آینده کنش ترامپ در رابطه با ایران  گفتگو با دکتر علی خرم
آبان ۲۴, ۱۳۹۶ – ۴:۴۹ ق.ظ |

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
رویکرد های دونالد ترامپ در مورد ایران در ماه های اخیر تندتر شده است و مورد نظر بسیاری قرار گرفته و است. برای بررسی بیشتر وضعیت کنونی و سند …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

اقسام سلفیان تکفیری، اشتراک و افتراق (بخش دوم)

نگارش در آبان ۹, ۱۳۹۶ – ۸:۱۳ ق.ظ
اقسام سلفیان تکفیری، اشتراک و افتراق (بخش دوم)
Share

حمیدرضا کردی

پژوهشگر در حوزه ی کلام

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

1-4.  فرقه ها و جریانهای تکفیری

1-4-1. تکفیری‌های وهابی

فرقه وهابیت پیرو و زنده کنندۀ تفکرات ابن تیمیه، از اصل بر مبنای تکفیر سایر مذاهب اسلامی بنا شده است. «بن عابدین» یکی از علمای معروف حنفی می‌گوید: فرقه وهابی تمام اهل سنت را کافر دانسته و فقط خودشان را موحد می‌پندارند. و به طور کلی هر کس با اعتقاد آنان مخالف باشد از دیدگاه آنها مشرک و کافراست. به همین خاطر کشتار اهل سنت و علمای آنان را مباح دانسته‌اند.[1]

  احمد زینی دحلان می‌نویسد: محمد بن عبدالوهاب(از پیروان ابن تیمیه) کسانی را که از مذهب او پیروی می‌کردند و قبلا فریضه حج را انجام داده بودند، وادار می‌کرد که حجّشان را اعاده کنند و به آنها می‌گفت که حج اول آنها در حال شرک بوده است. همچنین به کسانی که به مذهب او می‌گرویدند پس از ادای شهادتین می‌گفت شهادت سوم را هم بر زبان جاری کنند و بگویند که قبلا کافر بوده‌ایم و پدر و مادر ما نیز در حال کفر از دنیا رفته‌اند. اگر آنان این شهادت سوم را بر زبان جاری نمی‌کردند دستور قتلشان را صادر می‌کرد. او آشکارا می‌گفت مسلمانان ششصد سال کافر بوده‌اند. وی غیر از پیروان خود بقیه مسلمانان را مشرک و کافر می‌شمرد  و ریختن خون و به غارت بردن مال شان را مباح و حلال می‌دانست.[2] به همین علت است که به تمام جنگ‌های وهابی‌ها با مسلمین، از طرف آنان اسم وعنوان غزوه داده شده‌ است.[3]

بنا براین باید هر گروهی که منشعب از وهابیت باشد تکفیری نامیده شود. اما با توجه به ایجاد تحولات جدید در جامعه عربستان و وهابیت و ظهور گروه‌های نوگرا در بین آنها، می‌توان تعداد اندکی از گروه‌های وهابی را از دایره تکفیری خارج نمود. با این بیان ما در ادامه جریان‌ها و گروه‌های وهابی تکفیری را ذکر خواهیم کرد.

الف) جریان ملکیه (جامیه، تقلیدیه)

یکی از جریان‌های درون وهابیت، سنتی و درباری وهابیت است که از قرن دوازدهم وجود داشته است. این جریان همان جریان دولتی وهابی است. [4] 

ب) جریان اخوانیه(اخوان التوحید)[5]

جریان اخوان التوحید به چند ویژگى شهرت دارند:

  1. کافر و مشرک خواندن سایر مسلمانان:

اخوان التوحیدى‏ها بر این باور بودند که تنها آنان سرّ و حقیقت دین را دریافته اند[6] و بادیه نشینان و مخالفین فکرى خویش، اعم از اهل سنّت و شیعیان را خارج از اسلام و کافر مى‏دانستند.[7] برهمین اساس هنگام فتح طائف به مسلمانان اهل سنت ساکن در طائف رحم نکردند؛ آنان «شیخ زواوى» مفتى شافعى مذهبان و پسران شیخ عبدالقادر شیبى خادم کعبه را کشتند.[8]

  1. خشونت و بى‏رحمى:

حافظ وهبه در این باره مى‏نویسد: هرگاه نام اخوان بر ساکنان مرزهاى عراق، شرق اردن، و کویت برده مى‏شد رعب دل‏هایشان را فرا مى‏گرفت[9]… غالب اخوانى‏ها در مواجهه با دشمن هیچ رحمى نداشتند آنان هنگام جنگ کسى را زنده نمى‏گذاشتند. در واقع آنان پیک مرگ بودند.[10] اخوانى‏ها حتى به زنان و کودکان[11] و اسراء و پناهندگان رحم نمى‏کردند.[12]

  1. تحجّر و مخالفت با تکنولوژى روز

اخوان التوحید معتقد بود صنایع جدیدى همچون تلگراف، تلفن، بى سیم، برق، تلویزیون، ماشین، هواپیما ابزار شیطان‏اند و نباید از آن‏ها بهره برد.[13] از همه موسیقى‏ها به جز صداى طبل پرهیز مى‏کردند. اخوان قهوه نمى‏نوشیدند: زیرا در زمان پیامبر نوشیدن قهوه رایج نبود. آنان از کشیدن سیگار همانند خوردن سمّ وحشت داشتند.[14]

  1. لباس و ظاهر:

اخوان التوحید در ظاهر و لباس هم از دیگران متمایز بودند، پیراهنشان قدرى کوتاه تر از سایر افراد بود. دستار سفیدى به سر مى‏بستند. ریش‏هایشان را بلند مى‏کردند و سبیل‏هایشان را مى‏تراشیدند. استفاده از عقال را بدعت مى‏دانستند در عوض عمامه به سر مى‏بستند. آنان از کفش‏هاى متداول استفاده نمى‏کردند بلکه از نوع خاصى که از کفش که بدان صندل گفته مى‏شد استفاده مى‏کردند. [15]

1-4-2. تکفیری‌های دیوبندی

مکتب دیوبندی در شبه قاره هند که سرآغاز آن اندیشه‌های شاه ولی الله دهلوی و تفکرات ابن تیمیه بود، در ابتدا مکتبی غیر تکفیری به شمار می آمد. [16] تکفیری شدن عملی دیوبندیه به دوران بعد از استقلال پاکستان باز می‌گردد. در این دوران است که بسیاری از گروه‌هایی که در کنار هم با بیگانگان می‌جنگیدند در مقابل هم قرار گرفتند و دست به قتل و کشتار یکدیگر زدند. البته همه این کشتارها جنبه اعتقادی نداشت اما قتل و کشتار شیعیان اکثرا جنبه اعتقادی و تکفیری داشت. در ادامه برخی از جریان‌ها یا گروه‌های تکفیری دیوبندی را ذکر می‌کنیم.

الف) سپاه صحابه

این گروه در 6 سپتامبر 1985م. توسط مولوی حق نواز جهنگوی در شهر (جنگ) از توابع استان پنجاب تأسیس شد. ضیاء الرحمان فاروقی سرپرست عمومی سپاه صحابه(بعد از حق نواز) انگیزه تأسیس این سپاه را مخالفت و تبلیغ رهبر جمهوری اسلامی ایران علیه صحابه و کافر شمردن خلفای راشدین دانسته است.[17]

سپاه صحابه درباره شیعیان فتاوای زیادی مبنی بر کافر بودن شیعیان و خارج بودن آنان از دین اسلام صادر کرده اند. از جمله: «هرکس با شیعه ازدواج کند و ذبح شده آنان را بخورد و در نماز جنازه شیعیان شرکت کند وآن‌ها را به عنوان شاهد ازدواج برگزیند و… کافر است».[18]

ب) لشکر جهنگوی[19]

در دهه 1990 میلادی سه تن از اعضای برجسته سپاه صحابه پاکستان به نام‌های ریاض بسرا، اکرم لاهوری و مالک اسحاق گروه تروریستی لشکر جهنگوی را تأسیس کردند. این گروه نام خود را از حق نواز جهنگوی، مؤسس سپاه صحابه، برگرفته است. شاخه نظامی سپاه صحابه به نام لشکر جهنگوی در سال 1995 (1374) تشکیل شد. یک سال بعد گروه‌های شبه نظامی دیوبندی به آن پیوستند.[20] لشکر جهنگوی تکفیری است و به شیعیان، احمدی‌ها[21] و بریلوی‌ها[22] (از فرقه‌های اهل تسنن) حساسیت ویژه‌ای دارد و کمر به قتل پیروان این سه گروه بسته است.[23]لشکر جهنگوی و مؤسس آن یعنی سپاه صحابه، طی دهه 1990 میلادی ارتباط تنگاتنگی نیز با طالبان داشته‌اند.[24]

ب) طالبان

گروه طالبان در سال 1994 م توسط ملا محمد عمر در شهر قندهار افغانستان تأسیس شد و عده‌ای از طلبه‌های دینی اهل سنت که در مدارس پاکستان تربیت شده بودند با او بیعت کرده و او را به عنوان امیرالمؤمنین پذیرفتند.

اعضای گروه طالبان را قوم پشتون که غالباً در جنوب و جنوب شرقی افغانستان ساکن هستند تشکیل می‌دهند و برخی از پشتون‌‌های پاکستان نیز به عضویت این گروه درآمده اند. این گروه سلفی از نظر فقهی پیرو مدرسه دیوبندیه بوده و اصول مدرسه دیوبندیه نیز از مذهب حنفی گرفته شده است. اینان از نظر اعتقادی پیرو مکتب کلامی ماتریدی می‌باشند و تا حدودی به اختیار انسان اعتقاد دارند و جبر را نفی می‌کنند بر خلاف مکتب اشاعره که قائل به جبر می‌باشد.

خط مشی سیاسی طالبان را می‌توان در فقرات زیر خلاصه نمود:

  1. رهبری و حکومت به روش خلفاء راشدین می‌باشد و لذا ملا محمد عمر در سال 1996 م از طرف «1500» نفر از علما اهل سنت لقب امیرالمؤمنین را رسماً به خود اختصاص می‌دهد.
  2. طالبان اعتقاد به دموکراسی، شورا و امثال این امور مردمی ندارد. بلکه به اعتقاد این گروه حکومت مختص به خداست و لذا تمام کارها به اراده امیرالمومنین بستگی دارد و گفته او قانون لازم الاتباع می‌باشد و امیرالمؤمنین قابل عزل نیست مگر اینکه انحراف از دین پیدا کند و یا در اداء وظائف ناتوان گردد و یا بمیرد.
  3. با تحصیلات و فعالیت زن‌ها در خارج از منزل شدیداً مخالف هستند. از نظر اینان زن می‌تواند در خانه‌اش علوم مربوط به دین خود را بیاموزد و شرکت آنها را در کارهای بیرون از منزل و دستگاه های دولتی جایز نمی‌دانند.
  4. گماشتن علما دینی در مناصب مهم دولتی سیاست دیگری است که طالبان معتقد به آن می‌باشند.
  5. یکی از سیاست‌های خطرناک طالبان در افغانستان شیعه زدایی بود این گروه در دراز مدت با طرح نقشه‌های مختلف می‌خواست ریشه مذهب شیعه را در افغانستان بخشکاند.[25]

[1] . محمد امین بن عمر ابن عابدین، حاشیه ردالمختار، بیروت، دارالفکر، 1415ق ج4ص449،

[2] . سید احمد بن زینی دحلان، خلاصه الکلام فی بیان امراء البلد الحرام، قاهره، مکتبه الکلیات الازهریه، 1398ق، ص338-340.

[3] . محمد امین بن عمر ابن العابدین، همان، ج4ص449.

[4] . عبدالله صالح العثیمین، تاریخ المملکه العربیه السعودیه، ریاض، مکتبۀ التوبۀ،1430ق، ص140 – 141.

[5] . ر. ک. محسن عبدالملکی، کارنامه جنایات اخوان التوحید از پیدایش تا زوال‏، مجموعه مقالات کنگره جهانی جریانهای افراطی و تکفیری، قم، دارالاعلام لمدرسه اهل البیت(ع)، 1393، ص 93.

[6] . جون س حبیب، الاخوان السعودیون فى عقدین (1328- 1349ق)، ترجمه صبرى محمد حسن، ریاض، دار المریخ، 1419 ق.، 1998 م.ص 83.

[7] . على الوردى، لمحات اجتماعیه من تاریخ العراق الحدیث، قم، انتشارات شریف الرضى، 1371 ش، ج 6، ص 228 .

[8] . همان، ج 6، ص 228.

[9] . ایلکسى فاسیلیف، تاریخ العربیه السعودیه، بیروت، شرکه المطبوعات للتوزیع و النشر، 1995م، ص‏285.

[10] . همان، ص 287.

[11] . على الوردى، همان، جلد 6، ص 226.

[12] . حافظ وهبه، جزیرهالعرب فی قرن العشرین، الافاق العربیه، [بى‏جا، بى‏تا]، ص 377.

[13] . همان، ص 285 و 286.

[14] . ایلکسى فاسیلیف، همان، ص 299.

[15] . جون س حبیب، همان، ص 75.

[16] . حافظ غفار خان، «شاه ولی‌الله دهلوی: زندگی، آثار و اندیشه‌ها»، ترجمۀ بابک عباسی، مجله کیان، ش 46، 1378، ص56.

[17] . مکتب دیوبندی در سال 1867م. با تأسیس مدرسه دیوبند در ایالت اتار پرادش هند به عنوان یک گرایش فکری به وجود آمد. دیوبندی‌ها اصولا پیروان مکتب فکری شاه ولی الله دهلوی متولد1114هـ ق. که از لحاظ فقهی پیرو ابوحنیفه و از لحاظ کلامی پیرو اشاعره و ابن تیمیه است.

[18] . ر. ک. قربانعلی قاسمی، «بررسی منشأ و خاستگاه طالبان»، پایگاه اینترنتی پژوهشی تخصصی وهابیت شناسی.

[19] . ر.ک.علیرضا میرزایی، «سپاه صحابه و لشکر جهنگوی نماینده افکار افراطی سلفی گری»، نشریه سراج منیر، پاییز 1392، سال سوم، ش11.

[20] . جمعی از پدیدآورندگان، کتاب آسیا 5 ویژه مسائل پاکستان، تهران، مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر، 1389ش، ص245.

[21] . این فرقه منسوب به (میرزا غلام احمدقدیانى ). ( ۱۳۲۸ ۱۲۵۰-ق / ۱۹۰۸ – ۱۸۳۵ م ) مى باشد. او در حدود پنجاه سالگى دعوت خویش را آغاز کرد و مدعى شد که از طرف خداوند به وى وحى مى شود، و اجازه دارد که بیعت مردم را بپذیرد. در سال ۱۹۰۴ خود را (مسیح ) و (مهدى موعود) و (تاراکریشنا) خواند. عقاید احمدیه با عقاید عامه مسلمانان اختلاف زیادى ندارد، اختلاف در سه اصل است: ۱ – طبیعت مسیح یافتن.۲ – دعوى مهدویت غلام احمد.۳ – انکار جهاد اسلامى.

[22] . بریلویت یک فرقه سنی صوفی مَشرب است که در دوره استعمار انگلیس در هند پیدا شد، این فرقه در دوستی و تقدیس پیامبران و اولیاء، خصوصا پیامبر اکرم  صلی الله علیه و سلم افراط و غلو مینمایند، و به آنان صفاتی را نسبت میدهند که ایشان را از بشر بودن خارج می کند. مؤسس این گروه أحمد رضاخان بریلی (۱۲۷۲-۱۳۴۰هـ) (۱۸۶۵-۱۹۲۱م) میباشد، که خود را عبد المصطفی نامگذاری کرده بود.

[23] .ر.ک. titre1.ir/fa/news.

[24] . جمعی از پدیدآورندگان، کتاب آسیا 5 ویژه مسائل پاکستان، همان، ص208.

[25] . ر. ک. احمد رشید، طالبان: اسلام نفت و بازی بزرگ جدید، ترجمه اسدالله شفایی و صادق باقری، تهران، دانش هستى،1379ش.

واژگان کلیدی: سلفیان تکفیری، اقسام، اشتراک ، افتراق سلفیان تکفیری

Share