فاطمه خادم شیرازی
پژوهشگر روابط بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC
ابتکار هیئت صلح ترامپ را نمیتوان صرفاً یک سازوکار جایگزین برای مدیریت بحرانهای جاری دانست. این ابتکار، پاسخ فنی به ناکارآمدی سازمان ملل متحد نیز نیست. آن چه در این طرح برجسته است، تلاشی آگاهانه برای بازتعریف منطق حکمرانی جهانی است. منطقی که بر شخصمحوری، معاملهگری سیاسی و تمرکز قدرت استوار شده است.این ابتکار، بیش از آنکه معطوف به صلحسازی باشد، بازتابدهنده نوعی مهندسی جدید در نظم بینالمللی است. نظمی که در آن، نقش نهادها کمرنگ و اراده بازیگر مسلط پررنگ میشود. گسترش سریع دامنه هیئت صلح از بحران غزه به یک نهاد ادعاییِ جهانی، نشانهای روشن از این رویکرد است. این گسترش، با ساختاری همراه شده که وفاداری سیاسی و توان مالی را جایگزین اصول حقوق بینالملل میکند.در چنین چارچوبی، با الگویی نوظهور از نظم بینالمللی مواجه هستیم. الگویی که در آن دسترسی به قدرت بر مشروعیت نهادی تقدم دارد. همین ویژگی، هیئت صلح ترامپ را به پدیدهای فراتر از یک ابتکار مقطعی تبدیل میکند.در این بستر، پیوستن کشورهایی چون ازبکستان و قزاقستان پرسشی اساسی را پیش میکشد. این کشورها نه بازیگران مستقیم بحران غزهاند و نه در کانون منازعات خاورمیانه قرار دارند. از اینرو، تصمیم آنها را نمیتوان صرفاً واکنشی نمادین تلقی کرد.این پرسش مطرح میشود که آیا این پیوستن، تلاشی برای حفظ کانال ارتباطی با واشنگتن است؟ یا بخشی از یک محاسبه امنیتی و موازنهگرایانه در برابر بیثباتیهای فزاینده پیرامونی؟ بهویژه بیثباتیهایی که با تحولات افغانستان و تشدید رقابت قدرتهای بزرگ پیوند خوردهاند.پاسخ به این پرسش، صرفاً برای فهم سیاست خارجی ازبکستان و قزاقستان اهمیت ندارد. این پاسخ، کلیدی برای درک پیامدهای ژئوپلیتیکی هیئت صلح ترامپ نیز هست. پیامدهایی که میتوانند آینده چندجانبهگرایی و امنیت منطقهای آسیای مرکزی را بهطور بنیادین تحت تأثیر قرار دهند. ضرورتی که این مقاله در پی تبیین و تحلیل آن است.
– خاستگاه نهادی
هیئت صلح دونالد ترامپ در آستانه مجمع جهانی اقتصاد ۲۰۲۶ در داووس بهعنوان ابتکاری فراتر از چارچوبهای کلاسیک چندجانبه معرفی شد؛ نهادی که مأموریت رسمی آن «نظارت بر صلح، بازسازی و ثبات در مناطق درگیر» تعریف شده، اما در منشور اولیه آن عمداً هیچ اشاره مستقیمی به غزه نشده است .(1)(2)این حذف آگاهانه، امکان تعمیم مأموریت هیئت به سایر منازعات جهانی را فراهم کرده و آن را به سازوکاری انعطافپذیر، غیرالزامآور و فاقد جایگاه حقوقی مشخص در نظام بینالملل تبدیل میکند. منطق وجودی این نهاد بر این فرض استوار است که سازمان ملل و سازوکارهای وابسته به آن در مدیریت منازعات ناکارآمد شدهاند و باید با ساختاری چابک، تصمیممحور و غیربوروکراتیک تکمیل یا حتی دور زده شوند .(3)
– گسست مأموریتی
ریشه عملیاتی هیئت صلح به سپتامبر ۲۰۲۵ و ارائه طرح ۲۰ مادهای ترامپ برای پایان جنگ غزه بازمیگردد. طرحی که بعدها در قالب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل نیز به تصویب رسید و ایجاد نهادی جدید برای تعیین چارچوب سیاسی و تأمین مالی بازسازی را پیشبینی میکرد .(1).با این حال، منشور رسمی هیئت، مأموریت آن را از غزه فراتر برده و آن را یک سازمان بینالمللی با هدف ترویج ثبات، بازسازی حکمرانی مشروع و تضمین صلح پایدار در سطح جهانی معرفی میکند. این گسست میان مجوز اولیه بحرانمحور و مأموریت نهایی جهانشمول نشاندهنده تلاشی آگاهانه برای انتقال مدیریت صلح از نهادهای فراگیر حقوقمحور به ساختارهای موقت و شخصمحور است .(4)
– تمرکز قدرت
ساختار هیئت صلح بهشدت شخصمحور طراحی شده است. ریاست دائمی، غیرانتخابی و مادامالاختیار آن در اختیار ترامپ قرار دارد و حتی پس از پایان دوره ریاستجمهوری آمریکا نیز حفظ میشود. اختیار تفسیر منشور، تعیین دستورکار، دعوت یا اخراج اعضا عملاً در دست رئیس هیئت و حلقهای محدود از منصوبان اوست .(3)انتخاب واژه «هیئت» بهجای «شورا» حامل پیام روشنی است: این نهاد برای مشورت جمعی طراحی نشده، بلکه برای تصمیمگیری متمرکز. از این منظر، هیئت صلح بیش از آن که به یک نهاد بینالمللی شباهت داشته باشد، به یک شرکت خصوصی سیاسی نزدیک است که قواعد حقوق بینالملل و برابری حاکمیتها در آن جای خود را به وفاداری سیاسی دادهاند .(4)
– اقتصاد صلح
یکی از مؤلفههای تعیینکننده هیئت صلح، منطق مالی آن است. امکان خرید کرسی دائم با پرداخت مبالغی در حدود یک میلیارد دلار، این نهاد را به نوعی باشگاه نفوذ مبتنی بر پرداخت، تبدیل کرده است.(5)(2)در این چارچوب، صلح از یک خیر عمومی جهانی به کالایی قابل معامله تبدیل میشود و دسترسی به فرآیند تصمیمسازی جایگزین مشروعیت حقوقی میگردد. این اقتصاد صلح، خطر شکلگیری یک الیگارشی سیاسی–مالی جهانی را افزایش میدهد که در آن منابع مالی و نزدیکی به مرکز قدرت، تعیینکننده نقش کشورها می باشد.
– ائتلافهای پیرامونی
ترکیب اعضای اولیه هیئت صلح عمدتاً شامل کشورهایی از خاورمیانه، خلیج فارس، شاخ آفریقا و آسیای مرکزی است. این کشورها یا به حمایت سیاسی–امنیتی واشنگتن نیاز دارند یا در پی نفوذ مستقیم بر آینده حکمرانی و بازسازی غزه هستند .(6)(2)حضور کشورهایی مانند اسرائیل، عربستان سعودی، امارات، قطر، مصر، ترکیه، اردن و مراکش نشان میدهد که هیئت صلح به سکویی برای بازتوزیع نفوذ در نظم پساجنگ خاورمیانه تبدیل شده است. این الگو، اجماع جهانی مبتنی بر قواعد را با همراهی گزینشی و وفاداری سیاسی جایگزین میکند .(3)
– مشارکت نمادین آسیای مرکزی
پیوستن ازبکستان به هیئت شورای صلح ترامپ را باید نه بهعنوان واکنشی مقطعی به بحران غزه، بلکه در چارچوب یک راهبرد امنیتمحور، عملگرا و مبتنی بر مدیریت ریسک در سیاست خارجی این کشور تحلیل کرد. تاشکند در سالهای اخیر تلاش کرده است با حفظ فاصله از همسوییهای ایدئولوژیک سخت، موقعیت خود را در میان رقابت قدرتهای بزرگ تثبیت کند. در عین حال، تهدیدات پیرامونی بهویژه از ناحیه افغانستان رانیز، بهصورت پیشدستانه کنترل نماید. در این چارچوب، عضویت در سازوکاری نزدیک به واشنگتن کارکردی شبیه بیمه سیاسی–امنیتی دارد.به این معنا که ازبکستان از طریق آن میتواند کانال دسترسی مستقیمتری به تصمیمگیران آمریکایی داشته باشد.تحولات آسیای مرکزی در سالهای اخیر شتاب گرفته و دغدغههای امنیتی کشورهای این منطقه، بازتابی فراتر از محیط پیرامونی یافته است.(7)(8)
در مرکز این محاسبه امنیتی، افغانستان قرار دارد. طالبان بهصورت رسمی بر کنترل مرزها و عدم تهدید همسایگان تأکید میکند، اما نگاه نخبگان امنیتی ازبکستان بر تهدیدات غیرمستقیم و فرساینده متمرکز است. تهدیداتی که میتوانند از جغرافیای افغانستان به آسیای مرکزی سرریز شوند.نگرانی از بازتولید یا جابهجایی گروههای افراطی، فعالیت شبکههای قاچاق مواد مخدر، سلاح و انسان، و همچنین احتمال موجهای مهاجرتی، از جمله عوامل اصلی این نگرانیهاست. این تهدیدات بهویژه در صورت تشدید بحران اقتصادی یا امنیتی افغانستان برجستهتر میشوند. در نتیجه، محیط امنیتی پیرامون ازبکستان وضعیتی سیال و غیرقابل پیشبینی یافته است.افزون بر این، ابهام در رفتار آینده طالبان و رقابت بازیگران ثالث در افغانستان، این برداشت را در تاشکند تقویت کرده است که اتکا صرف به ترتیبات دوجانبه یا منطقهای کافی نیست. از دید سیاستگذاران ازبک، لازم است این دغدغهها در سطوح بالاتر بینالمللی نیز طرح و پیگیری شود.(9)
در این چارچوب، پیوستن ازبکستان به هیئت صلح ترامپ صرفاً مشارکت در ابتکاری مرتبط با خاورمیانه یا بحران غزه تلقی نمیشود. این اقدام، ابزاری برای بینالمللیکردن نگرانیهای امنیتی مرزی با افغانستان است. همچنین راهی برای پیوند زدن این دغدغهها به گفتوگوهای مستقیم با آمریکا و سایر بازیگران اثرگذار به شمار میآید.تاشکند بر این باور است که بیثباتی در خاورمیانه میتواند بهصورت زنجیرهای بر افغانستان اثر بگذارد. پیامد نهایی این روند، افزایش هزینههای امنیتی برای آسیای مرکزی خواهد بود. از این رو، مشارکت در ابتکاراتی با هدف اعلامی مدیریت بحران و کاهش تنش، بخشی از راهبرد پیشگیری امنیتی ازبکستان محسوب میشود.(4)در عین حال، این انتخاب با منافع اقتصادی و توسعهای ازبکستان نیز همپوشانی دارد. ازبکستان خود را کشوری محصور در خشکی میداند که آینده رشد آن به اتصالگرایی و کریدورهای ترانزیتی وابسته است. پیوند با بازارهای جنوب و غرب، برای این کشور اهمیتی راهبردی دارد. بیثباتی افغانستان میتواند این مسیرها را مسدود یا پرهزینه کند. به همین دلیل، امنیت و توسعه در نگاه سیاستگذاران ازبک بهطور ساختاری به یکدیگر گره خوردهاند.از منظر تاشکند، حضور در هیئت صلح امکان اثرگذاری غیرمستقیم بر روندهای ثباتسازی را افزایش میدهد. این حضور همچنین میتواند به جلب منابع بینالمللی برای مدیریت بحرانهای پیرامونی کمک کند. در نتیجه، این اقدام با منافع اقتصادی و ترانزیتی ازبکستان همراستا ارزیابی میشود.(9)
همزمان، این تصمیم در چارچوب راهبرد موازنهگری ژئوپلیتیکی ازبکستان نیز قابل فهم است. تاشکند در حالی که روابط امنیتی و اقتصادی نزدیکی با روسیه و چین دارد، از پیوستن به پیمانهای نظامی سخت پرهیز کرده است. در عین حال، تلاش کرده کانالهای همکاری با آمریکا و غرب را فعال نگه دارد. عضویت در هیئت صلح ترامپ، بدون ایجاد تعهدات حقوقی الزامآور، چنین امکانی را فراهم میکند. این اقدام به ازبکستان اجازه میدهد پیام آمادگی برای ایفای نقش یک کنشگر مسئول را ارسال کند، بیآن که در یک بلوک ژئوپلیتیکی خاص قفل شود.(8)
در همین چارچوب، همراهی قزاقستان نیز قابل تبیین است. هرچند قزاقستان مرز مستقیمی با افغانستان ندارد، اما بهعنوان یکی از بازیگران اصلی آسیای مرکزی، از مشارکت در این ابتکار سود نمادین و سیاسی میبرد. این سود شامل ارتقای پرستیژ بینالمللی، حفظ کانال ارتباطی با واشنگتن و حضور در چیدمانهای احتمالی پسابحران است. چیدمانهایی که میتوانند بر امنیت و اقتصاد منطقه اثرگذار باشند.(10)در مجموع، پیوستن ازبکستان به هیئت صلح ترامپ را باید بازتاب یک خوانش امنیتی مشخص از محیط پیرامونی دانست. در این خوانش، افغانستان مهمترین منبع نااطمینانی تلقی میشود. این اقدام برای تاشکند ابزاری است جهت افزایش دسترسی سیاسی، بینالمللیسازی دغدغههای امنیت مرزی و ایجاد حاشیه مانور در برابر سناریوهای بدبینانه آینده. این امر حتی در شرایطی صادق است که خود سازوکار هیئت صلح، از منظر منتقدان، با ابهامهای جدی در مشروعیت و نسبت آن با نظم چندجانبه بینالمللی مواجه باشد.(7)
– بحران مشروعیت
بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله فرانسه، آلمان، بریتانیا و کشورهای اسکاندیناوی از پیوستن به هیئت صلح خودداری کردهاند. استدلال اصلی آنها، ناسازگاری این ابتکار با منشور سازمان ملل، اصول حاکمیت ملی و نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد است.(11)(5)این مخالفتها، هیئت صلح را از همان ابتدا با بحران مشروعیت مواجه کرده و آن را به نقطه اصطکاک جدیدی میان آمریکا و متحدان سنتیاش تبدیل کرده است.
– چشمانداز نظم جهانی
چشمانداز هیئت صلح ترامپ را میتوان در تلاقی سه روند کلان در سیاست جهانی تحلیل کرد. روند نخست، تضعیف چندجانبهگرایی نهادمند است. روند دوم، شخصیشدن رهبری جهانی است. روند سوم، کالاییشدن مفهوم صلح در مناسبات بینالمللی است.در کوتاهمدت، این نهاد ممکن است بهدلیل تمرکز قدرت، دسترسی سریع به منابع مالی و حذف فرآیندهای بوروکراتیک، توان تصمیمگیری بالاتری از خود نشان دهد. این ویژگی میتواند به تصمیمهای سریعتر و حتی ثبت برخی دستاوردهای عملی منجر شود. پروندههایی مانند بازسازی غزه، نمونهای از این کارآمدی بالقوه به شمار میآیند. همین کارآمدی ظاهری، برای برخی دولتها جذاب جلوه میکند. این جذابیت بهویژه برای بازیگران پیرامونی و دولتهایی که راهبرد موازنهگری را دنبال میکنند، قابل درک است.
با این حال، در میانمدت و بلندمدت، تداوم و گسترش چنین الگویی با خطرات ساختاری جدی همراه است. انتقال تدریجی منابع، مشروعیت و قدرت تصمیمسازی از سازمان ملل و نهادهای فراگیر، به سازوکارهایی شخصمحور و غیرالزامآور، میتواند به فرسایش نظم مبتنی بر قواعد بینجامد. نظمی که با وجود همه ناکارآمدیها، همچنان تنها چارچوب پذیرفتهشده جهانی برای مدیریت اختلافات محسوب میشود.در این سناریو، صلح از یک خیر عمومی جهانی به ابزاری وابسته به اراده سیاسی و توان مالی تبدیل میشود. در نتیجه، شکاف میان درونباشگاه و بیرونباشگاه در حکمرانی جهانی تعمیق خواهد شد. این شکاف، دسترسی نابرابر به تصمیمسازی و منابع را نهادینه میکند.برای کشورهایی مانند ازبکستان و قزاقستان، آینده این ابتکار به چند عامل کلیدی وابسته است. نخست، میزان توان هیئت صلح در ایجاد منافع ملموس امنیتی، سیاسی یا اقتصادی اهمیت دارد. دوم، واکنش بازیگران بزرگی چون روسیه، چین و اتحادیه اروپا تعیینکننده خواهد بود.
اگر هیئت صلح به نهادی پایدار و اثرگذار تبدیل شود، حضور زودهنگام این کشورها میتواند مزایایی به همراه داشته باشد. این مزایا شامل افزایش پرستیژ نمادین و دسترسی سیاسی بیشتر است. اما اگر این سازوکار به ابزاری شخصی و موقتی محدود بماند، هزینههای آن افزایش خواهد یافت. در این حالت، آسیب به موازنهگری ژئوپلیتیکی میتواند بر منافع احتمالی پیشی گیرد.در نهایت، سرنوشت هیئت صلح ترامپ صرفاً به موفقیت یا ناکامی یک ابتکار سیاسی محدود نمیشود. این نهاد، آزمونی برای سیاست خارجی ترامپ است. همزمان، معیاری برای سنجش تابآوری نظم بینالمللی موجود در برابر الگوهای نوظهور حکمرانی شخصمحور نیز به شمار میآید.
References
1.Alaaldin, M., Cornwell, A., Holland, S., & Nichols, M. (2026, January 21). What is Trump’s Board of Peace and who has joined so far? Reuters. https://www.reuters.com/world/china/what-is-trumps-board-peace-who-has-joined-so-far-2026-01-21/
2.Hussain, A. (2026, January 21). Trump’s “Board of Peace”: Who has joined, who hasn’t – and why. Al Jazeera. https://www.aljazeera.com/news/2026/1/21/trumps-board-of-peace-who-has-joined-who-hasnt-and-why
3.Lovatt, H. (2026, January 23). Welcome to the jungle: Trump’s board of peace goes global. European Council on Foreign Relations. https://ecfr.eu/article/welcome-to-the-jungle-trumps-board-of-peace-goes-global/
4.Borger, J. (2026, January 20). Trump’s board of peace is an imperial court, completely unlike what was proposed. The Guardian. https://www.theguardian.com/us-news/2026/jan/20/trumps-board-of-peace-is-an-imperial-court-completely-unlike-what-was-proposed
5.Rollason, B. (2026, January 19). Why Donald Trump’s Board of Peace could threaten the United Nations. ABC News. https://www.abc.net.au/news/2026-01-20/what-is-donald-trump-s-board-of-peace/106247750
6.Yeni Şafak. (2026). Kazakhstan, Uzbekistan and Belarus back Trump’s new peace board. https://en.yenisafak.com/world/kazakhstan-uzbekistan-and-belarus-back-trumps-new-peace-board-3713442
7.New York Times – Reflecting on Trump’s Intentions for His ‘Peace Board’https://www.nytimes.com/2026/01/21/world/middleeast/trump-peace-board.html
8.NBC News – Trump’s ‘Board of Peace’: Which countries joined, which didn’t, and what it means. https://www.nbcnews.com/world/europe/trump-board-of-peace-countries-davos-cost-nato-what-know-rcna255433
9.The National Interest – How Uzbekistan Is Shaping Its Afghanistan Strategy. https://nationalinterest.org/blog/silk-road-rivalries/how-uzbekistan-is-shaping-its-afghanistan-strategy
10.Williams, A., Talmazan, Y., & Duffy, N. (2026, January 22). What to know about Trump’s Board of Peace: Which countries are involved, costs and more. NBC News. Retrieved from: https://www.nbcnews.com/world/europe/trump-board-of-peace-countries-davos-cost-nato-what-know-rcna255433
11.Mancini, R. (2026, January 31). These countries rejected Trump’s invitation to join Gaza “Board of Peace”. The Hill. https://thehill.com/homenews/administration/5716389-trump-board-of-peace-rejections/