May 15, 2022 – 6:35 am | Comments Off on رویکرد ایران در قبال مسئله قدرت یابی طالبان

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح– IPSC

مشکلات و مسائل مختلفی که در طی سالیان گذشته بین ایران و افغانستان-به عنوان یکی از بازارها و مسیرهای مهم صادراتی ایران- شکل گرفته است کماکان …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

سطح انتظارات از دستگاه دیپلماسی باید با واقعیت تطبیق کند مصاحبه با رامین مهمانپرست

نگارش در June 18, 2012 – 12:35 pm
سطح انتظارات از دستگاه دیپلماسی باید با واقعیت تطبیق کند  مصاحبه با رامین مهمانپرست
Share


مریم سالاری

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

روند انقلابات و تحولات منطقه خاورمیانه طی ماههای گذشته  تا حدودی تغییراتی را در برخی بازیگران منطقه‌  و از جمله نقش ایران در این حوزه مهم استراتژیک پدیدار ساخته است تا جا به جایی در اولویتهای سیاست خارجی کشورمان را الزامی سازد. نگرش کلی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران به مسائل پیرامون خود و چگونگی تعامل با بازیگران بین‌المللی و یا نحوه ایفای نقشی که در جریان این تحولات برای خود در عرصه منطقه ای و بین‌المللی تعریف کرده است موضوع بحثی بود که با رامین مهمانپرست،‌ سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشورمان مطرح کردیم. وی در این گفت و گو به انتقادات مطرح شده درباره نحوه موضع گیری دستگاه سیاست خارجی درباره وقایع منطقه و از جمله ادعاهای امارات بر جزایر سه گانه  پاسخ داد. مهمانپرست ضمن ارائه توضیحاتی، در پایان،‌ ظرفیت های دیپلماسی رسمی را در برخورد با تحولات و رخدادهای منطقه از جمله مساله جزایر، محدود دانست و گفت که همه دستگاهها و افکار عمومی باید دراین باره بسیج شوند.  مشروح این گفت و گو در ادامه می آید:  

کلید واژگان: ایران- انقلابات منطقه- جزایر سه گانه – دیپلماسی عمومی

از برنامه ها و دستورکار دستگاه دیپلماسی کشور در سال  91 شروع می کنم با توجه به تحولات رخ داده در کشورهای منطقه در  سال گذشته و موضوع جزایر سه گانه که اخیرا بخش زیادی از فضای رسانه ای را به خود مشغول کرده  و موضع گیری وزارت امور خارجه در قبال این وقایع،‌ چه اولویت هایی در دستور کار دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است؟

طبیعی است که وظیفه  اصلی دستگاه سیاست خارجی توسعه روابط همه جانبه با کشورهای مختلف برای تامین منافع ملی کشور است. در بحث رابطه با سایر کشورها تنها استثنا برای عدم پیگیری تعامل،‌ روابط با ایالات متحده آمریکاست که هیچ تصمیمی فعلا برای اینکه روابط با این کشور به طور رسمی دنبال شود، گرفته نشده است. البته با بعضی کشورهای دیگر ممکن است روابط دچار یک محدودیت جدی شده باشد مثل بحث انگلستان،‌ که در حال حاضر ما برنامه ای برای پیگیری مشخص روابط با این کشور نداریم چون مجلس شورای اسلامی سطح رابطه را به کاهش کاردار تقلیل داد. بعد از آن حوادثی اتفاق افتاد و در حرکت اعتراضی تعدادی از دانشجویان کشورمان مسائلی اتفاق افتاد که منجر به خروج دیپلماتهای انگلیس از کشورمان شد که با خروج دیپلماتهای کشورمان از انگلیس، ‌به نقطه ای رسیدیم که باید صبر کنیم ببینیم در آینده چه اتفاقی می افتد. ولی خب من قبلا هم اعلام کردم انگلیس با نوع رفتاری که طی تاریخ در ایران به جا گذاشته مردم ما خیلی هم از این قطع رابطه احساس ناراحتی نمی کنند و انگلیس را همیشه به خاطر رفتارهای نسجیده ای که علیه مردم داشته مقصر می دانند. حادثه آخری هم که اتفاق افتاد و مردم ما را عصبانی کرد، پیشگامی انگلیس در بحث تحریم بانک مرکزی که نتیجه آن هم اتفاقاتی بود که افتاد. با سایر کشورهای اروپایی علی رغم بحث تحریم ها یا بهانه هایی که در رابطه با فعالیت های صلح امیز هسته ای کشورمان صورت می گیرد زمینه برای روابط همچنان فراهم است. بالاخره شرکتهای اروپایی از کار با ایران می توانند از منافع زیادی بهره ببرند. شاید نقطه نظرات کشورهای اروپایی درباره رفتار با نوع تنظیم رابطه با ایران یکسان نباشد ولی بر اساس مصوبه های اتحادیه اروپا گاهی مجبور می شوند که رفتاری در جهت تقابل با ایران داشته باشند. با سایر کشورهایی که در منطقه آسیا هستند ما سیاست جدی رابطه با کشورهای اسیایی و نگاه به شرق در برنامه مان قرار دارد. آینده اقتصادی جهان در موضوع اقتصادی بیشتر متوجه شرق خواهد بود و قدرتهای نوظهور اکثرا از کشورهای آسیایی در صحنه های بین المللی مطرح شده اند. ما برنامه جامعی را برای توسعه روابط با آنها در نظر گرفتیم.

معمولا شما در نشست های هفتگی و یا در مواقعی که بحث رابطه با انگلیس مورد پرسش قرار میگیرد سعی کردید با ادبیات نرم پاسخ دهید که ضمن اینکه نارضایتی جامعه ایرانی را می رساند در عین حال از بر هم خوردن همین ارتباطاتی هم که وجود دارد جلوگیری می کند آیا این مساله به این خاطر نیست که تلاشهایی از جانب دو طرف و یا انگلیس برای ترمیم روابط آسیب دیده صورت می گیرد؟ آیا ادبیات شما به این دلیل است که این تلاشها مخدوش نشود؟

من وقتی در این رابطه صبحت می کنم نظرات شخصی ام را اعلام نمی کنم بلکه به عنوان سخنگوی وزات امور خارجه، نظرات دستگاه سیاست خارجه را مطرح می کنم. ما مجری سیاست خارجی کشورمان هستیم. سیاست های کلان در دستگاههای دیگری پرداخته و تصویب می شود. شورای عالی امنیت ملی مهم ترین مرجع تکلیف سیاست های کلان است و نقطه نظرات و مصوبات آنها بعد از تایید مقام معظم رهبری در دستور کار دستگاه دیپلماسی قرار می گیرد. به صورت اولیه و ذاتی کار وزارت امور خارجه توسعه روابط با سایر کشورهاست و ما می بایست تمام حداکثر تلاشمان را برای بهره برداری منافع ملی خود از روابط با سایر کشورها انجام دهیم. اگر یک حادثه ای اتفاق بیافتد که مسائل جدیدی را در دستور کار بگذارد ما آنها را دنبال خواهیم کرد.

یعنی الان زمینه ای برای رابطه عادلانه و مناسب با انگلیس فراهم شده است؟

آنچه در ایران تصمیم گرفته و قانونی شد بحث کاهش روابط بود. مجلس به دنبال رفتار انگلیس تصمیم گرفت سطح رابطه را کاهش دهد موضع کشور ما در مراجع قانونی و تصمیم گیر خود کاهش رابطه در سطح کاردار بود. گزینه دیگر می توانست قطع رابطه باشد ولی آنچه که تصویب شد کاهش رابطه بود. گاهی ممکن است برخی از دوستان به دلیل احساسی که از نوع رفتارهای خصمانه انگلیس دارند دوست داشته باشند که فراتر از تصمیمات قانونی نظرات خودشان را بگویند که این اشکالی ندارد. ولی تا موقعی که سیاست رسمی کشور چیز دیگری جدای از احساسات برخی از مردم ما باشد من به عنوان سخنگوی وزارت امور خارجه مکلفم که مواضع رسمی کشور را اعلام بکنم. حالا ممکن است بگویند که شما در این اعلام مواضع منفعلانه برخورد می کنید یا محکم حرف نمی زنید که این تحکم هم تعریف خاص خود را دارد. ولی در نهایت آنچه که ما اعلام می کنیم تصمیم نظام است.

اجازه بدهید این گونه بپرسم که آیا در جریان کاهش روابط در این مدت، هیچ اتفاق تازه ای افتاده است؟ بالاخره تلاشهایی از سوی دو طرف صورت گرفته است. آیا این تلاشها به نتیجه ای هم رسیده است و می شود آن را تحول نامید؟

ما برای تعیین کشوری به عنوان حافظ منافع بحثی داشتیم. در مذاکراتی که بعد از خروج دیپلماتهای دو طرف صورت گرفت، مشکلات ایرانیان مقیم این کشور  پس از کاهش سطح روابط مطرح شد تا برای انجام امور کنسولی آنها راهکارهایی اندیشیده شود. حدود 400 هزار ایرانی در انگلیس به شکلهای مختلف زندگی می کنند که ممکن است به خاطر قطع روابط لطمه ببینند. این بحث ها هنوز به نتیجه ای نرسیده است. تصمیم گرفتیم ستادی را به سرپرستی مسئول کنسولی کشورمان در انگلیس تشکیل دهیم تا به مشکلات اتباع ایرانی مقیم این کشور رسیدگی شود.

در واقع این تمهیدات به این دلیل است که آن تلاشها به نتیجه نرسیده است؟

بله چون ما هنوز هیچ توافقی را با دولت انگلیس برای تسهیلات کنسولی در دو سفارتخانه نداشتیم تصمیم گرفتیم اقداماتی را انجام دهیم تا مشکلات اتباع خودمان را به حداقل برسانیم.

این مساله به خاطر عدم حسن نیت طرف انگلیسی بود؟

بالاخره آنها خیلی به صورت کارشناسی وارد بحث نشدند. این تصمیمی بود که وزیر خارجه انگلیس گرفت بنابراین الان دیگر خیلی جایی برای مانور و بررسی های کارشناسی وجود ندارد. که ما هم از طرق دیگر به حل مشکلات اتباعمان پرداختیم. شاید یکی از دلایلی که دولت انگلیس تلاش می کرد به توافقی برای همکاری های کنسولی دسترسی پیدا نکنیم این بود که تصور می کرد فشارهایی که به ایرانیان وارد می شود شاید به دولت منتقل شود و یک نوع نارضایتی در داخل ایجاد کند و از آن طریق بخواهد روابطی را دنبال کند که ما از طریق اقداماتی که انجام دادیم این اجازه را به آنها ندادیم.

انگلیس در چه صورت می تواند روابط خود را با ایران احیا کند؟ آیا هیچ دستور کار خاصی دراین رابطه وجود دارد؟

مقامات انگلیسی در خروج دیپلماتهایشان و همچنین دیپلماتهای ما رفتار نسنجیده و اشتباهی داشتند که در روابط تاثیر منفی می گذارد . به هر حال آنها اگر متوجه اشتباهشان شده باشند و عذرخواهی بکنند آن وقت درباره سطح رابطه بررسی های لازم را انجام خواهیم داد. با توجه به اینکه آنها این تصمیم را خودشان گرفتند هیچ میلی از طرف ما وجود ندارد. ما از موضع پایین با هیچ کشوری رابطه نخواهیم داشت.

در رابطه با برنامه های سال 91 به موضوعات دیگر هم اشاره ای می کنید؟

یکی از مهم ترین اولویت های سال سیاست خارجی کار با همسایگان و کشورهای منطقه با توجه به تحولات بیداری اسلامی است. ما همه تحولات منطقه را بسیار جدی دنبال می کنیم و فکر می کنیم این تحولات تاثیر گذاری جدی در تحولات خاورمیانه خواهد داشت. از حرکت مردم در منطقه حمایت می کنیم. فکر میکنیم استقلال این کشورها در منطقه می تواند نقش مهمی در عرصه منطقه و بین الملل داشته باشد. همه نوع آمادگی برای در اختیار گذاشتن تجربیات خود به این کشورها را اعلام کردیم. به محض اینکه نهادهای مردمی دراین کشورها شکل بگیرد ما تلاشمان را برای برقراری ارتباط با این کشورها از سر می گیریم.

با توجه به تحولات منطقه که خود شما هم به آنها اشاره کردید به نظر می رسد که موضع گیری دستگاه دیپلماسی کشورمان در عرصه رسانه ای محدود باقی مانده است. در مقایسه با برخی دیگر از کشورها که به صورت فعال، خط مشی منطقه ای خود را دنبال می کنند اما دستگاه سیاست خارجی ما صرفا در واکنش به رویدادها با رویکردی سلبی به واکنش می پردازد. مثلا درمورد جزایر سه گانه ما هیچ تمهیداتی برای جلوگیری از تکرار ادعاهای امارات صورت ندادیم در حالیکه از مذاکره با این کشور صحبت شد. با توجه به این مسائل چه راهکارهای عملیاتی برای جهت گیری در قبال کشورهای منطقه اندیشیده شده است؟

اجازه بدید به مساله جزایر اشاره کنم ماهیچ وقت نگفتیم می خواهیم با امارات درباره جزایر مذاکره کنیم. جزایر متعلق به ایران است. ادعای امارات هیچ اساسی ندارد. نه تنها هیچ مذاکره ای صورت نخواهد گرفت و اگر بحث مذاکرات بوده مربوط به رفع سوتفاهمات میان دو کشور در روابط فی مابین آنها بوده است و نه موضوع جزایر. درباره تحولات منطقه باید دید کشورهایی که در منطقه به ظاهر بسیار فعال هستند چه نتیجه عملی به دست آورده اند. صرف اینکه برخی کشورها در منطقه یکسری اظهارنظرهای تندی در منطقه داشته باشند،  ملاک موفقیت سیاست خارجی نیست. در ارزیابی هایمان باید ببینیم چه کشوری الان بیشترین تاثیرگذاری را در منطقه دارد. حتی می توان به تغییراتی که برخی از کشورها در شعارهای سیاست خارجی خود صورت دادند اشاره کرد که دچار تغییراتی زیادی شده است که به دلیل عدم تطبیق اظهاراتشان با واقعیت بوده است که این خود نشان دهنده بی اقتداری این کشورهاست. بحثهای مربوط به سیاست خارجی کشورها باید کمی علمی تر و محتوایی تر شود. نکته ای که باید در تحرکات کشورهای به ظاهر متحرک بگویم این است که این کشورها با مقامات دولتی کشورهای منطقه ارتباط برقرار می کنند در صورتیکه خیلی از مقامات دولتی آن کشورها مورد حمایت مردم خودشان نیستند و مخاطب اصلی ما، مردم منطقه هستند. در حالیکه مقامات رسمی کشورها ممکن است در صف اصلی تغییر و تحولات قرار داشته باشند و اصلا نماینده واقعی مردم ان کشورها نباشند.  برخی از این اجلاسها که برگزار شد کدام یک مورد حمایت مردم این کشورها بود. مثلا درمورد کشوری مثل سوریه آقای کوفی عنان به عنوان نماینده سازمان ملل برای پیگیری یک طرح شش ماده ای وارد سوریه شد ،‌ طرحی که  می توانست به شکل مناسب تری دنبال شود. این در حالی است که کشورهای دیگر بدون آنکه فرصت اجرای این طرح را بدهند بلافاصله سلاح برای مخالفین دولت سوریه می فرستند

تحلیل شما کاملا درست اما پاسخ به سوال ما نیست. پرسش ما این است که به دلیل این تحولاتی که وجود دارد آیا سکوت دستگاه دیپلماسی و تحرکات زیر پوستی یا پشت پرده اش با اهداف مشخصی صورت گرفته یا ما نتوانستیم واکنش نشان دهیم؟ کشورهایی هستند که دیپلماسی شان در رابطه با سوریه دچار تناقض و یا شکست شده اما به هر حال همه تلاششان را کردند مثلا آیا ما نمی توانستیم امروز ادعا کنیم اگر دیپلماسی ما فعال تر بود الان فشارها روی محور مقاومت در منطقه کمتر از الان بود؟ آیا نمی توانستیم در مقابل نشست دوستان سوریه نشستی متشکل از کشورهایی که هنوز در قبال وقایع سوریه موضع گیری نکردند و دچار ابهام هستند برگزار کنیم ؟ ضمن اینکه حالا ممکن است آنها درباره سوریه به جمع بندی نرسیده باشند اما درباره نام خلیج فارس چطور؟ حتی ما شاهدیم که گوگل هم تحت این ادعاها نام خلیج فارس را تغییر داده است خب ما در قبال این کارها چه می کنیم ؟ اگر رویه های حقوقی موثر نبود نمی توانیم به روش خودمان دریای عمان را دریای ایران بنامیم؟

سیاست خارجی فقط با تحرک، مشخص نمی شود سیاست خارجی مجموعه ای از اقدامات است. در ارزیابی سیاست خارجی نزدیک شدن یا نشدن به نقطه هدف مهم است  که باید دید این اتفاق افتاده است یا خیر. قدرت کشور در مجموع بیشتر شده یا کمتر شده است. باید برای این ارزیابی ملاک داشته باشیم. اینکه شما می گویید برخی از کشورها اجلاس گذاشتند من می گویم ممکن است برخی از این اجلاسها یک تحرکی را نشان دهد ولی تا موقعی که نتواند تاثیر مهمی در منطقه بگذارد اهمیتی ندارد. اینکه اجلاس بگذاریم و مقام رسمی کشورها را دعوت کنیم اولا مقام رسمی کدام کشور را دعوت کنیم مقام رسمی چه کشورهایی را مثلا؟

مثل هند،‌چین مالزی روسیه و کشورهایی که می توانیم با آنها توازن قوا برقرار کنیم که به هر حال یک نوع حمایت معنوی را از تحولات کشورهای مورد نظرمان به عمل بیاوریم

این می تواند یکی از راهها باشد که مشکلات خود را دارد. مقامات رسمی این کشورها در قبال تحولات سایر کشورها خیلی محتاطانه برخورد می کنند و مثل جمهوری اسلامی، دفاع لازم از حق مردم را به عمل     نمی آوردند. آنها ملاحظات خودشان را دارند و حاضر هم نیستند در برنامه های این چنینی شرکت کنند. ولی عدم برگزاری این نشستها به این معنی نیست که حرفمان را نزنیم. در تماسهایی که با انها داشتیم  تحولات و رخدادهای منطقه را بررسی می کنیم حتی با خود کشورهای درگیر تحولات هم ارتباط برقرار کردیم و به آنها هشدار دادیم. اما این اقدامات تاثیرات خاص خود را داشته است. مثلا درباره تحولات بحرین اوایل هیچ کشوری اطلاعی از اوضاع این کشور نداشت. الان به دلیل فشار به اتحادیه اروپا،‌اعتراض به سیاست های آمریکا در سازمان ملل، نامه های رسمی که به سران کشورهای مختلف و مسئولین سازمانهای مختلف ازجمله به سازمان کشورهای اسلامی داده شد و در گفت و گو با سران کشورهای مختلف درباره وقایع بحرین و یمن حرف زدیم  اینها باعث شده که ادبیات راجع به این کشورها تغییر کند. الان حتی دولت آمریکایی مقامات بحرین را سرزنش می کند که چرا این گونه برخورد می کنند. توانایی کشورها برای انتقال مواضعشان بستگی به امکانات و توانایی هایشان دارد. خواست اصلی نظام ما تغییر یک نظام ناعادلانه جهانی است. سطح انتظارات شما باید با واقعیت تطبیق کند. در بحرین مردم سرکوب می شوند. در اینجا نفوذ در میان نمایندگان مردم است نه نمایندگان دولتها. کشورهای قدرتمند با استفاده از نفوذشان در ائتلاف های منطقه ای و بین المللی ابزارهای بیشتری دارند.

نه ببینید بحثی که الان  وجود دارد این است که کشورهایی در منطقه هستند که دارای منافعند. می خواهیم ببینیم آیا در منطقه تحرکی وجود دارد که این منافع برجسته تر شود و بتواند یک جبهه دیگری حالا نه به قدرت جبهه های غربی و عربی ولی به شکلی که نقش بازدارندگی داشته باشد، شکل دهد؟

من می گویم کاری که می خواهیم در برابر رفتارهای ظالمانه انجام شود فقط شکل ظاهری اش این نیست که با محوریت آن کشور اجلاسی گذاشته شود. شاید اصلا کشورهای دیگر شما را برای این مساله قبول نکنند. اما ما  تحرکات خودمان را انجام می دهیم. اگر تحرکاتی از سوی کشورما رخ نمی داد سوریه یک سال پیش سقوط کرده بود و یا اگر موضع گیری های ما نبود حرکت مردم خیلی وقت پیش در نطفه خفه شده بود. تنها جایی که می توانند از طریق آن صدایشان را به گوش بقیه برسانند جمهوری اسلامی ایران است.

یک زمزمه ای در افکار عمومی شکل گرفته است که ایران در قبال تحولات و  اقدامات کشورهای عربی می تواند مقابله به مثل انجام دهد ولی این کار را انجام نمی دهد

این حرف خوبی نیست مثلا اگر کشوری می اید یک جعل تاریخی انجام می دهد ما در این باره با آنها بحثی نداریم. واقعیت، ‌واقعیت است و حرفی درباره آن نباید صورت بگیرد ما می گوییم به همان نسبت که کسی حق ندارد نام دریای خلیج فارس را تغییر دهد ما هم نباید دنبال این باشیم که نام منطقه ای را تغییر دهیم ما باید وجدان عمومی را در روشن بکنیم. در جنگ نابرابری که کشورهای قوی تر با استفاده از قدرت رسانه ای می خواهند تحریف صورت بگیرد باید با استفاده از دیپلماسی عمومی، افکار را روشن کرد چرا که ظرفیت های دیپلماسی رسمی محدود است.

آقای دکتر این جنگ به لحاظ دیپلماتیک،‌اقتصادی و سیاسی نابرابر است و هزینه های زیادی برای آن داده می شود ولی این پیشنهادی که مورد رضایت شما نیست  توسط کشورهای دیگر اتفاق می افتد. وقتی انگلیس اقدام به اخراج دیپلماتهای ایرانی می کند، ایران هم مقابله به مثل می کند و به رویه حقوقی آن نگاه نمی کند اما در سوی دیگر وقتی در مدارس عمان و عربی صحبت از خلیج عرب می شود یعنی ظرفیتی وجود ندارد که شما اقدام متقابل انجام دهید؟

این مساله نقطه اختلاف ما با رسانه هایمان است اگر طرف مقابل ما در حال استفاده از ابزاری است که تخریب می کند،‌ جعل می کند و تهمت می زند ما اعتقاد داریم جمهوری اسلامی هستیم که می خواهیم یک نوع عدالت را در دنیا برقرار کنیم و ارزش ها برقرار شود. اگر آنها بی اخلاقی و تحریف و جعل کنند جوابشان همان کارها نیست. رسانه ها این را باید بفهمند. ما سیاستی را قبول داریم که بر مبنای اخلاق باشد اگر ادعاهای آنها را تکرار کنیم باید اسلامی بودن را کنار بگذاریم. وقتی یک بی اخلاقی صورت گرفته شما به عنوان رسانه اشکالی ندارد مقابله کنید. مردم فکر می کنند که کار زشتی صورت گرفته و دوست دارند که جواب آنها را بی ادبانه بدهند ولی انتظار نداشته باشید که دستگاه دیپلماسی در موضع رسمی خود کار غلط انها را با یک کار غلط جواب دهد و ما نمی توانیم بیاییم دریای عمان را دریای ایران بنامیم. ما معتقدیم که عصبانیت ناشی از رفتار هتاکانه طرف مقابل نباید ما را از اصول خارج کند. در غیر این صورت فرقی با کشورهای زورگویی که مورد قبول ما نیستند نداریم. ما در قالب رسمی، به تحریف نام یادداشت های اعتراض می فرستیم  و به طور مکرر به مراجع حقوقی بین المللی و سازمان ملل را شکایت می کنیم که بر همین اساس سازمان ملل هفت بخشنامه صادر کرده و به کشورها اعلام کرده که از نام خلیج فارس باید استفاده شود. در این رابطه همه دستگاهها و افکار عمومی بسیج شوند و فقط این موضوع را به گردن دستگاه دیپلماسی نیاندازند.

 

 

 

 

 

Share