بهمن ۳, ۱۳۹۷ – ۷:۵۷ ق.ظ |

فرزاد رمضانی بونش
پژوهشگر ارشد مسائل منطقه ای
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
 
چین یک قدرت روبه‌رشد است و به ژرفای منافع آن در نقاط مختلف جهان افزوده می‌شود. یکی از مناطقی که چینی‌ها با آن روابط …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای جنوبی, پاکستان, گزیده ها, مقالات

نقش جریان های شیعی در پاکستان

نگارش در آذر ۱۵, ۱۳۹۷ – ۱۲:۵۹ ق.ظ
Share

حسام کیان مقدم

کارشناس مسائل پاکستان

مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

شیعه به صورت عمومی در شبه قاره هند و به صورت خصوصی در پاکستان مدت هاس از حیث جمعیت بخش قابل توجهی را به خود اختصاص داده و فعالیت های عمومی پیروان این مذهب نیز بسته به میزان اتحاد و قدرت رهبران آنان در طول تاریخ 71 ساله پاکستان متغیر بوده است. اگر بخواهیم صورتی گرافیکی برای میزان قدرت شیعیان که طبیعتا به میزان قدرت جنبش های شیعی ختم خواهد شد ترسیم کنیم باید عنوان کنیم که یک نمودار سینوسی گویاترین شکل ممکن خواهد بود. شیعیان گاهی در نقطه صفر قرار داشته اند و بدون توجه به تاثیر گذاری های کلان غرق در امور داخلی خود بوده اند، گاه با تکیه بر اعتقاداتشان و به لطف داشتن رهبری آگاه در سیاست کلان پاکستان نقش آفرینی کرده اند و گاهی نیز اسیر وهم و اختلافات شده اند که باعث شده قدرتشان به زیر صفر برسد.

صفر تا اوج

علی رغم اینکه شیعیان در پیروزی بیداری اسلامی شبه قاره که منجر به تاسیس پاکستان در سال 1947 نقش داشته اند و بسیاری حتی شخص محمد علی جناح را یک شیعه اسماعیلیه می دانند، ولی در ادامه آنها از جریان اصلی سیاست کنار گذاشته شدند و تا سال ها فقط به انجام اموری چون عزاداری و برگزاری جشن میلاد ائمه «ع» بسنده کردند، روی کار آمدن ژنرال ضیاءالحق دیکتاتور نظامی پاکستان که یک اسلامگرای افراطی تلقی می شد در سال 1977 تلنگری بود که جامعه شیعه به آن نیاز داشت تا از خواب بیدار شده و نقش از دست رفته خود در صحنه قدرت پاکستان را دوباره پیدا کند. ضیاءالحق که تصمیم داشت فقه حنفی را در سراسر پاکستان اجرایی کند در یک اشتباه مسلم پرداخت زکات به صورت برابر را برای تمام مردم پاکستان واجب اعلام کرد. این حرکت که تصور می شد باعث اتحاد رویه مسلمانان پاکستانی شود یک مشکل اساسی داشت و آن هم این بود که شیعیان زکات اجباری آن هم مطابق فقه حنفی را قبول نداشتند و همین باعث شد تا اولین جنبش درونی شیعیان در قالب یک اعتراض گسترده شکل بگیرد.

این اعتراض گسترده به رهبری مفتی جعفر حسین در تاریخ 13 آوریل سال 1979( 24 فروردین سال 1358) انجام شد و جمعیت بالغ بر 100 هزار نفر از شیعیان پاکستان در آن شرکت کردند تا به اجرای قانون جدید ضیاءالحق اعتراض کنند، این سان عظیم مردمی دو نکته مهم را اثبات کرد: اول اینکه شیعیان در صورت اتحاد قدرتی عظیم دارند و در ثانی اینکه دولت ضیاءالحق نمی تواند هر تصمیمی که خواست را گرفته و در کشور اجرای کند، نتیجه این شد که دولت دیکتاتوری وقت عقب نشینی کرده و پرداخت زکات طبق فقه حنفی را برای تمام مردم اجباری ندانست[1].

تاسیس نهضت اجرای فقه جعفری در همین تاریخ مهم ترین نتیجه ای بود که این اعتراض وسیع به دنبال داشت و به این ترتیب این تشکیلات بسیار مهم شیعی در پاکستان با الهام گرفتن از انقلاب اسلامی ایران (100 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران) پابه عرصه حیات گذاشت تا از حقوق شیعیان دفاع کند.

شرکت کنندگان در این اعتراض علاوه بر اعلام موجودیت«تحریک نفاذ فقه جعفری» در قطعنامه پایانی خود ضمن تبریک پیروزی انقلاب اسلامی ایران به مردم امام را به عنوان رهبر تمامی مسلمانان دانستند[2].

پس از مفتی جعفر حسین (متوفی سال 1362) ، شهید عارف حسین حسینی که نماینده امام خمینی«ره» بود رهبری شیعیان را در دست گرفت و تلاش خود را برای فعال تر کردن شیعیان آغاز کرد.برگزاری کنفرانس قرآن و سنت در سال ۱۹۸۷م به ریاست شهید عارف حسین حسینی، نقطه عطفی در آگاهی سیاسی شیعیان این کشور و نقش فعال آنان در صحنه ی سیاست دولت بود؛ به طوری که در انتخابات پارلمان ملی و سنا در سال های ۱۹۸۸م ،۱۹۹۳و۱۹۹۷م تعدادی از نامزد های شیعه بویژه تحریک جعفریه[3] به مجلس راه یافتند که در میان آن ها می توان از امان الله سیال، مرید کاظم، سید جواد هادی و سید عابد حسن حسینی نام برد. گفتنی است که امان الله سیال در شهر جهنگ، مرکز فعالیت سپاه صحابه توانست در یک مبارزه ی انتخاباتی نزدیک با اعظم طارق، دبیر کل سپاه صحابه، بیشترین رای را کسب کند[4].

شیعیان در دوران رهبری شهید حسینی با استقبال خیره کننده و بی نظیر از آیت الله خامنه ای(رئیس جمهور وقت ایران) نشان دادند که قدرتی پنهان دارند و همین باعث ترس حکام وقت پاکستان شد. افسوس که شهادت شهید عارف حسین حسینی در سال 1367 نقطه آغاز زوال این قدرت روز افزون شد.

از اوج به قعر

متاسفانه در سال های پس از شهید عارف حسین حسینی حرکت آگاهانه شیعیان نه تنها ادامه پیدا نکرد بلکه اختناق شدید و بروز اختلافات باعث شد تا قدرت شیعیان به زیر صفر برسد! مذهبی که حداقل 20 درصد تمام مردم پاکستان را تشکیل می دهد به صورت مستقل هیچ نماینده ای در پارلمان ملی و سنای پاکستان نداشت! و شیعیانی که به پارلمان راه می یافتند نیز مجبور بودند حامی و نامزد احزاب سکولاری چون حزب مردم باشند.

این روند تا سالهای پایانی حکومت پرویز مشرف ادامه یافت و او تلاش می کرد علاوه بر سرکوب کامل تروریست ها حتی المقدور برخی جریان های شیعی را نیز از قدرت دور نگه دارد؛ البته برخی معتقدند پرویز مشرف این کار را با هدف ساکت کردن اعتراضات افراط گرایان انجام داده است ولی در هر حال در دوران حکومت او قوی ترین جریان شیعی پاکستان یعنی تحریک جعفریه به صورت کامل ممنوع الفعالیت شد و حامیان رهبر جدید این حزب یعنی «سید ساجد نقوی» فعالیت خود را تحت نام تحریک اسلامی آغاز کردند.

ممنوع الفعالیت شدن این جنبش تنها ضربه سنگین به پیکره شیعیان نبود بلکه در سالهای بعد بروز تفرقه میان شیعیان دومین زخم کاری را نیز به بدنه شیعیان زد! آغاز فعالیت های برخی رهبران شیعی تحت عنوان «مجلس وحدت مسلمین» که به حق فعالیت های بسیار خوبی نیز دارند باعث شد تا اتحاد شیعیان کمتر و کمتر شود، فعالیت علمایی نظیر «سید جواد نقوی» در لاهور که خود داعیه دار پیروی از انقلاب اسلامی ایران و دفاع از ولایت فقیه است نیز تشنج اوضاع را بیشتر کرد، نکته قابل ذکر این است که فعالیت هریک از این دسته ها به تنهایی اقدامی عالی به نظر می رسد ولی مشکل اختلافاتی است که باهم دارند و در برخی موارد رد کردن کامل عقاید فکری یکدیگر![5].

اعتراضات سال 2014 توسط طاهر القادری و عمران خان نشان داد که این اختلافات تا چه اندازه می تواند خطرناک باشد! احزاب حامی تحریک انصاف «علامه راجه ناصر» را رهبر شیعیان می دانستند. زیرا حاضر شده بود از طاهر القادری حمایت کند و احزاب حامی نواز شریف «سید ساجد نقوی» را رهبر شیعیان می دانستند، زیرا حاضر شده بود از نواز شریف حمایت کند!! این گفتگوها بارها در شبکه های ملی پاکستان پخش شد و اثبات کرد که اختلاف بین شیعیان از یک موضوع داخلی فراتر رفته است.

در جریان انتخابات سال 2018 نیز این اختلاف بیش از هر زمانی جلوه نمود. زیرا سید ساجد نقوی با حضور در ائتلافی به نام «مجلس متحده عمل» با برخی احزاب افراط گرا مانند جمعیت علمای اسلام شاخه فضل الرحمن دست به اتحاد زد، ولی مجلس وحدت مسلمین دقیقا موضعی مخالف گرفته و حمایت همه جانبه خود را متوجه حزب تحریک انصاف و عمران خان کرد.

بازگشت به روزهای اوج

اینک مردم پاکستان و شیعیان این کشور دریافته اند که با اختلاف و تفرقه نمی توان به پیروزی دست یافت و تحرکاتی که برخی رهبران میانی شیعه برای ایجاد اتحاد دارند نشان دهنده این است که به زودی اخبار خوبی دریافت خواهد شد.  موضوعاتی چون مشکلات زوار پاکستانی می تواند باعث ایجاد وحدت میان شیعیان شود و البته نباید فراموش کرد اختلافات فکری داخل ایران عامل اصلی بروز اختلافات فکری در پاکستان است.

واژگان کلیدی: اختلاف، جریان ، شیعی ، پاکستان ، نقش

[1]این شیوه دریافت زکات هنوز هم در پاکستان به چشم می خورد و بانکهای این کشور در زمان خاصی زکات را از حساب های بانکی کسر می کنند الا اینکه صاحب حساب اعلام کند که شیعه است!.

[2]امرایی حمزه، پیشین

[3]نام دوم «تحریک نفاذ فقه جعفریه» که در سال 1371 برای این جنبش انتخاب شد و تا زمان غیر قانونی شدن فعالیت های آن در سال 1380 توسط پرویز مشرف با همین نام به فعالیت هایش ادامه داد.

[4]تاثیر انقلاب اسلامی برعلما و سازمان های سیاسی و فرهنگی پاکستان،فصل نامه ی پژوهش نامه ی انقلاب اسلامی،به نقل از حمزه امرایی، انقلاب اسلامی ایران و جنبشهای اسلامی معاصر،ص۱۷۷

[5]نگارنده خود شاهد برخورد سرد «علامه راجه ناصر» دبیر کل مجلس وحدت مسلمین و «سید ساجد نقوی» رئیس حزب تحریک اسلامی در عاشورای سال 2014 بوده است که حتی حاضر نشدند به یکدیگر سلام کنند…

Share