March 30, 2023 – 11:58 am | Comments Off on سیاست خارجی ترکیه؛ روندها و پیش‌رانها

دکتر محمد مهدی مظاهری
 استاد دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

سیاست خارجی ترکیه به رهبری حزب عدالت و توسعه،  همواره متاثر از وضعیت و شرایط داخلی این کشور بوده است. البته این الگو تنها مختص به …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » قفقاز, گفتگو

سیاست خارجی گرجستان و شرایط پارادوکسیکال – گفتگو با دکتر مهرزاد طباطبایی کارشناس مسائل قفقاز

نگارش در November 15, 2012 – 11:31 pm
سیاست خارجی گرجستان و شرایط پارادوکسیکال  – گفتگو با دکتر مهرزاد طباطبایی  کارشناس مسائل قفقاز
Share

  مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

گرجستان نخستین کشور در منطقه قفقاز بود که استقلال خود را در آوریل 1991 پس از فروپاشی شوروی اعلام کرد و پس از کسب استقلال، علیرغم وابستگی شدید اقتصادی به روسیه اندک اندک سیاست خارجی روس گریزی و همگرا شدن با غرب را در دستور کار سیاست خارجی خود قرار داد. در این بین در سالهای گذشته و جنگ گرجستان با روسیه سیاست خارجی این کشور وارد مرحله نوینی شده است. در این میان کوشیدیم تا با توجه به تغییر دولت در این کشور در گفتگویی با دکتر مهرزاد طباطبایی به سیاست خارجی، اهداف و نگاه این کشور به بازیگران منطقه ای و جهانی و… بپردازیم:

واژگان کلیدی: سیاست خارجی، گرجستان ، ایران ، امریکا ، روسیه ،


مرکز بین المللی مطالعات صلح: در شرایط کنونی به طور کلی مهم ترین اهداف سیاست خارجی جمهوری گرجستان چیست؟

اگر شرایط کنونی را اواخر دوران آقای ساکاشویلی بدانیم و بر این باور باشیم که آنچه در این چند سال اخیر رخ داده اصول مورد نظر گرجستان در حوزه سیاست خارجی بوده و کماکان با اندکی تغییر پایدار خواهد ماند موضوعاتی مانند الحاق به نهادهای فرامنطقه ای و از همه مهم تر نهادهای اروپایی، واگرایی تدریجی و مدبرانه از روسیه ( چون  موضوع واگرایی از روسیه اصلی ترین دلیل رفتار خارجی گرجستان در چند سال اخیر بوده و دست بر قضا دلیل اصلی جنگ در منطقه اوستیا نیز بوده است ) ، پیوستن به سازمان ناتو و همچنین افزایش نقش و نفوذ منطقه ای از جمله مهم ترین اهداف در حوزه سیاسیت خارجی گرجستان خواهند بود .

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: چندی پیش رئیس‌جمهوری گرجستان اعلام کرد که دولت روسیه دشمن اصلی این کشور است،. در این بین با توجه به  پیروزی اخیر نخست وزیر این کشور در انتخابات پارلمانی نگاه کنونی تفلیس به  مسکو با چه متغیرهایی  قابل بررسی است ؟

 رفتار گرجستان در حوزه سیاست خارجه تابعی از وضعیت ژئوپولیتیک گرجستان در منطقۀ قفقاز است. بدین معنا که الزاماتی بر گرجستان در آن منطقه تحمیل شده است که عبارتند از: هم مرزی با روسیه، قرار گرفتن در مرکز قفقاز و بالطبع آن قرار گرفتن در کانون بحران، همچنین در ابعاد داخلی بیکاری، فساد اداری و بحرانهای اقتصادی در گرجستان و همچنین شرایط حاکم بر کشورهای منطقۀ پیرامونی همۀ این موارد به گرجستان تحمیل شده است و این کشور ممری برای فرار از این شرایط ندارد و ناگزیر است با روسیه تعامل داشته باشد و این تعامل نیز تا حدود زیادی اجباری و ناخواسته است. در سیاست خارجی گرجستان دو موضوع وجود دارد که شرایطی پارادوکسیکال برای این کشور ایجاد و تعریف نموده است. نخست اینکه گرجستان برای اینکه از وضعیت وابستگی به روسیه  رها شده و به موضوع واگرایی که شعار همۀ دولتهای حاکم در این کشور بوده جامه عمل بپوشاند و نشان دهد که محیطی مناسب و امن  برای جذب سرمایه گذاریهای اقتصادی خارجی است و همچنین الحاق به نهادهای فرامنطقه ای – به صورت مشخص نهادهای اروپایی و سازمان ناتو – ناگزیر است براساس فاکتورهای کشورهای غربی عمل کند. بدین معنی که بر اساس اصولی که آنها تعریف و اعمال می نمایند رفتار و عمل نماید. ولی از نظر ژئوپولیتیک و سرزمینی محصور در معذوراتی است که نمیتواند آنها را نادیده انگارد. مسائل امنیتی و مرزی ناشی از استقلال خواهی دو منطقه ای که در جنگ 5 روزه موضوع اصلی نبرد روسیه و گرجستان بودند در کنار عدم توازن نظامی بین روسیه وگرجستان، عدم همراهی سازمانها و کشورهای فرامنطقه ای با گرجستان در نبردی مجدد و احتمالی بین این کشور و روسیه، عدم توان در مدیریت بحران و جلوگیری از رشد و انتشار آن به درون سیسات حکومتی و … از جمله مسائلی است که گرجستان را رو در روی روسیه قرار می دهد. گرجستان نه به اختیار بلکه به اجبار ناگزیر از همراهی و تعامل قابل قبول با روسیه خواهد بود از این رو در سیاست خارجی، هر دولتی که روی کار می آید ناگزیر به تعامل با روسیه میباشد .

با توجه به آنجه در مناسبات گرجستان و روسیه در یک دهه اخیر گذشته است ناظران و تحلیلگران بر این باورند که که تندروی و قدرت نمایی روسیه در منطقه مورد منازعه این دو کشور ( اوستیای جنوبی ) پاسخی به توسعه طلبی غرب به رهبری آمریکا در حوزه سنتی نفوذ مسکو بوده است. پس از فروپاشی اتحاد شوروی ، مسکو بر آن بود که با گرایش به غرب در قدرت کشورهای غربی در مناسبات بین المللی شریک شود، ولی با گذشت زمان رهبران ناسیونالیست روسیه دریافتند که غرب، روسیه نیرومند را بر نمی تابد و کوشش آمریکا در بیرون راندن روسیه از حوزه سنتی نفوذش چه بسا پاره پاره کردن خاک آن است. بنابراین روسیه می خواهد با نمایش قدرت، غرب را واردار به شناسایی جایگاه روسیه در پهنه جهانی و همچنین برتری آن کشور در حوزه پیرامونی اش کند. موضوعی که به نظر میرسد تا حدود زیادی نیز جامه واقعیت به خود گرفته است .

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح:  با توجه به چالشهای روابط بین  تفلیس و واشنگتن (سخنان باراک اوباما در مورد ضرورت واگذاری قدرت در گرجستان) و… در سالهای گذشته این روابط در شرایط کنونی چگونه قابل تحلیل است ؟

مهمترین هدف آمریکا در گرجستان، با توجه به منابع انرژی و خطوط انتقال آن و رقابت قدرتهای منطقه ای و فرا منطقه ای مانند ترکیه ، ایران ، روسیه و برخی از کشورهای اروپایی و همچنین اهمیت ژئوپولیتیک منطقه ، حفظ وضع موجود حضور خود و نفوذ سیاسی اقتصادی و امنیتی دراز مدت و مقابله با نیروهایی می باشد که در راستای منافع آمریکا قرار ندارند. سیاست آمریکا در قبال روسیه نیز حالتی دوگانه دارد به طوری که در ظاهر تلاش می کند تا روسیه را در سیاستهایش در این منطقه همراه سازد، اما در عمل به دنبال کمرنگ کردن حضور و نفوذ روسیه در منطقه است که حمایت از انقلابهای رنگی مخملی چون انقلاب گل رز گرجستان ، دقیقاً در همین راستا انجام گرفته است . وقوع انقلاب مخملی گل رز ، زمینه های دخالت آشکارتر آمریکا را در امور داخلی گرجستان فراهم نمود . به نحوی که بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، دولت آمریکا آمادگی خود را برای همکاری با رئیس جمهوری موقت گرجستان اعلام کرد و در بیانیه ای از آمادگی واشنگتن و جامعه جهانی برای کمک به حکومت جدید گرجستان در امر برگزاری انتخابات پارلمانی خبر داد .

این حمایت ها همواره در طی چند سال گذشته وجود داشته و در مقابل گرجستان نیز تلاش نموده تا با مشارکت در طرح ها و برنامه های منطقه یا و فرامنطقه ای امریکا به ویژه در ابعاد نظامی – هر چند به صورت محدود – مشارکت فعال نماید. بنابراین نیاز گرجستان به امریکا استفاده از حمایت های امنیتی و اقتصادی است که در بخش اول با توفیق همراه نبوده است. از نقطه نظر تحولات سیاسی نیز باید گفت امریکا به مانند بسیاری از مناطی دیگر جهان هموراه تلاش نموده تا ژست حمایت از روندهای دموکراتیک را حفظ نماید، اما در عمل از دولت های همراه و همگام خود حمایت نموده است. 

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: پیوستن به اتحادیه اروپا چه جایگاهی در سیاست خارجی جمهوری کنونی گرجستان دارد ؟

با توجه به اینکه هم روسیه و هم آمریکا به دنبال تأمین منافع خود می باشند و گرجستان به عنوان یک واحد سیاسی نوپا و ضعیف در این بین  با در نظر گرفتن رویکرد منفعلانه سازمانهای بین المللی ، متضرر می شود ناچارا این کشور یا باید در قالب سازمانها منطقه ای و بومی منطقه قفقاز بر قدرت نظامی و سیاسی خود بیافزاید و یا از طریق بهره بردن از تمایلات و منافع سازمانهای قدرتمندتر، اما فرامنطقه ای مانند اتحادیه اروپا و ناتو با افزایش میزان دخالت بازیگران دیگر  از میزان فشارهای موجود بکاهد. در غیر اینصورت تنها میتواند نظاره گر این درگیریها تا زمانی که عرض اندام یک طرف مشخص گردد ، باشد  .

با توجه به وجود این تمایلات و همچنین شرایط حاکم بر گرجستان برخی از کشورهای اتحادیه اروپا تلاش نموده  اند تا با استفاده از شهرت این اتحادیه و ارائه تصویر بهترین میانجی ، یک نمای وسیع از ابزار و لوازم ایجاد صلح و ثبات دراین منطقه را به ترسیم بکشند. در بعد امنیتی اتحادیه اروپا با گسیل نیروهای حافظ صلح به آبخازیا و اوستیای جنوبی ، خواستار کمرنگ نمودن حضور نیروهای روسی در این مناطق و کمک به گسترش صلح و ثبات در گرجستان گردیده است. در ابعاد اقتصادی نیز این اتحادیه تلاش نموده با طرح برنامه ای تحت عنوان «مشارکت به سوی شرق» در مورد فعالتر شدن روابط با گرجستان، اوکرائین، مولداوی، ارمنستان، آذربایجان و روسیه سفید (در صورت برخی شرایط) جهت نزدیکتر شدن آنان به اتحادیه اروپا زمینه های لازم را ایجاد نماید. این اقدام اتحادیه اروپا هر چند امیدواری لازم برای بهبود کیفی مناسبات این نهاد با کشورهای قفقاز و از جمله گرجستان را ایجاد نموده، اما تا محقق شدن کامل اهداف این برنامه که سه برابر کردن کمک اتحادیه اروپا به کشورهای منطقه و حمایت جدی جهت تشکیل ساختارهای دموکراتیک در آنها عنوان شده راه درازی در پیش رو خواهد داشت. یعنی کشورهایی مانند آلمان – لهستان – سوئد – فرانسه و چک از این برنامه حمایت نموده اند و به باور مقامات اروپایی کمک و مساعدت اتحادیه اروپا موجب آزاد ساختن این کشور ها از وابستگی اقتصادی به روسیه می شود. روابط نزدیک تجاری به رشد تولید کالاهای صادراتی و فروش آن در بازارهای کشورهای اروپا کمک خواهد کرد و  بر رژیم ویزا با این کشورها نیز تاثیرگذارخواهدبود.در مقابل به نظر می رسد که برخی از رهبران کشورهای اروپایی بر این باور هستند که کمک اتحادیه اروپا به روسیه میزان سلطه جویی آن کشور نسبت به کشورهای اتحاد شوروی سابق را افزایش می دهد. بنابر این کمک اتحادیه اروپا به روسیه میتواند برای خود این اتحادیه خطر آفرین باشد. از همین رو ممکن است میزان ترس از روسیه باعث تقسیم مواضع کشورهای اتحادیه اروپا نسبت به آن کشور باشد.

دیدگاه این عده از رهبران اروپایی منبعث از تجارب تلخ آنها از ادوار مختلف همسایگی با روسیه می باشد. اروپا در تمامی ادوار بعد از جنگ جهانی دوم موسوم به جنگ سرد همواره جولانگاه و میدان نبرد امریکا  و شوروی بوده و رهبران اروپایی هیچگاه نتوانستند خود را قانع کنند که در یک منازعه تمام عیار  امریکا حاضر خواهد بود امنیت خود را به خاطر حفظ امنیت اروپا به خطر بیاندازد. در سالهای پس از جنگ سرد نیز اروپا ناچار به همکار ی و تعامل با روسیه بوده است. صرف نظر از مسائل امنیتی و نظامی اروپا اولین و بزرگترین قربانی محدود شدن جریان انتقال انرژی از شرق به غرب خواهدبود .

اقدامات اتحادیه اروپا با نظر داشت واقعیت های مذکور ، نوعی مماشات را نیز در این فرآیند در پی داشته است که مانع برخورد قاطعانه اتحادیه اروپا نسبت به عملکرد خصمانه روسیه در گرجستان می باشد. در منظر اتحادیه اروپا ، بحران گرجستان ، ساختارهای امنیتی شکل گرفته در اروپا از جمله سازمان امنیت و همکاری اروپا را تحت تأثیر قرار داده و به همین دلیل اتحادیه اروپا همواره تلاش نموده  بحران را به نوعی حل و فصل نماید که نه روسیه ، نه اروپا ، نه گرجستان و نه آمریکا متضرر شوند و این خود نشانگر ناکارآمدی رهیافتی و عدم رسیدن به چنین ثباتی است . در واقع به نظر میرسد اتحادیه اروپا از ابزارها ی لازم وکافی برای تحت تاثیر قراردادن روسیه با هدف تغییر رفتار این کشور در منطقه قفقاز جنوبی برخوردار نمیباشد .

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در چه صورتی استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا توسط دولت گرجستان به رسمیت شناخته  میشود؟

با توجه به رفتار و مواضع دولت گرجستان که همواره این مناطق را بخشی از سرزمین خود قلمداد نموده و در این مسیر خواسته یا ناخواسته متحمل هزینه هایی فراوانی نیز شده است.  در کنار رفتار دولت روسیه که استقلال خواهی این مناطق را موضوع و بهانه ای برای تحت فشار قراردادن و افزایش خطر سقوط دولت ساکاشویلی قرار داد و تا کنون نیز – علی رغم تلاش های صورت گرفته و همچنین مواضع شفاهی اتخاذ شده – اقدام عملی برای حل بحران از طریق سیاسی اتخاذ ننموده است.لذا به نظر نمیرسد که چشم انداز روشنی برای حصول به نتیجه در این مناطق وجود داشته باشند. مگر آنکه در گرجستان دولتی صد در صد وابسته به روسیه بر سر کار بیاید که بتواند موضوع را تمام شده تلقی نماید .

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: در شرایط نوین به نظر شما ممکن است جمهوری گرجستان  برای حل بحران اوستیای جنوبی و آبخازیا دست به حمله نظامی بزند؟

به نظر میرسد گرجستان تا مدتها ی زیادی تمایل وتوانی برای انجام برنامه های نظامی از این دست نداشته باشد .

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: به نظر شما علل بهبود و گسترش روابط ایران و گرجستان در سالهای اخیر  چیست ؟ 

ایران کشور قدرتمند در منطقه و دارای روابط بسیار خوب با کشورهای منطقه قفقاز و روسیه می باشد. همچنین ج.ا.ایران دارای جایگاه رفیعی در میان کشورهای اسلامی و همچنین کشورهای غیر متعهد میباشد . همه این موارد ایجاب میکند که کشوری مانند گرجستان برای افزایش تعاملات منطقه ای و فرامنطقه ای خود زمینه های افزایش همکاری با ج.ا.ایران را فراهم نماید .

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: به نگاه شما تنفلیس تا چه توانسته است در روابط خود با امریکا و ایران توازن برقرار کند؟

 مناسبات گرجستان با همسایگان خود و ازجمله ج.ا. ایران با مناسبات این کشوربا امریکا قابل مقایسه نیست. مناسبات گرجستان با امریکا بیش از آنکه برای این کشور فواید عملی و مثبیتی در بر داشته باشد بیشتر سبب افزایش تخاصمات منطقه ای و تیرگی روابط با همسایگان گردیده است. ازنقطه نظر همکاری های دو جانبه و منطقه ای افزایش همکاری ها بین دوکشور ایران وگرجستان دارای تبعات مثبت و قابل رویتی خواهند بود که می توانند در آینده از چشم انداز روشن تری نیز برخوردار شوند .

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: جمهوری گرجستان در حال افزایش همکاری‌های خود با سازمان آتلانتیک شمالی یا ناتو است. نگاه شما نسبت به عضویت این کشور در ناتو  چیست؟

بعد از فروپاشی شوروی ، ناتو به حوزه نفوذ روسیه در اروپای شرقی نفوذ کرد و به عضوگیری از کشورهای شرقی اروپا و تعدادی از کشورهای نوظهور منشعب شده از شوروی درآمد . در این مقطع روسیه توان نظامی ، اقتصادی و سیاسیا خوبی نداشت و ناتو هیچ رقیبی را در این راستا برای خود نمی دید . اما با مطرح شدن عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو ، روسیه عملاً خود را در آستانه یک تهدید امنیتی بزرگ و چالشی در خاور نزدیک دید که به مقابله با آن برخواست . ناتو برای عضویت گرجستان در اسن سازمان ، از آنها خواست تا به مشکلات و بی ثباتی سیاسی داخلی پایان داده و آن را حل نمایند ، اما روسیه به این مناقشات و تفرقه انگیزی های موجود دامن میزند تا مانع پیوست گرجستان به ناتو گردد .

از دیدگاه گرجستان همکاری با ناتو می تواند گرجستان را به یکی کشور امن در مسیر عبو خطوط لوله انتقال انرژی منطقه اروپا تبدیل کند. علاوه بر آن گرجستان از طریق ناتو در پی تحکیم موقعیت داخلی، تقویت موقعیت بین المللی، ارتقاء کارایی نیروهای مسلح و اعاده تمامیت ارضی خود می‌باشد. علاوه بر این گرجستان حضور در ناتو را به عنوان مقدمه‌ای برای اروپایی شدن و دریافت کمک های مالی بیشتر می‌دانند.

باید گفت که علیرغم تلاشهای بی وقفه گرجستان برای پیوستن به ناتو و گذراندن اکثر مراحل عضویت در ناتو ، این کشور به خاطر داشتن مشکلات و بحرانهای داخلی نمی تواند در حال حاضر به ناتو بپیوندد و راه اندازی جنگ با اوستیا باعث شد که کشورهای اروپایی حداقل برای مقطعی نامشخص نتوانند در مورد عضویت گرجستان و اوکراین تصمیم گیری قاطعی کنند و بدین ترتیب بحران گرجستان ، عضویت اوکراین در ناتو را نیز تحت تأثیر قرار داد .

 *****

گفتگو از : فرزاد رمضانی بونش

 

Share