شهریور ۲۹, ۱۴۰۰ – ۶:۴۹ ب.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC
سازمان همکاری شانگهای با هدف حل اختلافات مرزی و تقویت اعتماد متقابل میان اعضاء در سال 2001به وجود آمد که به تدریج مسائل اقتصادی و تجاری نیز …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

پروژه ناباکو، اتحادیه اروپا و منطقه کردستان عراق

نگارش در آبان ۲۱, ۱۳۹۰ – ۳:۵۱ ق.ظ
Share

نجمیه پوراسمعیلی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

در جهان امروز دغدغه های اقتصادی جانشین معمای امنیتی گردیده و دسترسی به انرژی ارزان و مطمئن نیز یکی از عوامل مهم در بحث توسعه پایدار اقتصادی به حساب می آید. در همین راستا دریای خزر از جمله مناطقی است که دارای ذخایر سرشار نفت و گاز است. اروپا نیز به دلیل نیاز مبرم به انرژی، تلاش گسترده ای را برای اطمینان از حصول انرژی از کشورهای تولید کننده حاشیه دریای خزر انجام داده است، اما اغلب این فعالیت ها با کارشکنی های روسیه همراه بوده است. روس ها همواره از کارت منابع گازی خود علیه اروپا در موقعیت های مختلف استفاده نموده اند. لذا اتحادیه اروپا نیز همواره در صدد گزینه ای جایگزین برای این پاشنه آشیل خود و کاهش وابستگی واردات گاز به اتحادیه اروپا بوده است. از جمله مسیرهای جایگزین صادرات انرژی (گاز) به اروپا «خط لوله ناباکو» است که قرار است گاز خزر و خاورمیانه را به کشورهای اروپایی منتقل کند. در این نوشتار قصد داریم به این پرسش پاسخ دهیم که منطقه کردستان عراق دارای چه ظرفیت هایی جهت حضور در پروژه ناباکو است؟ و اینکه آیا حضور احتمالی این حکومت منطقه ای فدرال در پروژه ناباکو چالش هایی را برای این دولت در پی خواهد داشت؟ در راستای پاسخ به این پرسش ها، ضمن بررسی مختصر پروژه ناباکو، ظرفیت های منابع نفتی و گازی این منطقه، تمایلات دو جانبه مقامات مسئول جهت پیوستن به این طرح و چالش های احتمالی منطقه کردستان عراق با دولت مرکزی عراق، ترکیه و ایران بررسی خواهد شد.

تحلیل رخداد

خط انتقال گاز ناباکو با طول تقریبی 3300 کیلومتر و ظرفیت انتقال سالانه 26 تا 33 میلیارد متر مکعب یکی از بزرگ ترین پروژه های گازی محسوب می شود که نقش انتقال گاز کشورهای ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و کردستان عراق را به کشورهای اتحادیه اروپا – به خصوص آلمان و اتریش- بر عهده دارد. کنسرسیوم ناباکو شامل OMV (شرکت منابع نفتی اتریش) و MOL (شرکت نفت و گاز مجارستان و رومانی) مجارستان، ترنس گاز رومانی، بلغار گاز بلغارستان، بوتاس ترکیه و ششمین شریک یعنی RWE آلمان است.

خط لوله باکو-ارزروم، راه اصلی دریای خزر به اروپا است، اما حلقه مفقوده ای بین ارزروم و شبکه های خط لوله در اروپا وجود دارد که ناباکو این حلقه مفقوده را پر خواهد کرد. با توجه به این نکته که ناباکو اساساً با تلاش های اروپا ساخته و راه اندازی خواهد شد، قادر است سیاست های بسیار متفاوت انرژی دولت های عضو اروپا را نیز به خوبی هماهنگ کند.

در حال حاضر در اروپا واردات گاز طبیعی 2 برابر شده و از 200 میلیارد متر مکعب در 2002، به 400 میلیارد متر مکعب تا 2030، خواهد رسید. این در حالی است که میزان تقاضای برای گاز طبیعی در کشورهای اتحادیه 540 میلیارد متر مکعب تا سال 2030می رسد.اتحادیه اروپا همکنون 150 میلیارد متر مکعب گاز را از روسیه وارد می شود و هر گونه افزایش مصرف نیز در شرایط حاضر می بایست با تولید روسیه جبران شود. با تکمیل خط لوله نفتی باکو- جیحان در 2005 و خط لوله گاز باکو- ارزروم در 2006 دو راه مهم تنوع انرژی اروپا به عینیت رسید. این دو خط لوله با همدیگر میدان نفتی آذری- چراغ- گونشلی را توسعه داد و میدان گازی شاه دنیز تبدیل به بخشی از کریدور استراتژیک سیستم خطوط لوله آذربایجانی- ترکیه ای- گرجستانی، یا کریدور شرقی و غربی گردید. این کریدور برای غلبه بر تسلط روسیه بر سیستم ترانزیت و خط لوله منطقه ای و دست یابی مستقیم به موجودی و ذخایر خزر در آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان طراحی شده است و ذخایر انرژی را از قزاقستان و ترکمنستان و از طریق خزر به آذربایجان و از طریق لوله های موجود از گرجستان و ترکیه عبور می دهد و سرانجام در بازار اروپا تحویل داده می شود. به هر حال هم اروپا و هم دولت های آسیای مرکزی و قفقاز در یک لحظه ی تاریخی قرار دارند و به شدت در پی تنوع بخشی به مسیرهای ترانزیت و دسترسی مستقیم به انرژی هستند، که خط لوله ناباکو دقیقاً در همین راستا قرار دارد.

ذخایر نفت و گاز منطقه کردستان عراق و پروژه ناباکو

بخش اعظمی از ذخایر نفتی عراق در شمال این کشور و در کردستان قرار گرفته و همین موضوع بر اهمیت مسئله کردها افزوده است. بطور کلی حوزه های نفتی واقع شده در مناطق کردنشین عراق حدود 50 درصد کل نفت عراق را تولید می کنند و بیش از نیمی از منابع شناخته شده گاز عراق در مناطق کرد نشین قرار دارند. بطور کلی بیش از نیمی از درآمد نفتی دولت عراق از منطقه کردستان تأمین می گردد. منطقه کردستان عراق در ژوئن 2009 برای اولین بار اقدام به صدور 60000 بشکه نفت خام از منطقه نفتی تاوکه و 40000 بشکه در روز از منطقه نفتی تق تق نمود. طبق گفته مقامات مسئول این ظرفیت مدام در حال افزایش است. احتمال می رود این میزان در سال 2014 به یک میلیون بشکه برسد.

با توجه به امنیت گسترده در منطقه فدرال کردستان عراق، می توان اذعان کرد که با سرمایه گذاری های خارجی و داخلی در بخش های مختلف نفت و گاز منطقه کردستان عراق حتی در شرایط بی ثباتی در عراق نیز امکان استخراج و صدور نفت به بازارهای جهان خصوصاً اتحادیه اروپا را دارد. این امر یک فرصت استثنایی برای اتحادیه اروپا محسوب می شود، چرا که در بازار بی ثبات تأمین انرژی امروزی یک تولید کننده دوست و نزدیک به خود پیدا می کنند که منجر به کاهش نسبی وابستگی اتحادیه اروپا به دیگر تأمین کنندگان می شود. همچنین با توجه به نزدیکی و همسایگی کردستان عراق با اروپا، اتحادیه اروپا بسیار بیشتر از دیگر بازیگران بین المللی از چاه های نفت منطقه کردستان عراق نفع خواهند برد.

منطقه کردستان عراق خواستار مشارکت جدی در پروژه ناباکو است و مقامات حکومت منطقه ای کردستان تلاش های زیادی را برای پیوستن به این پروژه انجام داده اند. طبق اظهارات رینهارد میتچک، مدیر پروژه ناباکو، منطقه کردستان عراق توانایی تأمین یک سوم گاز ناباکو را دارد. وی اظهار می دارد که تأمین این مقدار گاز طبیعی از طریق خطوط لوله جدید کردستان به ناباکو ممکن و یکی از مطمئن ترین و قابل اعتماد ترین گزینه ها از میان همه گزینه های تأمین کننده گاز ناباکو می باشد. کارشناسان انرژی معتقدند که منطقه کردستان عراق، توانایی تأمین سالانه 12 تا 15 میلیارد متر مکعب گاز ناباکو را دارد. طبق اظهارات مقامات مسؤل در کردستان، کردستان عراق دارای 6 تا 8 تریلیون متر مکعب ذخیره گاز طبیعی است. با توجه به این مقدار ذخایر طبیعی، کردستان عراق می تواند نقش مؤثری را در پروژه ناباکو ایفا نماید و به عنوان بازیگری تأثیر گذار در روابط خود با اتحادیه اروپا شناخته شود.

چالش های منطقه کردستان عراق در پروژه ناباکو

اما حکومت منطقه ای کردستان عراق در این زمینه هنوز با چالش های زیادی مواجه است. از مهمترین این چالش ها را می توان اختلاف با دولت مرکزی عراق، چالش ترکیه و ایران ذکر کرد.

بر اساس گفته های آشتی هورامی، وزیر منابع طبیعی حکومت منطقه ای کردستان، اختلافات با دولت مرکزی بر سر تقابل هزینه های استخراج گاز و موارد مربوطه می باشد. در سال 2009 حکومت منطقه ای کردستان اقدام به امضای قراردادی 8 میلیارد دلاری با کنسرسیوم ناباکو (شرکت OMV اتریش و MOL مجارستان) نمود که مورد تأیید دولت مرکزی عراق واقع نشد. دولت نوری مالکی این اقدام را مغایر با حاکمیت ملی و تمامیت ارضی عراق دانست. دولت مرکزی عراق در صدد است که خود به عنوان مخاطب اصلی پروژه ناباکو قرار بگیرد. اما مقامات دولت کردستان عراق با این امر مخالفند و خود را طرف اصلی مذاکره با اروپائیان در این پروژه می دانند. جدیدترین نمونه چالش دولت مرکزی عراق با حکومت منطقه ای کردستان در خصوص امضای قرارداد گازی این حکومت با کنسرسیوم نفت و گاز RWE آلمانی بود. وزارت نفت عراق این قرارداد را غیر قانونی خواند و در بیانیه ای اعلام کرد: هر قراردادی که خارج از چارچوب های قانونی و نظارت سازمان بازاریابی نفت عراق به امضاء برسد غیر قانونی است. در حالی که مقامات مربوطه کردستان عراق تأکید دارند که حکومت منطقه ای کردستان کاری غیر قانونی انجام نداده است و درآمد های فروش گاز کردستان نیز مستقیماً به خزانه دولت عراق واریز خواهد شد.

چالش دیگر با دولت ترکیه است. ترکیه اگر چه خود یکی از حامیان و اصلی ترین کشور انتقال دهنده گاز ناباکو است، اما با قرارداد گازی کردستان عراق با کنسرسیوم ناباکو موافق نبود. البته در این رابطه 2 دیدگاه مخالف وجود دارد. از یک طرف نظامیان و ملی گراهای افراطی این کشور نگران این مسأله هستند که درآمدهای گازی موجب افزایش حس جدایی طلبی در بین کردهای عراق شود، از نگاه این گروه ها این مسئله به یک تهدید جدی برای کشور ترکیه منجر می شود که دارای جمعیت عظیمی از کردهاست و حس جدایی خواهی و استقلال را در بین آنها تقویت خواهد کرد. اما از طرف دیگر طیف دیگری از سیاست مداران ترکیه معتقدند که افزایش نقش کردستان عراق باعث ثبات بیشتر ترکیه می شود. به عنوان مثال داود اغلو از این طیف می باشد. به اعتقاد وی تعمیق همکاریهای اقتصادی و انرژی ترکیه با حکومت منطقه کردستان موجب ایجاد نوعی وابستگی متقابل بین طرفین خواهد شد، به نحوی که تضمینی برای دوری جستن کردهای عراق از حزب کارگران کردستان ترکیه (PKK) خواهد شد.

چالش دیگر با دولت جمهوری اسلامی ایران است. این دولت نیز علاوه بر دغدغه هایی در خصوص کردها (البته با شدت کمتر نسبت به نگرانی های دولت ترکیه در خصوص کردهای کشورشان)، نگرانی های دیگری نیز دارد. با توجه به تنش های سیاسی بین ایران و اروپا و همچنین مخالفت آشکار ایالات متحده با حضور ایران در پروژه ناباکو، کردستان عراق به عنوان جایگزین ایران در این پروژه مطرح شده است. هر چند توانایی کردستان عراق و حتی کشور عراق در صدور گاز طبیعی قابل مقایسه با ایران که دومین ذخایر گازی جهان را دارد نیست، اما حضور کردستان عراق در پروژه ناباکو از وابستگی و نیاز به ایران در این پروژه می کاهد.

دورنمای رخداد

به نظر می رسد با توجه به نیاز مبرم اتحادیه اروپا به منابع انرژی و خصوصاً منابع گازی از یک سو و بی اعتمادی فزاینده به سیاست های انرژی روسیه به عنوان کشور اصلی صادرکننده گاز به اروپا، مقامات اتحادیه اروپا حاضر نباشندکه منابع گازی اقلیم کردستان عراق را نادیده بگیرند و از آن چشم بپوشند. از این رو باید گفت علارغم این که در این باره چالش هایی وجود دارد و در بالا به آن پرداخته شد، اما باید اتحادیه اروپا را نیز به عنوان یک طرف ماجرا در نظر گرفت. به عبارتی، منابع گازی اقلیم کردستان و چالش های موجود برای انتقال آن به اروپا یک طرف ماجرا است و طرف دیگر آن نیاز اتحادیه اروپا به منابع گازی این منطقه از عراق است. از این رو باید گفت که اتحادیه اروپا تلاش خواهد کرد که چالش های فوق را برطرف نماید و بدین طریق از منابع انرژی این منطقه نیز استفاده کند.

Share