آبان ۲, ۱۴۰۰ – ۹:۳۱ ب.ظ |

دکتر محمد حسن صنعتی
پژوهشگر مسائل منطقه ای

مرکز بین المللی مطالعات صلح– IPSC

سالها پیش وقتی که خبر از آن داده شد که سی.آی.ای. و پنتاگون دارند روی پروژه ای کار می کنند که موضوع شهادت در …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, عراق, مقالات, مقالات تحلیلی

فعال شدن مجدد شکافهای مذهبی و قومیتی در عراق

نگارش در بهمن ۳۰, ۱۳۹۱ – ۸:۳۳ ق.ظ
فعال شدن مجدد شکافهای مذهبی و قومیتی در عراق
Share

محمد جادری

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

بعد از دستگیری محافظان رافع العیساوی به اتهام دست داشتن در عملیات­های تروریستی، در چند روز اخیر سنی­های عراق تظاهراتی را در چند شهر عراق برپا کرده­اند و خواسته های سیاسی مشخصی را از حکومت خواستار شده­اند. نوری المالکی نیز بعضی از خواسته های آنها را از جمله آزادی 300 زندانی زن سیاسی برآورده کرد اما آنها همچنان به تظاهرات خود ادامه دادند و مدعی شدند که دولت عراق به رهبری شیعیان با این اقدامات در راستای سرکوب ساختاری سنی های گام برداشته است. این آشفتگی در داخل عراق با بحران روابط دولت مرکزی عراق با اقلیم کردستان  همزمان شده که آشفتگی اوضاع داخلی عراق دو چندان کرده است. در این مقاله تلاش می شود تا به تحلیل و بررسی این شکاف در عراق که خود را در انتخابات آتی عراق نشان خواهد داد، بپردازیم.

کلید واژگان: مذهب و قومیت در عراق، شکاف های عراق، دولت نوری المالکی

تحلیل رخداد 

شکاف سیاسی –  مذهبی

شاید صحبت کردن از جنگ داخلی مذهبی بسیار زود باشد اما رویدادهای اخیر به وقوع پیوسته در عراق به خصوص در استان الأنبار چالش جدی را پیش روی دولت نوری المالکی قرار داده است. اعتراضات اخیر سنی­های عراق که ظاهراً خواسته­های سیاسی محدودی را دنبال می­کرد، که در پس این ظاهر شکاف عمیقی را نشان می­دهد که حتی در شعارها و گفته­های آنان به وضوح قابل مشاهده است؛ سرکوب ساختاری سنی­ها. سنی­ها و شیعیان عراق که در زمان صدام حسین با سیاست­های سرکوب و فشار ظاهراً بدنه­ی اجتماعی واحد و یکپارچه­ای را شکل می­دادند بعد از سقوط صدام حسین تضادها و شکافهای عمیق بین آنها به صورت همه جانبه­ای بروز یافت به شکلی که حتی در کوچکترین مسائل مطح شده در پارلمان که در راستای منافع ملی عراق صورت می­گیرفت این شکاف نمایان می­شود و به سطح جامعه منتقل می­شود.

آنچه که این مسئله را بغرنج­تر می­کند نگاه و استرات‍ژی کشورهای همسایه به این شکاف­های مذهبی است که هم علت آن می­باشند و هم در راستای منافع خود از ان بهره­برداری می­کنند.اعتراضات شیعیان عراق که در ظاهر به نظر امری گذرا و محدود نشان داده می­شد با ادامه این اعتراضات و همچنین حضور نیروهای امنیتی در برابر تظاهر کنندگان و کشته شدن عده ای از آنها، جامعه عراق را ملتهب و آماده یک جنگ داخلی بر مبنای شکاف عمیق مذهبی کرده است. با توجه به اینکه گروه­ها و ائتلاف های داخلی عراق بر مبنای عصبیت­های قومی و مذبی شکل گرفته­اند، به همین جهت این گروهها خود را نماینده قشر خاصی از جامعه می­دانند و همین امر باعث شده است که بعد از 10 سال از حمله آمریکا به عراق تمامی انرژی و امکانات دولت عراق به جای حل مسائل عمده کشور از جمله در قسمت تأسیسات زیربنایی آب و برق، صرف بازی­ها و زد و خوردهای سیاسی در کشور شود. به نظر می­رسد که این شکاف مذهبی آشکار شده عراق را در آینده نیز دچار بحران قدرت کند، چیزی که در انتخابات قبلی مجلس عراق در راستای تشکیل دولت به وضوح آشکار شد. چیزی که در این وقایع به وضوح می­توان تشخیص داد این است بهار عربی در عراق به وقوع نخواهد پیوست (چیزی که مقتدا صدر به آن اشاره داشته است) چرا که این تظاهرات اخیر تظاهراتی کاملاً مذهبی می­باشد و با توجه به اینکه سنی­ها نسبت به شیعیان در اقلیت می­باشند توان لازم را بسیج سیاسی کشور ندارند. همین عوامل نیز می­تواند دلیلی باشد بر اینکه وقوع جنگ داخلی در عراق نیز شکست سنگین سنی­ها را به دنبال خواهد داشت و آنها را ساختاری­تر در جامعه منفعل خواهد کرد. در نتیجه تنها راه نشان دادن اعتراض خود به صورتی عملی و رفتاری ادامه فعالیت­های تروریستی و سیاست ارعاب در بدنه جامعه عراق می­باشد. چیزی که در روزهای اخیر طی انفجاراتی زنجیره­ای در عراق به وضوح قابل مشاهده است.

شکاف سیاسی  قومی

شکاف قومی بین عرب و کرد در جامعه عراق دامنه­های وسیعتری دارد، چرا که به صورت تاریخی خواسته­های سرزمینی و جغرافیایی را دنبال می­کند و عملاً تجزیه کشور را در صدر مناقشات اعراب و کردها قرار داده است. همین عامل باعث شده است که جنبه­های سیاسی شکاف کردی – عربی در جامعه عراق، آستانه بحران در عراق را محتمل­تر کند خاصه اینکه جدال اخیر بین بغداد و اربیل مستقیماً دارای صبغه­ی نظامی – تاکتیکی بود؛ پیشمرگه و سپاه دجله

جدال بین حکومت مرکزی عراق و اقلیم کردستان را شاید بتوان در یک کلمه خلاصه کرد ؛ نفت. همین عامل نیز موجب شده است که به صورت مشخصی خواسته­های سرزمینی مورد مطالبه کردها قرار گیرد که ایدئولوژی ناسیونالیسم نیز آن را پشتیبانی و حمایت می­کند. واقعیت ماجرا این است که مسعود بارزانی در صورت چشم­پوشی از کرکوک و با انجام یک دیپلماسی کوتاه مدت می­تواند استقلال کردستان را تحقق بخشد اما سودای تسلط بر منابع نفتی کرکوک دیپلماسی را ناکام کرده و در درگیری­های اخیر نیز سمپتوم­های جنگ داخلی واضح و روشن ر معرض نمایش عموم قرار گرفت.

اقدام نوری المالکی در جهت اعزام سپاه دجله به مناطق مورد منازعه و در تقابل قرار گرفتن با نیروهای پیشمرگه فضای داخلی عراق را تا آستانه جنگ داخلی پیش برد. این منازعات قومیتی، مبارزه نیروهای امنیتی و نظامی دولت مرکزی عراق با تروریسم سازمان یافته در عراق را با اختلال جدی مواجه کرد به طوری که در همین ایام انفجارهای تروریستی در عراق به بیشترین حد خود در چند سال اخیر رسیده است و این انفجارها با توجه با وضعیت داخلی عراق نیز بیشتر و بیشتر خواهد شد. آن چیزی که جلب توجه می­کند این است که این انفجارها دارای یک ویژگی مشخصی بود؛ انفجار در کنار دفاتر حزب دموکرات کردستان، و اتحادیه میهنی کردستان. به نظر می­رسد که تروریسم ورود خود را به منطقه کردستان که تاکنون، حتی در اوج انفجارهای تروریستی در عراق در آستانه جنگ سابقه نداشته است، اعلام کرده است و وضعیت آشفته و اسفناک سیاست داخلی عراق نیز به آن خوش­آمد گفته است.

در چند ماه گذشته مسعود بارزانی در راستای برنامه­ریزی برای اعلام یکجانبه استقلال اقلیم کردستان دیپلماسی شدیدی را در منطقه و جهان به راه انداخته است به طوری که می­خواهد بزرگترین مانع خودش برای استقلال یعنی ترکیه را با احداث خط لوله نفت از سر راه بردارد. واقعیت این است که تمامی کشورهای اروپایی و حتی عربی در باطن با استقلال کردستان موافق هستند چرا که پیشنهادهای نفتی خاندان بارزانی برای شرکتهای نفتی اروپایی، اماراتی، قطری بسیار وسوسه انگیز است اما چیزی که مانع میشود آن را به تأخیر بیندازند، ترس از آشفتگی مجدد منطقه است که برای کشوری مثل آمریکا این عامل اهمیتی حیاتی دارد. به همین دلیل می­توان گفت که بعد از دوستی بسیار نزدیک نوری المالکی با کردها تا قبل از این بحرانهای اخیر، روابط احزاب و نیروهای کرد با رئیس دولت مرکزی عراق به هم خورده است ، و اجرا نکردن ماده 140 قانون اساسی عراق در مورد سیاستهای جمعیتی اقلیم کردستان و همچنین برگزاری رفراندوم در کرکوک نیز این تنش میان مالکی و کردها را افزایش داده است به طوری که در ائتلاف با اعراب سنی او را به رد صلاحیت در مجلس تهدید کرده اند.

کردها با توجه به اینکه در دوران قبل سقوط صدام حسین از سوی دیکتاتورهای عراقی مورد تبعیض واقع شده­اند و در جنگهای مختلف عده­ زیادی از کردها کشته شده­اند به همین جهت در آینده نباید انتظار داشت که کردها از مواضع خود عقب نشینی کنند که پیشینه تاریخی تبعیض و کشتار بر علیه آنها و ایدئولوژی ناسونالیسم قومی گسترش یافته توسط خاندان بارزانی در بین کردها این مواضع آنها را تقویت خواهد کرد.

سؤال اساسی که پیش روی کردها با توجه به انزجار آنها از سیاست­های نوری المالکی پیش خواهد آمد این است که آلترناتیو کردها برای جانشینی نوری المالکی چه کسی خواهد بود.

دو گزینه پیش روی کردها قرار خواهد گرفت:

 1. ائتلاف با اتحاد الوطنی عراق به رهبری عمار حکیم. 2. ائتلاف با فهرست العراقیه به رهبری ایاد علاوی.

 این دو گزینه را به صورت کوتاه بررسی می­کنیم . اتحاد کردها با الوطنی عراق به معنای اتحاد با شیعیان عراق می­باشد که در صورت انجام این امر دو شکاف عمده بر روی هم بار می­شوند و شکاف متراکمی را در تقابل با یکدیگر قرار خواهد داد. از طرفی شکاف مذهبی شیعه و سنی، و شکاف قومی کردی و عربی. که این نشان از بغرنج بودن وضعیت در آینده دارد اما چیزی که باعث می­شود احتمال انجام این اتحاد بیشتر باشد نظر موافق ائتلاف الوطنی عراق با تجزیه عراق است که مهمترین عامل برای کردها محسوب میشود. اما سؤال این است که کردها می­توانند کرکوک را از چنگ ائتلاف الوطنی عراق در بیاورند؟. اما اتحاد با فهرست العراقیه نیز خالی مشکل نمی­باشد چرا که ترس از یاد و خاطره سرکوب توسط صدام حسین را به ذهن آنها متبادر می­کند چرا اعضای اصلی این ائتلاف را بعثی­های عراق تشکیل می­دهند و نیز این فهرست ناسیونالیسم خشن عربی را نیز با خود به یدک می­کشد. از طرفی اعتقاد به عراقی یکپارچه توسط فهرست العراقیه احتمال اتحاد کردها با ایاد علاوی را تضعیف می­کند چرا این فهرست می­داند که در صورت تجزیه عراق در اقلیت و انزوا قرار خواهد گرفت به همین دلیل سنی های عراقی مخالفان اصلی تجزیه عراق می­باشند که این امر استقلال کردستان را با مشکل مواجه می­کند.

دورنمای رخداد

به نظر میرسد که اوضاع به وجود آمده در عراق در زمان انتخابات آینده عراق و با شدت بیشتری خود را نشان بدهد و فضای عمومی جامعه عراق را مختل کند. چرا که این وضعیت به وجود آمده وضعیتی گذرا که بتوان با برآورده کردن چند خواسته سیاسی آن پایان داد نمی­باشد، بلکه ریشه­های عمیقی در تاریخ کشور عراق دارد. مرز بین گروهها به صورت ساختاری از یکدیگر جدا شده اند و همین امر سازش با یکدیگر را در آینده بسیار دشوار می­کند. نتیجه تمامی این رویدادها چیزی نیست مگر به تأخیر افتادن بازسازی عراق، ایجاد تأسیسات آب و برق که یکی از مشکلات جدی در کشور عراق است و همچنین به تأخیر افتادن توسعه آموزش و دانشگاه که بسیار حیاتی می­باشد و در حالت کلی عقب ماندگی در توسعه اقتصادی و سیاسی کشور می­باشد. متضرر اصلی این بازی­های سیاسی مردم عراق می­باشند که قربانی این سیاستهای جنگ و سازش بین گروهها می­شوند.     

 

 

Share