January 17, 2022 – 5:19 am | Comments Off on استراتژی قدرت دریایی چین

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح– IPSC

در گزارش سیاسی که در پاییز 2012، دبیرکل سابق حزب کمونیست چین، هو جینتائو، به هجدهمین کنگره ملی حزب کمونیست چین ارائه کرد، تاکید داشت:« ما …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

نگاهی تحلیلی به برخی ابعاد توافقنامه اخیر حماس و فتح

نگارش در June 3, 2011 – 2:58 am
Share

احمد آدینه وند

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

بیان رخداد
دو گروه فلسطینی حماس و فتح سرانجام پس از حدود چهار سال درگیری و خصومت، نهایتا بر سر دستورالعملی برای تشکیل دولت وفاق ملی و برگزاری انتخابات تشکیلات خودگردان فلسطین به توافق رسیدند. این توافقنامه که به وساطت وزیر امور خارجه مصر در قاهره به امضا رسید، چشم انداز امیدبخشی را در مقابل فلسطینیان برای پایان منازعه و برقراری اتحاد میان آنها در مقابل اسراییل ترسیم نمود.

تحلیل رویداد
از سال 2006 یعنی سال پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین، چندین دور مذاکره برای توافق میان فلسطینی ها در قاهره، ریاض و دمشق به علت عمق اختلافات و شدت شکاف بین دو گروه عمده فلسطینی، به شکست انجامید. چرا که حماس، گروه فتح را عامل اسراییل و همدست با اشغالگران فلسطین و مجری سیاست های آمریکا می دانست و از سوی دیگر، فتح نیز حماس را به نادیده گرفتن منافع فلسطینی ها و نقض قواعد بازی یعنی شیوه انتخابات دموکراتیک متهم می کرد چرا که معتقد بود در شرایطی که حماس رقابت در درون تشکیلات خودگردان فلسطین را که براساس توافق با اسراییل تشکیل شده است، پذیرفته و از این طریق به حکومت دست یافته است، اما پس از پیروزی در انتخابات پارلمانی و کسب قدرت، صلح با اسراییل و توافقات صلح میان این رژیم و تشکیلات خودگردان را نادیده گرفته است.
جنبش فتح و حماس به لحاظ اعتقادی، دو قطب معارض هم شناخته می‌شوند. حماس جنبشی مذهبی و نماد جریان انقلابی‌گری است که همه اعتبار خود را مرهون تفکرات مبارزاتی و مقاومت در برابر رژیم اشغالگر قدس می‌داند،‌ در حالی که جنبش فتح، جنبشی لائیک است و موقعیت امروز خود در سرزمین‌های اشغالی را در گرو دیپلماسی سازش با رژیم صهیونیستی و تعامل با غرب می بیند. از این رو تاریخ مناسبات ۲۰ ساله این دو جنبش در رقابت و تضاد با یکدیگر سپری شد و بر خلاف تصورات، گذشت زمان تا امضاء توافقنامه اخیر، هیچ‌گاه نتوانست از میزان اختلافات آنها بکاهد.
فتح و حماس سالها بود با عدم توجه به وجود دشمن مشترک فلسطینیها، یعنی رژیم اسراییل، سرگرم درگیری و اختلافات داخلی خود بودند و حتی به درگیری مسلحانه در مواردی محدود با یکدیگر روی آورده بودند. اسراییل با نظاره این وضعیت شرایط را کاملا در راستای منافع خود دیده و نمی توانست خرسندی خود را از اختلافات میان فلسطینی ها پنهان نماید و در چنین شرایطی، با خیال راحت سرگرم گسترش شهرک های صهیونیست نشین در اراضی اشغالی سرزمین فلسطین گردید و حتی با وجود فشارهای بین المللی و علیرغم درخواست متحدان اروپایی و حتی در مواردی آمریکا،اسراییل از به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطینی سرباز زد که این امر با شکاف داخلی میان فلسطینی ها، با سهولت بیشتری برای اسراییل رقم خورد.
وقوع قیام های مردمی در کشورهای عربی، به خصوص تونس و مصر که با پیروزی مردم و روی کار آمدن حکومت های جدید در این کشورها همراه بود، باعث اوج گیری احساسات ضد صهیونیستی و گرایش های ضد اسراییلی گردید و کاهش نفوذ اسراییل در کشورهای عربی را به همراه داشت. خصوصا این امر در مصر که اولین کشور عربی بود که اسراییل را به رسمیت شناخت و با امضاء قرارداد کمپ دیوید، عملا روابط دیپلماتیک خود با اسراییل را آغاز کرد، به گونه قابل توجهی مشهودتر می نمود. اما با پیروزی جنبش مردم مصر و سرنگونی حسنی مبارک، متحد نزدیک اسراییل، وزن این رژیم و طرف فلسطینی مذاکره با اسراییل یعنی فتح، رو به ضعف نهاد و تشکیلات خودگردان هم با تضعیف موقعیت در میان کشورهای متحدش و هم با احتمال قیام فلسطینی ها روبرو گردید و در نتیجه راه تفاهم و مذاکره با حماس را در پیش گرفت. از سوی دیگر، حماس نیز به علت عدم امکان برآورده کردن خواست های اقتصادی فلسطینیان به خاطر فشارهای بین المللی و محاصره غزه توسط مصر و اسراییل، با نارضایتی داخلی مواجه گردید؛ به ویژه که مردم فلسطین از شکاف ها و درگیری های این گروه با فتح خرسند نبودند. همین امر سبب شد که دو گروه عمده فلسطینی به سوی تفاهم و توافق گام بردارند.
طرفین در این مذاکرات توافق کردند که تفاهمات صورت گرفته درباره ملاحظات مذکور، به هنگام اجرای توافق وفاق ملی فلسطین، برای هر دو طرف الزام آور باشد. توافق‌های جنبش‌های فتح و حماس به ترتیب زیر است:
انتخابات
الف – کمیسیون انتخابات:
جنبش‌های فتح و حماس بر سر تعیین اسامی اعضای کمیسیون مرکزی انتخابات از طریق توافق با دیگر گروه‌های فلسطینی توافق کردند و مقرر شد که این اسامی برای رییس تشکیلات خودگردان فلسطین ارسال شود تا او دستور ویژه‌ای برای تشکیل این کمیسیون صادر کند.
ب – دادگاه انتخابات:
جنبش‌های فتح و حماس بر سر معرفی حداکثر 12 نفر از قضات برای عضویت در دادگاه انتخابات توافق کردند و مقرر شد که این اسامی برای رییس تشکیلات خودگردان فلسطین ارسال شود تا او اقدامات حقوقی لازم برای تشکیل محکمه مذکور با نظر اجماعی گروه‌های فلسطینی را اتخاذ کند.
پ – موعد انتخابات:
انتخابات پارلمانی و ریاستی و شورای ملی فلسطین به صورت همزمان و یک سال پس از امضای توافق‌نامه وفاق ملی از سوی احزاب و گروه‌های فلسطینی برگزار خواهد شد. 
ت – سازمان آزادی بخش فلسطین
جنبش‌های فتح و حماس توافق کردند که مخالفتی با اجرای وظایف و تصمیمات نهاد رهبری صورت نگیرد؛ مشروط به اینکه این وظایف و تصمیمات با اختیارات کمیته اجرایی سازمان آزادی بخش فلسطین «ساف» تعارضی نداشته باشد.
ث – امنیت
طرفین بر تشکیل کمیته امنیتی عالی با دستور ویژه رییس تشکیلات خودگردان فلسطین تاکید و توافق کردند که این کمیته متشکل از افسران متخصص بوده و با توافق میان گروه‌های فلسطینی تشکیل شود.
دولت
الف -تشکیل دولت:
جنبش‌های فتح و حماس بر تشکیل دولت فلسطین و انتخاب نخست‌وزیر و وزرا از طریق توافق میان گروه‌های فلسطینی تاکید کردند.
ب – وظایف دولت:
1- بسترسازی برای برگزاری انتخابات ریاستی و پارلمانی و شورای ملی فلسطین.
2- نظارت بر بررسی مسایل مربوط به آشتی ملی گروه‌های فلسطینی که مساله‌ای ناشی از شکاف داخلی است.
3- پیگیری عملیات بازسازی نوار غزه و پایان دادن به محاصره این منطقه.
4- پیگیری اجرای مفاد سند وفاق ملی فلسطین.
5- بررسی مسایل مدنی و مشکلات اداری ناشی از شکاف داخلی.
6- یکپارچه‌سازی نهادهای تشکیلات خودگردان فلسطین در کرانه باختری و نوار غزه و قدس.
7- رسیدگی به وضعیت جمعیت‌ها و موسسات داخلی و نهادهای خیریه.
پ – پارلمان
جنبش‌های فتح و حماس بر از سرگیری فعالیت پارلمان بر اساس قانون اساسی فلسطین تاکید کردند
این توافق در شرایطی به دست آمد که هم دوره ریاست محمود عباس بر تشکیلات خودگردان به سر آمده و هم دوره پارلمان تحت کنترل حماس به پایان رسیده است و تقریبا هر دو گروه مشروعیت خود را در کرانه باختری و نوار غزه زیر سوال می بینند. در این شرایط، هر یک از دو طرف خود را شایسته برگزاری انتخابات میان فلسطینیان دانسته و شایستگی طرف دیگر را زیر علامت سوال قرار می دهد. لذا توافق بر سر تشکیل دولت موقت ملی و نیز ایجاد کمیسیون ملی انتخابات، گام بسیار مهمی در پیشبرد روند توافق و تشکیل دولت وحدت ملی در سرزمین های فلسطینی تحت اداره تشکیلات خودگردان است.
آنچه در موفقیت مذاکرات حماس و فتح نقش عمده ای ایفا کرد و امری نسبتا جدید و قابل توجه به شمار می رفت، نقش موثر و مثبت مصر بود. در شرایطی که مصر در زمان حسنی مبارک متحد نزدیک اسراییل به شمار می رفت و در محاصره غزه با بستن گذرگاه رفح، همکاری نزدیکی با اسرائیل داشت و به همین خاطر در میان فلسطینیان از وجهه خوبی برخوردار نبود، اما پیروزی انقلاب مردم مصر و روی کار آمدن دولت جدید سبب اعتماد و همراهی فلسطینیان با آنها گردید. از همین رو، دو گروه فلسطینی خصوصا حماس، با استقبال از رویکرد جدید مصر، نقش این کشور را به عنوان یک میانجی مثبت و سازنده پذیرفتند و با میانجیگری وزیر خارجه مصر، برای امضاء توافقنامه نهایی خود رهسپار قاهره شدند.
در حالی که خبر توافق دو گروه عمده فلسطینی موجی از شادی و رضایت را در میان مردم منطقه خصوصا فلسطینی ها به همراه داشت، این موضوع با استقبال دبیرکل سازمان ملل متحد نیز مواجه شد و وی اظهار امیدواری کرد که این امر صلح،امنیت و عدم خشونت را در پی داشته باشد.
واکنش سرد آمریکایی ها از طرفی و واکنش خشمگینانه اسراییل، از دیگر پژواک های این توافقنامه بود. در همین راستا، نتانیاهو اعلام کرد تشکیلات خودگردان فلسطین باید میان این رژیم و حماس یکی را برگزیند چرا که حماس اسراییل را به رسمیت نشناخته و در صدد نابودی اسراییل است. همچنین اسراییل به عنوان اقدامی انتقام جویانه، درآمدهای مالیاتی تشکیلات خودگردان را قطع نمود. در واکنش به عکس العمل اسراییل، ابومازن اعلام کرد که همچنان که ما در مسایل اسراییلی ها دخالت نمی کنیم، آنها نیز حق دخالت در مسایل فلسطینی ها را ندارند. وی همچنین با بیان اینکه اسراییل باید بین شهرک سازی و سازش با فلسطینی ها یکی را انتخاب کند، اعلام داشت که اسراییل با بهانه قرار دادن توافق فتح و حماس، درصدد فرار از مذاکرات سازش است.
دورنمای آینده
مدتها درگیری و منازعه میان تشکیلات خودگردان فلسطین به رهبری فتح و دولت حماس به ریاست اسماعیل هنیه در نوار غزه، سبب یاس مردم و علاقمندان به آرمان فلسطین شده بود. چرا که این امر از طرفی موید جنگ قدرت بین فلسطینی ها و از سوی دیگر، نشانگر غفلت آنها از دشمن مشترک یعنی اسراییل بود. حال در ترسیم چشم انداز آینده توافق و اتحاد بین گروه های عمده فلسطینی، باید گفت این امر امیدواری مجدد علاقمندان آرمان فلسطین را به همراه داشته است و باعث ارتقا جایگاه و موقعیت فلسطین در بین اعراب و مسلمانان خواهد شد و فلسطین را به بازیگری عمده در جهان عرب تبدیل خواهد کرد. علاوه بر این، فلسطینی های متحد می توانند نقش موثری در تشکیل دولت مستقل فلسطینی داشته باشند، امری که خواست بسیاری از کشورهای جهان و مردم فلسطین است. همچنین فلسطینی ها با اتحاد خود می توانند در باز داشتن اسراییل از توسعه شهرک های یهودی نشین گام های موثری بر دارند.

Share