آذر ۴, ۱۴۰۰ – ۹:۱۶ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

همگرایی، وضعیتی است که در آن، گروه‎ها، سازمان‎ها، نهادها یا کشورها، برای حفظ منافع جمعی، به همکاری گسترده با یکدیگر بپردازند و به سوی نوعی وحدت …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, مقالات, مقالات تحلیلی

موانع تحقق پیمان راهبردی آمریکا در افغانستان

نگارش در خرداد ۲۸, ۱۳۹۰ – ۳:۵۲ ق.ظ
Share

امیر محمد سوری

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

بیان رخداد:

پس از آن‎که دولت اوباما تصمیم گرفت از جولای 2011 به تدریج نیروهای خود را از افغانستان خارج سازد، بحث چگونگی و هم‎چنین الزامات انتقال قدرت به نیروهای افغانی پر رنگ‎تر شد. ناتوانی نیروهای امنیتی افغانستان از سویی و هم‎چنین خطر بازگشت جریان‎های افراطی باعث گردیده، نگرانی‎های جدی‎ای در مورد آینده این کشور بروز نماید. به همین دلیل، امضای پیمان راهبردی میان آمریکا و افغانستان که قرار است حدود ماه جولای 2011  در لویی جرگه به بحث و بررسی برای تصویب گذاشته شود، در راستای توجه به همین دغدغه‎ها طرح ریزی شده است. مشابه این پیمان را پیش از این نیز آمریکا با عراق امضا کرده، اما شرایط افغانستان با عراق از جنبه‎هایی متفاوت است.

هرچند امضای این پیمان به دلیل اهمیتی که در آموزش نیروهای افغانی و کمک به روند دولت ملت سازی دارد، از اهمیت بالایی برخوردار است‎، اما واکنش‎های منفی گروه‌های معارض به تداوم اشغال و تاثیر منفی این مساله بر تلاش‎های آشتی ملی و از همه مهم‎تر، برخی مفاد مندرج در این پیمان که بیانگر اعطای حق کاپیتولاسیون به آمریکا به شمار می‎رود، می‎تواند طرفین را از دست‎یابی به اهداف اولیه این پیمان بازدارد.

 

تحلیل رخداد:

مذاکرات بر سر پیمان راهبردی، از 24 تا 28 فوریه 2011 آغاز شد. ملاقات‌ها ابتدا در آمریکا و با حضور وزیر دفاع و وزیر کشور افغانستان بود. پس از آن، گفتگوها در مارس 2011 با سفر تیم مذاکره کننده‎ای از آمریکا در افغانستان ادامه یافت و قرار شد که نتیجه تمامی این مذاکرات و اسناد، به تصویب لویی جرگه برسد.

در این توافقنامه، به کمک‎ها و مشاوره‎های نظامی آمریکا به دولت افغانستان اشاره گردیده و قرار شده که افغانستان در بخشی از عملیات‎های نظامی به رهبری آمریکا نیز شرکت داده شود. اما آن‎گونه که از بندهای مختلف این پیمان بر می‎آید، افغانستان از نظر امنیتی هم‎چنان وابسته خواهد بود و مهم‎تر از آن اینکه، این کشور با تصویب این قانون به نوعی تن به مصونیت قضایی نیروهای آمریکایی داده است. در مورد عراق، آمریکا در پیمان راهبردی طولانی مدت خود با این کشور، قوانین داخلی آنان را به دلیل پیشرفته و منطقی بودن پذیرفته، اما آمریکا در مورد افغانستان به چنین نکته‎ای باور ندارد. آنان بر این باورند که سیستم قضایی افغانستان به دلیل سنتی و مبتنی بر شریعت اسلامی بودن، نمی‎تواند مرجع مناسبی برای محاکمه آمریکاییان باشد. مساله‎ای که اعتراضات بسیاری را در پی داشته است.

در این میان، حضور نظامی آمریکا در افغانستان و امضای پیمان راهبردی با این کشور دارای نقاط قوت جدی‌ای است. این موارد شامل تقویت توان نظامی دولت افغانستان برای طی نمودن موفقیت آمیز مسیر انتقال مسوولیت‌های امنیتی به این کشور و هم‌چنین جلوگیری از نفوذ نیروهای معارض از سوی پاکستان است. اما مشکلات عدیده‎ای در این میان وجود دارد که می‎تواند این کشور را در رسیدن به اهداف خود ناکام بگذارد. یکی از جدی ترین انتقادات، به ایجاد پایگاه نظامی در افغانستان بر می‎گردد که البته از جمله مهم‎ترین بندهای این قرارداد نیز به شمار می‎رود و حتی احتمال حذف آن با گسترده‎‎تر شدن فشارها نیز بعید به نظر می‎رسد. ایجاد پایگاه نظامی در افغانستان از جنبه‎های مختلفی مورد نقدهای جدی قرار گرفته است.

حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان، به رغم این که کلیت این پیمان را پذیرفته، اما اشاره داشته که مردم افغانستان از این که کشور خود را در اشغال کشوری دیگر ببینند، اصلا راضی نیستند. این نکته‎ای است که می‎تواند موجبات افزایش نارضایتی عمومی را در پی داشته باشد. البته هرچند  بسم الله محمدی، وزیر کشور افغانستان اعلام کرده که رییس جمهور کرزای ایجاد پایگاه‌های دائمی آمریکا در افغانستان را نپذیرفته، اما به نظر می‎رسد که چنین اظهار نظراتی صرفا مانورهای سیاسی وی برای گرفتن امتیازات بیشتر از آمریکا باشد.

از سوی دیگر، ایجاد پایگاه نظامی مورد مخالفت جدی همسایگان مهم افغانستان یعنی ایران، پاکستان و روسیه است. مساله‎ای که دولت کرزای تلاش داشته به روش های مختلف چنین مشکلی را برطرف سازد. به همین دلیل بارها سخنگوی دولت افغانستان به همسایگان اطمینان داده که این پایگاه‌ها علیه آنان در نظر گرفته نشده است. البته این نگرانی‎ها به دلیل رقابت‎ها و خصومت‎های سیاسی آمریکا و همسایگان افغانستان، هم‎چنان وجود خواهد داشت.

قطعا مهم‎ترین وجه منفی ایجاد پایگاه نظامی، مربوط به واکنش نیروهای مخالف و تاثیر آن بر روند صلح خواهد بود. نیروهای مخالف همواره یکی از پیش شرط‎های جدی خود برای قبول آشتی ملی و برقراری مصالحه را خروج نیروهای ائتلاف از افغانستان عنوان کرده‎اند. طبیعتا چنین شرایطی بر میزان بی‎اعتمادی این دسته از نیروها نسبت به تمامی تلاش‎های مصالحه و حتی دولت کرزای خواهد افزود و به دنبال آن، تداوم خشونت‎ها را در پی خواهد داشت.

واقعیت آن است که عدم اعتماد، یکی از مهم‎ترین مشکلات حکومت کرزای به شمار می‎رود. عدم اعتماد میان حکومت کرزای و گروه‌های طالبان که با توجه به ایجاد پایگاه نظامی دائمی آمریکا، افزایش نیز می‎یابد، امیدهای غرب را برای متمایل شدن این گروه به فرایند مصالحه کم رنگ‎تر می‌سازد. در چنین شرایطی که نیروهای طالبان در افغانستان با افزایش حملات نیروهای ائتلاف مواجه هستند و از سوی دیگر، برنامه‎ای از سوی آنان مبنی بر ترک کشور مشاهده نمی‎کنند، طبیعی است که نسبت به نیات کمیسیون صلح بیش از پیش ظنین شوند. عبدالحکیم مجاهد از اشخاص با نفوذ شورای عالی صلح، بیان داشته که هرچند تماس‌هایی با طالبان وجود دارد، اما دست‌یابی به صلح به دلیل دید منفی طالبان، دور از دسترس به نظر می‌رسد. منابع افغانی نزدیک به طالبان تصدیق می‌کنند که ارتباطاتی وجود دارد، اما در چنین شرایطی که غرب و کرزای از خود حسن نیت نشان نمی‌دهند، امکان موفقیت و نیل به هدف امکان پذیر نیست. این منابع اضافه می‌کنند که رهبران طالبان عمیقا نسبت به وعده‌های حکومت و غرب درباره بازگشتن به مشاغل و خانه‌هایشان، ظنین هستند. مجاهد اذعان دارد که در چنین شرایطی، عدم اعتماد از جمله مهم‎ترین موانعی است که در مسیر تحقق صلح باید مدنظر داشت.

عدم اعتماد به نیروهای غربی و حتی دولت کرزای موجب تقویت احساسات ضد آمریکایی در افغانستان شده است. در واقع، گسترده و عمیق تر شدن احساسات ضد آمریکایی، از دیگر مسایلی است که غرب در انتقال مسوولیت‎های امنیتی و به پیش بردن پیمان راهبردی با آن دست و پنجه نرم می‎کند. رشد نارضایتی افغانی‎ها با تداوم حضور نظامی آمریکا، بدین معنی است که بسیاری از آن‎ها مشتاق هستند تا هرچه سریع تر نیروهای ائتلاف این کشور را ترک نمایند. چنین مساله‎‌ای در تناقض آشکار با حضور درازمدت آمریکا است.

دورنمای رخداد:

پیمان راهبردی آمریکا و افغانستان که قرار است تا چندی دیگر توسط لویی جرگه به تصویب برسد، هرچند دارای نکات مثبت جدی‎ای است، اما به مواردی اشاره می‎کند که بیش از پیش نشانگر تعارضات موجود در جامعه افغانستان است. تعارضاتی که می‎تواند تحرکات مثبت سیاسی و نظامی را دچار تضاد جدی سازد.

حضور آمریکا در قالب برنامه همکاری با نیروهای امنیتی و نظامی افغانستان، می‎تواند پشتوانه مناسبی برای کشور ضعیف افغانستان به شمار آید، اما این حضور نظامی باعث می‎شود تا شرایط سیاسی و اجتماعی افغانستان دچار مشکل شده و بحران‎های متعددی برای آنان به وجود آید که نماد بارز آن، به شکست کشیده شدن مذاکرات صلح است. از سوی دیگر، ضعف‎های ساختاری افغانستان، آمریکا را بر آن داشته تا فشارهای سیاسی بیشتری به این کشور وارد سازد تا آنجا که حتی در پی دست‎یابی به حق کاپیتولاسیون برآمده است. چنین شرایطی، در آینده می‎تواند بر میزان مخالفت‎ها با حضور آمریکا در این کشور بیافزاید. در این میان، می‎بایست مخالفت‎های همسایگان، رقابت‎ها و دشمنی های موجود در این زمینه پس از استقرار پایگاه نظامی را نیز مدنظر قرار داد.

Share