تاریخ تحولات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی سده معاصر ایران (1300-1400) بخش  دوم: دوره جمهوری اسلامی(۱۳۵۷-۱۴۰۰)
August 18, 2022 – 3:18 am | Comments Off on تاریخ تحولات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی سده معاصر ایران (1300-1400) بخش  دوم: دوره جمهوری اسلامی(۱۳۵۷-۱۴۰۰)

سید سلمان صفوی
مرکز بین المللی مطالعات صلح
 
مقدمه
در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ با سقوط حکومت شاه، دوره جدیدی در تاریخ ایران آغاز شد که با تغییرات مهمی در سیاست های دفاعی، دیپلماتیک، اقتصادی، فرهنگی و ساختار قدرت …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, اندونزی, سر تیتر, مقالات

نکات کلیدی تاریخ سیاسی، اقتصادی و نظامی اندونزی در سده معاصر(۱۳۰۰-۱۴۰۰ش)

نگارش در June 6, 2022 – 6:23 pm
Share

سید سلمان صفوی

مرکز بین المللی مطالعات صلح

اندونزی پرجمعیت ترین کشور جهان اسلام، شانزدهمین اقتصاد بزرگ جهان و پنجمین قدرت نظامی جهان اسلام، کشوری است که در سواحل سرزمین اصلی آسیای جنوب شرقی در اقیانوس هند و اقیانوس آرام واقع شده است. این مجمع الجزایری است که در سراسر استوا قرار دارد و مسافتی معادل یک هشتم محیط زمین را در بر می گیرد. پایتخت، جاکارتا، در نزدیکی ساحل شمال غربی جاوه قرار دارد. اندونزی چهارمین کشور پرجمعیت در جهان است(بیش از ۲۷۳ میلیون نفر).

اندونزی قبلا به عنوان هند شرقی هلند (یا هند شرقی هلند) شناخته می شد. اگرچه اندونزی تا زمان استقلال به نام رسمی کشور تبدیل نشد، این نام در اوایل سال 1884 توسط یک جغرافی‌دان آلمانی استفاده شد. تصور می شود که از یونانی indos به معنای “هند” و nesos به معنای “جزیره” گرفته شده است. حکومت فعلی جمهوری، پایتخت آن جاکارتا و زبان رسمی، زبان اندونزیایی است.

ظهور ناسیونالیسم و سوکارنو:

تاریخ معاصر اندونزی با مبارزه برای استقلال از استعمار هلند شروع شده است. اندونزی از قرن هفدهم تا سال ۱۹۴۲، مستعمره هلند بود.

ناسیونالیسم اندونزیایی در قرن بیستم را باید از جنبش های اعتراضی قبلی متمایز کرد. جنگ پادری، جنگ جاوه و نمونه‌های کوچک‌تر بسیاری از ناآرامی‌های پراکنده ارضی، جنبش‌های «پیش ملی‌گرا» بوده‌اند که محصول نارضایتی‌های محلی بوده‌اند. در مقابل، ناسیونالیسم اوایل قرن بیستم محصول امپریالیسم جدید بود و بخشی از جریان‌های ناآرامی گسترده‌تر بود که بسیاری از بخش‌های آفریقا و آسیا را تحت تأثیر قرار می‌داد که همچنان تابع استعمار غرب بودند.

 در اندونزی، ناسیونالیسم صرفاً به مقاومت در برابر حکومت استعماری هلندی توجه نمی‌کرد، بلکه با برداشت‌های جدید از ملیت – با استقبال از تنوع قومی مجمع‌الجزایر و نگاه به تجدید ساختار الگوهای سنتی اقتدار به منظور ایجاد امکان ایجاد اندونزی به عنوان یک دولت مدرن، بود. این جنبش تا حدودی از نارضایتی‌های خاص، تبعیض‌های اقتصادی حاکمیت استعماری، آسیب‌های روانی ناشی از تبعیض‌های اجتماعی ، و آگاهی جدید از ماهیت فراگیر اقتدار هلندی ناشی می‌شد. همچنین ظهور نخبگان جدید، تحصیل کرده اما فاقد فرصت های شغلی کافی برای مطابقت با آن تحصیلات، غرب زده اما همچنان پیوندهای خود را با جامعه سنتی حفظ کردند، در شکل گیری جنبش ناسیونالیسم اندونزی مهم بود.

شکل گیری «بودی اوتومو»[i] (“تلاش نجیب”) در سال 1908 اغلب به عنوان آغاز ناسیونالیسم سازمان یافته در نظر گرفته می شود. بودی اوتومو که توسط وحیدین سودیروهوسودو[ii]، یک پزشک بازنشسته جاوه ای تأسیس شد، یک سازمان نخبه گرا بود، که اهداف آن – هرچند فرهنگی به جای سیاسی – شامل نگرانی برای تأمین یک توافق متقابل بین فرهنگ سنتی و جامعه معاصر بود. اما از نظر عددی  سازمان سراکت اسلام[iii] (“انجمن اسلامی”) که در سال 1912 تأسیس شد، مهمتر بود. در زمان ریاست کاریزماتیک آن، عمر سعید جوکروامینتو[iv]، این سازمان به سرعت گسترش یافت و تا سال 1919 ادعا کرد که 2500000 عضو خواهد داشت. تحقیقات بعدی نشان می دهد که این رقم واقعی احتمالاً بیش از 400000 نفر نبود، اما حتی با این برآورد بسیار کاهش یافته، سراکت اسلام به وضوح بسیار بزرگتر از هر جنبش دیگری در آن زمان بود.

بنابراین، در پایان جنگ جهانی اول، سازمان‌های مختلفی پدید آمدند که هدفشان عمدتاً ملی‌گرا بود، اما در تاکتیک‌ها و اهداف فوری و تیزبینی برداشت‌هایشان از ملیت مستقل متفاوت بود. در غیاب نظم و انضباط حزبی محکم، تعلق همزمان افراد به بیش از یک سازمان معمول بود، و به ویژه، حضور اعضای انجمن سوسیال دموکرات هند در سرکت اسلام به آنها این امکان را می داد که به عنوان یک “بلوک” در سازمان بزرگتر کار کنند. جنبش. این ایده که هنوز زمان آن نرسیده بود که احزاب کمونیست رهبری مستقل ناسیونالیسم استعماری را به عهده بگیرند، بعداً انترناسیونال کمونیستی تأسیس شده توسط شوروی (همچنین به کمینترن یا انترناسیونال سوم معروف است) راهبرد همکاری با احزاب ضد امپریالیستی «بورژوازی» را تنظیم کرد.

در پایان جنگ جهانی اول، هلندی‌ها در تلاش برای تحقق وعده‌شان مبنی بر ارتباط نزدیک‌تر جامعه اندونزیایی با دولت، شورای خلق (Volksraad) را ایجاد کردند. شورای خلق که از ترکیبی از نمایندگان انتصابی و منتخب سه بخش نژادی تعریف شده توسط دولت – هلندی، اندونزیایی و “آسیایی خارجی” تشکیل شده بود، فرصت هایی برای بحث و انتقاد فراهم کرد اما کنترل واقعی بر دولت هند شرقی نداشت. برخی از رهبران ملی‌گرا آماده پذیرش کرسی‌های مجلس بودند، اما برخی دیگر با اصرار بر این که امتیازات تنها از طریق مبارزه سازش ناپذیر به دست می‌آید، امتناع کردند.

در سال 1921 تنش در داخل سرکت اسلام بین رهبران محافظه کارتر آن و کمونیست ها در قطعنامه ای انضباطی که اصرار داشت اعضای سرکت اسلام به هیچ حزب دیگری تعلق ندارند به اوج رسید. این، در واقع، «بلوک» کمونیستی را بیرون کرد و رقابت شدیدی بین این دو برای کنترل اعضای مردمی سازمان به وجود آمد. PKI، زمانی که خود را متعهد به اقدام مستقل کرد، شروع به حرکت به سمت سیاست مخالفت یکجانبه با رژیم استعماری کرد. بدون حمایت کمینترن و حتی بدون اتفاق نظر کامل در صفوف خود، در اواخر سال 1926 در جاوه و در آغاز سال 1927 در غرب سوماترا شورش به راه انداخت. این جنبش ها که دارای عناصر اعتراض سنتی و نیز بودند. قیام واقعی کمونیستی، به راحتی توسط دولت هند شرقی سرکوب شد و فعالیت کمونیستی عملاً تا پایان دوره استعماری پایان یافت.

شکست شورش کمونیستی و افول اولیه سرکت اسلام راه را برای یک سازمان ناسیونالیستی جدید باز کرد و در سال 1926 یک “باشگاه مطالعات عمومی” در باندونگ تأسیس شد که یک مهندس تازه فارغ التحصیل به نام سوکارنو به عنوان منشی آن بود. این باشگاه شروع به تغییر شکل ایده ناسیونالیسم به روشی محاسبه کرد که برای نخبگان شهری جدید اندونزی جذاب باشد. پس از شکست جنبش‌های مبتنی بر ایدئولوژیک اسلام و کمونیسم، تفکر ناسیونالیستی صرفاً به سمت ایده مبارزه برای استقلال سوق داده شد، بدون اینکه هیچ گونه تعهدی به نظم سیاسی یا اجتماعی خاصی پس از آن داشته باشد. اعتقاد بر این بود که چنین هدفی می‌تواند برای همه، از جمله مسلمانان و کمونیست‌ها، که حداقل می‌توانند از یک مبارزه مشترک برای استقلال حمایت کنند، جذاب باشد، حتی اگر آنها اساساً در مورد آنچه در پی خواهد آمد اختلاف نظر داشته باشند. ناسیونالیسم به این معنا تبدیل به ایده‌ای شد که سوکارنو جوان از آن به عنوان مبنای تلاش خود برای متحد کردن چندین جریان احساس ضداستعماری استفاده کرد. ایده های باشگاه مطالعه باندونگ توسط جریان های فکری ناشی از دانشجویان اندونزیایی در هلند تقویت شد. سازمان آنها که در سال 1924 تحت نام خودآگاه اندونزیایی (برخلاف هلندی) Perhimpunan Indonesia (اتحادیه اندونزی) بازسازی شد، به مرکز تفکرات رادیکال ناسیونالیستی تبدیل شد و در اواسط دهه 1920 دانشجویانی که از هلند بازگشته بودند به نیروها پیوستند: گروه های فکری در خانه

ناسیونالیسم جدید نیاز به تشکیلات جدیدی برای بیان خود داشت و در ژوئیه 1927 انجمن ملی گرایان اندونزی که بعداً حزب ناسیونالیست اندونزیایی (Partai Nasional Indonesia؛ PNI) به ریاست سوکارنو تشکیل شد. PNI مبتنی بر ایده عدم همکاری با دولت هند شرقی بود و از این رو از گروه هایی مانند سرکت اسلام که آماده پذیرش عضویت در شورای خلق بودند متمایز شد. با این حال، سوکارنو، در حالی که به دنبال ایجاد پایه‌ای برای حمایت توده‌ای از PNI بود، همچنین با موفقیت تلاش کرد تا با رهبران میانه‌روتر همکاری کند و موفق شد در حزب انجمنی از سازمان‌های ملی‌گرا را تشکیل دهد که بر اساس آن گسترده بود.

با این حال، احساسات ناسیونالیستی فراتر از احزاب سیاسی طنین انداز شد. در 28 اکتبر 1928، تعدادی از نمایندگان سازمان های جوانان پیمان تاریخی جوانان (سومپاه پمودا) را صادر کردند که به موجب آن آنها متعهد شدند که تنها یک سرزمین مادری اندونزیایی، یک مردم اندونزیایی و یک زبان اندونزیایی را به رسمیت بشناسند. این یک رویداد برجسته در تاریخ کشور بود و همچنین به عنوان لحظه پایه گذاری زبان اندونزیایی در نظر گرفته می شود.

در پایان سال 1929، سوکارنو به همراه تعدادی از همکارانش دستگیر و محاکمه، مجرم شناخته شد و به چهار سال زندان محکوم شد. او در پایان سال 1931 آزاد شد، اما در آن زمان جنبش متحدی که او به ایجاد آن کمک کرد شروع به فروپاشی کرده بود. PNI خود را منحل کرد و به عنوان Partindo اصلاح شد. تعدادی از گروه های دیگر گرد هم آمدند تا یک سازمان جدید به نام باشگاه آموزش ملی اندونزی، معروف به PNI جدید را تشکیل دهند. در حالی که پارتندو خود را یک حزب توده ای در خطوط PNI قدیمی می دید، PNI جدید، تحت رهبری محمد هاتا و سوتان سجاهریر، با هدف تربیت کادرهایی که بتوانند رهبری جنبش را در صورت دستگیری رهبران آن حفظ کنند، می دید.

در سال 1933 سوکارنو دوباره دستگیر و به فلورس تبعید شد. او بعداً به Bengkulu در جنوب سوماترا منتقل شد. اقدامات سرکوبگرانه علیه دیگر رهبران حزب، از جمله حتا و سجاهریر، که آنها نیز تبعید شدند، دنبال شد. در اواخر دهه 1930، رهبران ملی‌گرا مجبور به همکاری با هلندی‌ها شدند و احزاب میانه‌رویی مانند Parindra عضویت شورای خلق را پذیرفتند. در سال 1937 یک حزب رادیکال تر به نام Gerindo تشکیل شد، اما حمایت از هلند در برابر تهدید ناسیونال سوسیالیسم (نازیسم) را مهمتر از مسئله استقلال می دانست.

جنگ جهانی دوم اوضاع را تغییر داد. سقوط هند شرقی به وسیله ژاپن در اوایل سال 1942 تداوم حکومت هلندی ها را شکست و محیط کاملاً جدیدی را برای فعالیت های ناسیونالیستی در اندونزی فراهم کرد.

اشغال ژاپن:

مقامات نظامی ژاپن در جاوه، با بازداشت پرسنل اداری هلندی، استفاده از اندونزیایی ها را در بسیاری از مناصب اداری ضروری دیدند، که در نتیجه فرصت هایی را به آنها داد که در زمان هلندی ها از آنها محروم شده بود. ژاپنی‌ها به‌منظور اطمینان از پذیرش عمومی حکومت خود، به دنبال جلب حمایت رهبران ملی‌گرا و اسلامی بودند. بر اساس این سیاست، سوکارنو و هاتا هر دو سمت هایی را در اداره نظامی پذیرفتند.

اگرچه ژاپنی ها در ابتدا به عنوان آزادیبخش مورد استقبال قرار گرفتند، اما به تدریج خود را به عنوان اربابان تثبیت کردند. سیاست های آنها بر اساس مقتضیات جنگ در نوسان بود، اما به طور کلی هدف اصلی آنها این بود که هند شرقی را به نیازهای جنگی ژاپن برسانند. با این حال، رهبران ملی‌گرا احساس می‌کردند که می‌توانند حمایت خود را با امتیازات سیاسی مبادله کنند. سوکارنو توانست دولت را متقاعد کند که حمایت اندونزی ها فقط از طریق سازمانی که نماینده آرمان های واقعی اندونزی باشد می تواند بسیج شود. در مارس 1943 چنین سازمانی به نام Putera (Pusat Tenaga Rakjat؛ «مرکز قدرت مردم») تحت ریاست او افتتاح شد. در حالی که سازمان جدید سوکارنو را قادر ساخت تا خود را به وضوح به عنوان رهبر کشور نوظهور تثبیت کند، و در حالی که او را قادر ساخت خطوط ارتباطی مؤثرتری با مردم ایجاد کند، مسئولیت حمایت اندونزی از ژاپن را نیز بر عهده او گذاشت. در میان سایر دستگاه ها، برنامه روموشا (کار اجباری). بعداً در سال، نظر اندونزی ها در یک شورای مشورتی مرکزی و یک سری از شوراهای محلی، مجمع دیگری ارائه شد. در سطوح مختلف، جوانان اندونزیایی توانستند از طریق عضویت در چندین سازمان جوانان که توسط ژاپنی ها تأسیس شده بودند، حس یکپارچگی گروهی را به دست آورند. همچنین ایجاد یک نیروی دفاعی داوطلب متشکل از اندونزیایی‌هایی که توسط ژاپنی‌ها آموزش دیده بودند، در اکتبر 1943 بسیار مهم بود. Sukarela Tentara Pembela Tanah Air (پتا؛ “ارتش داوطلبانه مدافعان میهن”) به نیروی نظامی اصلی انقلاب اندونزی تبدیل خواهد شد.

در مارس 1944، ژاپنی‌ها با این احساس که پوترا به جای ژاپنی‌ها به منافع اندونزیایی خدمت می‌کند، آن را با یک «سازمان وفاداری مردم» به نام «جاوا هوکوکای» جایگزین کردند که تحت کنترل بسیار نزدیک‌تری بود. شش ماه بعد، نخست وزیر ژاپن اعلام کرد که قصد دارد هند شرقی را برای خودگردانی آماده کند. در آگوست 1945، در آستانه تسلیم ژاپن، سوکارنو و هاتا به سایگون (اکنون شهر هوشی مین) در ویتنام احضار شدند، جایی که Terauchi Hisaichi، فرمانده نیروهای اعزامی ژاپن در جنوب شرقی آسیا، قول انتقال فوری استقلال را داد.

در بازگشت به باتاویا (جاکارتای کنونی)، سوکارنو و هاتا تحت فشار قرار گرفتند تا به طور یکجانبه استقلال خود را اعلام کنند. این فشار در ربوده شدن این دو مرد به مدت یک روز توسط برخی از رهبران جوانان جاکارتا به اوج خود رسید. در صبح روز 17 اوت 1945، پس از تایید خبر تسلیم شدن ژاپن، سوکارنو و هاتا اندونزی را یک جمهوری مستقل اعلام کردند.

انقلاب:

ایجاد یک سری قیام در سراسر جاوه  و اعلان استقلال جنبش مقاومت به رهبری سوکارنو باعث شد شد که نیروهای بریتانیایی را متقاعد کند که جمهوری خودخوانده باید جدی گرفته شود. در سطح دولت مرکزی، قانون اساسی تصویب شده توسط رهبران جمهوری جدید اندونزی به شکل ریاست جمهوری بود، اما کمیته ملی مرکزی اندونزی با نمایندگی گسترده، در واقع به یک پارلمان موقت تبدیل شد.

ویژگی خودانگیختگی انقلاب اندونزی با تعدادی از حوادث، به ویژه مبارزه برای باندونگ در اواخر 1945 و اوایل 1946 و نبرد سورابایا در نوامبر 1945 نشان داده شد. در سورابایا جنگنده های اندونزیایی به مدت سه هفته در برابر نیروهای برتر بریتانیا مقاومت کردند. درگیری در سوماترا و سلبس نیز درگرفت.

سرانجام پس از شورشهای متعدد، هلند، در لاهه، در اوت 1949 موافقت کرد که در دسامبر 1949، حاکمیت مستعمره خود (به استثنای غرب گینه نو) را به ایالات متحده مستقل اندونزی واگذار کند. تصمیم گیری در مورد سرنوشت نهایی غرب گینه نو موضوع مذاکرات آینده بود.[v]

لذا دوره استقلال را می توان بطور خلاصه چنین گفت که اندونزی تا پایان جنگ جهانی دوم مستعره هلند بود. پس از یک دوره اشغال توسط ژاپنی ها (1942-1945) در طول جنگ جهانی دوم، اندونزی استقلال خود را از هلند در سال 1945 اعلام کرد. دو روز پس از تسلیم ژاپن در اوت 1945، سوکارنو و محمد هاتا، رهبران با نفوذ ملی گرا، استقلال اندونزی را اعلام کردند و به ترتیب به عنوان رئیس جمهور و معاون رئیس جمهور منصوب شدند.

 مبارزه آن برای استقلال، تا سال 1949، زمانی که هلندی ها به طور رسمی حاکمیت اندونزی را به رسمیت شناختند، ادامه یافت. تا زمانی که سازمان ملل (سازمان ملل) بخش غربی گینه نو را به عنوان بخشی از اندونزی در سال 1969 پذیرفت که این کشور شکل کنونی خود را به خود گرفت. قلمرو پرتغالی سابق تیمور شرقی (تیمور شرقی) در سال 1976 به اندونزی الحاق شد. با این حال، پس از یک همه پرسی سازماندهی شده توسط سازمان ملل در سال 1999، تیمور شرقی استقلال خود را اعلام کرد و در سال 2002 به طور کامل مستقل شد.

دوره متعارض سوکارنو و سوهارتو:

پس از جنگ جهانی دوم، سوکارنو به عنوان رئیس جمهور، اندونزی را با ایجاد تعادل بین نیروهای مختلف اجتماعی و سیاسی  توانست حفظ کند. سوکارنو از موسسین جنبش غیر متعدها بود و در دوره او اندونزی سیاست های مستقل از آمریکا را پی گیری می کرد. احمد سوکارنو(۱۹۰۱-۱۹۷۰) پدر استقلال اندونزی است.

اما  ژنرال سوهارتو توانست با سرکوبی قیام کمونیستی در ۱۹۶۵ و ۱۹۶۶ سیاست ضد آمریکایی سوکارنو را وارونه سازد و نهایتاً با کمک ارتش او را برکنار کند. در درگیری بین ارتش سوهارتو با حزب کمونیست اندونزی  تعداد زیادی کشته شدند که از  پانصد هزار تا یک میلیون کشته در منابع گزارش شده است. سرکوبی کمونیست ها در راستای سیاست آمریکا علیه بلوک شرق بود.[vi]

 بنا بر گزارش بی بی سی انگلیسی، طبق اسناد محرمانه ای که تازگی فاش شدند(39 سند طبقه بندی شده از مجموعه ای از پرونده ها، سوابق روزانه و یادداشت های سفارت ایالات متحده در جاکارتا در دوره 1964-1968)، دولت آمریکا می‌دانست که کمونیستها طی یک پاکسازی سیاسی در اندونزی در دهه 1960 “برای سلاخی” تحویل داده می‌شوند. دست کم 500000 نفر بین سالهای 1965 و 1966 پس از حمله ارتش و شبه نظامیان مسلمان محلی در پی کودتای آمریکایی سوهارتو کشته شدند. این یکی از بدترین قتل عام قرن بیستم بود، در آن زمان، واشنگتن سکوت کرد. اما این یادداشت های تازه منتشر شده نشان می دهد که آنها اطلاعات دقیقی از رویدادها داشتند. [vii]

احمد سوکارنو تا زمان سقوطش با کودتای آمریکایی سوهارتو، از کلیه جنبش‌های استقلال طلبانه در قاره‌های آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین دفاع می‌کرد. سوکارنو پس از کودتای سوهارتو در ۱۹۶۷ تا پایان عمرش(۱۹۷۰) در خبس خانگی قرارگرفت.

 سوهارتو از موقعیت تضعیف شده سوکارنو بهره برد و به دنبال یک بازی قدرت با سوکارنو، سوهارتو در مارس 1968 به ریاست جمهوری منصوب شد. دولت “نظم جدید” او[viii]، با حمایت ایالات متحده،[ix]سرمایه گذاری مستقیم خارجی را تشویق کرد،  که عامل مهمی در سه دهه بعدی از رشد اقتصادی قابل توجه بود.

اندونزی بیشترین آسیب را از بحران مالی آسیا در سال 1997 داشت. این بحران مالی جدید، نارضایتی عمومی را از فساد حکومت سوهارتو و سرکوب مخالفان سیاسی بروز داد و در نهایت به ریاست جمهوری سوهارتو پایان داد.[x] گروه شرکتهای اقتصادی وابسته به خانواده سوهارتو در دهه 1990، ، به سرعت رشد کرد. سوهارتو ادعا کرد که فرزندانش به عنوان شهروندان جمهوری اندونزی، حق اداره تجارت خود را دارند. مشکل این بود که آنها در معاملات تجاری خود امتیازات زیادی دریافت کردند. اعضای خانواده سوهارتو در نهایت طیف کاملی از بخش‌های استراتژیک اقتصادی را کنترل کردند – نه تنها صنعت نفت، بلکه جاده‌های عوارض، بانکداری، پخش تلویزیونی و تبلیغات بیلبورد. علاوه بر این، فعالیت های اقتصادی آنها در همه عرصه ها – بین المللی، ملی و استانی – گسترش یافت. بوروکراسی معمولاً چاره‌ای جز پذیرش پیشنهادهای تجاری خانواده سوهارتو نداشت، معمولاً بدون انجام مراحل مناقصه مناسب. نارضایتی در میان مردم افزایش یافت. حکومت سوهارتو عملا وابسته به آمریکا بود. در دوره او فساد مالی در نهادهای حکومت رشد کرد.

در سال 1999، تیمور شرقی از اندونزی مستقل شد.

از سال 1998، فرآیندهای دموکراتیک با افزایش خودمختاری منطقه ای و ایجاد اولین انتخابات مستقیم ریاست جمهوری کشور در سال 2004 تقویت شده است. بی‌ثباتی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، فساد، و مصادیق تروریسم (مرگبارترین آنها بمب‌گذاری در سال 2002 بالی بود) در دهه 2000 همچنان مشکل داشتند. با این حال، اقتصاد در بیست سال گذشته رشد داشته است. اگرچه روابط میان جمعیت متنوع عمدتاً هماهنگ است، نارضایتی حاد فرقه‌ای و خشونت همچنان یک مشکل در برخی مناطق است.[xi] پس از زلزله و سونامی اقیانوس هند در سال 2004 که منجر به کشته شدن 130000 اندونزیایی شد، در سال 2005 یک راه حل سیاسی برای درگیری جدایی طلبان مسلح در آچه حاصل شد.

دولت و سیاست:

اندونزی یک جمهوری با یک سیستم ریاست جمهوری است. پس از سقوط نظم نوین در سال 1998، ساختارهای سیاسی و حکومتی دستخوش اصلاحات گسترده ای شدند، با چهار اصلاحیه قانون اساسی که قوه مجریه، مقننه و قضاییه را اصلاح کرد. مهمترین آنها تفویض قدرت و اختیار به نهادهای مختلف منطقه ای در عین حال واحد باقی ماندن است. رئیس جمهور اندونزی رئیس دولت و رئیس دولت، فرمانده کل نیروهای مسلح ملی اندونزی (Tentara Nasional Indonesia، TNI) و مدیر حاکمیت داخلی، سیاست گذاری و امور خارجی است. رئیس جمهور ممکن است حداکثر دو دوره پنج ساله متوالی را بر عهده بگیرد.[xii]

بالاترین نهاد نمایندگی در سطح ملی، مجلس مشورتی خلق (Majelis Permusyawaratan Rakyat، MPR) است. وظایف اصلی آن پشتیبانی و اصلاح قانون اساسی، تحلیف و استیضاح رئیس جمهور، [77] [78] و رسمیت بخشیدن به خطوط کلی سیاست دولتی است،MPR شامل دو خانه است. شورای نمایندگان مردم (Dewan Perwakilan Rakyat، DPR)، با 575 عضو، و شورای نماینده منطقه ای (Dewan Perwakilan Daerah, DPD)، با 136 عضو. DPR قوانینی را تصویب می کند و بر قوه مجریه نظارت می کند. اصلاحات از سال 1998 به طور قابل توجهی نقش آن را در حکمرانی ملی افزایش داده است،در حالی که DPD اتاق جدیدی برای امور مدیریت منطقه ای است.

بیشتر اختلافات مدنی در دادگاه ایالتی (پنگادیلان نگری) مطرح می شود. استیناف در دادگاه عالی (Pengadilan Tinggi) رسیدگی می شود. دادگاه عالی اندونزی (Mahkamah Agung) بالاترین سطح شعبه قضایی است و به درخواست های قطعی قطعی رسیدگی می کند و پرونده ها را بررسی می کند. دادگاه‌های دیگر عبارتند از: دادگاه قانون اساسی (محکمه کنستیتوسی) که به مسائل قانون اساسی و سیاسی رسیدگی می‌کند، و دادگاه دینی (پنگادیلان آگاما) که به پرونده‌های قانون اسلامی مدون (شریعت) رسیدگی می‌کند.[xiii] علاوه بر این، کمیسیون قضایی (Komisi Yudisial) بر عملکرد قضات نظارت می کند.[xiv]

احزاب و انتخابات:

از سال 1999، اندونزی یک سیستم چند حزبی دارد. در تمام انتخابات قانونگذاری از زمان سقوط نظم جدید، هیچ حزب سیاسی نتوانسته است اکثریت کلی کرسی ها را به دست آورد. حزب دموکراتیک مبارزه اندونزی (PDI-P) که بیشترین آرا را در انتخابات 2019 به دست آورد، حزب رئیس جمهور فعلی جوکو ویدودو است. احزاب برجسته دیگر عبارتند از حزب گروه های عملکردی (گلکار)، حزب جنبش بزرگ اندونزی (گریندرا)، حزب دمکرات و حزب عدالت شکوفا (PKS).

اولین انتخابات عمومی در سال 1955 برای انتخاب اعضای DPR و مجلس قانون اساسی (Konstituante) برگزار شد.. از سال ۲۰۰۴ میلادی، رئیس‌جمهور برای یک دوره پنج ساله انتخاب می‌شود. در سال 2014، دادگاه قانون اساسی حکم داد که از سال 2019، انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری به طور همزمان برگزار می شود.

روابط خارجی:

اندونزی دارای 132 نمایندگی دیپلماتیک در خارج از کشور، از جمله 95 سفارت است. این کشور به آنچه سیاست خارجی “آزاد و فعال”[xv] می نامد پایبند است و به دنبال نقشی در امور منطقه ای متناسب با وسعت و موقعیت خود است، اما از دخالت در درگیری ها بین سایر کشورها اجتناب می کند.

اندونزی در طول جنگ سرد میدان نبرد مهمی بود. تلاش های متعدد ایالات متحده[xvi] و اتحاد جماهیر شوروی[xvii]و جمهوری خلق چین تا حدی،[xviii] با کودتای 1965 و تحولات بعدی که منجر به تغییر جهت گیری سیاست خارجی بسوی آمریکا شد به اوج خود رسید. همسویی آرام با جهان غرب و در عین حال حفظ موضع غیر متعهد، مشخصه سیاست خارجی اندونزی از آن زمان تا کنون بوده است. اندونزی امروز روابط نزدیکی با همسایگان خود دارد و یکی از اعضای موسس انجمن کشورهای جنوب شرق آسیا (آسه آن) و اجلاس سران آسیای شرقی است. اندونزی مانند اکثر کشورهای جهان اسلام روابط دیپلماتیک با اسرائیل ندارد و فعالانه از فلسطین حمایت کرده است. با این حال، برخی ناظران اشاره کرده اند که اندونزی با اسرائیل روابط دارد، هر چند محتاطانه.[xix]

اندونزی از سال 1950 به عضویت سازمان ملل متحد درآمده و یکی از اعضای موسس جنبش غیرمتعهدها (NAM) و سازمان همکاری اسلامی (OIC) بوده است. اندونزی یکی از امضاکنندگان توافقنامه منطقه آزاد تجاری آسه آن، گروه کایرنز، سازمان تجارت جهانی (WTO) و گاهی اوقات عضو اوپک است. اندونزی از سال 1966 دریافت‌کننده کمک‌های بشردوستانه و توسعه بوده است، و اخیراً، این کشور اولین برنامه کمک‌های خارجی خود را در اواخر سال 2019 تأسیس کرد.[xx]

توان نظامی:

براساس گزارش سال ۲۰۲۲ «موسسه فایرگلوبال پاور»، ارتش اندونزی یکی از پنج قدرت  نظامی برتر جهان اسلام است. پنج قدرت برتر نظامی جهان اسلام عبارتند: پاکستان، مصر، ترکیه، ایران و اندونزی. ارتش اندونزی پانزدهمین ارتش بزرگ جهان، و نهمین قدرت نظامی قاره آسیا است.[xxi]

نیروهای مسلح اندونزی (TNI) شامل نیروی زمینی (TNI–AD)، نیروی دریایی (TNI–AL که شامل تفنگداران دریایی) و نیروی هوایی (TNI–AU) می‌شود. نیروی زمینی حدود 400000 پرسنل فعال دارد. مخارج دفاعی در بودجه ملی 0.7 درصد از تولید ناخالص داخلی در سال 2018 بود،[xxii] با دخالت بحث برانگیز منافع و بنیادهای تجاری متعلق به ارتش،[xxiii] نیروهای مسلح در جریان انقلاب ملی اندونزی تشکیل شدند، زمانی که جنگ های چریکی را همراه با شبه نظامیان غیررسمی انجام دادند. از آن زمان، حفظ خطوط سرزمینی و تمامیت ارضی اندونزی، اساس ساختار تمام شاخه های TNI را تشکیل داده اند که هدف آن حفظ ثبات داخلی و جلوگیری از تهدیدات خارجی است.[xxiv]

ارتش از زمان تأسیس خود، که در دوران نظم نوین به اوج خود رسید، دارای نفوذ سیاسی قوی بوده است. اصلاحات سیاسی در سال 1998 شامل حذف نمایندگی رسمی TNI از مجلس قانونگذاری بود. با این وجود، نفوذ سیاسی آن، هرچند در سطحی کاهش یافته، باقی می ماند.[xxv] ارتش از زمان استقلال، این کشور برای حفظ وحدت در برابر شورش‌های محلی و جنبش‌های جدایی‌طلب تلاش کرده است، به ویژه در آچه و پاپوآ.

اقتصاد:

اندونزی دارای یک اقتصاد مختلط است که در آن هر دو بخش خصوصی و دولت نقش های حیاتی ایفا می کنند. به عنوان تنها کشور عضو G20 در جنوب شرقی آسیا،  این کشور دارای بزرگترین اقتصاد در منطقه است و به عنوان یک کشور تازه صنعتی[xxvi] (NIC)طبقه بندی می شود.

 بر اساس برآورد سال 2021، این کشور شانزدهمین اقتصاد بزرگ جهان از نظر تولید ناخالص داخلی اسمی و هفتمین اقتصاد جهان از نظر تولید ناخالص داخلی در PPP است که به ترتیب 1.159 تریلیون دلار و 3.507 تریلیون دلار آمریکا تخمین زده می شود. تولید ناخالص داخلی سرانه در PPP 12882 دلار آمریکا است، در حالی که تولید ناخالص داخلی سرانه اسمی 4256 دلار آمریکا است. نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی 29.2 درصد است.[xxvii]

خدمات بزرگترین بخش اقتصاد هستند و 43.4 درصد از تولید ناخالص داخلی (2018) را تشکیل می دهند، پس از آن صنعت (39.7٪) و کشاورزی (12.8٪) قرار دارند.[xxviii] از سال 2009، افراد بیشتری نسبت به سایر بخش‌ها استخدام کرده‌اند که 47.7 درصد از کل نیروی کار را به خود اختصاص داده است و پس از آن کشاورزی (30.2 درصد) و صنعت (21.9 درصد) قرار دارند.[xxix]

با گذشت زمان، ساختار اقتصاد به طور قابل توجهی تغییر کرده است. از لحاظ تاریخی، به شدت به کشاورزی توجه شده است، که هم مرحله توسعه اقتصادی و هم سیاست‌های دولت در دهه‌های 1950 و 1960 برای ارتقای خودکفایی کشاورزی را منعکس می‌کند. روند تدریجی صنعتی شدن و شهرنشینی در اواخر دهه 1960 آغاز شد و در دهه 1980 شتاب گرفت زیرا کاهش قیمت نفت باعث شد دولت تمرکز خود را بر روی تنوع بخشیدن به صادرات نفت و به سمت صادرات تولیدی متمرکز کند.[xxx] این توسعه در طول دهه 1980 و در دهه بعد با وجود شوک قیمت نفت در سال 1990 ادامه یافت که طی آن تولید ناخالص داخلی با نرخ متوسط ​​7.1 درصد افزایش یافت. در نتیجه، نرخ رسمی فقر از 60 درصد به 15 درصد کاهش یافت.[xxxi] کاهش موانع تجاری از اواسط دهه 1980 اقتصاد را در سطح جهانی یکپارچه تر کرد. این رشد با بحران مالی آسیا در سال 1997 پایان یافت که به شدت بر اقتصاد تأثیر گذاشت، از جمله کاهش 13.1 درصدی تولید ناخالص داخلی واقعی در سال 1998 و تورم 78 درصدی. اقتصاد در اواسط سال 1999 با تنها 0.8 درصد رشد تولید ناخالص داخلی واقعی به نقطه پایین خود رسید.

تورم نسبتاً ثابت [xxxii]و افزایش در کاهش تورم تولید ناخالص داخلی و شاخص قیمت مصرف کننده به رشد اقتصادی قوی در سال های اخیر کمک کرده است. از سال 2007 تا 2019، رشد سالانه بین 4 تا 6 درصد در نتیجه بهبود بخش بانکی و مصرف داخلی شتاب یافته است،[xxxiii] که به اندونزی کمک کرد تا از رکود بزرگ 2008-2009 عبور کند.تا سال 2019، 9.41٪ از جمعیت زیر خط فقر زندگی می کردند و نرخ رسمی بیکاری آزاد 5.28٪ بود.[xxxiv] با این حال، در اواخر سال 2020، اندونزی به دلیل تأثیرات همه‌گیری جهانی COVID-19 وارد اولین رکود اقتصادی خود در 22 سال گذشته شد.[xxxv]

اندونزی دارای منابع طبیعی فراوانی مانند نفت و گاز طبیعی، زغال سنگ، قلع، مس، طلا و نیکل است، در حالی که کشاورزی برنج، روغن نخل، چای، قهوه، کاکائو، گیاهان دارویی، ادویه جات و لاستیک تولید می کند. این کالاها بخش بزرگی از صادرات کشور را تشکیل می دهند و روغن نخل و بریکت زغال سنگ به عنوان کالاهای صادراتی پیشرو هستند. علاوه بر نفت خام و پالایش شده به عنوان واردات اولیه، تلفن، قطعات خودرو و گندم اکثر واردات اضافی را پوشش می دهند. چین، ایالات متحده، ژاپن، سنگاپور، هند، مالزی، کره جنوبی و تایلند بازارهای اصلی صادرات و شرکای واردات اندونزی هستند.[xxxvi]

انرژی:

در سال 2017، اندونزی نهمین تولید کننده بزرگ انرژی جهان با 4200 تراوات ساعت و پانزدهمین مصرف کننده بزرگ انرژی با 2100 تراوات ساعت بود.[xxxvii] این کشور دارای منابع انرژی قابل توجهی از جمله 22 میلیارد بشکه (3.5 میلیارد متر مکعب) ذخایر نفت و گاز متعارف (که حدود 4 میلیارد بشکه آن قابل استحصال است)، 8 میلیارد بشکه معادل نفت از منابع متان بر پایه زغال سنگ (CBM) است. و 28 میلیارد تن زغال سنگ قابل بازیافت.[xxxviii] در حالی که اتکا به زغال سنگ داخلی و نفت وارداتی افزایش یافته است،[xxxix] اندونزی شاهد پیشرفت در انرژی های تجدیدپذیر بوده است که انرژی آبی فراوان ترین منبع آن است. علاوه بر این، این کشور دارای پتانسیل انرژی زمین گرمایی، خورشیدی، باد، زیست توده و اقیانوس است.[xl] از سال 2019، کل ظرفیت تولید برق نصب شده ملی اندونزی 69678.85 مگاوات است.[xli]

بزرگترین سد این کشور، جتیلوهور، دارای اهداف متعددی از جمله تامین تولید برق آبی، تامین آب، کنترل سیلاب، آبیاری و آبزی پروری است. بند خاکی 105 متر (344 فوت) ارتفاع دارد و مخزنی به وسعت 3.0 میلیارد متر مکعب (2.4 میلیون هکتار ⋅ فوت) را در خود جای داده است. این به تامین آب جاکارتا و آبیاری 240000 هکتار (590000 هکتار) مزارع برنج کمک می کند و دارای ظرفیت نصب شده 186.5 مگاوات است که به شبکه جاوا که توسط شرکت برق دولتی (Perusahaan Listrik Negara، PLN) تغذیه می شود، تغذیه می کند.

علم و تکنولوژی:

هزینه های دولت برای تحقیق و توسعه نسبتاً پایین است (0.3٪ از تولید ناخالص داخلی در سال 2019)[xlii] و اندونزی تنها در رتبه 87 (از 132 اقتصاد) در گزارش شاخص جهانی نوآوری 2021 قرار گرفت.[xliii] نمونه‌های تاریخی پیشرفت‌های علمی و فناوری عبارتند از تکنیک کشت شالی، که در آسیای جنوب شرقی رایج است، و قایق‌های پینیسی توسط مردم بوگیس و ماکاسار.[xliv] در دهه 1980، مهندس اندونزیایی Tjokorda Raka Sukawati یک روش ساخت جاده به نام Sosrobahu را اختراع کرد که امکان ساخت مسیرهای طولانی بر فراز جاده های اصلی موجود را با حداقل اختلال در ترافیک فراهم می کرد. بعدها در چندین کشور به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفت.[xlv] این کشور همچنین با شرکت دولتی خود، صنعت راه آهن اندونزی (INKA)، تولیدکننده فعال قطارهای مسافری و واگن های باری است و قطار به خارج از کشور صادر کرده است.

اندونزی دارای سابقه طولانی در توسعه هواپیماهای نظامی و مسافربری کوچک به عنوان تنها کشور جنوب شرقی آسیا برای ساخت و تولید هواپیما است. اندونزی با شرکت دولتی خود، هوافضای اندونزی (PT. Dirgantara Indonesia)، قطعاتی را برای بوئینگ و ایرباس فراهم کرده است.[xlvi] این شرکت همچنین با EADS CASA اسپانیا برای توسعه CN-235 که توسط چندین کشور استفاده شده است، همکاری کرد. اندونزی نیز به برنامه کره جنوبی برای تولید نسل پنجم جنگنده جت KAI KF-X ملحق شده است.[xlvii]

اندونزی دارای یک برنامه فضایی و آژانس فضایی، موسسه ملی هوانوردی و فضا (Lembaga Penerbangan dan Antariksa Nasional، LAPAN) است. در دهه 1970، اندونزی اولین کشور در حال توسعه ای بود که سیستم ماهواره ای به نام Palapa، مجموعه ای از ماهواره های ارتباطی متعلق به Indosat Ooredoo را راه اندازی کرد. اولین ماهواره، PALAPA A1، در 8 ژوئیه 1976 از مرکز فضایی کندی در فلوریدا، ایالات متحده پرتاب شد.[xlviii] از سال 2019، اندونزی 18 ماهواره را برای اهداف مختلف پرتاب کرده است،[xlix] و LAPAN ابراز تمایل کرده است تا سال 2040 ماهواره ها را با وسایل پرتاب بومی در مدار قرار دهد.[l]

شخصیت ملی:

احمد سوکارنو، پدر استقلال اندونزی.

متولد 6 ژوئن 1901 در سورابایا.

1927 جنبشی برای استقلال از هلندی ها تأسیس کرد.

1945 پس از تسلیم ژاپن، اعلام استقلال کرد و به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد.

۱۹۶۱ تاسیس جنبش عدم تعهد[li].

1965 با کودتای نظامیان وابسته به آمریکا سرنگون شد و ژنرال سوهارتو جایگزین او شد.

1970 در 21 ژوئن در جاکارتا پس از دو سال حبس خانگی درگذشت.

سوکارنو به اندونزی وحدت بخشید، به مستضعفان عزت و به قدرتمندان اضطراب داد، که سرانجام او را به زیر کشیدند. او کشورش را متحد کرد و آن را آزاد کرد. او مردم خود را از احساس حقارت رها کرد و باعث شد آنها احساس غرور کنند که اندونزیایی هستند – دستاورد بزرگی که پس از 350 سال حکومت استعماری هلند و سه سال و نیم اشغال ژاپن به دست آمد. کاری که سوکارنو در 17 آگوست 1945 انجام داد با کاری که توماس جفرسون در 4 ژوئیه 1776 برای آمریکایی ها انجام داده بود تفاوتی نداشت. شاید حتی بیشتر از این: سوکارنو تنها رهبر آسیایی عصر مدرن بود که قادر به متحد کردن مردمی با قومیت های و فرهنگی متفاوتی بود. کارنامه او را با سوهارتو، جانشین او مقایسه کنید، که صدها هزار نفر را کشت یا زندانی کرد تا رژیم نظم جدید خود را ایجاد کند که هم پیمان با آمریکا بود.[lii]

سوکارنو با رهبران ضد استعماری مانند چه گوارا، کاسترو، نهرو، ناصر و تیتو روابط گرمی داشت.

عکس سوکارنو و چه گوارا.

سوکارنو با تیتو(یوگسلاوی)، ناصر(مصر)، قوام نکرومه(عنا) و نهرو(هند)، موسسین جنبش عدم تعهد.

منابع:

Cribb, Robert (2013). Historical atlas of Indonesia. Routledge.

Crouch, Harold (2019). The army and politics in Indonesia. Cornell UP.

Effendy, Bahtiar (2003). Islam and the State in Indonesia. Institute of Southeast Asian Studies.

Encyclopedia Britannica. (2021)Online. London.

Fossati, Diego; Hui, Yew-Foong (2017). The Indonesia national survey project: Economy, society and politics. ISEAS Publishing.

Taylor, Jean Gelman (2008). Indonesia. Yale University Press.

Vickers, Adrian (2005). A History of Modern Indonesia. Cambridge University Press.

منابع اینترنتی:

The Encyclopedia of the Nations:

https://www.nationsencyclopedia.com/

Global Firepower (GFP):

https://www.globalfirepower.com/countries-listing-asia.php.

IMF:

https://www.imf.org/en/Countries

[i] Budi Utomo.

[ii] Wahidin Sudirohusodo.

[iii] Sarekat Islam

[iv] Omar Said Tjokroaminoto.

[v] https://www.britannica.com/place/Indonesia/Japanese-occupation#ref22820 . Retrieved 24 Nov 2021.

[vi] Robert Cribb (2002). “Unresolved Problems in the Indonesian Killings of 1965–1966”. Asian Survey. 42 (4): 550–563. doi:10.1525/as.2002.42.4.550. S2CID 145646994.

[vii] “Indonesia massacres: Declassified US files shed new light”. BBC. 17 October 2017. Retrieved 28 Nov 2021.

[viii] John D. Legge (1968). “General Suharto’s New Order”. Royal Institute of International Affairs. 44 (1): 40–47. doi:10.2307/2613527.

[ix] David Slater, Geopolitics and the Post-Colonial: Rethinking North–South Relations, London: Blackwell, p. 70

[x] Jonathan Pincus; Rizal Ramli (1998). “Indonesia: from showcase to basket case”. Cambridge Journal of Economics, Volume 22, Issue 6, November 1998, Pages 723–734. https://doi.org/10.1093/cje/22.6.723.

 “The Carter Center 2004 Indonesia Election Report” (PDF). The Carter Center. Archived (PDF) from the original on 14 June 2007. Retrieved 22 Nov 2021.

[xi] Harsono, Andreas (May 2019). Race, Islam and Power: Ethnic and Religious Violence in Post-Suharto Indonesia. Monash University Publishing.

[xii] (2002), The fourth Amendment of 1945 Indonesia Constitution, Chapter III – The Executive Power, Article 7.

[xiii] Cammack, Mark E.; Feener, R. Michael (January 2012). “The Islamic Legal System in Indonesia” (PDF). Pacific Rim Law & Policy Journal. Archived (PDF) from the original on 1 July 2017. Retrieved 25 Nov. 2021.

[xiv] “Authority and Duty” (in Indonesian). Judicial Commission of the Republic of Indonesia.

[xv] “free and active”.

[xvi] Bevins, Vincent (20 October 2017). “What the United States Did in Indonesia”. The Atlantic. Archived from the original on 28 April 2019. Retrieved 25Nov 2021.

[xvii] Muraviev, Alexey; Brown, Colin (December 2008). “Strategic Realignment or Déjà vu? Russia-Indonesia Defence Cooperation in the Twenty-First Century” (PDF). Australian National University. Archived (PDF) from the original on 27 December 2016. Retrieved 25Nov 2021.

[xviii] Dahana, A. (1 October 2015). “China and the Sept. 30 movement”. The Jakarta Post. Archived from the original on 5 October 2015. Retrieved 25 Nov 2021.

[xix] Muhammad Zulfikar Rakhmat (11 March 2015). “The Quiet Growth in Indonesia-Israel Relations”The DiplomatArchived from the original on 13 June 2018. Retrieved 25 Nov 2021.

[xx] Yasmin, Nur (18 October 2019). “Indonesia Launches $212M International Development Aid Fund”. Jakarta Globe. Archived from the original on 20 October 2019. Retrieved 25 November 2021.

[xxi] https://www.globalfirepower.com/countries-listing-asia.php. Military Strength (2022) annual defense review, Ranking the military powers of Asia region by country.  Retrieved 5 June 2022.

[xxii] “Indonesia: Military expenditure (% of GDP)”. World Bank. 2018. Retrieved 25 Nov 2021.

[xxiii] Jessica Vincentia Marpaung (17 June 2016). “TNI’s Gold Mine: Corruption and Military-Owned Businesses in Indonesia”. The Global Anti Corruption Blog. Archived from the original on 18 December 2017. Retrieved 25 Nov 2021.

[xxiv] Lowry, Bob (29 June 1999). “Indonesian Armed Forces (Tentara Nasional Indonesia-TNI)”. Parliament of Australia. Archived from the original on 8 October 2017. Retrieved 25 November 2021 .

[xxv] Beets, Benjamin H. (2015). “The Political Influence of the Military Before and After Democratic Transition: Experiences from Indonesia – An Assessment on Myanmar” (PDF). Victoria University of Wellington. Retrieved 25 Nov 2021.

[xxvi] مقوله کشور تازه صنعتی شده (NIC)، اقتصاد تازه صنعتی شده (NIE) یا کشور با درآمد متوسط یک طبقه بندی اجتماعی-اقتصادی است که توسط دانشمندان علوم سیاسی و اقتصاددانان برای چندین کشور در سراسر جهان اعمال می شود. آنها زیرمجموعه ای از کشورهای در حال توسعه را نشان می دهند که رشد اقتصادی آنها بسیار بالاتر از سایر کشورهای در حال توسعه است.

[xxvii] “Policy Review: Is the Indonesian Government Debt still in a ‘Safe Zone’?”. The Insider Stories. 21 February 2018. Archived from the original on 30 August 2018. Retrieved 25 November 2021 .

[xxviii] “Indonesia: Share of economic sectors in the gross domestic product (GDP) from 2008 to 2018”. Statista. December 2019. Retrieved 25 Nov. 2021.

[xxix] “Indonesia: Distribution of employment by economic sector from 2009 to 2019”. Statista. December 2019. Retrieved 25 Nov. 2021.

[xxx] Elias, Stephen; Noone, Clare (December 2011). “The Growth and Development of the Indonesian Economy” (PDF). Reserve Bank of Australia. Archived (PDF) from the original on 27 December 2016. Retrieved 25 Nov 2021.

[xxxi] “Indonesia – Poverty and Wealth”. Encyclopedia of the Nations. Archived from the original on 14 July 2011. Retrieved 25 Nov 2021.

[xxxii] Temple, Jonathan (15 August 2001). “Growing into trouble: Indonesia after 1966”(PDF). University of Bristol. Archived from the original (PDF) on 27 December 2016. Retrieved 25 Nov 2021.

[xxxiii] “World Economic Outlook Database: Report for Selected Countries and Subjects – Indonesia”. International Monetary Fund. October 2017. Retrieved25 Nov 2021.

[xxxiv] Musyaffa, Iqbal (9 January 2020). “Indonesia’s economy grew last year despite shortfalls”. Anadoly Agency. Archived from the original on 10 January 2020. Retrieved 25 Nov 2021.

[xxxv]  Akhlas, Adrian Wail (5 November 2020). “Breaking: Indonesia enters first recession since 1998 on 3.49% Q3 contraction”. The Jakarta Post. Archived from the original on 5 November 2020. Retrieved 25 Nov 2021.

[xxxvi] “Indonesia”. The Observatory of Economic Complexity. 2019. Retrieved 25 Nov 2021.

[xxxvii]  “Overview: Indonesia”. U.S. Energy Information Administration. 7 October 2015. Retrieved 25 Nov 2021.

[xxxviii] Budiman, Arief; Das, Kaushik; Mohammad, Azam; Tee Tan, Khoon; Tonby, Oliver (September 2014). “Ten ideas to reshape Indonesia’s energy sector”. McKinsey&Company. Archived from the original on 30 March 2015. Retrieved 25 Nov 2021.

[xxxix] Gielen, Dolf; Saygin, Deger; Rigter, Jasper (March 2017). “Renewable Energy Prospects: Indonesia, a REmap analysis”. International Renewable Energy Agency (IRENA).

[xl] “Power in Indonesia 2017” (PDF). PwC. November 2017. Archived (PDF) from the original on 13 September 2018. Retrieved 25 Nov 2021.

[xli] Statistik Ketenagalistrikan 2019 (PDF) (in Indonesian) (33 ed.). Directorate General of Electricity. September 2020. p. 7. Archived (PDF) .

[xlii] Huda, Nur; Pawennei, Irsan; Ratri, Andhina; L. Taylor, Veronica (1 December 2020). Making Indonesia’s Research and Development Better (PDF). Centre for Innovation Policy and Governance. p. 53. Archived (PDF) from the original on 28 September 2021.

[xliii]  Dutta, Soumitra; Lanvin, Bruno; León Rivera, Lorena; Wunsch-Vincent, Sacha (20 September 2021). Global Innovation Index 2021: Tracking Innovation through the COVID-19 Crisis (14 ed.). World Intellectual Property Organization. p. 94.

[xliv] Kasten, Michael. “History of the Indonesian Pinisi”Archived from the original on 9 December 2016. Retrieved 25 Nov 2021.

[xlv] Sertori, Trisha (11 December 2014). “Man of 1000 shoulders”The Jakarta PostArchived from the original on 20 March 2015. Retrieved 25 Nov 2021.

[xlvi] Dwi Sutianto, Feby (5 February 2016). “PTDI Ekspor 40 Unit Pesawat, Terlaris CN235” (in Indonesian). detikFinance. Archived from the original on 15 August 2017. Retrieved

[xlvii] “KF-X Fighter: Korea’s Future Homegrown Jet”. Defense Industry Daily. 21 November 2017. Archived from the original on 23 November 2017. Retrieved 28 November 2021.

[xlviii] “Planning and Development of Indonesia’s Domestic Communications Satellite System PALAPA”. Online Journal of Space Communication. 2005. Archived from the original on 18 May 2015. Retrieved 28 Nov 2021.

[xlix] “Satellites by countries and organizations: Indonesia”. N2YO. Retrieved 28November 2021.

[l] Faris Sabilar Rusydi (17 June 2016). “Lapan Target Luncurkan Roket Pengorbit Satelit Pada 2040” (in Indonesian). LAPAN. Archived from the original on 16 August 2017. Retrieved 28 Nov 2021.

[li] جنبش غیرمتعهدها یا عدم تعهد یک سازمان بین‌المللی است که در سال ۱۹۶۱ میلادی در اوج جنگ سرد در بلگراد، پایتخت یوگسلاوی سابق ، تأسیس شد و شامل کشورهایی می‌شد که به هیچ‌یک از بلوک‌های شرق و غرب(آمریکا یا شوروی) وابستگی و تعهدی نداشتند یعنی نه در اردوگاه کمونیسم قرار داشته و نه به اردوگاه سرمایه‌داری تعلق داشتند.. ایده تشکیل چنین گروهی تا حد زیادی به ابتکار یوسیپ بروز تیتو رئیس‌جمهور یوگسلاوی، قوام نکرومه نخستین رئیس‌جمهور غنا، جمال عبدالناصر دومین رئیس‌جمهور مصر، جواهر لعل نهرو اولین نخست‌وزیر هند، احمد سوکارنو نخستین رئیس‌جمهور اندونزی و سردار محمد داود صدراعظم افغانستان شکل گرفت.

[lii] http://edition.cnn.com/ASIANOW/time/asia/magazine/1999/990823/sukarno1.html. Retrieved 28 Nov 2021.

Share