آذر ۲۱, ۱۳۹۷ – ۱:۲۴ ق.ظ |

دکتر حسین ابراهیم نیا
 مدرس دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC
مقدمه:
با گذشت یک‌صد سال از فروپاشی امپراتوری عثمانی، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا همچنان جزء بحران‌خیزترین مناطق جهان به شمار میآید و همچنان گروه‌های ظاهرگرای تندرو …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » تركيه, گزیده ها

اهداف ترکیه از حمله به عفرین و پیامدهای آن

نگارش در اسفند ۵, ۱۳۹۶ – ۶:۵۲ ق.ظ
اهداف ترکیه از حمله به عفرین و پیامدهای آن
Share

وحیدسلوکی

کارشناس مسائل بین الملل

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

ترکیه بازیگری است که مواضعش در تحولات منطقه به ویژه سوریه با فراز و فرودهای پیچیده سیاسی مواجه بوده است. البته ترکیه در تحولات منطقه، علاوه بر راهبردها و منافع ملی و منطقه ای، علائق ژئوپلیتیکی و انرژی را در شمال سوریه و نقاط مرزی به دلیل وضعیت کردی منطقه پیگیری می نماید.

واژگان کلیدی: اهداف ترکیه‏، حمله ، عفرین، پیامد

ترکیه بر اساس راهبردها و علائق خاص فردی اردوغان در مقطعی طرفدار و حامی گروه های تکفیری و داعشی قرار داشت اما پس از سال ها حمایت از آنها مسجل شد که قادر بر هم زدن توازن قوا و موقعیت مقاومت نیستند و همچنین بعد از برخی سیاست های آمریکا در منطقه، ترکیه احساس کرد در طرف برنده تحولات منطقه قرار گیرد بهتر می تواند منافع خود و دغدغه های قومتی و جغرافیایی خود را پیگیری نماید. لذا ترک ها به جبهه مقاومت با هدف نقش آفرینی فعال در نشست های سیاسی ژنو، آستانه و سوچی تغییر شیفت دادند تا سهم خود را در پیروزی تحولات سوریه و منطقه را محفوظ دارند.

البته این موضوع به معنای عدم استفاده از قدرت نظامی از سوی ترکیه نیست. لذا زمانی که اردوغان به طرح آمریکا برای کردهای سوریه که در نقاط مرزی با ترکیه قرار دارند پی برد و احساس خطر نمود، به عفرین حمله کرد.

بخشی از دلایل و اهداف ترک ها از حمله به این منطقه کردنشین را می توان دلایل زیر عنوان کرد:

۱_ احساس خطر از کمک های آمریکا به کردها:

ترکیه از مردادماه ۹۶ و از زمانی که متوجه شد داعش در حال شکست نهایی است و در شرق فرات که تحت سیطره کردهای هم پیمان آمریکا است، مستقر شده اند، موضوع حمله به عفرین را مطرح کرد. حتی برای این عملیات نیز اسمی با عنوان سیف الفرات را انتخاب کرد که پس از مدتی تبدیل به شاخه زیتون شد. آمریکا هم خواهان آن است که هیچ کشوری به شرق فرات حمله نکند. به علت اینکه این منطقه در تصرف کردها است و کردها هم پیمان آمریکا به حساب می آیند. در حالی که آمریکایی ها حق چنین خواسته هایی را ندارند.

در واقع آمریکا به این علت در این منطقه متمرکز شده اند که این منطقه منابع آبی فراوانی دارد. همچنین منابع نفتی زیادی در این منطقه هست که باعث شده این منطقه هم از نظر نفت و هم از نظر حاصل خیزی و کشاورزی مورد توجه واقع شود. از سوی دیگر می توان مطرح کرد که این منطقه استعداد تشکیل یک کشور را دارد.

بنابراین چنین شرایطی باعث شد تا آمریکایی ها کمک های بی شماری را به این منطقه داشته باشند و ترکیه نسبت به این اقدامات آمریکا حساسیت نشان داد و این کمک ها را فوق العاده افزایشی اعلام کرد.

اردوغان این نگرانی را دارد که احتمال پیروزی های متوالی برای کردها می تواند به انگیزه ای برای اتصال به عفرین تبدیل شود، به همین منظور ترکیه عملیات عفرین را طرح ریزی کرد و اعلام نمود این مناطق را در تصرف خود خواهد داشت تا از غرب فرات نگرانی نداشته باشد.

با این اوصاف، پیش بینی های اردوغان تا حد زیادی غلط از آب درآمد. زیرا ارتش ترکیه متوجه شد که پیشروی های ارتش آزاد در مقابل کردها بسیار کند خواهد بود. در واقع ترکیه به این نتیجه رسید که با وضعیتی که کردها در منطقه ایجاد کرده اند نخواهند توانست منطقه را بر اساس پیش بینی، دو هفته ای بگیرند به همین منظور اعلام کردند تا زمانی که لازم باشد این عملیات ادامه پیدا می کند. در حاضر حاضر پس از گذشت نزدیک به یک ماه هنوز ارتش ترکیه نتوانسته است پیشروی محسوسی داشته باشد.با توجه به آمار کشته شدگان می توان گفت که ارتش ترکیه در این عملیات، موفقیت چندانی را به دست نیاورده است.

۲_ اشغال مناطق کردنشین و تبدیل شدن به بازیگر اصلی:

اردوغان در تلاش است تا منطقه عفرین و سپس منبج و در انتها غرب فرات را تحت سلطه خود قرار دهد تا هم مشکل کردها را به زعم خود حل کند و هم مناطق تحت اختیار کردها را به دست بیاورد لذا این اهداف علاوه بر آنکه اهداف توسعه طلبانه اردوغان را دربردارد، یک فرصت استثنایی به مذاکرات دیگر در این خصوص می دهد و ترکیه را به یکی از بازیگران اصلی تبدیل می کند که در هر راه حل، نظر ترکیه نیز گرفته شود. در صورتی که این مناطق تصرف شود با توجه به مواضع اردوغان، آوارگان سوری که عرب هستند به این منطقه منتقل شده و در این صورت تغییر جمعیتی شکل گرفته و اکثریت کردها به اقلیت تبدیل خواهند شد و منطقه به منطقه  عربی تبدیل خواهد شد.

۳_ پیروزی در سوریه برگ برنده انتخابات ۲۰۱۹ :

در سال ۲۰۱۹ انتخابات ریاست جمهوری ترکیه برگزار می شود. قرار است در این دوره، انتخابات بر اساس قانون جدید ترکیه که نظام پارلمانی به نظام ریاستی تبدیل شده، انجام شود. در حال حاضر ترکیه به صورت قانون گذشته مدیریت می شود و نخست وزیر در قدرت قرار دارد، اما در سال ۲۰۱۹ پست نخست وزیری حذف خواهد شد و مسئولیت کشور به عهده رئیس جمهور خواهد بود.

این درحالی است که تا به امروز اردوغان نه تنها پیروزی مهمی در سوریه

و در عراق به دست نیاورده، بلکه خیلی از دستاوردهای گذشته خود را هم از دست داده است. لذا اگر اردوغان با این وضعیت پا به عرصه رقابت های انتخاباتی بگذارد، به احتمال زیاد بازنده رقابت های انتخاباتی خواهد شد؛ زیرا نخواهد توانست دستاوردهای نداشته این جنگ را توجیه کند. لذا اردوغان به هرقیمتی هم که شده، نیازمند یک پیروزی در منطقه است تا بتواند در انتخابات آینده این پیروزی را به عنوان یک برگ برنده رو کند.بر همین اساس می توان گفت که رفتار کسی که به این مرحله می رسد که می خواهد به هرقیمتی برنده شود، بسیار خطرناک می شود.

۴_ جلوگیری از شکل گیری اقلیم کردی :

اردوغان تلاش دارد تا از شکل گیری کانتون های کردی جلوگیری کند. در حال حاضر اگر تصمیمی برای سوریه گرفته نشود این احتمال وجود دارد که تبدیل به یک اقلیم مستقل شودکه دیگر نمی توان جلو آن را گرفت. از این رو خطر تشکیل یک کانتون جدید در سوریه برای دولت اردوغان بسیار بیشتر از دیگران است، زیرا کانتون تشکیل شده در سوریه هم مرز با ترکیه خواهد بود. لذا هدف اردوغان این است که با حمله به عفرین این شهر را به تصرف خود در بیاورد و سپس پیشروی هایی را نیز به سمت منبج داشته باشد و سپس تا شرق فرات به پیشروی های خود ادامه دهد تا نگذارد این کانتون ها شکل بگیرد.

۵_ تقویت محور ترکی در تحولات جهان عرب:

ترکیه تلاش دارد با پیروزی درعملیات  عفرین، محور خود را در جهان عرب تقویت کند. محور ترکیه در جهان عرب، شامل قطر، اخوان المسلمین و اخیرا سودان می باشد که تلاش دارد در مقابل محور  امارات و عربستان قرار بگیرد. لذا در صورت پیروزی اردوغان، تبدیل به یکی از بازیگران اصلی در روند سیاسی خواهد شد و برای اخوانی های مستقر در سوریه شروع به لابی کردن خواهد کرد تا اخوانی ها در حکومت بعدی سوریه نقش اساسی داشته باشند که این رویکرد کاملا مخالف محور امارات و عربستان  سعودی می باشد.

در خصوص عدم پیشروی ترکیه در منطقه عفرین می توان به سه عامل که نقش اصلی را دارا می باشند نیز اشاره کرد:

۱_ اخراج و پاک سازی ارتش از کودتاگران:

بعد از کودتایی که در ترکیه اتفاق افتاد، پاکسازی گسترده ای در ارتش صورت گرفت و تعداد کثیری از افسران ارشد که با تجربه بودند اخراج و زندانی شدند. در شرایط فعلی مسئولیت ها در دستان افرادی قرار گرفته که یا از نظر مدیریتی ضعیف هستند و یا تجربه لازم را ندارند. لذا همین مسئله یکی از عواملی محسوب می شود که به توانمندی ارتش ترکیه ضربات زیادی را وارد ساخته است.

۲_ لائیک بودن بدنه ارتش:

شاکله ارتش ترکیه لائیک می باشد و انگیزه کافی برای جنگ وجود ندارد و به همین خاطر، علی رغم خصومت ارتش ترکیه با کردها حملات آنها به منطقه عفرین گسترده و مقتدر نمی باشد.

۳_ ترویج نوعثمان گرایی:

اردوغان تعداد زیادی از نیروهای خود را با لباس های سربازان جنگجوی دوره عثمانی آماده کرده و لذا این رفتارها نشان می دهد که او به دنبال احیای امپراطوری عثمانی است و این مسئله می تواند برای منطقه بسیار خطرناک تمام شود و همه کشورهای منطقه را درگیر جنگ  و بحران کند. این تفکرات، مسائلی است که شاید ارتش ترکیه با آن موافق نباشد.

مواضع  بازیگران در عملیات عفرین:

روس ها در تلاش اند تا حضور نظامی خود در سوریه را دائمی کنند. روس ها در سوریه بودند ولی حضوری مستشاری داشتند، نه عملیاتی، اما اکنون به دنبال حضور پررنگ عملیاتی می باشند. در شرایط فعلی پایگاه های خود را وسعت بخشیده که این نشان می دهد قصد ماندن در این منطقه را دارند.

در واقع روسیه به دنبال حضور دائمی در سوریه و احیای نقش بین المللی حداکثری در منطقه می باشد. از سوی دیگر بنظر می رسد روسیه در این بحران تلاش دارد تا به غیر از داعش و جبهه النصره با همه طرف ها رابطه داشته باشد. روسیه در این بحران علاوه بر اینکه با  ایران و سوریه رابطه خود را برقرار ساخته است با ترکیه، عراق، عربستان، رژیم صهیونیستی، آمریکا و دیگر کشورهایی که در بحران سوریه نقش دارند رابطه خود را حفظ کرده است. در واقع روسیه در کنار آنچه گفته شد به دنبال ایفای نقش میانجی فعال و ارتباط گیری با همه طرف ها در سوریه است.

از جمله دیگر بازیگران بحران سوریه می توان به آمریکا اشاره کرد. آمریکایی ها در حال حاضر رضایت داده اند تا ترکیه عفرین را به تصرف خودش در بیاورد. این مسئله نشان می دهد که آمریکا حاضر است سوریه تجزیه شده و در اختیار بازیگران منطقه ای به جز ایران قرار بگیرد و به این صورت ایران را از پازل سوریه خارج کنند. این به بیان آن است که موضوع در سوریه بسیار پیچیده شده است.

لذا با توجه به آنچه آمد باید گفت، در جنگ عفرین مصلحت جمهوری اسلامی ایران بر این اصل می تواند استوار باشد که این جنگ پیروز نداشته باشد. زیرا در صورتی که ترکیه پیروز شود، مشکلاتی که گفته شد به وجود خواهد آمد و اگر کردها برنده نهایی شوند، دوباره آرمان کردی و … به وجود خواهد آمد.

بنابراین جنگ فرسایشی سبب خواهد شد تا طرفین به درک روشنی دست بیابند که بدون نزدیک بودن اهداف و مواضع هیچ نتیجه ای به دست نخواهد آمد و توسعه طلبی های اردوغان در منطقه متوقف شود. نکته  دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که مواضع روسیه صریح نیست و آنها با مواضع خود شرایط را برای ایران جهت در پیش گرفتن موضع مقتدر و محکم دشوار نموده و البته جمهوری اسلامی ایران به صورت دیپلماتیک از موضع اشغالگری و خدشه به استقلال سوریه این اقدامات ترکیه را همواره محکوم می کند و ارتباط بیشتر با کردهای منطقه می تواند یک فرصت باشد و ایران می تواند از آن استفاده ببرد.

Share