خرداد ۲۷, ۱۳۹۸ – ۸:۱۰ ق.ظ |

کارشناس مسائل افغانستان
مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc

افغانستان کشوری است که بیش از 5 هزار سال تاریخ فرهنگی و تمدنی دارد و به اعتقاد شرق شناسان، این کشور به عنوان چهار راه تلاقی بزرگترین فرهنگ ها …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

روابط عربستان و امارات در سایه اختلافات مرزی

نگارش در اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۱ – ۷:۰۸ ب.ظ
روابط عربستان و امارات در سایه اختلافات مرزی
Share

کامران کرمی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

در پی اعمال محدودیتهای مسئولان سعودی در روند تبادل تجاری بین دو کشور در گذرگاه مرزی الغویفات بار دیگر تنش بر روابط امارات و عربستان بالا گرفته است. این سومین بار در طول چند سال اخیر است که این وضعیت در مرز بین امارات و عربستان تکرار و منجر به کندی نقل و انتقال تجارت زمینی بین امارات با سایر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس می شود، زیرا کامیون هایی که می خواهند به قطر، بحرین، کویت و عربستان بروند باید از همین گذرگاه مرزی عبور کنند. روابط امارات وعربستان در طول دو سال گذشته شاهد بحرانی های متعدد بوده است و شدت بحران بین این دو کشور همسایه وقتی بالا گرفت که  امارات کناره گیری خود را از طرح وحدت پولی کشورهای عرب شورای همکاری خلیج فارس در اعتراض به اصرار ریاض بر میزبانی بانک مرکزی مشترک این کشورها اعلام کرد. جدا از این مسائل اختلافات مرزی بین دو کشور که همچنان حل نشده باقی مانده است به نوبه خود اختلاف دیدگاه دو کشور را در مورد مسائل فیمابین و همچنین مسائل منطقه ای را موجب شده است.

کلید واژه: امارات، عربستان، مرز، سرزمین، خلیج فارس

تحلیل رخداد

روابط عربستان سعودی و امارات عربی متحده صرف نظر از اختلافات مرزی به دلیل اینکه امارات عربی متحده در بین کشورهای شورای همکاری در تلاش برای ارایه الگوی نوینی از کشورداری در خلیج فارس است، برجستگی بیشتری نسبت به دیگر کشورها پیدا کرده است. از این رو عربستان این وضعیت را به ضرر خود ارزیابی می کند. در این ارتباط عربستان پیشتر نیز اماراتی ها را از ورود به خاک خود با استفاده از کارت های شناسایی آنها منع کرده، چرا که معتقد بود آنها نقشه ای به همراه داشته اند که اراضی عربستان را جزئی از امارات نشان داده است. ناظران معتقدند مشکل مزمنی بین ریاض و ابوظبی وجود دارد که ریشه آن به بیش از ۳۰ سال قبل باز می گردد، زیرا امارات خواهان سهم بیشتری از حوزه نفتی الشیبه در مرز بین دو کشور بود و همچنین ابوظبی خواهان نوار ساحلی مقابل آن که منطقه العیدید است، می باشد و این منطقه را وابسته به خود می داند. شدت اختلاف درباره این نوار ساحلی وقتی به اوج خود رسید که دولت عربستان با ساخت پل دریایی برای متصل کردن امارات به قطر که از بالای آبهای منطقه ای این نوار می گذشت، مخالفت کرد. این درحالی است که یک قایق سعودی نیز در سال ۲۰۱۰ میلادی از سوی دو قایق اماراتی مورد حمله مسلحانه قرار گرفت و علاوه بر آن دو نیروی مرزبانی سعودی نیز بازداشت شدند. این حمله در گذرگاه ابوقمیص در ۶۰ کیلومتری گذرگاه سلوی در مرز عربستان و قطر صورت گرفت.

روابط خارجی امارات

اتحاد با قدرت های بزرگ

امارات متحده عربی به عنوان کشوری با وسعت و جمعیت اندک، از نظر امنیتی آسیبپذیریها و نقاط ضعف عمدهای دارد که آن را در مقابل تهدیدات و مخاطرات خارجی ضعیف نشان میدهد. این امر باعث وابستگی امنیتی این کشور به قدرتهای بزرگ فرامنطقهای مانند آمریکا و انگلستان شده است. در عرصه دفاعی و نظامی، این کشور در سال گذشته به خریدهای تسلیحاتی عمدهای برای افزایش سطح امنیت خود اقدام کرد. در سطح بینالمللی، اماراتیها در گذشته بیشتر با انگلیسیها تعامل و به آنها وابستگی داشتهاند، اما اکنون تحولی در این خصوص رخ داده است. بدین معنی که نسل جدید رهبران غربگرای امارات، بیشتر به سوی آمریکا متمایل شدهاند. در عرصه سیاستهای کلان نیز اکنون آمریکا در امارات عربی متحده صاحب نفوذ است. هر چند اماراتیها با انگلیسیها نیز تعاملات و رایزنیهایی دارند و همفکریهایی میکنند، اما اغلب سیاستهای آنها در تعامل با آمریکاییها اتخاذ میشود. امارات متحده عربی به رغم ضعفهای امنیتی و وابستگی در این عرصه، با توجه به وضعیت اقتصادی و مالی خود، در تلاش است تا جایگاه بینالمللی خود را ارتقاء دهد و خود را به عنوان کشوری بینالمللی مطرح سازد. از جمله نمونههای اخیر این گونه تلاشها، موفقیت در کسب مقر انرژی تجدیدناپذیر برای ابوظبی، در رقابت با کشورهای اروپایی مهمی مانند آلمان و اسپانیا بود که به واسطه تلاشهای سیاسی و دیپلماتیک وسیع تحقق یافت.

سیاست های منطقه ای امارات

در عرصه روابط و سیاست منطقهای، اماراتیها درصدد مدیریت این روابط برای کاهش تهدیدات محیطی و همچنین افزایش نقش منطقهای خود هستند. نقش آفرینی در افغانستان و پاکستان یا به عبارت دیگر حمایت از جریان افراط در منطقه یکی از عرصه های سیاست منطقهای این کشور بوده است. شناسایی طالبان از سوی امارات و حمایت لجستیکی از آن در کنار بازیگران دیگری مانند پاکستان و افغانستان، تبدیل شدن دوبی به مقر مذاکراتی طالبان و همچنین اقامت و رفت و آمد خانوادههای طالبان در امارات، از جمله مسایل عمده و قابل توجه در این راستاست. حضور اقتصادی امارات در پاکستان نیز پر رنگ شده است. یکی از ابعاد مهم روابط منطقهای امارات متحده عربی، نوع رابطه با عربستان سعودی است که پیچیده شده است. مشکلات و اختلافات ارضی با عربستان سعودی و رقابت در برخی عرصهها از جمله در چارچوب شورای همکاری خلیج فارس، باعث ایجاد مشکلات و چالشهایی در روابط دو کشور شده است. مسأله استقرار بانک مرکزی شورای همکاری در ریاض که اماراتیها خواستار استقرار آن در ابوظبی بودند، از جمله مسایلی است که باعث اعتراض مقامات امارات و تشدید اختلافات شد. با این حال روابط دو کشور با فراز و فرودهایی همراه بوده است و با سفر ولیعهد سعودی به امارات، این روابط تا حدی بهبود یافت.

اختلافات مرزی عربستان و امارات

منطقه نفت خیز بوریمی سال های گذشته مورد اختلاف عربستان و ابوظبی و عمان بوده است که بالاخره در سال ۱۹۷۴ سه کشور طی توافقنامه ای مساله را حل نمودند. ناحیه بوریمی که سرسبز و پرآب و دارای منابع نفتی است طبق این توافقنامه بین عمان (سه دهکده) و ابوظبی (۶ دهکده) تقسیم شد و عربستان در سال ۱۹۷۴ در مقابل چشم پوشی از ادعاهای خود بر منطقه لیوا، قسمتی از اراضی امارات متحده عربی را در غرب این کشور (خورالعدید) به دست آورد که بدین وسیله عربستان معبری به خلیج فارس به دست آورد. عربستان همجنین طبق این توافقنامه بهره برداری انحصاری از میادین نفتی زراره را به دست آورد.

سبرخه مطی نیز از جمله مناطقی است که در توافق جده به خاک عربستان الحاق شد، امارات عربی متحده مدعی است که این توافقنامه در شرایطی امضا شده است که امارات در حال استقلال بوده و عربستان نیز اعلام کرده بود تا زمانی که امارات شروط توافقنامه ۱۹۷۴ را قبول نکند، این کشور را به رسمیت نخواهد شناخت، به همین دلیل امارات تحت فشار این توافقنامه را پذیرفته و اکنون به آن توافقنامه پایبند نیست. از سوی دیگر با وجود موافقت دو کشور در سال ۱۹۸۲ برای پایان دادن به کلیه مسایل ارضی خود در یک پیمان امنیتی، هنوز مرز بین دو کشور حدود ۷۲۵ کیلومتر مشخص نشده است.

دورنمای رخداد

تحلیلگران اختلافات موجود میان عربستان سعودی با امارات عربی متحده را به دهه ۷۰ نسبت میدهند. درآن زمان که امارات درصدد کسب استقلال بود، عربستان سعودی که ملک فیصل بنعبدالعزیز در راس آن قرار داشت، شناسایی و به رسمیت شناختن این کشور را منوط به تکمیل درخواستهایی از قبیل دست کشیدن امارات از نوار دریایی العدید، دست کشیدن از بخشی از میدان نفتی شبیه  نمود. پادشاه وقت عربستان سعودی به آنچه خواست دست یافت و پس از آن کشور امارات عربی متحده را به رسمیت شناخت، اما اختلاف در این زمینه، آتش زیر خاکستر باقی ماند. اکنون فرزندان شیخ زاید بن سلطان آل نهیان حاضر نیستند، از نوار دریایی عیدید دست بکشند و اصرار دارند که این منطقه بخشی از خاک امارات است و خواستار بازگرداندن آن هستند و نارضایتی خود را از طریق دورشدن از عربستان، بارها و بارها نشان دادهاند. این اختلاف نظرها خود را در تصمیمات اخیر شورای همکاری خلیج فارس در مورد رسیدن به یک نظام مبتنی بر اتحادیه نشان داده است، برای نمونه امارات در مورد طرح اتحادیه از سوی عربستان سکوت معناداری نموده است. مسئولان اماراتی معتقدند که عربستان در اندیشه ایجاد یک ساختار عربی سنی در خلیج فارس است که بدون توجه به ساختارها و بسترهای شکل گیری آن، در صدد است تا کشورهای شورای همکاری را در زیر چتر حمایت خود قرار دهد و یک سیاست واحد را در قبال تحولات منطقه اتخاذ کند.

Share