آذر ۴, ۱۴۰۰ – ۹:۱۶ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

همگرایی، وضعیتی است که در آن، گروه‎ها، سازمان‎ها، نهادها یا کشورها، برای حفظ منافع جمعی، به همکاری گسترده با یکدیگر بپردازند و به سوی نوعی وحدت …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

مقایسه نشست دوحه و تهران درباره سوریه، سناریویی برای بی­ثباتی یا ثبات

نگارش در آذر ۱۵, ۱۳۹۱ – ۸:۲۲ ق.ظ
مقایسه نشست دوحه و تهران درباره سوریه، سناریویی برای بی­ثباتی یا ثبات
Share

مصطفی حسین­زاده

مرکز بین­ المللی مطالعات صلح- IPSC

بیان رخداد

بعد از شروع اعتراض­ها در سوریه از ماه مارس 2011 و ادامه درگیری­ها در این کشور هنوز چشم­انداز مناسبی برای پایان درگیری­ها در این کشور نمی­توان متصور شد. در آبان و آذر امسال (1391) دو نشست در دوحه و تهران درباره سوریه با دو هدف متفاوت برگزار شد. سوال ما در پژوهش آن است که این دو نشست چه تاثیری در روند ثبات یا بی­ثباتی در سوریه خواهد داشت. دیگر سوال‌های فرعی شامل: آیا نشست تهران می­تواند برای حل بحران سوریه و برقراری ثبات کمک نماید؟ آیا تداوم درگیری با توجه به شرایط خاص موجود در سوریه و رویکردهای بین­المللی در قبال آن در نهایت به ثبات می­انجامد و به هدفش در براندازی بشار اسد نائل می­شود؟

واژگان کلیدی: نشست تهران، نشست دوحه، موافقان و مخالفان سوریه، حل مسالمت آمیز اختلاف، توقف خشونت و درگیری مسلحانه، مداخله خارجی

تحلیل رخداد

بعد از بیداری اسلامی در منطقه و سقوط دولت­ها بوسیله مبارزه مسلحانه و حمایت­های تسلیحاتی از سوی غرب و کشورهای منطقه به نظر می­رسد که در مورد سوریه وضع متفاوت خواهد بود و به زعم غرب و مشوقان مبارزه مسلحانه در منطقه روش مسالمت­آمیز و گفت­وگو می­تواند ابزار مهم و تعیین‌کننده در حل اختلافات باشد و تعیین نمایندگان ویژه از سوی سازمان ملل و اتحادیه عرب برای حل بحران از نشانه­های تمایل برای حل مسالمت­آمیز بحران است. جمهوری اسلامی ایران راه حل بحران سوریه را گفت‌وگو به همراه کنار گذاشتن خشونت، تصمیم‌گیری از طریق مجاری مردم سالاری و گفت­وگوی ملی می­داند که در ادامه به مولفه­های آن پرداخته می­شود.

نشست دو روزه تهران در روز یکشنبه 28 آبان 1391 در هتل استقلال با حضور 200 چهره سیاسی از 40 حزب سیاسی سوریه ( از جمله حزب دموکراتیک اجتماعی، حزب دموکراتیک سوریه، حزب دموکراتیک لائیک، انجمن جوانان مستقل، حزب ملی اکراد، جبهه نجات ملی، انجمن پیروزی وحدت ملی و…) و دیگر چهره­های سیاسی، دینی و فرقه­ای در داخل و خارج سوریه که دارای پایگاه اصلی و برجسته در سوریه هستند (رهبران دینی، شخصیت­های سیاسی، قومی و نمایندگان و سران گروه­های معارض) با حضور نمایندگان دولت سوریه و پارلمان این کشور و کشورهای افغانستان، الجزایر، ارمنستان، بلاروس، بنین، چین، کوبا، اکوادور، گرجستان، هند، عراق، قزاقستان، قرقیزستان، مالدیو، نیکاراگوئه، عمان، پاکستان، روسیه، سریلانکا، سودان، تاجیکستان، تونس، ترکمنستان، ونزوئلا و زیمبابوه؛ با شعار «خشونت نه، مردم‌ سالار‌ی ‌آری[i]» در این نشست معاون نخست وزیر در امور اقتصادی و وزیر تجارت بین­الملل و مصرف سوریه قدیر جمیل[ii] و وزیر آشتی ملی سوریه علی حیدر[iii] به عنوان نماینده دولت حضور داشتند.[1]

نشست مخالفان و موافقان سوریه در تهران زمانی برگزار شد که در آبان ماه اجلاس مخالفان سوریه در دوحه تشکیل شد با این تفاوت که تنها مخالفان در این نشست حضور داشتند. نشست تهران نشانگر تحرکات تازه از سوی ایران برای پیشبرد سیاست­های منطقه­ای خود مطابق با واقعیت­های موجود و تاثیرگذار بر تحرکات سوریه می­باشد. لذا برای درک بهتر شرایط حاکم بر نشست تهران ابتدا نشست دوحه و دستاوردها و اهداف آن را بررسی می­کنیم.

الف- نشست دوحه

این نشست در آبان ماه امسال به میزبانی قطر برگزار شد. این نشست عمدتا نشست تک جانبه گروه­های مخالف بشار اسد بود که عمدتا برای ایجاد انسجام در صف درگیری­ها برگزار شد. در این نشست ائتلاف ملی نیروهای انقلابی و مخالف سوریه[iv] (SNCROF) به جای شورای ملی سوریه[v](SNC) که از سوی نیروهای مخالف داخلی و خارجی اعتبارش را از دست داده بود جایگزین شد. شورای ملی سوریه با توجه به عدم تبعیت از نظرات آمریکا و ایجاد مشکلات فرقه­ای- قومی در داخل آن و لجاجت اعضا اعتبارش را در نزد آمریکا به عنوان ائتلافی که بتواند مخالفان را رهبری نماید از دست داده بود. بدین ترتیب مدت­ها شورای ملی سوریه از سوی آمریکا تحت فشار بود و به دنبال یک ائتلاف جایگزین برای آن بودند که در نشست دوحه این فرصت بوجود آمد. کارویژه این ائتلاف تشکیل حکومت موقت[vi] در تبعید برای فراخوانی کنفرانس ملی در صورت سقوط بشار اسد است. اعضای شورای ملی سوریه (که در ترکیه به مدت 2 سال در تبعید بودند) همواره متهم به ملاحظات فرقه­ای بودند و برای مبری ساختن خود از این اتهامات جرج صبرا[vii] که مسیحی بود را به عنوان رئیس انتخاب کردند، اما در نهایت تسلیم خواسته آمریکا شدند. در این نشست شیخ معاض الخطیب[viii] که یک اسلام­گرای میانه­رو است به عنوان رئیس ائتلاف جدید نیروهای مخالف انتخاب شد. وی نهضت اخوان المسلمین که جریان اصلی تبعیدی­­های سوریه است را نمایندگی می­کند. این ائتلاف دو معاون دارد: 1- آتاسی جلید[ix] عضو کمیته­های هماهنگی محلی که جنگ‌های مسلحانه را در شهرهای سوریه سازماندهی می­کرد 2- ریاد سیف[x] نماینده سابق پارلمان سوریه و تاجر که یک عنصر معتمد آمریکا در سفارت این کشور در دمشق بود. دبیرکل ائتلاف جدید مصطفی الصباغ[xi] رئیس اجلاس تجاری سوریه و یکی از سرمایه­داران تبعیدی می­باشد که به عربستان و قطر پیشنهاد پرداخت حقوق به شورشیان سوری را داد. بنابراین یکی از اهداف کنفرانس دوحه تشکیل ائتلاف جدید و تغییر رهبری آن بمنظور پایان دادن به اختلافات فرقه­ای ظاهر شده در ائتلاف برای ادامه جنگ و خشونت بود. مهمترین اصل توافق شده در این نشست: عدم مشارکت در مذاکرات و گفتگوها با دولت سوریه است که در حقیقت انکار مستقیم موافقت ژنو که در ژوئن امسال توسط سازمان ملل برپا شد می­باشد. در این موافقت­نامه آمریکا خود را ملتزم به حمایت از گفتگوی ملی مسالمت­آمیز کرده بود که با نشست دوحه عکس آن را ثابت نمود. با این حال ائتلاف جدید اقتدار کمی بر ارتش سوریه آزاد[xii] دارد و حتی این میزان نفوذ در نزد گروه­های سلفی و جهادی کمتر است بطوری که 14 گروه از مخالفان افراطی در نوار ویدیوئی که 19 نوامبر منتشر شد برکناری خود را از ائتلاف جدید عنوان کردند. در 21 نوامبر نیز گروه­های شورشی در شمال سوریه کناره­گیری خود را از این ائتلاف آمریکایی اعلام کردند.[2]

اهداف نشست دوحه

–       ایجاد ائتلاف جدید مطیع آمریکا

–       پیگیری سیاست­های پشت پرده بدست نیروهای مخالف

–       اصرار بر تداوم جنگ و عدم شرکت در هر نوع مذاکره

–       برکناری بشار اسد به عنوان تنها شرط شرکت در مذاکره و گفتگو

–       حضور بیشتر نیروهای سلفی و افراطی در عرصه جنگ­های داخلی

–       بی­اثر کردن تلاش نماینده ویژه سازمان ملل اخضر ابراهیمی در حل بحران

–       مقابله با رویکردهای منطقه­ای ایران در سوریه

با توجه به متغیرهای گفته شده در بالا نشست دوحه نشستی تهاجمی و در راستای نیات قطر، عربستان سعودی، ترکیه و آمریکا و محافل غربی جهت تنش و براندازی است و مصالحه را به نفع نیروهای مخالف و منافع خود نمی­دانند. سناریویی که برای سوریه با توجه به نشست دوحه و تاکید بر تداوم درگیری­ها و استقرار سیستم ضدهوایی پیشرفته پاتریوت[xiii]در مرز ترکیه و سوریه، در نظر گرفته شده بسیار شبیه سناریوی منطقه پرواز ممنوع[xiv] در شمال عراق در دوره صدام برای ایجاد منطقه حائل و حاشیه امنیت برای گروه­های شورشی جهت مداومت در جنگ­ها است. چشم­انداز چنین سنارویی برای سوریه تاریک به نظر می­رسد که دلایل تاریک و مبهم بودن آینده سوریه در چنین سناریویی در ادامه و در قالب سوال زیر بدان پاسخ داده می­شود.

آیا تداوم درگیری با توجه به شرایط خاص موجود در سوریه و رویکردهای بین­المللی در قبال آن در نهایت به ثبات می­انجامد و به هدفش در براندازی بشار اسد نائل می­شود؟

تصمیم نشست دوحه برای تشکیل گروه منسجم جنگ علیه سوریه گواهی برای تداوم درگیری در این کشور است. شواهدی وجود دارد که شرایط موجود در سوریه متفاوت با مورد لیبی است و امکان برقراری ثبات در این کشور و براندازی بشار اسد در این حالت تاریک و مبهم به نظر می­رسد. آنچه که شرایط سوریه را متفاوت می­کند در ذیل بدان اشاره می­شود:

–       عدم اجماع گروه­های مخالف در سوریه: گروه­های درگیر در سوریه 2 دسته­اند؛ 1- گروه­هایی که طرفدار جنگ مسلحانه هستند 2- گروهای طرفدار روش مسالمت­آمیز حل اختلاف. در این میان گروه­های طرفدار در جنگ مسلحانه اگرچه هدف یکسانی دارند اما شکاف و چنددستگی ایدئولوژیک در بین آنها وجود دارد و امکان اجماع را تا حدود زیادی مشکل می­نماید. بطوریکه ارتش سوریه آزاد  از ابتدای درگیری­ها خود را نماینده مشروع جنگ علیه بشار اسد می­داند عقاید سکولاری دارند و عمدتا عرب سنی هستند در حالی که القاعده و گروه­های جهادی سلفی که اخیرا به درگیری­ها داخل سوریه و به منظور ادعای حقوقی برای خود در آینده با کمک مالی و حمایت عربستان سعودی و قطر وارد عرصه درگیری­ها شده­اند رویکرد افراطی و سلفی دارند که چشم­انداز درگیری­ها را مبهم و پیچیده­تر می­سازد.

–       عدم حضور کامل نیروهای مخالف در اجلاس دوحه: بسیاری از نیروهای داخلی مخالف دولت سوریه (گروه­های طرفدار گفتگو) به ائتلاف ملی مخالفان و نیروهای انقلابی سوریه ملحق نشده بودند. القاعده و گروه­های افراطی از دیگر غایبان این نشست بودند.

–       تناقض در نشست دوحه: تناقض موجود در نشست دوحه به حضور القاعده و نیروهای افراطی در عرصه جنگ­ سوریه برمی­گردد. چرا که آمریکا با حمایت از ارتش آزاد سوریه و دیگر مخالفان مسلح در شمال سوریه به صورت ضمنی دست القاعده و دیگر گرو­ه­های افراطی را باز می­گذارد که آینده درگیری در این کشور را پیچیده­تر می­نمایاند. آمریکا همواره با القاعده و گروه­های افراطی در افغانستان، پاکستان، یمن و اخیرا سومالی و افریقا درگیر است و آن را یکی از مهمترین تهدیدها نه تنها برای خود بلکه برای دنیا می­داند. لذا در اینجا همان سیاست دوگانه آمریکا مطرح می­شود. احتمال بارزتر شدن اختلافات بین گروه­های رادیکال با نیروهای میانه و راست درگیر در جنگ همواره بالا است.

–       حمایت جریان اصلی مخالفان از جنگ برای حل بحران: بطوری که رئیس ائتلاف جدید سوریه (ائتلاف مخالفان) معاض الخطیب همچنان طرفدار جنگ مسلحانه برای حل بحران است و تنها شرط گفتگو را برکناری بشار اسد می­داند.[3]بلوک ملی دموکراتیک[xv](NDB) هم که متشکل از گروه­های گوناگون مخالف در داخل سوریه است از جنگ به صورت ضمنی حمایت می­کنند.[4]

–       عدم تمایل غرب برای ورود مستقیم به بحران: با توجه به انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، بحران مالی در اروپا و آمریکا، رویکرد کاهش عرصه­های جنگی و حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه از سوی اوباما، عدم وجود منافع مشوق در سوریه (نظیر منابع نفتی)، حمایت رژیم صهونیستی از تداوم درگیری­ها چرا که همواره از بیداری اسلامی در منطقه هراسان است و وجود شکاف­های قومی– فرقه­ای در منطقه و سوریه که احتمال شیوع درگیری در منطقه را افزایش می­دهد که منافع غرب را تهدید و امکان کنترل آن را سخت می­کند، لذا عدم وجود اشتیاق و تمایل غرب برای حضور نظامی مستقیم در سوریه سبب می­شود که نتوان چشم­انداز ثبات را بر اساس مدل نشست دوحه لااقل در کوتاه مدت و میان مدت متصور شد. و لذا همین امر چشم­انداز این نشست را در موفقیت آن در برکناری بشار اسد مبهم و تاریک کرده است.

–       حمایت روسیه و چین از بشار اسد: مطمئنا یکی از مهمترین موانع ورود نظامی غرب به سوریه وتوی قطعنامه­های شورای امنیت مبنی بر مداخله نظامی می­باشد.

–       فرستادن نماینده­های ویژه از سوی سازمان ملل و اتحادیه عرب: این امر نشان از عدم قاطعیت بین‌المللی برای ورود به جنگ و اتمام کار در عرض چند هفته به مانند سناریوی لیبی است لذا سناریوی دوحه لااقل در کوتاه مدت و میان مدت نمی­تواند کارگشا باشد.

بنابراین با توجه به مواضع بررسی شده و منتفی بودن حمله مستقیم نظامی لااقل برای کوتاه مدت، جمهوری اسلامی ایران فرصت را برای فراهم نمودن مذاکرات بین موافقان و مخالفان مغتنم شمرده و نشستی را بمنظور حل مسالمت‌آمیز اختلافات را ترتیب داد که در ادامه بدان پرداخته می­شود.

ب-  اهداف نشست تهران

–       جلوگیری از سقوط دولت بشار اسد

–       جلوگیری از خدشه وارد شدن به استقلال و یکپارچگی سرزمینی سوریه

–       برقراری گفتگوی ملی بین مخالفان و موافقان و شخصیت­های مختلف سیاسی، قومی و مذهبی به منظور تشکیل دولت موقت ملی که زمینه را برای برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاست­جمهوری فراهم نماید. ایران همواره با راه­حل­های نظامی و خشونت طلب که از سوی آمریکا، ترکیه، قطر و عربستان سعودی حمایت می­شود مخالف است و آن را علیه منافع ملت سوریه و تهدید کننده صلح در منطقه می­داند.

دستاوردهای نشست:

در این نشست حاضران بر توقف درگیری و خشونت در سوریه و راه­حل مسالمت­آمیز برای حل اختلافات توافق کردند. مهم­ترین دستاورد نشست تشکیل کمیته 16 نفره پیگیری[xvi]و گروه تماس[xvii] بود. ابتکار ایجاد گروه تماس سوریه بوسیله ایران، مصر، ترکیه و عربستان سعودی در اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی در مکه 24-25 مرداد مطرح شد و در این نشست با تلاش ایران عملیاتی شد. کارویژه این کمیته، پیگیری توافقات بدست آمده آمده در نشستدرذنتاعهغ89726÷6در نشست تهران و تماس با دیگر گروه­های سوری برای آماده کردن زمینه برای گفتگوی ملی، آشتی ملی و اصلاحات سیاسی است. در این نشست حاضران مداخله خارجی در امور داخلی سوریه از جمله کنفرانس دوحه را محکوم نمودند. نکته مهم در این نشست تفاوت دیدگاه­ها برای تشکیل حکومت انتقالی در سوریه بود. مخالفان خواستار جزئیات بیشتر برای تشکیل حکومت انتقالی بودند اما موافقان بشار اسد از آن استقبال نکردند و لذا توافقی در این زمینه حاصل نشد. [5]

توافقات بدست آمده در نشست:

–       توافق همه طرف­ها به راه­حل مسالمت­آمیز برای حل بحران

–       مخالفت با مداخله خارجی در امور داخلی سوریه

–       احترام به اتحاد ملی، حاکمیت سوریه و یکپارچگی ارضی

–       احترام به خواسته­های مشروع و قانونی مردم سوریه

–       مخالفت با هرگونه خشونت و محکومیت گسترش درگیری مسلحانه

–       توقف درگیری­ها و تداوم گفتگوها برای ادامه اصلاحات

–       کنترل مرزهای سوریه برای جلوگیری از قاچاق تجهیزات جنگی به داخل سوریه

–       حمایت از تمام مخالفان در داخل و خارج از سوریه

–       انسجام در برابر اسرائیل (اعتقاد بر این است که یکی از دلایل ناامنی­ها در سوریه رویکرد مقاومت و تقابلی سوریه با اسرائیل بوده است)

–       تعیین سرنوشت سوریه  به دست خود مردم[6]

آیا نشست تهران می­تواند برای حل بحران سوریه و برقراری ثبات کمک نماید؟

در اینجا دو نظر وجود دارد. 1- نظری که معتقد است با توجه به شرایط سوریه و عدم حمله مستقیم غرب و عدم موفقیت نیروههای شورشی درگیر در براندازی بشار اسد تاکنون، می­تواند راه‌گشا باشد. 2- نظری که موفقیت این نشست را زیر سوال می­برد و دلایلی که برای آن مطرح است در ذیل اشاره می­شود:

–       عدم حضور کامل مخالفان در نشست: بطوری که ارتش آزاد سوریه و مبارزان شمال به همراه دیگر گرو­های افراطی در این اجلاس شرکت نکردند. گروه­های حاضر در تهران عمدتا شامل مخالفانی بودند که طرفدار روش مسالمت­آمیز حل اختلافات می­باشند.

–       عدم حمایت تعدادی از کشورهای منطقه­ای و فرامنطقه­ای که از عاملان اصلی حمایت از مخالفان هستند.

–       میزان بالای کشته­ها در این درگیری­ها

–       عدم اقدامات موثر در نشست جهت بررسی تشکیل دولت موقت و انتقالی که یکی از خواسته­های مهم مخالفان حاضر در نشست بود.

–       دخیل بودن متغیرهای مختلف قومی، فرقه­ای و سیاسی که چشم­انداز حل بحران را پیچیده کرده است.

دورنمای رخداد

نشست دوحه حامی جنگ و بی­ثباتی است و آن را راه­حل بحران می­داند اما از آنجایی که حمایت مستقیم نظامی از این گروه­ها وجود ندارد موفقیت آن در کوتاه مدت سخت و دشوار است و باعث فرسایشی شدن جنگ، درگیری و بی­ثباتی می­شود. به نظر می­رسد که بحران سوریه می‌تواند به شیوه مسالمت­آمیز و از طریق گفتگو حل شود و جریان بیداری اسلامی و سقوط دولت­ها از طریق درگیری مسلحانه شاید این بار در قضیه بحران سوریه عملی نشود. در این میان جمهوری اسلامی ایران با ابتکار نشست تهران فرصت لازم را برای ملاقات گروه­های مخالف و موافق سوریه فراهم آورد تا زمینه برای حل مسالمت­آمیز بحران مهیا شود. اما این نشست نیز با توجه به عدم شرکت نمایندگان ارتش سوریه آزاد و دیگر گروه­های افراطی در این نشست رسیدن به توافقات بعدی را در هاله­ای از ابهام قرار داده است. هم مخالفان و هم موافقان هیچ­کدام بر یکدیگر برتری برجسته ندارند لذا چشم­انداز حل بحران دشوار به نظر می‌رسد.



[i] – No for Violence, Yes for Dialogue and Democracy

[ii] – Qadri Jamil

 [iii]- Ali Haidar

[iv] – Syrian National Coalition of the forces of the opposition and the revolution

[v] – Syrian National Council

[vi] – interim government

[vii] – George Sabra

[viii] – Mouaz Alkhatib

[ix] – Atassi Jalid

[x]– Riad Seif

[xi] – Moustafa al-Sabagh

[xii] – Free Syrian Army

[xiii]– patriotic missile  

[xiv] – buffer zone

[xv] – The National Democratic Bloc

[xvi] – 16-member committee to follow up

[xvii] – Contact group



[2] – Yusuf Fernandez, Syrian Tehran meeting in full contrast with Doha meeting war messages, Wed Nov 21, 2012 available at: http://www.presstv.ir/syrian –tehran – meeting- in-full-contrast-with-doha-meeting-war-message/

[3] – Iran plans “Syrian national dialogue” meeting, 14 Wednesday November 2012, available at: http://www.irdiplomacy.ir/en/page/1909177/Iran+plans+%26quot%3BSyrian+national+dialogue%26quot%3B+meeting.html

[4] – Tehran meeting on Syria aims at reconciliation, peaceful settlement: officials, 18 November 2012 , available at:   http://en.apa.az/news_tehran_meeting_on_syria_aims_at_reconcil_1827

[6]– National Syrian dialogue meeting concludes in Tehran, 19 November 2012, available at: http://www.globalresearch.ca/national-syrian-dialogue-meeting-concludes-in-tehran/5312363

 

Share