تیر ۱۴, ۱۳۹۹ – ۱۱:۲۱ ق.ظ |

دکترای علوم سیاسی و کارشناس مسائل شبه جزیره عربستان
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
تحولات میدانی و سیاسی در یمن همچنان ادامه دارد و نقش بازیگران داخلی و منطقه ای آن هم همچنان با تغییراتی روبرو …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای جنوبی, پاکستان, گزیده ها, مقالات

سپاه صحابه؛ ضد شیعی ترین گروه رادیکالی اسلامی

نگارش در اردیبهشت ۲۰, ۱۳۹۹ – ۸:۲۴ ق.ظ
Share

مریم وریج کاظمی

کارشناس مسائل ژئوپلتیک

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

اگرچه سپاه صحابه را بیشتر با «رمزی احمد یوسف » مغز متفکر بمب گذاری فوریه سال 1993مرکز تجارت جهانی در نیویورک میشناسند اما حملات خشن اعضای این گروه رادیکالی علیه منافع و مواضع شیعیان، نام آنان را در بین گروههای تروریستی برجسته تر کرده است. سپاه صحابه پاکستان(Sipah-e-Sahaba Pakistan) به اختصار(SSP) که سابقا به نامهای انجمن سپاه صحابه و جماعت اهل سنت معرفی می شد؛ رسما در سپتامبر 1985 میلادی در زمان اوج تنش های میان سنی ها و شیعیان در پنجاب جهنگ  با حمایت رژیم محمد ضیاء الحق و حمایت های مالی کشورهای حاشیه خلیج فارس شکل گرفت.

ریشه های این شکل گیری به اواخر دهه 1970 و اوایل 1980 در پاسخ به افزایش همبستگی سیاسی جامعه شیعیان پاکستان و همزمان با انقلاب اسلامی در ایران(1979) بوجود آمد. با این حال تنش های فرقه ای رو به رشد در منطقه پنجاب جهنگ که در آن اشرافیت فئودالی شیعه به طور سنتی بر سیاستهای محلی در منطقه ای که دارای اکثریت جمعیت سنی ها بود تسلط کامل داشت؛ از جمله عامل اصلی ظهور سپاه صحابه بود. سپاه صحابه با تکیه بر لفاظی های فرقه ای جهنگوی ، یک کارزار سیاسی علیه مالکیت شیعه در منطقه جهنگ آغاز کرد و در این زمان بود که سازمان اطلاعاتی پاکستان از« حق نواز جهنگوی» که دارای عقاید ضد شیعی بود حمایت مالی کرد تا چنین گروهی را تشکیل دهد.

 حق نواز جهنگوی در سال 1952 در یک خانواده سنی مذهب و فقیر متولد شد. اگرچه وی هیچ آموزش سنتی فراتر از کلاس چهارم دریافت نکرد، اما چندین سال را صرف حفظ قرآن و یادگیری دستور زبان و تلاوت در حوزه های علمیه پیرامون پنجاب نمود.وی در سال 1973 واعظ و پیشوای نماز در مسجد پیپ لین ویل در شهر جهنگ بود. او پیش از آنکه به عنوان بنیانگذار سپاه صحابه شناخته شود معاون حزب دیوبندی از ایالت پنجاب بود.

 پس از ترور حق نواز اختلافات داخلی میان گروهی، منجر به ظهور حداقل شش گروه دیگر در سپاه صحابه شد: ببرهای جهنگوی ، ببرهای الحق ، تنظیم ال حق ، ال فاروق ، بنیاد آل بدر و الله اکبر. این گروه های کوچک پراکنده توسط رهبران صحابه به ترتیب در مناطق جهنگ ، فیصل آباد ، سارگدا ، سمندری ، کراچی و چینیوت هدایت می شدند؛ اگرچه برخی از آنان همانند ببرهای جهنگوی و ببرهای الحق و الله اکبر به طور رسمی در لشکر جهنگوی ادغام شدند.

پس از مرگ حق نواز « ایثار قاسمی» به عنوان رهبر صحابه در مجامع محلی و ملی در ایالت پنجاب انتخاب شد که نشانگر تحکیم جایگاه سیاسی صحابه در جهنگ بود. قاسمی اولین مقام صحابه بود که به عنوان عضو پارلمان ملی هم فعالیت می کرد. قاسمی در ژانویه 1991 توسط افراط گرایان شیعه در جهنگ به قتل رسید. 

«ضیاء الرحمان فاروقی» پس از درگذشت ایثار قاسمی کنترل سپاه صحابه را به دست گرفت. فاروقی کمک کرد تا صحابه به یک سازمان قانونی در سطح کشور تبدیل شود و با پیوستن این گروه با حزب حاکم پاکستان در سالهای 1993 تا 1996  آنان را بیشتر در صحنه سیاسی ملی نمایان ساخت. با این حال  فاروقی دوره ای را در سپاه صحابه اداره می کرد که درگیری های داخلی در درون سازمان پدید آمد. این خشونتها در سه دسته قابل بررسی هستند؛ اول: کسانی که معتقد بودند عقاید اصلی بنیانگذار صحابه یعنی حق نوازجهنگوی باید با استفاده از تمام ابزارهای ممکن از جمله خشونت و تروریسم پیگیری شود.دوم: کسانی که معتقد بودند حزب باید به سمت فعالیت سیاسی حرکت کنند و یک نیروی مبارز جداگانه از خشونت ایجاد کنند و سوم کسانی که اعتقاد داشتند خشونت فرقه ای باید ادامه دار و گسترش یابد.

فاروقی در 18 ژانویه 1997 زمانی که به جرم قتل یک رهبر گروه شیعه در دادگاهی در لاهور حضور پیدا کرد در عملیات انتحاری کشته شد. پس از این انفجار بود که سپاه صحابه مراکز فرهنگی ایران را در لاهور و مولتان به آتش کشیدند. بین ژانویه و مه 1997 هفتاد و پنج چهره برجسته شیعه توسط اعضای سپاه صحابه ترور شدند.

«اعظم طارق» که به همراه فاروقی در آن دادگاه حضور داشت پس از زنده ماندن در بمب گذاری، رهبری سپاه صحابه را برعهده گرفت. طارق تحصیلات دینی و عربی را در مدرسه علمیه در کراچی ، پایتخت ایالت سند گذراند و مدتی عضو پارلمان پاکستان بود. او در این زمان از موقعیت خود در جهت قرار دادن مقامات ارشد صحابه در سمت های دولتی در سطح محلی و ملی استفاده کرد. وی همچنین مقررات ضد شیعی را در پارلمان وضع کرده بود که قرار دادن نام علی(ع) در کنار سه خلیفه را کفر آمیز و آنرا سوء استفاده شیعیان بر روی اسم سه خلیفه اول(ابوبکر ، عمر و عثمان) برای حق خلافت علی(ع) می دانست. طارق با وجود مشارکت در  فعالیتهای سیاسی و انتخاباتی فردی دموکرات نبود. وی به قتل چندین مقام شیعه و غیرنظامی در دهه 1990 متهم و به دو سال زندان محکوم شد. وی همچنین در زمان حکومت طالبان به طور مرتب به افغانستان سفر می کرد. طارق در 21 فوریه 2001 در پاکستان بازداشت شد. اگرچه دولت به طور رسمی فعالیت صحابه را در ژانویه 2002 ممنوع اعلام کرد اما  به طارق اجازه داده شد تا در انتخابات پارلمانی اکتبر 2002 از سلول زندان خود شرکت کند.پس از پیروزی طارق به شرط آنکه از پرویز مشرف حمایت کند از زندان آزاد شد و اجازه یافت تا کرسی خود را در مجلس حفظ کند. او تا 6 اکتبر 2003 ، هنگامی که در اثر درگیری انتقام جویانه از شبه نظامیان رقیب شیعه کشته شود در سمت خود در پارلمان حضور داشت. 

آنچه مشخص است از زمان شکل گیری این گروه خشونت های فرقه ای در پنجاب و قتل های هدفمند شیعیان برجسته از جمله فعالان سیاسی، پزشکان، بازرگانان و روشنفکران و حملات پی در پی به نمازگزاران در مساجد شیعی به اوج خود رسید.  علاوه بر هدف قرار دادن شیعیان،سپاه صحابه در حملات به اعضای فرقه احمدی و پیروان مکتب بریلوی نقش موثری داشته اند. 

اعضای سپاه صحابه مبارزات سیاسی انتخاباتی طولانی زیر پرچم جماعت علمای اسلام(JUL)تا اوایل دهه 1990 انجام دادند و از سال1993تا1996 با حزب مردم پاکستان(PPP) که زیر نظر بی نظیر بوتو بود ،در همبستگی حزبی قرار داشتند. در حالی که شاخه ای اعضای این گروه در مبارزات سیاسی فعال بودند شاخه ی دیگر این اعضا در کنار طالبان در افغانستان می جنگیدند. اعتقاد بر این است که اعضای سپاه صحابه به همراه لشکر جهنگوی(LEJ) مسئول قتل عام هزاره ها(شیعیان افغان) و دیپلمات های ایرانی در اوت سال1998 در شمال افغانستان باشند.این گروه افراطی و رادیکالی از زمان شکل گیری تا حال حاضر درگیر خشونت ،فرقه گرایی خشن و تحول در سیر انتخابات سیاسی در سطح محلی و ملی به نفع ایدئولوژی خود بوده اند و به عنوان برجسته ترن گروه شبه نظامی ضد شیعه پاکستان به جهانیان معرفی می شوند.

سپاه صحابه با گروه های تروریستی از جمله جیش محمد ، لشکر طیبه ، حرکت مجاهدین اسلامی ، جنبش اسلامی ازبکستان و القاعده پیوند و مراودات نزدیکی دارد.سپاه صحابه و لشکر جهنگوی از 11 سپتامبر 2001 به پایگاهی برای اقدامات القاعده در پاکستان تبدیل شده اند. صدها نفر از مبارزان صحابه در اردوگاه آموزشی خوست که توسط طالبان و القاعده اداره می شد، آموزش دیده اند؛ این اردوگاه های آموزشی توسط طالبان به گروههای وابسته جهنگوی و حرکت آل انصار و دیگر شبه نظامیان اهدا شد. در دهه 1990 هزاران نفر از اعضای صحابه در کنار طالبان در افغانستان جنگیدند و جنگ سالاران رقیب از جمله احمد شاه مسعود و هزاره ها(شیعیان افغانستان) را هدف قرار دادند.

 پیوند بین طالبان و سپاه صحابه به دلیل مخالفت سرسختانه آنها با شیعیان و بطور مشخص با ایران است. صحابه همچنین با گروه های تروریستی آسیای مرکزی که به افغانستان و پاکستان تبعید شده اند، ارتباط تنگاتنگ دارد. در افغانستان در دهه 1990 ، اعضای صحابه در کنار نهضت اسلامی ازبکستان (IMU) جنگیدند، تا حدودی به این دلیل که آنها مشتاق بودند برای خود شجره نامه ای پان اسلامی برپا کنند ، نه آنکه آنها را به عنوان شبه نظامیان ضد شیعه برچسب گذاری نمایند.

سپاه صحابه با تفسیری سخت و خشن از اسلام دیوبندی هدایت می شود که شیعه و سنی غیر دیوبندی را بدعت می داند. اعظم طارق ، رهبر سپاه صحابه گفته بود اگر اسلام در پاکستان برقرار شود ، باید شیعیان کافر اعلام شوند. با این تعریف سپاه صحابه از دو تاکتیک اصلی برای خشونت های سازمان یافته خود استفاده می کند: قتل های هدفمند فعالان برجسته گروه مخالف و تیراندازی به نمازگزاران در مساجد که توسط فرقه های مخالف اداره می شوند. عملیات کمین و حمله مانند حمله اکتبر 2009 به مقر ارتش پاکستان در راولپندی و حمله ماه مه 2010 به  مسجد احمدی در لاهور در این راستا گزارش شد.

اگرچه دولت پاکستان در سال 2002 میلادی رسماً فعالیت این گروه را ممنوع اعلام کرد، اما برخی از عناصر این گروه در بخش های نظامی و اطلاعاتی، کماکان منافع سپاه صحابه را اداره و ادامه می دهند؛ و از سوی دیگر بیشتر بودجه های حمایتی از سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس صرف تاسیس مدارس دینی(به طور تخمینی هفده تا بیست هزار مدرسه در منطقه وجود دارد) برای آموزش کودکان در نظر گرفته میشود چراکه آموزش و پرورش دولتی برای والدین فقیر بسیار هزینه بر است و کودکان ناچارا جذب مراکز آموزشی دینی-مذهبی زیر نظر سپاه صحابه و دیگر گروههای رادیکالی در پاکستان میشوند. به این دلیل سپاه صحابه با داشتن پتانسیل های مالی و انسانی متنوع توان مقابله با عقاید مغایر با ایدئولوژی خود را دارد و شیعیان بخصوص منافع ایران در پاکستان به عنوان دشمن درجه یک این گروه در کانون حملات تروریستی قرار میدهند. بی تردید هم اینک سپاه صحابه با در نظر داشتن و پیش بردن ترکیب و بافت مبارزات اسامه به لادن به عنوان پدر خوانده شان سازماندهی و تمرکز گرا می شوند و توان تاثیرگذاری بر افکار منطقه ای به نفع ایدئولوژی مورد نظر بنیانگذارانشان را در سطوح ملی و بین المللی دارا هستند که البته با جا افتادن مفهوم دهکده جهانی(ارتباطات) میان نسل جوان همراه با نرخ بالای زاد و ولد و بیکاری ،کمبود منابع غذایی و آب آشامیدنی و.. در منطقه تحت نفوذ خویش چالش های اساسی را هم تجربه خواهند کرد.

کلید واژگان: سپاه صحابه، پاکستان، شیعه، تروریسم، رادیکالیسم، مریم وریج کاظمی

Share