مهر ۳۰, ۱۴۰۰ – ۹:۳۲ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح– IPSC

پاکستان که یکی از عجیب ترین متحدان ایالات متحده امریکا در جنوب آسیا محسوب می شود و توسط ائتلافی متزلزل از سیاستمداران ناکارآمد و رهبران نظامی …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

مرداب شام و نیلوفرهای سومری: پیامدهای بحران سوریه بر عراق

نگارش در آذر ۲۲, ۱۳۹۱ – ۴:۵۷ ق.ظ
مرداب شام و نیلوفرهای سومری: پیامدهای بحران سوریه بر عراق
Share

سیدمهدی پارسایی

مرکز بین­المللی مطالعات صلح – IPSC

                                                                    

بیان رویداد

در میان همسایگان سوریه شاید هیچ کشوری به اندازه همسایه شرقی، یعنی عراق از پیامدهای بحران سوریه تاثیر نپذیرد. ساختار اجتماعی و قومی عراق،کیفیت چینش قدرت سیاسی و نگاه به عراق در ماتریس توازن قدرت منطقه­ای در خاورمیانه در محور ایران-عربستان، امکان مصون ماندن بغداد از پیامدهای دگرگونی در سوریه را تقریبا ناچیز نشان می­دهد. لذا با به نقطه جوش رسیدن بحران سوریه،  بغداد روزهای پرفشار و مبهمی را فراروی خود می­بیند. محدود ماندن حکومت بشار اسد به دمشق،  سقوط احتمالی اسد و روی کار آمدن دولت سنی چه از نوع اخوانی و چه از نوع سلفی و درگیری احتمالی بین کردها و عرب­ها در مورد تقسیم قدرت در سوریه پس از اسد، پیامدهای داخلی و منطقه­ای مهمی بر روی حکومت مرکزی عراق و به طور کلی ثبات منطقه دارد. پرسش این نوشتار بدین صورت است که سقوط احتمالی نظام سوریه، چه پیامدهایی بر امنیت داخلی عراق، مناسبات دولت مرکزی عراق با حکومت اقلیم کردستان و رقابت­های منطقه­ای بین ایران-عربستان در عراق خواهد داشت؟ به نظر می­رسد با گسترش بحران سوریه، عراق به واسطه مرزهای مشترک، اشتراکات و تفاوت­های فرهنگی، مذهبی و قومی به مراتب بیش از هر کشوری در خطر تسری خشونت­های فرقه­ای و عوامل ناامن­ساز قرار خواهد گرفت، امری که علاوه بر قدرتمندتر کردن جریان­های بنیادگرای عراقی، موضع دولت مرکزی عراق در برابر حکومت اقلیم کردستان را نیز تضعیف خواهد نمود. به نظر می­رسد از میان سه سناریوی نزدیک­تر شدن عراق به ایران، دوری دولت عراق از ایران( نزدیک شدن به جهان عرب) و ایجاد تعادل بین تهران-ریاض، سومین سناریو محتمل­ترین گزینه در سیاست خارجی عراق در فضای جدید منطقه خواهد بود.

  

واژگان کلیدی: بحران سوریه، عراق، حکومت اقلیم کردستان، افراط­گرایی، فرقه­گرایی، ارتش آزاد عراق، ایران، عربستان، توازن قدرت.

تحلیل رویداد 

الف) پیامدها برای امنیت داخلی عراق:

به نظر می­رسد بحران سوریه به گسترش افراط­گرایی و فرقه­گرایی کمک شایان توجهی نموده است. مسله­ای که تاثیرات مهمی بر امنیت همسایگان سوریه خصوصا لبنان و عراق خواهد گذاشت. در این میان عراق پتانسیل بیشتری برای تاثیرپذیری داراست. بافت قومی و مذهبی عراق به گونه­ای است که شباهت­های زیادی با سوریه دارد. 605 کیلومتر مرز مشترک بین سوریه و عراق وجود دارد که حدود 500 کیلومتر از آن مناطق بیابانی است. محافظت از این مرز طولانی با در نظر گرفتن عمر کوتاه حکومت مرکزی عراق در دوره پس از صدام بسیار دشوار است. مسئله هنگامی حادتر می­شود که عمده ساکنان مناطق مرزی مذکور با مرزنشینان سوری هم کیش­اند. عراق کشوری است که از 80-75% عرب، 20-15 % کرد و حدود5% ترکمن، آشوری و غیره تشکیل شده است. از نظر بافت مذهبی، این کشور دارای 65-60% شیعه، 37-32% سنی و کمتر از 3% مسیحی تشکیل شده است. در سمت مقابل سوریه دارای حدود 90% عرب و 10% کرد و ارمنی و غیره می­باشد. ساختار مذهبی سوریه درست نقطه مقابل عراق است یعنی تقزیبا 74% مذهب اهل سنت، حدود 16% شیعه علوی و دروزی و 10% مسیحی را در درون خود جا داده است(1).

جالب اینجاست حتی در زمان حکومت مستقر و باثبات بشار اسد در سال 2008 نوری المالکی در سازمان ملل دولت اسد را متهم به راه انداختن خشونت فرقه­ای در عراق به واسطه فرستادن جریان­های سنی تندرو از طریق خاک و مرز سوریه کرده بود(2). لذا به نظر می­رسد با حمایت­های معنوی سنی­های عراقی از هم کیشان خود در کشور همسایه به موازات فعال بودن جریان­های تندروی سنی عراقی در درگیر­های سوریه، در ادامه و در صورت روی کار آمدن یک دولت سنی تندرو در سوریه که احتمالش با توجه به حضور قدرتمند القاعده و نیروهای سلفی بسیار زیاد است، بغداد شاهد افزایش تهدیدات بنیادگرایانه با چاشنی فرقه­ای از سوی دولت سنی همسایه خواهد بود. در حال حاضر سنی­های عراق طرفدار مخالفان نظام اسد، کردها حامی ارتش آزاد کرد و سقوط اسد هستند. شیعیان عراق نیز نگران آینده وضعیت شیعیان سوریه هستند. این ساختار مشابه و در عین حال نامتجانس امکان تسری خشونت­های فرقه­ای در سوریه احتمالی پس از بشار اسد را آسان می­کند.

 امری که به واسطه بازیگران غیردولتی یعنی گروه­های افراطی سنی که عمدتا در قالب القاعده در سوریه علیه نظام این کشور می­جنگند و همین­طور منافع بازیگران منطقه­ای مثل عربستان سعودی که رابطه خصمانه­ای با دولت نوری المالکی دارد می­تواند بیشتر تشدید ­شود. حتی شاید ریاض به واسطه فشار مفتی­های سلفی تندروی سعودی و جناح تندروی خاندان سعودی اقدام به طرح بهار عربی-سنی برای جمعیت سنی نشین عراق کند. این مساله در چارچوب اعلام ارتش آزاد عراق در آگوست 2012 قابل تامل است(3). ارتش آزاد عراق در بحبوحه بحران سوریه و با تقلید از مدل ارتش آزاد سوریه در صفحات فیسبوک و تویتر از خود رونمایی کرد. گفته می­شود این ارتش آرام آرام در حال شکل­گیری و با هدف ایجاد مقاومت سنی در مقابل دولت شیعی عراق است. طرحی که علاوه بر دامن زدن به اختلافات فرقه­ای سنی-شیعه، جهت­گیری ضدایرانی نیز دارد. ارتش آزاد عراق در صفحه خود در شبکه­های اجتماعی هدف خود را انتقام گرفتن از دولت صفوی و شهروندان نوری مالکی- که از ظن آنان در ایجاد امنیت در عراق ناکام مانده­اند-، القاعده – به خاطر ایجاد ترس و حشت در شهر الانبار و نیروهای الصحوه – به دلیل همکاری با دولت نوری المالکی و اینکه آن را یک پروژه آمریکایی می­دانند- اعلام نموده است(4). مطمئنا حضور گرو­های افراطی عراقی در نبرد با دولت سوریه تاثیرات مهمی بر روی آینده آنها دارد به طرقی که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.

در نبرد سوریه نیروهای القاعده شاخه عراق در کنار نیروهای بنیادگرا با ملیت­های متفرقه آشنا شده­اند، این مساله فرصت­های جدیدی را فراروی آنها برای یارگیری و استخدام نیرو با هدف تقویت کادر خود در عراق پس از پایان کارشان در سوریه قرار داده است. دستاوردهای بنیادگرایان عراقی در نبرد سوریه اعتماد به نفس مناسبی به گروه­های جهادی برای ادامه حرکت­های خود در عراق داده است، چرا که پس از کشته شدن تعداد قابل توجهی از فرماندهان باسابقه آنها در نبرد با نیروهای آمریکایی از سال 2007 دچار نوعی ضعف شده بودند. به احتمال فراوان بحران سوریه به گروه­های افراطی عراق- که از روزهای اولیه شروع بحران عراق را ترک و وراد سوریه شدند – کمک زیادی کرده تا ارتباطات مناسبی با بعضی کشورهای عرب از جمله عربستان برقرار کنند مخصوصا اینکه اهمیت کمک­های مالی و تسلیحاتی به گروه­های مسلح جهادی در سوریه تا حدود زیادی از نظر کشورهای حامی افراط گرایی در جهان عرب روشن است. لذا این چنین به نظر می­آید که گسترش خشونت­های فرقه­ای در سوریه پس از سقوط احتمالی اسد، زمینه­های مناسبی برای تسری به داخل عراق دارد، این زمینه­ها عمدتا در ارتباط با همجواری جغرافیایی، بافت قومی-مذهبی عراق، فعال بودن افراطیون عراقی در سوریه و معادلات جدید قدرت  در عراق پس از صدام با چشم­اندازهای منطقه­ای آن است. دستیابی گروه­های افراطی به انبارهای سلاح­های شیمیایی دولت سوریه، این تهدیدات را بسیار جدی­تر و خطرناک­تر می­کند.

ب) پیامدها برای روابط دولت مرکزی با حکومت اقلیم:

بحران سوریه در ساخت داخلی سیاست عراق نیز می­تواند تاثیرات مهمی بر جای بگذارد. ساختار قدرت در عراق به گونه­ای است که در سیستم سیاسی این کشور شیعیان قدرت اصلی به حساب می­آیند. صرف نظر از این واقعیت، نزدیکی بغداد به ایران پس از سقوط صدام این چینش سیاسی را برای دولت­هایی همچون عربستان بسیار ناخوشایندتر کرده است. در حال حاضر شکاف­ها بین دولت مرکزی و حکومت اقلیم کردستان بسیار آشکار گردیده است. اختلاف اصلی بر سر منطقه کرکوک، منابع و تقسیم قدرت می­باشد. افزایش خشونت­ها در سوریه و خلاء قدرت احتمالی در سوریه پس از اسد می­تواند به استقلال و قدرت بیشتر اقلیم کردستان از دولت عراق به واسطه پیامدهای ناخوشایند سقوط بشار اسد برای دولت نوری المالکی منجر شود. حتی شکاف بین کردها و مالکی می­تواند به ائتلاف کردها، سنی­ها و گروه صدر در عراق منجر شود. از سوی دیگر چالش­های جدید همزمان این امکان را فراهم می­کند که دولت مرکزی و حکومت اقلیم کردستان به هم نزدیک­تر شوند. اما یک چیز مشخص است و آن اینکه در این صورت دیگر نوری مالکی چندان قادر نخواهد بود به نمایش قدرت بپردازد و از موضع بالا با حکومت اقلیم کردستان رفتار کند. اگرچه در شرایط کنونی در داخل تنش­ها بین دولت مرکزی و حکومت اقلیم کردستان بالا گرفته است اما در آینده  به واسطه شرایط جدید -یعنی افزایش ناامنی و بی­ثباتی در داخل عراق به تبع خلاء قدرت در سوریه و گسترش خشونت­های فرقه­ای – این زمینه وجود دارد که دولت مالکی همچون سال 2005 مجددا به سمت ائتلاف با کردها در انتخابات 2014 برود.

 مولفه مهم در آینده روابط دولت مرکزی و حکومت اقلیم کردستان، مساله کردها در سوریه و ترکیه است. در صورت ایجاد یک اقلیم یا منطقه کردی در سوریه، موقعیت اقلیم کردی عراق در داخل نیز بهبود خواهد یافت. از سوی دیگر به احتمال زیاد تنش بین منطقه کردی سوریه و دولت ترکیه به روابط مطلوب اقلیم کردستان عراق و دولت ترکیه نیز آسیب خواهد زد. زیرا ترکیه به هیچ وجه ایجاد یک موجودیت مستقل کرد در سوریه را به خاطر تبعات آن بر اوضاع داخلی خود برنمی­تابد. ترکیه آشکارا از حکومت اقلیم کردستان خواسته است که از ایجاد یک اقلیم کردی در سوریه حمایت نکنند، همچنین ترکیه از تحرکات پ.ک.ک در مرزهای سوریه- ترکیه اظهار نگرانی کرده است(5). این مسائل می­تواند به سرد شدن روابط آنکارا- سلیمانیه منجر شود امری که به نزدیک­تر شدن دولت مرکزی عراق و حکومت اقلیم کردستان کمک کند.

ج) پیامدها برای رقابت ایران و عربستان در عراق:

پیامدهای انقلاب­های منطقه، صرفا به ساختارهای داخلی کشورهای خاورمیانه محدود نمی­ماند و تاثیرات مهمی نیز بر نظام توازن قدرت منطقه­ای دارد. بحران سوریه یکی از تعیین­کننده­ترین پدیده­های سیاسی در میان تحولات منطقه است که می­تواند تاثیر سهمگینی بر ساختار نظام موازنه قدرت منطقه­ای داشته باشد. در دهه­های گذشته یکی از جنبه­های ثابت در خاورمیانه سیال، رقابت و تعارض منطقه­ای عربستانایران بوده است. فضای جدید منطقه، عرصه دیگری برای رقابت­های منطقه­ای دو بازیگر مهم منطقه­ای یعنی ایران و عربستان را گشوده است. بحران سوریه زنده­ترین اپیزود رقابت­های منطقه­ای دو کشور محسوب می­شود. پس از بحران سوریه، عراق به اصلی­ترین حوزه رقابت دو کشور در منطقه مبدل خواهد شد. پس از بحران سوریه، عراق به اصلی­ترین حوزه رقابت دو کشور در منطقه مبدل خواهد شد. در حال حاضر اولویت اصلی عربستان در رقابت منطقه­ای با ایران ساقط کردن نظام سوریه است. اولویت اولیه ایران نیز حفظ اسد و در وهله بعد ممانعت از یکدست شدن قدرت در سوریه به دست مخالفان است. حذف متحد ایران از معادلات قدرت و جایگزینی یک نظام سنی نزدیک به عربستان سعودی به جای دولت علوی بشار اسد، منجر به افزایش قدرت و نفوذ منطقه­ای عربستان در مقابل ایران خواهد شد. در حالیکه در بسیاری از رقابت­های منطقه­ای ایران از یک رویکرد انقلابی و خواهان تغییر وضع موجود و عربستان از رویکرد محافظه­­کارانه و حافظ وضع موجود در منطقه حمایت می­کرد، اما در جریان بحران سوریه شاهد جابجایی نقش­های سنتی این دو قدرت هستیم. ایران به واسطه پیوندهای گوناگون با نظام اسد، جهت­گیری محافظه­کارانه و مبتنی بر حفظ وضع موجود دارد و در مقابل عربستان دارای رویکردی انقلابی و مبتنی بر تغییر وضع موجود است. اما به نظر می­رسد در صورت سقوط نظام فعلی سوریه، اصلی­ترین فاز رقابت منطقه­ای دو کشور، عراق خواهد شد.

عربستان به روابط ایران-عراق در چارچوب ماتریس تعارضات خاورمیانه­ای خود با ایران و به عنوان یک نقطه ثقل در معادلات توازن قدرت منطقه­ای می­نگرد. از اینرو پس از سقوط صدام به عنوان متحد عربستان و دشمن ایران، سعود ال­فیصل حمله سال 2003 آمریکا به عراق را هدیه­ای در”دیس نقره­ای” به ایران می­دانست (6). عربستان، روابط نزدیک و گرم تهران-بغداد را مترادف به هم خوردن موازنه قدرت منطقه­ای به نفع ایران و به ضرر خود می­داند. در حال حاضر و مخصوصا پس از سقوط متحدانی همچون مبارک؛ تضعیف مشروعیت حکومت بحرین، کنار رفتن علی عبدالله صالح، واژگون کردن نظام سوریه که از متحدان اصلی ایران در منطقه است، اولویت اصلی در سیاست خارجی عربستان در خاورمیانه است. اینچنین به نظر می­آید که بعد از پایان احتمالی نظام اسد، فشارهای ریاض بر نوری مالکی به واسطه مناسبات جدید  توازن منطقه­ای برای دور کردن بغداد از تهران بیشتر شود، امری که به واسطه  کنار رفتن اسد در آن هنگام و جنجال آفرینی بیشتر غرب بر سر پرونده صلح­آمیز ایران، چندان دور از ذهن نیست. مخصوصا اینکه آمریکا نیز بارها خواهان فاصله گرفتن دولت نوری المالکی از ایران و شرکت در تحریم­ها علیه ایران شده است. این مساله در بحران سوریه نیز خود را نشان داد و محور غربی-عربی اختلاف خود با نوری مالکی را بر سر موضع گیری وی در خصوص نظام سوریه آشکار کردند.

سناریوهای مختلفی در مورد سنخ رابطه نوری مالکی با ایران و عربستان-آمریکا وجود دارد. از یک سو به نظر می­رسد پس از سقوط احتمالی اسد، دولت نوری مالکی به عنوان یک کشور هم جهت با ایران و جبهه مقاومت در کانون توجهات و فشارهای دولت­های عربی از جمله عربستان قرار می­گیرد. در آن فضا عربستان نیز به واسطه افزایش وزن قدرت خود در موازنه منطقه­ای و کنار رفتن بحران سوریه، فشار زیادی را با همراهی آمریکا بر دولت نوری مالکی وارد می­کند. این مساله می­تواند موجب نزدیک­تر شدن نوری مالکی به ایران شود. نزدیکی مذکور به احتمال زیاد تبعات زیادی برای نظم و ثبات داخلی عراق و قدرت این کشور در جهان عرب خواهد داشت. در این صورت عربستان رغبت بیشتری به تحریک حرکت­های فرقه­گرایانه و تامین مالی و تسلیحاتی گروه­های افراطی سنی در عراق علیه دولت مرکزی خواهد شد. ضمن اینکه قدرت عراق در جهان عرب را نیز به شدت با محدودیت مواجه خواهد کرد. امری که همزمان یک دور باطل را ایجاد می­کند که به واسطه آن، ردپای ایران در مسائل امنیتی عراق را بیشتر خواهد کرد و این مساله خود منجر به تضعیف بیشتر مشروعیت داخلی مالکی و همزمان اشتهای بیشتر عربستان برای افزایش نفوذ در عراق از طریق احزاب سنی و گروه­های افراطی به موازات نفوذ بیشتر ایران می­شود. واقعیتی که در گفته­های مالکی نسبت به  عربستان خود را نشان می­دهد. مالکی عربستان را متهم به بهانه دادن به ایران برای افزایش قدرت خود در عراق به دلیل تلاش­های عربستان برای افزایش قدرت سنی­ها می­کند(7). در این صورت پای روسیه به شکل قابل توجهی به عراق بازخواهد شد. در واقع می­توان گفت بغداد جایگزین دمشق در سیاست خاورمیانه­ای مسکو خواهد شد، امری که با در نظر گرفتن اختلافات عراق-روسیه با ترکیه و در وهله بعد سیاست قدرت بین روسیه-آمریکا دور از ذهن نیست. سابقه روابط بغداد–مسکو و معامله تسلیحاتی اخیر نوری مالکی با روسیه در این چارچوب قابل ارزیابی است.

سناریوی دیگر دور شدن نوری مالکی از ایران نیز در دوره احتمالی پس از اسد  بر اثر فشارهای آمریکا و عربستان است که پیامدهای خاص خود را دارد. با توجه به اینکه اکثریت عراق شیعه هستند، دوری نوری مالکی از ایران سوای پیامدهای امنیتی آن، محبوبیت وی را در بین شیعیان تا حدود زیادی از بین می­برد و نمی­تواند چندان به آینده سیاسی خود و حزب خود خوشبین باشد. از سوی دیگر جبر ژئوپولتیکی ضرورت داشتن رابطه خوب به ایران را به دولت عراق دیکته می­کند. همچنان­که از لحاظ اقتصادی و گردشگری مذهبی نیز عراق به شکل قابل توجهی با ایران پیوند خورده است. نزدیک­تر شدن ایران به حکومت اقلیم کردستان از دیگر تبعات احتمالی دوری مالکی از ایران خواهد بود. با توجه به اینکه اکثریت جامعه عراق شیعیان هستند بهتر است ایران بر اساس معیارهای دموکراتیک با عراق برخورد کند تا از سوءظن­های فرقه­گرایی مورد اشاره برخی دول عرب بکاهد. ایران باید بازرسی هواپیماهای خود توسط بغداد را به عنوان نشانه­ای مهم در همین راستا درک کند. در این سناریو به احتمال زیاد، واشنگتن بین بغداد و ریاض میانجی­گری می­کند تا حوزه نفوذ ایران محدود تر شود(8).

به نظر نگارنده سناریوی دیگری وجود دارد که می­تواند به شکل واقع بینانه­تری آینده سیاست خارجی عراق در منطقه را در فضای پس از سقوط احتمالی نظام بشار اسد مورد آینده پژوهی قرار دهد. سناریو بدین­گونه است که اگر سوریه سقوط کند، کشور هدف بعدی عراق خواهد بود، در آن هنگام نظام توازن قدرت منطقه­ای به شکل تاثیرگذاری علیه ایران، عراق و حزب­الله و به نفع محور عربستان، آمریکا و متحدانش خواهد شد. عراق از یک سو با توجه به شکاف­های داخلی بین دولت مرکزی و حکومت اقلیم کردستان، روابط سرد با ترکیه به واسطه ماجرای طارق الهاشمی و نقض حاکمیت این کشور توسط ترکیه در مبارزه با پ.ک.ک، مشکلات امنیتی برآمده از تسری احتمالی درگیری­های فرقه­ای سوریه به خاک خود، جایگزینی دولت اسد با یک دولت سنی متحد آمریکا و اعراب، مسائل اقتصادی و افزایش فشار غرب برایران به واسطه به هم خوردن موازنه قدرت منطقه­ای در غیاب نظام بشار اسد و از سوی دیگر با توجه به روابط گسترده با ایران، روسیه سعی در اتخاذ سیاستی بینابینی خواهد کرد و بین روابط با ایران و عربستان یا به اعتباری جهان عرب  نوعی توازن برقرار خواهد کرد. دموکراسی در عراق این اجازه را به حکومت عراق می­دهد بسیار متفاوت از نظام فعلی سوریه عمل کند. نظام عراق برآمده از تقسیم قدرت است و درجه مشروعیت قابل قبولی دارد. از سوی دیگر ابزار مهمی به نام نفت در دست دولت عراق است. لذا دولت عراق قدرت مانوری بیشتری نسبت به دولت سوریه دارد، این مسئله به بغداد کمک می­کند تا نوعی توازن بین محور ایران-روسیه و عربستان-ترکیه-آمریکا ایجاد کند. تا بدین گونه هم چالش­های داخلی عراق را به حداقل برساند هم نفوذ منطقه­ای بغداد تقلیل نیابد. نکته مهم­تر به احتمال فراوان درسی است که دولت عراق از تحولات سوریه و برهم خوردن توازن قدرت منطقه­ای خواهد گرفت، چرا که در آن صورت بغداد شاهد تضعیف قدرت محور مقاومت خواهد بود. در این صورت عراق نه یارای مقابله با محور آمریکا-عربستان-ترکیه و سوریه را دارد نه امکان جدا شدن از ایران، نه ضرورت اتخاذ یک سیاست اجباری بین دو گزینه را دارد. از سوی دیگر فرایند بازسازی و مدرنیزه کردن عراق در جنبه­های مختلف اقتصادی، صنعتی، نظامی و … الزامات سیاست­گذارانه خاصی را بر دولت مرکزی عراق تحمیل می­کند. به گونه­ای که عراق مجبور به برقراری توازن در روابط خود با همه طرف­هاست. عراق به تکنولوژی و سرمایه­گذاری آمریکا نیاز دارد، همچنان که به روسیه نیز برای موازنه­دهی به آمریکا در عراق و کمک به بازسازی ارتش عراق نیاز دارد. در منطقه نیز عراق هم به پول و سرمایه­گذاری کشورهای متمول عرب مثل قطر، عربستان و امارات برای بازسازی نیاز دارد هم به حفظ نفوذ عراق به عنوان یک کشور مهم در جهان عرب؛ فروش نفت و درآمدهای حاصل از آن نیز عراق را ملزم به برقراری روابط مناسب با کشورهای عربی و آمریکا می­کند. همچنان­که در عرصه روابط با ایران نیز منافع مهمی برای عراق متصور است. ایران و عراق با شباهت­های مذهبی، پیوندهای اقتصادی و گردشگری مذهبی، روابط امنیتی و همجواری جغرافیایی حوزه­های همکاری گسترده­ای دارند.

دورنمای رویداد

با توجه به ترکیب قومی و مذهبی سوریه، سقوط احتمالی اسد منجر به افزایش خشونت­های مذهبی و فرقه­ای در این کشور خواهد شد. عراق بنا به دلایلی از جمله هم مرز بودن با سوریه، اشتراکات و افتراقات فرهنگی، قومی و مذهبی با سوریه از پتانسیل بسیار بالایی برای  تاثیرپذیری از خلاء قدرت  و نضج گرفتن خشونت­های فرقه­ای برآمده از سقوط بشار اسد دارد. این مساله با در نظر گرفتن نقش گروه­های افراطی عراقی در سوریه و زمزمه­های تشکیل ارتش آزاد عراق نگرانی­های بغداد برای دوران پس از اسد را بیشتر می­کند. از سوی دیگر برخی دول عرب منطقه از جمله عربستان نیز از ناامن شدن عراق و افزایش خشونت و بی ثباتی در عراق پس از صدام برای بهره­برداری سیاسی از آن استقبال می­کنند. در داخل عراق نیز سقوط اسد و ناامنی­های برآمده از آن در کنار تقویت کردها در سوریه می­تواند باعث واگرایی یا همگرایی بیشتر دولت مرکزی عراق و حکومت اقلیم کردستان شود، اما نکته مهم اینست که این روندها  می­تواند منجر به تقویت قدرت و نفوذ اقلیم کردی و کاهش قدرت نوری مالکی به واسطه ناامنی و کم شدن قدرت منطقه­ای عراق پس از اسد به عنوان یکی از حلقه­های مهم محور مقاومت می­گردد. ایران بهتر است به چند نکته در برخورد با پویایی­های احتمالی داخلی و خارجی عراق پس از اسد توجه کند: 1) عمل بر اساس قاعده دموکراتیک در عراق می­تواند منافع ایران را تامین کند، وجود اکثریت شیعه و پیوندهای مذهبی دو کشور زمینه­ای را برای ایران فراهم می­آورد که صرف احترام به حاکمیت عراق بر اساس سنجش دموکراتیک وزن شیعیان برای تامین منافع ایران کافی است. 2) ایران باید محدودیت­ها و محذوریت­های عراق و دولت نوری المالکی را بیش از بیش درک کند، عراق نه آنچنان است که عربستان آن را کشوری صرفا عربی می­داند و هویت مذهبی و تنگناهای ژئوپولتیکی­اش را درک نمی­کند و نه آنچنان است که ما آن را به عنوان یک کشور با اکثریت شیعه می­دانیم زیرا علاوه بر تنوع قومی و مذهبی عراق، عراق یک کشور عربی هم هست. 3) درک حساسیت ناسیونالیست­های عراقی، برخی شخصیت­های مذهبی همچون صدر و جمعیت اهل تسنن نسبت به نفوذ ایران در عراق می­تواند در برآورد بهتر منافع ایران در درازمدت کمک کند. 4) تجربه سوریه و نظام بشار اسد هم از نقطه نظر الزامات مدرنیزه شدن عراق هم یکدستی کشورهای عربی و غربی می­تواند موجبات دوری مالکی و عراق از ایران را فراهم کند.

 

1-http://www.indexmundi.com/syria/demographics_profile.html http://www.indexmundi.com/iraq/demographics_profile.html.

2- Lauren Williams, Iraq tensions rise as Syria crisis deepens,Available at:http://www.dailystar.com.lb/News/Middle-East/2012/Nov-28/196348-iraq-tensions-rise-as-syria-crisis-deepens.ashx#axzz2DuKlgOP8.

3- https://www.facebook.com/freeiraqiarmypage

4-Lauren Williams,Free Iraqi Army inspired by Syria war, available at:

http://www.dailystar.com .lb/News/Middle-East/2012/Nov-10/194594-free-iraqi-army-inspired-by-syria-war.ashx#axzz2DuKlgOP8

5- Turkey won’t tolerate Kurdish entity in Syria,The Associated Press, July 26, 2012, http://www.realclearpolitics.com/news/ap/politics/2012/Jul/26/turkey_won_t_tolerate_kurdish_entity_in_syria.html.

 

6-Bronoson, Rachael, March 2011:Saudi Arabia’s Intervention In Bahrain : A Necessary Evil Or  A Strategic Blunder ,Foreign Policy Research Institute.

7-Ted Galen Carpenter, The Syrian Crisis: Iraq Caught between Iran and the United States,  Available at: http://www.cato.org/publications/commentary/syrian-crisis-iraq-caught-between-iran-united-states.

8-The Future of Iran-Iraq Relations, Available at: http://www.islamopediaonline.org/country-profile/iraq/transnational-influence/future-iran-iraq-relations.

 

Share