تیر ۲۴, ۱۳۹۷ – ۱۰:۴۶ ق.ظ |

کارشناس انرژی
مرکز بین‌المللی مطالعات صلح-IPSC
دیپلماسی انرژی، جدا از افزایش توانایی در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی زمینه لازم برای کاهش محدودیتهای بین‌المللی علیه هر کشوری را فراهم می‌سازد و به افزایش قدرت ملیکشور کمک شایانیمی‌کند. در …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

بررسی چرایی اقدامات تحریک آمیز قطر در کشورهای عربی خلیج فارس

نگارش در اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۱ – ۱۱:۰۲ ب.ظ
بررسی چرایی اقدامات تحریک  آمیز قطر در کشورهای عربی خلیج فارس
Share

جواد بخشی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

در روزهای اخیر، خبرهایی مبنی بر اعتراض امیر کویت نسبت به اقدامات تحریک آمیز و توطئه گرانه قطر در کشور کویت درپی کشف یک شبکه جاسوسی در این کشور که گفته می شود از سوی قطر حمایت می شدند، در رسانه ها پخش شد. البته این اولین باری نیست که این اتفاق رخ می دهد پیش از این هم امارات اولین دولتی بود که توانست یک تیم تررویستی که به امارات وارد شده بودند را دستگیر کند. افراد این گروه اعتراف کردند که در پایگاه‌های نظامی، در نزدیکی پایتخت قطر آموزش نظامی دیده بودند. بعد از مدتی و در سال ۲۰۱۱ نیز نواری صوتی در رسانه ها پخش شد که در آن امیر قطر از تلاش برای براندازی آل سعود در عربستان سخن گفته بود. سوالی که در اینجا پیش می آید این است که، راز تحرکات اینچنینی قطر در منطقه و بویژه در داخل کشورهای به ظاهر همراه و دوست خود در خلیج فارس چیست؟ نقشی را که قطر هم اکنون در عرصه منطقه ای ایفا می کند، برخی به اقتصاد قدرتمند و برخی به وابستگی این کشور به آمریکا و برخی دیگر به عدم حضور فعال عربستان در صحنه حوادث جهان عرب مربوط می کنند. اما چگونه این کشور کوچک که در تئوری های روابط بین الملل به کشور ذره ای معروف است، طوری نقش آفرینی کرده که در طول یک دهه اخیر در منطقه خاورمیانه بسیار فراتر از موقعیت و اندازه کوچکش بوده است؟ علت اقدامات تحریک آمیز قطر در کشورهای عربی خلیج فارس چیست؟

واژگان کلیدی: قطر، کشورهای خلیج فارس، حفظ امنیت و بقا، رهبری سلفیون

تحلیل رخداد

کشور کوچک قطر تحت حاکمیت خاندان آل ثانی است که از نسل فردی به نام ثانی بن محمد، از قبیله بنی تمیم و از اهالی نجد عربستان هستند. از زمان استقلال این کشور در سال ۱۹۷۱، شیخ خلیفه، حکومت را در دست گرفت و حدود ٢٣ سال بر قطر حکومت کرد. در سال ١٩٩۵، شیخ حمد پسر شیخ خلیفه، با کودتایی بدون خونریزی قدرت را در دست گرفت. از زمان حاکمیت شیخ حمد، قطر در عرصه داخلی و منطقه‌ای شاهد تحولات و پیشرفت‌های مهمی شده است؛ وضعیت داخلی و جایگاه منطقه‌ای این کشور مرحله نوینی را تجربه می‌کند. قطر در عرصه منطقه‌ای، در چند سال اخیر در پی ایفای نقشی جدی و متمایز نسبت به سایر کشورهای خلیج فارس برآمده و به عنوان میانجی در مناقشه‌های منطقه‌ای ایفای نقش می‌کند. جدای از این سیاست به ظاهر مثبت، هراز چندگاهی برخی کشورهای منطقه حکومت قطر را متهم به اقدام برای براندازی حاکمان فعلی کشورهای عربی خلیج فارس می کنند که این اقدامات در ظاهر قابل توجیه نیست ولی با نگاهی به ریشه های آن شاید بتوان هدف های چنین سیاستی را شناخت و تبیین نمود.

ریشه یابی رفتار قطر

الف- نیاز به تامین امنیت:

در نظریه های روابط بین الملل و سیاست خارجی، عمده ترین چالش پیش روی دولت های کوچک و ذره ای، حفظ بقاء تعریف می شود. بر این اساس گفته شده چنین کشورهایی یا باید با قدرت های بزرگ منطقه ای و فرامنطقه ای متحد شوند تا دشمنان نتوانند به آنها متعرض شوند و یا اینکه سعی می کنند بین قدرت های منطقه و یا قدرت های جهانی، توازن به وجود آورند. با توجه به شواهد امر می توان گفت که قطر از هردوی این سیاست ها به طور همزمان بهره می برد.

قطر کشوری کوچک با در آمد سرانه ٧۵ هزار دلار و همچنین سومین کشور دارنده بیشترین ذخایر گازی جهان محسوب می‌شود. این کشور کوچک در کنار همسایگان و بازیگران منطقه‌ای قدرتمندی قرار دارد و بالقوه در معرض خطرات و تهدیدهایی از جانب این کشورهای بزرگ می‌باشد. قطر در سال‌های پس از استقلال، از طرف ایران تهدیدات عمده‌ای را احساس نکرده است، اما عربستان سعودی همواره تمامیت ارضی و حاکمیت این کشور را تهدید کرده است. به نظر می‌رسد بخش عمده‌ای از مسایل و رفتارهای کشور کوچک قطر، تحت تهدیدات امنیتی عربستان سعودی نسبت به این کشور شکل می‌گیرد. از یک منظر رفتارهای قطر را می‌توان به عنوان یک دولت ذره‌بینی یا میکرو (میکرو صتاته) ارزیابی کرد. در تئوری‌های روابط بین‌الملل، دولت‌های ذره‌بینی حتی اگر مشکل ثبات نداشته باشند، مشکل تداوم دارند. بر این اساس عمده‌ترین چالش پیش‌روی دولت‌های ذره‌بینی بقاء است و هدف اصلی رفتارهای این دولت‌ها تضمین امنیت و بقاء خود و پاسخی به چالش‌های درونی و بیرونی است[۱]. به همین علت است که برخی کارشناسان اقدامات اخیر قطر را در راستای اقدامات پیش دستانه امیر قطر برای حفظ امنیت کشورش از طریق تضعیف کشورهایی می دانند که احتمالا خطری از جانب آنان قطر را تهدید می کند. به نظر می‌رسد بخش عمده‌ای از مسایل و رفتارهای کشور کوچک قطر، تحت تاثیر تهدیدات امنیتی برخی کشورهای عربی خلیج فارس بویژه عربستان سعودی نسبت به این کشور شکل می‌گیرد.

ب- اختلافات مرزی قطر با کشورهای همسایه و تلاش برای از بین بردن رقبای خود:

دو کشور کوچک بحرین و قطر برسر مسائل مرزی با هم درگیری دارند، به‌گونه‌ای که یک‌بار بحرین تصمیم گرفت به دیوان دادگستری بین المللی شکایت کند. درگیری‌های قطر و بحرین برسر جزیره “حوار” است که در ۲۰ کیلومتری بحرین و ۲ کیلومتری قطر واقع شده است و بحرین در تلاش است، حاکمیت خود بر جزایر “حوار” و “زباره” را تثبیت و نیروهای خود را در آنجا مستقر کند. مجموعه جزیره‌های حوار در نزیکی خاک کشور قطر واقع شده‌ و چندین سال بر سر مالکیت این جزیره‌ها مناقشاتی بین دو کشور بحرین و قطر در میان بوده‌است. اختلافات دو خاندان حاکم در بحرین و قطر زمانی به اوج خود رسید که بالگردهای قطری در بهار ۱۹۸۶، کارگران ساختمانی مشغول به کار ساختن یک پست دیده‌بانی ساحلی در فشست و دبال در نزدیک ساحل قطر را ربوده و از آنجا دور ساختند. این کشمکش با میانجی‌گری عربستان به پایان رسید و با عقد یک پیمان ترک مخاصمه بحرین توافق کرد تأسیسات خود را از منطقه خارج کند. اما هنگامی که قطر در سال ۱۹۹۱ مسئله اختلافات سرزمینی را به دیوان بین‌المللی لاهه ارجاع کرد اختلافات به اوج خود رسید و هر دو مدعی شدند که نیروهای دریایی هر یک مانع کشتیرانی طرف مقابل در آبهای مورد کشمکش شده‌اند. بر پایه رأی داوری دیوان بین‌المللی دادگستری اختلافات مرزی طرفین در ۲۰۰۱ به پایان رسید. بحرین همچنان جزایر حوار و قطعه الجرده را در کنترل خود گرفت اما از ادعای خود بر جزیره جنان و زباره دست کشید. بر پایه این رأی، قطر مناطق عمده‌ای از دریا و منابع آن را بدست آورد. قطر و بحرین به نشانه دوستی در پایان اختلاف بر سر زباره، برای ایجاد یک پل دوستی میان قطر و بحرین که زباره را به بحرین پیوند می‌دهد به توافق رسیده‌اند[۲].

از سوی دیگر مسئولان کویتی از توطئه قطر برای ایجاد ناآرامی و آشوب از طریق حمایت از گروههای مسلح در کشورشان خبر دادند که بخش دیگری از دخالت های قطر در امور داخلی سایر کشورهای منطقه را ثابت می کند. نکته مهم درباره اقدامات نسبت داده شده به قطر از سوی کویت این است که در اختلاف سال ۱۹۸۶ بین قطر و بحرین، دولت کویت از بحرین حمایت کرد و شاید اکنون فرصت مناسبی بود تا تاوان این اقدام خود را بپردازد.

چندی پیش نیز هفته‌نامه المنار در گزارشی عنوان کرده بود که سران قطر از چند ماه قبل به اجرایی کردن نقشه مذبوحانه خود علیه کشورهای مختلف حوزه خلیج فارس اقدام نموده‌اند و تاثیرات این نقشه به ایجاد ناامنی در کشورهای منطقه دستگاه‌های امنیتی در کشورهای مورد هدف نقشه مذکور توانسته‌اند پی به وجود گروهکی خرابکار ببرند که از سوی دوحه حمایت مالی شده است و کار این گروه اجرای اقدامات خرابکارانه و انفجار بمب داخل شهرهای مهم بوده است[۳].

همچنین براساس آنچه از اسناد آرشیوی متعلق به رژیم معمر قذافی دیکتاتور سابق لیبی بدست آمده و در بسیاری از سایت های مجازی پخش شد، امیر قطر و وزیر خارجه این کشور در جلسه ای با قذافی دیکتاتور سابق لیبی، وی را از طرح خود برای سرنگونی رژیم حاکم بر عربستان مطلع ساخته بودند[۴]. حکومت “آل ثانی” این را حق خود می دانند که قدرت را از آل سعود در عربستان بگیرند زیرا معتقدند که اصالت خانوادگی آنها همانطور که اشاره شد از نجد در حجاز است و جد بزرگشان “حمد آل ثانی” از نجد مهاجرت کرده است، بنابراین فرزندان و نوادگان وی حق دارند به هر شیوه ممکن زمام امور را در عربستان به دست گیرند[۵] و به واقع نوعی اداعای ارضی را نسبت به سرزمین های عربستان مطرح می نمایند.

البته در رابطه با عربستان یک موضوع دیگر هم مهم جلوه می کند و آنهم پیشینه اختلاف‌های مرزی و سرزمینی عربستان سعودی با قطر است که به میانه‌های سده نوزدهم باز می‏‌گردد. اختلافات مرزی و سرزمینی عربستان سعودی و قطر شامل‏ باریکه‌ای از زمین‌های جنوبی قطر می‏‌شود. در سال ۱۹۹۲ نیروهای نظامی عربستان به قطر تجاوز کردند و بخش‌‏هایی از خاک این کشور را به تصرف درآوردند. به دنبال آن، قطر اجرای‏ قرارداد مرزی ۱۹۶۵ با عربستان سعودی را به حال تعلیق در آورد و به عنوان‏ اعتراض از شرکت در نشست‌های شورای همکاری خلیج فارس خودداری کرد[۶]. پس از ۳ ماه کشمکش، سرانجام با میانجی‌گری مصر، دو کشور موافقتنامه‌ای‏ برای حل و فصل اختلافات مرزی‏‌شان منعقد کردند.

یکی دیگر از ریشه‌های رقابت عربستان سعودی و قطر به سال ۱۹۹۵ بازمی‌گردد، هنگامی‌که “حمد بن خلیفه”، امیر کنونی قطر کودتا کرد تا مرحله جدیدی را این کشور آغاز کند که پیام‌آور خروج قطر از زیر سایه سنگین عربستان سعودی و تبدیل آن به یکی از کشورهای قدرتمند عرب خلیج فارس بود[۷]. تا پیش از این، سیاست خارجی شیخ خلیفه متاثر از عربستان بود و قطر نقش مستقلی را در تحولات منطقه نداشت. از زمان کودتای امیر کنونی قطر علیه پدر خود، وی با توافق اطرافیانش طرحی را برای خروج از دایره سیاسی سعودی آغاز کرد و به عقیده اغلب کارشناسان به رغم توافق ظاهری که در اتفاقات اخیر منطقه بین این دو کشور به وجود آمده اما قطری ها از زیر سایه نفوذ عربستان خارج شده و با حمایتهای آمریکا تبدیل به یک بازیگر فعال در منطقه خاورمیانه شده است. در این راستا بود که قطر به اختلافات مرزی دامن زد تا از این طریق اعلام کند که تبعیت از سیاست‌های سعودی را پشت سر گذاشته و اکنون با کمک آمریکا سیاست‌های مستقلی را در منطقه پیاده می‌کند که با استقبال آمریکایی نیز همراه بود.

پ:  به دست آوردن رهبری مذهبی سلفیون:

مردم قطر به استثنای پنج درصد اقلیت مسیحی، باقی مسلمانند که بیش از پنجاه درصد آنان پیرو مذهب وهابیت هستند. ازاین رو قطر بعد از عربستان سعودی بزرگترین کشور وهابی جهان است. امیر قطر اخیرا در مراسم افتتاح مسجدی به نام محمد بن عبدالوهاب تاکید کرد عقیده وهابیت به اندیشه اصلی امیرنشین قطر تبدیل خواهد شد. شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر قطر جمعه ۱۶ دسامبر در حالی بزرگترین مسجد دوحه را افتتاح کرد که بر آن نام شیخ محمد بن عبدالوهاب، امام سلفی ها و وهابی ها را نهاده است. حرکتی که شبهات بسیاری درباره آینده نقش قطر در نقشه سیاسی کشورهای عربی شورای همکاری خلیج فارس ایجاد کرده است. شیخ حمد هنگام افتتاح این مسجد بزرگ گفت: «جد ما شیخ جاسم هم زمان هم حاکم بود هم عالم دینی. او کسی بود که به دعوت شیخ ابن عبدالوهاب لبیک گفت و اندیشه ها و مکتب او را در کشورمان و خارج از آن در سراسر جهان اسلامی ترویج و منتشر کرد. او مسئولیت بزرگی در نشر کتاب های اهل دعوت داشت و حتی برای چاپ آنها در هند شخصا سرمایه گذاری کرد[۸]». کارشناسان بر این اعتقادند که افتتاح این مسجد و متعاقب آن سخنرانی امیر قطر درباره آن در حقیقت اعلام این موضع دوحه به سلفیون است که آنها می توانند بر روی آن حساب کنند به ویژه که سابقه چند دهه ای در حمایت از وهابیون، سلفی ها و اخوان المسلمین داشته است. واقعیت آن است که قطر از سال ها پیش بر روی جریان های سلفی و اخوانی سرمایه گذاری کرده بود. حضور شیخ یوسف القرضاوی، رئیس جمعیت علمای اسلام که بسیاری از او به عنوان پدر معنوی اخوان المسلمین یاد می کنند در قطر و نقش ویژه شبکه الجزیره در شهرت وی و انتشار افکارش، ارتباط گسترده و عمیق امیر قطر با راشد الغنوشی رهبر جریان النهضه در تونس، حضور طولانی مدت شیخ علی محمدالصلابی از رهبران اسلام گرای لیبی در دوحه، ارتباط تنگاتنگ قطر با “صادق الغریانی ” علامه معروف و مشهور لیبی نمونه هایی از سرمایه گذاری این کشور بر جریان های اسلام گرا و سلفی در منطقه و بخشی از دیپلماسی مذهبی قطر است. این اطلاعات نشان از این دارد که امیرقطر در تلاش است تا اصول اعتقادی رژیم آل سعود را مصادره و از آن به عنوان سرآغازی برای جایگزینی قطر به جای عربستان در رهبری شورای همکاری خلیج فارس بهره گیرد. درهمین رابطه چندی پیش اعلام شد که عربستان و قطر برای جذب رهبران باقیمانده القاعده که پس از مرگ بن لادن پراکنده شده‌اند با یکدیگر رقابت می‌کنند و دستگاه اطلاعاتی قطر در این زمینه در جنوب یمن فعال است و درصدد سیطره بر گروه‌های القاعده است که به دنبال ناآرامی‌های سیاسی و اختلافات بین ارتش در یمن قدرت گرفته‌اند این تلاش‌های قطری در یمن در راستای هدایت گروهک‌های القاعده به سوی عربستان در زمان مناسب است[۹].

دورنمای رخداد:

از مجموع آنچه بیان شد می توان نتیجه گرفت که باتوجه به اینکه قطر کشوری ذره‌ ای، با وسعت و جمعیت اندک است و بقاء و امنیت آن همواره در معرض خطر و تهدید بوده لذا رفتارهای سیاست خارجی این کشور متاثر از تلاش‌های آن کشور برای تامین مسأله بقاء و امنیت بوده است. یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر رفتارهای قطر اختلافات تاریخی این کشور با سایر همسایه های عربی خود است که هرگز آنها را از یاد نبرده و اگرچه در بعضی موارد به مصالحه رسیده اند ولی شواهد نشان از آن دارد که هرگاه قدرت و شرایط منطقه ای و بین المللی اجازه دهد قطری ها در فکر اعاده خواسته های خود برمی آیند.

این اقدامات و طراحی‌ها در مجموع باعث افزایش فشارهای منطقه ای بر قطر شده است؛ و بسیاری از کارشناسان معتقدند که این کشور از موقعیت و اندازه کوچک خود فراتر رفته است. البته برخی از کارشناسان نیز بر این عقیده اند که نقش قطر در منطقه بیشتر از آنکه مشکوک باشد به توطئه شبیه است؛ قطر هیچ طرحی ندارد بلکه ابزاری برای اجرای طرح های آمریکاست و نقش خود را در خدمت به سیاست های امریکا ایفا می کند و تلاش می کند برای باقی ماندن رژیم خود و امتداد آن تا جزیره العرب از حمایت کامل آمریکا برخوردار شود، بنابراین پیش از سوریه، عربستان باید هوشیار اقدامات قطر باشد.

[1] http://www.isrjournals.ir/fa/essay/138-essay-farsi-5.html

[1] احمدی، حمید (استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران)، مقاله «کشمکش‌های سرزمینی در کشورهای خلیج فارس»، همایش خلیج فارس، کیش، ۸-۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹.

[1] http://khabarfarsi.com/ext/2537848

[1] http://www.baghi.ir/content/view/1112/2/

[1] http://www.siasatema.com/NSite/FullStory/News/?Id=28813

[1] http://iranyar.ir/component/content/article/79-political/45034-1391-02-02-08-40-16.html

[1] http//:www.strategicreview.org/1390/09/20/

[1] http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=9&year=1390&month=12&day=25&id=1599147

[1] http://khabarfarsi.com/ext/2537848

Share