خرداد ۲۷, ۱۳۹۸ – ۸:۱۰ ق.ظ |

کارشناس مسائل افغانستان
مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc

افغانستان کشوری است که بیش از 5 هزار سال تاریخ فرهنگی و تمدنی دارد و به اعتقاد شرق شناسان، این کشور به عنوان چهار راه تلاقی بزرگترین فرهنگ ها …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, اروپا, تركيه, خاورمیانه, مقالات

سیاست منطقه ای ترکیه در سال 97

نگارش در فروردین ۲۳, ۱۳۹۸ – ۳:۴۳ ب.ظ
Share

اژدر پیری سارمانلو

پژوهشگر و کارشناس امور بین الملل

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

نگاه کلان سیاست خارجی جمهوری ترکیه در سال های اخیر از رویکرد ملی‌گرایانه به سمت کانون تحولات خاورمیانه و گرایشات اسلام‌گرایی حرکت کرده است. خاورمیانه ای شدن سیاست خارجی ترکیه و تمایل به گرایشات اسلامی اخوان المسلمین نشان از عمق نگاه استراتژیک نخبگان حاکم ترکیه است. حکومت ترکیه از بدو تحولات منطقه ای جهان عرب موسوم به “بهار عربی” سعی داشته است به عنوان بازیگر مهم منطقه ایفای نقش کند.

گفتمان نوعثمان‌گرایی در سیاست خارجی ترکیه الزاما زمینه تنش و واگرایی در روابط ترکیه با سایر کشورهای منطقه را فراهم کرده است.دخالت ترکیه در مناقشات داخلی سوریه و عراق عزم راسخ سردمداران حکومت ترکیه را در راستای احقاق “میثاق ملی” هرچه بیشتر آشکارتر می‌کند. گفتمان اقتدارگرایانه رئیس‌جمهوری ترکیه، رجب طیب اردوغان، منجر به سلسله عملیات های نظامی در کریدور شمالی کانتون‌های کُردی به منظور تسلط نظامی بر بخش‌هایی از خاک سوریه و جلوگیری از پیشروی میدانی کُردها جهت قدرت چانه زنی و نقش آفرینی در آینده تحولات سوریه و منطقه در مقابل رقبای روس و ایرانی خود بوده و از سویی به منظور تهییج افکار عمومی و بسیج نیروهای سیاسی مختلف زیر چتر ناسیونالیسم افراطیبرای انتخابات سرنوشت ساز درون حاکمیت ترکیه تلاش می‌کند. چالش‌های جدید سیاست خارجی حکومت ترکیه با کشورهای غربی؛ هلند، آلمان، سوئیس و آمریکا و کشورهای مهم منطقه‌ای؛ عربستان سعودی، روسیه، سوریه، عراق و در نهایت کُردها نشان از عدم مدیریت درست سیاست خارجی و اقدامات شتاب‌زده رهبران این کشور و تعمیق اختلافات با کشورهای مذکور بود که هرروز بر عمق این تنش ها و اختلافات افزوده می‌شود.

روابط ترکیه و جمهوری اسلامی ایران

روابط آنکارا و تهران در سال 97 نسبت به سیر روابط دو کشور در دوره بعد از تشدید بحران سوریه را مثبت می‌توان ارزیابی کرد. همراهی نکردن ترکیه در تحریم ها و فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران و گسترش همکاری‌های اقتصادی و منطقه ای روابط دو کشور را به عنوان نقطه عطفی وارد مرحله جدیدی کرده است. عملگرایی و انعطاف‌پذیری ژئوپولیتیکی در برقراری موازنه منطقه ای به ویژه همکاری‌های مثلث تهران، آنکار و مسکو در تحولات سوریه فهم مشترکی از منافع دو کشور را نشان داد. همکاری‌های دوجانبه و چندجانبه بین دو کشور در حوزه بازرگانی، تجارت انرژی –خط لوله ترانزیت گاز طبیعی به ترکیه- و توافقات امنیتی در شمال عراق نسبت به سال های گذشته افزایش یافته است. مراودات دیپلماتیک و سیاسی ترکیه و ایران در نشست‌های آستانه و سوچی برای برون رفت از بحران سوریه و همچنین اعلام اتش بس در نقاط مختلف خاک سوریه برای ارائه نقشه راهی مشترک به منظور پایان تعارضات در سوریه، همکاری در چارچوب مبارزه با تروریسم، همکاری های سیاسی در مناقشات اخیر قطر و محور عربستان سعودی از مهمترین رویدادهای تحول‌ساز این دو کشور در خاورمیانه آشوبناک بوده است. در نهایت می‌توان اذعان کرد که سیاست خارجی ترکیه در سال گذشته بنا به تقویت مواضع رئیس جمهور اردوغان  ذیل گفتمان ضد امپریالیسم و تقویت جریان‌های ضد غرب‌گرا و گرایشات اسلام‌گرایانه محافظه کار بیش از پیش به مواضع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از بدو وقوع انقلاب 57، در چارچوب فرهنگ مقاومت و استکبارستیزی به عنوان نقطه عطفی در گرایشات منطقه ای این دو کشور نمایان شده است.

سیاست ترکیه درسوریه

روابط دو کشور ترکیه و سوریه در اغاز دهه اول قرن 21 در زمینه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی آغاز گردید و تا اواسط سال 2011 به اوج خود رسید. با شروع تحولات و آغاز تنش‌ها در سوریه رویکرد سیاست خارجی ترکیه نسبت به این کشور تغییر کرد و تا مرحله رویارویی نظامی با این کشور هم پیش رفت. رویکرد سازنده ترکیه باتوجه به داشتن مرز زمینی مشترک با سوریه می‌توانست مناقشات و تعارضات داخلی سوریه را به حداقل برساند، اما ترکیه در هم همه جنگ داخلی سوریه و اوضاع آشفته منطقه ترجیح داد خود را وارد یک ماجراجویی جدید کند که تاکنون نه تنها نتواسته است امنیت مرزهای خود را تأمین کنید بلکه اقتصاد روبه رشد کشورش را با رکود مواجه کرده است. به‌ هرحال،آنچه شاکله اصلی سیاست خارجی ترکیه در قبال سوریه را تشکیل می‌دهد، اتخاذ رویکردی پارادوکسیکال و بعضاً متناقض است که به نظر میرسد قبل از آنکه منبع و منشأ آن در تغییر و تحولات شکل گرفته در سوریه باشد باید ریشه آن را در خود ترکیه جستجوکرد. ترکیه در سال 97 بعد از تصیم ناگهانی ایالات متحده جهت خروج از مناطق تحت کنترل کُردها در شمال سوریه خود را آماده حمله تمام عیار به این منطقه کرد، اما با گذر زمان و لابی‌گری کُردها در حال حاضر آمریکا و نیروهای ائتلاف با قصد و نیت ترکیه مخالفت کردند. حمایت و پشتیبانی آمریکا از نیروهای سوریه دموکراتیک به رهبری کُردها تنش بین واشنگتن و آنکارا را بیش از پیش آشکار ساخت. سردی در روابط غرب با حکومت ترکیه موجب تغییر مواضع سیاست خارجی این کشور به سمت ایران و روسیه شده است.

ترکیه و کُردهای روژآوا

حکومت ترکیه عملیات های نظامی یک جانبه و چندجانبه ای از آغاز درگیری ها در سوریه علیه مواضع نیروهای کُرد روژآوا (ی.پ.گ و ی.پ.ژ) انجام داده است. در آخرین عملیاتی که با چراغ سبز مسکو تحت عنوان”شاخه زیتون” صورت گرفت موجب تصرف شهر کُردی عفرین شد.تحولات میدانیدر شمال و شرق سوریه ترکیه را بر آن داشته است که درصد حمله نظامی به این منطقه برآید تا از طرفی مانع اتصال هر سه کانتون کُردی به یکدیگر شود و از طرفی دیگر مانع تثبیت موقعیت نیروهای کُرد در مناطق مرزی خود شود. نیروهای سوریه دموکراتیک که یکی از مهمترین متحدان آمریکا و ائتلاف بین المللی در مبارزه با تروریسم داعش هستند از حمایت ضمنی این نیروها برخوردار بوده و همین امر موجب نگرانی حکومت ترکیه شده است. در سال گذشته ترکیه قصد داشت با اتخاذ سیاست های چندجانبه گرایانه از طرفی درصدد سلب حمایت نیروهای ائتلاف از کُردها برآید و از طرفی دیگر با رایزنی با روسیه و ایران در نشست سه جانبه در آنکارا عملیات دیگری از مسیر تل رفعت به سمت منبج شروع کند. چنین تمایلاتی از سوی ترکیه درصورتی که منافع راهبردی ایران و روسیه تامین نشود می تواند به بحرانی جدید در روابط ترکیه با روسیه و ایران تبدیل شود. ترکیه همچنان سودای حمله نظامی به شرق فرات –مناطق تحت کنترل نیروهای سوریه دموکراتیک- را در سر دارد که بتواند به اهداف تسلط میدانی خود دست یابد، این نشان از احتمال آغاز عملیاتی دیگری در شرق فرات در سال آینده دارد.

واژگان کلیدی: سیاست، منطقه ای، ترکیه، سال 97، اژدر پیری سارمانلو

Share