اسفند ۴, ۱۳۹۸ – ۶:۳۹ ق.ظ |

دکتر محمد مهدی مظاهری
استاد دانشگاه و تحلیل گر ارشد مسائل بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

اسفند ماه همیشه برای ایرانیان ماهی پر از تکاپو و تلاش برای نو شدن بوده است، مردم ایران …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, ايران, خاورمیانه, خلیج فارس, گزیده ها, مقالات

آینده رویکردهای ضد ایرانی در کشورهای عربی -گفتگو با عباس پرورده

نگارش در بهمن ۱۲, ۱۳۹۸ – ۷:۰۶ ق.ظ
Share

 کارشناس مسائل خاورمیانه

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

کارشناس مسائل خاورمیانه

در چند دهه گذشته نوع رویکرد و همگرایی و یا واگرایی در بین  ایران و کشورهای عربی از موضوعات مهم خاورمیانه بوده است. گفتگوی زیر برای بررسی بیشتر این امر است.

واژگان کلیدی: رویکرد، ضد ایرانی، کشورهای، عربی،عربستان، عباس پرورده

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: گذشته رویکردهای ضد ایرانی کشورهای عربی در قبال ایران در چه سطحی مورد بررسی قرار می گیرد و نوع و سطح رویکردهای ضد ایرانی کشورهای عربی چگونه و به چند دسته قابل تقسیم است؟

مواضع و رفتارهای ضد ایرانی در میان اعراب، موضوعی با یک سابقه تاریخی پرفراز و فرود است. اما فقط مربوط به تاریخ هم نیست بلکه تحولات جهان معاصر روابط  ایران و اعراب را پیچیده تر کرد. اگر بخواهیم سطوح فرضی برای ضدیت های عربی علیه ایران در نظر بگیریم، شاید بشود در سه سطح به آن پرداخت. نخست، نگاه تاریخی به موضوع است که اعراب در طول تاریخ، ایرانیان را با برچسب “عجم” از خود جدا دانسته، اگرچه ایرانیان همزمان با اعراب به اسلام گرویدند. اما متاسفانه با وجود دین مشترک که آموزه های انسانی را ترویج می کرد، افکار جاهلی که بر قومیت تاکید داشت همچنان ادامه یافت. دوم، دوره معاصر و تشکیل دولت های عرب در اوایل قرن بیستم همراه با القائات و مداخلات غربی ها در استوارسازی اندیشه های تفرقه افکنانه که از زمینه های تاریخی هم سود می برد و نهایتا به اختلافات ارضی و تضادهای به ظاهر ناسیونالیستی میان کشورهای عربی و ایران دامن زد. سوم، رخداد انقلاب اسلامی در 1979 میلادی که با بدبینی اعراب منطقه به تولید یک ایدئولوژی شیعی در ایران منجر شد و از طریق همگرایی با دو سطح تاریخی و ناسیونالیستی گفته شده، بی سابقه ترین رفتارها و نگرش های ایران ستیزانه را در چهار دهه گذشته بوجود آورد. اما یک نکته را هم نباید ناگفته گذاشت که در سطوح گفته شده برخی مواضع یا رفتارهای ایرانیان هم چندان مصلحت جویانه نبوده و گاهی با رویکردهای افراطی ملی گرایانه یا اقدامات نسنجیده سیاسی، بهانه به دست افراطیون داده و ایران ستیزی در میان اعراب را تقویت کرده اند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در بین کشورهای عربی چند دسته نگاه به انجام رویکردهای ضد امنیتی بر ضد ج.ا.ا.  وجود دارد؟

ارائه دسته بندی کمی سخت و گمراه کننده است. اما با در نظر داشتن مولفه های مذهب و قومیت شاید بتوان یک دسته بندی کلی از مواضع اعراب به دست آورد. نخست، مولفه مذهب، که عموما مسلمانان به دو گروه اصلی شیعه و سنی تقسیم می شوند و متاسفانه بیشترین دسته بندی ها در این اختلاف مذهبی شکل می گیرد. دیگر، مولفه های ژئوپلتیک یا سرزمینی است که بخش دوم رویکردهای ضد ایرانی را در میان اعراب تشکیل می دهد. با این حال، خصومت در میان اعراب در مقابل ایران در دو دهه گذشته با رهبری عربستان جریان یافته است. اگرچه پیش از آن مهمترین نقطه اتکاء ایران ستیزانه  در مصر و به زمان جمال عبدالناصر مربوط است. اما ایران ستیزی مصری ها بیشتر به خاطر حمایت محمد رضا پهلوی از اسرائیل و معادلات جنگ سرد بود و بنابراین چندان ریشه دار نبود. اما با تضعیف مصر و کنار گذاشته شدن آن از رهبری عربی، عربستان جای مصر را گرفت. در حالیکه مصر حداکثر نگاه ناسیونالیستی عربی ایرانی به رقابت ها  داشت، اما با ورود عربستان به رهبری منازعه عربی، دو مولفه ایدئولوژیک و ژئوپلتیک هم به ایران ستیزی اضافه شد و سطح تنش ها را به شدت افزایش داد و با سوء استفاده بازیگران فرامنطقه ای به خصوص آمریکایی ها از این وضع، شرایط به شدت پیچیده شد تا به بحران فعلی رسید.

لذا برای از سرگیری مذاکرات و رواط با عربستان که این روزها دوباره سر زبان ها افتاد، باید به موضوع روابط همه جانبه نگاه کرد تا بتوان از مذاکرات احتمالی دستاوردی داشت.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: انجام تحریکات قومی و مذهبی از طریق قومیت های بلوچ، عرب و … چه جایگاهی در رویکردهای ضد ایرانی این کشورها داشته است؟

استفاده ابزاری از قومیت ها برای رسیدن به اهداف سیاسی موضوعی مرسوم و شناخته شده در نظام بین الملل است. طبیعی است وجود قومیت های گوناگون در ایران جذابیت زیادی برای دولت های رقیب یا دشمن دارد. تحریک افرادی تندرو یا ستیزه جو در میان اقوام و تامین مالی و تسلیحاتی آنها یکی از روش های کم هزینه و درعین حال موثر برای تضعیف امنیت ملی است. شواهد نشان می دهند برخی دولت های نشان دار عربی در حال تامین مالی و رسانه ای گروههای تجزیه طلب و تندرو در برخی مناطق ایران هستند که عموما هم این گروهها از نظر هوادار کم تعداد هستند و پایگاه مردمی ندارند. اما باید به خاطر داشته باشیم که نقش مجموعه حاکمیت در ایران برای جلوگیری از گسترش نفوذ مداخلات مخرب برای تحریک قومیت ها بسیار مهم است. اگرچه گروههای افراطی و تجزیه طلب در حال حاضر تهدید جدی محسوب نمی شوند، اما اگر به کاهش محرومیت در استان های فقیر و رفع تبعیض ها توجه نشود، افزایش شکاف های اجتماعی و اقتصادی بستر مناسبی برای تبلیغات تجزیه طلبان و قومیت گریان ایجاد خواهد کرد و ممکن است منجر به افزایش هواداران و در نهایت تهدید جدی برای امنیت ملی و تمامیت ارضی شود.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: عملیات روانی و رسانه ای تا چه حدی در رویکردهای ضد ایرانی کشورهای عربی مورد توجه است و دامنه و وسعت آن چگونه است؟

اتفاقا، در حال حاضر مهمترین بخشی که اقدامات ضد ایرانی برخی اعراب صورت می گیرد، رسانه ها هستند. رسانه ها امروزه به خاطر فراگیری و تاثیرگذاری بر افکار عمومی ابزار موثری برای دستیابی به اهداف سیاسی و اقتصادی هستند. در جهان معاصر، گروههایی که هدایت افکار عمومی را در اختیار داشته باشند، پیروز رقابت ها و ستیزه جویی ها هم خواهند بود. امروز می بینیم که در کشمکش های میان بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای یک یا چند نظامی در یک تهاجم کوتاه کشته می شوند، اما همین اتفاق کوتاه تا مدت ها و به کرات در خروجی اخبار و تلوزیون ها و مطبوعات تحلیل و تفسیر می شوند. لذا با وجود شبکه های ماهواره ای بین المللی و رسانه های اینترنتی که  دولت های عربی مخالف ایران در اختیار دارند و بسیاری از اخبار و تحلیل های آن را سوگیرانه منتشر می کنند، می توان سهم عملیات روانی و رسانه ای را دید.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آینده رویکردهای ضد ایرانی کشورهای عربی به چه عواملی وابسته است؟

اقداماتی که اکنون به عنوان رویکردهای ضد ایرانی کشور های عربی در جریان است، همسو با اقدامات خصومت آمیز قدرت های بزرگ به رهبری آمریکا علیه ایران است. بنابراین آینده آن تقریبا معلوم است. اعراب به دنبال هم افزایی با آمریکا و اسرائیل برای نابودی ایران هستند. تغییر نظام که گاهی گفته می شود، پوسته تبلیغاتی و رسانه ای دشمنان ایران است، آنها به همان دلایلی که در سوال اول مربوط به قدمت تاریخی دشمنی با ایران گفته شد، وجود یک سرزمین یکپارچه و پهناور غیر عرب که تضادهای قومیتی و مذهبی  با آن احساس می کنند را بر نمی تابند. در نیات پنهان خود خواهان فروپاشی و تجزیه ایران هستند، اگرچه به خاطر رعایت ظواهر دیپلماتیک این را بر زبان نمی آورند. اما باید توجه داشته باشیم که وظیفه خطیر مقابله با چنین طرح شومی در ذهن دشمنان را خود ما داریم. پرهیز از اشتباهات در سیاست خارجی و توسل به رفتارهای دیلپماتیک به جای اقدامات نسنجیده و هیجانی ضمن محور قرار دادن منافع ملی مهمترین و موثرترین اقدام برای مقابله با نیات شوم دشمان ایران است. سیاست خارجی هر کشوری ادامه سیاست داخلی آن است. این گزاره به این معنی است که سیاست خارجی باید بر مبنای منافع ملی باشد تا بتوان یک دیپلماسی منسجم و کارآمد برای عملی ساختن آن تدوین کرد. و گرنه سیاست خارجی که بر محور منافع ملی نباشد، منجر به مواضع متشتت و شعار زده خواهد شد و به دنبال خود دیپلماسی را سردرگم و فلج خواهد کرد. سیاست خارجی ما باید بر اساس منافع ملی باشد و منافع ملی در حال حاضر تامین امنیت، توسعه اقتصادی، رفع فقر، توسعه آموزش و بهداشت عمومی و رفع تبعیض از دسترسی به منابع عمومی و فرصت های شغلی و اجتماعی است. لذا سیاست خارجی هم لازم است در جهت تسهیل اجرای برنامه هایی برای حل و فصل موضوعات یاد شده به کار گرفته شود. در اینصورت راه بسیاری از تبلیغات رسانه ای ضد ایرانی و نفوذ بیگانگان در میان قومیت ها و افکار عمومی داخلی هم سد می شود.

Share