آذر ۱۷, ۱۴۰۰ – ۹:۲۱ ب.ظ |

دکتر مریم خالقی نژاد
 تحلیلگر مسائل خاورمیانه
مرکز بین المللی مطالعات صلح ipsc

عربستان سعودی و ایران رقبای دیرینه، به دنبال حل مسائل متضاد خود و کاهش تنش از طریق گفت و گو به عنوان راه جدیدی برای …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مصر, مقالات تحلیلی

  علل پیروزی سیسی در انتخابات مصر دکتر احمد بخشی

نگارش در خرداد ۱۷, ۱۳۹۳ – ۱۰:۲۸ ب.ظ
   علل پیروزی سیسی در انتخابات مصر  دکتر احمد بخشی
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

علل پیروزی آقای سیسی بیشتر به خود تحولاتی که در مصر شروع شد ( دورانی که من اسمش را دوران پسامبارک و تحولات پسامبارک گذاشته ام) و بهره برداری آقای سیسی از ضعف های آن دوران یعنی ضعف های که دوران گزار که دوره ای که نظامیان حاکم بودند و دوره ای که آقای محمد مرسی حاکم بود برمیگردد. امروز اگر خواسته باشید در یک کلام بگیم که چرا سیسی برنده انتخابات مصر شد و چرا انتخابات مصر به این سمت پیش رفت من اشتباهات استراتژیک آقای مرسی را دلیل روی کار آمدن و یا بازگشت نظامیان و نظامیگری در مصر می دانم.همان چیزی که می شود در مورد لیبی بحث کرد. در یک کلمه من بر این نظرم که اگر نظامیان قرار بود در سال 2011 انتخابات برگزار کنند و در سال 2011 نظامیان در انتخابات شرکت میکردند شاید مردم به آنها رای نمیدادند به این دلیل که آنها یک سابقه تاریخی داشتند و مردم نظامیان را تداوم دوران مبارک میدانستند. اما اشتباه استراتژیک آقای مرسی این بود که اولا تشخیص نداد که چه اتفاقی در مصر افتاد و سپس با یک سازه ژئو پلوتیکی به نام ساختار مصر اصلا آشنا نبود. در این حال اصلا خود کاندیدای اصلی اخوان المسلمین کس دیگری بود که رد صلاحیت شد و ایشان آمد. در واقع اشتباه مرسی اشتباهی استراتژیک بود. ایشان دچار یک توهم انقلاب در مصر شد در حالی که در مصر فقط نوک نظام تغییر داده شد و در بدنه ارتش و لیبرال ها حضور داشتند. در این حال برای بررسی پیروزی سیسی باید به چند عامل توجه کرد.

Sisi-2

واژگان کلیدی:علل پیروزی سیسی در انتخابات مصر, پیروزی سیسی در انتخابات مصر, پیروزی سیسی در مصر, پیروزی سیسی در انتخابات, سیسی

 

اولین علت ساختار مصر و تحولاتی در مصر است. اگر ما بگوییم انقلاب مصر کامل شد غلط است بلکه شبه انقلاب بود و میشود گفت تحولاتی در شمال آفریقا به وجود آمد. (چون معنی انقلاب به معنای واژگونیست و تحولات در ساختار و افراد و کار گزاران سیاسی به وجود می آید . عده ای از کارگزاران سیاسی راس نظام مبارک رفتند کنار اما نظامیان ولیبرال ها هم هستند و افرادی کاندیدا شدند که قبلا در آن سیستم بودند.) یعنی تحولاتی که هر چند در درون خودش استعدادی به نام یک دست شدن داشت ولی این امر بستگی دارد به کنش و واکنشی گروه های دیگر داشت. در این میان گروه اخوان المسلمین که برآمده ی این تحولات بود با سازه حکومتی مصر آشنا نبودند. در حالی که این سازه موقعیت ژئوپولیتیکی خاصی دارد. یعنی تحولات مصر با بحث موضوع اعراب و اسراییلبه ویژه بعد از سال 1948 و بعد از کودتای 1956 کودتای افسران جوان که جمال عبدالناصر ،احمد سادات و مبارکگره می خورد. در این دوران ارتش بحث امنیت را سیاست گزاری میکند یا کنش و یا واکنش نشان میدهد. این ارتش در دوره مبارک در ساختار اقتصاد و سیاست هم بروز پیدا کرد و نفوذ پیدا کرد و منافع خاصی رو در نتیجه دار ای یک بعد است. در واقع امروز در مصر عملی که اتفاق افتاد در مقابل عمل اخوان که قبلا انجام شد بود . لذا باید افراد و به ویژه اخوان المسلمین هم خودشان رو مقصر بدانند.

علت جغرافیایی دیگر اعتماد و پیوستگی این جامعه است. یعنی مصر جامعه تحول خواه هست. بدین معنا که در همسایگی اروپا قرار دارد از تعاملات اروپا هم متاثره و تحت تاثیر مدرنیته هست و تحت تاثیر لیبرالیسم است و گروه لیبرال ها در آنجا قوی هستند. اینان گروهی مدرن و تحول خواهند. در کنار این هم باید توجه داشته باشید که بافت جامعه مصر یک بافت اسلامی است. با این وجود اگر حاصل این 3 سازه را که کنار هم بگزارید با اینکه در مصر انقلاب نشد ولی اسلامگراها آمدند سازه ای و ساختاری ایجاد کردند و فقط یک سری اصلاحاتی انجام دادند. یعنی در واقع روی کار آمدن محمد مرسی از نظر فلسفی و بنیادین موجب تغییر نگره فلسفی نشد و مرسی دچار توهم خاص شد و این مثلث قدرت و سیاست در مصر یا مثلث ارتش، لیبرال ها یا تحول خواه ها، و اسلامگرایانرا نادیده گرفت. در این راستا به قدرت رسیدند و گفتند ما پیروزیم و غرور آنها را فراگرفت. در حالی که پیروز انتخابات گذشته یا آقای محمد مرسی بود با 51 و نیم درصد در مقابلش نظامیان با 48 و نیم یا یک پیروزی به شدت شکننده بود.

در واقع گروه اخوان المسلمین و یا آقای محمد مرسی تلاش کرد لیبرال ها رو کنار زند و کشور رو دچار درگیریهایی کرد. درگیریهایی که با مطالبات انقلابی مردم که درآن بحث امنیت،بحث اقتصاد مهم بود به حاشیه رانده شد و عملا یک سری دعواها و اختلافاتی به وجود آمد که در دوره یکساله احمد مرسی شاهد هستیم . یعنی اینکه ارتش کودتا میکند و بعد از کودتا انتخابات برگزار میکند.

در بعد دیگر به دلیل شرایط نا امن و عدم ثبات در جامعه مصر، و جامعه مصر نظامیان از یک بعد روانشناسی استفاده کردند بدین معنا که شرایط جامعه دچار نا امنی شده و مردم حاضرند با توجه به تحولات دو ساله ای که گذشته یا نزدیک سه سال از آن تحولات گذشته مردم آزادیشان رابدهند و در مقابلش امنیت به دست می آوردند و ارتش نیز اینکار را انجام داد.

از طرف دیگر سیسی یک لیبرالی درس خوانده در امریکا است.وی با توجه به نگاهی که به غرب دارد میخواهد بازسازی اقتصادی را بر اساس مدل مور و از بالا اعمال کند .چون اعتقاد دارد در جهان سوم شما نمیتوانید مدل هایی مثل اروپا ،غرب ،انگلیس و فرانسه بیایید مدل را از پایین یک مدل توده ای بیاورید بالا بعد بیایید بگویید این کار را انجام بدهد. علاوه بر آن این سیسی این سیگنال را به غرب فرستاد که با توجه به اینکه فضا در جامعه مصر فضای آشوب است، این فضای آشوب برای امنیت منطقه ای به ویژه برای منافع امریکا و از جمله برای رفیق استراتژیک امریکا ،رژیم صهیونیستی تهدید است.

آنچه مشخص است تمام معیارها و فاکتورها بر این اساس هستش که آقای سیسی می تواند بیاید و رای بیاورد . پس آرای آقای سیسی رو دو نوع می دانیم :از یک سو امنیت و رهایی جامعه مصر از رویداد نا امنی و از طرف دیگه بخش دیگر جامعه که سرخورده شد یا دچار انفعال سیاسی شد در پیروزی سیسی نقش داشت.گذشته از این رقیب سیسی هم رقیب قوی نبود. اگر این انتخابات رو با انتخابات دوران مثلا آقای محمد مرسی (که گروه های مختلفی از طیف های مختلف در آن حاضر بودند) مقایسه کنیم همه پیش بینی میکردند نتیجه چه میشود. در واقع همه این شرایط دست به دست هم داد که آقای سیسی پیروز انتخابات بشود .

 

 

 

Share