بیگانه است.

5-2- کهولت سن و بیماری اکثر فرزندان

تداوم برقراری سلطنت از طریق برادران پادشاه باعث گردیده کسانی که به قدرت می رسند در سنین بالایی قرار داشته و اکثراً هم با بیماری های متعدد دست به گریبان هستند. این مسئله باعث می شود تا سیستم در سطوح رأس و میانی هرم قدرت با مسئله پیرسالاری و فقدان تحرک لازم مواجه باشد که این مسئله بر بسیاری از عوامل تأثیرگذار بوده است. از اینرو امروزه اکثر این 17 نفر باقیمانده در سنین 70 تا 90 سالگی بوده و غالباً با بیماری مواجه بوده یا تحت درمان قرار دارند. از سوی دیگر طنز قضیه در این است که بسیاری از نوادگان عبدالعزیز هم در سنین بالا قرار داشته و خود اینک پدربزرگ هستند. بنابراین حتی در صورت انتقال قدرت به نسل بعد این مشکل حل نخواهد شد و عربستان بازهم در دهه های اینده با این بحران مواجه خواهد شد.

دورنمای رخداد

عربستان سعودی به عنوان یکی از کشورهای مهم در منطقه خاورمیانه در سالهای آتی با مسئله جانشینی و انتخاب ولیعهد و پادشاه دست به گریبان است و همچنان با این مسئله داخلی و بحران زا روبروست. بطور کلی روند گرایشات دموکراتیک و قانونی در سطح جهانی به سمتی رفته است که کشورهای معدودی را می توان پیدا نمود که به سان پادشاهی پیرسالارانه سعودی با چنین مسئله ی مهمی مواجه باشد. هر چند عربستان از سال 1953 تاکنون با چنین مسئله ای روبرو بوده و بخصوص در سه مقطع یعنی پادشاهی سعود، فیصل و فهد منجر به درگیری میان گارد ملی و گارد سلطنتی در زمان سعود، قتل فیصل و کدورت و ناراحتی برادران فهد از انتخاب عبدالله برادر ناتنی را فراهم آورد. هر چند که با نفوذ برادران بزرگتر و اجماع شیخ سالارانه این مسائل به نوعی حل و فصل گردید و پادشاهی تا به امروز تداوم داشته است، اما این مسئله چیزی نیست که در قرن بیست و یکم با گرایشات دموکراتیک و همچنین مرگ اکثر فرزندان عبدالعزیز، بتوان تصویر پایداری را برای عربستان تصویر نمود. بنابراین با مرگ ملک عبدالله، سلمان پادشاه خواهد شد و ولیعهد به احتمال زیاد به احمد خواهد رسید و این وضعیت تا یک دهه آینده تداوم خواهد داشت، اما از آن تاریخ به بعد با مرگ پادشاه و برادرانش، شاهد تغییر در منشور عبدالعزیز و به قدرت رسیدن نوادگانش خواهیم بود که این مسئله هم همانطور که در متن بدان اشاره رفت، نمی تواند برای بیش از دو دهه تداوم داشته باشد. بنابراین عربستان با چند سناریو مواجه خواهد بود:

1- تداوم انتقال قدرت باز هم به نوادگان یا نسل سوم شاهزادگان

2- تغییر در فرمول انتخاب ولیعهد و پادشاه و رفتن به سمت نوعی پادشاهی مشروطه با مکانیسم های خاص در انتخاب رهبران سیاسی

3- ترکیبی از این دو عامل، بدین معنی که نوادگان عبدالعزیز که اکثرا تحصیلکرده غرب بوده و تمایلات دموکراتیک دارند، سعی خواهند نمود تا با توجه به نیازهای زمانه، از پادشاهی مشروطه یا در یک سناریوی ضعیفتر جمهوری دفاع نمایند.

سناریوی سوم سناریوی محتملتری است که در صورت تحقق می تواند پیامدهای زیر را در بر داشته باشد:

1- گسترش تمایلات دموکراتیک و ناسیونالیستی در سطح رهبران و نخبگان سیاسی

2- چالش با علمای سنتی

3- نوعی تحرک اجتماعی و افزایش مطالبات مردمی از حیث گسترش نهادهای دموکراتیک و مدنی؛ که این سه گزینه احتمالی خود می تواند در تداوم، تغییر یا بحران در پادشاهی آل سعود نقش بسیار تعیین کننده ای داشته باشد و بر فرآیند جانشینی و همچنین نوع گذار مسالمت آمیز یا خشونت آمیز تأثیرگذار باشد که برای تحقق آن می بایستی روندهای آتی در خصوص زیست این پادشاهی را به نظاره نشست.

 

 

Share