May 15, 2022 – 6:35 am | Comments Off on رویکرد ایران در قبال مسئله قدرت یابی طالبان

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح– IPSC

مشکلات و مسائل مختلفی که در طی سالیان گذشته بین ایران و افغانستان-به عنوان یکی از بازارها و مسیرهای مهم صادراتی ایران- شکل گرفته است کماکان …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, مقالات, مقالات تحلیلی

نگاهی به روابط ایران و آذربایجان در سال میلادی 2010

نگارش در February 27, 2011 – 11:19 am
نگاهی به روابط ایران و آذربایجان در سال میلادی 2010
Share

مهری خیری

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

بیان رخداد:

بررسی تاریخ روابط ایران و آذربایجان نشان می دهد، ابتدا این روابط دوستانه و از نظر اقتصادی-تجاری در جایگاه خوبی قرار داشت طوری که ایران از عمده ترین شرکای تجاری آذربایجان محسوب می شد اما به تدریج این روابط هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی دچار چالشهایی شد که با وجود اشتراکات فراوانی که بین این دو کشور از نظر تاریخ، مذهب و مرزهای مشترک وجود داشت و پتانسیل های بسیار موثری که به همگرایی دو طرف کمک می کرد و می توانست دو کشور را در منطقه تبدیل به شرکای استراتژیک کند، این مهم روی نداد و سیاست خارجی دو کشور بیش از همه به رویکرد امنیت- محور تکیه کرده و نوعی بی اعتمادی و سردی روابط را منجر شدند.

سال میلادی سپری شده در روابط ایران و آذربایجان سال پر توافقی از نظر تجاری-اقتصادی و انرژی محسوب شده و دو کشور به توافقات همکاری در زمینه های مختلف دست یافتند، این نوشتار ضمن بررسی این همکاری ها به دنبال پاسخی به این پرسش است که آیا روابط ایران-آذربایجان از رویکرد امنیت محور فراتر رفته و به همگرایی منطقه ای پیش خواهد رفت؟ پاسخ به این پرسش مستلزم بررسی موانع موجود در گسترش روابط دو کشور است.

تحلیل رخداد:

عوامل مختلف سیاسی و اقتصادی منجر به شکل گیری رویه های مختلف سیاست خارجی ایران و آذربایجان نسبت به یکدیگر شدند، به گونه ای که احساس عدم امنیت و تهدید از دو طرف، دو کشور را بر آن داشت نگرشی امنیتی نسبت به روابط دو جانبه خود داشته باشند.

در شرایطی که آذربایجان، ایران را به همگرایی با ارمنستان، اشغالگر سرزمین خود محکوم می کند، جمهوری اسلامی ایران نیز همواره تلاش باکو برای همگرایی با ایالات متحده را به عنوان تشدید رقابتهای نظامی، ناامن سازی ساحل دریای خزر و ایجاد فضای امنیتی و نظامی گری در مرزهای شمالی خود نکوهش کرده است.[i]

کشور آذربایجان به دلیل عوامل ژئوپلیتیکی، ناپیوستگی جغرافیایی، احساس تهدید از سوی روسیه، تهدید تمامیت ارضی و اشغال 20 درصدی خاک خود از سوی ارمنستان، برای بیرون رفت از انزوای ژئوپلیتیک و حفظ بقا و تمامیت ارضی خود دامنگیر قدرتهای فرامنطقه ای از جمله آمریکا و اسرائیل شده است.

زمانی که آذربایجان سیاست خارجی خود را هماهنگ با غرب و برای ایجاد توازن در مقابل روسیه و ارمنستان در پیش می گیرد، ایران نیز به طور کلی بر عکس آذربایجان، این دو کشور را بر غرب ترجیح می دهد. شایان ذکر است مهمترین عامل غربگرایی سیاست خارجی باکو، رهایی از ترس احتمالی سیطره مجدد مسکو بر منطقه است و این کشور  برای رهایی از این ترس، به بین المللی کردن امنیت خود روی آورده که یکی از مهمترین شاخص های آن، تلاش گسترده برای ورود شرکتهای بین المللی غربی به صنایع نفت و گاز خود است. از این رو آذربایجان سیاست نزدیکی به واشنگتن را برای حفظ استقلال خود از روسیه قرار می دهد.[ii] بی تردید افزایش نفوذ و حضور آمریکا در این کشور از نظر سیاسی و نظامی با امنیت ایران در مغایرت قرار می گیرد و ایران نیز سیاست نزدیکی به روسیه و تقابل با آمریکا را در پیش می گیرد که با مواضع آذربایجان در تناقض است و به این ترتیب ایران و آذربایجان در اردوگاه مقابل هم قرار می گیرند.[iii] این عوامل و همچنین عواملی چون:  طرح موضوع «آذربایجان بزرگ» از سوی آذربایجان، که آذربایجان ایران را نیز دربر می گیرد و در زمان ریاست جمهوری ایلچی بیک به اوج خودرسید، مشارکت ندادن ایران در طرح های حامل انرژی  همچون خط لوله باکو-جیحان و نابوکو، همکاری های نظامی-امنیتی و اقتصادی باکو-تل آویو، که نوعی سازماندهی مثلث باکو-آنکارا-تل آویو را در برابر مثلث تهران-ایروان-مسکو تعریف می کند از دیگر عواملی هستند که روابط دو کشور را هر چه بیشتر امنیتی و غیر قابل اعتماد می کنند.

با وجود این سال میلادی گذشه دو کشور ایران و آذربایجان همکاری های گسترده ای با یکدیگر داشتند. هیات های بلندپایه ایرانی به ریاست وزیران کشور، اقتصاد و دارایی، فرهنگ و ارشاد اسلامی، دفاع و معاون امور اقتصادی نهاد ریاست جمهوری به باکو سفر کردند و در مذاکرات این هیئت ها، همکاری در همه زمینه ها مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت در اواخر سال با سفر رییس جمهوری اسلامی ایران به باکو، روسای جمهوری دو کشور بصورت روشن و واضح بر گسترش همکاری ها تاکید کردند و تفاهمنامه همکاری دو کشور در بخش های حمل و نقل و انرژی هم به امضا رسید.

مهمترین اتفاقات در زمینه انرژی، اقتصاد و حمل و نقل روی داد. کمپانی نفتی آذربایجان و کمپانی  ملی صادرات گاز ایران (NIGEC) قرارداد پنج ساله تحویل گاز آذربایجان به ایران را امضا کردند که بر اساس این قرارداد آذربایجان سالانه یک میلیارد متر مکعب گاز به ایران تحویل خواهد داد و طی سال های بعدی این حجم افزایش خواهد یافت. وزیر نفت ایران از افزایش حجم گاز وارداتی به دو میلیارد متر مکعب طی سال 2012 خبر داد. به دنبال این مذاکرات بود که هیات های کارشناسی دو کشور برای افزایش حجم مبادلات بازرگانی از حدود 600 میلیون دلار فعلی تا حد 10 برابر، در یک دوره زمانی سه ساله برنامه ریزی کرده و در مرحله بعدی افزایش آن را تا دو برابر میزان مذکور هدف گذاری کردند.[iv] در زمینه حمل و نقل نیز آزاد راه در دست احداث در جمهوری آذربایجان تا مرز دو کشور در آستارا امتداد یافته و به شبکه آزاد راههای در دست احداث در ایران متصل خواهد شد. همچنین برنامه اتصال راه آهن نخجوان به سرزمین اصلی آذربایجان از طریق جلفا و نیز تکمیل راه آهن مسیر «قزوین – رشت – آستارا» در طرف ایران و ریل گذاری بخش 8 کیلومتری مسیر راه آهن آستارا تا خط آهن موجود در خاک جمهوری آذربایجان از دیگر برنامه هایی است که در دست انجام است.[v]

گسترس روابط ایران-آذربایجان در شرایطی صورت گرفت که آمریکا در تلاش برای معرفی آذربایجان به عنوان شریک راهبردی خود در منطقه قفقاز جنوبی، از ابتدای سال نتوانست روابط فیمابین را به سطح گرم تغییر دهد طوری که  سفارت آمریکا در باکو نیز به دنبال شش ماه بی سرپرستی در سال قبل، طول سال 2010 را هم بدون سفیر سپری کرد تا اینکه «متیو برازیا» به عنوان سفیر جدید آمریکا در باکو معرفی شد. دولت باکو که در اوایل سال، برگزاری یک رزمایش از پیش برنامه ریزی شده مشترک با آمریکا را بطور یکجانبه لغو کرده بود تا آخر سال هم به این روند کمابیش پایبند ماند و در روزهای پایانی سال برخی منابع نزدیک به حاکمیت این کشور اعلام کردند که چندین برنامه مشترک نظامی دیگر دو طرف هم در شرف لغو قرار گرفته است. اگر در اوایل سال بحث بی طرف نبودن آمریکا در مناقشه قره باغ عامل بروز سردی در روابط و لغو رزمایش مشترک عنوان شده بود، که در این میان نقش لابی ارمنی در جهت گیری آمریکا در قضیه قره باغ را نمی توان از نظر دور داشت، در پایان سال انتشار برخی مکاتبات سفارت آمریکا که بر اساس آنها دخالت این کشور در امور داخلی آذربایجان و تلاش برای ایجاد اختلاف میان این کشور و همسایگانش مطرح شده است، دلیل سردی مجدد در روابط شد.[vi]

در این شرایط روابط جمهوری آذربایجان با روسیه نیز در این دوره کمابیش در فراز و نشیب بود و در حالی که رییس جمهوری روسیه در طول سال به عنوان یک عضو گروه مینسک چند ملاقات را میان الهام علیف و سرژ سرکیسیان برای گفت وگو در مورد مناقشه قره باغ میزبانی کرد ولی در چندین نوبت هم از سوی مقامات آذری به عدم رعایت بیطرفی در برخورد با این مناقشه متهم شد. سفر تابستان گذشته دیمتری مدودف به ارمنستان و امضای قرارداد جدید همکاری نظامی بین دو طرف و تمدید مدت استفاده روسیه از پایگاه «گیومری» ارمنستان و تفاهم برای استفاده مشترک از این پایگاه برای اهداف امنیتی، موضوعی بود که خشم باکو را علیه مسکو برانگیخت و مقامات این کشور را به اعتراض واداشت.

این زمینه ها و مهمتر از همه دلسردی مقامات جمهوری آذربایجان از ناکارآمدی فعالیت های گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا، این کشور را واداشت به گزینه های دیگری به غیر از گروه مینسک توجه نشان دهند که قبول پیشنهاد ایران برای ورود به موضوع حل مناقشه قره باغ از جمله آنهاست.

هشدار آذربایجان به اروپا در خصوص راه اندازی طرح نابوکو مشروط به حل مناقشه قره باغ که به دنبال تحریف سخنان رهبر سازمان کمیسیون اروپا، خوزه مانوئل باروسو در سایت رسمی این سازمان در خصوص تمامیت ارضی آذربایجان اتفاق افتاد، از نتایج ناکارآمدی وساطت غرب در حل این بحران است.[vii]

اما آیا رویکرد آذربایجان به سوی ایران به دلیل شرایط و زمینه هایی است که شرح آن داده شد؟ یعنی دلسردی از غرب این کشور را به سوی همسایگانی چون ایران متوجه ساخته و این رویکرد یک  رویکرد کوتاه مدت خواهد بود که با تغییر شرایط تغییر خواهد کرد؟  با توجه به این موضوع که باکو از ابتدای استقلال خود تمایلات کاملا غربگرایانه داشته به نظر می رسد تنها شرایط دلسردی پیش آمده از اقدامات غرب و آمریکا، آذربایجان را به سوی همکاری با کشورهای منطقه ای همچون ایران سوق داده است و با تغییر شرایط کنونی اوضاع قابل تغییر است هرچند سیاست سازش با همسایگان منطقه ای از سیاست های اصلی دولت باکوست. اما شرایط جدید پیش آمده برای گسترش همکاری ها بین ایران و آذربایجان فرصت مناسبی برای گسترش همکاری ها و اعتمادسازی در روابط تهران-باکو است.

دورنمای رخداد

عوامل مختلف سیاسی و اقتصادی منجر به شکل گیری رویه های مختلف سیاست خارجی ایران و آذربایجان نسبت به یکدیگر شدند و سیاست خارجی دو کشور را بر امنیت محور بودن سوق داده اند. سال 2010 سال پرتوافقی از نظر همکاری در زمینه انرژی، اقتصاد و حمل و نقل برای دو کشور محسوب می شود. به نظر می رسد دلسردی دولت باکو از سیاست های کشورهای غربی و آمریکا نسبت به خود، این کشور را مجبور به سیاست سازش با همسایگان منطقه ای خود از جمله ایران کرده است. بررسی ها نشان می دهد با وجود پتانسیل های متنوع همکاری های استراتژیکی ایران و آذربایجان، این دو کشور به دلیل مشکلات زیادی که به خصوص با دخالت بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای ایجاد شده، به این سطح از همکاری نرسیده اند. هم اکنون نیز با وجود این رویکردها و گسترش همکاری، به دلیل تهدیداتی که دو کشور از سوی یکدیگر احساس می کنند این روابط همچنان امنیتی باقی مانده و این رویه همچنان ادامه یابد.

منابع:


1 مجتهدزاده، پیروز و همکارن، تحلیل و بررسی همپوشی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در تعامل با جمهوری آذربایجان با واقعیت های ژئوپلیتیک، فصلمانه مدرس علوم انسانی، دوره 12، شماره 2، تابستان 1387، ص 239

[ii]چابکی، ام البنین، چالش های روابط ایران و جمهوری آذربایجان، مجله مطالعات اوراسیای مرکزی، مرکز مطالعات عالی بین المللی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، سال دوم، شماره 4، تابستان و پاییز 1388، ص 81

[iii] مجتهد زاده، پیروز و همکاران، پیشین، 239-240

 

[v]خبرگزاری ایرنا، نگاهی به روابط ایران و جمهوری آذربایجان، 25/8/1389

www.irna.ir/NewsShow.aspx?NID=30077009

 

[vi]خبرگزاری ایرنا، نگاهی به مهمترین رویدادهای جمهوری آذربایجان در سال 2010، 13/10/1389

www.irna.ir/NewsShow.aspx?NID=30166758

 

[vii] Азербайджан Европейскому cоюзу: Без Карабаха не будет NABUCCO, 21 января 2011

http://regnum.ru/news/fd-abroad/azeri/1366698.html

 

Share