مهر ۱۷, ۱۴۰۰ – ۳:۰۶ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

در طول تاریخ، تسلط بر راههای دریایی زمینه ساز توسعه نامحدود اقتصادی و تجاری بوده است. آلفرد تیر ماهان(1914-1840)، ژئواستراتژیست مطرح ایالات متحده امریکا، که نیروی …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای جنوبی, آمریکا, افغانستان, اوراسیا, چین, روسیه, گزیده ها, مقالات

مذاکرات سه جانبه مسکو، اجماع بر سرنگرانی مشترک افغانستان

نگارش در اردیبهشت ۸, ۱۳۹۸ – ۶:۵۵ ق.ظ
Share

مذاکرات سه جانبه مسکو، اجماع بر سرنگرانی مشترک افغانستان

وحید مژده

پژوهشگر و تحلیل گر ارشد افغانستان

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

مذاکرات سه جانبه میان چین، روسیه و امریکا بار دیگر در مسکو برگزار شد که محور این گفتگو ها مذاکرات صلح امریکا با طالبان بود. این مذاکرات بیشتر به نگرانی های روسیه و چین از پشت پردۀ مذاکرات صلح میان امریکا و طالبان و تحولات احتمالی اوضاع بعد از خروج نیروهای امریکایی از افغانستان رابطه دارد.

چین وروسیه نگران اند که مبادا این مذاکرات مسیری را بپیماید که در نتیجه طالبان بار دیگر در افغانستان به قدرت مسلط دست یابند و گروه های دیگر سیاسی و قومی در افغانستان یا از قدرت محروم شوند و یا دست نگر تقسیم قدرت از جانب طالبان باشند.

نگرانی از به میان آمدن یک حکومت اسلامی با تعبیر های سخت گیرانه از شریعت در افغانستان در میان کشور های همسایه و منطقه نگرانی مشترک است. روسیه و چین از نفوذ چنین تمایلات در آسیای میانه و ایالت سین کیانگ بیم دارند و می خواهند در مورد راههایی باهم به رایزنی بپردازند که بعد از خروج نیروهای خارجی از افغانستان، از تبعات منفی به میان آمدن امارت اسلامی بر منطقه جلوگیری شود.

ایران در این مورد نگرانی مشابه دارد که در سخنرانی ظریف وزیر خارجۀ این کشور در بنیاد آسیا در نیویورک بازتاب داشت. ظریف با انتقاد از سیاست امریکا در مورد مذاکرات صلح افغانستان گفت که هرچند ایران با طالبان رابطۀ رسمی دارد، اما در مذاکرات صلح افغانستان به این دلیل شرکت نمی کند که دولت این کشور از این مذاکرات کنار نهاده شده است. لازم به تذکر است که ایران در آستانۀ خروج نیروهای اتحاد شوروی در دهۀ 90 نیز از شرکت در مذاکرات صلح در ژنو به این استدلال خودداری ورزید که مجاهدین در آن مذاکرات سهم نداشتند، اما بعد از خروج نیروهای ارتش سرخ، با حکومت دکتر نجیب الله روابط مخفی و دوستانه برقرار کرد و حتی میزبان دکتر نجیب در شهر مشهد شد. در همان زمان بود که ایران گروه های شیعه را به مذاکره با دکتر نجیب ترغیب کرد و مرکز افغانستان مبدل به منطقۀ امن گردید.

ایران به دلیل وجود یک اقلیت بزرگ سنی در داخل این کشور، همسایگی با یک کشور با نظام سنی بنیادگرا را بر نمی تابد و حتی یک نظام سکولار جانبدار امریکا را بر امارت اسلامی طالبان ترجیح می دهد چنانچه در گذشته حکومت نجیب را بر حکومت مجاهدین ترجیح داد.

در مذاکرات سه جانبه که قبلا در واشنگتن برگزار گردیده بود، روی تمهیداتی که مانع از به قدرت رسیدن طالبان به شکل گروه مسلط در افغانستان گردد بحث هایی صورت گرفت و با توجه به اینکه امریکا درصدد خروج از افغانستان است، بار دیگر این مسئله در مسکو میان نمایندگان سه کشور مطرح می شود. شرکت همزمان کرزی و اتمر در مسکو با نشست سه جانبه نیز شاید زیاد از روی تصادف نباشد به خصوص که اتمر متهم به دست داشتن در پیاده ساختن در پروژۀ داعش در افغانستان در زمان تصدی اش به عنوان مشاور امنیت ملی است.

دور پنجم مذاکرات میان طالبان و امریکا که هفده روز به طول انجامید، ظاهرا به دلیل پافشاری طالبان بر سر “امارت اسلامی” به نتیجه نرسید و طالبان نیز با اعلام عملیات فتح، تاکید خود را بر جنگ تا تحقق تمام خواسته های شان ابراز کردند.

بنابراین می توان پیشبنی کرد که اگر طالبان دست از سرسختی برای دست یافتن به موضع برتر در منازعۀ افغانستان دست برندارند و به این روند طوری نپیوندند که حکمتیار پیوست، کشور های همسایه و منطقه برای رفع نگرانی خود، فقط به تعهد طالبان برای قطع علاقه با گروه های تروریستی باور نخواهند کرد.

تاثیرات روانی چنین پیروزی نیز نمی تواند برای کشور های دیگر منطقه قابل قبول باشد. برقراری مجدد امارت اسلامی طالبان حاوی این درس مهم به گروه های اسلامگرا در منطقه خواهد بود که یک گروه کوچک اما مصمم قادر است حتی پشت بزرگترین قدرت جهانی را که دعوای سلطه بر زمین و آسمان را دارد به خاک بمالد و خواست خود را به کرسی بنشاند. برقراری مجدد امارت اسلامی طالبان در افغانستان بعد از هفده سال جنگ ناموفق امریکا، به معنی دادن چنین سرمشق به سایر گروه های تندرو اسلامی در جهان اسلام است. 

طالبان از مدرسه آمده اند و تبعات پیروزی شان به معنی توجه بیشتر به سوی مدارس دینی در مقابله با نفوذ غرب در جهان اسلام خواهد بود. این مفکوره نمی تواند حتی برای کشور هایی چون سعودی و امارات که در گذشته حتی امارت اسلامی طالبان را به رسمیت شناخته بودند قابل قبول باشد. نگرانی از چنین حالت، در تمایل این دو کشور برای کشتن رهبران طالبان در جریان مذاکرات صلح با امریکا نیز بی تاثیر نبود. چنانچه ولیعهد امارات این پیشنهاد را به وزیر خارجۀ امریکا داده بود.

پاکستان هم که طعم تلخ یک جنگ تمام عیار داخلی را در مقابله با طالبان این کشور چشیده است، درحالیکه می خواهد طالبان بخشی از قدرت در نظام آیندۀ افغانستان در کنار حکمتیار باشند، اما هرگز خواهان قدرت مسلط طالبان در نظام آیندۀ این کشور نیست. بیاد داریم که طالبان پاکستانی که جنگ بزرگی را بر پاکستان تحمیل کردند، الهام گرفته از امارت اسلامی طالبان در افغانستان بودند و در زمان آن امارت، زیر مجموعۀ طالبان افغان به شمار می رفتند.

اما طالبان نیز مشکلات خود را دارند؛ درحالیکه رده های سیاسی طالبان از این نگرانی ها وحساسیت ها آگاه اند اما برای آنان بسیار دشوار است تا جنگجویان خود را که در طول 17 سال گذشته صدها هزار کشته داده اند متقاعد سازند که توافق تقسیم درقدرت را بپذیرند. تقسیم قدرت با جهت هایی که در طول 17 سال دست در دست نیروهای خارجی از هیچ اقدامی علیه طالبان و مردم در مناطق تحت نفوذ طالبان دریغ نکردند.

در افغانستان عده ای به این باور اند که باید دست آورد های 17 سال گذشته فدای صلح نگردد و در مقابل جنگجویان طالبان نیز پافشاری دارند تا قربانی های آنان و خونهای صدها هزار تن از یاران شان زیر بیرق امارت اسلامی در جنگ با امریکا و غرب ریخته شد، در میز مذاکره با امریکا فدای صلح نگردد. آشتی میان “دست آورد ها” و “قربانی ها” در کشوری چون افغانستان کار ساده ای نیست.

اگر راه وسط میان قربانی ها و دست آورد ها به اقناع جنگجویان طالب منجر نشود، امکان اینکه از متن این گروه، گروه های تندرو تری قدم به میدان جنگ بگذارند بدور از امکان نیست.

امریکا که می داند حکومت دست نشانده اش تحت هر نام و شکلی توان مقابله با چالش ها بعد از خروج نیروهای این کشور از افغانستان را ندارد، می خواهد برعکس اتحادشوروی در دهۀ نود، قبل از خروج از افغانستان، در نظام این کشور تغییراتی به میان آورد تا مهار هایی برای رسیدن طالبان به قدرت ایجاد شود و این کار بدون یک اجماع منطقوی ممکن نیست. به همین دلیل است که می خواهد روسیه و چین را نیز در جریان پیشرفت های مذاکرات خود با طالبان قرار دهد. مذاکرات سه جانبه میان امریکا، روسیه و چین اگر نتواند به یک راه حل معقول برای این مشکل منجر نگردد، خروج نیروهای امریکایی به معنی پایان جنگ نخواهد بود و فقط شکل جنگ را در افغانستان تغییر خواهد داد.

 واژگان کلیدی: مذاکرات ،سه جانبه، مسکو، اجماع ،نگرانی مشترک، افغانستان،

 

مسئولیت درستی یا نادرستی مطالب موجود در یادداشت‌ها، مقالات و مصاحبه‌های منتشر شده در سایت به عهده نویسنده بوده و انتشار آنها الزاماً به معنی تایید مطلب یا بیانگر دیدگاه‌های مرکز نیست. 

Share