January 28, 2023 – 2:20 am | Comments Off on اهداف و منافع اروپا در خلیج فارس

دکتر محمد مهدی مظاهری
 استاد دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

اتحادیه اروپا در اردیبهشت 1401، برای نخستین بار از راهبردی جامع رونمایی کرد که در آن روابط آتی این اتحادیه با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای شرقی, چین, خاورمیانه, گزیده ها, مقالات

قدرت نرم و موسسات فرهنگی چین

نگارش در October 17, 2022 – 6:00 am
Share

دکتر گلناز سعیدی

عضو هیئت علمی دانشگاه

 مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

 

 

خلاصه

قدرت نرم چین، نفوذ غیر مستقیم و غیر نظامی جمهوری خلق چین است که در خارج از کشور در سراسر جهان قابل مشاهده است. در حالی که قدرت نرم به عنوان یک مفهوم را می توان به عنوان “دیگران را وادار به انجام خواسته های شما” بدون توسل به قدرت سخت خلاصه کرد.

چین از طریق اقتصاد، سیاست، و فرهنگ بخصوص از موسسات فرهنگی قدرت نرم خود را به جهان نشان می دهد. در سال 2005، اولین مؤسسه فرهنگی کنفوسیوس در آفریقا تأسیس شد. این مؤسسه توسط دولت چین تأمین مالی و برنامه های فرهنگی و زبان چینی را در اختیار عموم قرارداد.قدرت نرم چین به کشورهایی در آفریقا و.. گسترش یافته است. با آنکه بسیاری از کشورها براین باورند که چین از نظر اقتصادی به یک قدرت بزرگ واقعاً جذاب تبدیل نشده و هنوز نتوانسته فرهنگ خود را در جهان منتشر کند با این وجود قدرت نرم چین در کشورهای خاورمیانه از آغاز هزاره در حال گسترش بوده است و تلاش های بسیاری در زمینه های آموزشی، روزنامه نگاری و فرهنگ عامه کرده است. در این مقاله به بررسی قدرت نرم و موسسات فرهنگی (کنفوسیوس) ومکانیسم عملیاتی آن می پردازیم .

کلید واژه: قدرت نرم,موسسات فرهنگی, کنفوسیوس,چین,اقتصاد,توسعه, فرهنگ چین,

 

 

مقدمه

کشورهایی که می توانند با موفقیت از قدرت ملی خود استفاده کنند، می توانند بر رفتار سایر بازیگران سیاسی تأثیر بگذارند. این را می توان از طریق اقدامات سنتی قدرت «سخت»، مانند تهدید یا اجبار، یا از طریق قدرت «نرم»، که به کشورها امکان می دهد دیگران را برای حمایت از منافع خود متقاعد یا جذب کنند، انجام شود. قدرت نرم یک کشور به شدت به وجهه جهانی و اعتبار بین المللی آن وابسته است. در مورد چین، دولت مرکزی، استراتژی‌هایی برای تقویت قدرت نرم چین ایجاد کرده است که در پیوند با دیپلماسی عمومی، برای پرورش تصویر بین‌المللی مثبت از چین طراحی شده است.

چین برای اولین بار در اوایل دهه 1990 شروع به علاقه مندی به قدرت نرم کرد. شاید در سال 2007، زمانی که رئیس جمهور وقت هو جینتائو سخنرانی کرد، در آن جوان سازی ملت چین را به توانایی چین در به کارگیری قدرت نرم مرتبط کرد.

بعضی از اقتصاددانان از جمله شامباو براین باور است که: در اصل چینی ها فکر می کردند که فقط به قدرت اقتصادی و نظامی نیاز دارید تا یک قدرت جهانی، اما در اوایل دهه 2000 متوجه شدند که تصویر مهم است. جوزف نای از هاروارد نیز عقیده داشت: چین معتقد است تا زمانی که توانایی جذب را نداشته باشد، یک قدرت جهانی نخواهد بود، مگر اینکه قدرت نرم داشته باشد. او همچنین بیان می دارد احتمالاً جالب‌ترین نقطه عطف زمانی بود که هو جین تائو در هفدهمین کنگره حزب کمونیست چین سخنرانی کرد و گفت که چین باید بیشتر روی قدرت نرم خود سرمایه‌گذاری کند. وقتی می‌بینید که رئیس بزرگ می‌گوید این یک اولویت است، آنگاه شاهد یک جهش بزرگ از نظر سرمایه‌گذاری‌های چینی و همچنین در نوشته‌های مربوط به قدرت نرم هستید. من فکر می‌کنم چین می‌داند که داشتن قدرت اقتصادی و نظامی کافی نیست، اگر آن را با قدرت نرم ترکیب کنید مؤثرتر است.

 

قدرت نرم از طریق موسسات فرهنگی کنفوسیوس و کارهای فرهنگی

-تاسیس موسسات فرهنگی کنفوسیوس

کنفوسیوس (کنگ زی، 551–479 پ.م.) به عنوان بزرگترین متفکر چینی در تاریخ و به عنوان بنیانگذار مکتب فکری که نام خود را دارد، شناخته می شود. کنفوسیوس در زمان حیات خود می خواست اندیشه و فلسفه خود را در حکومت عملی کند، اما هرگز به او فرصت این کار داده نشد.

او در دوره چونکیو به ایالت لو خدمت کرد، اما به رسمیت شناخته نشد و بعداً در سفر از کشوری به کشور دیگر، تئوری خود را درباره دولت‌داری مطرح کرد.

با این حال بیش از ده سال تلاش او بی نتیجه ماند و در نهایت خود را وقف تدریس و نویسندگی کرد. سال ها بعد نام او توسط یک مؤسسه آموزشی ( مؤسسه کنفوسیوس استفاده می شود) که در سراسر جهان گسترش یافت و مورد پذیرش بسیاری از مردم قرار گرفت.

با این حال، مؤسسه فرهنگی کنفوسیوس یک برنامه آموزشی برای آموزش افکار همنام خود تنظیم نکرده است. بلکه موسساتی هستند که نام او را با هدف گسترش زبان چینی در سراسر جهان به عاریت گرفته اند.انستیتوهای کنفوسیوس مدارس زبان چینی هستند. آنها توسط دولت چین ایجاد شده اند، که آنها را با همکاری دانشگاه ها و موسسات آموزشی خارجی به منظور ارتقاء درک زبان و فرهنگ چینی اداره می کند. در فاصله تنها چهار سال بین 21 نوامبر 2004، زمانی که اولین مؤسسه در سال ۲۰۰۸ در سئول، کره جنوبی افتتاح شد، 292 مؤسسه فرهنگی کنفوسیوس و کلاس درس کنفوسیوس در 78 کشور جهان افتتاح شد. این بدان معناست که به طور متوسط ​​هر سال 73 موسسه فرهنگی جدید یا هر پنج روز یک موسسه فرهنگی افتتاح شد.

چنین رشدی توجه را به خود جلب کرد، زیرا برای یک آموزشگاه زبان کاملاً غیرعادی است که بتواند به سرعت پیشرفت کند.نهاد مسئول گشایش مؤسسه‌های فرهنگی کنفوسیوس در خارج از کشور، دفتر شورای بین‌المللی زبان چینی است که از این پس با مخفف آن به زبان چینی، Hanban نامیده می‌شود. 

سیل درخواست‌ها برای افتتاح مؤسسه‌های فرهنگی کنفوسیوس از سرتاسر جهان ایجاد شد و هانبان نسبت به زمانی که شروع به کار کرده بود، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد. تا آگوست 2011، 353 مؤسسه فرهنگی کنفوسیوس و 473 کلاس درس کنفوسیوس در صدو چهار کشور و منطقه تأسیس شد.

بسیاری رشد سریع این مؤسسات را افزایش «قدرت نرم» چین می دانند. جوزف نای، استاد دانشگاه هاروارد که برای اولین بار مفهوم «قدرت نرم» را مطرح کرد، مؤسسات را نمونه بارز آن می داند. علاوه بر این، افراد زیادی هشدار می دهند که افزایش تعداد مؤسسات فرهنگی کنفوسیوس در خارج از کشور نشان دهنده نوعی «اجبار فرهنگی چینی» است. البته برخی حتی از آموزش فرهنگ چینی در مؤسسات فرهنگی کنفوسیوس به عنوان تبلیغات ایدئولوژیک برای حزب کمونیست چین انتقاد می کنند. 

 مکانیسم عملیاتی موسسه های فرهنگی کنفوسیوس

هدف مؤسسه‌های فرهنگی کنفوسیوس در پشت ایجاد مؤسسه‌های فرهنگی کنفوسیوس، افزایش سریع مطالعات زبان چینی در خارج از کشور است. بیش از 2500 دانشگاه در سراسر جهان کلاس های زبان چینی را ارائه می دهند و در حال حاضر بیش از 40 میلیون دانشجوی این زبان وجود دارد. علاوه بر این، سالانه چندین میلیون نفر به تحصیل زبان چینی می پردازند. تعداد افرادی که در خارج از کشور در آزمون مهارت چینی (Hanyu Shuiping Kaoshi) شرکت می کنند نیز سال به سال به سرعت افزایش یافته است. بیش از 130000 نفر در سال 2007 در امتحان شرکت کردند. دلایل زیادی وجود دارد که نشان می دهد چرا چنین علاقه شدیدی به مطالعه زبان چینی در سراسر جهان دارد، این دلایل شامل: سه دهه توسعه مستمر در اقتصاد چین، گسترش شرکت های چینی در سراسر جهان، ایجاد فرصت های تجاری جدید در چین و حضور گسترده این کشور در سیاست بین المللی است.

واضح است که هیچ راهی برای دانستن نوع بحث هایی که در میان رهبران چین بر سر ایجاد این موسسات در جریان است وجود ندارد. در سال 2004، دولت چین یک برنامه پنج ساله برای آموزش زبان چینی در خارج از کشور تدوین کرد که معمولاً به عنوان پروژه پل چینی (Hanyu qiao gongcheng ) شناخته می شود. هدف آن تقویت آموزش زبان چینی در خارج از کشور است. مؤسسه فرهنگی کنفوسیوس به عنوان بخش مهمی از این پروژه تبلیغ شده است. حنبان سازمانی است که مؤسسات را کنترل می کند و دارای نمایندگانی از 12 وزارتخانه و کمیسیون دولتی است. این نهادها عبارتند از: دفتر کل شورای دولتی، وزارت آموزش و پرورش، وزارت دارایی، دفتر امور چین در خارج از کشور شورای دولتی، وزارت امور خارجه، کمیسیون توسعه و اصلاحات دولتی، وزارت بازرگانی، وزارت فرهنگ، اداره دولتی رادیو، فیلم و تلویزیون، اداره مطبوعات و انتشارات دولتی، اداره اطلاعات شورای دولتی و کمیته زبان دولتی.

از اینجا می توان دریافت که هانبان کنترل کلی حوزه ای را در اختیار دارد که نه تنها مؤسسه فرهنگی کنفوسیوس، بلکه سیاست آموزش زبان چینی، توسعه مواد آموزشی زبان، آموزش و اعزام مربیان زبان، و امتحانات زبان چینی را نیز شامل می شود. مؤسسه‌های فرهنگی کنفوسیوس یکی از جنبه‌های تجارت انتشار زبان چینی در خارج از کشور و یکی از مهم‌ترین عملیات هانبان است. دفتر اداری مؤسسه فرهنگی کنفوسیوس در بخش امور عمومی هانبان ایجاد شد و مسئول ترویج ابتکارات مؤسسه است. همانطور که ابتکار مؤسسه فرهنگی به طور جدی توسعه یافت، هانبان در آوریل 2007 یک دفتر مرکزی مؤسسه فرهنگی کنفوسیوس در پکن ایجاد کرد تا سازماندهی و مدیریت خود را بهبود بخشد. دفتر مرکزی مؤسسه فرهنگی کنفوسیوس به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی (NPO ) با وضعیت شرکت ثبت شده است. 

مؤسسه فرهنگی کنفوسیوس با ده دانشگاه خارجی که با آنها روابط نزدیک و قراردادهای رسمی دارد شامل:

دانشگاه های Ritsumeikan و Waseda در ژاپن، دانشگاه استنفورد در ایالات متحده، دانشگاه آزاد برلین در آلمان، دانشگاه Chulalongkorn در تایلند، دانشگاه جواهر لعل نهرو در هند، دانشگاه گرانادا در اسپانیا، دانشگاه مسکو در روسیه، دانشگاه قاهره در مصر و آکادمی تراست در بریتانیا اولین دانشگاه چینی که دانشجویان مبادلات خارجی جذب کرد و به آنها آموزش زبان ارائه کرد، دانشگاه زبان و فرهنگ پکن بود که این کار را در بین دانشگاه‌های چینی انجام داد. تا سال 2009، این دانشگاه نقاط قوت خود را به عنوان یک دانشگاه برجسته کرده بود.

دولت چین به تعهد مؤسسه فرهنگی کنفوسیوس، اعزام سفیر یا کنسول محلی پکن برای شرکت در مراسم افتتاحیه موسسات جدید در خارج از کشور اهمیت زیادی داده است. بنابراین، می توان متوجه شد که دولت چین چقدر بر عملکرد مؤسسه کنفوسیوس تأکید می کند. (Zhe Ren, 2010).

 انتقادات مؤسسات فرهنگی کنفوسیوس در خارج از کشور

 

تلاش برای گسترش مؤسسات فرهنگی کنفوسیوس نیز با مشکلات زیادی مواجه است. بزرگترین مشکلی که مؤسسات در خارج از کشور با آن مواجه هستند، احتیاط و نگرانی است. بسیاری آنها را تهاجم فرهنگی چینی و آغشته به ایدئولوژی می دانند و اقداماتی برای مقاومت در برابر آنها انجام می شود. برای مثال، با‌آنکه در ژاپن، تلاش‌های ریشه‌ای برای هشدار دادن به مردم در مورد گسترش موسسات در بخش‌های دولتی و خصوصی انجام شده است، اما هیچ یک از تلاش‌ها برای آوردن مؤسسه‌های فرهنگی کنفوسیوس به دانشگاه‌های دولتی این کشور موفقیت‌آمیز نبوده است.

دیگر انتقادی که می شود آن است که ممکن است به دلیل اینکه انستیتوهای کنفوسیوس یک پروژه دولتی هستند، سرعت بالای آنها موجب شود با مشکلات زیادی از نظر جمع آوری سرمایه، عملکرد واقعی، سیستم های تعیین مسئولیت و غیره مواجه شوند. شامباو بیان می داد: در دانشگاه‌های آمریکا و دانشگاه‌های اروپایی بحث‌های زیادی در مورد این مؤسسات فرهنگی وجود دارد، و اینکه آیا آنها با ارزش‌های آزادی تحقیق، آزادی تدریس، آزادی اندیشه در تضاد هستند یا اینکه آنها نوعی اسب تروا برای تبلیغات چینی در خارج از کشور هستند.

قدرت نرم چین از طریق کارهای فرهنگی

از آنجا که قدرت نرم آمریکا مبتنی بر فرهنگ آمریکایی است، از جمله همه چیز، از فیلم های هالیوود و ژانرهای موسیقی محبوب مانند راک و جاز گرفته تا چیزهایی مانند کوکاکولا، مک دونالد، کفش های کتانی و تی شرت، حتی ادبیاتی مانند داستان های پلیسی و رازآلود. موسیقی کلاسیک، هنرهای زیبا و پلاستیک، و حتی فرهنگ شهری شهرهایی مانند نیویورک و لس آنجلس (Aoki, 2003: 137 )، اما مفهومی که در قدرت نرم چین به کار می رود، دامنه وسیع تری از معانی به خود می گیرد.

با وجود اینکه بیش از 30 سال از آغاز اصلاحات «سوسیالیسم با ویژگی های چینی» در سال 1978 می گذرد، انتقاد غرب از چین در رابطه با نظام سیاسی، مسائل حقوق بشر، رفتار این کشور با تبت و غیره تا به امروز ادامه دارد. وقتی از قدرت نرم چین صحبت می کنیم، فاکتورهای زیادی وجود دارد که می توان جنبه منفی را در نظر گرفت. با این حال، فرهنگ این کشور – با تاریخ 5000 ساله و یکی از چهار تمدن بزرگ باستانی – نیز جذابیتی را حفظ کرده است که تا به امروز بی وقفه ادامه دارد.

همچنین این واقعیت وجود دارد که تعداد فزاینده‌ای از چینی‌های برجسته در سطح جهانی در ورزش، فیلم و موسیقی فعال هستند، از جمله افرادی مانند ژانگ ییمو کارگردان فیلم، ژانگ زییی ستاره سینما، لیو شیانگ با مانع ۱۰۰ متر، بسکتبالیست یائو مینگ، و پیانیست لانگ لانگ. در خارج از دنیای فرهنگ سنتی و عامه نیز، چین به طور پیوسته نفوذ خود را از طریق فعالیت های اقتصادی خود در خارج از کشور و مشارکت در سازمان های چندجانبه و بین المللی و تاسیس موسسات فرهنگی کنفوسیوس گسترش داده است. علاوه بر این، بسیاری از کشورها با تاکید بر دستاوردهای عملی بدون ایجاد دشمن، به رویکرد سیاست خارجی چین پاسخ مثبت داده اند. رونق چین در خارج از کشور یکی از عوامل موثر در تجارت با چین است و مؤسسه فرهنگی کنفوسیوس واقعاً قدرت نرم ناشی از آن را برآورده می کند.

جوزف نای از هاروارد به افزایش قابل توجه قدرت نرم چین در سال های اخیر اشاره کرده است. نای با جلب توجه به این افزایش، به طور غیرمستقیم اشاره می‌کند که تمرکز تلاش‌های خود در این زمینه رویکردی هوشمندانه برای چین خواهد بود. نای به ایجاد مؤسسات فرهنگی کنفوسیوس در سراسر جهان توسط پکن برای آموزش زبان و فرهنگ چین به عنوان نمونه ای از این قدرت نرم اشاره می کند (وال استریت ژورنال آسیا،December 29, 2005).

بنابراین با ایجاد موسسات فرهنگی کنفوسیوس و فعالیت های اقتصادی در چند دهه گذشته که موجب رشد اقتصادی خارق‌العاده‌ چین شده، قدرت نرم چین به شدت به نفوذ اقتصادی آن نیز متکی است.

البته با توجه به آنکه تعاملات خارجی چین پیچیده است، اما همچنان می توان – مطابق با سیاست رسمی – استدلال کرد که مقاصد این کشور اولاً اقتصادی است و ثانیاً ایدئولوژیک و سیاسی است. چه جنگ سرد جدید آغاز شود یا نه، تلاش‌های چین عمدتاً کشورهای در حال توسعه با تمرکز ویژه بر همسایگان آسیای جنوب شرقی آن است، بنابراین نیاز به جذب بیشتر آنها ممکن است قوی‌تر از همیشه باشد. با این وجود، در مقایسه با ایالات متحده، هر دو تا حد زیادی از دستاوردهای اقتصادی منتفع شده‌اند، اما آمریکا توانست به مزیت‌های ساختاری – اعم از سخت و نرم – دست یابد که اکثر کشورها به سادگی نمی‌توانند از آن انصراف دهند. برجستگی دلار در تجارت و مبادلات جهانی، و حضور تقریباً در همه جا برندهای آمریکایی، محصولات فرهنگی، و سبک زندگی که توسط بسیاری از آنها پذیرفته شده، دستاوردهایی است که در نهادهای بین المللی نشان داده می شود. در حال حاضر، اگرچه احتمالاًاین دستاوردها به دلیل سیاست «اول آمریکا» ترامپ در حال کاهش است، این پدیده خودپایدار است و چین شانس محدودی برای به چالش کشیدن آن دارد.

با آنکه کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی توانسته‌اند تصویر ملی جذابی را در خارج از کشور ایجاد کنند، بیشتر به دلیل آزادی‌ای که در چین به صنایع خلاق داده شده است. بر این اساس، گفته می شود که قدرت نرم از بازیگران متعددی فراتر از دولت، مانند بخش خصوصی و جامعه مدنی سرچشمه می گیرد. تلاش های نرم (و سخت) چین در عوض متمرکز و تحت کنترل دولت است. این امر منجر به محدود کردن برخی منابع، مانند توسعه یک فرهنگ عامه جذاب، و در عین حال تقویت برخی دیگر، از جمله از طریق تخصیص و به کارگیری سریع منابع مالی و انسانی در هر زمان که نیاز باشد، می شود. اگرچه به اندازه کی‌پاپ یا فیلم‌های دیزنی «نرم» و ظاهراً بی‌ضرر نیست، «تهاجم جذاب» چین به طور بالقوه می‌تواند در نتایج خاص مؤثرتر باشد. به هر حال، تأثیر یک سبک زندگی و فرهنگ جذاب به‌طور مسلم ضعیف‌تر از جاذبه‌های ناشی از کمک‌های ملموس و بورسیه‌ها، به‌ویژه در مواقع ضروری است. علیرغم آنچه برخی از محققان ممکن است بگویند، چین نمی تواند تلاش های قدرت نرم را که جنبه اساسی روابط بین الملل مدرن است، کنار بگذارد. بنابراین چین می بایست از دارایی‌های اقتصادی و رشد خود برای قدرت نرم استفاده کند. 

 

 

نتیجه

اگر از بسیاری از مردم خواسته شود مثالی از چیزی که نشان دهنده فرهنگ عامه آمریکایی است بیاورند، احتمالاً بدون تردید می گویند “هالیوود”. به طور مشابه، اگر از آنها درباره فرهنگ عامه پسند ژاپنی و «درام‌های سریالی» در مورد کره سؤال شود، احتمالاً «مانگا» یا «انیمه» خواهند گفت. با این حال، اگر از آنها خواسته شود که برای فرهنگ عامه چینی فراهم کنند، احتمالاً چیزی بلافاصله به ذهن نمی رسد.

ممکن است کسی با «فیلم‌هایی» برای هنگ کنگ یا «درام‌های تلویزیونی» برای تایوان بیاید، اما چه نوع اقلام اصلی فرهنگ عامه را کسی با سرزمین اصلی چین مرتبط می‌کند؟ مطمئناً یافتن چیزی چینی متمایز در مورد جوانان چینی امروزی که فست فود می خورند، از مد لباس ژاپنی تقلید می کنند و از فیلم های هالیوود لذت می برند، سخت است. این موضوع همچنین بسیاری از محققانی را که در مورد قدرت نرم چین بحث می کنند، سردرگم می کند.

پشت این سردرگمی این واقعیت است که صنعت فرهنگ چین به طور قابل توجهی عقب است. این صنعت بسیار عقب تر از ایالات متحده یا کشورهای اروپایی است و همچنین در مقایسه با همسایگان خود ژاپن و کره عقب تر است. برای مثال، مجموعه‌ای از فیلم‌های چینی در سال‌های اخیر جوایزی را در جشنواره‌های بین‌المللی فیلم دریافت کرده‌اند، اما حضور بسیار محدودی در بازارهای خارجی دارند و فاصله زیادی تا چیزی که مردم آن را مترادف با فرهنگ پاپ چینی می‌دانند، دارند.

محقق چینی یو شین تیان می گوید: «مدرن سازی چین هنوز در مراحل اولیه خود است و به اندازه کافی منسجم نیست تا به فرهنگ ها و ارزش های بی شمار دیگر در جهان پاسخ دهد (یو و دیگران، 2007: 319). در لحظه‌ای که نمی‌توان به زبانی روشن و ساده ادعا کرد که چیزی خاص در فرهنگ چینی برجسته است، به نظر می‌رسد چین چاره‌ای ندارد جز اینکه آن را کنار بگذارد و در عوض بر تاریخ و فرهنگ خود در تلاش برای یافتن کلمات تأکید کند، یا مفاهیم مترادف با فرهنگ آن.

یافتن چنین مفاهیم مترادف ممکن است مهمتر از افزایش تعداد مؤسسات فرهنگی باشد، زیرا مؤسسه فرهنگی کنفوسیوس همچنان در حال توسعه است پس می بایست روش های دیگری را جستجو کند برای مثال: در اکتبر 2005، مجله تایم (نسخه آسیایی) یکی از جلدهای خود را کریس لی (لی یوچون)، برنده رویدادی برای خوانندگان به نام مسابقه “سوپر دختر” قرار داد. حدود 400 میلیون نفر با هیجان این رویداد را تماشا کردند و رای خود را با تلفن همراه به صندوق انداختند. یک برنامه محبوب که برای چین از برنامه American Idol”  ” اقتباس شده بود، Super Girl”  ” عنصر جدیدی را در فرهنگ عامه چین نشان می دهد. مراسم افتتاحیه المپیک 2008 پکن – که ترکیبی عالی از سنتی و معاصر را ارائه داد – قطعاً چیزی بود که چین می خواست جهان آن را ببیند و بسیاری را مجذوب خود کرد. محصولات فرهنگی جدید چینی نیز به طور پیوسته در حال تولید هستند. گسترش مؤسسه‌های فرهنگی کنفوسیوس هم به‌عنوان اقدامی برای تبلیغ فرهنگ چینی و هم فرآیندی برای کشف مجدد آن است.

البته، محدودیت هایی وجود دارد که چقدر می توان تصویر مثبت چین در خارج از کشور را با توسعه صنعت فرهنگ تقویت کرد. قدرت نرم تا زمانی که در ارتباط با نحوه رسیدگی به امور در خود چین عمل می کند مطمئناً می تواند تأثیر خود را احساس کند. اما آیا دنیای سیاست چین باز است؟ آیا جامعه چین به حقوق بشر احترام می گذارد؟ آیا کشور آموزش و رفاه اجتماعی را با کیفیت بالا ارائه می کند؟ آیا جامعه ای است که خارجی ها بتوانند در آن ساکن شوند و شاد زندگی کنند؟ اگرچه چین 30 سال رشد اقتصادی عظیمی را مدیریت کرده است، اما هنوز در ایجاد نظام های سیاسی و اجتماعی با مشکلات زیادی روبرو است و مشکلات بی شمار دیگری در زمینه های مختلف دارد که باید به سرعت با آنها برخورد شود. به این ترتیب، راه طولانی هنوز برای چین در راه است تا نه تنها از نظر اقتصادی به یک کشور مورد تقاضا برای ظرفیت تولید خود تبدیل شود، بلکه به یک قدرت بزرگ واقعاً جذاب تبدیل شود که فرهنگ خود را در جهان منتشر کند.

منابع

-Aoki Tamotsu (2003), Tabunka sekai [Multicultural world], Tokyo: Iwanami shinsho. 

-Cheng Y. Z. (2005) The history of PR China’s the development of Chinese as a foreign language. Beijing University Press, Beijing

-Crystal D. (2003) English as a global language. Cambridge University Press, Cambridge

-Everson, M., Xiao, Y. (eds) (2009) Teaching Chinese as a foreign language: theories and applications. Cheng & Tsui, Boston

-Gee J. (2005) An introduction to discourse analysis: theory and method, 2nd edn. Routledge, New York

-Gil J. (2008) The promotion of Chinese language learning and China’s soft power. Asian Social Science 4/10: 116–122

-Guangwei,Zhou, International Review of Education, Volume 31, Pages 189-203 (1985)

-Hanban (2005). Confucius Institute mission statement. Retrieved July 20, 2009, from http://www.hanban.org/kzxy_list.php?ithd=xyzc.

-Hanban (2009a). Confucius institutes in the world. Retrieved July 20, 2009, from http://www.confuciusinstitute.net/college/globalColleges.htm. (Last Retrieved July 16, 2009).

-Hanban (2009b). Playback of “China Week” at Miami University Confucius Institute. Retrieved July 23, 2009, from http://www.english.hanban.org/content.php?id=4172.

-Hanban (2009c). Confucius Institutes Conference 2008. Retrieved July 20, 2009, from http://www.hanban.org/e21sqlimg//file/200906/fff20090604112229_1240927571.pdf.

-Harding, K. (2006). Bold strokes on language, [Edmond Globe and Mail]. Retrieved July 10, 2009, from 

-Hodge B., Louie K. (1998) The politics of Chinese language and culture, the art of reading dragons. Routledge, London 

http://www.theglobeandmail.com/servlet/story/RTGAM.20060519.wxm.

http://www.timesonline.co.uk/tol/news/world/asia/article5514156.ece.

https://teachersinstitute.yale.edu/curriculum/units/1982/4/82.04.02.x.html

-Huang C., Li Y. (1996) New horizons in Chinese linguistic. Kluwer Academic, MA

-Joseph S. Nye, Jr. (2004), Soft Power: The Means to Success in World Politics, New York: Public Affairs. 

-Joshua Kurlantzick (2007), Charm Offensive: How China’s Soft Power Is Transforming the World, New Haven and London: Yale University Press. 

-Kane D. (2006) The Chinese language. Tuttle, Singapore

-Kian, Q. (2019). A brief introduction to the Chinese education system. The Open University. Retrieved April 12,2019 from https://www.open.edu/openlearn/education/brief-introduction-the-chinese-education-system(2013, June 30). 

Kurlantzick J. (2007) Charm offensive: how China’s soft power is transforming the world. Yale University Press, New Heaven, CT 

-Levine P., Scollon R. (2004) Discourse and technology: multimodal discourse analysis. Georgetown University Press, Washington, DC 

-Li D.C.S. (2006) Chinese as a lingua franca in Greater China. Annual Review of Applied Linguistics 26: 149–176

-Lin Qing (2006), “zouxiangshijiedekongzixueyuan” [Confucius institutes, heading into the world], jiaoyuyuzhiye,September,pp. 44-45.

-Lo Bianco J. (2007) Emergent China and Chinese: language planning categories. Language Policy 6/1: 3–26

-Macartney, J. (2009). China now world’s third-largest economy, [Times Online]. Retrieved November 13, 2009,from 

-Mahoney, J. (2008). Beijing chooses Edmonton for Key Confucius Institute, [Edmondton Globe and Mail]. Retrieved July 13, 2009,from 

http://www.ecbea.org/media/globeandmail-2may08.pdf.

-Powell, L.M. (n.d.). Contemporary Education in China: An Inside View. Yale-New Haven Teachers Institute. Retrieved April 12, 2020 from 

wenhuaduidangdaiguojiguanxidezuoyong [The effect of culture on contemporary international relations], Shanghai: Shanghai renmin chubanshe.

-Xiaoling Zhang, December 2, 2016 .The Effectiveness of the Chinese Cultural Centres and Confucius Institutes and Confucius Institutes.

-Yi Ming (2007),“quanqiudiyijiawangshangkongzixueyuan[The first Confucius institute online], yuanjiaoguangjiao, April (first half), pp. 75-78. 

-Yu Xin-Tian and others(2007),Qiangdadewuxingliliang:

-Zhe Ren (2010), “Confucius Institutes: China’s Soft Power?”, Policy commentary of Sigur Center for Asian Studies at the George Washington University.

-Zong Huanping (2007), “kongzixueyuendeduteyingxiangli” [The Unique effect of the Confucius institute], liaowang, No. 11, pp. 96–97. 

-Asia Society (2008). Chinese: an expanding field. Retrieved July 20, 2009, from http://www.asiasociety.org/education-learning/world-languages/chinese-language-initiatives/chinese-an-expanding-field.

-BBC (2007). UK private schools’ Beijing link. Retrieved November 21, 2009, from http://www.news.bbc.co.uk/2/hi/uk_news/education/7025760.stm.

-Confucius Institute Online (2008). Confucian philosophy. Retrieved November 12, 2009,from http://www.culture.chinese.cn/en/article/200910/16/content_44099.htm.

Confucius Institute Online (2009). Confucius Institute at Kathmandu University, He Yi. Retrieved July 21, 2009, from 

-Confucius Institute, The Hague (2007). Introduction. Retrieved August 12, 2009, from http://www.confuciusinstituut.nl/index.php?option=com_content&task=view&id=37&Itemid=68.

Guardian (2005). Chinese whispers as lingua franca. Retrieved August 17, 2009, from http://www.guardian.co.uk/education/2005/sep/23/tefl.

-History of Education in China. China Education Center. Retrieved April12, 2020 from https://www.chinaeducenter.com/en/chistory.php

http://www.confuciusinstitute.net/colleges/colPersonDetail.htm?colPerson.id=1.

http://www.miami.muohio.edu/news/article/view/11384.

http://www.moe.edu.cn/edoas/website18/38/info14338.htm.

https://chinapower.csis.org/education-in-china/

https://www.chinaeducenter.com/en/cedu.php

-Images“going to school” by WabbitWanderer is licensed under CC BY-SA 2.0

-London Confucius Institute (2004). Our aims. Retrieved July 15, 2009, from http://www.londonconfuciusinstitute.org.uk/aims.html.

-London Confucius Institute (2009). Activities & courses. Retrieved July 15, 2009, from http://www.londonconfuciusinstitute.org.uk/activities.html.

-Miami University (2009). China week events: reception, skits and concert, April 6–10. Retrieved July 15, 2009,From

-Ministry of Education (2005). A brief introduction to Chinese as a foreign language curriculum development. Retrieved July 28, 2009,From

Nayer B. (1997) ESL/EFL dichotomy today: language politics or pragmatics?. TESOL Quarterly 31/1: 9–18

-The historical foundations of education. [pdf] Retrieved February 23, 2018, from https://www.slideshare.net/martianne21/historical-foundations-of-education-theorist-and-philosophers?qid=237dcb79-9451-4766-a9a4-e546fc480ec9&v=&b=&from_search=8

-The Open Learn Team. (August, 2019). “Chinese education: How do things work?” The Open University. Retrieved April 12, 2020 from https://www.open.edu/openlearn/society/international-development/international-studies/chinese-education-how-do-things-work?in_menu=293245

Share