آذر ۴, ۱۴۰۰ – ۹:۱۶ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

همگرایی، وضعیتی است که در آن، گروه‎ها، سازمان‎ها، نهادها یا کشورها، برای حفظ منافع جمعی، به همکاری گسترده با یکدیگر بپردازند و به سوی نوعی وحدت …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

ریاست ایران بر مجمع کشورهای صادرکننده گاز: اهداف و فرصت­ها

نگارش در آذر ۱۷, ۱۳۹۱ – ۳:۰۱ ق.ظ
ریاست ایران بر مجمع کشورهای صادرکننده گاز: اهداف و فرصت­ها
Share

جواد بخشی

مرکز بین­المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد:

برای نخستین بار از زمان تشکیل مجمع کشورهای صادرکنده گاز، ریاست نشست وزارتی این مجمع در سال 2013 میلادی به ایران واگذار شد. ضمن آنکه با توافق کشورهای عضو GECF، تهران، آبان ماه سال آینده میزبان اجلاس بعدی خواهد بود. ایران یکی از بزرگترین کشورهای دارنده ذخایر گازی دنیا است که توان تولید آن از نیاز تزریق به مخازن نفتی و مصرف داخلی بیشتر می‌باشد. گاز می‌تواند ماده اولیه تولید مواد پتروشیمیایی و پالایشی باشد و یا به صورت مایع شده یا با خطوط لوله صادر شود. تزریق گاز به منابع نفتی، می‌تواند با افزایش ضریب بازیافت از مخازن نفتی، علاوه بر افزایش ظرفیت تولید نفت در کشور، گاز مخازن مشترک را ذخیره و صیانت نماید. بهره‌گیری از فرصتهای موجود و نیز فرصتهایی که در آینده ایجاد خواهد شد، نیازمند برنامه‌ای جامع است. در این مقاله اهداف ایران از حضور در این مجمع بررسی و به اهمیت ریاست ایران بر مجمع گاز اشاره خواهیم داشت.

واژگان کلیدی: ایران، مجمع کشورهای صادرکننده گاز، اهداف ایران از عضویت مجمع گاز، ریاست بر مجمع گاز

تحلیل رخداد:

نقش گاز طبیعی در تامین انرژی جهان در حال افزایش است. براساس مطالعات انجام گرفته، پیش بینی می شود مصرف جهانی گاز طبیعی به بیش از 5 تریلیون متر مکعب در سال 2030 برسد و سهم گاز طبیعی در سبد انرژی مصرفی از 23 درصد در سال 2000 به حدود 29 درصد در سال 2030 افزایش یابد.[1] بر این اساس و طبق پیش بینی EIA تقاضا برای گاز طبیعی از 18 درصد کل تقاضای انرژی در سال 1970 میلادی به 28 درصد در سال 2030 میلادی خواهد رسید و طبق روند کنونی، طی سال های 2000 تا 2030 با رشد سالانه 4/2 درصد، بیش از 2 برابر خواهد شد. انتظار می رود با پیشرفت فناوری های جدید تبدیل گاز طبیعی به سوخت های مایع مورد استفاده در بخش حمل و نقل طی سال های آتی، این افزایش تقاضا بیشتر شود.[2]

از مجموع منابع شناخته شده گاز جهان، حدود 45 تا 50 درصد آن در سه کشور روسیه، ایران و قطر قرار دارد و بقیه کشورها منبعی که بتوانند در دراز مدت بازار این سه کشور را با آن تهدید کنند، در اختیار ندارند. با وجود این پتانسیل بالا در بحث داشتن منابع گازی، تا سال 2001 کشورهای دارنده گاز هیچ سازمانی جهت هماهنگی و تصمیم گیری در مورد گاز نداشتند. تا اینکه به پیشنهاد ایران و موافقت سایر کشورهای دارنده گاز، مجمع کشورهای صادرکننده گاز در سال 2001 در تهران بنیاد نهاده شد تا همکاری محسوسی بین کشورهای تولیدکننده و صادرکننده گاز به وجود آورد.[3]

کل ذخایر گازی جهان در پایان سال 2011، معادل 4/208 تریلیون متر مکعب برآورده شده است. در میان مناطق مختلف جهان، کشورهای منطقه خاورمیانه با دارا بودن 4/38 درصد از این ذخایر رتبه ی نخست را به خود اختصاص داده‌اند (معادل 80 تریلیون متر مکعب). کشورهای منطقه ی اروپا و اوراسیا نیز با در اختیار داشتن 8/37 درصد از ذخایر اثبات شده ی گاز طبیعی در جهان رتبه ی دوم را به خود اختصاص داده‌اند (معادل 7/78 تریلیون متر مکعب). همچنین کشورهای عضو OECD، 9 درصد و کشورهای عضو اتحادیه ی اروپا 9/0 درصد از ذخایر اثبات شده گاز طبیعی را در اختیار دارند. این در حالی است که کشورهای عضوGECF، 59 درصد از ذخایر اثبات شده ی گاز طبیعی (معادل 6/122 تریلیون متر مکعب) را در اختیار دارند. همچنین تغییرات 20 سال گذشته این شاخص نشان دهنده ی افزایش چشمگیر ذخایر اثبات شده گاز طبیعی در مناطق مختلف جهان به خصوص در کشورهای عضو GECF و منطقه خاورمیانه است. در حالی که این شاخص در کشورهای عضو اتحادیه اروپا و شمال آمریکا طی این مدت با کاهش روبه‌رو بوده است.

کل گاز طبیعی تولیدی در جهان در سال 2011، معادل 2/3178 میلیارد متر مکعب برآورد شده است. در میان مناطق مختلف جهان، کشورهای منطقه اروپا و اوراسیا با معادل 6/31 درصد رتبه ی نخست را به لحاظ تولید گاز به خود اختصاص داده‌اند (معادل 4/1036 میلیارد متر مکعب). کشور‌های شمال آمریکا نیز با سهم 5/26 درصدی از تولید گاز طبیعی رتبه ی دوم را به خود اختصاص داده اند (معادل 2/864 میلیارد متر مکعب). همچنین کشورهای عضو OECD، 8/35 درصد و کشورهای عضو اتحادیه ی اروپا 7/4 درصد از تولید گاز طبیعی را دارا می باشند. لذا همان طور که مشاهده می‌شود کشورهای این مناطق بر خلاف سهم پایین ‌تر خود از ذخایر گاز طبیعی، سهم بیشتری در تولید جهانی آن به خود اختصاص داده‌ا‌ند. لازم به ذکر است که کشورهای عضو GECF، با در اختیار داشتن 3/36 درصد (معادل 02/1176 میلیارد متر مکعب) رتبه نخست تولید گاز طبیعی در جهان را دارا می‌باشند.

برخی از کارشناسان انرژی شکل گیری مجمع کشورهای صادر کننده گاز را یکی از برنامه های بلند مدت ایران می­دانند که با پیشنهاد و پی­گیریهای دیپلماتیک ایران تشکیل یافته است. از نظر برخی تحلیل­گران، ایران، سیاسی­ترین موضع را نسبت به این امر اقتصادی دارد. به طور کلی استراتژی ایران در مورد شکل­گیری این مجمع را باید در چارچوب استراتژی کلان انرژی ایران دید. ایران در وضعیت فشارهای سیاسی و بین­المللی بویژه تنش بر سر فعالیت­های صلح آمیز هسته­ای قرار دارد و موضوع ریاست در مجمع گاز و احتمال استفاده سیاسی ایران از ابزار انرژی، باعث حساسیت های بیشتر غربی ها و احتمال فشارهای بیشتر از سوی این کشورها برعلیه ایران، خواهد شد.

ایران به خوبی از اهمیت انرژی در بازارهای بین الملل کنونی و آتی، آگاه است. قرار داشتن در رتبه دوم به لحاظ ذخایر گازی پس از روسیه و بهره گیری از ابزار متمرکز انحصار انرژی در ژئوپلتیکی خاص و قرارگیری در بیضی انرژی خزر تا خلیج فارس به همراه پتانسیل سیطره و موقعیت ژئوپلتیکی در مسیرهای انتقال انرژی به بازارهای مصرف، سبب شده که ایران این پتانسیل را داشته باشد که در صورت حضور در بازارهای منطقه ای و نیز اروپایی بتواند در صورت وابستگی این کشورها به انرژی گاز طبیعی خود، از فشارهای سیاسی نسبت به خود بکاهد و به عنوان یک ابزار سیاسی به گاز بیاندیشد. در این راستا بهره­گیری از این ابزار برای حل و کاهش فشارهای بین­المللی اولین هدف سیاسی ایران می­تواند باشد. پس ایران می­تواند نسبت به موضوع انرژی رویکردی سیاسی داشته باشد. هدف دیگر ایران که ماهیت اقتصادی دارد، افزایش درآمدهای ارزی حاصل از فروش گاز است که از طریق افزایش قیمت در چارچوب کنترل عرضه درمجمع گاز امکان پذیر خواهد بود. جمهوری اسلامی ایران، سال­هاست که تلاش کرده، منابع درآمدی خود را متنوع­تر نماید. گاز و صادرات آن می­تواند گزینه مناسبی در این راه باشد. اگر چه محدودیت توان فنی ایران برای افزایش تولید انرژی سبب شده که ایران بر خلاف کشورهایی چون قطر و روسیه ( در حیطه گاز ) و عربستان و عراق ( در حوزه نفت ) نتواند استراتژی افزایش تولید را برای افزایش درآمد از انرژی در پیش بگیرد اما طبیعی است که اثرات مجمع گاز بر تصحیح فرمول قیمت گاز در قراردادهای خرید و فروش گاز و افزایش احتمالی قیمت گاز می تواند اثرات مهمی بر درآمدهای گازی ایران و رشد آن داشته باشد.

دورنمای رخداد:

وزیران کشورهای صادرکننده گاز در نشست خود در گینه استوایی ایران را به عنوان رئیس نشست وزرای مجمع کشورهای صادرکننده گاز در سال 2013 انتخاب کردند. این انتخاب در شرایط امروز اقتصادی کشور که تحریم‌های فزاینده غرب ادامه دارد فرصتی ارزشمند برای کشورمان محسوب می‌شود تا بتواند از رویداد پیش آمده نهایت استفاده را ببرد.

به نظر می­رسد با توجه به اینکه ایران خود دارای منابع عظیم گازی است بتواند با استفاده از دوره ریاست خود بر مجمع کشورهای صادرکننده گاز با رایزنی­های لازم در بازراهای گازی نفوذ بیشتری داشته باشد. ضمن اینکه ریاست بر مجمع گازی فرصت این را به ایران می­دهد تا در رقابت با قطر و روسیه از آن استفاده مناسب را انجام دهد.

یکی از موانع فعلی موفقیت مجمع گاز، عدم وجود یک بازار منسجم است که این امر طرفین درگیر در تجارت گاز را با مشکل مواجه کرده است، این امر فرصت مناسبی است تا جمهوری اسلامی ایران با استفاده مناسب از ریاست بر مجمع گاز ضمن تعامل بیشتر میان تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان عمده گاز جهان، باعث رفع این موضوع و ارتقا جایگاه دیپلماسی بویژه دیپلماسی گازی ایران شود. مجمع صادرکنندگان گاز شاید بتواند این تعامل سازنده را ایجاد کرده و چارچوبی برای فعالیت‌ در این عرصه در سطح جهان را در اختیار مسئولان کشورمان قرار دهد.



[1] موسسه مدیریت انرژی افق، استفاده بهینه از منابع گازی در ایران، تهران: دفتر مطالعات انرژی، صنایع و معادن مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، 1387، ص 147.

[2] علی، یوسفی، “ایجاد اوپک گازی،  آیا انحصار امکان پذیر است؟”، فصلنامه بررسی های اقتصاد انرژی، شماره 8، بهار 1386.

[3] ابراهیمی، ایلناز، سازمان کشورهای صادرکننده گاز شکل گیری فرصت ها و تهدیدها،( تهران: موسسه تحقیقاتی تدبیر اقتصادی، 1388)، 1.

Share