مرداد ۲۹, ۱۳۹۷ – ۱۲:۲۴ ب.ظ |

کارشناس عراقی مسائل عراق
مرکز بین‌المللی مطالعات صلح
هویت ملی را می‌توان مجموعه گرایش‌ها و نگرش‌های مثبت نسبت به عوامل و عناصر و الگوهای هویت‌بخش و یکپارچه کننده در سطح یک کشور خواند که به‌عنوان یک واحد …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, گفتگو

بیانیه قانون اساسی، بازیگری مرسی و رویارویی با مخالفان – گفتگو با جاوید قربان اوغلی مدیرکل پیشین آفریقای وزارت خارجه ایران

نگارش در آذر ۱۱, ۱۳۹۱ – ۳:۵۱ ق.ظ
بیانیه قانون اساسی، بازیگری مرسی و رویارویی با مخالفان  – گفتگو با جاوید قربان اوغلی  مدیرکل پیشین آفریقای وزارت خارجه ایران
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

 

محمد مرسی رئیس‌جمهور اخوانی مصر اصلاحاتی در قانون اساسی را امضا کرد که تصمیماتش را از بازنگری‌های قضائی مصون می‌دارد. این اصلاحات از انحلال مجلس موسسان تدوین قانون اساسی در حالی که چند روز به تصمیم گیری دادگاه عالی قانون اساسی درباره مشروعیت این مجلس باقی مانده است، جلوگیری می‌کند. به موجب این حکم، دستورات رئیس‌جمهور مصر نهایی و قابل اجراست و هیچ نهادی از جمله دستگاه قضایی نمی‌تواند آن را نقض کند. از این رو مخالفان بر این عقیده‌اند که این اصلاحات به محمد مرسی اختیارات مطلق خواهد داد و با واکنش گروههای مختلف مصری مواجه شده است. در این بین برای واکاوی و بررسی تحولات کنونی و فراروی مصر به گفتگویی با جاوید قربان اوغلی کارشناس مسائل مصر پرداخته ایم:

واژگاه کلیدی: نقش، جایگاه، اخوان المسلمین، مصر، مرسی ، مخالفان، بیانیه قانون اساسی


مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه تصمیمات اخیر مرسی در مورد قانون اساسی نگاه کنونی مرسی و اخوان المسلمین مصر به شورا، دموکراسی و تفکیک قوا چیست؟

اخوان المسلمین حتی در زمان مبارک نیز از یک پایگاه توده ای وسیعی برخوردار بود. در آن زمان بدلیل شرایط حاکم این قدرت امکان بروز و ظهور نداشت.

چالش قدرت در هر جامعه رهایی یافته از یک نظام دیکتاتوری که حداقل سه دهه حاکم بود امری  اجتناب ناپذیر است.تمام نیروهایی که در میدان تحریر جمع می شدند الان در پی تثبیت قدرت خود در نهادهای سیاسی و قانونگذاری و سهم خواهی  در نظام سیاسی جدیدی هستند که خود در ایجاد آن نقش داشتند. بخشی از این رقابت در انتخابات مجلس ملی و ریاست جمهوری رقم خورد که جریان اخوان (در مفهوم کلی آن) پیروز این رقابتها بود. قبل از ریاست جمهوری اخوان و بخش دیگری از نیروهای مذهبی مجلس را در دست گرفته بودند که با حکم داد گاه عالی منحل شد. مخالفت مرسی با این تصمیم و دستور بازگشایی مجلس اولین رویارویی مرسی و اخوان برای تثبیت هژمونی خود در نظام سیاسی مصر جدید بود.

این رویارویی اکنون در مجلس تدوین قانون اساسی متبلور شده است. تصمیم اخیر مرسی هم با اتکا به پایگاه مردمی خود که در انتخابات ریاست جمهوری کسب کرد ، قدرت بسیج توده ای اخوان المسلمین و  استفاده هوشمندانه از دیپلماسی فعال مصر در بحران اخیر غزه بود.

تصور نمی کنم مرسی و اخوان جدید که وجوه عملگرایی بطور واضحی بر رویکرد ایدئولوژیک آنان می چربد حداقل در ظاهرمخالفتی با دموکراسی و تفکیک قوا داشته باشند . اطلاق الفاظی مانند دیکتاتور و فرعون ازسوی نیروهای مخالف به مرسی بخشی از جنگ تبلیغاتی و روانی است که مخالفان براه انداخته اند. روشن است که تکثر نیروهای سیاسی در مصر اجازه بازگشت دیکتاتوری به این کشور را نخواهد داد. بنابراین دعوای کنونی بیشتر برای کسب و یا حفظ قدرت و تاثیر گذاری در آینده سیاسی این کشور است که قرار است در قالب قانون اساسی آتی متبلور شود

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: محمد البرادعی رئیس حزب الدستور، عمرو موسی و حمد بن صباحی از نامزدهای سابق انتخابات ریاست جمهوری مصر و رئیس کانون وکلا با حضور در یک کنفرانس خبری مشترک اعلام کردند که تصمیمات جدید مرسی به مثابه چیرگی بر تمامی اهرم‌های قدرت محسوب می‌شود و کودتا علیه مشروعیتی است که باعث روی کار آمدن مرسی به قدرت شد. در این حال با در نظر داشت طیف مخالفان اکنون مخالفان سکولار، لیبرال و قبطی مرسی تا چه حدی توان رویارویی با مرسی را دارند؟

بی ثباتی مصر به نفع هیچیک از نیروهایی که اتحاد آنها توانست دیکتاتوری مبارک را سرنگون کند نیست. روشی که مرسی در پیش گرفت حتی در صورتیکه بقول خود هدف از آن مبارزه با نیروهای بازمانده از دوران رژیم قبلی باشد ، ضمن اینکه شائبه انحصاری کردن قدرت توسط جریان اخوان المسلمین و دکتر مرسی را دامن می زند، بدلیل اینکه دموکراتیک نبود با مخالفت دیگر نیروها ،احزاب و جریانهای سیاسی قرار گرفت. ملاحظه کردید که حتی معاونین مرسی در اعتراض به این روش استعفا کرده و یا تهدید نمودند که استعفاء خواهند کرد. ضرر این روش علاوه بر غیردموکراتیک بودن آن ، همانطور که اکنون شاهد آن هستیم مصر را بی ثبات می کند که یقیینا به نفع هیچیک از جریانهای سیاسی  و این کشور نیست. توجه داشته باشیم که دولتهای خارجی در شرایط بی ثباتی می توانند در مصر تاثیر گذار باشند.این وضع به یقین اسراییل را بیش از دیگر قدرتهای منطقه ای خشنود می کند. .

تا زمانی که مناقشه در سطح حقوقی و سیاسی است ، نیروهای مخالف بدلیل حاکمیت قوانین قبلی و برخورداری از نخبگان سیاسی در جمع خود ، از قدرت مانور زیادتری برخوردارند. در چنین وضعیتی آنان  علاوه بر جذب بخشی از نیروهای داخلی غیر مذهبی  حمایت نهادهای بین المللی نیز  در پشت خود خواهند داشت. همانطور که گفتم مرسی با اتکاء به مشروعیت سیاسی منتج از انتخابات ریاست جمهوری و توان بسیج توده ای اخوان المسلمین دست به این حرکت ( و شاید انتحار)سیاسی زد. آینده مصر هم تا حدودی به نتیجه این رویارویی سیاسی  بستگی دارد. اگر مرسی و اخوان بتوانند از این میدان نبرد سیاسی پیروزمندانه بیرون آیند ،خواهند توانست قانون اساسی آتی را بر اساس معیارهای مورد قبول خود تدوین نمایند.

بطور روشن تر می توان گفت بحران هویت که یکی از عوامل سرنگونی رژیم مبارک بود به شکل دیگری در مناقشات سیاسی اخیر بین طیف نهادها و احزاب  مذهبی که اخوان المسلمین و دیگر جریانات سلفی  آن را نمایندگی می کنند ، از یکسو و نیروهای سکولار،لائیک،نوگرایان( در مفهوم سیاسی آن) و مخالفان با حاکمیت مذهبی از سوی دیگر در جریان است.

حاکمیت یکدست اخوانیها  به نفع مصر نیست. مصر با مشکلات عدیده ای در داخل(اقتصادی-اجتماعی و…) و سیاست خارجی روبروست .یقیینا حل این مشکلات عظیم از توان  به یک گروه سیاسی علیرغم برخورداری از اکثریت پارلمانی خارج است و حتی در صورت پیروزی مرسی و اخوان در این منازعه سیاسی آنان مجبور خواهند شد برای حل مشکلات عدیده اقتصادی در روابط خارجی امتیاز بدهند که این امر به نفع مصر جدید نخواهد بود..     

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: برخی مخالفان مرسی دیکتاتور و فرعون جدید لقب داده و با کشاندن مردم به خیابانها و حمله به دفاتر حزب اخوان المسلمین، به این اقدام اعتراض کردند. و 15  حزب مصری در مخالفت با تصمیم مرسی اقدام به تشکیل یک جبهه مشترک موسوم به “نجات ملی” کرده و خواستار برپایی راهپیمایی گسترده اعتراض آمیز هستند. در این حال با توجه به تنش های درونی در جامعه مصر تا چه حدی امکان درگیری و تنش های بیشتر بین موافقان و مخالفان مرسی و جود دارد؟

روش مرسی شائبه انحصاری کردن قدرت را دامن می زند و بهره برداری سمبلیک نیروهای مخالف از نمادهای منفی مصر که در ذهن مردم این کشور نهادینه شده، امری کاملا طبیعی در منازعات سیاسی است.این امر در مورد ملتی که زخمهایی  30 سال دیکتاتوری   مبارک را  بر تن دارد و بیشترین تحقیرها را در بعد کرامت انسانی دیده است به سرعت قابل دریافت و انتشار است. از همین خاستگاه است که می گویم اقدام مرسی ولو با انگیزه هایی مقابله با نیروهای رژیم گذشته بدلیل اینکه از طریق غیر دموکراتیک صورت گرفته بطور طبیعی با مخالفتهای جدی روبرو می شود. 

تنش و درگیری ها در بین طرفداران دو جناح از مدتها قبل شروع  شده و ادامه خواهد داشت. نکته ظریف این مناقشات سیاسی تاثیری  است که ممکن است بر ثبات سیاسی این کشور بگذارد. مصر رها شده از دیکتاتوری مبارک ،  نیازمند ثبات و آرامش برای بهبود وضعیت اقتصادی  ، معیشتی مردم، رفع بیکاری و جذب سرمایه گذاری خارجی  است ،بیشتر کند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: برخی رسانه های مصری همانند روزنامه ˈالشروقˈ چاپ قاهره به نقل از یک منبع نظامی این کشور اعلام کرد که شورای نظامی مصر در اختلافات سیاسی اخیر بین رییس جمهوری و سایر قوا ، دخالت نخواهد کرد .در این حال در تحولات فراروی این کشور میتوان  احتمال کودتایی را بر ضد مرسی در نظر گرفت؟

در شرایط مصر پس از مبارک ،  کودتای نظامیان غیر محتمل است.اساسا کودتا در شرایطی صورت می گیرد که:

رژیم  فاقد  مشروعیت سیاسی و پایگاه مردمی باشد.در مصر کنونی مردم  مشارکت آزاد را در دو انتخابات  را تجربه کرده اند.بطور طبیعی نیروهای کودتا نیازمند حمایت بخشی از مردم هستند که در مصر کنونی وجود ندارد.

نکته دوم اینکه رفتار ارتش مصر در روزهای آخر دوران مبارک علیرغم وابستگی سران آن  به آمریکا  نشان داد که ارتش مایل نیست رو در روی مردم قرار گیرد. البته یک تحلیل می گوید این رفتار ارتش کاملا برنامه ریزی شده و هماهنگ با آمریکا بود ولی تغییرات پی در پی موضع خانم کلینتون در روزهای شروع قیام نشان داد که حتی آمریکا نیز غافلگیر شده است.

نکته آخری که موید این نظر است سابقه تاریخی و خوشنامی ارتش مصر در این کشور است. بطور طبیعی ارتشی که چند بار با اسراییل جنگیده و مشروعیتی در بعد ملی دارد حاضر نخواهد شد که این سرمایه ارزشمند را به آسانی از دست بدهد.    

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا اقدام  محمد مرسی برای افزایش اختیارات ریاست جمهوری با چراغ سبز آمریکا برای حل بحران غزه و ستایش اخیر هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا از رئیس‌جمهور جدید مصر ارتباطی دارد؟

مرسی نقش برجسته ای را در بحران اخیر غزه ایفاء کرد. قاهره به کانون تحولاتی که منجر به آتش بس شد، تبدیل شده بود.این نقش را مقایسه  کنید با نقش بسیار منفی و ضد انسانی مصر در دوران جنگ 22 روزه دورا مبارک. بی تردید ایفای چنین نقشی اعتبار مصر و مرسی را در جهان ارتقاء بخشید.

واضح است که انتظارات نیروهای جهادی و طرفداران مقاومت از مصر بیشتر  از آن بود که مرسی انجام داد . آنها خواهان حمایت عملی و حتی تسلیحاتی مصر از حماس و مبارزان غزه بودند .ولی باید واقعیات مصر در شرایط گذر کنونی را در نظر گرفت.

ولی اینکه اقدام اخیر مرسی با  چراغ سبز آمریکا انجام گرفته باشد محل تردید است . به نظرم معتقدان به این نظر بیشتر در طیف مویدان تئوریهای توطئه قرار دارند. ارتباط بحران غزه با اقدامات مرسی  و طیف حامی او در داخل را من بیشتر در استفاده هوشمندانه آنان  از بحران غزه و دیپلماسی فعال مصر در آن در مسائل می بینم. به تعبیر دیگر مرسی از مدتها قبل برای بدست گرفتن شورای تدوین قانون اساسی برنامه ریزی کرده بود. او مناسبترین زمان را برای اینکار پس از موفقیت مصر در بحران غزه انتخاب کرد.    

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: سخنگوی حزب سلفی النور در مصر تاکید کرد اعلامیه اخیر قانون اساسی که رئیس جمهور این کشور آن را صادر کرد باعث حمایت از مصر در برابر توطئه شد. در این حال نوع نگاه سلفی ها به رویکرد اخیر مرسی چگونه است؟

در منازعه مربوط به تدوین قانون اساسی و گنجاندن اصل محوریت دین اسلام بعنوان دین رسمی کشور و شاقول قوانین مدنی همه نیروهای مذهبی از جمله حزب مورد اشاره که گرایشات تند سلفیگری دارد در کنار مرسی و اخوان قرار دارد.با این نگاه می توان از اعلامیه حزب نور رمز گشایی کرد. 

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: یک مقام پارلمان اروپایی رییس جمهور مصر را تهدید کرد در صورتی که از تصمیمات خود عقب نشینی نکرده و به اختلافاتش با قضات این کشور پایان ندهد، کمک های اتحادیه اروپایی به این کشور کاهش خواهد یافت. جی کارنی سخنگوی کاخ سفید هم  خواهان حل بحران مصر از طریق مذاکره میان طرفین شد و گفت اوباما خواهان حفظ آرامش در مصر شده و اسلامگرایان و اپوزیسیون را به انجام مذاکره فراخوانده است. در این بین اصرار مرسی بر مواضع خود چه تاثیری در نگاه اروپا و غرب به مصر دارد؟

مرسی در سفر تابستان گذشته به بروکسل و درخواست کمک مالی ازاتحادیه  اروپا نشان داد که مایل نیست تنشی بین مصر و غرب ایجاد نماید.واکنش او در قبال کشته شدن سفیر امریکا در بنغازی مدتها مورد توجه رسانه های غربی بود.من قبلا هم در تحلیل شخصیت مرسی در سرمقاله ای که در یکی ار روزنامه های کشور نوشتم   هویت آتی مصر در رقابت گرایش به تندروی آنچنان که سلفی ها دنبال آنند و اعتدال سیاسی و پرهیز از سیاست های رادیکال در نوسان است  و اشاره کردم که رییس جمهور جدید مصر بیشتر یک عملگرای سیاسی تا شخصیت دگم مذهبی.

اگر از این منظر به مرسی نگاه کنیم با توجه به بحران اقتصادی مصر و نیاز شدید این کشور به کمکها و سرمایه گذاری  خارجی ،می توان گفت که مرسی با دقت مواضع کشورهای غربی را رصد کرده و متناسب با میزان فشارهای خارجی از خود نرمش نشان خواهد داد.بنابراین پیش بینی من این است که در صورت ادامه بحران ،  اتحاد نیروهای مخالف برای به چالش کشیدن وی  و افزایش فشارهای خارجی مرسی عقب نشینی خواهد کرد.

توجه داشته باشید که شعار آقای قندیل نخست وزیر تکنوکرات آقای مرسی  “نان، آزادی و عدالت اجتماعی” بود.انتخاب این شعار پاسخ هوشمندانه مرسی به مطالبات کسانی بود که با تجمع در میدان تحریر سرنوشت امروزین کهن ترین سرزمین جهان عرب را رقم زدند. این امر تفاوت واقع گرایی در سیاست با آرمان خواهی در اداره کشور است.به همین دلیل است که می گویم مرسی متناسب با شدت بحران و فشارها تصمیم می گیرد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: اخوان المسلمین مصر فراخوانی برگزاری راهپیمایی روز سه شنبه برای حمایت از محمد مرسی رییس جمهوری این کشور را لغو کرد. اما سخنگوی محمد مرسی گفته است رییس جمهوری مصر بر فرمان تاکید کرده است. در این حال آینده بازیگری اخوان المسلمین در مصر  به چه عواملی وابسته است ؟

اخوانیها در دوران مبارک پوست اندازی کردند. اگر یادتان باشد آنها آخرین گروهی بودند که به قیام مردم پیوستند و حتی شائبه حمایت از مبارک را بجان خریدند. پس از پیروزی نیز اخوان ابتدا مدعی بود که کاندیدایی برای ریاست جمهوری معرفی نخواهد کردولی دیدیم که متناسب با شرایط چندین  کاندیدا را در پوشش های مختلف برای ریاست جمهوری مطرح کرد تا در صورت رد صلاحیت یکی بر اساس قوانین موجود فرد دیگر را حمایت نماید.این یک نوع هوشمندی، واقع گرایی و استفاده از شرایط برای کسب قدرت سیاسی است.

در شرایط پیش آمده نیز اخوان می داند که درگیری و ادامه بحران به نفع این حزب و مرسی نیست.لغو راهیپمایی و قدرت نمایی در حمایت از تصمیم مرسی نیز در همین راستا بود.البته این بدان معنی نیست که آنان صحنه را به نیروهای مخالف واگذار نمایند

اخوان با توجه به پایگاه وسیع مردمی عنصری تاثیر گذار در آینده سیاسی مصر است.درک درست از شرایط لازمه حضور آتی قدرتمند در صحنه سیاسی مصر است.اگر این حزب به دنبال قبضه و انحصاری کردن قدرت باشد قطعا با ریزش جدی حتی در بین طرفداران خود روبرو خواهد شد.راشد الغنوشی با درک درست وضعیت جهانی و مطالبات واقعی مردم که علیه دیکتاتوری بن علی قیام کردند بسمت نهادینه  کردنمردمسالاری در کشور رفت.این امر ضامن بقاء آنان در قدرت است .وقتی حزبی از پایگاه گسترده مردمی برخوردار است تغییر از طریق نهادهای برخاسته از رای مردم  بهترین روش برای حفظ  و استمرار قدرت است.

این امر هم با عقل سازگاری دارد و هم جهان آن را بیشتر می پسندد و  نمی توانند حاکمیت نیروهای مذهبی  که قدرت را نه با زور بلکه از طریق دموکراتیک کسب کرده اند انکار نمایند . به نظر من فقط نیروهایی که پایگاه مردمی ندارند با استفاده از زور و سرکوب در پی حفظ قدرت خود هستند به روشهای غیر دموکراتیک متوسل می شوند. مصر جدید بیشتر به مدارای سیاسی در داخل و انعطاف در سیاست خارجی خود نیاز دارد.اتخاذ این روش جایگاه این کشور را در جهان اسلام و اتحادیه عرب ارتقاء خواهد داد و به یقیین با قدرت بیشتری در صحنه منطقه و سیاست جهانی ظاهر خواهد شد.

گفتگو از: فرزاد رمضانی بونش

Share