آذر ۱۴, ۱۴۰۰ – ۹:۴۳ ب.ظ |

کارشناس ارشد مسائل ترکیه
مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc
حزب  جمهوریخواه خلق  ، اولین حزب جامع سیاسی در جمهوری نوین ترکیه است  که در نهم سپتامبر سال ۱۹۲۳ .م، توسط ژنرال( پاشا)‌ مصطفی کمال ، ملقب به …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای جنوبی, گفتگو

پاکستان و امریکا، اختلافاتی تاکتیکی در کنار روابط پیشین گفتگو با محمد ابراهیم طاهریان کارشناس پاکستان و سفیر سابق ایران

نگارش در بهمن ۵, ۱۳۹۰ – ۹:۱۳ ق.ظ
پاکستان و امریکا، اختلافاتی تاکتیکی در کنار روابط پیشین  گفتگو با محمد ابراهیم طاهریان  کارشناس پاکستان و سفیر سابق ایران
Share

فرزاد رمضانی بونش

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC


 

مقدمه: پس از حمله یکجانبه و محرمانه آمریکا به ابیت آباد و کشتن بن لادن روابط امریکا و پاکستان در شرایط ویژه ای قرار گرفت. بعد از آن نیز اختلاف بر سر حمله به وزیرستان و انجام حملاتی چند از سوی امریکایی در خاک پاکستان شدت نوسان روابط در بین واشنگتن و اسلام آباد را افزایش داد. در این راستا برای بررسی بیشتر این نوسانها، نوع اختلافات و آینده آن به گفتگویی با آقای محمد ابراهیم طاهریان کارشناس مسائل پاکستان و سفیر سابق ایران در این کشور نشسته ایم:

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: نظر شما درباره مهمترین محورهای اختلاف دو کشور امریکا و پاکستان در سال ماه های آخر سال 2011 و اوایل 2012 چیست؟

نوعی نگاه نسبت به روابط پاکستان و امریکا وجود دارد و آن هم این است که در سه دهه گذشته روابط دو کشور بویژه در حوزه امنیت، اطلاعات و  سیاست به نحوی شکل گرفته است که دارای زیرساختهای قابل ملاحظه ای است. در این حال مجموعه رخدادهایی که در سالهای اخیرهم روی داده است لزوما به این زیرساخت ها صدمه نخواهد زد. ملاحضات و حاشیه ای را میتوان در این نگاه متصور شد و آن هم آن است که اتفاقی که در سالهای اخیر و بعد از کودتای مشرف بعد از خروج وی و همزمان با ترور بوتو در پاکستان رخ داد به نوعی شرایط جدیدی را در این کشور بوجود آورد که مهمترین آن چندگانگی کانون های قدرت است. یعنی اگر حرف آخر را در در گذشته( دورانی که سیاسیان حاکم بودند حزب و در دوران کودتاهای ارتش ارتشی ها می زدند) اکنون شرایط متفاوت شده و به گونه ای شکل گرفته است که به نظر میرسد که هیچ یک از کانون های قدرت (که برجسته ترین آنها ارتش، احزاب سیاسی، قضات و..است) حرف آخر را نمی زنند. بنابراین اکنون شرایط مانند گذشته نیست و به گونه ای است که برای نخستین بار در تاریخ پاکستان ما شاهد مراجعه یک کانون قدرت به خارج از کشور هستیم. ( اتفاق اخیر که شخص اول پاکستان و یا فردی منسوب به وی در نامه ای به امریکایی ها خواستار کمک و جلوگیری از کودتای ارتش شد).

آنچه مشخص است شرایط جدیدی در روابط امریکا و پاکستان حاکم است و تحولات داخل پاکستان هم شرایط جدید را به وجود آورده است. در جان کلام می توان اینگونه گفت که با همه ی این فراز و نشیب ها به نظر میرسد ما باز شاهد گسترده ترین روابط امنیتی وسیاسی و نظامی بین اسلام آباد و واشنگتن هستیم.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا اختلافی استراتژیکی را میتوان بین امریکا و پاکستان مشاهده کرد؟

برخی بر این باورند که اصولا اختلاف استراتژیکی بین امریکا و اسلام آباد وجود ندارد و هر چه هست اختلافاتی تاکتیکی است. یعنی هر چند مهمترین مطلبی که در رسانه ها در ماه های گذشته به چشم خورد تجاوز هواپیماهای بدون سرنشین امریکایی به این کشور بود، اما با رصد این وقایع و تحولات بعد از آن باید گفت جدا از تظاهرات و مخالفت های رسانه ای و… از نظر حقوقی اقدام عملی ای از سوی پاکستان بر ضد امریکا صورت نگرفت. در حالی که زمانی که کشوری مورد تجاوز قرار میگیرد ساز و کارهای حقوق بین المللی آن (مانند رجوع به سازمان ملل، شورای امنیت و..) مشخص است. بنابراین جدا از  دیپلماسی عمومی پاکستانی ها هیچ اقدامی از سوی پاکستان درمورد رویکردهای فراقانونی امریکا صورت نگرفته است و معنی آن نیز این است که اختلاف نظر جدی، استراتژیکی و اساسی ای وجود ندارد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا میان ارتش و دولت پاکستان( حزب مردم) در مورد نگاه به امریکا شکافی وجود دارد؟

بله . اینگونه است اصولا سیاسی ها و نظامی ها در همه دوران های پاکستان نگاهشان به واشنگتن نگاهی متفاوت بوده و همچنین نگاه شان در دوران حاکمیت دمکرات ها در امریکا به ترتیبی متفاوت از دوران جمهوری خواهان بوده است. در این حال اکنون هم کانون های قدرت در پاکستان نگاه متفاوتی به امریکا دارند. آنگونه که برآورد شده است اصولا روابط دمکرات های امریکا با  احزاب سیاسی پاکستان (بویژه با حزب مردم) روابطی بهتر بوده است. در مقایسه نیز روابط جمهوری خواهان امریکایی با نظامیان پاکستانی بهتر بوده است. اکنون هم به نظر میرسد که یکی ازدلایلی که باعث شده حزب مردم توانسته با وجودهمه بحران ها تاکنون ایستادگی کنند نوع روابط نزدیک با دمکرات های امریکا بوده است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: احزاب مخالف حزب مردم مانند حزب مسلم لیگ شاخه نواز چه نوع نگاهی به رابطه با امریکا دارند ؟

بطور عموم همه احزاب چه مسلم لیگ با شاخه های آن  و حزب مردم ..اصولا نگاهی خصمانه نسبت به روابط با واشنگتن نداشته اند و همیشه روابطی نزدیک داشته اند، ولی میزان این ارتباطات متفاوت بوده است. یعنی تبعا روابطی که مسلم لیگ با عربستان و کشورهای عربی داشته است با حزب مردم متفاوت است. گذشته از این نیز به نظر می رسد همه احزاب در پاکستان به دلیل زیرساختهای حوزه امنیتی، نظامی و تا حدی سیاسی با امریکا روابطی نزدیک داشته باشند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: به نظر شما امریکا از چه اهرم هایی در رابطه با همکاری بیشتر پاکستان با این کشور در زمینه مبارزه با ترورسیم و حضور در پاکستان استفاده خواهد کرد ؟

جدا از موضوع افغانستان، ظاهرا پاکستان بعد از اسرائیل و مصر سومین کشوری است که بیشترین کمک های نظامی و اقتصادی را از امریکا در  طول سالهای گذشته دریافت کرده است. در این بین پاکستان با جمعیتی بیش از 175 میلیون نفر و منابع محدود نیاز به کمک خارجی دارد. در این بین علی رغم کمک های کشورهای عربی  نوع کمکهای واشنگتن به اسلام آباد مهم است و همچنین مهمترین اهرمی است که در روابط دو کشور تعیین کننده است. یعنی اکنون که کمکها کاهش یافته و یا قرار است که کاهش یابد باز هم به نظر میرسد اسلام آباد حدود 500 میلیون دلار از امریکا کمک دریافت کند. کمکی که رقم مهم و می تواند تعیین کننده باشد .

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح : قبلا زلمی خلیلزاد نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل اظهار داشته است در حال حاضر فشارهای آمریکا بر پاکستان شدت گرفته است و بیشتر مقامات آمریکایی اعتماد خود را نسبت به پاکستان از دست داده اند و من فکر می‌کنم که روابط بین دو کشور در آینده وخیم‌تر خواهد شد. نگاه شما در  این مورد چیست ؟

اصولا به این سوال ایرادی وارد است و باید گفت وقتی ما از پاکستان سخن میگوییم  با توجه به توضیحاتی پیشین نمیتوان پذیرفت که نوعی از تمرکز قدرت در این کشور  وجود دارد، چرا که کانون های گوناگونی از قدرت در این کشور وجود دارد. یعنی این فرض مبتنی بر واقعیت نیست. چرا که کشوری مانند امریکا (که متمرکز در حوزه سیاست خارجی عمل میکند) در روابط و حوزه عمل با کشوری مانند پاکستان این فهم را از واقعیت ها دارد که این کشور را یکپارچه نبیند، لذا نمی توان روابط دو کشور را به سوی بدتر شدن و یا خوبتر شدن تصور کرد. بنابراین باید گفت روابط امریکا با چه بخشی از قدرت در پاکستان خوب و یا بد است.

 

 مرکز بین المللی مطالعات صلح: در تحولات کنونی پاکستان نگاه امریکا بیشتر معطوف به سمت حزب حاکم مردم بوده و یا ارتش این کشور؟

برخی معتقدند که اصولا مجموعه وقایعی که در حوزه آسیایی غربی در حال رخ دادن است بیانگر نوعی از استراتژی از سوی امریکا است که مدیریت بحران را دنبال میکند. به این معنی که واشنگتن خود را در موضعی میبیند که بر اساس ابزارها با کانون های متکثر قدرت ارتباط برقرارکند و از این راه  بهره ببرد. یعنی اگر تحولات در پاکستان و وقایعی که منجر به حذف بن لادن شد کالبد شکافی گردد بیانگر این نکته است که اگر این کشور دچار همبستگی و یک کانون قدرت بود ممکن بود چنین اتفاقاتی رخ ندهد. یعنی امریکا از کانون های مختلف قدرت درپاکستان برای سرنگونی بن لادن بهره برد. در این حال برخی معتقدند که با توجه به مسائل پاکستان به نظر میرسد که امریکا اصولا بنا ندارد تا از کانونی بیشتر حمایت کند و یا از یکی کمتر.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا می توان آینده روابط  پاکستان با امریکا را تحت تاثیر حوادث اخیر بویژه احتمال کودتا به سمت  تنش بیشتر پیش بینی کرد ؟

اگر به تجربه گذشته نگاهی داشته باشیم، اصولا در زمانی که دمکرات ها در کاخ سفید بوده اند در پاکستان یا کودتا اتفاق نیفتاده است و یا کمتر رخ داده است. در چنین شرایطی هم اگر ارتش بخواهد در قدرت حاضر شود به واسطه احزاب سیاسی وارد خواهد شد و به اعمال فشار به حزب حاکم (توسط حمایت از رقیب حزب حاکم و یا جریانی ترکیبی) خواهد پرداخت. یعنی احتمال ورود ارتش کمتر است و ممکن است به واسطه از حزبی جدید حمایت و برای برگزاری انتخابات و برکناری حزب حاکم به فشار دست زند. آنچه مشخص است دمکرات ها از وارد شدن ارتش پاکستان در قدرت حمایت نکرده اند، لذا باید گفت اکنون احتمال کودتا در این کشور کم است.

 مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به ادامه فشارهای امریکا تا چه حدی ممکن است پاکستان همچون بهار 1388 به وزیرستان شمالی حمله کند ؟

 به نظر میرسد وقتی در مورد ارتش پاکستان سخن میگویم باید از بخش اطلاعاتی آن یک کارکرد انتظارداشت و از بخش نظامی کارکردی دیگر. گذشته از این نیز امریکا اکنون تمایل دارد تا با کمترین هزینه به اهدافی در مورد جریان افراط دست یابد. لذا طبیعی است که امریکا میل داشته باشد تا از همه ظرفیت های خود بهره برد و سعی کند پاکستانی ها را درگیر مبارزه با جریان افراط کند. اما در هفته های گذشته امریکایی ها تقریبا هر هفته عملیاتی در وزیرستان داشته و گاهی هم این عملیات ها موثر بوده است. چنانچه در آخرین حمله به احتمال زیاد حکیم اله محسود کشته شده است. بنابراین به نظر می رسد که امریکایی ها بطور شکلی پاکستانی ها را درگیر موضوع وزیرستان میکنند، اما از نظر محتوایی و عملی خودشان عمل میکنند. در این راستا بنا به نظرهایی که کارشناسان اطلاعاتی و نظامی دارند این سیاست سیاستی کم هزینه است و منافع امریکایی ها هم حفظ وضع موجود است تا اینکه این توازن را به هم زنند. گذشته از این نیز به نظر میرسد که با توجه به تجربه گذشته و نوع بهره گیری امریکا نوع کارکرد این کشور در این منطقه استفاده از نوعی قدرت هوشمند است تا بکارگیری ابزار سخت، چرا که ابزار هوشمند هم کم هزینه و هم کارآمد تر است.

Share