مرداد ۱۵, ۱۳۹۹ – ۱:۴۹ ب.ظ |

دکتر سید سلمان صفوی
رئیس مرکز بین المللی مطالعات صلح
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

مقدمه:
اخیرا میل ایران و چین برای رابطه راهبردی ۲۵ ساله علنی شده است که در کنار گفتگوهای ایران و روسیه برای …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » کردستان عراق, مقالات, مقالات تحلیلی

رویکرد جریان های مختلف کردی عراق به انتخاب رئیس اقلیم کردستان

نگارش در شهریور ۹, ۱۳۹۴ – ۱:۱۷ ق.ظ
رویکرد جریان های مختلف کردی عراق به انتخاب رئیس اقلیم کردستان
Share

دکتر جعفر حق پناه

کارشناس مسائل عراق

مرکز بین المللی مطالعات صلح

 

نگاه جریان های مختلف کردی در اقلیم به بحث ریاست اقلیم کردستان

در نگاهی حقوقی تقریبا همه جریان ها می دانند که دوره ی ریاست اقلیم به پایان رسیده و دوره فوق العاده ای (که تمدید شد) تمام شده است و از این به بعد هیچ مفر قانونی برای ادامه این روش وجود ندارد. ضمن اینکه کسی تمایل ندارد که بدعت حقوقی ایجاد کند. یعنی اگر بخواهند ساز و کارهای طی شود و به نوعی وضعیت استثنایی تعریف کنند ممکن است در آینده ممتسک جریان های دیگر قرار گیرد و به همین ترتیب بقیه فرایندهای قانونی را نیز زیر سوال ببرد.

در مقابل از جهت وضعیت سیاسی تا حدودی متفاوت است و ما شاهد یک جریان تجدید نظرطلب در مقابل یک جریان محافظه کار هستیم. جریان محافظه کار در راس آن حزب حاکم یا پارتی به نوعی مطلوب خود را در ادامه وضع موجود (حتی به قیمت این که برخی مسائل حقوقی هم دور زده شود) می بیند. استناد آن ها نیز شرایط بحرانی حال حاضر است. به زعم آن ها بقاء اقلیم کردستان می تواند به خاطر داعش در خطر باشد. ادامه جریان محافظه کار اتحادیه میهنی است. یعنی این جریان اگر چه رقیب سنتی پارتی به حساب می آید، ولی به نوعی به قواعد فعلی بازی تن داده است و پذیرفته است که همین قواعد مبنای بازی باشد. یعنی بر اساس اصل برتری احزاب برادر بزرگ و دو حزب برتر (پارتی و میهنی) ، این روالی بود که در دوره قبل نیز شاهد آن بوده ایم. با وجود این که اتحادیه همیشه در انتخابات سهم چندانی نداشت، اما در فرایندهای سیاسی به طور کلی این اتحادیه بود که شریک اصلی پارتی حساب می شد و وضع معتبری در معادلات سیاسی کل عراق داشت.

اتحادیه در قالب قبلی (وقتی در تقسیم پست ها ریاست جمهوری عراق به اتحادیه تعلق می گرفت و ریاست اقلیم هم به حزب پارتی) پیشاپیش سهم خودش را گرفته است. سال گذشته با همین توافقات، نهایتا آقای فواد معصوم از همین حزب در بغداد به ریاست جمهوری عراق رسید. از این جهت خیلی نمی تواند مسائل نانوشته ای را که در فرایندهای سیاسی با بارزانی داشته به هم بزند. این موضوع موارد دیگری را هم مانند مدیریت کرکوک و کنترل نهادهای امنیتی پیش مرگه و.. را هم شامل می شود، اما در عین حال باید به این موضوع توجه داشت که اتحادیه اولا در رقابت کلی تری با پارتی است و احساس نگرانی از ناحیه گوران دارد (که به نوعی می توان گفت مورد حمایت پارتی هم قرار می گیرد) و از طرفی هم مشکلات درون حزبی خود را دارد و به قوت خودش باقی است و نتوانسته عملا به آن اتحاد و همکاری به خصوص بعد از کناره گیری آقای طالبانی به تشتط انجامیده است، برسد. بنابراین می بینیم که اتحادیه در این میان، وضعیت نا روشن تری نسبت به گوران یا پارتی دارد. بنابراین علی رغم زاویه ها و رقابت هایی که بین دو (حتی در مورد نوع برخورد با داعش ، دولت مرکزی یا کنترل کرکوک اختلاف نظر دارند) اما منطق بازی آن ها با هم مشابهت های زیادی دارد.

در مقابل جریان تجدیدنظر طلب را باید گروه تغییر یا گوران بدانیم که اساسا نسبت به قواعد بازی معترض است و نظام دو حزبی موجود مسلط را بر نمی تابد و با توجه به فساد موجود در منطقه اقلیم توانست برای خودش پایگاهی را پیدا کند و در این زمینه موفق هم شد. در حال حاضر آن ها خواهان این هستند که بر اساس تغییرات موجود، ریاست اقلیم را به فرد دیگری منتقل کنند. در این بین احزاب و جریان های اسلامی کوچک تر، نقش چندانی در این موضوع ندارند و باید به نوعی با یکی از این دو طیف اصلی یا حتی بزرگتر همکاری کنند. فعلا جریان های مثل اتحاد اسلامی با گروه هایی مثل حزب دموکرات اعلام همکاری کرده اند. جماعت اسلامی هم علی القاعده می بایست به همین شکل کار کند و نباید انتظار داشته باشیم که آن ها نگاه مستقلی را در پیش بگیرند.

پیامدهای تداوم بحران ریاست

اقلیم کردستان یک بازیگر غیر ملی و فرو ملی حساب می شود و نباید بیش از اندازه اعتبار داد. تحولات کردستان عراق آن به گونه ای است که حتی بر مسائل عراق هم نمی تواند تأثیر عمده ای داشته باشد و یک امر داخلی محسوب می شود. در قسمتی که به عراق مربوط می شود، اتفاق خاصی رخ نخواهد داد. نیروهای کردستان عراق از ناحیه داعش احساس تهدید وجودی می کنند، لاجرم باید وضعیت موجود و روند فعلی را در پیش بگیرند. لذا فارغ از این که چه کسی به قدرت برسد، با قدرت و ضعف روند فعلی را دنبال خواهند کرد. تلاش می کنند که جبهه محکمی را علیه داعش داشته باشند. بنابراین روابط خارجی آن ها اتفاق عمده ای را نخواهد داشت و همین روال را کمابیش دنبال خواهند کرد و پیوندشان و همکاری توام با رقابت را با شیعه عراق ، احزاب شیعه و سنی هم چنان ادامه خواهد داشت.

آینده ریاست اقلیم و سناریوها

همان اتفاقاتی که در ترکیه رخ می دهد، در کردستان هم احتمال وقوع دارد، یعنی امنیتی کردن فضا ، چانه زنی ها و لابی هایی که بتوانند فضاها را تغییر دهند. در حال حاضر نیز به همین دلیل احزاب و گروه ها سعی می کنند با چانه زنی و گرفتن امتیازات نهایتا شرایط را به گونه ای تغییر دهند که مسائل اصلی همچنان باقی می ماند ولی بازی بر هم نخورد. در حال حاضر مشکل عمده قدرت یابی داعش است و هیچ یک از این گروه ها نمی توانند در بیان اعتراضات خود رادیکال عمل کنند، چون به نوعی هم با مخالفت افکار عمومی مواجه می شوند و هم هیچ کدام نسخه دیگر و بدیل ندارند. به عبارت دیگر هیچ یک از آن ها نمی توانند غیر از راه حلی (که الان در حال اعمال آن هستند) راه حل دیگری را دنبال کنند. لذا به نظر من به نوعی چانه زنی صورت خواهد گرفت و حتی اگر آقای بارزانی در پست خود تمدید نشود، اتفاق عمده ای رخ نخواهد داد. یعنی یا به این سمت می روند که تغییرات مهم دیگری را اعمال کنند و راه را برای بارزانی باز کنند و یا این که تغییرات صرفا در قالب اسامی و افراد خواهد بود و به همین ترتیب سیادت حزب دموکرات و خانواده بارزانی در آن حفظ خواهد شد و هر فرد دیگری هم به قدرت رسد کوتاه بوده و طی تشریفات دیگری آقای بارزانی مجددا در همین سمت قرار خواهد گرفت. سناریوی محتمل دیگری (که به نظر من کمتر احتمال وقوع دارد) این است که گوران بخواهد از فرآیندهای سیاسی خارج شود و به نیرویی اعتراضی تبدیل شود. این اتفاق می تواند رخ دهد، اما التهاب سیاسی خیلی بیشتر خواهد شد و فضای بی ثباتی بر بخش هایی از سلیمانیه و فضای رسانه ای به وجود خواهد آمد. اما باز هم اتفاق مهم و جدی رخ نخواهد داد. سناریویی کمتر محتمل این است که اتحادیه بخواهد قواعد بازی را به هم بزند. به این صورت که اتحادیه بخواهند مدعی رهبری اقلیم شوند. اما آن هم به دلیل این که آن ها قبلا توافقات زیادی داشته اند و قدرت رقابت با گوران را هم در سلیمانیه ندارند، چنین احتمالی از همه پایین تر خواهد بود. در این بین احتمال اینکه آقای بارزانی دوباره به قدرت برسد پنجاه پنجاه است. مگر این که توافقات جدی تری در مورد فرآیندهای تقسیم قدرت و فرآیندهای کلی کردستان صورت گیرد که اتفاقات دیگری رخ دهد، اما در حال حاضر احتمال چنین قضیه ای پنجاه پنجاه است، اما احتمال این که بیشتر شود (به دلیل وضعیت بی ثبات عراق و شرایطی که کردستان با آن مواجه است و از طرف دیگر فقدان نیروی آلترناتیو قوی در این حزب هم) باعث می شود که در میان مدت آقای بارزانی در این سمت باقی بماند، بیشتر شود. جدا از این و غیر از آقای بارزانی شخصیت های دیگری برای ریاست اقلیم یک درجه پایین تر از بارزانی قرار می گیرند. آنها چه از خانواده بارزانی باشند، چه از بقیه گروه ها هیچ کدام به جهت جایگاهی به اندازه بارزانی جایگاه ندارند. اگر چه ممکن است عده ای از آن ها سابقه بیشتری داشته باشند، مثلا نوشیروان مصطفی از هر جهت سابقه دارتر هست، اما بعید است که شرایط قرار گرفتن در این جایگاه را داشته باشد. افراد دیگری هم در اتحادیه میهنی مانند کسرت رسول یا فواد معصوم (در صورتی که در بغداد صاحب مسئولیت نمی داشت)، افراد با سابقه ای هستند اما در شرایط کنونی همه در رده پایین تری قرار دارند.

واژگان کلیدی: رویکرد جریان های مختلف کردی عراق، انتخاب رئیس اقلیم کردستان، جریان های کردی عراق ،انتخاب رئیس اقلیم کردستان، بارزانی

Share