آبان ۲۱, ۱۳۹۸ – ۶:۲۶ ق.ظ |

 وحید مژده
کارشناس ارشد مسائل افغانستان
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

به نظر می رسد که وضع در شمال افغانستان به نفع داعش در حال تغییر است. حملۀ اخیر به مناطق سرحدی تاجیکستان با ازبکستان و …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای میانه, اوراسیا, ايران, خاورمیانه, قزاقستان, گزیده ها, مقالات

اشتراکات و بسترهای فرهنگی ایران و قزاقستان

نگارش در مهر ۴, ۱۳۹۸ – ۸:۲۳ ب.ظ
Share

مریم خالقی نژاد
پژوهشگر روابط بین‌الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

قزاقستان کشوری است که از از نظر وسعت جز ده کشور بزرگ دنیا قرار دارد و  سواحل شمال شرقی دریای خزر در خاک قزاقستان قرار گرفته است. جمهوری اسلامی ایران جز اولین کشورهایی بوده است که این کشور را به رسمیت شناخت و سپس دومین کشوری بود که پس از امریکا اقدامات دیپلماتیک از قبیل نمایندگی سیاسی خود را در این کشور افتتاح نمود.

ازدیدگاه باستانشناسی، منطقه قزاقستان در سده های متمادی زیستگاه قوم صاحب نام سکا یا سیت بوده است که قبایل کوچنده ایرانی از اجزاء متشکل آن به حساب می آید. این کشور پس از فروپاشی شوری  و به رسمیت شناختن آن توسط ایران با اکثریت 70 درصد مسلمان در روابط خود با ایران دارای فراز و نشیب های زیادی بوده است. علی رغم روابط سیاسی پر پیچ و خم اما هیچ گاه اشتراکات فرهنگی میان ملت ها را نمی توان در تقویت روابط انها نادیده انگاشت و آنها را جهت دهی و یا کمرنگ نمود.

بر همین اساس با عطف به تمامی موارد مشترک سیاسی و یا اقتصادی و برخی موقعیت های جغرافیایی به نظر می رسد عوامل فرهنگی برای بسترسازی و ایجاد ارتباط بیشتر میان دو کشور از پیشینه خوبی برخوردار است  حتی در بررسی های کنونی تایید شده است که برخی از کردهای قزاقستان ریشه های ایرانی تبار دارند. با آغاز دوره اسلامی، رابطه فرهنگ دوره ایران و سرزمین قزاقستان را باید در داد و ستد فرهنگی جستجو کرد. با شکل گیری خانات قزاق و رقابت آنها با ازبکان که موجب بروز اختلاف های مرزی، و تاخت و تازهای طرفینی بوده است، زمینه مناسبی برای ایجاد رابطه دیپلماتیک میان ایران و خانات قزاق فراهم آمد که فرازهای از آن در تاریخ نادرشاه موجود است. این ارتباط در دوره پس از نادر نیز ادامه یافته و فرهیختگان قزاق درسده های اخیر، با فرهنگ و ادب ایرانی مأنوس گشته اند که آبای شاعر ملی قزاق در رأس آنها قرار دارد. با فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال قزاستان، زمینه مساعد جهت تبادل فرهنگی بین دو کشور ایران و قزاقستان فراهم آمد و گامهایی هر چند محدود در این خصوص برداشته شده است. انتشار ترجمه فارسی از کتاب اندیشه ها و نیز سخن راه آبای به فارسی از این گونه اند. ما امروز در صدد تنظیم و تجدید روابط خود با کشورها و ملت هایی هستیم که از دیرین زمان با ما روابط تاریخی، سیاسی و دینی داشته اند.

دو کشور ایران و قزاقستان دارای علائق و مشترکات زیادی است که روابط و مناسبات دوجانبه عمدتأ متکی بر آنهاست، اگرچه در طول حکومت 70 ساله بالشویکها با این اصالت فرهنگی مبارزه شده است، اما پس از استقلال مشخص شد که بهترین محمل و مجرا برای تجدید روابط میان طرفین، این پیشینه مشترک است که هم اکنون نیز میتواند براحتی و بدون هیچگونه تحمیلی دو ملت را بسوی هم بکشاند.

پیشینه و فرهنگ دو ملت را میتوان از طریق دانشمندان و شعرا، مظاهر ملی، آداب و رسوم، زبان و ادبیات دو کشور برسی و ادراک نمود

حضور جمعیّتهائی از ایرانیان در نقاط مختلف قزاقستان و بالعکس جمعیّتهائی از قزاقها در ایران در حفظ پیوندهای تاریخی و فرهنگی میان دو ملت مؤثر بوده است.

بر همین اساسِ اشتراکات تاریخی است که می توان از این عناصر به عنوان پلی برای برقراری ارتباطات بیشتر میان دو کشور استفاده نمود و در ادامه به مولفه های مختلف این امر از جهت تاریخی پرداخته می شود.

دین اسلام : بی تردید دین یکی از مهمترین رکن و عنصر مقوم و پیوند دهنده میان دو ملت می باشد و زمینه بوجود امدن سایر مشترکات را فراهم می کند . در اکثر منابع تاریخی گسترش دین اسلام در قزاقستان نیز به عنوان میراثی ایرانی قلمداد شده است. بنابراین دین از جهت نقش موثر در باورها و فرهنگ ها در میان  دوکشور بسیار پر اهمیت جلوه می نماید.

آداب و رسوم مشترک از قبیل عید نوروز: یکی از جشن‌هایی که در زندگی مردم قزاق و عادت و عرف آن مقام ویژه دارد و از روزگاران قدیم از آن تجلیل می‌شود، جشن نوروز است. مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاری می‌دانند و بر این باورند که در این روز ستاره‌های آسمانی به نقطه ابتدایی می‌رسند و همه‌جا تازه می‌شود و روی زمین شادمانی برقرار می­شود. همچنین قزاق‌ها معتقدند نوروز روزی است که خیر بر زمین فرود آمده و سنگ نیلگون سمرقند آب می‌شود. نوروز برای قزاق‌ها بسیار مقدس است و اگر در این روز باران یا برف ببارد، آن را به فال نیک می­گیرند و معتقدند سال خوبی پیش رو خواهند داشت.

اشتراکات زبان فارسی و زبان قزاقی:  زبان ملی قزاق ها-  اهالی بومی  جمهوری قزاقسنان است. جمعاً به زبان قزاقی در جهان حدود 16 میلیون نفر از جمله در قزاقستان 10 میلیون، 3 میلیون در اتحادیه جماهیر مستقل5؛2 میلیون در چین تکلم می کند وعلاوه بر این؛  این  زبان ملی قزاق های افغانستان،  پاکستان، ایران، ترکیه و آلمان می باشد. به طور کلی در زبان قزاقی تفاوات منطقه ای زیاد چشمگیر نیست و مبین ها آن را احساس نمی کنند. علتش موقعیت جغرافیایی قزاقستان که در پرتوی آن قبایل و عشایر به جایی که با  ملل مجاور ارتباط بر قرار کنند همیشه با همدیگر در تماس بودند. طبق اخرین امار موجود رسمی، در زبان قزاقی حدود سه هزار واژه فارسی وجود دارد که خود نیز دلیلی بر وجود اشتراکات تاریخی و کهن میان کشورها است.

معماری : معماری از هنرهایی است که همیشه می­تواند بیانگر و نماینده یک فرهنگ باشد؛ حال آنکه آن بنا ممکن است در نقطه‌ای دور از سرزمین اصلی، به وجود آورنده­ی خطوط اصلی این شیوه­ی معماری بوده و به نوعی، سفیر فرهنگی برای کشور به وجود آورنده­ی الفبای اصلی آن خطوط معماری باشد. مقبره خواجه احمد یسوی توسط خواجه حسن شیرازی به شیوه معماری ایرانی که هم از نظر نقشه و طرح بنا و هم از جنبه­ی تزیینی کاملا یک بنای ایرانی است. از لحاظ تزیینی، کاشی‌کاری و ازارهای سنگی و دیگر تزیینات صورت گرفته در این بنا بسیار شبیه به بنای مسجد بی‌بی‌خانم و کاخ آق‌سرای و دیگر ابنیه دوران تیموری در شرق ایران است.

جغرافیا: جاده ابریشم در طی تاریخ حلقه اتصالی بوده است که در آن کاروانهائی که از جاده ابریشم میگذشته اند همراه کالای خود یک نوع فرهنگ و آداب و رسوم را نیز عرضه می کردند و یک نوع مبادله فرهنگی و تبادل اطلاعات علمی از این طریق صورت می گرفت. سرزمین ایران از قدیمی ترین ازمنه تاریخی تا کنون به واسطه جذابیت دینی و تاریخ طولانی و پرفراز و نشیب خود و همچنین بواسطه عقاید اخلاقی متین و گنجینه ادبی و هنری فوق العاده برای شعرا و نویسندگان و نقاشان ملل و اقوام دور و نزدیک بوده است.

تاریخ قرون گذشته بیانگر آن است برخی شهرهای قزاقستان که متعلق به ایران بزرگ بوده اند. طی قرون متمادی، شهرهای بسیاری که روزگاری در جغرافیای ایرانِ بزرگ قرار داشتند، از سرزمین ایران جدا افتادند و با وجود دارا بودن فرهنگ و جایگاه مرتبط با سرزمین اصلی، تاریخی جدید را تجربه کردند. شهرهای اسفیجاب، طراز و ترکستان از جمله شهرهایی هستند که در گذشته، در دوره‌های گوناکون تاریخی بخشی از ایران بزرگ را تشکیل می‌دادند، ولی اکنون در بخش جنوبی کشور قزاقستان واقع شده‌اند. بر این اساس، جایگاه تاریخی و ویژگی‌های آن‌ها برای پیونددهی به کشورهای ایران و قزاقستان دارای اهمیت است.

تاثیر پذیری شخصیت و چهره های مهم قزاقی از ایرانیان و زبان فارسی شخصیت و چهره نام آوری به نام شاکریم خدابردیف از مهمترین شخصیت ها در این کشور است و در میان زبان‌هایی که وی به عنوان یک شخصیت مهم می‌دانست، فارسی جایگاهی ویژه داشت و همین امر، زمینه­ی سودبری از میراث اندیشه‌ورزی ایرانی مانند آثار مولانا و حافظ را برای او فراهم آورده بود و تاثیر عمیق این افکار را در آثار برجای مانده از شاکریم می‌توان بازجست.

خواجه احمد یسوی و فارابی دو شخصیت بزرگ تاریخی مورد توجه هر دوملت می باشند. خواجه احمد یسوی از جمله شاگردان بزرگ مکتب خواجگان است که بنیانگذار آن خواجه ابو یوسف همدانی در سمرقند بود. همچنین فارابی در کتب الحروف به بررسی مقایسه ای زبانهای فارسی، عربی و یونانی می پردازد. آبای شاعر و مصلح بزرگ قزاقستان به حافظ و ادب فارسی عشق وافری داشته است. امروز در مقبره خواجه احمد یسوی آثار معماری ایرانی به چشم می خورد. مهمتر از همه وجود بیش از دو هزار لغت فارسی در زبان قزاقی است که خود نشانه روابط ریشه دار فرهنگی دو ملت است. بر اساس همین روابط بوده است که امروز کرسی های زبان فارسی در کشور دوست قزاقستان گسترش یافته است. اولین کرسی زبان فارسی در سال 1368 در دانشکده خاورشناسی دانشگاه ملی قزاقستان (فارابی) تأسیس شد. امروز تعداد فارسی آموزان قزاق در دانشگاها و مدارس به دو هزار نفر می رسد.

آثار طبیعی باستانی به جای مانده نیز حاکی از اشتراکات تاریخی مشترک در سالهای طولانی گذشته است.

در میان نقوش صخره‌ای سنگ نگاره‌های مکشوف از دو کشور به خوبی نمایان است و نشانه­ی شیوه‌های معیشتی و فرهنگی مشابهی طی زمان بوده است. بررسی و مطالعه ی سنگ ‌نگاره‌های کشف شده در ایران و قزاقستان، نه فقط نمایانگر استفاده از تکنیک‌های ساخت مشابه‌اند، بلکه از دیدگاه نشانه‌شناسی، محتوایی و مفهومی، اشتراکات و ویژگی‌های شاخصی را نشان می دهند. از دیگر میراثات مشترک فرهنگی می توان به کتابخانه ابوریحان بیرونی، موزه های ملی. عبدالرحمان جامی و کتاب های وی در بلخ اشاره کرد.

با عطف به برشمردن برخی از پیشینه های تاریخی مشترک میان دو کشور از قبیل دین مشترک، برخی اشتراکات زبانی و قومیتی، گرایش مردمان قزاق به اداب و رسوم و جشن هایی مانند نوروز و تمایل برخی مشاهیر و مفاخرشان به مفاخر و نام آوران ایرانی و …  به نظر می رسد که قزاقستان یکی از نزدیکترین کشورهایی است که از نظر تاریخی با ایران دوران باستان و ایران کنونی دارای اشتراکات فراوان فرهنگی است و در این خصوص نیاز است تا برخی از ارگان های دولتی و غیر دولتی به اقدامات مشترکانه بیشتر بپردازند تا شاهد افزایش روابط هرچه بیشتر دو کشور باشیم.

واژگان کلیدی: اشتراکات ، بسترهای فرهنگی، ایران، قزاقستان، مریم خالقی نژاد

Share