آذر ۱۴, ۱۴۰۰ – ۹:۴۳ ب.ظ |

کارشناس ارشد مسائل ترکیه
مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc
حزب  جمهوریخواه خلق  ، اولین حزب جامع سیاسی در جمهوری نوین ترکیه است  که در نهم سپتامبر سال ۱۹۲۳ .م، توسط ژنرال( پاشا)‌ مصطفی کمال ، ملقب به …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » ايران, خاورمیانه, مصر, مقالات, مقالات تحلیلی

موانع برقراری روابط ایران و مصر: تداوم یا تغییر؟

نگارش در دی ۲۹, ۱۳۹۱ – ۱۱:۳۶ ق.ظ
موانع برقراری روابط ایران و مصر: تداوم یا تغییر؟
Share

طهمورث غلامی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

پس از وقوع انقلاب اسلامی ایران، روابط جمهوری اسلامی و دولت مصر قطع شد. دلیل این امر صلح مصر با اسرائیل و انعقاد پیمان صلح کمپ دیوید توسط انور سادات، رئیس جمهور مصر، عنوان شد.این به خاطر آن بود که جمهوری اسلامی ایران یکی از اساسی ترین اصول سیاست خارجی خود را مبارزه با اسرائیل و دفاع از آرمان های فلسطین می دانست. البته به دنبال این مسئله جنگ ایران و عراق و حمایت های مصر از عراق در این جنگ سبب شد که روابط دو کشور کماکان قطع باشد. پس از پایان جنگ تحمیلی، روابط ایران با بسیاری از دولت های عربی مانند عراق، اردن، الجزایر و حتی عربستان برقرار و گسترش یافت. اما روابط ایران و مصر همچنان تیره ماند. در دولت محمد خاتمی تلاش هایی برای گشایش روابط سیاسی ایران و مصر آغاز شد که این تلاش ها به نتیجه ای منجر نشد و با مخالفت های داخلی در ایران و مصر مواجه شد. با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد نیز همچنان برای برقراری روابط تلاش شد و رئیس جمهور ایران اعلام کرد در صورت آمادگی مصر، جمهوری اسلامی ایران حاضر است در کمتر از یک روز سفارت خانه خود در مصر را افتتاح کند. این تلاش ها نیز به نتایجی منجر نشد. با وقوع بهار عربی در مصر و روی کار آمدن اسلام گرایان در این کشور، این گونه تصور شد که با قدرت گرفتن اسلام گرایان دیگر مانعی برای برقراری روابط سیاسی میان ایران و مصر وجود ندارد. از این رو از تحولات مصر در جامعه ی ایران استقبال شد و از محمد مرسی برای حضور در اجلاس عدم تعهد به عنوان مهمانی مهم دعوت شد. هر چند مرسی صرفاً به تحویل دادن ریاست عدم تعهد از مصر به ایران اکتفا کرد و بلافاصله تهران را ترک کرد. با این حال تلاش ها برای از سرگیری روابط بویژه از سوی جمهوری اسلامی، با جدیت بیشتری دنبال می شود به گونه ای که اخیراً وزیر خارجه ی ایران به مصر رفته است تا نامه ی رئیس جمهور ایران را تحویل محمد مرسی دهد. سؤالی که این نوشتار قصد بررسی و پاسخ به آن را دارد این است که آیا به راستی با روی کار آمدن اسلام گرایان در مصر موانع آغاز روابط دو کشور برطرف شده است؟ در پاسخ به این سؤال استدلال می گردد که برخی از موانعی که در گذشته مانع روابط دو کشور بوده اند، همچنان حل نشده باقی مانده است و شکل برخی دیگر از عوامل، صرفاً تغییر کرده است. در ادامه تلاش می شود که به این دو دسته از عوامل پرداخته شود.

کلید واژگان: روابط ایران و مصر، مصر و پیمان کمپ دیوید، جمهوری اسلامی و روابط مصر و اسرائیل.

تبیین رخداد

عوامل ثابت و پایدار: از زمان قطع روابط ایران و مصر تا کنون برخی از عوامل ثابت و ماندگار مانع آغاز دوباره ی روابط ایران و مصر شده است و همچنان در این دسته از عوامل تغییری صورت نگرفته است. به گونه ای که می توان از تداوم موانع گشایش روابط ایران و مصر سخن راند. این عوامل عبارت اند از:

  1. پیمان کمپ دیوید: صلح مصر با اسرائیل اصلی ترین دلیل انقلابیون ایران برای قطعی روابط ایران و مصر بود و این مسئله همچنان مورد تأکید جناح محافظه کار و قدرتمند ایران می باشد. جمهوری اسلامی ایران معتقد است که مصر با انعقاد پیمان صلح کمپ دیوید، اجماع عربی علیه اسرائیل را به شکست رسانید و از این طریق مانع تکرار دوباره ی جنگ های عربی علیه اسرائیل شد. به دنبال صلح مصر با اسرائیل دیگر دولت های عربی نیز در مسیر صلح با اسرائیل حرکت کردند و از این رو از نگاه جمهوری اسلامی مصر پرچمدار سازش در جهان عرب و انور سادات خائن به آرمان های اسلامی و فلسطین است. جمهوری اسلامی نام یکی از خیابان های تهران را به نام قاتل انور سادات ثبت کرده است. در زمان مبارک عنوان می شد که تأکید جمهوری اسلامی ایران بر پیمان کمپ دیوید دخالت در حاکمیت داخلی مصر است. از طرفی جمهوری اسلامی ایران باید بتواند ملاحظات امنیتی مصر را درک بکند. زیرا مصر با اسرائیل دارای مرز مشترک است و نسبت به جمهوری اسلامی ایران که فاصله ی دوری از اسرائیل دارد، دارای شرایط متفاوتی است. از طرفی پیمان کمپ دیوید سبب شد که مصر بتواند صحرای سینا را بازپس گیرد و از طریق صلح با اسرائیل نگاه خود را معطوف به اقتصاد مصر سازد. هم اکنون نیز که محمد مرسی به حکومت رسیده است، اعلام کرده است که به کمپ دیوید پایبند است و تا کنون اقدامی را به منظور لغو پیمان کمپ دیوید انجام نداده است. به نظر می رسد سیاست مرسی، تقابل و تنش با اسرائیل مانند دوران جمال عبدالناصر نمی باشد. لذا باید گفت که این مانع روابط دو کشور همچنان وجود دارد و بعید به نظر می رسد که مصر حاظر باشد سیاست های ضد اسرائیلی جمهوری اسلامی ایران را به صورت صریح مورد تأیید قرار دهد.
  2. عدم اجماع: فقدان اجماع میان نخبگان سیاسی دو کشور یکی دیگر از موانع گشایش روابط سیاسی میان دو کشور است. طیف میانه رو در ایران اعتقاد دارد همچنان که جمهوری اسلامی ایران با دولت های عمان و اردن که پیمان صلح با اسرائیل منعقد کرده اند، رابطه دارد، با مصر نیز باید رابطه داشته باشد. در مقابل جناح دیگر شرط از سر گیری روابط با مصر را موضع گیری این کشور علیه کمپ دیوید می داند. در داخل مصر نیز این اختلاف نظر وجود دارد. طیفی که امروز بیشتر در ارتش مصر وجود دارد مخالف از سرگیری روابط با ایران است. آنها مواضع ایران را نسبت به انور سادات نمی پذیرند. از طرفی معتقد به حمایت ایران از سودان علیه مصر هستند. ژنرال تنتاوی، وزیر دفاع مصر در زمان مبارک، ایران را بزرگترین تهدید مصر می دانست. از طرفی در جامعه ی امروز مصر، حتی در بین اسلام گرایان نسبت به جمهوری اسلامی ایران اجماع وجود ندارد. به گونه ای که سلفی های مصر کاملاً مخالف رابطه با ایران هستند و جمهوری اسلامی را به تلاش برای گسترش شیعه گری در مصر متهم می کردند. لذا باید گفت که این مانع نیز همچنان در جامعه ی دو کشور وجود دارد.

در کنار این دسته از عوامل باید به عوامل دیگری نیز اشاره کرد که در گذشته و در زمان مبارک مانع روابط ایران و مصر می شد و با سقوط مبارک می توان گفت که این عوامل به شکل سابق دیگر مانع از سر گیری روابط نیستند اما همچنان به شکل دیگری در راه برقراری روابط محدودیت ایجاد می کند. یکی از این عوامل اسلام سیاسی است. در زمان مبارک، مصر جمهوری اسلامی ایران را متهم به حمایت از گروه های اسلام گرا در داخل مصر و نیز در داخل سودان علیه مصر می کرد. بر این مبنا، مصر قائل به نقش جمهوری اسلامی ایران در برخی از حملات تروریستی در مصر در دهه ی 1990 میلادی بود. آنها سازمان جهاد اسلامی مصر را که به زعم آنها یک سازمان تروریستی بود، مورد حمایت ایران می دانستند. با روی کار آمدن اسلام گرایان، تأثیرگذاری این عامل تا حدود زیادی تعدیل شده است. اما باید گفت که جناح های ملی گرا، لیبرال و سکولار مصر با نزدیکی مصر با جمهوری اسلامی ایران مخالفت خواهند کرد. هر چند بخشی از اسلام گرایان مصر نیز قائل به این هستند که جمهوری اسلامی ایران به دنبال ترویج مذهب شیعه در جامعه ی مصر می باشد. یکی دیگر از عوامل نام خیابان خالد اسلامبولی، قاتل انور سادات می باشد.

دولت مصر در زمان مبارک این نام را نشان دهنده ی تداوم ضدیت ایران با کمپ دیوید می دانست و خواهان تغییر این نام بود. دولت فعلی مصر نیز هر چند به اندازه ی دولت مبارک روی این مسئله حساسیت ندارد، اما اگر با آن نیز مخالفت نکند خود به معنی پذیرش ضمنی مخالفت با کمپ دیوید است.

دورنمای رخداد

برخی از موانعی که در گذشته در برقراری دوباره ی رابطه ی ایران و مصر تاثیرگذار بود، همچنان حل نشده باقی مانده است. در شرایط فعلی نیز دو مسئله ی جدید بر سر راه روابط دوباره ی ایران و مصر قرار گرفته است. این دو مسئله عبارتند از مسئله ی سوریه و مواضع متضاد ایران و مصر در باره بحران سوریه و نیز مسئله ی صلح و سازش گروه های فلسطینی با اسرائیل.

 لذا در کنار عوامل یاد شده باید نقش این دو عامل را نیز به عنوان موانع بازدارنده ی از سرگیری روابط ایران و مصر مورد توجه قرار داد. در مسئله ی سوریه، مصر از مخالفین بشار اسد حمایت می کند و در فلسطین نیز جنبش حماس را به سازش و صلح با فتح تشویق می کند که این سازش زمانی امکان پذیر است که حماس مواضع فتح در قبال اسرائیل را بپذیرد. به نظر می رسد که در آینده جمهوری اسلامی ایران نه تنها بر مخالفت خود با پیمان کمپ دیوید باقی بماند، بلکه با تلاش های مصر برای میانجی گری میان حماس و فتح نیز مخالفت کند. البته اگر تلاش های مصر معطوف به تشویق کردن و ترغیب کردن حماس به سازش با اسرائیل باشد. تاکنون تلاش عکس از مصر مشاهده نشده است مبنی بر این که تلاش کند که جنبش فتح را از اسرائیل دور کند. 

Share