تیر ۲۴, ۱۳۹۷ – ۱۰:۴۶ ق.ظ |

کارشناس انرژی
مرکز بین‌المللی مطالعات صلح-IPSC
دیپلماسی انرژی، جدا از افزایش توانایی در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی زمینه لازم برای کاهش محدودیتهای بین‌المللی علیه هر کشوری را فراهم می‌سازد و به افزایش قدرت ملیکشور کمک شایانیمی‌کند. در …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, مقالات, مقالات تحلیلی

دیپلماسی عمومی ابزاری برای امریکا در راستای ایجاد تغییر در جهان اسلام

نگارش در فروردین ۲۸, ۱۳۹۰ – ۱۱:۵۶ ب.ظ
دیپلماسی عمومی ابزاری برای امریکا در راستای ایجاد تغییر در جهان اسلام
Share

محمد بهرامی

مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

 

 

بیان رخداد:

با توجه به اهمیت کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه برای منافع ایالات متحده این دولت همواره سعی داشته است نفوذ خود را با شیوه های مختلف در این منطقه حفظ کند تا به نحوی بتواند در تعیین سیاست­های این کشورها نقش داشته باشد و آنها را با سیاست­ها، منافع و اهداف خود هماهنگ کند. در گذشته ایالات متحده با همکاری دولت­های منطقه سعی در تامین این هدف استراتژیک خود داشت اما امروزه با توجه به پررنگ­تر شدن نقش مردم و گروه­های غیر دولتی در عرصه­ های سیاسی و بین­المللی، این کشور سعی دارد با استفاده بیشتر از دیپلماسی عمومی به اهداف خود دست یابد. در این راستا دیپلماسی عمومی ایالات متحده در کشورهای عربی و اسلامی در سه بخش فعالیت­های خود را متمرکز کرده است، که عبارتند از دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی مبادله و پخش برنامه­های بین­المللی، که هدف هر سه برنامه تغییر اذهان و نگرش­های مردم منطقه و آموزش آنان در زمینه­هایی مانند دموکراسی، حقوق بشر و آزادی می­باشد. ارزشهایی که می توان رد پای آن را در اکثر اعتراضات خیابانی ماههای اخیر خاورمیانه مشاهده کرد. هرچند قطعاً نمی توان بیان چنین شعارهایی توسط مردم منطقه را صرفاً ناشی از سیاستهای ایالات متحده آمریکا دانست اما در نگاهی واقع بینانه و حتی حداقلی می توان تاثیرات این سیاستهای ایالات متحده بر منطقه را بطور ملموسی مشاهده نمود. لذا در این مجال به بررسی نقش دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی آمریکا و تلاش این کشور برای ایجاد تغییراتی نرم در اذهان مردم منطقه برای تامین هرچه بهتر منافع ملی اش پرداخته می شود.

 

تحلیل رخداد:

در این بخش ابتدا کلیاتی در خصوص اهمیت دیپلماسی عمومی مورد بررسی قرار خواهد گرفت بدنبال آن نقش دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی آمریکا به بحث و بررسی گذاشته می­شود؛ و در پایان نیز اهداف امریکا از بکارگیری دیپلماسی عمومی و سپس بررسی انواع دیپلماسی عمومی، مورد تحلیل قرار خواهند گرفت.

الف- اهمیت دیپلماسی عمومی:

دولت­ها در تعامل با نظام بین­الملل و سایر بازیگران سیاسی استراتژی­ها و سیاست­هایی را به کار می­گیرند که به واسطه آن بتوانند با کمترین هزینه ممکن امنیت و منافع ملی کشور متبوع  خود را تأمین کنند. «هانس مورگنتا» به ظرافت، درستی این موضوع را با بیان اینکه منافع ملی چراغ راهنمای سیاست خارجی کشورها میباشد را نشان می دهد. تا چند دهه قبل ابزارهایی که در سیاست خارجی مورد استفاده دولت­ها قرار می­گرفت عمدتاً بر جنبه سخت قدرت تاکید داشتند ابزارهایی مانند ابزار نظامی، تحریم، تهدید و… اما در اواخر قرن بیستم و وقوع انقلاب در عرصه­هایی مانند تکنولوژی و ارتباطات نه تنها جهان بلکه عرصه سیاست و نظام بین­الملل را نیز متأثر کرده و در نتیجه نقش و اهمیت ابزارهای سنتی در سیاست خارجی جهت تأمین اهداف مورد نظر نیز کمرنگ شده است. انقلاب در ارتباطات موجب شکل‏گیری شبکه‏های خبری جهانی شد که تقریباً قادر به پوشش خبری تمامی رخداد‏های جهان به­طور زنده می‏باشند. از دیگر نتایج انقلاب در ارتباطات، پیدایش اینترنت می‏باشد که برقراری رابطه با مردم و تاثیر‏گذاری بر آن‏ها را در هر نقطه از دنیا تسهیل نمود و با تشدید و تسریع روند دموکراتیزاسیون در نقاط مختلف دنیا، ضرورت مشارکت مردم در فرآیندهای سیاسی بیش از پیش دارای اهمیت شد. تحولات اخیر در عرصه­های سیاسی، ارتباطات و روابط بین­الملل منجر به اهمیت یافتن نقش مردم و افکار عمومی در شکل­گیری و اجرای سیاست خارجی گردیده و در این راستا دولت‏ها سعی دارند با استفاده از ابزار جدیدی تحت عنوان «دیپلماسی عمومی» افکار عمومی را با خود همراه کرده تا برای رسیدن به اهداف سیاست خارجی خود با مشکلات کمتری مواجه شوند. دولت­ها به خوبی به این موضوع پی برده­اند که امروزه دیپلماسی عمومی نیازمند تطبیق خود با دورنمای جدید روابط بین الملل است که از پایان جنگ سرد نمود یافته است. عصر اطلاعات، ظهور افراط گرایی، تروریسم و تکثیر و گسترش سلاح­های هسته ای از جمله این تحولات جدید می­باشند که دولت­ها برای مقابله با این چالش­ها، دیپلماسی عمومی و استفاده از قدرت نرم را به عنوان ابزاری موفق­تر و در عین حال کم هزینه­تر از قدرت سخت یافته­اند. با چنین درکی بود که ما شاهد چرخش سیاست خارجی کشورهای بزرگ به خصوص ایالات متحده آمریکا به سمت استفاده از دیپلماسی عمومی به عنوان شکل مدیریت شده قدرت نرم درسیاست خارجی هستیم.

ب- نقش دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی آمریکا

ایلات متحده آمریکا پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، به عنوان قدرت هژمون در جهان و داعیه­دار رهبری نظام بین­الملل سعی دارد با چالش­های جدید از قبیل ظهور تروریسم، مهاجرت، تسلیحات کشتار­­جمعی و… که از جمله تهدید­هایی هستند که دیگر ابزارهای سنتی در سیاست خارجی یارای مقابله با آنها را ندارد با استفاده از ابزار جدید با آنها مقابله کند، چرا که اساساً ماهیت تهدید بر خلاف گذشته دولت­ها نیستند بلکه این گروههای غیر دولتی و عمدتاً فرامرزی و جنبش های بنیادگرا هستند که می­توانند امنیت و منافع ملی ایالات متحده را در هر نقطه از دنیا با چالش اساسی مواجه کنند. لذا ابزارهای سنتی در سیاست خارجی از جمله دیپلماسی سنتی که دولت­ها را مخاطب قرار می دهد نیز کاربرد خود را از دست داده است. در اینجاست که دیپلماسی عمومی به عنوان مهم­ترین ابزار برای مقابله با این چالش­ها خود را نمایان می­کند.

در دیپلماسی عمومی دولتها به طور مستقیم ملت­ها را مخاطب خود قرار می­دهند و این کاملاً با دیپلماسی سنتی متفاوت است که در آن دولت­ها مخاطب قرار می­گرفتند و دیپلماسی در پشت درهای بسته انجام می­گرفت. در دیپلماسی عمومی دولتها به دنبال تاثیرگذاری بر ملت­ها هستند تا از این طریق بتوانند آنها را جذب و با سیاست­های خود همراه کنند. همان­طور که گفته شد تهدیدهایی مانند تروریسم، مهاجرت، تسلیحات کشتار­جمعی و … که عمده­ترین تهدیدهای دهه اخیر در نظام بین­الملل می­باشند، از طرف ایالات متحده به­ عنوان چالش­های اصلی سیاست خارجی این کشور در نظر گرفته شده­اند. در این راستا خاورمیانه و شمال آفریقا به عنوان کانون اصلی این تهدیدها قلمداد می­شوند که این چالش ها را نه تنها در خود تولید و باز تولید می­کنند بلکه موجب تسری آن به سایر مناطق دنیا نیز می­شوند (از جمله حمله 11 سپتامبر به برج­های دوقلوی سازمان تجارت جهانی در نیویورک). امروزه این تهدیدها نه تنها ایالات متحده بلکه تمام کشورهای اروپایی را نیز در بر می­گیرد. بنابراین ایالات متحده مهمترین اولویت سیاست خارجی خود را مبارزه با این تهدیدها در نظام بین الملل قرار داده است و به دلیل اینکه منبع این تهدیدها گروه­ها و جنبش­های بنیادگرایی هستند که از طریق تبلیغ و جذب جوانان منطقه اقدام به فعالیت­های تروریستی می­کنند، لذا دیپلماسی عمومی به عنوان ابزاری که ملت­ها را مخاطب قرار داده و سعی در تغییر اذهان ، نگرش­ها و ارزش­های آنها دارد به گونه­ای که درک متقابلی میان ایالات متحده و مردم منطقه ایجاد شود به عنوان مهم ترین ابزار سیاست خارجی ایالات متحده در قبال کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا مورد استفاده قرار می­گیرد. در این زمینه مهم­ترین ابزار­های دیپلماسی عمومی عبارتند از دیپلماسی مبادله، پخش برنامه­های بین­المللی و دیپلماسی فرهنگی که بطور عمده در سیاست خارجی آمریکا مورد استفاده قرار می گیرند.

ج- اهداف آمریکا از بکارگیری دیپلماسی عمومی:

ایالات متحده از دیپلماسی عمومی برای به دست آوردن پنج هدف استراتژیک و اساسی می­کند که عبارتند از:

1-             تاثیر‏گذاری، جذب و ترغیب مردم خارج برای حمایت از سیاست‏های خاص.

2-             به وجود آوردن درک مناسب از عرف­ها، ارزش‏ها و مردم و پیچیدگی­های آنها، یا حداقل به منظور کمک به مردم خارج برای ارائه اطلاعات واقعی در مورد کشور به کار گیرنده دیپلماسی عمومی وافزایش جاذبه ملی آن کشور.

3-             به وجود آوردن شرایط درک، احترام و اطمینان متقابل برای امکان­پذیرتر شدن همکاری.

4-             جلب حمایت برای ارزش‏هایی که در راستای منافع آمریکا هستند. مانند حفظ محیط زیست، قوانین حقوقی، حمایت از بازار آزاد یا منع تسلیحات کشتار جمعی.

5-گسترش شبکه انبوه روابط شخصی بین رهبران اجتماعی حال و آینده، توسعه کانال‏های ارتباطی که می‏تواند تعارضات و ابهامات را کاهش دهد، به وجود آوردن فرصت‏هایی برای همکاری و تسهیل در زمینه به دست آوردن اهداف مشترک. در این راستا خاورمیانه و شمال آفریقا مناطقی هستند که به دلیل منافع استراتژیکی که برای آمریکا دارند و همچنین به عنوان مناطقی که سیاست­های آمریکا را به چالش می­کشند و دارای تهدیدهای بلافصلی مانند تروریسم و افکار عمومی مخالف با ایالات متحده هستند، دیپلماسی عمومی در آنها متمرکز شده است. دیپلماسی عمومی تنها در صدد به دست آوردن اهداف کوتاه مدت نیست بلکه در صدد فراهم آوردن یک رابطه پایدار و طولانی­مدت و همچنین ایجاد درک مشترک بین ملت­ها است که این امر نیازمند گذشت زمان و طی آن فراهم آمدن درک و اعتماد متقابل از طرفین می­باشد. بنابراین باید توجه داشت که نتایج و بازخوردهای دیپلماسی عمومی در بلند مدت خود را نشان خواهد داد.

د- انواع دیپلماسی عمومی:

1. دیپلماسی مبادله:

دیپلماسی مبادله یکی از ابزارهای مهم در دیپلماسی عمومی آمریکا در کشورهای عربی و اسلامی است. این فعالیت‏ها معمولاً از طریق مبادلات دانشگاهی دنبال می­شوند. برنامه­های که در قالب دیپلماسی مبادله اجرا می شوند شامل تأسیس مراکز فرهنگی، کتابخانه­ها، مشارکت­های دانشگاهی، کمک هزینه­های تحصیلی برای دانشجویان کارشناسی جهت مطالعه و ادامه تحصیل در خارج، سرمایه­گذاری روی استادان در کشورهای هدف، برنامه­های ترجمه کتاب، کمک هزینه­های تحقیقی، تدریس زبان و برنامه­های مطالعه زبان می­باشد که عمدتاً دانشجویان، اساتید دانشگاه، روشنفکران و روزنامه‏نگاران را هدف قرار می­دهد. افرادی که از طریق دیپلماسی مبادله در آمریکا تحصیل می­کنند و یا از امکانات آموزشی این کشور استفاده می­کنند به دلیل حضور در این کشور به یک درک متقابل دست پیدا می­کنند و وجهه مناسبی از این کشور در نظر آنها ایجاد می­شود و این افراد زمانی که به کشورهای خود باز می­گردند می­توانند سفرای خوب غیرمستقیمی برای منافع ایالات متحده باشند. در واقع این افراد رهبران آینده کشورهای خود می­باشند. بنابراین زمانی که پست­های کلیدی را در اختیار می­گیرند احتمالاً جهت گیری­های مثبتی نسبت به ایالات متحده خواهند داشت و منافع این کشور را در سیاست­های خود لحاظ می­کنند. از طرف دیگر این افراد می­توانند به عنوان یک پل عمل کرده و در ایجاد درک متقابل بین مردم کشور خود و ایالات متحده تاثیرگذار باشند و افکار عمومی کشور خود را تا حدودی نسبت به سیاست­های آمریکا متمایل کنند. این موضوع می­تواند تاثیر عمده­ای بر مقابله با تروریسم در منطقه داشته باشد. چرا که جنبش­های بنیادگرا و تروریسم غالباً نیروهای خود را از میان جوانان و توده مردم در منطقه که عمدتاً دارای دیدگاه منفی نسبت به ایالات متحده هستند جذب می­کنند.

2. دیپلماسی فرهنگی:

دیپلماسی فرهنگی تلاش برای ارتقاء سطح ارتباطات و تعامل میان ملل جهان با هدف طراحی و بنیان نهادن تفاهم نامه­ها و توافقاتی بر اساس ارزش­های مشترک است. دیپلماسی فرهنگی معماری یک بزرگراه دو طرفه به منظور ایجاد کانال­هایی برای معرفی تصویر واقعی و ارزش‏های یک ملت و در عین حال تلاش برای دریافت درست تصاویر واقعی از سایر ملت‏ها و فهم ارزش‏های آن‏ها می باشد. ایالات متحده از دیپلماسی فرهنگی به منظور مبادله ایده­ها، اطلاعات فرهنگی، نحوه زندگی، نظام ارزشی، سنت‏ها و اعتقادات و دستیابی به مفاهیم مشترک و تقویت تفاهم متقابل میان ملت­ها و کشور خود استفاده می­کند.در واقع، دیپلماسی فرهنگی نمونه بارز و اعلای اعمال قدرت نرم است که به آمریکا اجازه می­دهد تا در کشورهای اسلامی و عربی نفوذ کند و آنها را از طریق عناصری چون فرهنگ، ارزش و ایده­ها ترغیب به همکاری کند.

ایالات متحده از طریق دیپلماسی فرهنگی به دنبال ترویج ارزش­ها و منافع مشترک و جهانشمولی است که به واسطه آن می­تواند منافع ملی خود را تأمین کند. این نوع دیپلماسی به خصوص در کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه که افکار عمومی در آنها دارای نگرش­های منفی نسبت به ایالات متحده و پایبند به ارزش هایی مانند فرهنگ شهادت و جهاد هستند می­تواند بسیار راهگشا باشد.

3. پخش برنامه­های بین­المللی:

پخش برنامه­های خبری بین‏المللی تلاش دولت برای مدیریت محیط بین‏المللی به وسیله استفاده از فن آوری­های رادیو، تلویزیون، و اینترنت برای جلب مردم خارج می‏باشد و در این راستا دولت‏ها برای انتفال پیام خود به مخاطبین از برنامه­های رادیو و تلویزیونی به زبان خارجی استفاده می‏کنند. استفاده از این برنامه­ها به­طور گسترده در دستور کار مقامات اجرایی ایالات متحده قرار دارد. برنامه های سخن پراکنی بین المللی در ایالات متحده تحت نظر شورای دولتی رادیو تلویزیون اداره می شوند.

ایالات متحده در صدد است تا  از طریق پخش برنامه­های بین­المللی و با استفاده از رسانه­ها محیط بین­المللی را برای پذیرش سیاست­های خود آماده و از رسانه­ها جهت ارتقای سیاست خارجی خود استفاده کند. رسانه‌ها نقش ابزار تبلیغات سیاسی دولت آمریکا را بازی کرده‌اند. آن‏ها با دفاع از سیاست خارجی و با ارزشگذاری و ارزش­سازی، القاء پیام و برجسته­سازی، نسبت به مشروعیت­بخشی به سیاست‌های حکومتی و رساندن پیام‌های دست‌اندرکاران دیپلماسی دولت ایالات متحده به افکار عمومی جهانی، نقش توجیه‌گر افکار عمومی را در عرصه سیاست خارجی ایفا می‌نمایند. در این نقش آنها به عنوان اشاعه دهنده فرهنگ، عقاید، آراء و تبلیغ کننده ایدئولوژی و ایده‌های سیاست خارجی آن کشور عمل می‌کنند.

در این راستا ایالات متحده بیشترین استفاده را از رسانه­ها جهت به دست آوردن اهداف سیاست خارجی خود به عمل آورده است. این کشور از طریق رسانه­ها و پخش برنامه­های بین­المللی مانند صدای آمریکا، رادیو فردا، رادیو ساوا و تلویزیون الحرا که در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به زبان عربی پخش می­شوند ملت­ها را مخاطب قرار می دهند و در این راستا به تبلیغ و بستر­سازی برای مفاهیم و ارزش­های جهانشمولی مانند حقوق بشر، آزادی، دموکراسی، حاکمیت قانون و… می­پردازد. به واسطه این فعالیت­ها است که  توده مردم تحت تأثیر این نوع از دیپلماسی قرار می­گیرند و سعی در تغییر وضع موجود دارند و آنها نیز به نوبه خود به دولت­های خود برای انجام تغییرات فشار می­آورند. بنابراین در نهایت ایالات متحده با بهره­گیری از دیپلماسی عمومی و رسانه­ها سعی در ایجاد تغییرهای هدفمند و مدیریت شده در رفتار دولت­ها و ساختار سیاسی کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه دارد.

رسانه ها                                 مردم                               حکومت

در واقع می توان این گونه فعالیت­ها را در راستای استراتژی کلان ایالات متحده آمریکا در مورد طرح خاورمیانه بزرگ قلمداد کرد. با این تفاوت که قبلاً ایجاد خاورمیانه بزرگ با رویکرد سخت­افزاری مورد توجه بود و حمله به عراق و افغانستان نیز در این راستا قابل ارزیابی می­باشد اما امروزه و با شکست رویکرد قدرت سخت مبتنی بر استفاده از نیروی نظامی ایالات متحده در صدد است خاورمیانه بزرگ را با رویکردی مبتنی بر قدرت نرم و استفاده از دیپلماسی عمومی ایجاد کند و در این میان دیپلماسی عمومی به عنوان ابزار اصلی مورد استفاده قرار می­گیرد.

طبق برآورد اداره بودجه و مدیریت در سال 1980، حکومت ایالات متحده 518 میلیون دلار در زمینه فعالیت‏های دیپلماسی عمومی هزینه کرده است، سرمایه­گذاری در این زمینه به طور پیوسته در حال افزایش بود در سال مالی 1994 میزان سرمایه گذاری در دیپلماسی عمومی به بالاترین حد خود یعنی حدود یک میلیارد و پانصد میلیون دلار رسید. این افزایش بودجه نتیجه افزایش هزینه‏ها در زمینه پخش برنامه‏های بین‏المللی بوده است. کاهش چشمگیری در بودجه دیپلماسی عمومی در طول اواخر دهه 1990روی داد که عمدتاً ناشی از صرفه جویی هزینه در زمینه پخش برنامه های بین‏المللی و منحل کردن سازمان اطلاع رسانی ایالات متحده در سال  1999 بود. اما پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر سرمایه‏گذاری های جدید در دیپلماسی عمومی در زمینه برنامه‏های کنسولی و دیپلماتیک دولتی از طریق بودجه‏های قانونی و الحاقی به عمل آمد. در حال حاضر بودجه الحاقی در زمینه دیپلماسی عمومی به یک عمل متعارف برای سرمایه گذاری در زمینه های فعالیت‏های دیپلماسی عمومی تبدل شده است. علاوه بر این میزان بودجه برنامه­های مبادلات فرهنگی، آموزشی در سال 2002 به 15 میلیون دلار رسید. در طول سالهای 2002 تا 2005 ، پخش برنامه های بین المللی حدوداً 100 میلیون دلار از بودجه دیپلماسی عمومی را به خود اختصاص داد. همچنین به طور مرتب شاهد افزایش بودجه و تامین سرمایه در این زمینه هستیم. تقریباً یک میلیارد و سیصد میلیون دلار بودجه در سال مالی 2005 برای وزارت خارجه در زمینه فعالیت­های دیپلماسی عمومی اختصاص داده شده است. این بودجه در سال 2007 به یک میلیارد ششصد میلیون دلار رسیده است و این اهمیت دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی ایالات متحده را نشان می دهد.

نتیجه و دورنمای رخداد:

در پایان می­توان گفت که در دنیای کنونی و با تغییرات ایجاد شده در عرصه سیاست، ارتباطات، اهمیت یافتن نقش افکار عمومی و تغییر ماهیت تهدید از بعد سخت­افزار به بعد نرم افزار به کارگیری و اهمیت قدرت نرم در سیاست خارجی کشورها به علت محاسبه هزینه فایده مثمرثمرتر بوده و کشو­رها سعی دارند خود را با تحولات نظام بین­الملل همراه کنند. در این راستا کشوری که بیشترین تمرکز خود را بر این استراتژی قرار داده است ایالات متحده می باشد.

با توجه به شرایط جدیدی که در نظام بین­اللمل و اهمیت یافتن نقش افکار عمومی که در نتیجه پروسه جهانی شدن و انقلاب ارتباطات ایجاد شده است، امروزه دولت­ها در صدد هستند با ابزارهای جدیدی به پیگیری منافع ملی خود در سیاست خارجی و در ارتباط با سایر بازیگران سیاسی و همچنین توده مردم و گروه­های غیردولتی بپردازند.تحولات اخیر که در شمال آفریقا شکل گرفت و به سرعت به سایر مناطق در خاورمیانه که از نظر ساختارهای سیاسی و اقتصادی مشابهت­های زیادی با این مناطق دارند سرایت پیدا کرد و موجب ساقط شدن حکومت­های تونس و مصر گردید به خوبی گویای اهمیت یافتن نقش مردم و گروه­های غیر دولتی در عرصه های سیاسی می باشد که هر یک از این تحولات به شدت بر سیاست­ها و منافع ایالات متحده تاثیرگذار است.

با توجه به اینکه تحولات شکل گرفته اخیر در منطقه، نتیجه دگرگونی­هایی است که در نوع نگرش و آرمانهای ملت­های منطقه در مورد دموکراسی، آزادی­های سیاسی، حقوق بشر و بطور کلی نوع نگاه مردم به سیاست که خود تحت تاثیر آموزش و شبکه­های رسانه­ای و به طور کلی انقلاب در ارتباطات بوده است می توان پیش بینی کرد که این تحولات به این زودی فروکش نخواهد کرد و مردم تا رسیدن به حقوق حقه خود به مبارزه ادامه خواهند داد. بنابراین ایالات متحده با این فرض که این تحولات به سایر کشورهای منطقه سرایت پیدا خواهد کرد، استراتژی خود را در قبال برخورد با مسائل خاورمیانه و شمال آفریقا از تأکید صرف بر دولتها و حمایت از متحدین خود در منطقه به سمت پشتیبانی از حرکت­های آزادیخواهانه و دموکراسی­طلبانه مردم تغییر داده است و سعی دارد تا با استفاده از قدرت نرم و دیپلماسی عمومی که نقطه اصلی آن برقراری ارتباط با مردم با هدف تاثیرگذاری بر افکار آنها است، ملتها را با خود همراه کرده و منافع خود را از این طریق تامین کند.

در این راستا یکی از راه های اصلی اعمال دیپلماسی عمومی ایالات متحده آمریکا از طریق فعالیت­های مربوط به پخش برنامه­های بین­المللی صورت می­گیرد. در واقع ایالات متحده به این موضوع به خوبی پی برده است که امروزه اکثریت مردم اطلاعات خود را از طریق رسانه­ها به دست می­آورند و این اطلاعات نقش مهمی در شکل گیری عقاید و جهت­گیریهای سیاسی آنها دارد. لذا استفاده از رسانه­ها امروزه به یکی از مهمترین ابزار­های سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است. حضور باراک اوباما در برنامه­های تلویزیونی که در آن به تشریح سیاست خارجی آن کشور در قبال بحران­های اخیر می پردازد و در آن حمایت خود را از خیزش­های مردمی اعلام می کند را می توان یکی از مصداق­های بارز دیپلماسی عمومی آمریکا قلمداد کرد. ایالات متحده این موضوع را درک کرده است که اگر خواهان حفظ کنترل خود بر مناطق استراتژیک و ژئوپلیتیک در خاورمیانه و شمال آفریقا است باید بتواند توده مردم را با سیاست­های خود همراه کند و حمایت عمومی آنها را کسب کند و تنها راه به دست آوردن این اهداف استفاده از قدرت نرم و دیپلماسی عمومی در تمام اشکال آن است.

Share