آذر ۱۸, ۱۳۹۸ – ۶:۴۷ ق.ظ |

کارشناس ارشد مسائل یورآسیا
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
واژگان کلیدی:آینده، حضور نظامی ، امنیت روسیه ، آفریقا ، حضور زمینی، مسکو،
 
در چند سال گذشته با افزایش فعالیت‌ روس‌ها در آفریقا، کمک های نظامی و …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

باراک اوباما و ماهیت تحریم های جمهوری اسلامی ایران

نگارش در مهر ۱۰, ۱۳۹۱ – ۱۰:۰۱ ق.ظ
باراک اوباما  و ماهیت تحریم های جمهوری اسلامی ایران
Share

طهمورث غلامی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

پیش از روی کار آمدن باراک اوباما، سیاست خارجی ایالات متحده متأثر از تفکر نئومحافظه کاران با محوریت جرج دبلیو بوش بود. بر اساس تفکر نئومحافظه کاری، دولت بوش در رابطه با خاورمیانه قائل به ایجاد تحول اساسی و عوض کردن نرم افزارهای فکری آن بود. بر همین اساس آنها خود را متعهد به تغییر رژیم های سیاسی در خاورمیانه می دانستند که بر اساس ملاک ها و معیارهای خود آنها را مطلوب نمی دانستند. آنها محور شرارت را مطرح کردند که در خاورمیانه دولت هایی چون جمهوری اسلامی و لیبی تحت امر قذافی را نیز شامل می گشت. این نوع تفکر صرفاً در حد شعار باقی نماند و در عرصه ی عمل برای تحقق آن توسط دولت نئو محافظه کار بوش تلاش های اساسی انجام گرفت. تفکر نئومحافظه کاری با تأکید بر استراتژی یکجانبه گرایی، جنگ های پیش دستانه و پیش گیرانه در رابطه با کشوری چون جمهوری اسلامی ایران قائل به هیچ گفتگو و دیپلماسی ای میان طرفین در جهت حل اختلافات نبود. نتیجه این تفکر این بود که بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده فضای تقابل جدی شکل گرفت. هر چند افزایش هزینه های آمریکا در جنگ افغانستان و عراق باعث شد که دولت بوش نتواند تهدیدات خود علیه جمهوری اسلامی را عملی کند، اما با این حال از درصد تنش های موجود میان دو کشورکاسته نشد.

در این شرایط، باراک اوباما در آمریکا به قدرت رسید. او در تبلیغات انتخاباتی خود عنوان داشت که به دنبال ایجاد تغییرات اساسی در سیاست خارجی آمریکا در رابطه با جمهوری اسلامی ایران است. او بر خلاف بوش، خواهان حل مشکلات فی مابین از طریق گفتگو بود. او با انتقاد از فضا و تفکر نئومحافظه کاری بوش با تحمیل دموکراسی در خاورمیانه مخالفت کرد و وعده پایان دادن به جنگ های آمریکا در عراق و افغانستان را داد. بدین خاطر پس از موفقیت اوباما در انتخابات، از فضای زمان بوش فاصله گرفته شد و تفکر نئومحافظه کاری در سیاست خارجی آمریکا و از جمله در رابطه با کشورهایی چون جمهوری اسلامی کنار گذاشته شد. اوباما در سال های اول آغاز به کار خود، به عنوان رئیس جمهور آمریکا تا حدودی به وعده های خود پایبند ماند اما به تدریج در مسیر تقابل با ایران اما به شکلی متفاوت از شیوه جرج بوش حرکت کرد. اوباما از یک طرف با انجام هر گونه جنگ با ایران مخالفت کرد و قائل به حل دیپلماتیک مسئله ی هسته ای ایران است و از طرف دیگر در دوران چهار ساله ریاست جمهوری وی، تحریم های اقتصادی وسیعی علیه ایران اعمال شد و روند اعمال تحریم هم چنان ادامه دارد. سؤالی که این نوشتار قصد بررسی آن را دارد این است که آیا می توان قائل به تناقص در سیاست های اعلامی و اعمالی باراک اوباما بود. در پاسخ به این سؤال استدلال می گردد که الزامات ناشی از نقش رئیس جمهور در آمریکا و نیز فضای سیاسی این کشور در آستانه انتخابات باعث شده است که اوباما از تعدد چهره در رابطه با ایران برخوردار باشد. در این باره نگارنده قائل به وجود سه چهره متفاوت از اوباما است که تا حدود زیادی تناقض های سطحی موجود در سیاست های اعلامی و اعمالی وی را در رابطه با جمهوری اسلامی ایران توجیه می کند.

کلید واژگان: آمریکا، ایران، اوباما، تحریم، انتخابات ریاست جمهوری.

تحلیل رخداد

اوباما، چهره ای هدفمند و فرایند محور: ایالات متحده آمریکا مسئله ی هسته ای ایران و حمایت این کشور از حزب الله لبنان، گروه های فلسطین، تعامل با سوریه و… را یک چالش در سیاست خارجی خود می داند. لذا رئیس جمهور می بایست برای حل این چالش، به زعم بسیاری از دولتمردان آنها، دارای راه حل و خط مشی مشخص باشد. باراک اوباما نیز در مقام رئیس جمهور از این اصل مستثنی نیست و باید عنوان دارد که چگونه قصد دارد با چالش و مسئله ی هسته ای ایران مواجه شود و تهدیدات ناشی از این چالش را برای منافع آمریکا در یک نگاه حداقلی کاهش دهد و در یک نگاه حداکثری آن را کاملاً از بین ببرد. اوباما در کارزار انتخاباتی خود در سال 2008، اعلام کرد که قائل به شیوه نظامی نیست، زیرا می توان از طریق تحریم منابع انرژی ایران، رفتار جمهوری اسلامی را تغییر داد. بر این اساس تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران در همه ی حوزه ها هدف اصلی اوباما در سیاست خارجی و در رابطه با ایران شد و تحریم های مداوم، تدریجی و فرایند محور به عنوان ابزار آن در نظر گرفته شد. در شیوه فرایند محور، اعتقاد این است که یک رفتار به ناگهانی تغییر نمی کند بلکه باید در گذر زمان و در اثر اقداماتی که در این مدت انجام می شود، کاری کرد که رفتار بازیگر هدف، به تدریج تغییر کند. در این شرایط باید به تأثیرگذاری فرایند فرصت داد و صبر و حوصله داشت. به دلیل نگرش فرایند محور اوباما، بسیاری از کارشناسان معتقد هستند که اوباما برخلاف بوش به لحاظ روانشناختی صبر زیادی دارد و قائل به این است که باید فرایند یا مراحلی طی شود تا نتیجه مطلوب حاصل گردد. تلاش اوباما برای اعمال تحریم های مداوم چند جانبه و همراه کردن دیگر کشورها برای تحریم ایران ناشی از نگرش فرایند محور اوباما است. بر این مبنا است که اوباما معتقد است که شیوه او جواب خواهد داد و صرفا باید صبر کرد و به تحریم ها فرصت اثر گذاری را داد.طبق این نگرش اوباما دنبال آن نیست که فورا نتیجه بگیرد و لذا در رخط مشی خود در قبال ایران محتاط است و شیوه های رادیکالی اجتناب می کند.

اوباما، چهره ای مسئولیت پذیر: اوباما در مسیر مهار تهدید ایران به زعم خودشان، با در اولویت قرار دادن جنگ علیه مخالف است. مخالفت اوباما به چند دلیل است؛ اول اینکه او نگاه فرایندی (در گذر زمان باید مراحل طی شود تا نتیجه ای حاصل گردد) دارد و نگاه پروژه ای که به دنبال گرفتن نتیجه در سریعترین زمان ممکن است را مطلوب نمی داند. دوم این که اوباما هزینه های هر گونه جنگ احتمالی علیه ایران را بسیار بالا می داند و با توجه به هزینه هایی که ایالات متجده در جنگ افغانستان و عراق پرداخته است، تمایلی ندارد که آمریکا بار دیگر توسط او وارد مسیر جنگ شود. اوباما در یک سخنرانی عنوان داشت کسانی که از جنگ با ایران صحبت می کنند، در واقع نمی دانند که درباره ی چه چیزی صحبت می کنند. اوباما به جنگ عراق پایان داد و تصور می کند که در مقام رئیس جمهور آمریکا، مسئول پیامدهای هر گونه جنگ احتمالی علیه ایران است. پیامدهایی که الزاماً قابل پیش بینی نیستند. پس اینکه اوباما کماکان اعتقاد دارد که جنگ علیه ایران راه حل اول نیست، به خاطر نوع نگاه مسئولانه او به جنگ است. پس تا اینجا عنوان شد که باراک اوباما طبق وعده های انتخاباتی خود قبل از دست یابی به مقام رئیس جمهوری آمریکا، از یک طرف به تحریم تدریجی ایران در یک فرایند زمانی پرداخته است تا از این طریق به زعم خود رفتار ایران را تغییر دهد و از طرف دیگر جنگ را در مواجهه با ایران در اولویت اول قرار نداده است. زیرا جنگ را در بردارنده پیامدهایی می داند که برای آمریکا و حزب دموکرات آن را بسیار پر هزینه می داند. این نگرش سبب گشته است که اوباما تاکنون در مقابل فشارها برای جنگ علیه ایران مقاومت کند.

اوباما در چهره ای انتخاباتی: رابرت گیتس وزیر دفاع سابق آمریکا، در یک سخنرانی اظهار تأسف کرد که در ایام انتخابات رفتار نخبگان سیاسی ایالات متحده احساسی، هیجانی و غیر منطقی می شود. بر این مبنا، باید گفت که فضای انتخاباتی موجود در ایالات متحده، و رقابت جمهوری خواهان و دموکرات ها برای کسب حمایت جامعه ی یهودیان آمریکا سبب گشته است که رفتارهای سیاسی اوباما در قبال ایران متفاوت تر از قبل باشد. جمهوری خواهان با محوریت میت رامنی با یک نگاه پروژه ای قائل به این هستند که ایران تهدید اصلی برای آمریکا و اسرائیل است و لذا گزینه نظامی باید در اولویت باشد. از طرفی چهره مسئولیت پذیر اوباما اجازه نمی دهد که او مانند جمهوری خواهان بر طبل جنگ بکوبد، اما برای این که نشان دهد که شیوه ی تحریم هدفمند و فرایند محور او موفق است و از غافله ی کسب حمایت یهودیان در انتخابات ماه نوامبر عقب نماند، بر سرعت، شدت، کمیت و کیفیت تحریم های خود علیه ایران در ایام نزدیک به انتخابات افزوده است. به گونه ای که این گونه تصور می شود که اوباما با دور شدن از نگرش تدریجی به تحریم ها، به دنبال آن است که تحریم ها هر چه سریع تر جواب دهد و به عبارتی به نگرش پروژه محوری تغییر جهت می دهد. این رفتار اوباما، باعث می شود که اولاً اوباما از مشی فرایند محور خود فاصله بگیرد، دوم این که به دلیل اعمال تحریم های بیشتر باب تعامل و گفتگو با ایران دشوارتر گردد و سوم این که فضا را به سمت تنش و تقابل بسیار بیشتر با ایران سوق دهد که حتی ممکن است به جنگ ناخواسته منجر گردد. تحریمی که اوباما روز چهارشنبه علیه ایران وضع کرد، از جهاتی از برنامه تحریم نفت در برابر غذای عراق در دهه 1990 بدتر است. در حالیکه طبق نگرش فرایند محور اوباما بسیار زود است که مشابه تحریم های عراق در دهه 1990، علیه ایران وضع شود. پس ملاحظه می گردد که فضای احساسی و هیجانی رقابت های انتخاباتی در آمریکا سبب ظهور چهره ای متفاوت از اوباما گشته است. که به نظر می رسد این چهره با پایان یافتن انتخابات و انتخاب مجدد اوباما کم رنگ شود.

دورنمای رخداد

باید گفت که تا قبل از آغاز کارزار انتخاباتی سال 2012، رفتارهای سیاسی اوباما در ارتباط با ایران، سازگار با سیاست هایی بود که او در تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری خود در سال 2008، بیان کرده بود. اما رفتارهای وی در نیمه دوم سال چهارم ریاست جمهوری وی کاملاً متفاوت گشته است که این خود ناشی از فضای رقابت های انتخاباتی در آمریکا است. به نظر می رسد در صورتی که اوباما دوباره به عنوان رئیس جمهوری آمریکا انتخاب شود و فضای رقابت های انتخاباتی فروکش کند، دوباره به سیاست تحریم های هدفمند و فرایند محور و نیز احساس مسئولیت در قبال جنگ علیه ایران برگردد و بخشی از تحریم های اعمالی وی که اخیراً وضع شده است، کم رنگ گردد. در غیر این صورت، ممکن است بار دیگر نئو محافظه کاری در آمریکا احیاء گردد.

Share