May 23, 2022 – 6:12 pm | Comments Off on جمهوری اسلامی ایران و پیامدهای روابط ترکیه و عربستان  

پرهام پوررمضان 
پژوهشگر حوزه روابط بین الملل 
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

رابطه ی ترکیه و عربستان به عنوان دو کشور تاثیر گذار در روند تحولات خاورمیانه از اهمیت فزاینده ای برخوردار گردیده است که هم …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » ازبکستان, گزیده ها, مقالات

ماه عسل تکفیری ها و پیامدهای مرگ کریم اف

نگارش در September 5, 2016 – 12:21 am
ماه عسل تکفیری ها و پیامدهای مرگ کریم اف
Share

دکتر مرتضی اشرافی

 کارشناس مسایل روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز

مرکز  بین المللی مطالعات صلح – IPSC

زنگ خطر حکومت های آسیای مرکزی در آغازین روز ازبکستان بدون کریم اف به صدا در آمده است و انتظار تحولاتی هرچند مقطعی را در این منطقه پر تنش از آسیا شاهد خواهیم بود.

واژگان کلیدی:  تکفیری،پیامد، مرگ کریم اف‏ٌ،ازبکستان،تاشکند ،رئیس جمهور،

 

مقدمه:

کریم اف، که در 51-سالگی در رأس قدرت ازبکستان، کشور استراتژیک آسیای مرکزی قرار گرفته بود، در 78 سالگی، در حالی که 6 سال دیگر از دوران رئیس جمهوریش باقی مانده بود، از قدرت رفت. کریم اف در کشوری  رئیس جمهور شد، که ارتباط قبیله ای نقش مؤثری در سرنوشت دولت دارد و  این سیاست مدار کهنه کار همین ارتباط قبیله ای را تا آخرین روز حکومتش که همان روز مرگش بود، ادامه داد. ازبکها تا زمان هدیه دولت از طرف بلشویک ها هیچ تجربه دولتداری نداشتند و مناسبت هایشان در شکل قبیله پیش می‌رفت. آنها، که مرحله “به ملّت تبدل شدن” را از راه های مشروع و مجاز کسب مکرده اند، همین خصوصیت را به حریم قدرت آوردند و بعبارت دیگر نفوذ قدرت بر پایه توافق قبیله‌های تأثیر‌گذار تأمین می‌شود و اگر منافع  قبیله‌ها خلل‌دار گردد، امنیت ازبکستان نیز زیر سؤال قرار می‌گیرد.  

 

تحلیل وقایع بعد از کریم اف:

 

  1. بحران جانشینی

با درگذشت کریم اف ، مطابق با ماده 96 قانون اساسی ازبکستان ،  نعمت الله یولداشف رئیس مجلس سنا این کشور به عنوان کفیل ریاست جمهوری زمام امور را حداکثر به مدت سه ماه بدست می گیرد تا زمینه برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری فراهم شود. با این حال افرادی که احتمالا می توانند جانشین کریم اف باشند  به شرح زیر است:

1- گلناره کریم آوا: دختر ارشد کریم اف است، اما به دلیل بروز اختلاف میان وی با مقامات ارشد دولتی و بازداشت خانگی گلناره توسط پدر از ۲۰۱۴ ، امکان جانشینی گلناره کریم آوا منتفی است.

2-رستم اینویات اف: رئیس سرویس امنیت ملی ازبکستان و نماینده قبیله سرخان دریا،

۳- رستم عظیم اف: معاون اول رئیس شورای وزرا و نماینده قبیله تاشکند.

4-شوکت میرزایف: رئیس شورای وزرا و یکی از تاشکندی ها. وی سمت خود را با پشتیبانی رستم عنایت اف بدست آورده است.

اما در خصوص شوکت میرزایف، وی در ۱۲ دسامبر سال ۲۰۰۳ به سمت نخست وزیری ازبکستان منصوب شد و تاکنون نیز در این پست حضور دارد. میرزایف رهبر قبیله سمرقند و جیزخ بوده و البته در مدت نخست وزیری خود به بسیاری از قبیله های مهم ازبکستان ازجمله خوارزم و اندیجان، تاشکند و سمرقند نیز خدمات قابل توجهی از جمله تقسیم قدرت سیاسی، قضایی و اقتصادی را ارائه داده و مورد تایید نیروی برتر شرق(روسیه) و نیروی برتر غرب( آمریکا) می باشد. حتی رستم عظیم اف  و  رستم عنایت اف دو رقیب احتمالی وی نیز رسیدن به قدرت را مدیون میرزایف هستند. وی که در مدت نخست وزیری همان راه کریم اف را دنبال نموده و برای تثبیت قدرت خویش( در جامعه ای دیکتاتوری که نفر دومی وجود ندارد) توانسته مدت زیادی را در سمت دومین مقام اجرایی ازبکستان بماند که این امر نشان از استفاده بهینه میرزایف  از فرهنگ قبیله ای ازبکستان می باشد، لذا با در نظر گرفتن شرایط حاضر، چه از نظر فرهنگی- قبیله ای، چه سیاسی( همراهی هیات دولت و اعضای عالی رتبه کشوری و لشکری و اکثریت نخبگان سیاسی ازبک) و همچنین نظر مساعد عوامل خارجی از قبیل روسیه و آمریکا، به نظر می رسد وی که بسیاری از المان‌های شایستگی برای جانشینی اسلام کریم‌اف را دارد، رئیس جمهور بعدی ازبکستان خواهد بود. بنابراین اسلام کریم اف در 25 سال رهبری اش بر ازبکستان نیروهایی مانند میرزایف را تربیت کرده که مانند او می‌‌اندیشد و سیاست او را ادامه‌ خواهد داد.

  1. افزایش یا کاهش نقش تاجیکستان در منطقه

در شرایط فعلی، سیاستهای حکومت ازبکستان در جهت ایجاد حس هویت ملی تا حد زیادی ناموفق بوده، از یک سو حس هویت قومی نیرومند و از سوی دیگر در درون حس هویت قبیله ای و منطقه ای  برای به دست آوردن جایگاه های دولتی و حاکمیتی هنوز نیروی بسیار دارد.  کریم اف که زمانی گفته بود، “در رگهای من خون تاجیکی جاریست”و“تاجیک و ازبک یک ملّتی هستند، که به دو زبان گپ می‌زنند”، دوست خوبی برای تاجیکان نبود. وی  با این که یک تاجیکی و فارس زبان بود، اما به دلیل سوار شدن بر فرهنگ قبیله ای ازبک ها، هرگز در راستای منافع مادری خود گامی برنداشت بلکه همیشه دشمن شماره یک  همسایه خود بود ، از تعلیق و ممانعت ارسال کالاهای ایرانی به تاجیکستان ، تا عدم همراهی با دولت تاجیکستان در سیاست های منطقه ای و… همه حکایت از تاجیک  ستیزی   کریم اف تاجیک زاده داشت. با این حال مرگ وی تاثیر منفی بیشتر از شرایط حاضر نخواهد داشت ، اما در عین حال نقش آفرینی تاجیکستان نسبتا آرام را در منطقه بیشتر خواهد کرد.

 

  1. تاثیرات داخلی:

اسلام کریم اف چنین پندار داشت که محض او کفیل صلح و امنیت در ازبکستان است (این پندار را نورسلطان نظربایف و دیگر رهبران منطقه نیز دارند). این پندار غلط را کریم اف بر ازبک ها تحمیل کرد  و از این راه قدرت خود را تمدید می‌کرد. او مدل “اوتاریتری” حکومتداری را انتخاب و تمام فعالیت های دموکراسی و مردم سالاری در ازبکستان را تعطیل نمود. وی از این طریق حکومت خود را برای سالیان متمادی به عنوان یک حاکم اقتدار گرا در این کشور حفظ نمود، از یک طرف جنگ شهروندی تاجیکستان را تجربه نکرد،  اما در امنیت کشور کار چندانی صورت نداد، خصوصا آن که امنیت فعلی ازبکستان به ظاهر برقرار بوده و در این کشور نهادینه نشده است و اکنون با رفتنش پیشگویّهای منفی در مورد ثبات ازبکستان  مطرح می شود خصوصا درباره آتش زیر خاکستر دره فرغانه . در عین وجود مشت آهنین کریم اف در مقابل گسترش بنیادگرایی دینی در ازبکستان، با این حال اسلام رادیکال در این کشور، در سایه  افزایش مراودات ازبک ها و افغانی ها و تاجیک های بنیاد گرا در دره فرغانه ، گسترش یافته است، همچنین بمب گذاری    1999تاشکند و حادثه 2005 اندیجان ، بیانگر افزایش تحرکات بنیادگرایی اسلامی در ازبکستان بوده است.

 

  1. تاثیرات منطقه ای:

دره فرغانه  را خیلی ها می شناسند و به تاثیر حرکت های افراطی در این دره برای منطقه آسیای مرکزی خصوصا همسایه گان این دره کاملا آگاه هستند، دره فرغانه در میانه کشورهای قرقیزستان (شرق)، تاجیکستان (جنوب) و ازبکستان (غرب) واقع شده و استان‌های فرغانه، نمنگان و اندیجان از جمهوری ازبکستان، استان سغد تاجیکستان و استان‌های اوش، جلال آباد و باتکنت جمهوری قرقیزستان را در بر می‌گیرد. امروز وادی فرغانه، جایگاه شکل گیری، رشد، پرورش، حمایت و گسترش اندیشه‌های سلفی و وهابی در آسیای مرکزی است. بنیادگرایی اسلامی که از پاکستان و افغانستان و از طریق جنوب ازبکستان (ترمذ و تراز) وارد دره فرغانه در قلب آسیای مرکزی می‌شود، تهدید امنیتی برای هر سه کشور و حتی برای 5 کشور آسیای مرکزی است که برای گریز از تنش‌های قومی، به نظام‌های سکولار گرایش دارند. به عبارت دیگر دره فرغانه به‌خاطر فاصله زیاد دره با پایتخت های سه کشور ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان و مسیر کوهستانی آن، محل مناسبی برای فعالیت و تجمع گروه های تندرو اسلامی بوده است. البته دولتمردان بعد از کریم اف نیز به احتمال فراوان در مورد مبارزه با افراط گرایی دینی همان سیاست‌های سختگیرانه کریم اف را ادامه می دهند؛ با این حال اکنون افراط گرایان ساکن در فرغانه  راهی برای برون رفت از انزوای چندین ساله پیدا کرده اند که در مدت زمان انتقال قدرت در ازبکستان به نوعی بحران اول این کشور خواهند بود،  البته این بحران بیشتر محدود به منطقه نفوذشان بوده و در تاجیکستان و افغانستان نیز تحرکاتی را نیز به وجود خواهند آورد

  1. 5. تاثیرات بین المللی:

ازبکستان یکی از کشورهای مهم در مبارزه با تروریسم در آسیای مرکزی است، به همین دلیل ثبات در این کشور مورد توجه هر دو قدرت فرامنطقه ای یعنی روسیه و آمریکاست. آمریکایی‌ها پس از رویداد اندیجان و سرکوب ناآرامی‌ها در این بخش از ازبکستان کمی از کریم اف فاصله گرفتند، اما برای مبارزه با تروریسم و رسیدن به منافع خود در منطقه،  تا حدودی با کریم اف همراه بوده و با جانشین وی نیز همانند کریم اف رفتار خواهند کرد . روسیه نیز وضعیتی  مشابه رفتار آمریکا در منطقه  دارد و امنیت آینده ازبکستان،  ثبات این کشور  و البته به قدرت رسیدن میزایف برای مسکو اهمیت بسیاری  دارد. البته در این میان نباید ایران و چین را نیز فراموش نمود، چین، قدرت منطقه ای و ابرقدرتی اقتصادی است که نقطه ضعف آن منطقه مسلمان نشین سین کیانگ بوده و در همین راستا آسیای مرکزی جغرافیای راهبردی و عمق استراتژیکی چین محسوب شده و این کشور به آسیای مرکزی چه به عنوان بازار، چه به عنوان پایگاه های نظامی و غیر نظامی ناتو و روسیه، چه به عنوان راه و چه به عنوان منطقه گسترش بنیادگرایی، اسلامگرایی و آبشخور فرهنگی غیر چینی ها (نژادی) و مسلمانان چینی، توجه ویژه ای دارد. بنابراین بیشتر در راستای منافع خود گام برداشته و با هر نوع تحولات بنیاد گرایی که سین کیانگ را تبعا متاثر خواهد کرد، مقابله خواهد نمود، ایران نیز به دلیل مناسباتی که با آسیای مرکزی دارد، از جبنه سیاسی ثبات در منطقه به اهداف جمهوری اسلامی ایران نزدیک تر است ، چه آنکه بنیاد گرایی دینی و رشد اندیشه‌های سلفی و وهابی مستقیما منافع ایران در منطقه آسیای مرکزی و خصوصا ازبکستان و تاجیکستان را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

سناریوی آینده ازبکستان و رهبری آن:

وقتی از وضعیت آرامش در آسیای مرکزی بحث می شود،  منظور همان حفظ وضع موجود  بر اساس تئوریهای واقع گرای روابط بین الملل یا مفهوم ثبات بوده و مقصود بیشتر تحلیل گران و دولتمردان این است که وضع حاکم در درون یک کشور به خطر نیافتد و در نتیجه این خواست ممکن است خیلی از تمایلات سیاسی و قومی، ملی و گروهی انسان ها و جمعیت ها و اقوام در درون این کشورها برآورده نشده باشد، بنابراین با این دیدگاه هست که می توان برای ازبکستان بعد از کریم اف نیز آینده ای را ترسیم نمود؛  در ازبکستان اپوزیسیون به معنای واقعی وجود نداشته و نخبگان تحصیل کرده غرب و روسیه نیز همانند چرخه حاکمیتی این کشور، تابع فرهنگ قبله ای بوده و کمتر به مخالفت با نظر اکثریتی در سران قبایل همت داشته اند، با این حال، در مدت انتقال  و تثبیت قدرت در دستان جانشین کریم اف، نسل جدید نخبگان ازبکستان با سیاست غرب‌گرا وارد میدان شده و دست به تغییراتی در جامعه محافظه کار و قبیله ای ازبک خواهند زد. اما آنچه مسلم است ، این که بنیادگرایی اسلامی به عنوان مهم ترین رقیب و تهدید جدی علیه حاکمیت و امنیت این مطرح می باشد، از مهمترین گروه های اسلامی رادیکال در ازبکستان می توان به حزب التحریر و شاخه های جداشده از آن، اکرمیه و حزب النصرت و دیگر گروه ها نظیر جماعت تبلیغ ، لشکر طیب4  و مهمتر از همه جنبش اسلامی ازبکستان  اشاره کرد  که فرصت پیش آمده ماه عسل این بنیادگرایان در مقابله با دولت مرکزی ازبکستان خصوصا و سایر دولت های منطقه آسیای مرکزی خواهد بود. به عبارت دیگر منطقه آسیای مرکزی دارای ساختار متکثر چند قومی، چند مذهبی، چند زبانی، چند دینی می باشد و گرایش‌های اندیشه‌های دینی- مذهبی تندرو، که عموما سلفی- وهابی هستند، زمینه تنش‌های فراوان، بی پایان و خشونت را فراهم می آورد. این تنش ها هم امکان دارد از ازبکستان  شروع شود و اگر نقش قدرت های خارجی خصوصا روسیه، آمریکا و حتی چین و ایران را در منطقه آسیای مرکزی نادیده بگیریم، ازبکستان تونسی در آسیای مرکزی خواهد بود با این فرضیات که خاورمیانه و شمال آفریقا از نظر ساختار حکومتی ، آگاهی عمومی جامعه، دخالت های قدرت های بزرگ و…. با یکدیگر تفاوت داشته و اگر شرایط به سمت رشد و تحرک خارج از نظم طبیعی و قابل روئیت بنیاد گرایان پیش برود، احتمال قبلی به واقعیت نزدیک می شود، با این حال نفوذ روسیه در این منطقه، عدم  تمایل آمریکا و چین برای قدرت گیری بنیاد گرایان در آسیای مرکزی و به تبع همراهی ایران با روسیه، چین و آمریکا در منطقه، تفاوت های فاحش حاکمیتی، احزاب و آگاهی جوامع آسیای مرکزی با خاورمیانه و شمال آفریقا، مانع از تبدیل شدن ازبکستان به تونس آسیای مرکزی می شود، اما تغییرات احتمالی منطقه آسیای مرکزی با شروع ماه عسل بنیاد گرایان در این منطقه را بعد از مرگ کریم اف نمی توان نادیده گرفت.

Share