مهر ۳۰, ۱۴۰۰ – ۹:۳۲ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح– IPSC

پاکستان که یکی از عجیب ترین متحدان ایالات متحده امریکا در جنوب آسیا محسوب می شود و توسط ائتلافی متزلزل از سیاستمداران ناکارآمد و رهبران نظامی …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » افغانستان, ايران, تاجیکستان, مقالات, مقالات تحلیلی

سازمان فرهنگی هنری کشورهای فارسی زبان گامی به سوی همگرایی بیشتر

نگارش در خرداد ۸, ۱۳۹۲ – ۱:۲۵ ق.ظ
سازمان فرهنگی هنری کشورهای فارسی زبان گامی به سوی همگرایی بیشتر
Share

 علی علیزاده

مرکز بین­ المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد:

افغانستان و تاجیکستان در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از جایگاه ویژه­ای برخوردار هستند و تعامل با این دو کشور به دلایل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از اهداف ایران بوده و همواره مورد تاکید قرار داشته است. این منطقه به لحاظ تاریخی و فرهنگی از مناطق مهم در سیاست خارجی ایران به شمار می­رود و میراث مشترک فرهنگی و سابقه حضور در یک حوزه فرهنگی و تمدنی مشترک از ویژگی­های منحصر به فرد برای جمهوری اسلامی ایران به حساب می­آید. به نظر می­رسد همگرایی فرهنگی در بین این سه کشور یکی از اولویت­های مشترک هر سه کشور به شمار می­رود و به واقع می­تواند زمینه خوبی برای گسترش همکاری در سایر حوزه­های ارتباطی از جمله سیاسی و اقتصادی را فراهم آورد. چندی پیش و در حاشیه برگزاری نمایشگاه کتاب تهران در سال جاری تفاهم­نامه تشکیل سازمان فرهنگی هنری کشورهای فارسی زبان امضا شد. سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران و میرزا شاهرخ اسراری وزیر فرهنگ تاجیکستان، ضمن امضای این تفاهم‌نامه آغاز به کار این سازمان را اعلام کردند. پیش­تر نیز سید مخدوم رهین وزیر فرهنگ و اطلاعات جمهوری اسلامی افغانستان این بیانیه را امضا کرده بود. هدف از تشکیل سازمان یادشده، نهادینه ساختن سیاست­ها و برنامه­های مشترک کشورهای فارسی زبان ایران، تاجیکستان و افغانستان در خصوص فرهنگ، هنر و ادبیات عنوان شده است. سوال اساسی این پژوهش آن است که آیا تشکیل چنین سازمانی توام با موفقیت خواهد بود و آیا همگرایی فرهنگی می­تواند زمینه همگرایی در سایر حوزه­ها را افزایش دهد؟

واژگان کلیدی: همکاری فرهنگی، سازمان فرهنگی هنری کشورهای فارسی زبان، اشتراکات فرهنگی و تاریخی

تحلیل رخداد:

براساس تئوری­های واقع­گرایی، مباحث فرهنگی در قلمرو سیاست سفلی قرار می­گیرد که از حوزه سیاست والا متفاوت و متمایز است. ولی نگاه جدید به مقوله فرهنگ بیانگر این نکته مهم است که فرهنگ نه یک عامل یک سویه بلکه عاملی دو یا چندسویه بوده و مولفه­ای از مولفه­های قدرت و امنیت به شمار می­رود. براین اساس در همگرایی کشورهای مورد اشاره، فرهنگ یک عامل موثر به شمار می­رود. تعاملات فرهنگی میان سه کشور ایران ، افغانستان و تاجیکستان از سابقه دیرینه‌ای برخوردار است. مشترکات زبانی، ادبی، تاریخی، سنتی، قومیتی و به طور کلی فرهنگی این کشورها غیر قابل انکار است. فرهنگ کشورهای فارسی زبان چنان در هم تنیده است که تفکیک آن‌ها دشوار می‌نماید و مهم‌ترین مشخصه آن را شاید بتوان عنصر زبان به عنوان بخش مهمی از فرهنگ دانست.

در سال­های پس از انقلاب و در حوزه سیاست خارجی یکی از رویکردهای جمهوری اسلامی ایران، گسترش مناسبات فرهنگی با کشورهای همسایه است. از این نظر جمهوری اسلامی ایران توجه خاصی به کشورهایی دارد که نقاط مشترکی با ایران دارند. این نقاط مشترک می­توانند زمینه­های برقراری پیوندهای سازنده در قالب روابط دوجانبه و چندجانبه باشند. به نظر می­رسد تقویت روابط با کشورهای فارسی زبان در این مقوله جای می­گیرد. ایده برقراری همکاری­های سه جانبه میان سه کشور ایران، افغانستان و تاجیکستان از زمان فروپاشی شوروی سابق، مورد توجه دولتمردان جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. در واقع، پایان جنگ سرد باعث شد تا زمینه های مناسبی برای برقراری و بسط روابط فرهنگی با تأکید بر زبان فارسی میان سه کشور مذکور به وجود آید[1]. انتخاب سیاست همگرایی در بین این سه کشور پس از سقوط طالبان در افغانستان بیش از پیش احساس شد و به نوعی انتخابی عقلانی بود البته در این بین تحولات گسترده در ساختار قدرت نظام بین­الملل طرح این همکاری را معنی دار می­کند زیرا در شرایط فعلی جهانی و به هم خوردن بسیاری از نظم­های پیشین، برای حفظ فرهنگ ملی و مقابله با هجوم فرهنگی لازم است تا طرح­های بیشتری برای همگرایی در عرصه فرهنگ بین این سه کشور شکل گیرد. صاحب­نظران عرصه فرهنگی، مقوله فرهنگ را به عنوان موتور محرکه توسعه، زمینه­ساز حرکت جوامع و الگوهای رفتار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی می­دانند که با فروکش کردن چالش­های ایدئولوژیکی، نقش آن به عنوان پارادایم جایگزین به تدریج اهمیت یافته است. با توجه به این مهم می­توان امیدوار بود تا با تشکیل سازمانی مشترک بین کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان، پیوندهای فرهنگی و هنری بین ملت های منطقه تقویت شود و برنامه های مشترک علمی، فرهنگی و آموزشی توسعه یابد تا از این طریق به شناساندن حوزه مشترک ادبیات و فرهنگ مشترک در این سه کشور کمک بزرگی را بنماید. چندی پیش و در حاشیه برگزاری نمایشگاه کتاب تهران در سال جاری تفاهم­نامه تشکیل سازمان فرهنگی هنری کشورهای فارسی زبان امضا شد. سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران و میرزا شاهرخ اسراری وزیر فرهنگ تاجیکستان، ضمن امضای این تفاهم‌نامه آغاز به کار این سازمان را اعلام کردند. پیش­تر نیز سید مخدوم رهین وزیر فرهنگ و اطلاعات جمهوری اسلامی افغانستان این بیانیه را امضا کرده بود. طبق ماده یک اساسنامه، سازمان فرهنگی هنری آموزشی کشورهای عضو به ‌عنوان یک تشکیلات بین‌المللی عهده‌دار وظایف زیر است:

1- تقویت پیوندهای فرهنگی، علمی، آموزشی و اجتماعی بین ملت‌ها به‌ویژه نخبگان، دانشمندان، ادیبان و هنرمندان منطقه

2- تقویت همکاری در زمینه‌های تاریخ، فرهنگ و ادبیات، مردم شناسی، انسان شناسی، باستان شناسی و گردآوری و نگهداری میراث مشترک فرهنگی و معماری کشورهای عضو، حفظ ابدات تاریخی

3- ترویج و تشویق هنرهای اصیل ملی و بومی

4- ایجاد پیوندهای فرهنگی و ادبی در کشورها از طریق تاسیس اتحادیه‌ها، انجمن‌ها و سازمان ‌های مردم نهاد

5- حمایت از ایجاد و گسترش رشته‌ها، مراکز آموزشی و دانشگاهی و تحقیقات پیرامون مشترکات فرهنگی و ادبی خط نیاکان در کشورهای دیگر و حمایت از فعالیت‌های آن‌ها

6- حمایت از پژوهش‌ها و تالیفات برتر در زمینه فرهنگ و تمدن و ادبیات مشترک

7- احیای آئین‌های مشترک و تلاش جهت شناساندن آنان به سایر ملل

8- کمک به توسعه همکاری‌های فرهنگی در سایر زمینه‌ها مطابق با توافقات مربوطه[2].

در زمینه عوامل موفقیت برای سازمان فرهنگی مذکور باید اشاره داشت که یکی از عوامل موثر در موفقیت یک همکاری منطقه­ای وجود اراده سیاسی بین رهبران و تصمیم­گیرندگان اصلی اعضا است. به این معنا که برای به نتیجه رسیدن هر نوع همکاری چه در سطح سیاسی و چه عرصه فرهنگی، وجود اراده سیاسی دولت­ها بسیار مهم است چنان­که به کرات دیده شده که سازمانی به علت نبود اراده سیاسی و ناهماهنگی در برنامه­ریزی های سیاسی و اقتصادی موفقیت چندانی نداشته است. این سازمان در حال حاضر پتانسیل بالایی برای موفقیت در عرصه فرهنگی را دارد زیرا هم از سطح کم تنش و شاید با بالاترین درجه همگرایی آغاز شده است و نیز اراده رهبران را در هر سه کشور به خوبی می­توان دید که به دنبال موفقیت چنین همکاری هستند.

گسترش مناسبات فرهنگی بین کشورها و بهره گرفتن از تجربیات یکدیگر می‌‌تواند زمینه را برای گسترش مناسبات در حوزه‌های دیگر نیز فراهم کند. در دنیای امروز ما ناگزیریم با جهان رابطه داشته باشیم و چه بهتر که با جوامعی بیشتر رابطه برقرار کنیم که با ما از هر نظر سنخیت بیشتر داشته باشند. همچنین بنا به اعتقاد برخی از صاحب­نظران، در دنیای پررقابت امروز کشورها ناگزیرند برای حضور موفق در عرصه جهانی با تکیه بر همکاری­های منطقه­ای خود را وارد عرصه بالاتر کنند. با توجه به اشتراکات فراوانی که بین این سه کشور وجود دارد، بی­تردید گسترش همکاری فرهنگی می‌‌تواند در بسیاری از حوزه‌ها برای ایران راهگشا باشد. همچنین گسترش روابط در حوزه فرهنگ و دیگر حوزه‌ها بین سه کشور و ارتقای آن در سطح جوامع دیگر منطقه می‌‌تواند زمینه حضور فعال­تر در زیرسیستم آسیای مرکزی را نیز فراهم آورد. همگرایی منطقه­ای به عنوان فرآیندی جدیدی در روابط بین الملل، به ویژه پس از جنگ دوم مطرح شد. این فرآیند امروز، آن چنان فراگیر شده است که کشورهای مختلف جهان در اکثر نواحی به آن متمایل شده اند تا از طریق همگرایی تنش و درگیری را، کاهش و جایگاه­شان را در نظام بین­الملل ارتقا بخشند. کشورهای فارسی زبان؛ یعنی جمهوری اسلامی ایران، جمهوری اسلامی افغانستان و جمهوری تاجیکستان به لحاظ تاریخ و موقعیت استراتژیکی و ژئواکونومیکی از امتیازی ویژه و منحصر به فرد برخوردار هستند. افغانستان نیز به رغم محاط بودن در خشکی به دلایل ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک مانند قرار گرفتن در قلب آسیا و نیز وجود ذخایر متنوع معدنی، این کشور را به لحاظ منطقه­ای در جایگاه مناسب قرار داده است که در صورت استفاده بهینه از این فرصت می­تواند برای دو کشور هم زبان و منطقه منافع فراوانی را در برداشته باشد. تاجیکستان نیز، به لحاظ جغرافیای اهمیت خاصی دارد، داشتن مرز مشترک با چین و افغانستان و نزدیکی آن به هندوستان از جمله مواردی است که موجب شده این کشور دروازه آسیای مرکزی به این کشورها محسوب شود. با توجه به توانمندی­های مذکور، افزایش هر نوع همگرایی در بین کشورهای فارسی می­تواند بواسطه نزدیکی بیشتر دولت­ها و ملت­های آن­ه به هم و افزایش پیوندهای بین آن­ها، حایز اهمیت باشد. مجموعه کشورهای فارسی زبان ایران، افغانستان و تاجیکستان از مشترکات فراوان به لحاظ تاریخی، زبانی و فرهنگی برای همگرایی برخوردارند و این اشتراکات به صورت بالقوه و بالفعل می­تواند به شکل­گیری همکاری مؤثر و همگرایی در این کشورهای منجر شود. تبادلات فرهنگی می­تواند احساس بدبینی بوجود آمده را به نفع همگرایی در بین جوامع تا حدود زیادی کاهش دهد. به لحاظ اقتصادی، ایران می تواند از فرصت‌های خوبی در دو کشور افغانستان و تاجیکستان برخوردار شود و با سرمایه گذاری مناسب و معقول در طرح‌های عمرانی و صنعتی این دو کشور منافع قابل قبول اقتصادی را کسب کند. از طرف دیگر، ایران برای پیشبرد طرح‌های خود در زمینه انتقال انرژی نیازمند افزایش سطح همکاری‌های خود با کشورهای منطقه است تا بتواند علی‌رغم تلاش‌های آمریکا برای محدود کردن و به شکست کشاندن طرح‌های اقتصادی ایران، همکاری‌های خود را افزایش دهد. بدیهی است همکاری میان این سه کشور نمی‌تواند محدود و تنها متکی به مشترکات فرهنگی و زبان فارسی باشد، بلکه نیازمند تعاملی گسترده و فراگیر میان ملت‌های سه کشور است تا بتواند توسعه اقتصادی و اجتماعی و بهبود معیشت آنها را نیز در برگیرد.

دورنمای رخداد:

اکنون در دنیایی زندگی می کنیم که مقوله فرهنگ اصلی­ترین دغدغه تمامی جوامع بشری و عمده­ترین شاخصه مرزبندی و تعیین هویت ملل مختلف جهان شده است. تبادلات فرهنگی در دراز مدت می­تواند پیش داوری­های فرهنگی، تعصبات و کردارهای قالبی را که معمولا تعاملات میان فرهنگی را به هیجان آورد کاهش دهد. در رابطه بین دولتی نمی­توان انتظار داشت که الگوی روابط بین دولتی صرفا براساس سیاست قدرت و امنیت و یا بر مبنای وابستگی متقابل و همکاری­های اقتصادی صورت پذیرد اما به فرهنگ و تعاملات فرهنگی بهایی داده نشود. با توجه به مشکلات و مسایلی که در همگرایی در عرصه­های مختلف ممکن است بوجود آید، صاحب نظران معتقدند که در اولین گام برای همگرایی در سطح یک منطقه یا بین دو بازیگر، تعاملات فرهنگی باید مورد توجه قرار گیرد. به اعتقاد اکثر نظریه­پردازان، همگرایی ارتباطات و تبادل فرهنگی از مهم­ترین کارکردهایی است که ممکن است زمینه­ساز همگرایی بیشتر چه در سطح منطقه­ای و چه سطح جهانی شود و با گسترش ارتباطات فرهنگی نیاز به همفکری و تبادل نظر بیشتر ضرورت پیدا می­کند و بستر همکاری­های نوین چه در عرصه فرهنگ و چه در عرصه­های اقتصادی و سیاسی پدید می­آید و این نکته نشانگر جایگاه و اهمیت فرهنگ در گسترش همکاری و همفکری بین دولت­هاست. هر چند گسترش مناسبات ایران با کشورهای همجوار به ویژه با تأکید به رویکرد نگاه به شرق یکی از اولویت‌های دولت جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود، هنوز استراتژی و یا حتی طرح منسجمی در این­باره ارائه نشده است. می­توان امیدوار بود با تشکیل سازمان فرهنگی و هنری کشورهای فارسی زبان سطح همکاری­های موجود افزایش پیدا کرده و با برطرف نمودن برخی از دیدگاه­های خاص بین کشورهای مذکور زمینه­های بیشتری برای استفاده از فرصت­های اقتصادی و سیاسی بین آن­ها فراهم شود.


[1] http://www.csr.ir

[2] http://www.shamsfoundation.com/news-6027.aspx

Share