خرداد ۲۷, ۱۳۹۸ – ۸:۱۰ ق.ظ |

کارشناس مسائل افغانستان
مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc

افغانستان کشوری است که بیش از 5 هزار سال تاریخ فرهنگی و تمدنی دارد و به اعتقاد شرق شناسان، این کشور به عنوان چهار راه تلاقی بزرگترین فرهنگ ها …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای میانه, ايران, تاجیکستان, گزیده ها, مقالات

سرمایه ی حسن همجواری

نگارش در خرداد ۳, ۱۳۹۸ – ۸:۲۳ ق.ظ
Share

دکتر محمد حسن صنعتی

کارشناس مسائل منطقه ای

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

 

یکی از مقولات در روابط بین الملل منطقه گرایی است که  یک ضرورت برای حفظ منافع ملی هر کشور  است. آنچه میتوان اضافه کرد این نکته است که همسایگی و مراعات اصول حسن همجواری می تواند کمک کننده به تحقق ایده هایی باشد که در هر کشور و از جمله در کشور ما معطوف به منطقه‌گرایی، ایده پردازی و پیگیری می شود. در این بین ما ظرفیت ها و مشترکاتی داریم با همسایگان خود به ویژه همسایگانی که با آنها دارای زبان و ادبیات و دین و فرهنگ مشترک هستیم که عطف به آنها می توانیم در توجه عمیق تر به اصل منطقه گرایی از نوعی تبدیل همسایگی به یگانگی سخن بگوییم.

هنگامی که  روابط ما با کشورهای همجوار و کشورهایی که دارای مشترکات فراوان با آنها هستیم از همسایگی به سمت یگانگی حرکت میکند، ما هم افزایی های قابل ملاحظه ای پیدا می کنیم که می شود آنها را  سرمایه های موثر در مسیر اقتدار بیشتر در منطقه تلقی کرد.

آنچه باعث خوشبختی است فراوانی همسایه ها در منطقه برای کشور ما است. ما به اعتباری با ده و به اعتباری با ۱۵ کشور مستقل ، همجواری داریم.البته با تعدادی از این کشورها از جمله تاجیکستان و حتی شاید ازبکستان از این حیث که دارای زبان و ادبیات و دین و فرهنگ و آداب و رسوم مشترک هستیم احساس همسایگی و همجواری می کنیم. فراوانی همسایگان برای ما سرمایه ای ارزشمند است که در رویکردهای سیاسی و برنامه ریزی های مان علی القاعده بایستی به آن توجه مناسب و ویژه‌ بشود. اما نکته ای که نباید از نظر دور بماند و در همین مسیر می شود بر آن تاکید کرد این است که ارائه تعریف مضیق و محدود از منافع ملی به اضلاع و وجوه اقتصادی و امنیتی طبیعتا باعث غافل ماندن ما از همه ظرفیت‌هایی است که در تدوین سیاست‌های معطوف به حسن همجواری می‌توان از آنها برخوردارشد. وجه دیگر  مطلب این است که ما علی القاعده نباید تنها به منافع خود به شکل یک جانبه بیاندیشیم . باید منافع همسایگان را هم  تعریف و شفاف کنیم .

در این رویکردها وقتی ما به مشترکاتمان توجه می‌کنیم ، به بیان دیگر، به اندازه‌ای که مشترکات را فهم می کنیم به ضمانت‌های تحقق منافع خودمان هم پی میبریم. این نکته راهبردی و مهمی است. اگر می توانیم با کلید واژه هایی مثل نوروز که در بسیاری از کشورهای منطقه و کشورهای همجوار و حتی در بعضی از کشورها در خارج از حیطه جغرافیایی مجاور با ما مثل مصر شناخته شده و مهم است ، رویکردها و اقبال ها را در نظر بگیریم ، به گونه ای که  نهایتا منجر ‌شود به شکل گیری یک بلوک فرهنگی به نام نوروز ، می شود با تامل و توافق بر سر کلمات و کلید واژه های دیگر ، موضوعات و  مفاهیم مشترک و مورد علاقه و توجه ما و همسایگان مان را با همین توجه و امعان نظر ، محور شکل دهی بلوکهای فرهنگی و منطقه ای تازه کنیم.البته شاید لازم باشد با توجه به ضرورت تدوین سند یا اسنادی با محوریت سیاست همسایگی ، رفتارها و تاریخ گذشته و معاصر خود در بحث حسن همجواری را مورد نقد و بازنگری قرار دهیم تا بتوانیم از نقطه‌های قوت، موفقیت ها و فرصت ها در مسیر شکل‌گیری زمینه های مفیدتر بهره برداری کنیم. در سیاست خارجی، طبیعتا ما نگرش های آینده‌نگر ، درازمدت و چند وجهی لازم داریم . و با این تلقی است که می توان به شکل گیری مناسباتی سازنده‌  امادرازمدت و ماندگار امیدوار بود.حتی اگر ما به عنوان یک رویکرد راهبردی داخلی به مقوله ای به نام ظرفیت‌های داخلی صرافت پیدا می کنیم، خوب است یادمان باشد که ظرفیت های داخلی در جایی بیشتر بروز و ظهور پیدا می کنند که آنها را به  مشترکات خود با کشورهای همجوار یا دوست پیوند بزنیم .در این صورت است که شاید بتوان همه ظرفیت ها را در کشورهای همجوار و همراه نیز به عنوان سرمایه های مشترک و حتی خودی شناسایی و فعال کرد.

 آنچه که خوب است از نظر دور نماند این است که ما در داخل به تحقق یک نوع وفاق مفهومی پیرامون تعابیر و کلید واژه هایی از قبیل توسعه، عدالت ، الگوی اسلامی ایرانی، تمدن اسلامی ایرانی و کشورهای الگو در توسعه و پیشرفت نیازمندیم.زمانی که به این وفاق دست یابیم بیشتر محتمل خواهد بود که به وفاق میدانی در منطقه پیرامون این اهداف نزدیک شویم. در این بین آنچه که به تجربه ثابت شده بر ما این است که در تدوین سیاست‌های معطوف به حسن همجواری ، بیش از جغرافیا این تاریخ است که ما را با گامهای بلند به سمت همدلی سوق می دهد و برای ما داده های مبارکی را بازخوانی و رونمایی می کند.  ما در نگاه به گذشته روابط خودمی توانیم، نقطه های روشن و درخشانی از همکاری های موفق را شناسایی  کنیم.در تاریخ آنچه را که به عنوان سماحت و مدارای ایرانی و اسلامی سراغ می‌گیریم امروز می‌توانیم با مفهومی فراگیرتر و در نگاهی جامع‌تر و فرامرزی تدوین  کنیم و در واقع با بازخوانی تاریخ گذشته می‌توان استفاده بیشتری برای امروزه روز خود به عمل آورد .

من گمان می‌کنم که در تدوین سیاست‌های حسن همجواری ما به دبیرخانه های مشترک و دوطرفه نیازمندیم . این دبیرخانه ها – که چه بسا بتوانند به تعداد همسایگان ما شکل بگیرند-ضامن اعتماد و همراهی و همگامی همه کشورهای ذی مدخل در چنین رویکردیتلقی می شوند.البته وقتی ما در این بخش می توانیم به موفقیت نائل بشویم که چرایی تدوین سیاست‌های موثر همسایگی و حسن همجواری بر کارشناسان و کارگزاران معلوم باشد که در این جهت هم وظایفی در دبیرخانه ها قابل تعریف است. پرواضح است که تا وقتی که این ضرورت راهبردی فهم نشود طبیعتاً اهتمام لازم معطوف نخواهد شد.  بایستی این اهتمام عملی بشود تا به تبیین درستی از نقش ایران به عنوان چهارراه پنج قاره و با نظر به ابعاد استراتژیک و ظرفیت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی ایران  در جهت همراهی تضمین شده با کشورهایی که با آنها اشتراک منافع داریم ، برسیم. شاید تاجیکستان از منظری برای شوروی دروازه ورود به شبه قاره محسوب شود . درروابط بین خیلی از کشورهای همسایه ممکن است چنین روابطی شکل بگیرد. اما نگاه ما نیزبایستی به وجه فرامنطقه ای کشورهای منطقه ،  کارشناسانه تر شود و تغییرات استراتژیک یا تاکتیکی در نسبتها و جایگاه کشورهای همجوار و کشورهای  دارای مشترکات در روابط درون و برون منطقه ای مورد رصد  قرار گیرد و ظرفیت‌های این کشورها را  بیشتر مطالعه کنیم.

   مثلا در روابط با کشور تاجیکستان، وقتی دارای زمینه های مشترکی چون شعر  و ادبیات عرفانی و موسیقی هستیم، این ظرفیت‌ها زمینه های مغفول مانده ای از قبیل گردشگری و توسعه گردشگری را یادآوری می کند که خود  ظرفیتی تازه برای شکل‌گیری  صمیمیت های تازه در حوزه حسن همجواری و روابط همسایگی است. ما به موازات روابط بین الدولی به روابط بین‌المللی و روابط بین ملت ها یا ملت – ملت‌ نیازمندیم . ان جی او ها و بخش های مردمی میتوانند در این قسمت کمک گار دولت‌ها باشند تا زمینه‌های ارتباط بیشتر ملت‌ها را فراهم بکنند. ما با کشورهای بسیاری که یا کاملاً فارسی زبان یا نسبتاً فارس زبان هستند یا دارای ملیتها و قومیت هایی که با ما مشترکات و علائق بارز دارند،  کشورهایی که با کلید واژه های نوروز یا  ایران فرهنگی که مفهومی فراتر از ایران سیاسی است به ما پیوند می خورند، خودمان را هم جوار محسوب می کنیم و قاعدتا در تدوین سیاست‌های حسن همجواری به آنها هم توجه می کنیم.

   آنچه نباید فراموش شود این است که  همسایه همسایه است و جایگاه هم‌تراز دارد و یک کشور مستقل است. اگر از این منظر احترام متقابل و دغدغه های هر کدام از کشورها در برنامه‌ریزی‌های معطوف به حسن هم جواری در نظر گرفته شود خود ضمانت دیگری است تا  فرهنگ و اصالت ها و هویت های مشابه و مشترک ما در پرتو اعتماد و  امنیت فراگیر و  همراهی فراگیر و متقابل  برپا بماند و روز به روز قوام بیشتری پیدا کند.همچنین در برنامه ریزی های کلان که صورت خواهد گرفت برای همکاری ها و روابط ما با کشورهای همسایه،  بایستی در استان‌هایی که مرزی هستند و  با کشورهای همجوار ارتباط نزدیک دارند آموزش های فرهنگی و اجتماعی به دست اندرکاران یا تجار و رفت و آمد کنندگان در فضای بازارچه‌های مرزی و در مراوده  های تجاری با این کشورها داده شود تا ملاحظات و توجهات لازم را ، کسانی که مشارکت دارند در این بخش لحاظ کنند.

نگاه کلان می گوید که ما در شرایط فعلی باید بتوانیم با برنامه‌ریزی درست،  قابلیت‌های موجود را پیرامون مفاهیم تاریخی و فرهنگی یادآوری کنیم. مثلاً اگر جاده ابریشم برای ما یک نوع کریدور ، راهرو یا کوچه باغ مشترکات است، برای آن اهتمام و تدبیر فرهنگی و اقتصادی موثر بکنیم . برای کارشناسانی که تجربه حضور در کمیسیون های مشترک در روابط با کشورهای دیگر را داشته اند روشن است که یک بار حضور در یکی از این کمیسیون ها در واقع هزاران در باغ سبز به روی همکاری‌ها و در واقع سود متقابل برای ملت‌ها و  کشورها نشان میدهد.  طبیعتاً بایستی میزهای فعال یا دبیرخانه های فعال شکل بگیرند تا ما بتوانیم از همه ظرفیت های راکد مانده در بحث حسن هم جواری برخورداربشویم.

   نکته دیگر این است که ما به آموزه های دینی و فرهنگی خودمان هم بایستی توجه داشته باشیم. همسایه همواره در تعالیم دینی ما مورد توجه قرار گرفته است. این در واقع به نوعی ریشه در مبانی اعتقادی ما دارد. در جنب آنچه که به منافع ملی ارتباط پیدا می‌کند اگر ما این آموزش‌ها را در نظر بگیریم، بیراه نیست اگر بگوییم خدمت به هر یک از کشورهای همجوار  خدمت به کشور خودمان محسوب می شود. در یک منظر کلانتر می‌شود این گونه به بحث نگریست که شرق به عنوان یک پهنه تمدنی و عرصه گسترده‌ای که گاهواره تمدن بوده و کودکی بشر – به قول کارشناسان و شرق شناسان-  در او شکل گرفته، امروز هم می‌تواند نقش خود برای بازگرداندن بشریت به ارزش‌های انسانی و سازنده را به عنوان یک وظیفه تاریخی خودایفا  کند. امروز اگر به تاجیکستان یا بعضی از کشورهای مشابه وارد می شویم و از ما با تعابیر زیبایی چون نور دیده و تاج سر استقبال میکنند این  نشان دهنده فرهنگ ریشه داری است که با اعتماد به نفس و با ظرفیت فراوان می تواند پذیرای مهمان باشد.یاایران  میتواندبا نسبت فرهنگی و سرزمینی با ایران فرهنگی در بازخوانی و احیا و نشر اصول فرهنگی هم جواری پیشقدم و موثر باشد و در واقع  با احیای همه آن اصول مشترک و آنچه که در سنتها و آداب و رسوم ما بوده،  وظیفه خویش را برای شکل گیری روابط بهتر  انسانی در کره خاک انجام بدهد.

ما در سنت های خود در گذشته های نه چندان دور آیین گلاب زدن بر لباس مهمان را داشته ایم. توجه به این تصویر های تاریخی می‌تواند ما را متوجه امری به نام مناسک سازی کند و باعث شودتاما به نحو متقابل از این مناسک برخوردار شویم. امروز اگر در بعضی از کشورهای منطقه آیین احترام به پدر و مادر در شکل های بسیار زیبایی  هنوز پیش چشم است و  جوان در مقابل پدر  بدون اجازه او به خود اجازه نشستن نمی دهد، اینها ارزش های مشترکی است که بایستی آن ها را قدر دانست و آنها را به قدر میسورزنده و احیا کرد. جالب این است که ما می توانیم از ارزشهایی سخن بگوییم که ارزش های زنده هستند و لازم نیستآنها را در کتاب ها و کتابهای تاریخ بخوانیم . امروز به هر کدام از پهنه های فرهنگی در کشورهای همجوار و کشورهای همسایه که توجه کنیم (از جمله جمهوری اسلامی ایران و فرهنگ غنی یا فرهنگ‌های غنی مناطق گوناگون آن)با سرچشمه های پرباریروبرو می شویم که می توانند بشریت را با معارف و ارزشهایی ناب سیراب کنند.

واژگان کلیدی: سرمایه ی، حسن همجواری، روابط بین الملل ،منطقه ، حفظ منافع ملی، دکتر محمد حسن صنعتی

Share