شهریور ۲۹, ۱۳۹۹ – ۳:۳۲ ق.ظ |

– کارشناس یوراسیا

مرکز بین المللی مطالعات صلح-  IPSC
دریای مدیترانه یکی از مناطق کلیدی راهبردی از دیر باز نقش مهمی در بزرگترین تحولات بین المللی ، رقابت ها و جنگ های جهانی داشته است. مجاورت دریای …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای میانه, ايران, تاجیکستان, تركمنستان, خاورمیانه, گزیده ها, مقالات

همکاریهای فرهنگی و آینده مطلوب منطقه

نگارش در اسفند ۱۵, ۱۳۹۷ – ۱:۵۸ ب.ظ
Share

دکتر محمد حسن صنعتی

کارشناس ارشد

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

در این مقال، مایلم به بهانه تحولات کمرنگ اما امیدوار کننده در روابط فرهنگی کشورمان با کشورهای منطقه بحثی را در مورد همکاریهای فرهنگی و آینده مطلوب  مطرح کنم .

نکته نخستی که در این مورد باید بدان اشاره کنم این است که در ساماندهی روابط خوب فرهنگی – با همه یگانگی هایی  که با ملت های منطقه احساس می کنیم – به شناخت دقیق همدیگر نیازمندیم. وقتی که اقوام و ملتهای منطقه دارای شاخه ها و شعب فراوان و بسیاری هستند، وقتی که ترکمن ها یا ازبکها – چه در کشور خود باشندو چه در کشور های دیگر سکونت داشته باشند – شعب و شاخه های بسیار دارند و به اقتضای این تنوع شعب ، پای بند باورها و رفتارهای متفاوت فرهنگی هستند، قاعدتاً هر کشور و هر ملتی که در فکر تدبیر روابط سازنده و مثبت فرهنگی با آنان است باید به شناخت دقیق از این تفاوت ها و تمایز ها و ویژگی ها دست پیدا کند. اغراق نیست اگر   اقوام منطقه و ملت‌های منطقه را گل صدبرگ بخوانیم. البته میدانی  هم در دوشنبه پایتخت تاجیکستان به همین نام هست.

به بیان دیگر با توجه به تنوعی که در ملتهای منطقه  احساس می‌شود و هر کدام از اقوام درون این ملتها در مناطق مختلف دارای باورها سنت‌ها و آیینهای متفاوتی هستند شناخت کامل آنها اهمیت دارد.در این مجال این امکان وجود ندارد که یکایک این تمایزها و تفاوت‌ها را برشماریم. می توانیم به عنوان نمونه اشاره کنیم که  در نظامها و ملتهای منطقه و سامان  ملی و قومی  و قبیله ای آنها نوعی شخص محوری هم وجود دارد. گونه ای محوریت برای شخص  یا اشخاصی که ملت ها به دیدگاه ها و نظر آنها در ترازهای مختلف تاثیر ، اعتنا دارند. علی القاعده باید در شکل دهی روابط فرهنگی ازدیدگاه‌ها و حساسیت‌ها آنها خاصه در پیوند با مصالح  و منافع ملی کشورها کاملا آگاهی پیدا کرد. این منظومه شناختی زمانی سامان پیدا می کند که در عرصه اهتمام کارگزاران فرهنگی کشور ما  محل اعتنای جدی واقع گردد و برای آن تدابیر اساسی اتخاذ گردد . در تاریخ روابط کشورها و اشخاص اثرگذار فیمابین  گزارشهای فراوانی  سراغ داریم که شرح اقامت های طولانی کسانی است که می‌خواسته اند زبان ، ادبیات و فرهنگ ما را بشناسند. شخصیتی مانند میس لمپتون که کتاب مالک و زارع در ایران را نوشته است وقتی می‌خواهد به شناخت ایرانی دست پیدا کند ،به عنوان یک بریتانیایی مدت‌ها در ایران  اقامت کرده است و  سال ها سعی کرده به شناخت کافی از ملت ما و از ترجیحات و مناسبات اجتماعی اقتصادی فرهنگی ما برسد. یا  ادوارد براون  که او را بیشتر مستشرق خوانده اند، و در تدوین تاریخ ادبی ما کوشش فراوان کرده و نام آور است، سال ها در ایران مناطقی را برای سکونت انتخاب کرده است که هیچ شخص انگلیسی و همزبان او در ان منطقه نباشد تا مجبور باشد با گویش های محلی ایران به اصیل ترین شکل آن آشنا شود  و به توانایی سخن گفتن به زبان فارسی دست پیدا کند.  گفته شده که ادوارد براون حتی در مسائل اعتقادی گاه نسبت به اسلام اظهار اعتقاد کرده است و دارای لهجه یزدی بوده است به دلیل اینکه مدتها در این جغرافیا با مردم مانوس و  محشور بوده است. نتیجه هم این شده است  که گاهی از بسیاری از پژوهشگران بومی ما هم دقیقتر به ظرایف فرهنگی و ادبی و اجتماعی ایرانیان آشنایی پیدا کرده است و کتاب‌های بسیاری هم دارد.از جمله یک سال در میان ایرانیان. مرادم شناخت بیشتر ملتها و اقوامی است که از بسیاری جهات با آنها حس خویشاوندی داریم.

 نکته دیگری دیگری که مایلم به آن بپردازم این مطلب است که ما درشناخت فرهنگ و سنن فرهنگی ملت ها باید یادمان باشدکه مردم منطقه همچنان شرقی هستند. آنها همچنان مراوده را خوش می‌دارند و مایل هستند که در سرد و گرم روزگار و تلخ و شیرین های سیاسی و اقتصادی ، ملت ها مراقب و پشتیبان همدیگر باشند. برونداد چنین رویدادی ، می تواند تقویت دیدار ها با مسئولان کشورها و مسئولان نهادها و مشخصاً نهادهایی فرهنگی باشدکه بایستی کارگزار تدابیر فرهنگی باشند و بتوانند برکات همه‌جانبه همگرایی را برای ملتهای منطقه فراهم کنند.

 ما بارها در گزارش‌های ماموران فرهنگی سراغ داریم که بسیاری از اوقات فرهنگ ،چرخ متوقف سیاست و صنعت و اقتصاد در روابط  و مذاکرات کشورها را به چرخش در آورده و مشکلات را برطرف کرده است. فراوان دیده شده است که وقتی یک قاب خاتم کاری دستی از یک کارمند فرهنگی به چهره ها و مسئولان فرهنگی کشور میزبان هدیه داده شده است توانسته بخش عمده ای از اختلاف ها را در مسیر گفتگو قرار دهد و آنها را برطرف کند.  از این به بعد نیز می‌توان از همین منظر به مسائل نگاه کرد. اگر در مواردی احساس می کنیم نوعی مضیقه در نگاه ملت‌ها یا  سران آنها به روابط منطقه ای به  وجود آمده و شاید نگاه بسته پیدا کرده اند بایستی با گفتگو و مراوده بیشتر این مشکلات را حل کرد تا بتوان عطف به زمینه ها و ظرفیتهای تازه در مسیر ایجاد توسعه فکری فرهنگی به عنوان زیرساخت موثر در جهت افزایش همکاری های منطقه ای تدبیر و تلاش کرد. یعنی بکوشیم توسعه فرهنگی و فکری در منطقه ایجاد شود و علی القاعده همه ما از فواید و و برکات چنین رویکردی برخورد باشیم.  شاید با توجه به تجربه های موفقی که می شناسیم ، پذیرش دانشجو در کشورهای منطقه به طور متقابل بتواند یکی از تدابیر باشد که ضمن توسعه آشنایی متقابل ملت ها با هم امکان اعطای ظرفیت های علمی و آموزشی ملت ها به یکدیگر را فراهم کند و بدین طریق انگیزه های ملت ها برای گسترش روابط از جمله روابط علمی و فرهنگی را تقویت کند.

آنچه مسلم است ضمن احترام به صلاحیت ها و شایستگی های همه کسانی که به عنوان کارگزاران سیاست خارجی در کشورهای منطقه ماموریت بر عهده میگیرند (چه نیرو ها و فرستاده ها از سوی کشور ما به  کشورهای منطقه و چه  فرستادگان و نمایندگان از سوی کشورهای دیگر) به گمان بنده  به سواد فرهنگی گسترده ، متنوع و جامع تری نیازمندیم. حتما کسانی که در این عرصه ورود پیدا می‌کنند و متکفل مسئولیتهای تعیین‌کننده در روابط ملت‌ها می‌شوند، از این حیث در جایگاه بایسته و شایسته ای هستند، اما بعضا پیچیدگی هایی در این قبیل روابط به وجود می آید که موجب میشود تابر ضرورت چنین دانشی تاکید بیشتری کنیم.. لذا به موازات توسعه سواد فرهنگی و به موازات حرکتی که برای رسیدن به توسعه فکری و فرهنگی صورت می گیرد، بایدسرمایه گذاری کرد تا در جایی که مدخل های میزبانی و مهاجرت مورد توجه است، مقوله سواد فرهنگی در موقعیت محوری قرار بگیرد. امیدوار هستم با ارجاع به مختصات و ضرورت های شکل گیری روابط بهتر در منطقه، توانسته باشم دورنمایی از راهکار نیل به این هدف مبارک را دراین بیان مختصر عرضه کرده باشم.

واژگان کلیدی: منطقه ، همکاریهای فرهنگی، آینده مطلوب

Share