مهر ۲۹, ۱۳۹۹ – ۵:۲۹ ق.ظ |

دکتر علی بمان اقبالی زارچ
– کارشناس یوراسیا
مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc
 
تحولات بین الملل و بحران های منطقه ای و بین کشوری ، همزمان با رویدادهای مهمی چون انتخابات ریاست جمهوری امریکا و گسترش ابعاد …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آمریکا, ايران, خاورمیانه, خلیج فارس, گزیده ها, مقالات

ایران و خاورمیانه پسا آمریکایی

نگارش در شهریور ۱۰, ۱۳۹۹ – ۳:۵۷ ق.ظ
Share

سهراب انعامی علمداری

تحلیلگر مسائل راهبردی 

مرکز بین المللی مطالعات صلح  IPSC

پس از آنکه «فرید زکریا» استاد آمریکایی روابط بین الملل در سال 2008 با کتاب «جهان پسا آمریکایی» مختصات جهانی را ترسیم کرد که در آن ایالات متحده افزون بر محدودیت های ساختاری، در حوزه های اقتصادی و هژمونی سیاسی نیز در حال افول است، برخی دیگر از تحلیل گران نیز از سال های 2011 میلادی به این سو، مختصات خاورمیانه ای را ترسیم کردند که آمریکا در آن زیست اقتصادی- سیاسی و نقش هژمونیک کمتری خواهد داشت.

حضور قدرت های جهانی در خاورمیانه اگرچه با حضور پرتغال و اسپانیا درقرون شانزدهم و  هفدهم میلادی آغاز شد، اما به حضور مسلط انگلستان تا سال 1972 میلادی رسید و در نهایت از دهه 70 میلادی جای خود را به حضور آمریکا به عنوان یک بازیگر مداخله گر در خاورمیانه داد. 

اما سال های پس از 2011 میلادی، خاورمیانه چهره متفاوت تری از گذشته به خود گرفت؛ خاورمیانه ای که از همان سال های 1915 و فروپاشی امپراتوری عثمانی محل زایش ژئوپلتیکی و نیز تضادها و کشمکش های استراتژیکی بود، در طی این سال ها، پس از عبور از این کشمکش های نظم شکن به یک آشوب منطقه ای رسید. چنین روند و وضعیتی، ساختار و نظم منطقه‌ای را با وجود تداوم اقتدارگرایی، جنگ های بین دولتی و نیابتی، تروریسم به ویژه ظهور گروه داعش و امنیت آشوب زده دچار دگردیسی بنیادین ساخت.

این روندهای ساختار برانداز پرسش های مهمی را درباره نقش یابی ساختاری آمریکا در این منطقه و نقش قدرت های منطقه ای مانند جمهوری اسلامی ایران به ذهن متبادر می سازد؛ پرسش هایی که به مولفه های تحولی مانند ساختار، ائتلاف ها و موازنه راهبردی  بازمی گردد. 

روند و وضعیت مدیریت امنیت منطقه ای چگونه خواهد بود؟ و اینکه آیا منطقه شاهد افول نقش آمریکا به عنوان یک بازیگر مداخله گر و ضلع سوم موازنه خواهد بود؟ یا به بیان بهتر، این منطقه پس از دهه ها حضور ایالات متحده، یک خاورمیانه پسا آمریکایی را تجربه خواهد کرد؟ و در نهایت در یک خاورمیانه پسا آمریکایی، نقش جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک بازیگر مهم منطقه ای چیست؟  

گیدئون رز از نظریه پردازان واقع گرایی نئوکلاسیک بر این باور است که خاورمیانه پسا آمریکایی در چارچوب مفهوم موازنه فراساحلی« Offshor Balancing» و مدیریت ائتلافی آشوب قابل تبیین خواهد بود. 

در موازنه سازی ساحلی کنش راهبردی آمریکا مبتنی بر الگوهای کنش راهبردی- اقتصادی است و در این چارچوب تلاش می کند تا امنیت سازی منطقه ای را از طریق سازوکارهای معادله قدرت و همکاری های کنش نیابتی تنظیم کند.-

آمریکا تلاش می کند از طریق گسترش همکاری های ائتلافی- نیابتی با عربستان سعودی(کارگزار نیابتی) و امارات متحده عربی و نقش دهی راهبردی به این کشورها، افزون بر کاهش هزینه های اقتصادی، معادله قدرت، موازنه و ائتلاف را در جهت مدیریت آشوب، مدیریت نیروهای گریز از مرکز و تنش های بین دولتی شکل دهد.  

ژنرال کنت مک‌کنزی رئیس فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا(سنتکام) در مصاحبه‌ای که با روزنامه واشنگتن پست در 28 تیر 99 داشت، ضمن اشاره به این رویکرد، تاکید می کند که آمریکا باوجود کاهش شمار نیروهای نظامی خود در منطقه، همچنان یک شریک ثابت قدم برای متحدان خود باقی می‌ماند.

همچنین در این چارچوب، ریچارد هاس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا در دسامبر2019 با یادداشتی تحت عنوان «خاورمیانه پسا آمریکایی» ضمن اشاره به آغاز روندهای پسا آمریکایی در خاورمیانه، ریشه های چنین وضعیت و روندی را با دوران جورج دبلیو بوش و مداخله گسترده آمریکا در این منطقه پیوند می دهد و تاکید دارد که کنش راهبردی آمریکا در خاورمیانه در چارچوب هزینه زیاد و نتیجه کم انجام شده و اکنون آمریکا باید خود را از چنین معادله ای خارج کند. 

به نظر می رسد آنچه که به کانون اصلی خاورمیانه پسا آمریکایی تبدیل شده باشد، تمرکز بر نقش ایران در این منطقه است.

مهمترین هدف راهبردی آمریکا در خاورمیانه پسا آمریکایی کاهش مشروعیت و محدودسازی قدرت و کنش راهبردی ایران است. در این چارچوب آمریکا تلاش می کند تا از طریق ساز وکارهای دیپلماسی قدرت، تقویت ائتلاف های نظامی، تحریم جامع و موازنه سازی راهبردی به محدودسازی قدرت ایران در فضای منطقه ای اقدام کند. 

براین مبنا پاسخ به چگونگی اجرای یک سیاست خارجی کارآمد در خاورمیانه می تواند دستورکار و دورنمای خاورمیانه پسا آمریکایی را نیز ترسیم کند.  

اگرچه به نظر می رسد که آمریکا بنا به سنت دیپلماسی قدرت تلاش دارد تا از طریق  محدودسازی تحرک راهبردی، وزن ژئوپلیتیکی و عمق راهبردی ایران را در منطقه کاهش دهد اما به نظر می رسد که الگوی ترکیبی دولت قوی- منطقه ای قدرتمند می تواند ابزاری کارآمد برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه پسا آمریکایی باشد.

جمهوری اسلامی ایران طی سال های گذشته تلاش کرده تا با پیگیری راهبرد تعامل سازنده و سیاست تنش زدایی مرحله ای و نقطه ای ضمن اینکه بر محدودیت های ساختاری در منطقه آشوب زده خاورمیانه فائق آید، افزون برآن، مدیریت بحران های امنیتی، فضای تنش یک سویه علیه ایران را نیز تعدیل کند. 

نخستین مولفه این رویکرد کاهش نقش قدرت‌های فرامنطقه‌‌ای در روند اجماع منطقه‌‌ای و دومین مؤلفه همکاری و مشارکت بازیگران منطقه‌ای در ساختار امنیتی، بویژه همکاری بازیگران مهم منطقه ای مانند ایران و ترکیه و برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس همچون کویت و قطر در حل و فصل چالش‌های مشترک نظیر تروریسم و مدیریت الگوهای تعاملاتی گروه‌های قومی – مذهبی فروملی با واحدهای ملی است.

اما حضور و نقش یابی ایران در خاورمیانه پسا آمریکایی نمی تواند تنها در شکل الگوی «منطقه ی قدرتمند»، راهبردی تلقی شود، در این چارچوب سیاست گذاری خارجی باید به دنبال بهره گیری از ساز و کارهای مبتنی بر دولت قوی برآید. 

راهبرد دولت قوی مبتنی بر عملگرایی راهبردی-تاکتیکی، کنشگری و مشارکت فعال در نظم سازی و کاهش تهدیدات از طریق سیاست قدرت و ائتلاف گرایی راهبردی خواهد بود. چنین روندی می تواند به متعادل سازی محیط منطقه ای متناسب با موقعیت راهبردی ایران و تهدیدات ساختاری و امنیتی در خاورمیانه بیانجامد. 

در فرجام به نظر می رسد که خاورمیانه پسا آمریکایی اگرچه در معنای حذف ساختارمند ایالات متحده از روندها و فرایندهای امنیت منطقه ای نیست اما خاورمیانه با کاهش وزن راهبردی آمریکا روبرو خواهد شد که قدرت های منطقه ای همچون ایران، عربستان سعودی، ترکیه و قطر نقش بیشتری ایفا خواهند کرد. 

در این چارچوب، جمهوری اسلامی ایران می تواند با افزایش مقدورات ساختاری و کاهش محذورات راهبردی و فشارهای سیستمی و با پیگیری یک سیاست واقع گرایانه، عملگرایانه و تعاملی- تعادلی وزن راهبردی و ژئوپلیتیک خود را در محیط امنیت منطقه ای افزایش دهد.    

واژگان کلیدی:    ایران , خاورمیانه, پسا آمریکایی,سهراب انعامی علمداری

Share